نکات و دروس مدیریت – Telegram
نکات و دروس مدیریت
331 subscribers
1.31K photos
252 videos
36 files
144 links
ارتباط با ادمین، ارسال نظرات ، پیشنهادات و
انتقادات
@Valdddo
Download Telegram
مردم کتاب رایگان نمی‌خوانند
چون رایگان است!
کتاب پولی هم نمی‌خوانند
چون گران است!
فقط حرف می‌زنند
چون مفت است!

@Managementhints
قدرت فساد نمی‌آورد؛

وحشت فساد می‌آورد... 

مثلاً وحشتِ از دست رفتنِ قدرت...!
@Managementhints

جان اشتاین‌ بک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعضی صبح ها
که از خواب پا میشی با خودت فکر میکنی؛
" نمیتونم از پسش بر بیام "
و بعد تو دلت می خندی.
چون یاد تمام صبح هایی میوفتی که این فکر را داشتی...
@Managementhints
#چارلز_بوکفسکی
گاهی
زنجير هایی که مانعِ رهایی تو میشوند
بيشتر ذهنی هستند تا فيزيکی
@Managementhints
قبل از صحبت کردن لطفا زبان خود را به مغز خود وصل کنید!
@Managementhints
مسیر سخت
✍️ محسن جلال‌پور

این‌روزها جامعه ما در دام تصمیم‌گیری‌های کوتاه‌مدت گرفتار شده است. انگار به عارضه نزدیک‌بینی مبتلا شده‌ایم و دوردست‌ها را نمی‌بینیم. افق دید و تصمیم‌گیری ما هفتگی است و در بهترین حالت می‌توانیم برای یک ماه برنامه‌ریزی کنیم. مثلا درک سمت‌وسوی سیاست‎های اقتصادی از توان ما خارج است. در عالم سیاست نیز هر روز با ماجراجویی اظهارنظرهای هزینه‌زای سیاستمداران مواجه هستیم.
گاهی مناقشات سیاسی داغ می‌شود و گاهی همدلی و همسویی به اوج می‌رسد. فضای سیاسی حالت سینوسی گرفته و هیچ صلحی در کشور بیشتر از دو ماه دوام نمی‌آورد. هیچ نشانه‌ای مبنی بر تفاهم حداقلی درباره مسائل مهم در کشور وجود ندارد. مثلا برجام مورد تایید دو قوه است؛ اما یک قوه با آن مخالفت می‌کند.

مناقشه‌های سیاسی سایه سنگینی روی سر اقتصاد کشور انداخته‌اند. ساده‌ترین سیگنالی که مناقشه‌ها به سرمایه‌گذاران می‌دهند، بی‌ثباتی سیاسی است. مشکل از جایی شروع می‌شود که مناقشه‌ها تبدیل به منازعه و دعوا می‌شوند. این دعوا گاهی تسویه حساب‌های سیاسی را به‌دنبال دارد. اولین اثر تداوم کشمکش‌های سیاسی، به هم ریختن فضای روانی سرمایه‌گذاری است. سرمایه‌گذار را به آهو تشبیه کرده‌اند. در فیلم‌های مستند حیات وحش، دیده‌ایم که آهو همواره احساس خطر می‌کند. حتی وقتی گرگی در محیط آهو نیست، باز هم با عدم‌اطمینان مواجه است و مدام به این سو و آن سو نگاه می‌کند. ریسک مناقشات سیاسی در حال حاضر گرگ سرمایه‌گذاری است. بسیاری از سرمایه‌گذاران سرشناس با ترس از آینده مناقشات سیاسی، از گود خارج شده‌اند. سرمایه‌گذار از یکسو در داخل با تکانه‌های شدیدی مواجه است و از سوی دیگر از تحولات بین‌المللی هراس دارد. کشمکش‌های حاد سیاسی روی ذهنیت سرمایه‌گذاران اثر می‌گذارد و افق دید او را محدود می‌کند. سیاستمداران از اثر روانی کشمکش‌های سیاسی بر فعالیت‌های اقتصادی غافلند.

وزیر اطلاعات اخیرا تشبیه جالبی از فضای سرمایه‌گذاری داشته است. ایشان گفته: «بر این باوریم که فعالان اقتصادی مانند گنجشک‌هایی هستند که روی درخت نشستند، اگر شلیکی به یک گنجشک روی درخت شود گنجشک‌های دیگر باقی نمی‌مانند. با یک شلیک ممکن است یک گنجشک از پا درآید؛ ولی هیچ گنجشکی بر درخت باقی نمی‌ماند.»

فعالان اقتصادی معتقدند کشمکش‌های سیاسی اثر منفی بر سرمایه‌گذاری دارد و برخی اقتصاددانان بر این باورند که بهبود فضای روانی کسب‌وکار حتی بر بهبود ساختاری کسب‌وکار تقدم دارد. سرمایه‎گذاری اگر‌چه یک فعالیت اقتصادی است، اما فرآیندی است که ابتدا در ذهن شکل می‌گیرد. ذهنیت سرمایه‌گذاران و فضای روانی جامعه در شکل‌گیری فعالیت‌های اقتصادی اهمیت زیادی دارد. سیاستمداران با تشدید دعواهای سیاسی، فضای روانی و امنیت سرمایه‌گذاری را به خطر می‌اندازند و سیاست‌گذاران با کوتاه کردن افق سیاست‌های اقتصادی و غفلت از موانع کسب‌وکار، امکان دید بلندمدت را از سرمایه‌گذاران می‌گیرند.

به فراخور رفتار سیاست‌گذاران و سیاستمداران، جامعه نیز به تصمیم‌های کوتاه‌مدت عادت کرده است. بیشتر سیاست‌های اقتصادی، کوتاه‌مدت هستند و فعالان اقتصادی نیز متناسب با آن، تصمیم‌های کوتاه‌مدت می‌گیرند. برای سرمایه‌گذاران، نقشه خروج از یک سرمایه‌گذاری، مهم‌تر از نحوه ورود به آن است. به این ترتیب سرمایه‌ها به سمت‌و‌سوی فعالیت‌های زودبازده و کوتاه‌مدت سوق پیدا کرده و کمتر کسی جرات می‌کند سراغ پروژه‌های بلندمدت اقتصادی برود.

بدون شک این عارضه، نتیجه فضای سیاسی حاکم بر کشور است. فعالان اقتصادی چه در حوزه‌ دانشگاهی و چه کارآفرینان و بازاریان، نگران عواقب منازعات سیاسی هستند و از چشم‌انداز تیره‌ای که در صورت تداوم این روند اقتصاد کشور را درگیر خواهد کرد، اظهار نگرانی کرده‌اند. تشکل‌های اقتصادی مدت‌ها است مطالبه بهبود فضای کسب‌وکار را دارند. این مطالبه در مجلس هشتم و دولت دهم تبدیل به قانون شده است. احتمالا شش سال از تصویب این قانون می‌گذرد؛ اما نه تنها فضای کسب‌وکار تفاوتی با گذشته پیدا نکرده که امنیت روانی آن بیشتر به خطر افتاده است. بی‌تعارف، در آینده حتی اگر همه موانع اداری کسب‌وکار هم برداشته شود و جایگاه ایران به شکل قابل‌ملاحظه‌ای ارتقا پیدا کند، اگر امنیت روانی سرمایه‌گذاران تامین نشود، نباید انتظار بهبود اوضاع را داشت.
@Managementhints
مردمی كه سياستمدار فاسد
انتخاب می‌كنند،
قربانی نيستند.
بلکه شركای جرم هستند.
@Managementhints
#جورج_اورول
⭕️ وضعیت امروز استقلال، آئینه عبرت اصلاح طلبان


✍️ سجاد سالک

@Managementhints
استقلالی های بازنده، امروز و فردا فقط می توانند از میزان بالای مالکیت توپ در زمین صحبت کنند، درباره موقعیت های نصفه و نیمه خود حرف بزنند، از بعضی صحنه های داوری شکایت کنند و در نهایت به سابقه بهتر خود در لیگ برتر و مجموع بردهای تاریخ دربی ببالند. این درست همان مسیری است که اصلاح طلبان در صورت ناکامی احتمالی در سال های آینده ناچارند در پیش بگیرند.
برای شهروندان، ناظران و تماشاگران، دستاوردهای ملموس و موفقیت های عینی اهمیت دارد. لیدرها و رسانه های همسو ممکن است زمین و زمان را به هم ببافند تا اثبات کنند در مجموع اوضاع هم خیلی بد نیست اما برای تماشاگر بینوایی که مدتها کری خوانده و وارد مناقشه با رقیب شده، تنها نتیجه نهایی و پیروزی عینی اهمیت دارد نه تحلیل های ذهنی.

اصلاح طلبان حاضر در دولت و شهرداری حالا کمتر از چهارسال فرصت دارند تا موقعیت سازی کرده و گل بزنند. سال 1400، توده مردم به کارشکنی رقیب، ناداوری ناظران و میزان پاس های رد و بدل شده اهمیتی نمی دهند بلکه مشخصا باید گفت چه دستاوردی، چه موفقیتی و چه کاری صورت گرفت.
اصلاح طلبان در سال های آینده البته گاهی اوقات می توانند با برخی حرکات و خلاقیت های شخصی و مات کردن رقیب فیگور بگیرند. مانند همان حرکتی که حسین حسینی دروازه بان استقلال در انتهای بازی انجام داد و بازیکن پرسپولیس را محو کرد اما در تغییر نتیجه حاصلی به بار نیاورد. لیدرها و روزنامه ها هم در نهایت می توانند به همین حرکت ها دل خوش کنند اما اگر نتیجه نهایی جایی برای خوشحالی باقی نگذارد، طبقه متوسط و حامیان اصلاح طلبی در نهایت سری به زیر خواهند انداخت و خبری از حمایت نخواهد بود.

در حال حاضر نگرانی اصلی این است که اصلاح طلبان دقیقا همچون استقلالی ها، توپ را میان خود صرفا به گردش در بیاورند و تا پشت هیجده قدم حرکت کنند اما قادر به خلق موقعیت های جدی نباشند و نتوانند گلی به ثمر برسانند اما در رسانه ها برای رقیب رجز بخوانند، سر داور فریاد بزنند، ولی یادشان بروند که در این میدان، تماشاگران و شهروندان فقط گل می خواهند، نتیجه می خواهند، کامیابی می خواهند.

این نگرانی وقتی تشدید می شود که در نظر داشته باشیم اصلاح طلبان همچون استقلال، جوانان شایسته ای دارند اما آنها را همچون مهدی قائدی روی نیمکت نشانده اند و مهمتر از همه اینکه در کارنامه خود سابقه سانترهای بی هدف و شوت های کم دقت نیز کم ندارند! آیا اصلاح طلبان حاضر در دولت و شهرداری از وضعیت امروز استقلال درس میگيرند؟
@Managementhints
هفت سال مردم شناسی خواندم؛ در کنار آدمهایی که ته کلاس به مژه هایشان ریمل میزدند و رشته شان را مسخره میکردند، و در کنار آدمهایی که فیلم خوب می دیدند و کتاب غیر درسی می خواندند و رشته شان را دوست داشتند.
هفت سال از آدم های خارج از دانشگاه شنیدم: «حالا یعنی مردم رو میشناسی؟» هفت سال لبخند زدم و هفت سال مودبانه جواب دادم: «اِی...» و هفت سال جواب شنیدم: «حالا بگو ببینم،من چه جور آدمی ام؟» هفت سال سکوت کردم.هفت سال دیگر هم سکوت خواهم کرد.و حتی هفت سال دیگر.

ما مردم شناسی خواندیم. صفحه به صفحه،جزوه به جزوه، کتاب به کتاب.استادها آمدند و رفتند. استادها گفتند و گفتند و گفتند. 7 سال گذشت. مدرک کارشناسی شد کارشناسی ارشد.حالا می دانم که هرگز نمی شود در جواب سوال«حالا بگو ببینم،من چه جور آدمی ام؟» تنها یک جمله گفت، یا حتی یک پاراگراف، یا حتی یک صفحه. حالا می دانم که «مردم» در کلمه خلاصه نمی شوند. آنها یک روز «نازنین و دوست داشتنی اند» و یک روز «عوضی و نفرت انگیز».یک روز آن قدر احساساتی اند که پای تلویزیون،خیره به دهان اخبار گو،به پهنای صورت اشک می ریزند و یک روز با پوزخندی بر لب،کنار جنازه های بیرون افتاده از ماشین های تصادفی،سلفی می گیرند. یک روز عاشقند و عشقشان را به عرش میبرند و یک روز همان عشق سابق را به فرش میکوبند و مشت و لگد بارانش میکنند.یک روز کارمندی محترم و آبرومند در شرکتی بزرگ اند و یک روز در قامت یک داعشی،سر از تن انسان جدا می کنند. جمعه ها سر چهارراه برایت ترمز میکنند تا از خیابان رد شوی و دوشنبه ها سر همان چهارراه از رویت رد میشوند.

نه.مردم را نمیشود یکبار و برای همیشه شناخت. مردم مثل رود اند. رودی که در جریان است، می رود، می رود، می رود و هرگز نمی ماند. مردم را باید در شرایط مختلف، در روزهای مختلف، در موردهای مختلف، در موقعیت های اجتماعی مختلف، در حالت های عاطفی مختلف، در فصل های مختلف و در مکان های جغرافیایی مختلف شناخت. وقتی که مجرد اند و وقتی که متاهل، وقتی که بی پول اند و وقتی که پولدار، وقتی برنده اند و وقتی بازنده، وقتی اوضاع به کام شان است و وقتی نیست،وقتی در وطن اند و وقتی در غربت، وقتی کارمند اند و وقتی رئیس، وقتی غرق در ماتم اند و وقتی سرشار از خوشی، وقتی آویزان از میلهء اتوبوس بی آر تی اند و وقتی نشسته بر روی صندلی هواپیمای لوفت هانزا، وقتی شستشان به نشانهء «لایک» بالا است و وقتی در حال هو کشیدن اند...مردم را باید هر روز و هر ساعت شناخت.چرا که آنها رود اند. می روند و هرگز نمی مانند. می روند و تغییر می کنند و ثابت نمی مانند.
@Managementhints
#آنالی_اکبری
از رنجی که میکشیم پیداست
که به آن چه باید
عمل نکرده ایم.

@Managementhints
👤 #سوفوکل
Forwarded from دریا، مسیر پیشرفت (E Ask)
🔷ایده بازار دریایی
🔻سومين جشنواره و نمايشگاه ملي دريا مسير پيشرفت
🖊تهران،باغ موزه دفاع مقدس
🕘 ٩ الي ١١ آبان ماه

🔽 اطلاعات بیشتر در:
🆔 @daryafestival
برداشت نادان از چیزی که دانا می گوید هرگز نمی تواند درست باشد
چراکه ناخودآگاه هر چیزی را که ''بشنود''
به چیزی که''بتواند بفهمد"،
تفسیر و ترجمه می کند!/برتراند راسل

@Managementhints
چرا آمازون در حالی که محصول kindle برایش زیان آور است، همچنان این محصول را می فروشد؟


چه بیزنس هایی از روش های غیرواضح و عجیب پول در می آورند؟

روش های زیادی برای پول در آوردن وجود دارند. ولی شاید با روش های زیر کمتر آشنا باشید:

1️⃣ مک دونالد: آنها بیشتر از اینکه از فروش همبرگر پول دربیاورند، از فروش «حق امتیاز» شعبه های خود کسب درآمد می کنند. امروزه مک دونالد، یکی از موفق ترین کمپانی های حوزه املاک به شمار می رود.

2️⃣ زمانی بود که بخش فروش قطعات و تجاری تویوتا بیشتر از فروش خودروهایش درآمد عایدش می کرد. مثلا اتوموبیل های مسابقه ای MG، هزینه قطعاتشان از خود خودرو بیشتر بود.

3️⃣ کمپانی Best Buy که ظاهرا در حوزه فروش وسایل الکترونیکی فعالیت دارد، حاشیه سود بسیار کمی از این کار می برد. در عوض، عمده سود کمپانی از بخش مالی، گارانتی های طولانی مدت، بیمه، و تعمیرات حاصل می شود.

4️⃣ شرکت های هواپیمایی ارزان قیمت معمولاً از فروش بلیت، حتی زیان هم می کنند. ولی با استفاده از فروش غذا در هواپیما، هزینه حمل چمدان اضافه، و سیستم رزرو صندلی کسب درآمد می کنند.

5️⃣ آمازون از فروش کتابخوان های کیندل، سود بسیار کمی دارد. سود اصلی اش از فروش «محتوا» برای کیندل هاست که خود آمازون، اصلی ترین فروشنده ی آن است.


6️⃣ موسیقیدانان معمولا سود اصلی شان را از تورهایی که برگزار می کنند می برند، نه فروش سی دی هایشان.

7️⃣ ورزشکاران معروف، ممعمولاً از قراردادهای اسپانسری و تبلیغات، بیشتر از آنچه که از خود ورزش به دست می آورند، کسب درآمد می کنند.

8️⃣ سود پمپ بنزین ها از فروش بنزین نیز تقریباً صفر است. در عوض، آنها از کارواش، فروش لوازم خودرو، روغن و سایر محصولات مرتبط کسب درآمد می کنند.

9️⃣ سینماها و تئاترها بیشتر از آنکه از فروش بلیت پول به دست آورند، از فروش پاپکورن و سایر تنقلات کنار سالن سینما کسب سود می کنند.

♨️ مهمترین هدف هر بیزنسی، داشتن مزیت رقابتی بوده که به معنای کسب سود بیشتر نسبت به رقبا است. بهتر است مدل های نامتعارف کسب سود مازاد را شناخته و از آن در تدوین طرح کسب و کار، بهره ببریم./forbes
@Managementhints
✳️ بر قلهٔ شیون

ای خاک عالم بر سر من که عضو هیئت علمی دانشگاهی هستم که دانشجویش، یعنی یکی از فرزندان من، خود را از فراز دانشکدهٔ حقوق پرتاب می‌کند و می‌کشد و من فقط اظهار تأسف می‌کنم.
سال‌هاست که ما شیون و فغان می‌کنیم و فریاد می‌زنیم اما گوش کسی بدهکار‌ نیست. همین چند روز پیش، در مراسم تشییع جنازهٔ استاد فقید، مرحوم دکتر محمد علی شیخ، در صحن دانشکدهٔ ادبیات، بندهٔ حقیر فریاد زدم که : « دانشگاه، کارخانه نیست»
در این دانشگاه، میلیارد‌ها خرج ساختمان و آهن و آجر و آهک کرده‌اند اما از دو رکن اصلی و اساسی دانشگاه یعنی دانشجو و استاد غافلند و آن‌ها را به دست حوادث روزگار سپرده‌اند .
آی مردم شریف! آی مسئولان !
بدانید که در این‌جا، آن چه مورد توجه و التفات نیست، دانش و دانشمند و دانشجوست و الا قاعده و قانون و آئین‌نامه و دستورات و احکام، از در و دیوار می‌بارد و از این بابت، هیچ کمبودی نداریم. آن چه در این‌جا به آن، هیچ‌گونه توجهی نمی‌شود این است که این مملکت، مملکت علوم انسانی است. علوم انسانی این دانشگاه و به خصوص، فلسفه‌اش در آستانهٔ انهدام است.
دیگر پایم پیش نمی‌رود که قدم در دانشگاهی بگذارم که یکی از فرزندانش، خود را کشته است. به من بگوئید که من چگونه می‌توانم به چهرهٔ معصوم دانشجویانم نگاه کنم؟ به من بگوئید که من چگونه دوباره سر کلاس بروم و حرف‌های مکرر بزنم؟ من چگونه سر کلاس بروم و از خدا و پیغمبر و دین و اخلاق بگویم؟
آیا هیچ کس نیست که به داد ما برسد؟ راستی چه چیز اتفاق افتاده است که ما هر روز و هر لحظه
فریاد می‌زنیم و کسی جُم نمی‌خورد

نصرالله حکمت
استاد دانشگاه شهید بهشتی

@Managementhints
24 فناوری جدید که چهره دنیا را از 2019 تا سال 2099 تغییر خواهد داد.
آینده از آن کسانی است که خود را آماده کرده اند و در شکل دادن به آن سهیم بوده اند.

@Managementhints
سال‌ها پیش از زبان شیرین مرحوم دکتر رضازاده شفق شنیدم که می‌گفتند:
انتـــــــــقاد ورزش ملی ایرانی‌هاست. هرکس صبح که از خواب برمی‌خیزد دریک صف طولانی از مردم قرار می‌گیرد و با باز کردن دستهای خود به دو طرف همۀ کسانی را که پیش روی هستند مورد انتقاد قرار می‌دهد. غافل از اینکه عده زیادی پشت سر او ایستاده‌اند و با دست به او اشاره می‌کنند. اما متأسفانه باید بدانیم که این ورزش ملی جامعه را سالم‌تر نمی‌کند چون لبه تیز عیب‌جویی هرگز متوجه خود انتقاد کننده نمی‌شود و افزون بر این متأسفانه مردم انتقاد را جانشین اقدام به حساب می‌آورند...!
@Managementhints

📔#جامعه_شناسی_خودمانی
✍🏻#حسن_نراقی
بسیاری از تجاوزات که به آزادی‌های مردم می‌شود در انتخابات عمومی به تصویب رسیده است...!
@Managementhints
#اینیاتسیو_سیلونه
📙 مکتب دیکتاتورها
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی . .. .،

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت،‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ات
ورای مصلحت‌اندیشی بروی . . .


امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!

امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن

@Managementhints
#پابلو_نرودا
اشتباهات در وام
✍️ محمد حسين اديب

معدل نرخ بهره از معدل بازده اقتصاد بيشتر است لذا معدل كساني كه وام مي گيرند زيان مي كنند و وام را از محل اصل سرمايه خود پرداخت مي كنند نه بازده ناشي از دريافت تسهيلات

دريافت وام در اموري كه دوران باز گشت سرمايه بيش از يكسال است نه تنها اقتصادي نيست بلكه نوعا به ورشكستگي دريافت كننده تسهيلات منجر ميشود

ورود به بخش مسكن با وام بانكي دستور العمل فاجعه است، اولين معضل بانكها اين است كه تقريبا چهل درصد وام ها به هر اسمي كه دريافت شده باشد در عمل وارد بخش مسكن شده و حالا وام سر رسيده شده و مسكن را كسي نمي خرد و وام گيرنده هم بدون فروش مسكن قادر به پرداخت تسهيلات نيست
اين افراد هم نوعا كساني هستند با اين انگيزه وارد بخش مسكن شده اند كه تجربه سال ٩١ تكرار شود و مسكن سه برابر شود در حاليكه از سال ٩٢ تا كنون هر سال ٢٧ درصد بهره داده اند و اكنون مسكن بطور ميانگين ٣٠ درصد كاهش قيمت داشته ( نسبت به سال ٩١) و تازه كسي هم آن را نمي خرد

از آنها بدتر افرادي هستند كه با وام بانكي وارد سرمايه گذاري در بخش توليد شده اند كه در ٩٠ درصد موارد قادر به بازپرداخت آن نيستند

پزشگان ، وكلا ، قضاوت و خلبانان كه از درآمد جاري بالائي برخوردارند طي چهار سال گذشته همچنان در بخش مسكن حتي با وام بانكي ورود و زيان قابل ملا حظه كرده اند، اين چهار قشر با ورود به بخش هاي حبابي در چهار سال گذشته بخشي از درآمد خود را از دست داده اند

تامين سرمايه در گردش سيستم مغازه داري خرد ، ازطريق وام هاي با نرخ هاي بهره اي ظاهرا ٢٧ درصد اما در عمل ٣٦ درصد ، انتحار اقتصادي است

💡 ورود به بخش واردات و ورود به اموري كه دوران بازگشت سرمايه حدود چهار ماه است با وام بانكي توجيه اقتصادي دارد و توصيه ميشود
@Managementhints