🌱
مسعودمیرزای قاجار
فرزند ارشد ناصرالدین شاه
این سیبیل، یکتنه باعث انقراض ببر مازندران و گاومیش وحشی ایرانی و نیز به خطر افتادن نسل گوزن قرمز و پلنگ ایرانی شد.
همچنین کاخهای صفوی هفتدست، کوشک آیینهخانه و عمارت نمکدان اصفهان را تخریب کرد.
#ظل_السلطان
@midhistor
مسعودمیرزای قاجار
فرزند ارشد ناصرالدین شاه
این سیبیل، یکتنه باعث انقراض ببر مازندران و گاومیش وحشی ایرانی و نیز به خطر افتادن نسل گوزن قرمز و پلنگ ایرانی شد.
همچنین کاخهای صفوی هفتدست، کوشک آیینهخانه و عمارت نمکدان اصفهان را تخریب کرد.
#ظل_السلطان
@midhistor
🤨8😎2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌱
ساندیگو، کالیفرنیا
هنگامی که زمینلرزه رخ میدهد، فیلها واکنشی غریزی و شگفتانگیز به نام «دایره هشدار» از خود نشان میدهند، که به صورت ساز و کاری در طول زمان تکامل یافته است.
فیلها با تشکیل این دایره، به دنبال محافظت از اعضای گله هستند. زیرا این آرایش، احتمال به خطر افتادن اعضا را کاهش داده و به آنها امکان میدهد تا به سرعت نشانهها و هشدارها را با یکدیگر مبادله کنند.
@midhistor
@farsiindipendent
ساندیگو، کالیفرنیا
هنگامی که زمینلرزه رخ میدهد، فیلها واکنشی غریزی و شگفتانگیز به نام «دایره هشدار» از خود نشان میدهند، که به صورت ساز و کاری در طول زمان تکامل یافته است.
فیلها با تشکیل این دایره، به دنبال محافظت از اعضای گله هستند. زیرا این آرایش، احتمال به خطر افتادن اعضا را کاهش داده و به آنها امکان میدهد تا به سرعت نشانهها و هشدارها را با یکدیگر مبادله کنند.
@midhistor
@farsiindipendent
😘4
پیامد دستاندازی عرب به ایران:
ورود فوری کلمات عربی/ گسترش خط کوفی/ اشغال ایران طی مدتی کوتاه/ اسلام آوردن شتابان مردم/ اشتیاق عرب برای گسترش اسلام/ خستگی مردم از ساسانیان/ نفوذ مستقیم اعراب به تیسفون/ درگیری دو کشور ایران و عرب/ طرد راهزنان از سپاه اسلام
ورود فوری کلمات عربی/ گسترش خط کوفی/ اشغال ایران طی مدتی کوتاه/ اسلام آوردن شتابان مردم/ اشتیاق عرب برای گسترش اسلام/ خستگی مردم از ساسانیان/ نفوذ مستقیم اعراب به تیسفون/ درگیری دو کشور ایران و عرب/ طرد راهزنان از سپاه اسلام
Anonymous Quiz
37%
بله
63%
خیر
🌱
زبان مردم مراغه در زمان صفوی،
پهلوی بود
اولیا چلبی جهانگرد عثمانی، در زمان شاهعباس دوم به ایران سفر کرد. او دربارهء مراغه مینویسد:
آن ایام، به عنوان دوران دگرگشت زبان آذربایجان شناخته میشود که ترکی جهت امور روزمره، در حال جایگزینی با آذری بود. بنابراین زنان که حضور کمتری در جامعه داشتند، همچنان به پهلوی سخن میکردند.
-سیاحتنامه اولیا چلبی، جلد دوم، ص ۲۶۹
@midhistor
@panturkkosh
زبان مردم مراغه در زمان صفوی،
پهلوی بود
اولیا چلبی جهانگرد عثمانی، در زمان شاهعباس دوم به ایران سفر کرد. او دربارهء مراغه مینویسد:
«قادینلری اکثریا پهلوی دیلنجه گفتگو ایدرلر. فصیح اللسان بدیع البیان کیمسهلری چوقدر.»
«زنانش اکثرا به زبان پهلوی گفتگو میکنند. اشخاص فصیحالسان و بدیعالبیان بسیار دارد.»
آن ایام، به عنوان دوران دگرگشت زبان آذربایجان شناخته میشود که ترکی جهت امور روزمره، در حال جایگزینی با آذری بود. بنابراین زنان که حضور کمتری در جامعه داشتند، همچنان به پهلوی سخن میکردند.
-سیاحتنامه اولیا چلبی، جلد دوم، ص ۲۶۹
@midhistor
@panturkkosh
🥰3
تاریخ میانه
🌱 جهان قابل مشاهده با ۹۳ میلیارد سال نوری وسعت، ۳ درصد از جهانی است که ما در آن قرار داریم و ۹۷ درصد آن به دلیل گسترش جهان، از دسترس نوری ما خارج شده است. طبق نظریه کوانتوم، این جهان، تنها یکی از جهانهای موجود است. جهان ما ۲۰۰۰ میلیارد کهکشان دارد. هر کهکشان…
🌱
حیات، امری بدیهی در جهان هستی
مهرداد ایرانمهر
گروهی از دانشمندان به رهبری پروفسور مادوسودهان از دانشگاه کمبریج، با کمک دادههای تلسکوپ فضایی جیمز وب، مولکولهایی را در جو سیاره K2-18b در فاصلهء ۱۲۴ سال نوری (چهراَختر شیر/اسد)، شناسایی کردهاند که تنها توسط موجودات زنده تولید میشود، از جمله دیمتیل سولفید و دیمتیل دیسولفید. این سیاره دارای اقیانوسهایی گسترده بوده و به دور یک کوتوله سرخ میچرخد.
تا چند سال پیش، باور بر این بود، تنها ستارهای که سیاره دارد، خورشید است! اما دادههای تلسکوپ هابل، این نظریه را منسوخ کرد. سپس اعلام شد، در هیچ جایی به جز زمین، حیات پدید نیامده است! اما این بار هم، جیمز وب دکان هواداران این دیدگاه غیرعلمی را بر هم زد.
راه شیری از پرآشوبترین کهکشانها و خورشید (طیف نور زرد) جزو ستارههای خطرناک برای حیات است. کهکشانهایی بسیار آرامتر در جهان هست و نیز ستارههای کوتوله سرخ که میزبانان به مراتب بهتری برای پشتیبانی از حیات هستند و شمارشان هم در گیتی، بسیار فراوان است.
@midhistor
@farsiindipendent
حیات، امری بدیهی در جهان هستی
مهرداد ایرانمهر
گروهی از دانشمندان به رهبری پروفسور مادوسودهان از دانشگاه کمبریج، با کمک دادههای تلسکوپ فضایی جیمز وب، مولکولهایی را در جو سیاره K2-18b در فاصلهء ۱۲۴ سال نوری (چهراَختر شیر/اسد)، شناسایی کردهاند که تنها توسط موجودات زنده تولید میشود، از جمله دیمتیل سولفید و دیمتیل دیسولفید. این سیاره دارای اقیانوسهایی گسترده بوده و به دور یک کوتوله سرخ میچرخد.
تا چند سال پیش، باور بر این بود، تنها ستارهای که سیاره دارد، خورشید است! اما دادههای تلسکوپ هابل، این نظریه را منسوخ کرد. سپس اعلام شد، در هیچ جایی به جز زمین، حیات پدید نیامده است! اما این بار هم، جیمز وب دکان هواداران این دیدگاه غیرعلمی را بر هم زد.
راه شیری از پرآشوبترین کهکشانها و خورشید (طیف نور زرد) جزو ستارههای خطرناک برای حیات است. کهکشانهایی بسیار آرامتر در جهان هست و نیز ستارههای کوتوله سرخ که میزبانان به مراتب بهتری برای پشتیبانی از حیات هستند و شمارشان هم در گیتی، بسیار فراوان است.
اینشتین:
دو چیز انتها ندارد، جهان هستی و حماقت بشر.
در مورد اولی مطمئن نیستم.
@midhistor
@farsiindipendent
👏2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌱
آرتوش و ویگن
نفرین (سنگ قبر آرزو)
@midhistor
آرتوش و ویگن
نفرین (سنگ قبر آرزو)
آسمان چشم او، آیینه کیست
آن که چون آیینه با من، روبرو بود
درد و نفرین، درد و نفرین، بر سفر باد
سرنوشت این جدایی، دست او بود...
@midhistor
👏3
🥴5
🍃
دکتر آزاده احسانی دانشآموختهء رشته ادیان با گرایش ایران، از بخش ایرانشناسی دانشگاه کنکوردیا (مونترال) زیر نظر دکتر ریچارد فولتز، تعریف میکردند که روزی ژان کلنز اوستاشناس بلژیکی به دعوت دکتر فولتز جهت سخنرانی به بخش ایرانشناسی کنکوردیا آمده بودند.
(نقل به مضمون)
در پایان سخنرانی، دکتر احسانی و دوست دیگر ایرانی ایشان پرسشی از دکتر کلنز میپرسند، مبنی بر اینکه غربیها بر روایات مربوط به اسکندر آگاه هستند و خودشان میدانند که عنوان اسکندر کبیر چندان برازندهء او نیست. پس چرا همواره اصرار بر کاربرد صفت گریت (بزرگ) برای او دارند؟
کلنز پاسخ میدهد، بله ما میدانیم. اما اگر شما هم مانند ما از کودکی و دوران دانشآموزی، در کتابها و سپس تا بزرگی در رسانهها و... دائم در مغزتان میخواندند الکساندر دگریت و یکسره از فتوحاتش برایتان میگفتند، ذهنتان به گونهای شکل میگرفت که حتی اگر در آینده هم با حقیقت آشنا میشدید، اما فضای ذهنیتان از آن چارچوب و جاذبهء کاذب جدا نمیشد.
@oldhistor
دکتر آزاده احسانی دانشآموختهء رشته ادیان با گرایش ایران، از بخش ایرانشناسی دانشگاه کنکوردیا (مونترال) زیر نظر دکتر ریچارد فولتز، تعریف میکردند که روزی ژان کلنز اوستاشناس بلژیکی به دعوت دکتر فولتز جهت سخنرانی به بخش ایرانشناسی کنکوردیا آمده بودند.
(نقل به مضمون)
در پایان سخنرانی، دکتر احسانی و دوست دیگر ایرانی ایشان پرسشی از دکتر کلنز میپرسند، مبنی بر اینکه غربیها بر روایات مربوط به اسکندر آگاه هستند و خودشان میدانند که عنوان اسکندر کبیر چندان برازندهء او نیست. پس چرا همواره اصرار بر کاربرد صفت گریت (بزرگ) برای او دارند؟
کلنز پاسخ میدهد، بله ما میدانیم. اما اگر شما هم مانند ما از کودکی و دوران دانشآموزی، در کتابها و سپس تا بزرگی در رسانهها و... دائم در مغزتان میخواندند الکساندر دگریت و یکسره از فتوحاتش برایتان میگفتند، ذهنتان به گونهای شکل میگرفت که حتی اگر در آینده هم با حقیقت آشنا میشدید، اما فضای ذهنیتان از آن چارچوب و جاذبهء کاذب جدا نمیشد.
@oldhistor
🤨5
🌱
چاله حصار
مهرداد ایرانمهر
اینجا یک کوچه در جنوبغرب گلوبندک (تهران) است و فاصلهء چندانی با ارگ ناصری و شمسالعماره ندارد.
چاله حصار نامی بجا که البته امروزه اثر خاصی از شکل قدیمی آن بر جای نمانده است. اما همچنان گودالی در میان یک محله دیده میشود که خانهها جای حصار قدیمی را گرفتهاند.
این نامها بدین لحاظ بامسمی هستند که با دقت در آن، میتوان شکل قدیمی آن محله را تصور کرد. نامهایی ایرانی هستند و پر از معنا و راز که با فرهنگ ما دمساز است.
متاسفانه امروزه، یک عده افراد خشک عقیدتی، نام هر کوی و برزن را به نام یک فرد (شهید) منسوب کردهاند که در هیچ جای جهان رایج نیست. نام این کار، بزرگداشت نیست. بلکه تلاش یک عده غارتگر بیتالمال است که با این نامگذاریها، بر تاراج خود از اموال عمومی، ماله میکشند.
نامهای قدیمی، خوشآهنگ و پرمعنا بودند. بیایید به اصل خویش بازگردیم.
چاله میدان، گلوبندک، سرچشمه، دروازه غار، سر قبر آقا، توپخانه، هفت حوض، ارگ، باغشاه، پل چوبی، پامنار، جاده قزوین، سبزه میدان، پاچنار، درخونگاه، تیمچه، زیر گذر مهدی...
@midhistor
چاله حصار
مهرداد ایرانمهر
اینجا یک کوچه در جنوبغرب گلوبندک (تهران) است و فاصلهء چندانی با ارگ ناصری و شمسالعماره ندارد.
چاله حصار نامی بجا که البته امروزه اثر خاصی از شکل قدیمی آن بر جای نمانده است. اما همچنان گودالی در میان یک محله دیده میشود که خانهها جای حصار قدیمی را گرفتهاند.
این نامها بدین لحاظ بامسمی هستند که با دقت در آن، میتوان شکل قدیمی آن محله را تصور کرد. نامهایی ایرانی هستند و پر از معنا و راز که با فرهنگ ما دمساز است.
متاسفانه امروزه، یک عده افراد خشک عقیدتی، نام هر کوی و برزن را به نام یک فرد (شهید) منسوب کردهاند که در هیچ جای جهان رایج نیست. نام این کار، بزرگداشت نیست. بلکه تلاش یک عده غارتگر بیتالمال است که با این نامگذاریها، بر تاراج خود از اموال عمومی، ماله میکشند.
نامهای قدیمی، خوشآهنگ و پرمعنا بودند. بیایید به اصل خویش بازگردیم.
چاله میدان، گلوبندک، سرچشمه، دروازه غار، سر قبر آقا، توپخانه، هفت حوض، ارگ، باغشاه، پل چوبی، پامنار، جاده قزوین، سبزه میدان، پاچنار، درخونگاه، تیمچه، زیر گذر مهدی...
اینجا محل برداشت خاک جهت ساخت خشت باروهای حکومتی بوده است.
@midhistor
😍5👏2
قدرتهای جهانی، یک ایران ........ میخواهند.
Anonymous Poll
19%
ملی و قوی و پیشرفته
81%
دیکتاتورزده و مذهبی و عقبمانده
تاریخ میانه
قدرتهای جهانی، یک ایران ........ میخواهند.
واقعیتی تلخ
جمهوری اسلامی، مهرهء مطلوب قدرتهای جهانی برای حکومت طولانی بر ایران است. موجودیتی تخریبگر، ضدملی و مطیع که در نهایت ایران را طبق خواستههای غرب، به ورطهء نیستی خواهد افکند.
بازیگری زالوصفت که از خون ایران ارتزاق کرده و جوّی غبارآلود را بر منطقه و کشورهای محصول پیمان سایکس-پیکو حاکم میکند.
در این فضا و با حضور لات محله، آنها نیز ناچارند تا حرفشنو و گوش به فرمان غرب و دیگر قدرتها باشند.
بازندهء نهایی این بازی، ایرانیان هستند که چنانچه معجزهای زمینی رخ ندهد، به پایان دوران تاریخی خود به عنوان یک کشور و ملت و هویت تاریخی خواهند رسید و آیندگان تنها در سطور مکتوب، خاطرهای محو از ایشان را مرور خواهند نمود.
میتوانید در بخش واکنشها و دیدگاهها، نگارنده را نکوهش کنید. اما حقیقت تغییری نخواهد کرد.
#برای_ثبت_در_تاریخ
😐😞
جمهوری اسلامی، مهرهء مطلوب قدرتهای جهانی برای حکومت طولانی بر ایران است. موجودیتی تخریبگر، ضدملی و مطیع که در نهایت ایران را طبق خواستههای غرب، به ورطهء نیستی خواهد افکند.
بازیگری زالوصفت که از خون ایران ارتزاق کرده و جوّی غبارآلود را بر منطقه و کشورهای محصول پیمان سایکس-پیکو حاکم میکند.
در این فضا و با حضور لات محله، آنها نیز ناچارند تا حرفشنو و گوش به فرمان غرب و دیگر قدرتها باشند.
بازندهء نهایی این بازی، ایرانیان هستند که چنانچه معجزهای زمینی رخ ندهد، به پایان دوران تاریخی خود به عنوان یک کشور و ملت و هویت تاریخی خواهند رسید و آیندگان تنها در سطور مکتوب، خاطرهای محو از ایشان را مرور خواهند نمود.
میتوانید در بخش واکنشها و دیدگاهها، نگارنده را نکوهش کنید. اما حقیقت تغییری نخواهد کرد.
#برای_ثبت_در_تاریخ
😐😞
👏5
🌱
جهت اطلاع
دژهای مرزبانی شرقی ساسانیان، در کاشغر قرار داشته است.
امروزه بازماندههای این دژها در شمال سرچشمههای سِند، واقع در استان سینکیانگ چین، دیده میشود.
@midhistor
جهت اطلاع
دژهای مرزبانی شرقی ساسانیان، در کاشغر قرار داشته است.
امروزه بازماندههای این دژها در شمال سرچشمههای سِند، واقع در استان سینکیانگ چین، دیده میشود.
@midhistor
👏6😎1
تاریخ میانه
🌱 بسی رنج بردم در این سال سی... #فردوسی @midhistor
🌱
نظامی عروضی در کتاب «چهار مقاله» آورده که چون فردوسی از ناچیزی صلهٔ سلطان محمود غزنوی رنجید، از غزنه گریخت و به طبرستان نزد سپهبد شهریار از آلباوند رفت و محمود را هجو گفت.
اما به خواست سپهبد، آن هجونامه را نابود کرد و تنها شش بیت از آن باقی ماند که نظامی عروضی آن را در «چهار مقاله» نقل کرده است.
اما ادبای امروزی، به دلایل مختلف و از جمله سستی ابیاتِ در دسترس از هجونامه و ناهمخوانی آن با زبان فردوسی، گرفته تا ناهمخوانی تعداد ابیات آن با گزارش نظامی عروضی، در انتساب این ابیات به فردوسی تردید کرده و آن را در شأن او ندانستهاند.
هر آن کس که شعر مرا کرد پست
نگیردش گردون گردنده دست
چو فردوسی اندر زمانه نبود
بد آن بد که بختش جوانه نبود
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
به دانش نبد شاه را دستگاه
و گر نه مرا برنشاندی به گاه
اگر شاه را شاه بودی پدر
به سر بر نهادی مرا تاج زر
اگر مادر شاه بانو بُدی
مرا سیم و زر تا به زانو بُدی
چون اندر تبارش بزرگی نبود
نیارست نام بزرگان شنود...
به سی سال بردم به شهنامه رنج
که شاهم ببخشد بسی تاج و گنج
به پاداش من گنج را در گشاد
به من جز بهای فقاعی نداد
فقاعی نیَرزیدم از گنج شاه
از آن من فقاعی خریدم به راه
که سفله خداوند هستی مباد
جوانمرد را تنگدستی مباد
سر ناسزایان برافراشتن
وز ایشان امید بهی داشتن
سر رشتهٔ خویش گم کردن است
به جیب اندرون مار پروردن است...
ز بداصل، چشم بهی داشتن
بُوَد خاک در دیده انباشتن
ز ناپارسایان مدارید امید
که زنگی به شستن نگردد سپید
ز بدگوهران بد نباشد عجب
سیاهی نشاید بریدن ز شب
پرستارزاده نیاید به کار
و گر چند باشد پدر شهریار
پشیزی بِه از شهریاری چنین
که نه کیش دارد نه آیین و دین
@midhistor
بسی رنج بردم درین سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
نظامی عروضی در کتاب «چهار مقاله» آورده که چون فردوسی از ناچیزی صلهٔ سلطان محمود غزنوی رنجید، از غزنه گریخت و به طبرستان نزد سپهبد شهریار از آلباوند رفت و محمود را هجو گفت.
اما به خواست سپهبد، آن هجونامه را نابود کرد و تنها شش بیت از آن باقی ماند که نظامی عروضی آن را در «چهار مقاله» نقل کرده است.
اما ادبای امروزی، به دلایل مختلف و از جمله سستی ابیاتِ در دسترس از هجونامه و ناهمخوانی آن با زبان فردوسی، گرفته تا ناهمخوانی تعداد ابیات آن با گزارش نظامی عروضی، در انتساب این ابیات به فردوسی تردید کرده و آن را در شأن او ندانستهاند.
هر آن کس که شعر مرا کرد پست
نگیردش گردون گردنده دست
چو فردوسی اندر زمانه نبود
بد آن بد که بختش جوانه نبود
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
به دانش نبد شاه را دستگاه
و گر نه مرا برنشاندی به گاه
اگر شاه را شاه بودی پدر
به سر بر نهادی مرا تاج زر
اگر مادر شاه بانو بُدی
مرا سیم و زر تا به زانو بُدی
چون اندر تبارش بزرگی نبود
نیارست نام بزرگان شنود...
به سی سال بردم به شهنامه رنج
که شاهم ببخشد بسی تاج و گنج
به پاداش من گنج را در گشاد
به من جز بهای فقاعی نداد
فقاعی نیَرزیدم از گنج شاه
از آن من فقاعی خریدم به راه
که سفله خداوند هستی مباد
جوانمرد را تنگدستی مباد
سر ناسزایان برافراشتن
وز ایشان امید بهی داشتن
سر رشتهٔ خویش گم کردن است
به جیب اندرون مار پروردن است...
ز بداصل، چشم بهی داشتن
بُوَد خاک در دیده انباشتن
ز ناپارسایان مدارید امید
که زنگی به شستن نگردد سپید
ز بدگوهران بد نباشد عجب
سیاهی نشاید بریدن ز شب
پرستارزاده نیاید به کار
و گر چند باشد پدر شهریار
پشیزی بِه از شهریاری چنین
که نه کیش دارد نه آیین و دین
@midhistor
👏7
🌱
ایجاز سعدی
ایجاز یعنی خلاصهگویی و یا پیراستن شعر از کلمات زاید و اضافی. دوری از عبارتپردازیهای بیهودهای که نه تنها نقش خاصی در ساختار کلی شعر ندارد، بلکه از زیبایی کلام نیز میکاهد.
ایجاز در شعر و کلام سعدی، نقش ویژهای دارد. این ایجاز که در نهایت زیبایی است، منجر به اغراقهای ظریف تخیلی و تغزلی میشود و زبان شعر را از غنایی بیشتر برخوردار میکند. در شعر سعدی، هیچ کلمهای بدون دلیل اضافه یا کم نمیشود.
گفتم آهن دلی کنم چندی
ندهم دل به هیچ دلبندی
به دلت کز دلم به در نکنم
سختتر زین مخواه سوگندی
ریش فرهاد بهترک میبود
گر نه شیرین نمک پراکندی
کاشکی خاک بودمی در راه
تا مگر سایه بر من افکندی...
ایجاز سعدی، ایجاز میانتهی و سبک نیست، بلکه پر از اندیشه و درد است. در دو حکایت زیر از «گلستان» به خوبی مشاهده میشود که سعدی چه اندازه از معنا را در چه مقدار از سخن میگنجاند.
@midhistor
ایجاز سعدی
ایجاز یعنی خلاصهگویی و یا پیراستن شعر از کلمات زاید و اضافی. دوری از عبارتپردازیهای بیهودهای که نه تنها نقش خاصی در ساختار کلی شعر ندارد، بلکه از زیبایی کلام نیز میکاهد.
ایجاز در شعر و کلام سعدی، نقش ویژهای دارد. این ایجاز که در نهایت زیبایی است، منجر به اغراقهای ظریف تخیلی و تغزلی میشود و زبان شعر را از غنایی بیشتر برخوردار میکند. در شعر سعدی، هیچ کلمهای بدون دلیل اضافه یا کم نمیشود.
گفتم آهن دلی کنم چندی
ندهم دل به هیچ دلبندی
به دلت کز دلم به در نکنم
سختتر زین مخواه سوگندی
ریش فرهاد بهترک میبود
گر نه شیرین نمک پراکندی
کاشکی خاک بودمی در راه
تا مگر سایه بر من افکندی...
ایجاز سعدی، ایجاز میانتهی و سبک نیست، بلکه پر از اندیشه و درد است. در دو حکایت زیر از «گلستان» به خوبی مشاهده میشود که سعدی چه اندازه از معنا را در چه مقدار از سخن میگنجاند.
پادشاهی، پارسایی را دید، گفت: «هیچت از ما یاد آید؟» گفت: «بلی، وقتی که خدا را فراموش میکنم.»
یکی از ملوک بیانصاف، پارسایی را پرسید: «از عبادتها کدام فاضلتر است؟» گفت: «تو را خواب نیمروز، تا در آن یک نفس خلق را نیازاری.»
@midhistor
👏6