هوریار درختنشین🌳🌦
تنها جنس لذتی که جاش خالیه، لذت رشد و پیشرفته. این رو کلا ندارم این روزها.
راکد شدن هم بخشی از مسیره.
Forwarded from Hidden Chat
پیامی که چند دقیقه پیش داخل چنل گذاشتی رو با عمق وجودم میفهمم و یجورایی انگار دچارشم
کلا متن هات روح آدمو نوازش میکنه
کلا متن هات روح آدمو نوازش میکنه
Hidden Chat
پیامی که چند دقیقه پیش داخل چنل گذاشتی رو با عمق وجودم میفهمم و یجورایی انگار دچارشم کلا متن هات روح آدمو نوازش میکنه
نمیدونید چقدر این پیاماتون خوشحالم میکنه.
قلبم آب میشه قشنگ. :)
قلبم آب میشه قشنگ. :)
زور بدنم از من بیشتر بود؛ اون تصمیم گرفته بود سوگواری کنه و من دیگه نمیتونستم جلوشو بگیرم. از گریه های وقت و بیوقت، خوابهای روزانه بالای ۱۲ ساعت گرفته تا امتناع از رسیدگی به پیش و پا افتاده ترین کارهای روزانه؛ اما حالا از اون دوره در حال عبورم و به کسی تبدیل شدم که قبل از این هیچوقت نبوده؛ واضحا حس میکنم که تغییر کردم و تاب آوری روانیم بیشتر شده.
آشپزی که چاقو نداشت؛
زور بدنم از من بیشتر بود؛ اون تصمیم گرفته بود سوگواری کنه و من دیگه نمیتونستم جلوشو بگیرم. از گریه های وقت و بیوقت، خوابهای روزانه بالای ۱۲ ساعت گرفته تا امتناع از رسیدگی به پیش و پا افتاده ترین کارهای روزانه؛ اما حالا از اون دوره در حال عبورم و به کسی…
بعضی روزها فکر میکردم دیگه بیشتر از این نمیتونم جلو برم و ادامه بدم ولی تونستم دووم بیارم و به این نقطهای که الان توش واستادم برسم.
تو زندگیم به فصلِ جمع کردنِ کلکسیون خودکارهای خالی رسیدم. آخر هر ترم میام بهتون میگم چند تا خودکار تموم کردم.
هیچی نمیتونه جلوی کسی که خودش به تنهایی واسه التیام خودش تلاش کرده رو بگیره.
تو این روزای جامعه با هر یه قدمِ درست، هزار قدم جلوتر میافتی؛ این حرفمو چندسال دیگه درک میکنی.
فرد Productive بودن اصلا به معنی انجامِ کارهای بزرگ نیست؛ تماما بستگی به عادتها و کارهای روزانه ما داره.
Forwarded from روزمرگیهای یک رواندرمانگر (Danial)
آدم وقتی دچار شرم مزمنه، موفقیتهاش هم براش بیارزش میشن. چون ذهنش باور نداره که شایستهی تحسینه.
Forwarded from آشپزی که چاقو نداشت؛
مسیر رسیدن به احساس اصیل ارزشمندیِ خود به ناچار از سرزمین شرم میگذرد.
جوزف برگو-
جوزف برگو-
پشت هر کودکِ مضطربی، فردی وجود دارد که بیش از اندازه از او حمایت میکند.
Forwarded from روزمرگیهای یک رواندرمانگر (Danial)
ترس از صمیمیت یعنی: میخوام نزدیکت بشم، ولی نزدیک شدن منو میترسونه. میخوام دوستت داشته باشم، اما یاد گرفتم که عشق یعنی رنج و درد.
روزمرگیهای یک رواندرمانگر
ترس از صمیمیت یعنی: میخوام نزدیکت بشم، ولی نزدیک شدن منو میترسونه. میخوام دوستت داشته باشم، اما یاد گرفتم که عشق یعنی رنج و درد.
ترس از صمیمیت؟ بله میترسم تو هم بهم آسیب بزنی؛ میخوام که دوست داشته باشم اما زخمام قویتر از احساساتم عمل میکنن.
برای آدمهای معمولیای که هیچوقت امتیاز و آوانتاژ خاصی در زندگی نداشتن، «تلاش کردن» بزرگترین لوکس و داراییشون به حساب میاد.
استاد بهداد خطاب به کسایی که ساکت بودن گفتن اگر اضطرابت باعث میشه صحبت نکنی بدون بزرگترین دشمنت خودتی.
دیروز فهمیدم با هرکسی درباره هرچیزی نباید حرف زد؛ چیزی که تو دنبال ساختنشی خیلی بزرگتر از ذهنیت اوناس. افکار محدودشون به دردت نمیخوره.
انقدر تغییر کردم که حتی خودمم اینی که بهش تبدیل شدمو نمیتونم هضم کنم هنوز.