مادرید: سیام فوریوس
حالا در اسپانیا هستم و تمام این جریانات بهقدری سریع اتفاق افتاد که بهسختی میتوانم باور کنم چه پیش آمده است. امروز صبح هیئت نمایندگان اسپانیا وارد شدند و مرا با کالسکهشان بردند. کالسکه خیلی تند میرفت و این بهنظرم خیلی عجیب آمد. در حقیقت با چنان سرعت سرسامآوری تاختیم که در عرض نیم ساعت به مرزهای اسپانیا رسیدیم. اما، خوب، حالا در تمام اروپا خط آهن و کشتیهای تندرو هست. اسپانیا، چه مملکت عجیبی: در اطاق اولی که وارد شدم جمعیت زیادی با سرهای تراشیده ازدحام کرده بودند. حدس زدم که اینها باید اشرافزاده و یا سرباز باشند، چون تراشیدن سر در اسپانیا برای ایندسته یک رسم است. اما کاری که یکی از وزرا با من کرد بهنظرم عجیب آمد. مرا روی یک دست بلند کرد و به داخل اطاق کوچکی هل داد و گفت: «اینجا مینشینی و اگر یکبار دیگر ادعا کنی فردیناند هستی خودم این مزخرف را از کلهات بیرون میکنم.» اما چون میدانستم این یک آزمایش است، از این کار امتناع کردم و در نتیجه آقای وزیر دو ضربه به پشتم زد که بهقدری دردناک بود که نزدیک بود فریاد کنم. اما خودم را کنترل کردم، چون میدانستم که این روش بزرگان اسپانیایی قبل از به کار گماردن کسی به مقامی بزرگ است و هنوز هم قوانین سلحشوری در این کشور پابرجاست. سر خود آنجا را ترک کردم و تصمیم گرفتم به کارهای حکومتی بپردازم.
یادداشتهای یک دیوانه | نیکلای گوگول | ترجمهی خشایار دیهیمی
@neypub
حالا در اسپانیا هستم و تمام این جریانات بهقدری سریع اتفاق افتاد که بهسختی میتوانم باور کنم چه پیش آمده است. امروز صبح هیئت نمایندگان اسپانیا وارد شدند و مرا با کالسکهشان بردند. کالسکه خیلی تند میرفت و این بهنظرم خیلی عجیب آمد. در حقیقت با چنان سرعت سرسامآوری تاختیم که در عرض نیم ساعت به مرزهای اسپانیا رسیدیم. اما، خوب، حالا در تمام اروپا خط آهن و کشتیهای تندرو هست. اسپانیا، چه مملکت عجیبی: در اطاق اولی که وارد شدم جمعیت زیادی با سرهای تراشیده ازدحام کرده بودند. حدس زدم که اینها باید اشرافزاده و یا سرباز باشند، چون تراشیدن سر در اسپانیا برای ایندسته یک رسم است. اما کاری که یکی از وزرا با من کرد بهنظرم عجیب آمد. مرا روی یک دست بلند کرد و به داخل اطاق کوچکی هل داد و گفت: «اینجا مینشینی و اگر یکبار دیگر ادعا کنی فردیناند هستی خودم این مزخرف را از کلهات بیرون میکنم.» اما چون میدانستم این یک آزمایش است، از این کار امتناع کردم و در نتیجه آقای وزیر دو ضربه به پشتم زد که بهقدری دردناک بود که نزدیک بود فریاد کنم. اما خودم را کنترل کردم، چون میدانستم که این روش بزرگان اسپانیایی قبل از به کار گماردن کسی به مقامی بزرگ است و هنوز هم قوانین سلحشوری در این کشور پابرجاست. سر خود آنجا را ترک کردم و تصمیم گرفتم به کارهای حکومتی بپردازم.
یادداشتهای یک دیوانه | نیکلای گوگول | ترجمهی خشایار دیهیمی
@neypub
"آه، این گیسوان کنده به بسیار سوگ را پریشان میکنیم
و بر طرههای افشانمان خاکستر سوزان میهن میپاشیم
پیرهن از شانههامان فرو میافتد
و سینههامان به خود میخواند دستهای کوبنده را
هان و هان ای اندوه، همه نیروی خود بنما
باشد که زمین بشنود و به خود آید
باشد که دریا و آسمان اندوه ما را بر سینه بنگارند.
و اکنون بکوبید ای دستها
به نیروی جنون بکوبید و زخم زنید.
آه زاری کنید بر هکتور، ناله برآورید و بگریید."
زنان تروا و توئستس | سنکا | ترجمهی عبدالله کوثری
و بر طرههای افشانمان خاکستر سوزان میهن میپاشیم
پیرهن از شانههامان فرو میافتد
و سینههامان به خود میخواند دستهای کوبنده را
هان و هان ای اندوه، همه نیروی خود بنما
باشد که زمین بشنود و به خود آید
باشد که دریا و آسمان اندوه ما را بر سینه بنگارند.
و اکنون بکوبید ای دستها
به نیروی جنون بکوبید و زخم زنید.
آه زاری کنید بر هکتور، ناله برآورید و بگریید."
زنان تروا و توئستس | سنکا | ترجمهی عبدالله کوثری
نمایشنامهی قانون پیران (از مجموعهی دور تا دور دنیا)
نوشتهی تامس میدلتون و ویلیام رولی
ترجمهی ناهید قادری
قانون. این مفهوم تاریخی و مسئلهزا همواره دستمایهی رمانها، مقالات و مکتوبات بسیار بوده است. نمایشنامهی «قانون پیران» نوشتهی مشترک تامس میدلتون و ویلیام رولی نیز ایدهی قانون را به چالش میکشد «قانون که رسالتش دفاع از بیگناهان، ستاندن داد آنها از ستمگران و دفاع از حقوق مردمان است، در این نمایش جان آنها را به خطر میاندازد و مرگشان را رقم میزند.» این نمایشنامه در پنج پرده روایت میشود. پردهی اول: «گذرگاهی در اپیروس. سیمونیدز و دو وکیل. این قانون آیا قطعی است؟ وکیل اول: قانون! آقای عزیز، چیست جز قانون. سیمونیدز: به راستی، قربان، که مرا به قانون ایمان است. بدانید، آقا، که پرسش مرا به نحوی پاسخ دادهاید؛ مرا بر استحکام پایههای بنیادین قانون به طور عام تردید نیست، لیک این قانون خاص است که نگرانم میکند، اکنون و حال، چه رخ دهد گر این قانون قطعی و قهری و زورمند و پاینده شود؟» ماجرا از این قرار است که قانونی به دست پادشاهی بر ملکی نهاده میشود؛ قانونی که با قانون انجیل که حکم به احترام به والدین میکند در تضاد است، و قصد جان پیران مُلک را میکند. میدلتون با ایجاد این موقعیت برآن است ایده قانون را به چالش بکشد. تامس میدلتون و ویلیام رولی از نویسندگان عصر جیمز ادبیات انگلستان و از جمله نمایشنامهنویسان دورهی رنسانساند. رولی که بازیگر نیز بوده، در مقام نویسنده بیشتر به همنویسی با سایر نویسندگان هم دورهی خود پرداخته است. اما نکتهی جالب در مورد این نمایشنامه این است که گویا جز این دو، نویسندهی دیگری نیز در کار بوده است. «میدلتون قانون پیران را در سال ١٦١٨ با همکاری ویلیام رولی مینویسد. اما بر روی نسخهی قدیمی اثر، نامِ فیلیپ مسینجر قید شده است، اما مصححان آثار میدلتون بر این باورند که ردپایی از سبک نوشتار مسینجر در این نمایشنامه یافت نمیشود و قانون پیران، بسیار به سبک کارهای خود میدلتون شباهت دارد. برخی دیگر از محققان آثار میدلتون این نویسندهی سوم را، نه مسینجر، که تامس هیوود میدانند. در هر صورت آن چه محتمل است آن است که نقش این نویسنده سوم نه در خلق اثر که در ویرایش آن بوده است.» نگاه میدلتون به قانون نسبت به معاصرانش نیز متفاوت است. او معتقد بود هر قانون تازهای برای برخی مردمان سود دارد و برای برخی دیگر زیان. پس زیاندیدگان مخالف آن قانوناند و آنان که سود میبرند طرفدار آن قانون. اندکاند کسانی که ورای منافع شخصی خود به نفس قانون بیاندیشند. میدلتون زمانی که هفده ساله بود نخستین نوشتهاش، «خرد سلیمان» را به چاپ رساند. بعدها یعنی در سال ١٦٠٣ او با همراهی دیگر نمایشنامهنویسان و اهالی تئاتر درامهایی نوشت و در کنار آن جزواتی نیز منتشر کرد مانند «پارلمان بیپول شعرهای مندرس» که بارها و بارها تجدیدچاپ شد و خوانندگان بسیاری یافت. «بازی شطرنج» عنوان نمایشنامهی دیگر او است، نمایشنامهای میهنپرستانه که میدلتون آن را در سال ١٦٢٤، روی صحنه برد. نمایشی جنجالی که در قالب بازی شطرنج و مهرههایش وقایع سیاسی دوران را به نقد میکشید و همین امر بازیگرانِ کار را به دادگاه کشاند و میدلتون را نیز به حبس انداخت.
منتشر شده در روزنامهی شرق، شمارهی ۲۵۵۰، ۱۶ فروردین ۱۳۹۵
@neypub
نوشتهی تامس میدلتون و ویلیام رولی
ترجمهی ناهید قادری
قانون. این مفهوم تاریخی و مسئلهزا همواره دستمایهی رمانها، مقالات و مکتوبات بسیار بوده است. نمایشنامهی «قانون پیران» نوشتهی مشترک تامس میدلتون و ویلیام رولی نیز ایدهی قانون را به چالش میکشد «قانون که رسالتش دفاع از بیگناهان، ستاندن داد آنها از ستمگران و دفاع از حقوق مردمان است، در این نمایش جان آنها را به خطر میاندازد و مرگشان را رقم میزند.» این نمایشنامه در پنج پرده روایت میشود. پردهی اول: «گذرگاهی در اپیروس. سیمونیدز و دو وکیل. این قانون آیا قطعی است؟ وکیل اول: قانون! آقای عزیز، چیست جز قانون. سیمونیدز: به راستی، قربان، که مرا به قانون ایمان است. بدانید، آقا، که پرسش مرا به نحوی پاسخ دادهاید؛ مرا بر استحکام پایههای بنیادین قانون به طور عام تردید نیست، لیک این قانون خاص است که نگرانم میکند، اکنون و حال، چه رخ دهد گر این قانون قطعی و قهری و زورمند و پاینده شود؟» ماجرا از این قرار است که قانونی به دست پادشاهی بر ملکی نهاده میشود؛ قانونی که با قانون انجیل که حکم به احترام به والدین میکند در تضاد است، و قصد جان پیران مُلک را میکند. میدلتون با ایجاد این موقعیت برآن است ایده قانون را به چالش بکشد. تامس میدلتون و ویلیام رولی از نویسندگان عصر جیمز ادبیات انگلستان و از جمله نمایشنامهنویسان دورهی رنسانساند. رولی که بازیگر نیز بوده، در مقام نویسنده بیشتر به همنویسی با سایر نویسندگان هم دورهی خود پرداخته است. اما نکتهی جالب در مورد این نمایشنامه این است که گویا جز این دو، نویسندهی دیگری نیز در کار بوده است. «میدلتون قانون پیران را در سال ١٦١٨ با همکاری ویلیام رولی مینویسد. اما بر روی نسخهی قدیمی اثر، نامِ فیلیپ مسینجر قید شده است، اما مصححان آثار میدلتون بر این باورند که ردپایی از سبک نوشتار مسینجر در این نمایشنامه یافت نمیشود و قانون پیران، بسیار به سبک کارهای خود میدلتون شباهت دارد. برخی دیگر از محققان آثار میدلتون این نویسندهی سوم را، نه مسینجر، که تامس هیوود میدانند. در هر صورت آن چه محتمل است آن است که نقش این نویسنده سوم نه در خلق اثر که در ویرایش آن بوده است.» نگاه میدلتون به قانون نسبت به معاصرانش نیز متفاوت است. او معتقد بود هر قانون تازهای برای برخی مردمان سود دارد و برای برخی دیگر زیان. پس زیاندیدگان مخالف آن قانوناند و آنان که سود میبرند طرفدار آن قانون. اندکاند کسانی که ورای منافع شخصی خود به نفس قانون بیاندیشند. میدلتون زمانی که هفده ساله بود نخستین نوشتهاش، «خرد سلیمان» را به چاپ رساند. بعدها یعنی در سال ١٦٠٣ او با همراهی دیگر نمایشنامهنویسان و اهالی تئاتر درامهایی نوشت و در کنار آن جزواتی نیز منتشر کرد مانند «پارلمان بیپول شعرهای مندرس» که بارها و بارها تجدیدچاپ شد و خوانندگان بسیاری یافت. «بازی شطرنج» عنوان نمایشنامهی دیگر او است، نمایشنامهای میهنپرستانه که میدلتون آن را در سال ١٦٢٤، روی صحنه برد. نمایشی جنجالی که در قالب بازی شطرنج و مهرههایش وقایع سیاسی دوران را به نقد میکشید و همین امر بازیگرانِ کار را به دادگاه کشاند و میدلتون را نیز به حبس انداخت.
منتشر شده در روزنامهی شرق، شمارهی ۲۵۵۰، ۱۶ فروردین ۱۳۹۵
@neypub
Forwarded from نشر نی
#Regrann from parham.books
در جستوجوی امر قدسی
گفتوگوی رامین جهانبگلو با سیدحسین نصر
مترجم: سید مصطفی شهرآیینی
http://goo.gl/F2kY9O
@neypub
در جستوجوی امر قدسی
گفتوگوی رامین جهانبگلو با سیدحسین نصر
مترجم: سید مصطفی شهرآیینی
http://goo.gl/F2kY9O
@neypub
در جستوجوی امر قدسی
گفتوگوی رامین جهانبگلو با سید حسین نصر
مترجم: سید مصطفی شهرآیینی
من دو سه رؤیای بسیار مهم و زودهنگام در زندگیام داشتم. البته درست نمیدانم چه زمانی – شاید دو یا سه سالگی – این رؤیاها رخ داد. یکی از نخستین خاطرات من این بود که درحالیکه از ارتفاع بلندی سقوط میکردم، فرشتگان نجاتم دادند. آنها موجوداتی به غایت زیبا، بزرگ و نورانی بودند. فرشتگان مرا در هوا گرفتند و به من گفتند هرگز نمیگذاریم بیفتی و بهراستی که از آن پس هرگز خواب بد یا کابوس وحشتناکی ندیدم. (نقل از صفحهی ۲۵ کتاب)
@neypub
گفتوگوی رامین جهانبگلو با سید حسین نصر
مترجم: سید مصطفی شهرآیینی
من دو سه رؤیای بسیار مهم و زودهنگام در زندگیام داشتم. البته درست نمیدانم چه زمانی – شاید دو یا سه سالگی – این رؤیاها رخ داد. یکی از نخستین خاطرات من این بود که درحالیکه از ارتفاع بلندی سقوط میکردم، فرشتگان نجاتم دادند. آنها موجوداتی به غایت زیبا، بزرگ و نورانی بودند. فرشتگان مرا در هوا گرفتند و به من گفتند هرگز نمیگذاریم بیفتی و بهراستی که از آن پس هرگز خواب بد یا کابوس وحشتناکی ندیدم. (نقل از صفحهی ۲۵ کتاب)
@neypub
«اقتصاد خرد میانه»
غلامرضا کشاورز حداد
نظریهی اقتصاد خرد در دهههای گذشته تغییرات شگرفی را در ارائهی چارچوب تحلیلی برای تبیین رفتار تصمیمگیران اقتصادی، تجربه کرده است. امروزه با گسترش بهکارگیری منطق ریاضی در علم اقتصاد، نگاه اقتصاددانان به نظریههای این شاخه از اقتصاد از روشهای توصیفی یا بهکارگیری وسیع نظریهی حسابان، به کاربست روشهای اصل موضوعی با استفاده از منطق نمادین تغییر جهت داده است. علاوه بر آن اقتصاددانان، بهجای تمرکز بیش از اندازه به قطعیتگرایی در صورتبندی مدلها، به تحلیل رفتار عوامل اقتصادی در شرایط نااطمینانی روی آوردهاند. این تحولات با هدف نزدیکترکردن نظریههای علمی به کنشهای افراد در دنیای واقعی صورت میگیرد. تصمیمگیری در شرایط نااطمینانی، تصمیمگیری در هنگام تعامل دو یا چندسویه بین عوامل اقتصادی، و وجود برتری اطلاعاتی یک طرف معامله نسبت به طرف دیگر آن از ویژگیهای نظریهی اقتصاد خرد مدرن برای تبیین آنها با بهرهگیری از نظریهی بازیها و نظریهی احتمال است. کتاب اقتصاد خرد میانه با هدف پر کردن بخشی از این شکاف نظری در برنامههای درسی موجود در نظام دانشگاهی ایران تدوین شده و مطالب آن میتواند برای دانشجویان دورهی تحصیلات تکمیلی سودمند باشد.
http://goo.gl/P685NP
چاپ اول ۱۳۹۵
۲۴۰۰۰ تومان
@neypub
غلامرضا کشاورز حداد
نظریهی اقتصاد خرد در دهههای گذشته تغییرات شگرفی را در ارائهی چارچوب تحلیلی برای تبیین رفتار تصمیمگیران اقتصادی، تجربه کرده است. امروزه با گسترش بهکارگیری منطق ریاضی در علم اقتصاد، نگاه اقتصاددانان به نظریههای این شاخه از اقتصاد از روشهای توصیفی یا بهکارگیری وسیع نظریهی حسابان، به کاربست روشهای اصل موضوعی با استفاده از منطق نمادین تغییر جهت داده است. علاوه بر آن اقتصاددانان، بهجای تمرکز بیش از اندازه به قطعیتگرایی در صورتبندی مدلها، به تحلیل رفتار عوامل اقتصادی در شرایط نااطمینانی روی آوردهاند. این تحولات با هدف نزدیکترکردن نظریههای علمی به کنشهای افراد در دنیای واقعی صورت میگیرد. تصمیمگیری در شرایط نااطمینانی، تصمیمگیری در هنگام تعامل دو یا چندسویه بین عوامل اقتصادی، و وجود برتری اطلاعاتی یک طرف معامله نسبت به طرف دیگر آن از ویژگیهای نظریهی اقتصاد خرد مدرن برای تبیین آنها با بهرهگیری از نظریهی بازیها و نظریهی احتمال است. کتاب اقتصاد خرد میانه با هدف پر کردن بخشی از این شکاف نظری در برنامههای درسی موجود در نظام دانشگاهی ایران تدوین شده و مطالب آن میتواند برای دانشجویان دورهی تحصیلات تکمیلی سودمند باشد.
http://goo.gl/P685NP
چاپ اول ۱۳۹۵
۲۴۰۰۰ تومان
@neypub
چگونه باید یک مصیبت کوچک را از بین برد؟
چگونه رنج را به درستکاری تبدیل کرد؟
بار سنگینی بر دوش دارم و برای آزاد کردن او و خودم مبارزه میکنم. اما من مانند برویر نیستم؛ بدبختی خود را میشناسم و با آغوش باز به استقبالش میروم و لوسالومه هم چلاق نیست. اما با این حال میدانم که مفتون یک انسان بودن یعنی چه. کسی که آدم به اندازهای که دوستش دارد از او متنفر است!
«و نیچه گریه کرد»
اروین یالوم
ترجمهی مهشید میرمعزی
@neypub
چگونه رنج را به درستکاری تبدیل کرد؟
بار سنگینی بر دوش دارم و برای آزاد کردن او و خودم مبارزه میکنم. اما من مانند برویر نیستم؛ بدبختی خود را میشناسم و با آغوش باز به استقبالش میروم و لوسالومه هم چلاق نیست. اما با این حال میدانم که مفتون یک انسان بودن یعنی چه. کسی که آدم به اندازهای که دوستش دارد از او متنفر است!
«و نیچه گریه کرد»
اروین یالوم
ترجمهی مهشید میرمعزی
@neypub