i ++ – Telegram
80 subscribers
55 photos
15 videos
17 files
61 links
Yourself ++
Download Telegram
#زبان_حال

گاهی خوندن بعضی چیزها میتونه خیلی راحت آدم رو فارغ از حالی که توش هست ببره به یه دنیای دیگه... یه زمان دیگه... یه حال دیگه...و جوری دگرگونت کنه و شور و شعف در تو ایجاد کنه که دوست داشته باشی همه رو شریک این حالت کنی و به همه بگی این رو بخون...زمزمه کن...چشمات رو ببند...و زمزمه کن... و چشمات رو ببند...و زمزمه کن...نفس عمیق بکش و زمزمه کن... و زمزمه کن...و زمزمه کن....


یَا عَلامَ الْغُیُوبِ یَا غَفَّارَ الذُّنُوبِ یَا سَتَّارَ الْعُیُوبِ یَا كَاشِفَ الْكُرُوبِ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ یَا طَبِیبَ الْقُلُوبِ یَا مُنَوِّرَ الْقُلُوبِ یَا أَنِیسَ الْقُلُوبِ یَا مُفَرِّجَ الْهُمُومِ یَا مُنَفِّسَ الْغُمُومِ...


اى بخوبى داناى بر هر نادیدنى اى بسیار آمرزنده گناهان اى پرده پوش بر عیوب فرازگان اى غمزداى غمها اى گرداننده دلها اى طبیب دلها اى نوربخش دلها اى همدم دلها اى زداینده اندوهها اى غمگشاى غم ها
10😁1
#یا_رضا

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی
که جز وِلایِ تواَم نیستْ هیچْ دست آویز

بیا که هاتفِ میخانه دوش با من گفت
که در مَقامِ رضا باش و از قَضا مَگریز

میانِ عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
تو خود حجابِ خودی حافظ از میان برخیز
20😁1
#شعر
#برقعی
....
خسته از فاصله‌ام با منِ بی‌تاب بگو

با من از گریۀ او در دل سرداب بگو

سامرا!‌ای که بلندای شکوهت عرش است

گرد و خاک قدمش روی کدامین فرش است؟

حرمت ساحل آرام‌ترین امواج است

این گدا سامره‌ای نیست، ولی محتاج است

از زمستان پیاپی به بهارم برسان

بر لبم عرض سلام است به یارم برسان

ما به تکرار دچاریم بگو با یارم

غیر او چاره نداریم، بگو با یارم
...

می‌نویسم که شب تار سحر می‌گردد

یک نفر مانده از این قوم که برمی‌گردد...
5
#تجربه
#نوشتن
#آموزش

یک مدت نسبتا زیادی حرف فنی و علمی و این چیزا نزدم و هر بار اومدم چیزی بنویسم با خودم گفتم چه کاریه وقتی چیزی رو چت‌جی‌بی‌تی و دیپ‌سیک احتمال زیاد خیلی مفصل‌تر و بیشتر و شاید هم بهتر از من میگن و احتمالا یادگیری خوبی هم می‌تونه انجام بشه باهاشون، رو منم بیام بگم...و حتی اصلا چرا تلاش برای یاد دادن چیزی به بقیه کنم وقتی اگه اراده کنه می‌تونه به راحت‌ترین شکل ممکن یه چیز رو بدونه (منظورم خیلی راحت‌تر از قبل هست)
حقیقتا فکر میکنم با هرچه راحت‌تر شدن دسترسی به اطلاعات و دانش و غیره در دنیا، نباید روش‌های یاد‌ دادن دانش هم توی دانشگاه مثل قبل بمونه (خیلی کلی شد موضوع ولی خوبه) و اگه روش‌های یاد دادن و آموزش تغییری نکنه عقب میمونه و این مورد برای هر نوشته ای هم به نظرم صادقه...دیگه فقط نوشتن ارزش کمی داره چون کلا نوشتن رقیب های سختی پیدا کرده و نوشته به درد بخوری که واقعا چیزی اضافه کنه که llm نتونه، تا حد خوبی سخت شده...
پس از اندکی دعوا و بحث و جدل با این فکر خودم، دیدم خب باید یکم روند کلا نوشتن و یاد‌ دادن فرق کنه و مواردی که به ذهنم اومد اینا بودن...اگه نظری داشتین بسی خرسند میشم بشنوم...

1. بمباران کلیدواژه:) ... کسی که داره چیزی می‌نویسه یا یاد میده باید به اندازه ای تسلط داشته باشه که بتونه مخاطب رو با کلیدواژه ها بمباران کنه و تشنه اینکه بره خودش موضوعات رو یادبگیره... کلا دنیا دنیای یادگیری و یاددهی با کلیدواژس به نظرم:)

2. نگاه جدید به داستان...بتونه زوایایی از مسئله رو برای مخاطب آشکار و مشخص کنه که به این راحتیا به ذهنش راه نمیابید... بالاخره باید یه دانه ای باشه که سرچ بشه و دنبالش بگردی برا یادگیری

3. ترکیب کردن دانش های مختلف و روشن کردن ارتباط های مطالب مختلف...این مورد هم چیزیه که به راحتی به ذهن کسی نمیاد که قیمه ها رو بریزه تو ماستا و مقدار خوبی خلاقیت میطلبه :)

4. توضیح با زبان و بیان و لحن و گفتاری خاص و مخصوص مخاطب در جهت درک خیلی بهتر مخاطب

5. مثال های عملی و تجربی و واقعی... که بسی جذاب میکنه قضیه رو

(شاید اپدیت بشه...)

پ ن: با همین دلایل، روش‌های یادگیری و فهم مطالب و نوشته‌ها هم باید آپدیت بشه که اونم جای فکر داره...
👍4🤔2👌2
#شعر
#دوبیتی
#ابوسعید_ابوالخیر

چشمی دارم همه پر از دیدن دوست
با دیده مرا خوشست چون دوست دروست

از دیده و دوست فرق کردن نتوان
یا اوست درون دیده یا دیده خود اوست
🔥2❤‍🔥11
i ++
#شعر #دوبیتی #ابوسعید_ابوالخیر چشمی دارم همه پر از دیدن دوست با دیده مرا خوشست چون دوست دروست از دیده و دوست فرق کردن نتوان یا اوست درون دیده یا دیده خود اوست
#شعر
#مولانا

پاسخ یک دوست: :))

در هر فلکی مردمکی می‌بینم
هر مردمکش را فلکی می‌بینم

ای احول اگر یکی دو می‌بینی تو
بر عکس تو من دو را یکی می‌بینم
2
#database
#join
#sqlserver
#ds
#algorithm

یه بحثی چند بار این هفته صحبتش رو کردم حیفه اینجا نگم درباره دیتابیس‌ :)

اگه اشنا باشیم با دیتابیس ها احتمالا یه سری مفاهیمی رو بلدیم که نمیدونیم اون پشت مشت‌هاش چه خبره... صرفا میخوام اشاره کنم به چند تا از این مفاهیم ساده‌ی پیچیده...:)
پایه صحبت روی sqlserver هست ولی کارکرد بقیه دیتابیس های رابطه‌ای هم خیلی تفاوتی نداره

اولیش مفهوم کلید یکتا یا unique key توی دیتابیس هست. میتونیم توی دیتابیس یه ستون رو شرط یکتا بودن بهش بدیم...حالا جا داره بپرسیم که دیتابیس چطور این یکتا بودن رو بررسی میکنه؟ با چه پیچیدگی زمانی و چه ساختمان داده‌ای؟

راستش به نظرم اگه بخواد با O(n) این بررسی رو انجام بده برای هر اضافه کردن داده به درد خودش میخوره.:))
دیتابیس بعد از اینکه یک ستونی از اون رو یکتا کردیم، یه BTree درست میکنه براش که بتونه با log(n) این بررسی رو انجام بده....

خب حالا برا join چی؟
اینم یه راه بدیهیش پیچیدگی N*M (N و M تعداد ردیف های جدول اول و دوم هست) هست که بازم اگه همیشه این باشه، به درد خودش میخوره:) حالا جناب دیتابیس میاد بر اساس نسبت دیتای دو تا جدول به هم دیگه و مقدار زیاد بودنش، یه روش مناسب (Hash Join, Merge Join , ...) براش انتخاب میکنه که یه خلاصه از همه روش هاش توی این لینک هست که خیلی پیشنهاد میکنم خونده شه و با استفاده از علم ساختمان داده و الگوریتم، پیچیدگی هرکدوم رو برا خودمون بررسی کنیم:))

خلاصش:

- Nested Loops Join: برای داده‌های کوچک و ایندکس‌شده.
- Time Complexity: O(n * m) یا O(n logm)
- Merge Join: برای داده‌های بزرگ و مرتب‌شده.
- Time Complexity: O(n + m) پس از مرتب‌سازی
- Hash Join: برای داده‌های بزرگ و نامرتب.
- Time Complexity: O(n + m)
- Adaptive Join: برای داده‌های با اندازه متغیر و شرایطی که نمی‌توان از قبل تصمیم گرفت که از کدام روش join استفاده شود.
- Time Complexity: ?

هرکدوم چرا؟
4👨‍💻2
دوش در حلقهٔ ما قصّهٔ گیسویِ تو بود
تا دلِ شب سخن از سلسلهٔ مویِ تو بود

دل که از ناوَکِ مژگانِ تو در خون می‌گشت
باز مشتاقِ کمان‌خانهٔ ابرویِ تو بود


سحر 13 رمضان 1446 :))
5❤‍🔥2🤩2💔2🤷‍♂1💯1
#دعای_جوشن‌کبیر
#نوروز

یَا عَلامَ الْغُیُوبِ
یَا غَفَّارَ الذُّنُوبِ
یَا سَتَّارَ الْعُیُوبِ
یَا كَاشِفَ الْكُرُوبِ
یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ
یَا طَبِیبَ الْقُلُوبِ
یَا مُنَوِّرَ الْقُلُوبِ
یَا أَنِیسَ الْقُلُوبِ
یَا مُفَرِّجَ الْهُمُومِ
یَا مُنَفِّسَ الْغُمُومِ...

حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ
8❤‍🔥2🕊22💯1🤨1
#علی
#بحر_طویل

سحر بود و غم و درد
سحر بود و صدای نفس خسته ی یک مرد
که آرام در آن کوچه به روی لب خود زمزمه می کرد
غریب و تک و تنها
در آن شهر، در آن وادی غم ها
دلی خسته و پر از غم و شیدا
دلی زخم و ترک خورده پر از روضه ی زهرا
شبِ راحتیِ شیر خدا از همۀ مردمِ دنیا
عجب شام عجیبی ست
روان بود سوی مسجد کوفه
قدم می زد و با هر قدمش عرش به هم ریخت در آن شب
و لرزید به هر گام، دلِ حضرت زهرا
دلِ حضرت زینب
غریب و تک و تنها
نه دیگر رمقی مانده در آن پا
نه دیگر نفسی در بدن خسته ی مولا
به چشمان پر از اشک و قدی تا
پُر از وصله، عبایش
پُر از پینه دو دستان عطایش
رسید او به در مسجد و پیچید در آفاق نوایش
علی گرم اذانی ملکوتی و ملائک همه حیران صدایش
گُلِ خلقتِ حق رفت روی منبر گلدسته و تکبیر زنان
ساکت خاموش، زمین
رام، زمان
محو تماشا، همه ذرات جهان
باز در آن بذمِ اذان
ناله ی آهسته ی یک مادرِ محزونِ کمان
گفت عجب شام غریبی شده امشب
.......
10🕊1💯1🤨1
#سال_نامه
#مسیر

گاهی نیازه یه ترمزی بزنیم... اندکی صبر کنیم... یه نگاهی به دور و بر بندازیم... پشت سرمون رو نگاه کنیم... راهی که اومدیم رو بر انداز کنیم... مقداری سبک سنگین کنیم... ببینیم با خودمون چند چندیم...جلوییم...عقبیم... تو راهیم...تو خاکی ایم... با کیا رسیدیم اینجا... جلومون چه خبره... خار های توی پامون رو در بیاریم... دلمون رو گرد گیری کنیم... روحمون رو التیام بدیم... و آماده بشیم برا ادامه...

و قبل ادامه یه سری سوال رو جواب بدیم...

چه ادامه ای؟ به کدوم سمت؟ از چه راهی؟ با چه کسایی؟ اصلا چرا ادامه بدیم؟ کدوم منزل دوباره ترمز بزنیم؟ برا ادامه چیا رو تغییر بدیم؟ چیا همونطور بمونن؟

میشه با نوشتن همه اینا یکم زندگی رو زوم اوت کرد... از بالا نگاه کرد و دربارش فکر کرد و تصمیم گرفت... کاری که کمتر پیش میاد انجام بدیم...فکر :)
❤‍🔥4👍32🕊1💯1
👍2🕊2💯1🤨11
#شعر
#حافظ
#عید

بیا که تُرکِ فلک خوانِ روزه غارت کرد
هلالِ عید به دورِ قدح اشارت کرد

ثوابِ روزه و حجِ قبول آن کس بُرد
که خاکِ میکدهٔ عشق را زیارت کرد


مُقامِ اصلیِ ما گوشهٔ خرابات است
خداش خیر دهاد آن که این عمارت کرد

بهایِ بادهٔ چون لعل چیست؟ جوهرِ عقل
بیا که سود کسی بُرد، کاین تجارت کرد

نماز در خَمِ آن ابروانِ محرابی
کسی کُنَد که به خونِ جگر طهارت کرد

فغان که نرگس جَمّاشِ شیخِ شهر امروز
نظر به دُردکشان از سرِ حقارت کرد

به رویِ یار نظر کن ز دیده مِنّت دار
که کاردیده، نظر از سرِ بِصارت کرد

حدیثِ عشق ز حافظ شنو نه از واعظ
اگر چه صنعتِ بسیار در عبارت کرد
👏2🕊1💯11
#کتاب
#رقصی_چنان_میانه_میدانم_آرزوست
#چمران
#شهید

کتاب: رقصی چنان میانه میدانم آرزوست
نوشته شهید دکتر مصطفی چمران


مجموعه‌ای از دست‌نوشته‌ها، نیایش‌ها، راز و نیاز‌ها و خاطرات شهید چمران در بازه زمانی آزادسازی سوسنگرد در این کتاب جمع شده است.
نوشته‌های دکتر شهید، به گونه‌ای انسانیت را به حد کمال خود می‌رساند و از آن دم می‌زند که گویی کل جهان هستی اعم از ستاره‌ها، ماه و خورشید به مرکزیت انسان، این جانشین خدا روی کره خاکی، در حال گردش است و او، بی توجه به همه آن‌ها و تنها با توجه به خالق بی همتا،‌ در حال حرکت، جنگیدن، عاشقی کردن، کشتن و کشته‌شدن است. در نوشته‌های دکتر شهید، رد پای عشق و عقل، احساسات و منطق، نه تقابل بلکه توافق آن‌ها با هم، یافت می‌شود و انسانیت را به اوج خود می‌رساند و عاشق را به معشوق...

پاره‌ای از این نوشته‌‌ها:

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
آسمان شاهد باش که در زیر سقف بلند تو
یک تنه با انبوهی کثیر از تانک‌ها و زره‌پوش‌ها و سربازان کفر
روبرو شدم، لحظه‌ای تردید به دل راه ندادم
ذره‌ای از فعالیت شدید دست برنداشتم - مثل ماهی
در حال سرخ شدن از نقطه‌ای به نقطه دیگر می‌غلطیدم
و رگبار گلوله در اطراف من می‌بارید، و من نیز به چهار طرف
تیر اندازی می‌کردم، و سربازان کفر را بر خاک می‌ریختم
ای زمین، تو شاهدی که خون از بدنم جاری بود و با خاک‌های پاک تو
گلی گلگون به‌وجود آورده بود، و من ابا نداشتم که تا آخرین
قطره خون، خود را تسلیم کنم.
احساس می‌کردم که عاشوراست و در حضور حسین می‌جنگم
و او چابکی و زبردستی مرا تحسین می‌کند، و عشق بی‌پایان من
و از قربانی شدن در بارگاه عشق آگاهی دارد
او می‌داند که چقدر به او عاشقم و چگونه حاضرم که در راهش جان ببازم

من بازیافته‌ام - من رفته بودم - من متعلق به خدایم
من دیگر وجود ندارم - منی و منیتی دیگر نیست
دیگر به کسی عصبانی نخواهم شد، دیگر به نام خود و برای خود قدمی برنخواهم داشت، دیگر هوا و هوس در دل خود نخواهم پرورد، آرزو را فراموش خواهم کرد
دنیا را سه طلاقه خواهم نمود، همه درد‌ها و شکنجه‌ها
و زخم زبان‌ها را خواهم پذیرفت...
4👍1🕊1🤨1
i ++
#کتاب #رقصی_چنان_میانه_میدانم_آرزوست #چمران #شهید کتاب: رقصی چنان میانه میدانم آرزوست نوشته شهید دکتر مصطفی چمران مجموعه‌ای از دست‌نوشته‌ها، نیایش‌ها، راز و نیاز‌ها و خاطرات شهید چمران در بازه زمانی آزادسازی سوسنگرد در این کتاب جمع شده است. نوشته‌های دکتر…
#کتاب
#رقصی_چنان_میانه_میدانم_آرزوست
#چمران

احساس می‌کردم که عاشوراست، و در رکاب حسین می‌جنگم، و هیچ قدرتی قادر نیست که مرا از مبارزه بازدارد، مرگ، دوست و آشنای همیشگی من، در کنارم بود و به راستی که از مصاحبتش لذت می‌برم.

احساس می‌کردم که حسین مرا به جنگ کفار فرستاده و از پشت سر مراقب من است، حرکت من را می‌بیند، سرعت عمل مرا تمجید می‌کند، فداکاری مرا می‌ستاید، و از زخم‌های خونین بدنم آگاهی دارد، و به راستی که زخم و درد در راه او و خدا بزرگ چقدر لذت‌بخش است.

با پای مجروح خود راز و نیاز می‌کنم: یا پای عزیزم، ای آن که همه عمر وزن مرا تحمل کرده‌ای، و مرا از کوه و بیابان‌ها و راه‌های دور گگذرانده‌ای، ای پای چابک و توانا، که در همه مسابقات مرا پیروز کرده‌ای، اکنون که ساعت آخر حیات من است از تو می‌خواهم که با جراحت و درد مدارا کنی، مثل همیشه چابک و توانا باشی، و مرا در صحنه نبرد ذلیل و خوار نکنی... و به راستی که پای من، مرا لنگ نذاشت، و هر چه خواستم و اراده کردم به سهولت انجام داد، و در همه جست و خیز‌ها و حرکاتم وقفه‌ای به‌وجود نیاورد.

به خون خود نهیب زدم: آرام باش، این چنین به خارج جاری ممشو، من اکنون با تو کار دارم و می‌خواهم که به وظیفه‌ات درست عمل کنی...
❤‍🔥1👍1🔥1🤨1
#شعر
#حافظ
#صبر

ترسم که اشک در غمِ ما پرده‌در شود
وین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود

گویند سنگ لَعل شود در مقامِ صبر
آری شود، ولیک به خونِ جگر شود


خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه
کز دستِ غم خلاصِ من آنجا مگر شود

از هر کرانه تیرِ دعا کرده‌ام روان
باشد کز آن میانه یکی کارگر شود

ای جان حدیثِ ما بَرِ دلدار بازگو
لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود

از کیمیایِ مهرِ تو زر گشت رویِ من
آری به یُمْنِ لطفِ شما خاک زر شود

در تنگنایِ حیرتم از نخوتِ رقیب
یا رب مباد آن که گدا معتبر شود

بس نکته غیرِ حُسن بِباید که تا کسی
مقبولِ طبعِ مردمِ صاحب‌نظر شود

این سرکشی که کنگرهٔ کاخِ وصل راست
سرها بر آستانهٔ او خاکِ در شود

حافظ چو نافهٔ سرِ زلفش به دستِ توست
دَم درکش ار نه بادِ صبا را خبر شود
6💔2
نشریه فرامتن
📝 اگه به نظرتون توانایی نوشتن متنی رو دارید که بتونه یه چیز جالب و خفن به خواننده‌ یاد بده، فرصت رو از دست ندین!
#نوشتن
#فرامتن

قال الصادق(ع)
الْقَلْبُ یتَّکلُ عَلَی الْکتَابَةِ -
دل انسان با نوشتن آرام می گیرد.


حتی اگه توانایی نوشتن هم نداریم، بازم نوشتن چیز خوبیه و بنویسیم و بنویسیم و بنویسیم:)
حقیقت امر اینه که دور و برمون پر از آدمایی هست که نمیتونن خوب صحبت کنن و خوب بنویسن و احتمالا خود ما هم بخشی از این آدم‌ها رو تشکیل می‌دیم.
توی جنس مهندسش که دیگه هیچ. چون وقت چندانی برای بهبود این توانایی‌هامون نذاشتیم.
اینو زمانی متوجه میشیم که سر کار بهمون میگن داکیومنت بنویس:) سر کلاس بهمون میگن ارائه بده:)
یکی از راه‌های بهتر کردن این توانایی‌ها در خودمون، فیدبک‌ گرفتن از بقیه هست. شرکت توی رویداد‌های مثل مسابقه‌ای که بچه‌های فرامتن زحمتش رو کشیدن، می‌تونه فیدبک خوبی به نوشته‌هامون بده و یکم چکش ‌کاری کنه قلممون رو.:)
نمیخوام از خوبی‌های نوشتن بگم که تکراریه خیلی. صرفا میخوام لزومش رو در آینده کاری و تحصیلی تاکید کنم همین...:)
👌5🔥3🕊2💯2
#آیه
#بقره_115

وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيم

مالکیّتِ مشرق و مغرب فقط ویژه خداست؛ پس به هر کجا رو کنید آنجا روی خداست. یقیناً خدا بسیار عطا کننده و داناست.

❤‍🔥33🔥2🕊2🤨1
#شعر
#باباطاهر
یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد
🔥21🕊1