نشر نی – Telegram
نشر نی
10.4K subscribers
6.19K photos
251 videos
479 files
3.62K links
www.nashreney.com :وب‌سایت

اینستاگرام: Instagram.com/nashreney

تهران، خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، شماره ۲۰
تلفن دفتر نشر: ۸۸۰۲۱۲۱۴
تلفن واحد فروش: ۸۸۰۰۴۶۵۸
ایمیل: info@nashreney.com
Download Telegram
چاپ چهارم منتشر شد

تاریخ فلسفه سیاسی (جلد سوم)
از ماکیاولی تا منتسکیو

جورج کلوسکو
ترجمه‌ی خشایار دیهیمی

goo.gl/3UEKPH

بخشی از کتاب را می‌توانید در ادامه دانلود کنید.

@neypub
دیدگاه سقراط این است که محرومیت از معرفت تنها عاملی است که حقیقتاً موجب می‌شود زندگی کسی بد و ناکامیاب شود. شاید این سخنِ سقراط به نظرِ انسان مدرن زیادی مبالغه‌آمیز بیاید، اما بیش‌ترِ ما از فکرکردن به این‌که توانِ دانستنِ هیچ‌چیز را نداشته باشیم خواهیم رنجید. فارغ از این‌که گمان کنیم معرفت افسار جهان خارج در دستِ ماست یا چنین اعتقادی نداشته باشیم، دست‌کم در غالب موارد به‌دست‌آوردن معرفتْ خوب است و نبود آن بد.

معرفت‌شناسی | لیندا زاگزبسکی | ترجمه‌ی کاوه بهبهانی

@neypub
چاپ سوم منتشر شد

goo.gl/eIm0uh

... هزاران سال دنبال کله‌ی ماهی‌ها به هر کنج و گوشه‌ای سرک کشیده‌ایم، ولی حالا دلیلی برای زیستن نداریم: یادگیری، کشف، نیل به آزادی.»

@neypub
ما از اون آدم‌هایی هستیم که مسائل رو تا آخر مطرح می‌کنن، تا اون‌جایی که دیگه کوچک‌ترین امیدی زنده نمونه، حتی یه امید کوچیک که خفه نکرده باشیم. ما از اون آدم‌هایی هستیم که هر جا به این امید شما، امید عزیز شما، امید کثافت شما بربخوریم، می‌پریم روش و خفه‌ش می‌کنیم!

آنتیگون | ژان آنوی | ترجمه‌ی احمد پرهیزی
@neypub
@dortadoredonya
چاپ سوم منتشر شد

ترجمه‌ی کاوه میرعباسی

... مدام می‌گوید: «من یک آدم جدی هستم!» و از این بابت باد به غبغبش می‌اندازد و فخر می‌فروشد. ولی، اگر از من بپرسی، می‌گویم آدم نیست، قارچ است!»

goo.gl/0WjlNA
حرف چامسکی دقیقاً این است که وقتی کشتار انتزاعی ـ بی‌نام و نشانِ هزاران نفر را تحمل می‌کنیم ولی موارد منفرد نقض حقوق بشر را محکوم می‌شماریم دچار نوعی ریاکاری هستیم. چرا باید جنایت کیسینجر را در هنگام صدور دستور بمباران نقطه به نقطه‌ی کامبوج که منجر به مرگ ده‌ها هزار تن شد سبک‌تر از کسانی بدانیم که مسئول ویرانی برج‌های دوقلو [ی مرکز تجارت جهانی] بودند؟ آیا علت این نیست که ما قربانی نوعی «فریب اخلاقی» هستیم؟ جزئیات حادثه‌ی هولناک ۱۱ سپتامبر در رسانه‌ها ارائه شد ولی تلویزیون الجزیره را به‌خاطر نشان دادن صحنه‌های کوتاهی از نتایج بمباران فلوجه توسط ایالات متحده و به اتهام همدستی با تروریست‌ها محکوم کردند.

خشونت | اسلاوی ژیژک | ترجمه‌ی علی‌رضا پاکنهاد

goo.gl/oUsvea

@neypub
👏2
چاپ دوم منتشر شد

goo.gl/QlzPSF

نسخه‌ی الکترونیک کتاب را می‌توانید از اپلیکیشن کتابخوان نشر نی تهیه کنید.

بخشی از کتاب را می‌توانید در ادامه دانلود کنید.

@neypub
در دست انتشار

«صدایی که شنیده نشد»

نگرش‌های اجتماعی ـ فرهنگی و توسعه‌ی نامتوازن در ایران

goo.gl/sdWFvQ

@neypub
و آن‌گاه برای لحظه‌ای از او روی برگرداند و هنگامی که اسحاق دوباره چهره‌ی ابراهیم را دید دگرگون شده بود، نگاهش بی‌رحم و چهره‌اش خوفناک بود. او گلوی اسحاق را گرفت، او را بر زمین افکند و گفت: «ای پسر نادان، پنداشته‌ای که من پدر توام؟ من یک بت‌پرستم. پنداشته‌ای که این عمل خواست خداست؟ نه، میل من است.» آن‌گاه اسحاق لرزید و در اضطراب خویش بانگ برآورد: «ای خدایی که در آسمانی، بر من رحم کن. خدای ابراهیم بر من رحم کن. اگر پدری در زمین ندارم تو پدر من باش!» اما ابراهیم زیر لب با خود زمزمه کرد: «ای خدایی که در آسمانی، از تو سپاسگزارم. برای او آن‌ به که مرا یک هیولا بداند تا که ایمان به تو را از دست بدهد.»

ترس و لرز | سورن کیرکگور | ترجمه‌ی عبدالکریم رشیدیان

@neypub
چاپ چهارم «زنان در روزگارشان» منتشر شد

تاریخ فمینیسم در غرب
مارلین لگیت
ترجمه‌ی نیلوفر مهدیان

goo.gl/Bm78qd

بخشی از کتاب را می‌توانید در ادامه دانلود کنید.

@neypub
نیکلاس کوچولو مطمئناً با غرور نمرد. او یک غیر نظامی بود. چریک‌های توی حیاط هم غیر نظامی بودند و تجربه‌ای از مردن نداشتند. از مردن، وحشتناک می‌ترسیدند. بالای ابرها نجیب‌زاده‌ای چرخ می‌زد و با غرور بر سرشان بمب می‌ریخت. آن‌ها روی شکم‌هایشان می‌خوابیدند و توی گل دمر می‌خزیدند و هراسان بودند. اغلب وقتی مسلسل‌ها شروع می‌کردند به پارس کردن، طبیعی‌ترین کار را می‌کردند: فرار. پیش از آن که بمباران شوند با فریاد کمک می‌خواستند و مادرهایشان را صدا می‌زدند. دوست داشتند فوتبال بازی کنند، کاهو به نیش بکشند و خواب دوران بعد از جنگ را ببینند که همه‌شان باسواد می‌شدند. و خواب زمانی را که بیش از سه نفر توی هر اتاق نبودند و می‌توانستند هفته‌ای دوبار گوشت بخورند و برای خودشان ساعت و لباس پلوخوری بخرند، چون وقتی که جنگ تمام می‌شد، زندگی واقعاً شروع می‌شد. آن‌ها باور داشتند که زندگی خوب و لازم است و حتا جنگیدن برای زندگی کردن، و حتا مردن برای آن که دیگران زندگی کنند. تمام این‌ها را باور داشتند و چون زندگی‌شان بسته به این باور بود، از مرگ نمی‌ترسیدند. اما از مردن وحشتناک می‌ترسیدند. چون غیرنظامی بودند، سربازان مردم، سربازان زندگی و نه سربازان مرگ.

گفت‌وگو با مرگ | آرتور کوستلر | ترجمه‌ی خشایار دیهیمی، نصرالله دیهیمی

@neypub
Forwarded from دورتادور دنیا
وقتی با پی‌یر آشنا شدم، منم سی‌سالم بود. مثل اون. لورا دام. (مکث) تو هتل‌های نزدیک ترمینال شمال همدیگرو می‌دیدیم. من زیبا بودم.
اگر بمیری | فلوریان زلر
دورتادوردنیانمایشنامه ۳۸ @neypub
@dortadoredonya
منتشر شد

goo.gl/VHInrj
کتاب در سایت آمازون: www.amazon.com/dp/9641854801

نسخه‌ی الکترونیک کتاب را می‌توانید از اپلیکیشن کتاب‌خوان نشر نی تهیه کنید.

بخشی از کتاب را می‌توانید در ادامه دانلود کنید.
«اگر بمیری» منتشر شد

فلوریان زلر | ترجمه‌ی گلناز برومندی و تینوش نظم‌جو
از مجموعه‌ی دورتادور دنیا | نمایشنامه

goo.gl/s1aG1j

@neypub
@dortadoredonya
حقیقتش اینه که حواسم این‌جا نیست، راستش اصلاً این‌جا نیست. می‌بینم، می‌شنوم، بو می‌کشم، و چیزهای دیگه، همون حرکاتِ معمولی رو می‌کنم، ولی دلم یه جای دیگه‌ست، خانم رونی، دلم اصلاً این‌جا نیست. اگه من رو به حالِ خودم می‌ذاشتن، و هیچ‌کس هم نبود ازم مراقبت کنه، در جا پرواز می‌کردم و... می‌رفتم خونه‌ی آخرت.

همه‌ی افتادگان | ساموئل بکت | ترجمه‌ی مراد فرهادپور و مهدی نوید
@neypub
@dortadoredonya
چاپ نهم منتشر شد

«نقد قوه‌ی حکم»
ایمانوئل کانت
ترجمه‌ی عبدالکریم رشیدیان

goo.gl/Q5xEtY

@neypub