Nima's Notes – Telegram
Nima's Notes
55 subscribers
118 photos
3 videos
1 file
16 links
دیدگاه‌ها تغییر می‌کنند و نوشته‌ها برای مخاطبی جز خود شخص نگارنده نیستند.
https://nimara.xyz
me@nimara.xyz
Download Telegram
Nima's Notes
چطور میشه به وضعیت آنارشی یک جامعه کمک کرد؟ راه‌های زیادی هست، اما همگی به تلاش‌های افراد اون جامعه برای حفظ ویژگی‌های فردی‌شون برمیگرده. یکی از اون راه‌ها پیدا کردن سلیقه‌های شخصی و ترجیح دادن فردگرایی بر جمع‌گراییه. جامعه‌ای که جمع‌گراست راحت‌تر زیر پرچم…
فول متال جکت (غلاف تمام فلزی) که شاهکار کوبریک درمورد دوگانگی بشر است در نیمه‌ی نخست فیلم با این مسئله برخورد می‌کنه. فیلم درمورد گروهی از سربازان امریکایی‌ست که در ابتدا توسط گروهبان هارتمن آموزش می‌بینند و سپس به جنگ ویتنام فرستاده می‌شوند.
فیلم با سکانس نمادین کوتاه‌کردن موهای سربازان آغاز میشه و از دقیقه‌ی اول به مسئله‌ی پاک شدن هویت این افراد می‌پردازه. گروهبان هارتمن در اولین برخوردش با سربازان از هر نوع تحقیر استفاده می‌کنه تا شخصیت‌های این افراد رو بشکنه، چون وقتی یک چیز شکسته‌ست و آسیب‌پذیره راحت‌تر میشه بهش شکل داد. هارتمن حتی در این موضوع فراتر از بقیه میره و اسم‌های جدید به سربازان میده. فرآیند تخریب شخصیتی سربازان در تمام دوران آموزش ادامه پیدا می‌کنه.
قصد اسپویل کردن فیلم رو ندارم پس ادامه نمیدم، اما من همیشه فول متال جکت رو پیشنهاد میکنم به دیگران.

سکانس اولین دیدار هارتمن و سربازان
👍2👌1
زمانی که با چیزی مشکل نهادی داشته باشید نباید اجازه بدید کیفیت‌های فرعی روی قضاوتتون تصمیم بزارن.
انحصار خشونت در دست گروهی خاص از افراد با حمایت قانون و برای قانون، به معنی استفاده از این خشونت انحصاری ضد هر جنبشِ ضد همون قوانینه.
چنین نهادهایی، مثل پلیس، که در تک تک کشورهای دنیا وجود دارند هیچوقت برای مردم نبودند و نیستند، بلکه بادیگاردهای قانون‌ و قانون‌گذاران به شمار می‌آیند.
درسته، در صورتی که از خانه‌ی شما دزدی بشه و یا کسی با استفاده از خشونت بخواد به شما چیزی تحمیل کنه پلیس وارد عمل می‌شه و تلاش می‌کنه که یا مجرم رو پیدا کنه و یا از وقوع اتفاق بدتر جلوگیری کنه. با اینکه تمام این ویژگی‌ها خوب‌اند، باز هم مشکل نهادی با چنین گروهی باید پابرجا بمونه. در هر کشور دنیا این افراد در صورتی که بهشون دستور داده بشه از طرف قانون‌گذاران، به همون فردی که دیروز از خونه‌ش دزدی شده بود و داشتند کمکش می‌کردند به عنوان خدمتگزار مردم، حمله می‌کنند.
انحصار خشونت یعنی محدود کردن آزادی فردی و حق دفاع از این آزادی، چون زمانی که آزادی سلب بشه توسط کسانی که قرار بود مدافعش باشند، راهی جز استفاده به موقع از خشونت وجود نداره.
👍4
مافیا در ایتالیا و نیویورک خودش رو به عنوان محافظ مردم و کسب‌ و کارها معرفی می‌کرد و باور داشت در ازای خدماتش باید مبلغی از درآمد اون کسب و کارها و مردم دریافت کنه.

معمولا تصور میشه که مردم به زور اسلحه و خشونت این مبالغ رو پرداخت می‌کردند اما در حقیقت بسیاری از مردم سپاسگزار مافیا بودند و حتی با علاقه‌ی خودشون درصدی از درآمدها رو به این گروه‌ها اختصاص می‌دادند.

اما اگر پلیس وجود داشت اون زمان، چرا مردم از مافیا استفاده کردند؟ چون بسیاری از مواقع خود پلیس باعث مزاحمت بود. نقش پلیس در مسائل تبعیض نژادی و قومی مذهبی، اعتراضات و تظاهرات، و اعتصابات در طول تاریخ هیچوقت مثبت نبوده. و این برای دموکراتیک‌ترین سیستم‌های دنیا هم صدق می‌کنه.

پس مردم مافیا رو گزینه‌ی آلترناتیو خودشون برای محافظت می‌دیدند و بسیاریشون حتی بیشتر از پلیس به مافیا اعتماد داشتند.

تفاوت بزرگ پلیس و مافیا در کسانی بود که حمایتشون می‌کردند. مافیا همیشه نهادی مردمی بود و با اینکه وقتی بزرگ می‌شد اکثر درآمدش از فعالیت‌های مجرمانه می‌اومد، جنبه‌ی مردمی خودش رو حفظ می‌کرد. اما این مردمی بودن از روی علاقه به مردم نبود (در این مورد مخالف پلیس) بلکه از روی نیازشون به اعتبار برای سرویسشون بود.

پلیس خودش رو مردمی معرفی می‌کنه و در حقیقت از مالیات مردم تغذیه می‌کنه اما همون کسانی که خدماتش رو خریدند رو حاضره در فرصت مناسب از بین ببره، فقط منتظر دستوره. مافیا هم بی‌شباهت نبود. چیزی شبیه مالیات از مردم می‌گرفت و خدماتش رو فراهم می‌کرد، و درصورت لزوم گردن مردم رو می‌شکست مثل پلیس.

در بحث فساد هم لازم به ذکره اگر فکر می‌کنید فساد مافیا از پلیس بیشتر بوده و هست، نیاز دارید بیشتر مطالعه کنید درمورد فساد پلیس.

اگر انحصار از چنین سازمانی گرفته بشه و نیاز پیدا کنه که با گروه‌های مختلف خودمختار و مستقل رقابت کنه، مثل هر صنعت و کسب و کار دیگری خدماتش رو بهتر می‌کنه. اما تا وقتی درآمدش تضمین شده باشه توسط قانون، نیاز به هیچ تغییری رو احساس نمی‌کنه.

اشتباه بزرگ این بود که مردم تصور کردند نهاد پلیس چیزی غیر از کسب و کاره. هر کسب و کار در این دنیا بدون رقابت فاسد و بیش از حد قدرتمند میشه. این رقابت بازار آزاده که باعث میشه کسب و کارها روی سرویس تمرکز کنند.

حالا تصور کنید از امروز قانونی بود که هرکسی بتونه سازمان/شرکت محافظتی خودش رو انتخاب کنه و با پرداخت پولی که به دولت برای پلیس میده از خدمات اون شرکت منتخبش استفاده کنه.

آیا این شرکت‌ها با هم رقابت نمی‌کردند تا سرویس بهتر ارائه بدن؟ آیا پلیس به تکاپو نمی‌افتاد مسائل نژادپرستی و امثالش رو در سازمان حل کنه؟
👍6
«چه کسی از مردم محافظت خواهد کرد وقتی پلیس قانون را بشکند؟»

سوال مهمیه، اما سوال مهم‌تر اینه:
چه کسی از مردم محافظت می‌کنه وقتی خود قانون به پلیس دستور/اجازه بده که بهشون حمله کنه؟
👍3
Today
Yerevan, Armenia
👀2
امشب بعد از مدت‌ها دوباره کارم به پروتکل IRC افتاد که تقریباً منسوخ شده بین کاربران معمولی اینترنت.

زمانی که IRC اومد امکان چت یک به یک یا گروهی رو فراهم کرد در دهه‌ی نود میلادی. از اون زمان تا الان پروتکل تغییرات زیادی داشته اما شکل همیشگی خودش رو حفظ کرده با اتکا روی پیام‌های متنی و کانال‌های داخل هر سرور.

آی‌آرسی در اصل یک دستورالعمله تا یک اپلیکیشن. برنامه‌هایی که اجازه کار با IRC میدن درواقع جدا از خود پروتکل هستند و فقط دستورالعمل‌های پروتکل رو دنبال می‌کنند.
با اومدن برنامه‌هایی مثل دیسکورد، اسلک، واتساپ و امثالشان، نیاز به تکنولوژی ابتدایی IRC کمتر شد و درنهایت کاربرانش رو از دست داد.

اما نه کاملا. هنوز سرورهای بزرگ و فعال IRC وجود دارن و این مهمه. مثلا در دنیای پایرت و تورنت معمولا سایت‌های خصوصی که فقط با دعوت اعضای فعلی یا مصاحبه عضو جدید می‌گیرند از IRC استفاده می‌کنند. چیزی که این تکنولوژی هنوز بعد بیش از بیست‌ سال برای ارائه داره حفظ دیتای شخصیه. اگر شما یک سرور IRC بسازید، تمام دیتا روی سرور خودتون ذخیره میشه و جای دیگه‌ای اصلا نمیتونه بره. مسئله‌ای که تلگرام، دیسکورد و واتساپ هنوز باهاش درگیرند.

من هم زیاد به بهترین جا برای چت فکر میکنم. تا الان بهترین گزینه برام ایمیل و بعد تلگرام بودند اما شاید وقتش باشه مجددا به IRC فکر کنم.
«از هیچ روسی اینجا استقبال نمی‌شود، خوب، بد و یا زشت.»
Tbilisi, Georgia
Tonight
یه سری ویدیوی طولانی چند ساعته به حالت استریم قصد دارم آماده کنم. نه برای مخاطب خاصی ( مثل نوشته‌هام همینجا ) اما اکثرا احتمالا محتوای رندوم داشته باشن.
👀3
Nima's Notes
فردا آپلود میکنم اما پیشاپیش معذرت می‌خوام بابت بهم‌ریختگیش 😅
اینترنت اجازه‌ی آپلود نداد. بماند برای فردا.‌ 🦥
🍓3
👌1
توانایی اینکه بتونی یک چیزی رو نقاشی کنی و بشه طبق تعریف عام زیبا هم صداش کرد، هرچقدر تحسین‌برانگیز باشه لزوما هنرمندت نمی‌کنه.
می‌بینم افرادی رو که با مهارت نقاشی شگفت‌انگیزشون آثار بسیار جالب و زیبایی رو می‌کشند، اما در نهایت به سختی میشه هنرمند صداشون کرد. کارهاشون درنهایت برای تزئین دیوار لابی یک هتل کاربرد دارن چون فکر خاصی پشتشون نیست. 🤷‍♂
👀2👌1💯1
تخصص شما در پیاده‌سازی یک چیز به بهترین شکل ممکن زمانی که هدف مشخصی نداشته باشه بی‌ارزش یا کم‌ارزشه. و این در تمام حوزه‌ها صدق می‌کنه، جز امر پژوهش.
💯2🍓1
Nima's Notes
توانایی اینکه بتونی یک چیزی رو نقاشی کنی و بشه طبق تعریف عام زیبا هم صداش کرد، هرچقدر تحسین‌برانگیز باشه لزوما هنرمندت نمی‌کنه. می‌بینم افرادی رو که با مهارت نقاشی شگفت‌انگیزشون آثار بسیار جالب و زیبایی رو می‌کشند، اما در نهایت به سختی میشه هنرمند صداشون کرد.…
دیدن این نقاشی‌ها من رو یاد داستانای فن‌فیکشن‌ می‌اندازه (یا مثلا رمان‌های آماتوری آنلاین).
حتی اگر نویسنده این‌ها در امر نوشتن معرکه عمل کنه، باز هدف خاصی پشتشون نیست و حتی خود نویسنده نمی‌دونه چرا داره می‌نویسه.
حالا شما یه منظره زیبا نقاشی کن و تکنیکت هم بی‌نقص باشه. تهش ارزشش برای همون تزئین کردن دیوار اتاق یک نفره. همیشه این‌چنین می‌مونه تا وقتی از میدیوم هنری‌ت استفاده کنی تا یک فکر رو منتقل کنی.
هنرمندی که ایده‌ داره (خوب یا بد) همیشه از متخصص بدون ایده، جلوتره.
میشه پیدا کرد فن‌فیکشن‌نویس‌هایی رو که از بعضی نویسنده‌های برجسته دنیا هم بهتر می‌نویسن. اما باید درک کرد اینو که دلیل برجسته شدن اون نویسنده‌ها بیش از هرچیزی، ایده‌هایی بودن که با قلمشون تلاش کردن منتقل کنن.
👍3
داشتم با چند دوست که مسیحی بزرگ شدند درمورد تفاوت‌های ریشه‌ای اسلام و مسیحیت صحبت می‌کردم. به این نتیجه رسیدم که شاید مهم‌ترین تفاوت بین مسیحیت و اسلام تمرکز فراوان دومی روی سیاست باشه.

برخلاف عیسی که مردم رو به پرستش خدا و دنبال کردن دستورالعمل‌های ساده‌ دعوت می‌کرد، محمد یک فرمانده جنگی با ایده‌های شگفت‌انگیزی درباره‌ی امر حاکمیت بود.

از اولین درگیری‌های مسلمانان با دیگر جوامع عربستان میشه به حمله‌ی محمد و یارانش به کاروان‌های تجاری قریش اشاره کرد که مسیر مکه به اورشلیم و دیگر شهرها راه طی می‌کردند. پیامبر این حملات و غارت اموال رو با اموالی که مسلمانان در مکه از دست داده بودند توجیه می‌کرد و انگیزه‌ی اقتصادی قابل درکی‌ با توجه به تازه بودن هجرت وجود داشت.

اکثر جنگ‌هایی که به گسترش امپراتوری و حاکمیت اسلامی ختم شدند در دوران نخستین خلفای راشدین از جمله ابوبکر و عمر به وقوع پیوستند. زمانی که رهبری مسلمانان برعهده‌ی پیامبر بود، تقریباً یا تمام جنگ‌ها انگیزه‌ی اقتصادی داشتند یا درمورد دفاع و زنده ماندن بودند، با اینکه همه چیز برای گسترش مرزهای اسلام فراهم بود.

در زمان محمد، اسلام یک شیوه زندگی بود. اما در دوران پس از وفات تغییر شکل داد به یک شیوه حکم‌رانی.
👍6
جنگ‌های مکرر دوران علی (که خلیفه‌ی چهارم شد) و قیام حسین (که تلاش‌ داشت ایده‌های پدربزرگ رو برگردونه) از لحاظ تلاش‌های این دو برای از بین بردن وجهه‌ی امپراتوری اسلام قابل ستایشه.

خلفای اول و دوم با گسترش امپراتوری و خلافت توانستند در کمتر از بیست سال جامعه‌ی اسلامی رو به یکی از بزرگترین و تهدید برانگیزترین جوامع وقت کنند، در حالیکه خلیفه‌ی سوم تمرکز رو از فتح سرزمین‌های جدید به مدیریت سرزمین‌های فتح شده و اقتصاد اسلام برد.
👍3
بخش قرمز رنگ مناطق تحت کنترل پیامبر رو تا وفات نشان میده.
بخش نارنجی سرزمین‌هایی که در دوران خلفای راشدین اضافه شدند را نشون می‌ده.
و بخش بنفش نهایتاً مناطقی که توسط امویان فتح شد را نشون میده.

مسلمانان در کمتر از ۳۰ سال پس از مرگ پیامبر با دو امپراتوری بزرگ جهان، روم و ایران، وارد جنگ شدند و بین‌النهرین را تصاحب کردند. این درحالیست که در زمان خود پیامبر عمق نفوذ اسلام به حجاز (که بخش شمالی‌اش تحت کنترل اعراب مسیحی بود) و جنوب غرب یمن که مجاور دریای سرخ است محدود بوده.
👍3
فروید رو به تمسخر می‌گیرند بخاطر استفاده‌ش از کوکایین در حالیکه باید دلایل استفاده و تاثیرات آنچه مواد مخدر نامیده شده رو مورد تحقیق قرار داد. اما این تحقیق نباید زیر نور بدگمانی انجام بشه، بلکه باید تحت دیدگاهی فرصت‌طلبانه هدایت بشه.

ما انسان‌ها چیزی نیستیم جز ارگانیسم‌های خودمحور خودآگاهی که مانند تمام دیگر موجودات این دنیا تابع قوانین طبیعتیم، از جاذبه تا کنش‌ها و واکنش‌های شیمیایی. تصمیماتمون جز پالس‌های الکتریکی نیستند و تمام رفتارهامون قابل توضیحن مثل نحوه‌ی کارکرد یک ماشین.

هر ترکیبی که بتونه نحوه‌ی کارکرد معمول این ماشین خودمحور خودآگاه رو دستکاری کنه و حتی پتانسیل تخریبش رو داشته باشه، در کنار وحشت‌های قابل درک، باید با هیجانات مثبت هم روبرو بشه و روانگردان‌ها و مواد مخدر جزو این دسته قرار می‌گیرند.

مختل کردن یا تغییر دادن نحوه‌ی پردازش داده‌ها در مغز انسان لزوماً بد نیست و اتفاقا دقیقاً چیزی هست که ما رو بیشتر میتونه به ایده‌ی ترابشریت نزدیک کنه. هرجایی که ترس زیادی هست، فرصت رشد زیادیم هست. باید با احتیاط عمل کرد اما همین که چیزی وجود داره که عملکرد انسان رو تحت تاثیر قرار میده به سادگی می‌تونه امید حل بسیاری از مشکلات و بیماری‌ها باشه.

البته این ایده‌ی نویی نیست. همین الان بسیاری از بیماری‌ها با داروهای مشابه به روانگردان‌ها و مخدرها درمان می‌شوند چون زیر لیبل این اسامی، ما فقط ترکیبات‌ شیمایی‌ای داریم که با ترکیبات شیمیایی دیگر واکنش نشون میدن (یا نمیدن) و این زیبایی کاره.

مخدر و روانگردان برای سلامتی انسان مضر هست و این نکته‌ی پنهانی نیست. اما این بار که بهشون فکر کردید، به اینم فکر کنید که ما انسان‌ها چقدر قابل پیش‌بینی میتونیم باشیم با مصرف ترکیبات شیمیایی؟ چقدر از رفتارهای روزمره‌مون تحت تاثیر چیزی که میخوریم و هوایی که تنفس می‌کنیم، و چقدر تحت تاثیر اراده و اختیارمونه؟ آیا موجودی که به این راحتی دستکاری میشه اصلا گزینه‌ی خوبی برای هدایت امور هست؟ چقدر از اختلافات و رفتارهای اجتماعی توجیهات ساده‌ی فیزیکی و شیمیایی دارن؟
👍1