ذهن برونی من – Telegram
ذهن برونی من
772 subscribers
179 photos
95 videos
13 files
46 links
به نام خدا

در این کانال به غیر از موارد مربوط به دوره‌های آموزشی، درباره برخی از مسائل و موضوعاتی مطلب منتشر می‌شود که در درونم می‌گذرد.

https://news.1rj.ru/str/hamid_alaeinejad
Download Telegram
به مناسبت سالروز تولد حسین پناهی؛ با یک روز تاخیر
Forwarded from حمید
Audio
AloneBoy.com
❤‍🔥1
Karnameh Andishe N1.pdf
5.4 MB
شماره نخست نشریه الکترونیکی «کارنامه اندیشه»
Forwarded from حمید
چگونه فرهیخته مجازی شویم؟!

با استفاده از تعدادی "کامنت طلایی" می توانیم پای تمام پست هایی که از آنها سر در نمی آوریم اظهارنظر کنیم. هیچ فرقی هم نمی کند که مثلا موضع پست، اختلاف های حقوقی ایران و آمریکا در دادگاه های بین المللی باشد، یا وضعیت اشتغال مردان ۲۵ الی ۳۵ ساله روستاهای کشور، یا مشکلات زیست‌محیطیِ اطراف تالاب گاوخونی، یا پیش بینی آرای مراکز استان ها در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶. در مورد تک تک این موضوعات و دیگر موضوعات مشابه، می شود بدون کلمه ای سردرآوردن از موضوع، با گذاشتن کامنت هایی از جنس زیر "فرهیختگی" خود را به اثبات رساند:

- "موضوع پیچیده تر از اینهاست." (کاربرد: وقتی می خواهیم بگوییم نه تنها موضوع پُست را می فهمیم، که حتی آن را از زوایایی پیچیده تر می فهمیم.)
- "متاسفم، دلتونو به چی خوش کردین." (کاربرد: وقتی می خواهیم بگوییم که آدم "دغدغه مندی" هستیم که دغدغه هایمان، از مال بقیه خیلی مهم تر هستند. تاثیرگذاری این جمله، وقتی بیشتر می شود که "متاسفم" به صورت "متعسفم" نوشته شود.)
- "لطفا این کامنت که X ماه پیش در همین مورد نوشته ام را ببینید." (مهم نیست کامنت X ماه پیش ربطی به موضوع داشته باشد یا نه؛ چون کسی که نمی رود روی لینک کامنت ما کلیک کند. همین که با اشاره به کامنت X ماه پیش ادعا کنیم قبل از بقیه موضوع را تحلیل کرده ایم کافی است.)
- "لطفا کمی بیشتر مطالعه کنید." (وقتی می خواهیم بگوییم آن قدر اهل مطالعه ایم که کسانی مانند نویسنده پست به گَردمان هم نمی رسند.)
- "خودتم فهمیدی چی گفتی؟" (این کامنت، چون نوعی اعتراف به نفهمیدن مطلب است چندان توصیه نمی شود، اما از آن جهت که حال نویسنده را می گیرد، در برخی اوقات قابل استفاده است.)
- "تا وقتی همه Y ها نابود نشوند، این مملکت درست نمی شود." (به جای Y می توانید یک جریان سیاسی، گروه قومی- نژادی یا حتی جنسیتی را ذکر کنید که خودتان به آن تعلق ندارید. نوشتن این کامنت یعنی فکر و ذکر شما درست شدن مملکت "از ریشه" است.)
- "این عکس را ببینید و از خودتان خجالت بکشید که به جای اطلاع رسانی در مورد Z، دارید از این پست های بی خاصیت می گذارید." (عکسی که می گذارید لزوما نباید راجع به Z باشد، اما حتما باید بدن "شرحه شرحه" شده یک نفر را نشان بدهد تا کسی که پای مطلبش کامنت گذاشته اید به خوبی متوجه شود با پُستی که نوشته، در شرحه شرحه شدن آدم ها شریک است).
- [ ...! ] (این قبیل فحش های آب نکشیده از آن جهت مناسبند که ممکن است نویسنده پست آنها را دیلیت کند و آن وقت می توان از او پرسید "چرا نظرات مردم را سانسور می کند" یا "این بود آزادی بیان"؟... و به این ترتیب خیلی خوش می گذرد.)

- "افلاطون می گوید: واقعیت همیشه آن طور نیست که به نظر می آید." (به جای افلاطون، می توانیم از آبراهام لینکلن یا ژان ژاک روسو یا مهاتما گاندی هم استفاده کنیم. جمله ای که به آنها نسبت می دهیم لزوما نباید مال خودشان باشد ولی مهم است که مبهم و عمیق باشد تا عمق شخصیت ما را نشان بدهد.)
- "خوب که چی؟" (یا نویسنده پست در دام می افتند و در ۷۰۰ کلمه توضیح می دهد که منظورش چیست، که آن وقت می توان با یک "خوب که چی" دیگر حالش را گرفت، و یا توضیح نمی دهد که می توان ۸ روز بعد افشاگری کرد که به "یک سوال مودبانه" ما جواب نداده است.)
- "از ماست که بر ماست." (چون قاعدتا در بخشی از پستی که پایش اظهار نظر می کنیم به نوعی مشکل هم اشاره شده، ما با نوشتن "از ماست که بر ماست" نشان می دهیم مشکل را از زاویه ای نگاه می کنیم که عقل جن هم به آن نمی رسد.)
- " ؟؟؟؟؟؟!!!!!!! " (این کامنت طلایی، در مراحل خیلی بالای فرهیختگی مورد استفاده قرار می گیرد. یعنی اینکه پُست گذاشته شده، دارای تناقضات شکلی و محتوایی متعددی است که ما می فهمیم و طبیعتا بقیه نمی فهمند. هرچقدر تعداد "!" ها و "؟" ها در این نوع کامنت بیشتر باشد، نشان می دهد که ما بیشتر می فهمیم.)

توضیح ضروری: اگر بعد از چنین اظهارنظرهایی کار به بحث با نویسنده پُست کشید، مهم‌ترین چیزی که اهمیت دارد این است که "کامنت آخر" را ما بگذاریم. در چنین شرایطی، چون ما قطعا از آدم های خسته کننده ای که پست های پیچیده می نویسند بیشتر وقت داریم، در نتیجه همیشه می توانیم مطمئن باشیم که کامنت آخر را خودمان می نویسیم... و به این ترتیب پیروز می شویم.

حسین باستانی- روزنامه‌نگار
👍1
بندی که گسست
می توان بست
اما گره ای هست...
«غم»

ترانه های همیشه
برای پرواز پرنده ی اکنون
دیگر
قطره قطره آبی است
که با نسیم طوفان های بی تو
روزمرگی را
یخ می بندد

شاید
تا به آفتاب نگاهت
جوانه های فردا
نور را
به عمق لحظه های بودن
سر بکشند
و آواز سر دهند که
زندگی آن سوی پنجره هاست...
حضور دوستان در این جلسات باعث خوش وقتی ما خواهد بود. لطفا در اطلاع رسانی به اشخاص علاقمند ما را یاری فرمایید.
All students of man and society who possess that first requisite for so difficult a study, a due sense of its difficulties, are aware that the besetting danger is not so much of embracing falsehood for truth, as of mistaking part of the truth for the whole. It might be plausibly maintained that in almost every one of the leading controversies, past or present, in social philosophy, both sides were in the right in what they affirmed, though wrong in what they denied; and that if either could have been made to take the other’s views in addition to its own, little more would have been needed to make its doctrine correct.”

― John Stuart Mill, An Essay on Samuel Taylor Coleridge
به همت شعبه اصفهان پژوهشکده علوم ریاضی پژوهشگاه علوم بنیادی سلسله جلسات «آشنایی با منطق ریاضی، فلسفی و محاسباتی» برگزار می شود. حضور علاقمندان در این جلسات آزاد است.
دومين شماره دوماهنامه «کارنامه اندیشه» به سردبیری محمود فروزبخش منتشر شد.

📩 «کارنامه اندیشه»، نشریه الکترونیکی اصفهان زیبا، پایگاهی برای نویسندگان جوان در حوزه اندیشه است که شماره نخست آن پیشتر در شهریورماه منتشر شده بود.
🔻 برای ارسال نظرات خود و یا همکاری با سومین شماره «کارنامه اندیشه» می توانید از طریق تلگرام با آقای محمود فروزبخش مکاتبه کنید: @Mahmoudforouzbakhsh
@OFOGH_DIGAR

فایل پی دی اف شماره دوم «کارنامه اندیشه» را از طریق فایل زیر دریافت نمائید.👇👇👇
به نام خدا
حقیقت و صدق؛ قسمت اول
«اهتمام حکمای حقیقی در سراسر عمر همه بر این است که آماده¬ی مرگ شوند. فیلسوف بدین [ویژگی] شناخته می شود که هر اندازه بتواند از مردم دیگر بیشتر بکوشد تا گرفتاری روان را به تن کم کند. چون محسوسات افاده یقین نکنند، آیا جز این است که نفسْ حقیقت را به تعقل در می یابد؟ [اما] بهترین موقعی که نفس می¬تواند حقیقت را دریابد، آن است که به خود فرورفتهْ تن را رها کند و به اندازه ای که می تواند متوجه حقیقت باشد. ما تا دچار تن هستیم و نفس ما گرفتار فساد جسمانی است، آن چه آرزوی ماست، یعنی درک حقیقت، برای ما دست نمی دهد. بنابراین [مرگ] برای من مایه¬ی کمال امیدواری است. پس فیلسوفان حقیقی همواره خود را برای مردن آماده می کنند و مرگ برای آنان به هیچ وجه مایه ی بیم نیست»
ادامه مطلب را در لینک زیر مشاهده نمایید
http://myexternalmind.blog.ir/
این جلسات برای علاقمندان به منطق بسیار مفید است.
ناتمام

زمستان امسال
شاید از همان پنجره ای وزیدن گرفت
که یک روز
باد
شیشه هایش را
تیک-تیک
عقربه ساخت
تا بی سرانجام
در آتش خاطره های هیچگاه نیامده
روزمرگی خود را
لحظه شماری کنند...
"... و باعث بر مغالطه صرف که نه بسوی امتحان یا مدافعت معاندان مبطل باشد اغراض فاسده باشد. مانند مراآت بعلم و تشوق بحکمت، و انخراط در سلک فضلاء، و طلب تفوق بی سرمایه علم و حکمت و سبب اکثری آن بود که چون اعجاب به خود و احتراز از وقوف غیر بر نقصان خود، در طبیعت اکثر مردم مرکوز است، اگر پیش از آنک بتهذیب و تأدیب سیاسات عقول و شرایط مرتاض و مؤدب شوند در صدد اهل علم درآیند، و در معرض سؤال و جواب عوام از اعتراف بجهل ننگ دارند، و در قیل و قال خبط کنند، تا بنزدیک عوام شهرت یابند، پس چون در مقابله علما افتند از تمسک بانواع حیل و مغالطات چاره نباشد تا سخن ایشان را رواج بود، و بنزدیک ظاهربینان به علما ملتبس شوند"
(خواجه نصیرالدین طوسی، اساس الاقتباس، بتصحیح مدرس رضوی، صفحه 417)
به نام خدا
حقیقت و صدق
قسمت دوم

حمید علایی نژاد

در قسمت پیشین این مقاله با ذکر دلایلی مشخص شد که پرسش "حقیقت چیست؟" علی الاصول نمی تواند پاسخ مشخصی داشته باشد و برای بررسی این ادعا که فیلسوفان همواره در جستجوی حقیقت، و یا در تلاش برای پاسخ به پرسش اخیر، بوده اند ناگزیریم این پرسش را به گونه ای بازنویسی نموده، و با پرسشی دقیق تر جایگزین کنیم. در انتها، این پرسش جایگزین پیشنهاد شد که "حقیقت همه ی هویاتی که فیلسوف حداقل تصور و درکی از آن ها دارد چیست؟". اما درواقع این چنین نیست که فیلسوفْ حقیقتِ همه ی هویاتی که درک و تصوری از آن ها دارد را مورد پرسش قرار دهد، بلکه تنها حقیقت برخی از آن ها، و آن مواردی را به پرسش می گیرد که بر اساس دیدگاه او وجودشان به نحوی از انحاء بر زندگی و سرنوشت خودِ او یا دیگر انسان ها موثر باشد. بنابراین، پرسش اخیر را باید به شکل دقیق تری بازنویسی نمود: "حقیقت آن هویاتی که فیلسوف اولاً تصور و درکی از آن ها دارد و ثانیاً چیستیِ حقیقتِ آن ها برای او مهم است، چیست؟". مشخص است که این هویات محدود به مواردی خاص نیستند و شامل مواردی از جمله خداوند، جهان، انسان، زمان، مکان، نفس، عقل، زبان، زیبایی، عدالت و اخلاق می شوند. باید توجه داشت که اگرچه حداقل در نگاه نخست به دشواری می توان برخی از این موارد را نوعی هویت درنظر گرفت، می توان این چنین ادعا نمود که هنگامی که فلاسفه این پرسش را مطرح می کنند که، برای مثال، "حقیقت زیبایی چیست؟"، درواقع تلاش می کنند به همین پرسش پاسخ دهند که آیا زیباییْ هویتی در جهان است که مستقل از ما وجود دارد و یا این که مفهومی است که صرفاً از هویات انتزاع و اعتبار شده، و بنابر برخی از انفعالات نفسانی بر بعضی از هویات حمل می شود. اما جایگزین اخیر برای پرسش "حقیقت چیست؟" نیز همچنان حاوی اشکالاتی است....

ادامه مطلب را در وبلاگ «ذهن برونی من»، و یا در فایل زیر مشاهده نمایید.
http://myexternalmind.blog.ir/
حضور در این جلسات برای علاقمندان به منطق بسیار مفید است. #IPM_اصفهان