Pay close attention to the people who don't clap when you win.
خیلی حواست باشه به آدم هایی که وقتی برنده میشی و تشویقت نمیکنند ..
@Managementhints
خیلی حواست باشه به آدم هایی که وقتی برنده میشی و تشویقت نمیکنند ..
@Managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات
فاطمه فاطمه است....
بین در، بین دیوار، فاطمه فاطمه است
جای مسمار روی پهلوست ولی فاطمه فاطمه است.
رد خون روی زمین است ، لیکن هنوز فاطمه فاطمه است.
آتش رسیده به باب الجنة علی، اما هنوز فاطمه فاطمه است.
یاسی را که خدا کوثرش نامید، فاطمه فاطمه است.
نسیم برای یاس طوفان می شود، لگد چرا? این همان ام ابیها، فاطمه فاطمه است.
باغبانش دست بستید و کشان در کوچه ها، وای مردم این همان فاطمه فاطمه است.
صورتش نیلی، قد کمان گشته ،خدایا! نکند این همان فاطمه فاطمه است.
شد حسن گریان چو دیدش چادری خاکی، خاک بر من، این همان دخت نبی فاطمه فاطمه است.
شب شد و مادر عالم نمازش را نشسته ادا می کرد،این همان پاره ی تن نبی، فاطمه فاطمه است.
کائنات غرق تماشای تو بودند ولی چشم خصمانه فدک را علم می کرد ، غافل از این که خدا آب را مهر تو کرده که چون ،فاطمه فاطمه است.
شب غریبانه به خاک مهمان می شدی، حیدر کرار در چاه فریاد می زد که این فاطمه فاطمه است.
من گدای در کوی طفلان توام
نوکر عباس و حسین جان توام
هر چه پرسند مرا روز حساب
من فقط با همه جانم گویم
جان من فاطمه فاطمه است.
@Valddo
#مصطفی_یوسفی
#والدو
#کانال_شعر_ادبیات
#ایام#فاطمیه#تسلیت#باد
بین در، بین دیوار، فاطمه فاطمه است
جای مسمار روی پهلوست ولی فاطمه فاطمه است.
رد خون روی زمین است ، لیکن هنوز فاطمه فاطمه است.
آتش رسیده به باب الجنة علی، اما هنوز فاطمه فاطمه است.
یاسی را که خدا کوثرش نامید، فاطمه فاطمه است.
نسیم برای یاس طوفان می شود، لگد چرا? این همان ام ابیها، فاطمه فاطمه است.
باغبانش دست بستید و کشان در کوچه ها، وای مردم این همان فاطمه فاطمه است.
صورتش نیلی، قد کمان گشته ،خدایا! نکند این همان فاطمه فاطمه است.
شد حسن گریان چو دیدش چادری خاکی، خاک بر من، این همان دخت نبی فاطمه فاطمه است.
شب شد و مادر عالم نمازش را نشسته ادا می کرد،این همان پاره ی تن نبی، فاطمه فاطمه است.
کائنات غرق تماشای تو بودند ولی چشم خصمانه فدک را علم می کرد ، غافل از این که خدا آب را مهر تو کرده که چون ،فاطمه فاطمه است.
شب غریبانه به خاک مهمان می شدی، حیدر کرار در چاه فریاد می زد که این فاطمه فاطمه است.
من گدای در کوی طفلان توام
نوکر عباس و حسین جان توام
هر چه پرسند مرا روز حساب
من فقط با همه جانم گویم
جان من فاطمه فاطمه است.
@Valddo
#مصطفی_یوسفی
#والدو
#کانال_شعر_ادبیات
#ایام#فاطمیه#تسلیت#باد
@Managementhints
مردی با دوچرخه به خط مرزی می رسد. او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد. مامور مرزی می پرسد : « در کیسه ها چه داری». او می گوید « شن» .
مامور او را از دوچرخه پیاده می کند و چون به او مشکوک بود ، یک شبانه روز او را بازداشت می کند ، ولی پس از بازرسی فراوان ، واقعاً جز شن چیز دیگری نمی یابد. بنابراین به او اجازه عبور می دهد.
هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا می شود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا...
این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار می شود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمی شود.
یک روز آن مامور در شهر او را می بیند و پس از سلام و احوال پرسی ، به او می گوید : من هنوز هم به تو مشکوکم و می دانم که در کار قاچاق بودی ، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد می کردی؟ قاچاقچی می گوید : دوچرخه!
بعضی وقت ها موضوعات فرعی ما را به کلی
از موضوعات اصلی غافل می کند
@Managementhints
مردی با دوچرخه به خط مرزی می رسد. او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد. مامور مرزی می پرسد : « در کیسه ها چه داری». او می گوید « شن» .
مامور او را از دوچرخه پیاده می کند و چون به او مشکوک بود ، یک شبانه روز او را بازداشت می کند ، ولی پس از بازرسی فراوان ، واقعاً جز شن چیز دیگری نمی یابد. بنابراین به او اجازه عبور می دهد.
هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا می شود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا...
این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار می شود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمی شود.
یک روز آن مامور در شهر او را می بیند و پس از سلام و احوال پرسی ، به او می گوید : من هنوز هم به تو مشکوکم و می دانم که در کار قاچاق بودی ، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد می کردی؟ قاچاقچی می گوید : دوچرخه!
بعضی وقت ها موضوعات فرعی ما را به کلی
از موضوعات اصلی غافل می کند
@Managementhints
@Managementhints
تفکر دلفینی
همه ما برای برقراری ارتباط با دیگران، روشهای منحصر به فردی داریم. بنابراین تعداد بسیار زیادی روش ارتباطی وجود دارد.
اما چگونه میتوانیم كلیدی پیدا كنیم كه روابط خانوادگی، عاطفی و حرفهای ما را تسهیل كند؟ و چگونه میتوانیم راهحلی بیابیم كه برای همه اشخاص راضیكننده باشد و ما را به تفاهم برساند؟
نویسندگان كتاب راهبرد دلفینی كلید این امر را تنها در همكاری و انعطافپذیری میدانند. آنها معتقدند كه به طور كلی، انسانها را همانند موجودات دریایی میتوان به 3 طبقه تقسیم كرد: ماهیهای كپور، كوسهها و دلفینها.
دسته اول: ماهیهای كپور هستند كه همیشه ماهیهای قربانیاند زیرا پیوسته توسط دیگر ماهیها خورده میشوند. در حیات اجتماعی بشر، برخی از انسانها نیز چنین هستند؛ یعنی برخی از انسانها در زندگی خود نقش ماهی كپور را بازی میكنند. آنها كم و بیش و برحسب مورد، قربانی این یا آن چیز، این یا آن مسئله، این یا آن شخص میشوند و حتی ممكن است قربانی روابط غلط و تفكرات منفی خود شوند.
دسته دوم: كوسه ماهیها هستند كه روش (برنده – بازنده) را به كار میگیرند. برای اینكه من برنده شوم تو باید بازنده باشی و این كار باید بدون هیچ تمایز و تفاوتی انجام گیرد. برای كوسهماهی، هر نوع ماهی، دشمن به حساب میآید. هر ماهی یك وعده غذایی بالقوه است. شاید ما نیز این نقش را بازی كرده باشیم یا حداقل در زندگی حرفهای یا شخصی خود با كوسههایی برخورد كرده باشیم.
دنیای سازمانها و دنیایی كه ما در آن كار میكنیم از دیرباز دنیای كوسهها تلقی میشود كه گاه صحبت از كاركنانی میشود كه برای رسیدن به مقامهای بالا یكدیگر را میدرند. در دنیای پررقابت امروز، حتی سازمانها گاهی اوقات به طور موذیانه به سازمانهای دیگر حمله میكنند. به طور خلاصه انسانهایی را میتوان یافت كه كم و بیش در حال رقابت دائمی از نوع برنده- بازنده هستند.
دسته سوم: نوع دیگری از حیوانات دریایی دلفینها هستند. این پستاندار آبزی بزرگ به طور طبیعی بازیگوش و دارای روحیه همكاری است و در ارتباطات خود شیوه برنده- برنده را برگزیده است.
دلفین در دنیایی از وفور نعمت زندگی میكند. او هیچ كمبودی ندارد و میخواهد كه همه چیز را با همگان تقسیم كند. اگر یك دلفین زخمی شود، 4دلفین دیگر او را همراهی میكنند تا خود را به گروه برساند. داستانهای زیادی نیز وجود دارد كه در آنها دلفینها جان انسانها را نجات دادهاند. پژوهشهای انجام شده در ساندیهگو نشان دادهاست كه دلفینها علاوه بر داشتن روحیه همكاری بسیار باهوش هستند. حتی برخی از پژوهشگران آنها را باهوشترین موجودات روی زمین دانستهاند.
تحقیق زیر روحیه همكاری و روشهای برنده- بازنده و برنده- برنده را به خوبی آشكار میسازد. در ساندیهگو پژوهشگران 95 كوسه و 5 دلفین را به مدت یك هفته در یك استخر بزرگ رها كرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند. ابتدا كوسهها به یكدیگر حمله كردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفینها حملهور شدند.
دلفینها فقط میخواستند با آنها بازی كنند ولی كوسهها بیوقفه به آنها حمله میكردند. سرانجام دلفینها به آرامی كوسهها را محاصره كرده و هنگامی كه یكی از كوسهها حمله میكرد آنها به ستون فقرات پشت یا دندههایش میكوبیدند و آنها را میشكستند. به این ترتیب كوسهها یكی بعد از دیگری كشته میشدند. پس از یك هفته 95 كوسه مرده و 5 دلفین زنده در حالی كه با هم زندگی میكردند در استخر دیده شدند.
ارتباط هدایت شده در جهت راهحلها، تمایزهای پرباری را برای روشن كردن زندگی حرفهای و شخصی ارائه میدهد. كوسه تمایزی انجام نمیدهد. در دنیای او برای برنده شدندیگران یا باید بمیرند و یا ببازند. ولی دلفینها بسیار انعطافپذیرند زیرا در دنیایی سرشار از تشخیصهای پربار زندگی میكنند.
بیایید یكبار دیگر ماجرای استخر ساندیهگو را مرور كنیم. وقتی یك كوسه با یك دلفین روبهرو میشود چه اتفاقی میافتد؟ كوسه حمله میكند چون روش ارتباطی او برنده- بازنده است ولی دلفین با انعطافپذیری خاص خود فرار میكند و میگوید من در دنیایی سرشار از ثروت و وفور نعمت زندگی میكنم. در دریا برای همه به اندازه كافی غذا هست پس بیا با هم بازی و همكاری كنیم. كوسه دوباره حمله میكند و دلفین فرار میكند. كوسه توانایی درونی لازم را برای خارج شدن از تنگنظری ندارد، بنابراین مجددا حمله میكند.
دلفین كه میبیند دیگر چارهای ندارد میگوید: من آنقدر انعطافپذیری دارم كه در موقع مناسب به یك كوسه تبدیل شوم پس حالا آماده رویارویی باش.اگر به طور تصادفی، كوسه آنقدر هوش داشته باشد كه بفهمد حریف دلفین نمیشود و بخواهد در بازی و همكاری با او شركت كند، دلفین به راحتی او را میبخشد و طوری با او رفتار میكند كه انگار یك دلفین
تفکر دلفینی
همه ما برای برقراری ارتباط با دیگران، روشهای منحصر به فردی داریم. بنابراین تعداد بسیار زیادی روش ارتباطی وجود دارد.
اما چگونه میتوانیم كلیدی پیدا كنیم كه روابط خانوادگی، عاطفی و حرفهای ما را تسهیل كند؟ و چگونه میتوانیم راهحلی بیابیم كه برای همه اشخاص راضیكننده باشد و ما را به تفاهم برساند؟
نویسندگان كتاب راهبرد دلفینی كلید این امر را تنها در همكاری و انعطافپذیری میدانند. آنها معتقدند كه به طور كلی، انسانها را همانند موجودات دریایی میتوان به 3 طبقه تقسیم كرد: ماهیهای كپور، كوسهها و دلفینها.
دسته اول: ماهیهای كپور هستند كه همیشه ماهیهای قربانیاند زیرا پیوسته توسط دیگر ماهیها خورده میشوند. در حیات اجتماعی بشر، برخی از انسانها نیز چنین هستند؛ یعنی برخی از انسانها در زندگی خود نقش ماهی كپور را بازی میكنند. آنها كم و بیش و برحسب مورد، قربانی این یا آن چیز، این یا آن مسئله، این یا آن شخص میشوند و حتی ممكن است قربانی روابط غلط و تفكرات منفی خود شوند.
دسته دوم: كوسه ماهیها هستند كه روش (برنده – بازنده) را به كار میگیرند. برای اینكه من برنده شوم تو باید بازنده باشی و این كار باید بدون هیچ تمایز و تفاوتی انجام گیرد. برای كوسهماهی، هر نوع ماهی، دشمن به حساب میآید. هر ماهی یك وعده غذایی بالقوه است. شاید ما نیز این نقش را بازی كرده باشیم یا حداقل در زندگی حرفهای یا شخصی خود با كوسههایی برخورد كرده باشیم.
دنیای سازمانها و دنیایی كه ما در آن كار میكنیم از دیرباز دنیای كوسهها تلقی میشود كه گاه صحبت از كاركنانی میشود كه برای رسیدن به مقامهای بالا یكدیگر را میدرند. در دنیای پررقابت امروز، حتی سازمانها گاهی اوقات به طور موذیانه به سازمانهای دیگر حمله میكنند. به طور خلاصه انسانهایی را میتوان یافت كه كم و بیش در حال رقابت دائمی از نوع برنده- بازنده هستند.
دسته سوم: نوع دیگری از حیوانات دریایی دلفینها هستند. این پستاندار آبزی بزرگ به طور طبیعی بازیگوش و دارای روحیه همكاری است و در ارتباطات خود شیوه برنده- برنده را برگزیده است.
دلفین در دنیایی از وفور نعمت زندگی میكند. او هیچ كمبودی ندارد و میخواهد كه همه چیز را با همگان تقسیم كند. اگر یك دلفین زخمی شود، 4دلفین دیگر او را همراهی میكنند تا خود را به گروه برساند. داستانهای زیادی نیز وجود دارد كه در آنها دلفینها جان انسانها را نجات دادهاند. پژوهشهای انجام شده در ساندیهگو نشان دادهاست كه دلفینها علاوه بر داشتن روحیه همكاری بسیار باهوش هستند. حتی برخی از پژوهشگران آنها را باهوشترین موجودات روی زمین دانستهاند.
تحقیق زیر روحیه همكاری و روشهای برنده- بازنده و برنده- برنده را به خوبی آشكار میسازد. در ساندیهگو پژوهشگران 95 كوسه و 5 دلفین را به مدت یك هفته در یك استخر بزرگ رها كرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند. ابتدا كوسهها به یكدیگر حمله كردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفینها حملهور شدند.
دلفینها فقط میخواستند با آنها بازی كنند ولی كوسهها بیوقفه به آنها حمله میكردند. سرانجام دلفینها به آرامی كوسهها را محاصره كرده و هنگامی كه یكی از كوسهها حمله میكرد آنها به ستون فقرات پشت یا دندههایش میكوبیدند و آنها را میشكستند. به این ترتیب كوسهها یكی بعد از دیگری كشته میشدند. پس از یك هفته 95 كوسه مرده و 5 دلفین زنده در حالی كه با هم زندگی میكردند در استخر دیده شدند.
ارتباط هدایت شده در جهت راهحلها، تمایزهای پرباری را برای روشن كردن زندگی حرفهای و شخصی ارائه میدهد. كوسه تمایزی انجام نمیدهد. در دنیای او برای برنده شدندیگران یا باید بمیرند و یا ببازند. ولی دلفینها بسیار انعطافپذیرند زیرا در دنیایی سرشار از تشخیصهای پربار زندگی میكنند.
بیایید یكبار دیگر ماجرای استخر ساندیهگو را مرور كنیم. وقتی یك كوسه با یك دلفین روبهرو میشود چه اتفاقی میافتد؟ كوسه حمله میكند چون روش ارتباطی او برنده- بازنده است ولی دلفین با انعطافپذیری خاص خود فرار میكند و میگوید من در دنیایی سرشار از ثروت و وفور نعمت زندگی میكنم. در دریا برای همه به اندازه كافی غذا هست پس بیا با هم بازی و همكاری كنیم. كوسه دوباره حمله میكند و دلفین فرار میكند. كوسه توانایی درونی لازم را برای خارج شدن از تنگنظری ندارد، بنابراین مجددا حمله میكند.
دلفین كه میبیند دیگر چارهای ندارد میگوید: من آنقدر انعطافپذیری دارم كه در موقع مناسب به یك كوسه تبدیل شوم پس حالا آماده رویارویی باش.اگر به طور تصادفی، كوسه آنقدر هوش داشته باشد كه بفهمد حریف دلفین نمیشود و بخواهد در بازی و همكاری با او شركت كند، دلفین به راحتی او را میبخشد و طوری با او رفتار میكند كه انگار یك دلفین
است.
تاكید كتاب راهبرد دلفینی این است كه روحیه انعطافپذیری و همكاری دلفینی میبایستی در همه ادارات، سازمانها، موسسات، مدارس، خانوادهها وحتی زوجها تعمیم یابد زیرا همه ما در سطوح مختلف دلفینهایی بالقوه هستیم و برای پایان دادن به مسائل ناخوشایند از انعطافپذیری لازم برای تبدیل شدن به یك كوسه برخورداریم ولی این كار باعث نمیشود كه دوباره به روحیه دلفینی خود باز نگردیم
@Managementhints
تاكید كتاب راهبرد دلفینی این است كه روحیه انعطافپذیری و همكاری دلفینی میبایستی در همه ادارات، سازمانها، موسسات، مدارس، خانوادهها وحتی زوجها تعمیم یابد زیرا همه ما در سطوح مختلف دلفینهایی بالقوه هستیم و برای پایان دادن به مسائل ناخوشایند از انعطافپذیری لازم برای تبدیل شدن به یك كوسه برخورداریم ولی این كار باعث نمیشود كه دوباره به روحیه دلفینی خود باز نگردیم
@Managementhints
@Managementhints
کسانی که در زندگی دنبال لحظه و فرصت مناسب برای انجام کارهایشان میگردند، هیچکاری را در زندگی انجام نمیدهند.
@Managementhints
کسانی که در زندگی دنبال لحظه و فرصت مناسب برای انجام کارهایشان میگردند، هیچکاری را در زندگی انجام نمیدهند.
@Managementhints
@Managementhints
امام علی(ع):
هرگاه از کاری ترسیدی
خود را به کام آن بینداز
زیرا ترس شدید از آن کار
دشوارتر و زیان بارتر از اقدام به آن است.
@Managementhints
امام علی(ع):
هرگاه از کاری ترسیدی
خود را به کام آن بینداز
زیرا ترس شدید از آن کار
دشوارتر و زیان بارتر از اقدام به آن است.
@Managementhints
@Managementhints
ساندويچ فروش و پسرش
مردي در كنار جاده، دكه اي درست كرده بود و در آن ساندويچ مي فروخت. چون گوشش سنگين بود، راديو نداشت. چشمش هم ضعيف بود، بنابراين روزنامه هم نمي خواند. او تابلويي بالاي سر خود گذاشته بود و محاسن ساندويچ هاي خود را شرح داده بود. خودش هم كنار دكه اش مي ايستاد و مردم را به خريدن ساندويچ تشويق مي كرد و مردم هم مي خريدند.
كارش بالا گرفت بنابراين كارش را وسعت بخشيد به طوري كه وقتي پسرش از مدرسه بر مي گشت به او كمك مي كرد. سپس كم كم وضع عوض شد. پسرش گفت: «پدر جان، مگر به اخبار راديو گوش نداده اي؟ اگر وضع پولي كشور به همين منوال ادامه پيدا كند كار همه خراب خواهد شد و شايد يك كسادي عمومي به وجود آيد. بايد خودت را براي اين كسادي آماده كني.»
پدر با خود فكر كرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته و به اخبار راديو گوش مي دهد و روزنامه هم مي خواند، پس حتماً آنچه مي گويد صحيح است. بنابراين كمتر از گذشته، نان و گوشت سفارش مي داد و تابلوي خود را هم پايين آورد و ديگر در كنار دكه خود نمي ايستاد و مردم را به خريد ساندويچ دعوت نمي كرد. فروش او ناگهان شديداً كاهش يافت.
او سپس رو به فرزند خود كرد و گفت: «پسر جان حق با توست. كسادي عمومي شروع شده است.»
آنتوني رابينز يك جمله بسيار خوب در اين باره دارد كه جالب است بدانيد: «انديشه هاي خود را شكل بخشيد وگرنه ديگران انديشه هاي شما را شكل مي دهند. خواسته هاي خود را عملي سازيد وگرنه ديگران براي شما برنامه ريزي مي كنند.»
در واقع آن پدر داشت بهترين راه براي كاسبي را انجام مي داد اما به خاطر افكار پسرش، تصميمش رو عوض كرد و افكار پسر آنقدر روي او تأثير گذاشت كه فراموش كرد كه خودش دارد باعث ورشكستگي اش مي شود و تلقين بحران مالي كشور، باعث شد كه زندگي او عوض شود.
قبل از اينكه ديگران براي ما تصميماتي بگيرند كه بعد ما را پشيمان كند، كمي فكر كنيم و راه درست را انتخاب كنيم و با انتخاب يك هدف درست از زندگي لذت ببريم، چون زندگي مال ماست.
@Managementhints
ساندويچ فروش و پسرش
مردي در كنار جاده، دكه اي درست كرده بود و در آن ساندويچ مي فروخت. چون گوشش سنگين بود، راديو نداشت. چشمش هم ضعيف بود، بنابراين روزنامه هم نمي خواند. او تابلويي بالاي سر خود گذاشته بود و محاسن ساندويچ هاي خود را شرح داده بود. خودش هم كنار دكه اش مي ايستاد و مردم را به خريدن ساندويچ تشويق مي كرد و مردم هم مي خريدند.
كارش بالا گرفت بنابراين كارش را وسعت بخشيد به طوري كه وقتي پسرش از مدرسه بر مي گشت به او كمك مي كرد. سپس كم كم وضع عوض شد. پسرش گفت: «پدر جان، مگر به اخبار راديو گوش نداده اي؟ اگر وضع پولي كشور به همين منوال ادامه پيدا كند كار همه خراب خواهد شد و شايد يك كسادي عمومي به وجود آيد. بايد خودت را براي اين كسادي آماده كني.»
پدر با خود فكر كرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته و به اخبار راديو گوش مي دهد و روزنامه هم مي خواند، پس حتماً آنچه مي گويد صحيح است. بنابراين كمتر از گذشته، نان و گوشت سفارش مي داد و تابلوي خود را هم پايين آورد و ديگر در كنار دكه خود نمي ايستاد و مردم را به خريد ساندويچ دعوت نمي كرد. فروش او ناگهان شديداً كاهش يافت.
او سپس رو به فرزند خود كرد و گفت: «پسر جان حق با توست. كسادي عمومي شروع شده است.»
آنتوني رابينز يك جمله بسيار خوب در اين باره دارد كه جالب است بدانيد: «انديشه هاي خود را شكل بخشيد وگرنه ديگران انديشه هاي شما را شكل مي دهند. خواسته هاي خود را عملي سازيد وگرنه ديگران براي شما برنامه ريزي مي كنند.»
در واقع آن پدر داشت بهترين راه براي كاسبي را انجام مي داد اما به خاطر افكار پسرش، تصميمش رو عوض كرد و افكار پسر آنقدر روي او تأثير گذاشت كه فراموش كرد كه خودش دارد باعث ورشكستگي اش مي شود و تلقين بحران مالي كشور، باعث شد كه زندگي او عوض شود.
قبل از اينكه ديگران براي ما تصميماتي بگيرند كه بعد ما را پشيمان كند، كمي فكر كنيم و راه درست را انتخاب كنيم و با انتخاب يك هدف درست از زندگي لذت ببريم، چون زندگي مال ماست.
@Managementhints
@Managementhints
معنی لغوی مدیریت :واژه مدیر و مدیریت هر دو عربی هستند مدیر اسم ثلاثی مزید از مصدر اداره باب افعال می باشد (ادار،یدیر ،اداره ) و مدیریت هم اسم مصدر می باشدکه از مدیر گرفته شده است که هر سه (مدیر و مدیریت و اداره) در اصل از ماده ی دَوَرَ گرفته شده اند که مصدر آن دَوَران می باشد و دوران به معنی گردیدن است پس مدیر به معنای گرداننده و مدیریت به معنای گرداندن.
پس می توان گفت مدیر در لغت به معنای گارگردان می باشد و مدیریت به معنای کارگردانی می باشد در این صورت مدیریت شامل هر نوع کارگردانی در هر سطحی می شود و مفاهیم دیگر مانند رهبری ،هدایت و غیره را می توان از موارد مشمول آن دانست.
معنی اصطلاحی مدیریت:
تعاریف بسیار زیادی در شناساندن مفهوم مدیریت وجود داره که هر کدام به نحوی بر تبیین این واژه به ما کمک می کنند.
در زیر به چند تا از این تعاریف (هم داخلی و هم خارجی )اشاره می شود :
مرتضی مطهری : مدیریت انسان ها و رهبری آن ها عبارت است از فن بهتر بسیج کردن و بهتر سامان دادن و بهتر کنترل کردن نیروهای انسانی
علی محمد اقتداری :مدیریت عبارت است از علم و هنر متشکل و هماهنگ کردن ،رهبری و کنترل فعالیت های دسته جمعی برای نیل به هدف های مطلوب با حد اکثرکارایی
علی رضائیان: مدیریت فرایند به کارگیری موثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامه ریزی ،سازماندهی ،بسیج منابع و امکانات ،هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت میگیرد.
استفان رابینزو دیوید سنزو: مدیریت فرایند انجام کارها به طور ثمربخش و کارآمد به وسیله دیگران است
دالتون مک فالند: مدیریت فراگرد ایجاد محیطی است که به وسیله آن مدیران به ایجاد و حفظ سازمان های متخصص هدف از طریق تلاش اساسی و منظم و توأم با همکاری و هماهنگی، می پردازند
ماری فالت : مدیریت هنر انجام دادن امور به وسیله دیگران است.
@Managementhints
معنی لغوی مدیریت :واژه مدیر و مدیریت هر دو عربی هستند مدیر اسم ثلاثی مزید از مصدر اداره باب افعال می باشد (ادار،یدیر ،اداره ) و مدیریت هم اسم مصدر می باشدکه از مدیر گرفته شده است که هر سه (مدیر و مدیریت و اداره) در اصل از ماده ی دَوَرَ گرفته شده اند که مصدر آن دَوَران می باشد و دوران به معنی گردیدن است پس مدیر به معنای گرداننده و مدیریت به معنای گرداندن.
پس می توان گفت مدیر در لغت به معنای گارگردان می باشد و مدیریت به معنای کارگردانی می باشد در این صورت مدیریت شامل هر نوع کارگردانی در هر سطحی می شود و مفاهیم دیگر مانند رهبری ،هدایت و غیره را می توان از موارد مشمول آن دانست.
معنی اصطلاحی مدیریت:
تعاریف بسیار زیادی در شناساندن مفهوم مدیریت وجود داره که هر کدام به نحوی بر تبیین این واژه به ما کمک می کنند.
در زیر به چند تا از این تعاریف (هم داخلی و هم خارجی )اشاره می شود :
مرتضی مطهری : مدیریت انسان ها و رهبری آن ها عبارت است از فن بهتر بسیج کردن و بهتر سامان دادن و بهتر کنترل کردن نیروهای انسانی
علی محمد اقتداری :مدیریت عبارت است از علم و هنر متشکل و هماهنگ کردن ،رهبری و کنترل فعالیت های دسته جمعی برای نیل به هدف های مطلوب با حد اکثرکارایی
علی رضائیان: مدیریت فرایند به کارگیری موثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامه ریزی ،سازماندهی ،بسیج منابع و امکانات ،هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت میگیرد.
استفان رابینزو دیوید سنزو: مدیریت فرایند انجام کارها به طور ثمربخش و کارآمد به وسیله دیگران است
دالتون مک فالند: مدیریت فراگرد ایجاد محیطی است که به وسیله آن مدیران به ایجاد و حفظ سازمان های متخصص هدف از طریق تلاش اساسی و منظم و توأم با همکاری و هماهنگی، می پردازند
ماری فالت : مدیریت هنر انجام دادن امور به وسیله دیگران است.
@Managementhints
#تیلور_و_تاثیراتش
@Managementhints
فردریک وینسلو تیلور (به انگلیسی: Frederick Winslow Taylor) مهندس مکانیک آمریکایی که سعی در بهبود کارایی صنعت داشت. او به عنوان پدر مدیریت علمی شناخته میشود و همچنین از اولین مشاوران مدیریت بود. وی مطالعات خود را درسال ۱۸۸۵۵ در صنعت فولاد میدویلو بتلهم آغاز کرد و در حدود سال ۱۸۷۸ چهار اصل اساسی و مهم مدیریت علمی را ارائه نمود.
توضیحاتی پیرامون مدیریت علمی وی
تیلور معتقد بود که روش مدیریت علمی باید جانشین روش آزمون و و خطا شود و همچنین مطالعات حرکت سنجی و زمانسنجی را توصیه میکرد سعی نمود تا استانداردهایی را برای تولید تدوین کند.
به نظر وی کارکنانی برای انجام کار باید انتخاب شوند که مهارت لازم برای انجام کار به صورت اثر بخش و کارا را داشته باشند. همچنین تهیه برنامههای آموزشی برای آموزش کار به کارگر از دیگر فعالیتهای او میباشد در نهایت، تیلور معتقد بود که کار و مسئولیت باید به صورت مساوی میان مدیران و کارکنان تقسیم شود.
نظریه مدیریت
تیلور فکر میکرد با تجزیه و تحلیل شغل بهترین راه برای انجام آن پیدا میشود. یکی از فعالیتهای به یاد ماندنی او بهبود نرخ زمانسنجی است که بعدها با روشهای حرکت سنجی که توسط فرانک گیلبرت ارائه شده بود ترکیب گردید. رشته جدیدی با عنوان زمان و حرکت سنجی معرفی شد.
او یک شغل را به اجزای تشکیل دهنده آن تجزیه کرد و بارها هرکدام از آنها را اندازهگیری کرد.
تأثیرات تیلور
در اینجا به ذکر چند نمونه از تأثیراتی که کارهای تیلور بر دیگران گذاشت اکتفا میکنیم.
آمریکا
گانت، گانت چارت را توسعه داد، گانت چارت نوعی برنامه زمانبندی دیداری است که جریانی از کارها را نمایان میسازد.
هوگو مانستر برگ، روانشناسی صنعتی را ابداع کرد.
لیلیان گیلبرت، روانشناسی را به مطالعات مدیریت وارد کرد.
فرانک گیلبرت، همسر لیلیان، در حالی که بر روی یک پروژه ساختمانی کار میکرد مدیریت علمی را تشریح کرد و نهایتاً مستقل از تیلور حرکت سنجیرا ارائه کرد.
دانشگاه هاروارد، یکی از اولین دانشگاههای آمریکاست که مدرک مدیریت بازرگانی را در سال ۱۹۰۸ براساس برنامهٔ آموزشی مدیریت علمی تیلور ارائه کرد.
فرانسه
در فرانسه چاته لیر نوشتههای تیلور را ترجمه کرد. مدیریت علمی که توسط وی ترجمه شده بود نظریهپرداز فرانسوی هنری فایول را تحت تأثیر قرار داد، فایول تحت تأثیر مدیریت علمی تیلور، در سال ۱۹۱۶ ساختار سازمانی در مدیریت را ارائه نمود.
سوئیس
در سوئیس یک آمریکایی به نام ادوارد آلبرت،مؤسسههای بینالمللی مدیریت را منتشر کرد که اطلاعاتی را در مورد تکنیکهای مدیریت ارائه میکرد.
شوروی
در اتحاد جماهیر شوروی، ولادمیر لنین تحت تأثیرتیلوریسم قرار گرفت. با این حال روشهای فردریک تیلور هرگز نتوانست جایگاه خود را در اتحاد جماهیر شوروی پیدا کند.
منتقدین
بسیاری از کسانی که از تیلور انتقاد میکنند معتقدند که او نسبت به جنبههای انسانی و انگیزشی کار بی اعتنا بودهاست. در ضمن تیلور نسبت به جنبههای اجتماعی کار دیدگاهی منفی داشت او کار گروهی را مفید نمیدانست و معتقد بود هر وقت کارکنان به صورت گروهی کار میکنند، کارایی هر یک از آنها به سطح کارایی ضعیفترین عضو گروه تنزل پیدا میکند.
درگذشت
فردریک تیلور، روز ۲۱ مارس ۱۹۱۵ (۲۹ اسفند ۱۲۹۳) در سن ۵۹ سالگی درگذشت.
@Managementhints
@Managementhints
فردریک وینسلو تیلور (به انگلیسی: Frederick Winslow Taylor) مهندس مکانیک آمریکایی که سعی در بهبود کارایی صنعت داشت. او به عنوان پدر مدیریت علمی شناخته میشود و همچنین از اولین مشاوران مدیریت بود. وی مطالعات خود را درسال ۱۸۸۵۵ در صنعت فولاد میدویلو بتلهم آغاز کرد و در حدود سال ۱۸۷۸ چهار اصل اساسی و مهم مدیریت علمی را ارائه نمود.
توضیحاتی پیرامون مدیریت علمی وی
تیلور معتقد بود که روش مدیریت علمی باید جانشین روش آزمون و و خطا شود و همچنین مطالعات حرکت سنجی و زمانسنجی را توصیه میکرد سعی نمود تا استانداردهایی را برای تولید تدوین کند.
به نظر وی کارکنانی برای انجام کار باید انتخاب شوند که مهارت لازم برای انجام کار به صورت اثر بخش و کارا را داشته باشند. همچنین تهیه برنامههای آموزشی برای آموزش کار به کارگر از دیگر فعالیتهای او میباشد در نهایت، تیلور معتقد بود که کار و مسئولیت باید به صورت مساوی میان مدیران و کارکنان تقسیم شود.
نظریه مدیریت
تیلور فکر میکرد با تجزیه و تحلیل شغل بهترین راه برای انجام آن پیدا میشود. یکی از فعالیتهای به یاد ماندنی او بهبود نرخ زمانسنجی است که بعدها با روشهای حرکت سنجی که توسط فرانک گیلبرت ارائه شده بود ترکیب گردید. رشته جدیدی با عنوان زمان و حرکت سنجی معرفی شد.
او یک شغل را به اجزای تشکیل دهنده آن تجزیه کرد و بارها هرکدام از آنها را اندازهگیری کرد.
تأثیرات تیلور
در اینجا به ذکر چند نمونه از تأثیراتی که کارهای تیلور بر دیگران گذاشت اکتفا میکنیم.
آمریکا
گانت، گانت چارت را توسعه داد، گانت چارت نوعی برنامه زمانبندی دیداری است که جریانی از کارها را نمایان میسازد.
هوگو مانستر برگ، روانشناسی صنعتی را ابداع کرد.
لیلیان گیلبرت، روانشناسی را به مطالعات مدیریت وارد کرد.
فرانک گیلبرت، همسر لیلیان، در حالی که بر روی یک پروژه ساختمانی کار میکرد مدیریت علمی را تشریح کرد و نهایتاً مستقل از تیلور حرکت سنجیرا ارائه کرد.
دانشگاه هاروارد، یکی از اولین دانشگاههای آمریکاست که مدرک مدیریت بازرگانی را در سال ۱۹۰۸ براساس برنامهٔ آموزشی مدیریت علمی تیلور ارائه کرد.
فرانسه
در فرانسه چاته لیر نوشتههای تیلور را ترجمه کرد. مدیریت علمی که توسط وی ترجمه شده بود نظریهپرداز فرانسوی هنری فایول را تحت تأثیر قرار داد، فایول تحت تأثیر مدیریت علمی تیلور، در سال ۱۹۱۶ ساختار سازمانی در مدیریت را ارائه نمود.
سوئیس
در سوئیس یک آمریکایی به نام ادوارد آلبرت،مؤسسههای بینالمللی مدیریت را منتشر کرد که اطلاعاتی را در مورد تکنیکهای مدیریت ارائه میکرد.
شوروی
در اتحاد جماهیر شوروی، ولادمیر لنین تحت تأثیرتیلوریسم قرار گرفت. با این حال روشهای فردریک تیلور هرگز نتوانست جایگاه خود را در اتحاد جماهیر شوروی پیدا کند.
منتقدین
بسیاری از کسانی که از تیلور انتقاد میکنند معتقدند که او نسبت به جنبههای انسانی و انگیزشی کار بی اعتنا بودهاست. در ضمن تیلور نسبت به جنبههای اجتماعی کار دیدگاهی منفی داشت او کار گروهی را مفید نمیدانست و معتقد بود هر وقت کارکنان به صورت گروهی کار میکنند، کارایی هر یک از آنها به سطح کارایی ضعیفترین عضو گروه تنزل پیدا میکند.
درگذشت
فردریک تیلور، روز ۲۱ مارس ۱۹۱۵ (۲۹ اسفند ۱۲۹۳) در سن ۵۹ سالگی درگذشت.
@Managementhints
#هنری_فایول
@Managementhints
هنری فایول (۲۹ ژوئیه ۱۸۴۱ در استانبول - ۱۹ نوامبر ۱۹۲۵ در پاریس) مهندس معدن، سرپرست معدن و از نظریهپردازان فرانسوی بود. وی نظریهای مستقل از نظریه مدیریت علمی فردریک تیلور، با نام مدیریت اداری ارائه کرد. فایول یکی از تأثیرگزارترین مدافعان نظریه مدیریت جدید است.
زندگینامه
به دلیل اینکه پدر هنری فایول از مهندسان سازنده مدخل شاخ طلایی در شهر استانبول بود وی ۶ سال از اوایل عمرش را در این شهر سپری کرد. او به همراه خانواده اش در سال ۱۸۴۷ به کشورفرانسه بازگشت. فایول در شهر سنت اتین در مدرسه معدن این شهر به تحصیل پرداخت. او پس از فارغ التحصیل شدن در رشته مهندسی معدن سرپرست معدنی در کشور فرانسه شد. فایول در سال ۱۹۱۶ تجربیات خود را در کتابی با نام مدیریت صنعتی و عمومی منتشر کرد و چندی پس از آنفردریک تیلور نظریه مدیریت علمی را ارائه کرد.
نظریه مدیریت اداری
این نظریه یکی از جامعترین نظریهها در بحث مدیریت عمومی است.فایول نظریه مدیریت اداری را شامل ۶۶ دستورالعمل اصلی مدیریتی و ۱۴ قانون مدیریتی می داند. فعالیتهای ششگانه از دیدگاه فایول:
فعالیتهای فنی : ( تولید و ...)
فعالیتهای بازرگانی : (خرید ، فروش و ...)
فعالیتهای مالی : (به دست آوردن سرمایه و ...)
فعالیتهای امنیتی: ( نگهداری اموال و ...)
فعالیتهای حسابداری : ( تامین اطلاعات مالی و ...)
فعالیتهای مدیریتی : (برنامه ریزی ، سازماندهی و ...)
فایول معتقد است 5 فعالیت اول به اندازه کافی شناخته شده و فعالیت ششم " فعالیت مدیریتی" نیاز به توضیح بیشتری دارد.
چهارده اصل فایول
اصول چهارده گانه مدیریت که توسط هنری فایول مطرح شده است، از مهمترین مفاهیم مدیریتی به حساب می آید، که به نظر می رسد، جزو اولین مسائلی باشد که هر مدیری نیاز به دانستن آنها دارد، دانستنی که باید در مدیریت به کار آید. این اصول در نگاه اول به نظر ساده و روشن می آیند، اما به وضوح می توان عدم رعایت این موارد را نه تنها در مدیریت شرکت ها و صنعت گران کوچک و متوسط بلکه در بزرگترین مدیریت های ایران دید. اصولی که فایول در اوایل قرن بیستم انها را شناخت و اروپا و آمریکا مدتها پیش آن را باور کردند و دست مایه ی توسعه ی آنها شد.
اصل اول – تقسیم کار:دامنه توجه و کوشش را برای هر نفر یا گروه محدود میسازد،همچنین آشنایی و انجام کار را بهبود می بخشد.
اصل دوم – اختیار:حق صدور دستور ، که نباید بدون توجه به مسئولیت مورد نظر قرار گیرد.
اصل سوم – نظم و انضباط
اصل چهارم – وحدت فرماندهی
اصل پنجم – وحدت هدف
اصل ششم – تبعیت تمایلات شخصی از تمایلات گروهی
اصل هفتم – پاداش کارکنان
اصل هشتم – تمرکز زایی (ایجاد تمرکز)
اصل نهم – زنجیره عددی (چارت سازمانی)
اصل دهم – نظم و ترتیب
اصل یازدهم – انصاف
اصل دوازدهم – ثبات افراد
اصل سیزدهم - ابتکار
اصل چهاردم – روح صمیمیت و یگانگی
@Managementhints
@Managementhints
هنری فایول (۲۹ ژوئیه ۱۸۴۱ در استانبول - ۱۹ نوامبر ۱۹۲۵ در پاریس) مهندس معدن، سرپرست معدن و از نظریهپردازان فرانسوی بود. وی نظریهای مستقل از نظریه مدیریت علمی فردریک تیلور، با نام مدیریت اداری ارائه کرد. فایول یکی از تأثیرگزارترین مدافعان نظریه مدیریت جدید است.
زندگینامه
به دلیل اینکه پدر هنری فایول از مهندسان سازنده مدخل شاخ طلایی در شهر استانبول بود وی ۶ سال از اوایل عمرش را در این شهر سپری کرد. او به همراه خانواده اش در سال ۱۸۴۷ به کشورفرانسه بازگشت. فایول در شهر سنت اتین در مدرسه معدن این شهر به تحصیل پرداخت. او پس از فارغ التحصیل شدن در رشته مهندسی معدن سرپرست معدنی در کشور فرانسه شد. فایول در سال ۱۹۱۶ تجربیات خود را در کتابی با نام مدیریت صنعتی و عمومی منتشر کرد و چندی پس از آنفردریک تیلور نظریه مدیریت علمی را ارائه کرد.
نظریه مدیریت اداری
این نظریه یکی از جامعترین نظریهها در بحث مدیریت عمومی است.فایول نظریه مدیریت اداری را شامل ۶۶ دستورالعمل اصلی مدیریتی و ۱۴ قانون مدیریتی می داند. فعالیتهای ششگانه از دیدگاه فایول:
فعالیتهای فنی : ( تولید و ...)
فعالیتهای بازرگانی : (خرید ، فروش و ...)
فعالیتهای مالی : (به دست آوردن سرمایه و ...)
فعالیتهای امنیتی: ( نگهداری اموال و ...)
فعالیتهای حسابداری : ( تامین اطلاعات مالی و ...)
فعالیتهای مدیریتی : (برنامه ریزی ، سازماندهی و ...)
فایول معتقد است 5 فعالیت اول به اندازه کافی شناخته شده و فعالیت ششم " فعالیت مدیریتی" نیاز به توضیح بیشتری دارد.
چهارده اصل فایول
اصول چهارده گانه مدیریت که توسط هنری فایول مطرح شده است، از مهمترین مفاهیم مدیریتی به حساب می آید، که به نظر می رسد، جزو اولین مسائلی باشد که هر مدیری نیاز به دانستن آنها دارد، دانستنی که باید در مدیریت به کار آید. این اصول در نگاه اول به نظر ساده و روشن می آیند، اما به وضوح می توان عدم رعایت این موارد را نه تنها در مدیریت شرکت ها و صنعت گران کوچک و متوسط بلکه در بزرگترین مدیریت های ایران دید. اصولی که فایول در اوایل قرن بیستم انها را شناخت و اروپا و آمریکا مدتها پیش آن را باور کردند و دست مایه ی توسعه ی آنها شد.
اصل اول – تقسیم کار:دامنه توجه و کوشش را برای هر نفر یا گروه محدود میسازد،همچنین آشنایی و انجام کار را بهبود می بخشد.
اصل دوم – اختیار:حق صدور دستور ، که نباید بدون توجه به مسئولیت مورد نظر قرار گیرد.
اصل سوم – نظم و انضباط
اصل چهارم – وحدت فرماندهی
اصل پنجم – وحدت هدف
اصل ششم – تبعیت تمایلات شخصی از تمایلات گروهی
اصل هفتم – پاداش کارکنان
اصل هشتم – تمرکز زایی (ایجاد تمرکز)
اصل نهم – زنجیره عددی (چارت سازمانی)
اصل دهم – نظم و ترتیب
اصل یازدهم – انصاف
اصل دوازدهم – ثبات افراد
اصل سیزدهم - ابتکار
اصل چهاردم – روح صمیمیت و یگانگی
@Managementhints
#فردریک_هرزبرگ
@Managementhints
یک روانشناس آمریکایی متولد ماساچوست بود و یکی از تأثیرگذار ترین نام ها در مدیریت بازرگانی می باشد.بیشتر اشتهار وی به خاطر غنی سازی شغل (به انگلیسی: Job Enrichment) و نظریهٔ بهداشت انگیزش .کتاب چگونه کارکنان را برانگیزانیم که در سال 19677 منتشر شده بود تا سال 1987 بیش از 1/22میلیون نسخه به فروش رفت. مطالعات هرزبرگ به دلیل ورود وی به خدمت سربازی برای مدتی متوقف ماند.وی به عنوان سرباز نیز شروع به کسب تجاربی نمود و اعتقاد داشت که این تجارب در علاقه وی به انگیزش مؤثر بود.
غنی سازی شغلی
براین فرض استوار است که برای ایجاد انگیزه در کارکنان باید نیاز به توفیق، شناخت، مسئولیت پذیری و رشد و کمال در آنها برآورده و شغل به گونه ای طراحی شود که حتی المقدور این نیازها را در شاغلین ارضا کند.به عبارت دیگر شغل باید غنی، بامعنی و دارای اختیارات کافی باشد به نحوی که کارکنان بتوانند در آن شغل با استقلال کار کنند، بر کار خود کنترل و زمینه ای مناسب برای رشد و خلاقیت داشته باشند.
نظریه دو عاملی هرزبرگ
فردریک هرزبرگ بر این باور بود که رابطه کار با فرد یک رابطه اصولی و اساسی است مطابق این نظریهٔ افراد به وسیلهٔ دو دسته از عوامل زیر تحت تأثیر قرار می گیرند.
1_عوامل بهداشتی
حقوق و مزایا
سیاست های شرکت و مدیران روابط با همکاران
سرپرستی
2_عوامل انگیزشی
پیشرفت
پاداش
کار
مسئولیت
ترفیع
رشد
@Managementhints
@Managementhints
یک روانشناس آمریکایی متولد ماساچوست بود و یکی از تأثیرگذار ترین نام ها در مدیریت بازرگانی می باشد.بیشتر اشتهار وی به خاطر غنی سازی شغل (به انگلیسی: Job Enrichment) و نظریهٔ بهداشت انگیزش .کتاب چگونه کارکنان را برانگیزانیم که در سال 19677 منتشر شده بود تا سال 1987 بیش از 1/22میلیون نسخه به فروش رفت. مطالعات هرزبرگ به دلیل ورود وی به خدمت سربازی برای مدتی متوقف ماند.وی به عنوان سرباز نیز شروع به کسب تجاربی نمود و اعتقاد داشت که این تجارب در علاقه وی به انگیزش مؤثر بود.
غنی سازی شغلی
براین فرض استوار است که برای ایجاد انگیزه در کارکنان باید نیاز به توفیق، شناخت، مسئولیت پذیری و رشد و کمال در آنها برآورده و شغل به گونه ای طراحی شود که حتی المقدور این نیازها را در شاغلین ارضا کند.به عبارت دیگر شغل باید غنی، بامعنی و دارای اختیارات کافی باشد به نحوی که کارکنان بتوانند در آن شغل با استقلال کار کنند، بر کار خود کنترل و زمینه ای مناسب برای رشد و خلاقیت داشته باشند.
نظریه دو عاملی هرزبرگ
فردریک هرزبرگ بر این باور بود که رابطه کار با فرد یک رابطه اصولی و اساسی است مطابق این نظریهٔ افراد به وسیلهٔ دو دسته از عوامل زیر تحت تأثیر قرار می گیرند.
1_عوامل بهداشتی
حقوق و مزایا
سیاست های شرکت و مدیران روابط با همکاران
سرپرستی
2_عوامل انگیزشی
پیشرفت
پاداش
کار
مسئولیت
ترفیع
رشد
@Managementhints
@Managementhints
عتیقه فروش
ﻋﺘﯿﻘﻪﻓﺮﻭﺷﯽ ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺭﻋﯿﺘﯽ ﺳﺎﺩﻩﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ .
ﺩﯾﺪ ﻛﺎﺳﻪﺍﯼ ﻧﻔﯿﺲ ﻭ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺩﺭﮔﻮﺷﻪﺍﯼ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﮔﺮﺑﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﺏ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ .
ﺩﯾﺪ ﺍﮔﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﻛﺎﺳﻪ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺳﺪ ﺭﻋﯿﺖ ﻣﻠﺘﻔﺖ ﻣﻄﻠﺐ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﺮﺍﻧﯽ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻣﯽﻧﻬﺪ.
ﻟﺬﺍ ﮔﻔﺖ : ﻋﻤﻮﺟﺎﻥ ﭼﻪ ﮔﺮﺑﻪ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺁﯾﺎ ﺣﺎﺿﺮﯼ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ؟
ﺭﻋﯿﺖ ﮔﻔﺖ: ﭼﻨﺪ ﻣﯽﺧﺮﯼ؟
ﮔﻔﺖ : ﯾﻚ ﺩﺭﻫﻢ .
ﺭﻋﯿﺖ ﮔﺮﺑﻪ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻋﺘﯿﻘﻪ ﻓﺮﻭﺵﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺧﯿﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯽ .
ﻋﺘﯿﻘﻪ ﻓﺮﻭﺵ ﭘﯿﺶ ﺍﺯﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﯼ ﮔﻔﺖ : ﻋﻤﻮﺟﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﺑﻪ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺗﺸﻨﻪﺍﺵ ﺷﻮﺩ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻛﺎﺳﻪ ﺁﺏ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ .
ﺭﻋﯿﺖ ﮔﻔﺖ : ﻗﺮﺑﺎﻥ ، ﻣﻦ با این كاسه ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ پنجاه ﮔﺮﺑﻪ ﻓﺮﻭﺧﺘﻪﺍﻡ، ﻛﺎﺳﻪ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﻧﯿﺴﺖ ، عتیقه است.
ﻫﺮﮔﺰ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺣﻤﻘﻨد...
@Managementhints
عتیقه فروش
ﻋﺘﯿﻘﻪﻓﺮﻭﺷﯽ ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺭﻋﯿﺘﯽ ﺳﺎﺩﻩﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ .
ﺩﯾﺪ ﻛﺎﺳﻪﺍﯼ ﻧﻔﯿﺲ ﻭ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺩﺭﮔﻮﺷﻪﺍﯼ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﮔﺮﺑﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﺏ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ .
ﺩﯾﺪ ﺍﮔﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﻛﺎﺳﻪ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺳﺪ ﺭﻋﯿﺖ ﻣﻠﺘﻔﺖ ﻣﻄﻠﺐ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﺮﺍﻧﯽ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻣﯽﻧﻬﺪ.
ﻟﺬﺍ ﮔﻔﺖ : ﻋﻤﻮﺟﺎﻥ ﭼﻪ ﮔﺮﺑﻪ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺁﯾﺎ ﺣﺎﺿﺮﯼ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ؟
ﺭﻋﯿﺖ ﮔﻔﺖ: ﭼﻨﺪ ﻣﯽﺧﺮﯼ؟
ﮔﻔﺖ : ﯾﻚ ﺩﺭﻫﻢ .
ﺭﻋﯿﺖ ﮔﺮﺑﻪ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻋﺘﯿﻘﻪ ﻓﺮﻭﺵﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺧﯿﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯽ .
ﻋﺘﯿﻘﻪ ﻓﺮﻭﺵ ﭘﯿﺶ ﺍﺯﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﯼ ﮔﻔﺖ : ﻋﻤﻮﺟﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﺑﻪ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺗﺸﻨﻪﺍﺵ ﺷﻮﺩ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻛﺎﺳﻪ ﺁﺏ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ .
ﺭﻋﯿﺖ ﮔﻔﺖ : ﻗﺮﺑﺎﻥ ، ﻣﻦ با این كاسه ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ پنجاه ﮔﺮﺑﻪ ﻓﺮﻭﺧﺘﻪﺍﻡ، ﻛﺎﺳﻪ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﻧﯿﺴﺖ ، عتیقه است.
ﻫﺮﮔﺰ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺣﻤﻘﻨد...
@Managementhints
همواره زمانی فرا میرسد که باید میان تماشاگر بودن و عمل یکی را برگزید ...
این معیار انسان شدن است!
#آلبر _کامو
@Managementhints
این معیار انسان شدن است!
#آلبر _کامو
@Managementhints
@Managementhints
بر اساس پژوهشی که بنیاد استرالیایی واک فیری منتشر کرده است، در سرتاسر دنیا نزدیک به ۴۶میلیون نفر به کار اجباری یا مشاغل جنسی اشتغال دارند یا بهعلت بدهی در بندگی فرد دیگری هستند یا در وضعیتی هستند که همچون بردگی است.
بر اساس گزارش شاخص جهانی بردگی در سال ۲۰۱۶ «شکلهای نوین بردهداری» بسیار بیشتر از گذشته وجود دارد. نزدیک به دوسِوم این بردههای مدرن در آسیا هستند.
بردهداری مدرن امروزه اصطلاحی فراگیر برای توصیف قاچاق انسان، کار اجباری، استثمار بهعلت بدهی، بردگی جنسی، ازدواج اجباری و استثمارهایی ازاینقبیل است.
هند با ۱۸.۳۵میلیون نفر بزرگترین جمعیت بردههای مدرن را دارد. بعد از آن بهترتیب چین با ۳.۳۹میلیون، پاکستان با ۲.۱۳میلیون، بنگلادش با ۱.۳۵میلیون و ازبکستان با ۱.۲۳میلیون قرار دارد.
اگر میزان بردگی را از حیث تناسب جمعیت در نظر بگیریم، کرۀ شمالی رتبۀ اول را دارد. ۴.۳۷درصد از جمعیت ۲۵میلیون نفری این کشورِ منزوی، در بردگی به سر میبرند. گزارشها نشان میدهد کرۀ شمالی هیچ کاری برای مبارزه با بردهداری نمیکند و دولت این کشور بردگی را تأیید میکند. باتوجهبه تناسب جمعیت، پس از کرۀ شمالی ازبکستان قرار دارد. ۳.۹۷درصد جمعیت این کشور در مزارع و کارخانههای پنبه در وضعیت کار اجباری به سر میبرند.
بر اساس گزارش شاخص جهانی بردگی، بردهداری مدرن در ۱۶۷ کشور دنیا وجود دارد. کمترین میزان رواج بردگی در اروپاست؛ اما بنیاد واک فیری اعلام کرده است که اروپا منبع و مقصدی برای کار اجباری و استثمار جنسی است. این بنیاد هشدار داده است که انسانهایی که از فقر و جنگ فرار میکنند و به اروپا میآیند، میتوانند احتمال بروز بردگی را در این قاره افزایش دهند.
این آمارِ تکاندهنده با آمار سازمان بینالمللی کار، از ارکان فرعی سازمان ملل متحد، مغایرت دارد. بر اساس تخمین سازمان بینالمللی کار ۲۱میلیون نفر در وضعیت کار اجباری هستند. مشخص است این سازمان معنای گستردۀ بردگی مدرن را که بنیاد واک فیری در نظر داشته، لحاظ نکرده است.
بردگی مدرن یعنی فردی به کاری مجبور شود و بهعلت تهدید، خشونت، فریب، سوءاستفاده از قدرت و اکراه، نتواند از آن کار رهایی یابد.
بنیاد واک فیری از دولتها خواسته است برای مبارزه با بردهداری مدرن بیشتر تلاش کنند و به ارباب مشاغل هشدار داده است تا تضمین کنند زنجیرههای تولید و توزیعشان عاری از بردهداری است.
این نوشتار پیشتر در وبسایت #ترجمان منتشر شده بود.
@Managementhints
بر اساس پژوهشی که بنیاد استرالیایی واک فیری منتشر کرده است، در سرتاسر دنیا نزدیک به ۴۶میلیون نفر به کار اجباری یا مشاغل جنسی اشتغال دارند یا بهعلت بدهی در بندگی فرد دیگری هستند یا در وضعیتی هستند که همچون بردگی است.
بر اساس گزارش شاخص جهانی بردگی در سال ۲۰۱۶ «شکلهای نوین بردهداری» بسیار بیشتر از گذشته وجود دارد. نزدیک به دوسِوم این بردههای مدرن در آسیا هستند.
بردهداری مدرن امروزه اصطلاحی فراگیر برای توصیف قاچاق انسان، کار اجباری، استثمار بهعلت بدهی، بردگی جنسی، ازدواج اجباری و استثمارهایی ازاینقبیل است.
هند با ۱۸.۳۵میلیون نفر بزرگترین جمعیت بردههای مدرن را دارد. بعد از آن بهترتیب چین با ۳.۳۹میلیون، پاکستان با ۲.۱۳میلیون، بنگلادش با ۱.۳۵میلیون و ازبکستان با ۱.۲۳میلیون قرار دارد.
اگر میزان بردگی را از حیث تناسب جمعیت در نظر بگیریم، کرۀ شمالی رتبۀ اول را دارد. ۴.۳۷درصد از جمعیت ۲۵میلیون نفری این کشورِ منزوی، در بردگی به سر میبرند. گزارشها نشان میدهد کرۀ شمالی هیچ کاری برای مبارزه با بردهداری نمیکند و دولت این کشور بردگی را تأیید میکند. باتوجهبه تناسب جمعیت، پس از کرۀ شمالی ازبکستان قرار دارد. ۳.۹۷درصد جمعیت این کشور در مزارع و کارخانههای پنبه در وضعیت کار اجباری به سر میبرند.
بر اساس گزارش شاخص جهانی بردگی، بردهداری مدرن در ۱۶۷ کشور دنیا وجود دارد. کمترین میزان رواج بردگی در اروپاست؛ اما بنیاد واک فیری اعلام کرده است که اروپا منبع و مقصدی برای کار اجباری و استثمار جنسی است. این بنیاد هشدار داده است که انسانهایی که از فقر و جنگ فرار میکنند و به اروپا میآیند، میتوانند احتمال بروز بردگی را در این قاره افزایش دهند.
این آمارِ تکاندهنده با آمار سازمان بینالمللی کار، از ارکان فرعی سازمان ملل متحد، مغایرت دارد. بر اساس تخمین سازمان بینالمللی کار ۲۱میلیون نفر در وضعیت کار اجباری هستند. مشخص است این سازمان معنای گستردۀ بردگی مدرن را که بنیاد واک فیری در نظر داشته، لحاظ نکرده است.
بردگی مدرن یعنی فردی به کاری مجبور شود و بهعلت تهدید، خشونت، فریب، سوءاستفاده از قدرت و اکراه، نتواند از آن کار رهایی یابد.
بنیاد واک فیری از دولتها خواسته است برای مبارزه با بردهداری مدرن بیشتر تلاش کنند و به ارباب مشاغل هشدار داده است تا تضمین کنند زنجیرههای تولید و توزیعشان عاری از بردهداری است.
این نوشتار پیشتر در وبسایت #ترجمان منتشر شده بود.
@Managementhints
@Managementhints
ما می توانیم ؛
خیلی چیزها
به آدم های اطرافمون هدیه کنیم.
مثل عشق, لذت و محبت...!
اما لیاقت داشتن اینها رو,
ما نمی تونیم بهشون بدیم!
"ژواکیم ماشادو آسیس"
@Managementhints
ما می توانیم ؛
خیلی چیزها
به آدم های اطرافمون هدیه کنیم.
مثل عشق, لذت و محبت...!
اما لیاقت داشتن اینها رو,
ما نمی تونیم بهشون بدیم!
"ژواکیم ماشادو آسیس"
@Managementhints
@Managementhints
قانون باورها
دانشمندان براي بررسي تعيين ميزان قدرت باورها بر کيفيت زندگي انسانها آزمايشي را در دانشگاه هاروارد انجام دادند. 80 پيرمرد و 80 پيرزن را انتخاب کردند. يک شهرک را به دور از هياهو برابر با 40 سال پيش ساختند. غذاهاي 40 سال پيش در اين شهرک پخته مي شد. خط روي شيشه هاي مغازه ها، فرم مبلمان، آهنگها، فيلمهاي قديمي، اخباري که از راديو و تلويزيون پخش ميشد را مطابق با 40 سال قبل ساختند. بعد اين 160 نفر را از هر نظر آزمايش کردند؛ تعداد موي سر، رنگ موي سر، نوع استخوان، خميدگي بدن، لرزش دستها، لرزش صدا، ميزان فشار خون و غيره. بعد اين 160 نفر را به داخل اين شهرک بردند. بعد از گذشت 5 الي 6ماه کم کم پشتشان صاف شد، راست مي ايستادند، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بين رفت، لرزش صدا خوب شد، ضربان قلب مثل افراد جوان، رنگ موهاي سر شروع به مشکي شدن کرد و چين و چروکهاي دست و صورت از بين رفت.
علت چه بود؟ خيلي ساده است. آنها چون مطابق با 40 سال پيش زندگي کردند، باور کرده بودند 40 سال جوان تر شده اند.
انسان ها همان گونه که باور داشته باشند مي توانند بينديشند. باورهاي آدمي است که در هر لحظه به او القا مي کند که چگونه بينديشد. اصولا فرق بين انسان ها، فرق ميان باورهاي آنان است. انسانهاي موفق با باورهاي عالي، موفقيت را براي خود خلق
مي کنند. انسان هاي ثروتمند، باورهاي عالي و ثروت آفرين دارند که با اعتماد به نفس عالي خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال کسب ثروت مي روند و به لحاظ باورهاي مثبتشان به ثروت مطلوب خود مي رسند.
قانون زندگي قانون باورهاست. باورهاي عالي سرچشمه همه موفقيتهاي بزرگ است. توانمندي يک انسان را باورهاي او تعيين مي کند. انسان ها هر آنچه را که باور دارند خلق مي کنند. باورهاي شما دستاوردهاي شما را در زندگي مي سازند زيرا باورها تعيين کننده کيفيت انديشه ها، انديشه ها عامل اوليه اقدام ها و اقدام ها عامل اصلي دستاوردها هستند.
@Managementhints
قانون باورها
دانشمندان براي بررسي تعيين ميزان قدرت باورها بر کيفيت زندگي انسانها آزمايشي را در دانشگاه هاروارد انجام دادند. 80 پيرمرد و 80 پيرزن را انتخاب کردند. يک شهرک را به دور از هياهو برابر با 40 سال پيش ساختند. غذاهاي 40 سال پيش در اين شهرک پخته مي شد. خط روي شيشه هاي مغازه ها، فرم مبلمان، آهنگها، فيلمهاي قديمي، اخباري که از راديو و تلويزيون پخش ميشد را مطابق با 40 سال قبل ساختند. بعد اين 160 نفر را از هر نظر آزمايش کردند؛ تعداد موي سر، رنگ موي سر، نوع استخوان، خميدگي بدن، لرزش دستها، لرزش صدا، ميزان فشار خون و غيره. بعد اين 160 نفر را به داخل اين شهرک بردند. بعد از گذشت 5 الي 6ماه کم کم پشتشان صاف شد، راست مي ايستادند، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بين رفت، لرزش صدا خوب شد، ضربان قلب مثل افراد جوان، رنگ موهاي سر شروع به مشکي شدن کرد و چين و چروکهاي دست و صورت از بين رفت.
علت چه بود؟ خيلي ساده است. آنها چون مطابق با 40 سال پيش زندگي کردند، باور کرده بودند 40 سال جوان تر شده اند.
انسان ها همان گونه که باور داشته باشند مي توانند بينديشند. باورهاي آدمي است که در هر لحظه به او القا مي کند که چگونه بينديشد. اصولا فرق بين انسان ها، فرق ميان باورهاي آنان است. انسانهاي موفق با باورهاي عالي، موفقيت را براي خود خلق
مي کنند. انسان هاي ثروتمند، باورهاي عالي و ثروت آفرين دارند که با اعتماد به نفس عالي خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال کسب ثروت مي روند و به لحاظ باورهاي مثبتشان به ثروت مطلوب خود مي رسند.
قانون زندگي قانون باورهاست. باورهاي عالي سرچشمه همه موفقيتهاي بزرگ است. توانمندي يک انسان را باورهاي او تعيين مي کند. انسان ها هر آنچه را که باور دارند خلق مي کنند. باورهاي شما دستاوردهاي شما را در زندگي مي سازند زيرا باورها تعيين کننده کيفيت انديشه ها، انديشه ها عامل اوليه اقدام ها و اقدام ها عامل اصلي دستاوردها هستند.
@Managementhints