نکات و دروس مدیریت – Telegram
نکات و دروس مدیریت
331 subscribers
1.31K photos
252 videos
36 files
144 links
ارتباط با ادمین، ارسال نظرات ، پیشنهادات و
انتقادات
@Valdddo
Download Telegram
آدمها فکر می کنند اگر یک بار دیگر متولد شوند، جور دیگری زندگی می کنند،
شاد و خوشبخت
و کم اشتباه خواهند بود.
فکر می کنند می توانند همه چیز را از نو بسازند، محکم و بی نقص!
اما حقیقت ندارد.

اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم،
اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم،
اگر آدم ساختن بودیم،
از همین جای زندگیمان به بعد را
مى ساختيم.
@Managementhints
انتوان_سن_اگزوپری
موفقیت همیشگی نیست!!
شکست هم کشنده نیست !!!
تنهــــا
یک چیز اهمیت دارد
و آن هم شهامت
ادامه دادن است...

🖊وینستون چرچیل
@Managementhints
🔸🔹سخنرانی ونه گات در مراسم فارغ التحصیلی دانشگاه MIT🔹🔸

اگر میخواستم برای آینده ی شما فقط یك نصیحت بكنم، مالیدن كرم ضدّ آفتاب را توصیه میكردم!!
آثار مفید و دراز مدّتِ كرم ضدّ آفتاب، توسط دانشمندان ثابت شده است در حالی كه سایر نصایح من، هیچ پایه و اساس قابل اعتمادی، جز تجربه های پر پیچ و خمِ شخص بنده ندارند.
اینك این نصایح را خدمتتان عرض می كنم:

🔸قدرِ نیرو و زیبایی جوانی تان را بدانید.
ولی اگر هم ندانستید، مهم نیست!
روزی قدرِ نیرو و زیباییِ جوانی تان را خواهید دانست، كه طراوت آن رو به اُفول گذارد.
اما باور كنید تا بیست سال دیگر، به عكسهای جوانیِ خودتان، نگاه خواهید كرد و به یاد می آورید چه امكاناتی در اختیارتان بوده و چقدر فوق العاده بوده اید.
آن طور كه تصوّر می كردید، چاق نبودید.
همه چیز در بهترین شرایطش بوده تا شما، احساس خوب داشته باشید.

🔸نگران آینده نباشید.
اگر هم دلتان میخواهد نگران باشید، فقط این را بدانید كه نگرانی، همان اندازه مؤثّر است، كه جویدن آدامس بادكنكی در حلّ یك مسئه ی جبر!
مشكلات اساسی زندگی شما، بی تردید چیزهایی خواهند بود كه هرگز به مخیله ی نگرانتان هم خطور نكرده اند.

🔸با دلِ دیگران بی رحم نباشید.

🔸عمرتان را با حسادت تلف نكنید.
گاهی شما جلو هستید و گاهی عقب.
مسابقه، طولانی است و سر انجام،
خودتان هستید كه با خودتان مسابقه می دهید.

🔸ناسزاها را فراموش كنید.
اگر موفّق به انجام این كار شدید،
راهش را به من هم نشان بدهید!

🔸نامه های عاشقانه ی قدیمی را حفظ كنید.
صورت حسابهای بانكی و قبض ها و ... را دور بیاندازید.

🔸اگر نمی دانید می خواهید با زندگی تان چه بكنید، احساس گناه نكنید.
جالبترین افرادی را كه در زندگی ام شناخته ام، در 22 سالگی نمی دانستند می خواهند با زندگی شان چه كنند.
برخی از جالب ترین چهل ساله هایی هم كه می شناسم، هنوز نمیدانند!

🔸تا می توانید كلسیم بخورید.
با زانوهایتان مهربان باشید.
وقتی قدرت زانوهای خود را از دست دادید، كمبودشان را به شدّت حس خواهید كرد.

🔸ممكن است ازدواج كنید، ممكن است نكنید.
ممكن است صاحب فرزند شوید، ممكن است نشوید.
ممكن است در چهل سالگی طلاق بگیرید.
احتمال هم دارد كه در هشتاد و پنجمین سالگرد ازدواجتان، رقصكی هم بكنید.
هرچه می كنید، نه زیاد به خودتان بگیرید، نه زیاد خودتان را سرزنش كنید.
انتخاب های شما بر پایه ی 50 درصد بوده، همانطور كه مال همه بوده.

🔸دستورالعمل هایی كه به دستتان می رسد را تا ته بخوانید.
حتّی اگر از آنها پیروی نمی كنید.

🔸از خواندن مجلّات زیبایی پرهیز كنید.
تنها خاصیت آنها این است كه به شما بقبولانند كه زشتید!

🔸با خواهران و برادران خود مهربان باشید.
آنها بهترین رابط شما با گذشته هستند، و به گمان قوی، تنها كسانی هستند كه بیش از هر كس دیگر، در آینده، به شما خواهند رسید.

🔸به یاد داشته باشید كه دوستان می آیند و می روند، ولی آن تك و توك دوستان جان جانی، كه با شما می مانند را حفظ كنید.

🔸سفر كنید.

🔸برخی حقایقِ لاینفك را بپذیرید:
قیمتها صعود می كنند،
سیاستمداران كلك میزنند،
شما هم پیر می شوید.
و آنگاه كه شدید، در تخیّلتان به یاد می آورید كه وقتی جوان بودید،
قیمتها مناسب بودند،
سیاستمداران شریف بودند،
و بچّه ها به بزرگترهایشان احترام می گذاشتند.

🔸به بزرگترها احترام بگذارید.

🔸توقع نداشته باشید كه كس دیگری، نان آور شما باشد.
ممكن است حساب پس اندازی داشته باشید.
شاید هم همسر متموّلی نصیب تان
شده باشد.
ولی هیچگاه نمی توانید پیش بینی كنید كه كدام خالی میشود یا به شما جاخالی می دهد.

🔸خیلی با موهایتان ور نروید.
وگرنه وقتی چهل سالتان بشود،
شبیه موهای هشتاد ساله ها میشود.

🔸نخ دندان به کار ببرید.

🔸در شناخت پدر و مادرتان بکوشید.
هیچ کس نمی داند که آنان را،
کِی برای همیشه از دست خواهید داد.

🔸امّا اگر به این مسائل بی توجّه هستید، لااقل حرفم را در مورد كرم ضدّ آفتاب بپذیرید!
@Managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات
🔎 @Vaallddoo
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

#قهرمان_زندگی

در کلاس هفتم باز شد.
معلم وارد شد و بچه ها آرام دفترهای انشایشان را روی میز گذاشتند.
همه دوست داشتند امروز اسمشان را معلم بگوید تا نوشته هایشان را در کلاس بخوانند.
موضوع انشا قهرمان زندگی بود.

اکثر بچه ها شخصیت های محبوب کارتونی ، سینمایی و بازی های رایانه ای را با چنان آب و تابی نوشته بودند که انگار سالهاست با آنها زندگی کرده اند.

معلم لیست را باز کرد.
نفس ها حبس شد.

+ علی اصغر کهربایی!

آرام از جایش بلند شد.
به سمت تخته حرکت کرد.
روبروی بچه ها ایستاد.
دفترش را باز کرد.

به نام بابا

دو سه روز از زمانی که خانم معلم گفتند قهرمان زندگی، گذشته بود و من به خیلی ها فکر کردم.
شب بود.
همه خواب بودند.
بابا کلید انداخت.
در باز شد.
مگر زیباتر از این سکانس در هیچ فیلمی یا داستانی، قهرمان وارد ماجرا میشود؟

همه ی قهرمان های زندگی ما پر سر و صدا و پر از زرق و برقند.

مگر میشود قهرمان با چنین شکوهی وارد شود؟

آرام وارد خانه شد.
حتی چراغ هم روشن نکرد تا نکند کسی بیدار شود.
آخر کارگردان را دق میدهی برای یک شات بسته از چشم های خسته ات...

آرامتر از قبل در اتاقم را باز کرد.
نزدیک تختم شد.
هوای اتاق بوی بهشت گرفت.
خودم را به خواب زدم.
پتو را انداخت رویم و صورتم را بوسید.
غرق شدم در آرامشی که وصفش فقط خدا می خواهد.

در را بست و رفت.
چه سکانسی عاشقانه تر از این؟

صبح زودتر بیدار شدم.
بابا سر میز صبحانه بود.
سلام کردم و کنارش نشستم.

صدابردار بوم صدا را نزدیکتر برد.
میخواست زیباترین صدای عالم را ضبط کند.

+ سلام پسرم...!
لبخند زد...

یقینا من اگر پیامبر می شدم معجزه ام لبخند پدرم بود و بس...

به دست هایش خیره شدم...
دوربین زوم شد روی چروک دست های بابا...

مثل هیچ کدام از قهرمان های داستانی نبود.
ولی چه لذتی داشت بوسیدن تک تک آن چروک های دست.
لعنت به نویسنده فیلمنامه که این قسمت را فراموش کرده بود.

به شانه هایش نگاه کردم.
دوربین از همان نما با من حرکت کرد.

شانه هایش مثل هیچ قهرمان داستانی پهن و بازوهایش بزرگ نبود.
ولی تمام درد ها و غصه ها را عظمتش قلع و قمع می کرد.

دوربین و من خیره شدیم به چشم هایش...
اسکورسیزی را میخواست این پلان.

بابا دستی کشید رو موهایم ..
پرواز فرشتگان در شالیزار...

احساس کردم وقتی بابا هست، همه چیز هست...
مادرم میخندد و خواهرم سرمست، انگار در بهشتند.

عجیب بود هیچ چیز خانه فرقی با قبل حضور بابا نداشت.
به خانه فقط یک بابا اضافه شده بود.

خوب قهرمان مگر غیر از این است؟
یک نفر با دست خالی و بهشت کردن دنیا...

کارگردان هنوز در چشم ها غرق بود و صدابردار له له میزد برای یک کلمه بیشتر...

بابا از سر میز بلند شد.
احساس کردم بال دارد.

لباس هایش را عوض کرد و آماده می شد برای سکانس نهایی...

نه برندهای معروف تنش بود و نه عطرش مدهوش کننده...
نه موهایش را ژل زده بود و نه صورتش را اصلاح...

کفش هایش را پا کرد.
در را باز کرد.
برگشت.

دوربین زوم شد به صورتش.

نگاهمان کرد.

+ خداحافظ...
مواظب خودتون باشید...

آیه نازل میکرد بابا...
هوا می ساخت...

در را بست...
دوربین مات و مبهوت قفل کرد روی در...

بابا رفت به جنگ زندگی...
بدون اسب، بدون زره، بدون کلاه خود فقط با همان دست های چروکیده ی زبر مثل پرش...

مادر برای قهرمان زندگی اش دعا می کرد...
خواهرم پول تو جیبی اش را می شمرد...

من مات قهرمانی بودم که هر قهرمانی آرزو داشت مثل او باشد...

راستی بابا بال هایت را جا گذاشته ای...

👤 #مصطفی_یوسفی
👤 #والدو

#پیشاپیش_روز_پدر_مبارک
#پدرم_قهرمان_تمام_زندگی_ام_دوستت_دارم
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
#کانال_شعر_ادبیات
 
بازنده‌ها وقتی شکست می‌خورند دیگر کار را ادامه نمی‌دهند، برنده‌ها آنقدر شکست می‌خورند تا که پیروز شوند!

👈رابرت کیوساکی
@Managementhints
ما به آدم هایی نیاز داریم که به آینده ی فرزندانشان فکر میکنند
نه گذشته ی پدرانشان...
محمود_دولت_آبادی

@Managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات
🔎 @Vaallddoo
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

روزِ زندگی
در هیچ تقویمی نیست.

👤 #علیرضا_روشن
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
#کانال_شعر_ادبیات
 
عقده مادر در مرد (The Mother Complex)

#عقده_مادر_در_مرد


بی شک "عقده مادر " سخت ترین مصافی است که هر مردی با آن روبرو می شود

🔴 توجه: نزدیک شدن به عقده مادر ، فهم این نکته ضروری است که بر سر مادر واقعی هیچکس بحثی نیست .🔴

عقده مادر قابلیتی است واپس گرایانه در مرد که می تواند سریع تر از هر عنصر دیگری در روان ، زندگانی او را به تباهی بکشد.
برای مرد تسلیم شدن به عقده مادر یعنی شکست خوردن در نبرد زندگی .

عقده مادر در مرد یعنی آرزوی او برای بازگشت دوباره به دوران کودکی مراقبت قرار گرفتن ، یعنی به رختخواب خزیدن و پتو را روی سر کشیدن ؛ بمنظور طفره رفتن از برخی مسئولیت هایی که با آن روبرو است.

این تعریف از عقده مادر به جنسیت خاصی محدود نمی شود ؛ در مورد زن و مرد بطور یکسان صادق است.

شاید بسیاری از ما در مواقعی که در برابر مشکلات زندگی احساس ضعف می کنیم به همین روش متوسل شده باشیم.
انگار که شخص از ترس رویارویی با مخاطرات به رحم مادر پناه می برد ؛ در رحم مادر جنین هیچ گونه مسئولیتی ندارد .
روبرو شدن با دنیای بیرون و جنگ با اژدها ها ، مسئولیت شخص دیگری است ، وظیفه مادر است.
کار جنین صرفا مورد مراقبت و مورد تغذیه قرار گرفتن است و بس....
به دفعات مشاهده شده است که شخص با جمع کردن زانو ها به داخل شکم در رخت خواب نیز همان حالت جنینی را به خود می گیرد.


👈 عقده مادر می تواند خودرا بصورت یک حس و حال (mood) ، دلسردی و یاس ، فلج یا بصورت بیزاری از همه چیز نشان دهد.
,
👈" مامان " یک موجود انسانی مجزا و در بیرون است ، درحالیکه عقده مادر هموراه یک مورد درونی است.

👈 گرایش شخص به تسلیم شدن یا ول کردن و رها کردن و یا پناه گرفتن پشت هزاران بهانه ای که میتواند بتراشد این جنگ را تسریع می کند که این خطر بزرگ عقده مادر است.
@Managementhints
#عقده_مادر_در_مرد
برخی اوقات، به راستی چنان تفاوتی بین نبوغ و خصایص انسانیِ یک فرد وجود دارد که آن فرد باید از خود بپرسد که آیا اگر این استعداد، کمی کمتر بود، بهتر نبود؟

- کارل گوستاو یونگ
@Managementhints
همیشه
مراقب ِ اشتباه دوم بـاش
اشتباهِ اول
حق توست...!


آنتوان چخوف
@Managementhints
دانشمندان علوم رفتاری می گویند انسان ۲۱ روز زمان نیاز دارد تا یک عادت جدید بسازد یا آن را ترک کند.
اگر شما هم بتوانید ۲۱ روز را بدون چیزی سپری کنید دیگر به آن نیاز نخواهید داشت.
@Managementhints
رویا یک رویداد طبیعی است و ... طبیعت هیچ گرایشی ندارد که میوه هایش را به صورت رایگان و یا بنابر توقعات بشر، در اختیار او قرار میدهد.

- کارل گوستاو یونگ
@Managementhints
اگر روی صندلی قربانی نشسته اید و علت بدبختی های تان را همسر نادان، رئیس بداخلاق، عوامل بد ژنتیکی، سياسي و اجتماعي می دانید، و مسئولیتهای خود را به گردن دیگران می اندازید، شما در وضعیتی هستید که از آن رهایی نخواهید داشت و به بن بست رسیده اید. مگر اینکه صندلی خود را عوض کرده روی صندلی مسئول بنشینید.

#دکتر_اروين_دی_يالوم
روانپزشک هستی گرا
@Managementhints
از نظر الیس اضطراب نتیجه تفکرات غیر منطقی انسان است که عمده ترین آنها را در اینجا عنوان می کنیم:

⬅️1-اعتقاد فرد به اینکه لازم و ضروری است که همه افراد با او رفتار محترمانه و دوستانه داشته باشند. اینچنین فردی کمتر خود رهبر و بیشتر مضطرب و ناراحت است و ناقض نفس خویش.اینکه دیگران به فرد احترام بگذارند و او را دوست داشته باشتد مطلوب است اما انسان سالم و منطقی اهداف و تفکرات خود را فدای خواست دیگران نمی کند

⬅️2-اعتقاد به اینکه لازمه احساس ارزشمندی وجود حداکثر لیاقت، کمال و فعالیت شدید است این تصور نیز امکان پذیر نیست و تلاش وسواسی در راه کسب آن فرد را به اضطراب و بیماری روانی مبتلا می کند.و در زندگی احساس حقارت و ناتوانی به فرد دست می دهد.به این ترتیب زندگی فرد با شکست مواجه خواهد بود.انسان سالم و منطقی از خود انتظار کمال ندارد بلکه همواره به دنبال رسیدن به آن است. فرد سالم سعی دارد که بهترینم کارها را به خاطر خودش انجام دهد نه دیگران و از این کارها لذت ببرد نه از نتیجه آنها.

⬅️3-به اینکه گروهی از مردم بد ، شرور و بد ذات هستند و باید به شدت تنبیه شوند.این عقیده غیر عقلانی است چون معیار دقیقی برای درست و نادرست بودن رفتار در دست نسیت. اعمال نادرست یا غیر اخلاقی انسان نتیجه حماقت، جهالت و یا اختلال عاطفی است.تمام انسانها دچار خطا و اشتباه می شوند.سرزنش و تنبیه معمولا به بهبود رفتار نمی انجامد. انسان سالم کسی را سرزنش نمی کند و اگر کسی او را سرزنش کرد در جهت بهبود رفتارش می کوشد.و اگر دیگران اشتباه کردند سعی در یافتن و درک کردن دلیل این اشتباه میکند.و در صورت اشتباه کردن اقرار می کند و عواقب آنرا می پذیرد ولی آن را مسبب بی ارزشی خود نمی داند

⬅️4-اعتقاد به اینکه اگر وقایع آنگونه که او می خواهد پیش نرود فاجعه پیش آمده است. این تفکر غیر منطقی است زیرا ناکام شدن امری است طبیعی ولی حزن اندوه طولانی غیر منطقی است.چون اولا دلیلی وجود ندارد که وقایع باید به گونه ای دیگر و متفاوت با آنچه هستند باشند.ثانیا اندوه شدید نه تنها باعث تغیر موقعیت نمی شود بلکه اغلب آنرا بدتر می کند.ثالثا اگر راهی وجود ندارد راه منطقی پذیرفت موقعیت است.فرد سالم از بزرگ کردن موقعیت نامطلوب امتناع می ورزد و سعی در بهبود اوضاع می کند

⬅️5-اعتقاد به اینکه خوشی و احساسات خوب و نا خشنودی و احساسات بد به وسیله عوامل بیرونی بوجود آمده است. فرد با تلقینات خود باعث احساسات بد در خود می شود.مانند وحشتناک بودن طرد شدن

⬅️6-اعتقاد به اینکه چیز های خطرناک و ترس آور باعث نهایت نگرانی می شوند و فرد همواره باید در صدد جلوگیری از آنها باشد.این تصور عقلانی نیست چون اولا ناراحتی واضطراب زیاد مانع از ارزشیابی عینی حوادث خطرناک می شود.ثانیا مانع از مقابله منطقی با آن می گردد.ثالثا به ظهور آن کمک می کند و ضمنا در اغلب موارد نمی توان از وقوع اینگونه حوادث جلوگیری کرد.
فرد سالم سعی می کند با تفکرات درست راهی برای به حداقل رساندن وقوع اینگونه حوادث پیدا کند

⬅️7-اعتقاد به اینکه برای فرد دوری از مسائل و مشکلات و مسئولیت های زندگی آسانتر از روبرو شدن با آنهاست.مانند کسی که برای فرار از مسولیت خانواده ازدواج نمیکند .این کار نارضایتیهای بعدی به همراه دارد و موجب کاهش اعتماد به نفس می گردد.فرد سالم می داند که زندگی همراه با مبارزه و مسئولیت و حل مشکلات لذت بخش تر از زندگی بدون مسئولیت است

⬅️8-اعتقاد به اینکه فرد باید متکی به شخصی قوی غیر از خود باشد.در عین حال با زندگی اجتماعی همه ما تا حدودی به دیگران وابسته هستیم اما ضرورتی برای بیشتر کردن این وابستگی وجود ندارد.زیرا این کار به کاهش استقلال و فردیت می گردد به قصور در یادگیری و نا امنی خاطر منجر می گردد

⬅️9-اعتقاد به اینکه گذشته فرد و تاریخچه زندگی او تعیین کننده مطلق رفتار کنونی او هستند.فرد سالم گذشته را تا آنجا مهم می داند که به امروز و آینده او آسیب نرساند

⬅️10-اعتقاد به اینکه فرد باید در مقابل مسائل و مشکلات دیگرا ن کاملا برآشفته و محزون گردد. ما باید در حد توان به دیگران کمک کنیم اما مشکلات آنان به ما ربطی ندارد. و مشکل ما نیست.رنج زیاد ما را از فکر کردن درست دور می کند و توانایی کمک کردن را از دست می دهیم

⬅️11-اعتقاد به اینکه برای هر مشکلی فقط یک راه حل وجود دارد و اگر انسان به آن دست نیابد بسیار فاجعه آمیز خواهد بود

✳️ الیس عقیده داشت انسان با این تفکرات است که شخصیت خود را دچار آسیب می کند.وقتی فردی به چنین عقایدی متوسل می شود در نگرش های خود شدیدا بر الزام، اجبار، و وظیفه تاکید دارد و خود را بینهایت به وقوع امری خاص مقید و پای بند می کند.بنابراین اگر فرد خود را از قید و بند این تفکرات برهاند به احتمال زیاد به سوی سلامت روان و رشد شخصیت حرکت می کند.

✍️درمان از منظر الیس
@Managementhints
فقرهمان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند...
کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند...
پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود...
فقر ، همه جا سر میکشد،
فقر ، شب را "بی غذا" سر کردن نیست،
روز را "بی اندیشه" سر کردن است.
@Managementhints
جوان چاقی بود که 15 کیلو اضافه وزن داشت. او 120 کیلو وزن داشت و در یک آپارتمان 40 متری زندگی می کرد که حتی نمی توانست زندگی خود را اداره کند. یک روز او تصمیم گرفت که دیگر تسلیم سرنوشت نباشد. تصمیمی گرفت که او و زندگی اش را زیر و رو کرد. نه تنها زندگی خود بلکه زندگی بسیاری از مردم جهان را زیر و رو کرد. او آنتونی رابینز، سخنران بزرگ و معروف آمریکایی است. همه ما می توانیم به زندگی عادی و تکراری بسنده نکنیم و آنگونه که دلخواهمان است زندگی کنیم.
@Managementhints
اینفوگرافیک سونامی بیکاری فارغ التحصیلان

@Managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات
🔎 @Vaallddoo
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺?🌺🌺🌺

یا رحمت للعالمین جبریل می خواند تو را
ای منجی کل بشر بیرون بیا از این سرا

تو شهریار عالمی تا چند در غار حرا
ای یوسف مصر وجود از چاه تنهایی درآ

#مبعث_حضرت_رسول_بر_شما_مبارک
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
#کانال_شعر_ادبیات