Nima's Notes – Telegram
Nima's Notes
55 subscribers
118 photos
3 videos
1 file
16 links
دیدگاه‌ها تغییر می‌کنند و نوشته‌ها برای مخاطبی جز خود شخص نگارنده نیستند.
https://nimara.xyz
me@nimara.xyz
Download Telegram
Nima's Notes
نمودار پراکندگی اعداد در زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و آلمان براساس ترتیبشون در الفبا. من از وقتی که شش-هفت ساله بودم شروع کردم به یادگیری انگلیسی. زمانی که پانزده ساله بودم شروع کردم به یادگیری فرانسوی. و الان هم دارم آلمانی یاد می‌گیرم. البته در…
این نمودار اما به خوبی تفاوت بیان اعداد رو در این زبان‌ها نشون میده.

در فارسی ما میگیم یک، دو، سه ... ده، یازده، دوازده ... بیست، بیست و یک، بیست و دو ... سی و یک. بعد از مرتبه‌ی بیست ما از فرمت «پیشوند + عدد یک تا نه» استفاده می‌کنیم که باعث میشه مثل زبان انگلیسی باشه نمودارمون.

در فرانسوی هم همینطوره از بیست تا هفتاد. عدد هفتاد در فرانسوی در واقع با این شکل بیان میشه: «شصت ده» و اعداد بین هفتاد و هشتاد میشن: « شصت ده یک، شصت ده دو ...»
از هشتاد تا نود: «چهار بیست، چهار بیست یک، چهار بیست دو» و از نود تا صد: «چهار بیست ده، چهار بیست یازده، چهار بیست دوازده»

اما در آلمانی ما از بیست به بعد این فرمت رو داریم: «بیست، یک و بیست، دو و بیست، ... یک و سی، دو و سی، ... یک و هشتاد، دو و هشتاد»
که باعث میشه نمودار پراکندگی منظمی داشته بخاطر اینکه هر عدد ترتیب الفبایی خودش رو داره چون پیشوندش متغیره.
Nima's Notes
این نمودار اما به خوبی تفاوت بیان اعداد رو در این زبان‌ها نشون میده. در فارسی ما میگیم یک، دو، سه ... ده، یازده، دوازده ... بیست، بیست و یک، بیست و دو ... سی و یک. بعد از مرتبه‌ی بیست ما از فرمت «پیشوند + عدد یک تا نه» استفاده می‌کنیم که باعث میشه مثل زبان…
بزرگترین چالش زبان فرانسوی برای من عدم وجود قواعد بود. افعال اکثرا بی‌قاعده بودن و شما باید یاد می‌گرفتی که هر کدوم چجوری صرف میشن. در کنار این، جنسیت کلمات هم بود. هرچند من فرانسوی رو فقط در سطح مکالمه‌های روزمره و کوتاه ادامه دادم و امروز تقریبا همه‌ش رو فراموش کردم.

آلمانی بزرگترین چالشش برای من یادگیری جنسیت کلماته فقط. وگرنه بسیار زبان راحتیه برای یادگیری. گرامرش هم منطقیه، واقعا نمیدونم چرا مردم ازش وحشت دارن. تا زمانی قاعده باشه، میشه که یه زبان رو یاد گرفت. از قاعده زیاد نباید ترسید، از بی‌قاعده بودن باید ترسید.

اما بزرگترین چالش یادگیری فارسی برای غیرفارسی‌زبانان طبق تجربه من تا الان، حالت‌های رسمی و غیررسمیه. ما تقریباً کل زبان رو تغییر می‌دیم زمانی که خودمونی صحبت می‌کنیم تا حدی که یه زیرشاخه نو از زبان فارسی درست کردیم. یادگیری تفاوت‌های بین «چطوری؟، حالت چطوره؟ حالتون چطوره؟ حالتان چطوره؟ حالت چطور است؟ حال شما چطوره؟ احوالتان چطور است؟» و صد میلیون ترکیب دیگه بسیار زمان‌بر و سخته.
👍3💯2
گاهی اوقات از کاری که دارم انجام میدم زوم‌اوت میکنم و می‌بینم که چقدر ابسترکت و دور از واقعیت میتونه به نظر برسه. این در حالیه که همین کارهای ابسترکت و گاهی دور از واقعیتند که واقعیت رو شکل می‌دن. گوشی هوشمندی که باهاش توییت می‌کنیم، خودرویی که باهاش به مسافرت می‌ریم، کاغذی که روش می‌نویسیم، این‌ها همگی نتیجه‌ی زحمت افرادی هستند که کارهای ابسترکت رو با جدیتی دنبال کردند که نمی‌تونستند به بقیه توضیح بدن. زیبایی خاصی در این نوع کار وجود داره.
👍5😭2
به نظر می‌رسه انسان‌ها هیچوقت نمی‌تونند همدیگر رو درک کنند، هرچند که بقا به این وابسته‌ست. دیدگاه هرکسی نسبت به زندگی وابسته به تجربه‌های شخصی خودشه. اگر ما بپذیریم که جهان رو هیچوقت نمی‌تونیم به صورت آبجکتیو ببینیم، همزمان باید بپذیریم که ما سازندگان جهانیم چون هرکسی با دید شخصیش جهان رو می‌شناسه. ما به تعداد افراد روی زمین جهان‌های مختلف داریم.
گفتار یکی از راه‌های به اشتراک گذاشتن احساسات و تجربه‌های شخصی با دیگرانه و محدودیت‌های خودش رو داره. هر نوع هنر با محدودیت‌هایی روبرو می‌شه که در نهایت نشان میده درک کامل دیگری چیزی جز یک آرزو نیست.
تنها راه مقابله با این تنهایی اینه که کسی رو پیدا کنیم که ما رو بپذیره بدون این که لزوما درک کنه.
👍4
هرچه تجربه یکتاتر، احساس تنهایی هم بیشتر. یکی از دلایل محبوبیت ایده‌هایی مثل کمونیسم یا فاشیسم اتکا بر وحدت وجودی ملت‌هاست. چنین ایده‌های هیچوقت نمی‌تونن در ملت‌هایی که فردگرایی رو به صورت افراطی دنبال می‌کنند گسترش پیدا کنند.
"موسیقی آنجا آغاز می‌شود که زبان به پایان می‌رسد."
👍2👌1
Ozymandias knew.
۹۳ درصد مرگ‌های بر اثر کووید-۱۹ در ایالات متحده تا ژوئن ۲۰۲۳ برای گروه‌های سنی ۵۰ به بالا بوده.
👀2
دولت‌ها از هر فرصتی استفاده می‌کنن که از قدرتشون برای دخالت در امور شخصی افراد استفاده کنند. از قوانین مسخره‌ اما نه‌چندان دور از ذهن اتحادیه اروپا درمورد حریم خصوصی کاربران در پلتفرم‌های پیام‌رسان تا دستور به تعطیل کردن کسب و کارها و حبس افراد در خانه‌هایشان در دوران کووید-۱۹.
مردم ساده، ساده هم گول می‌خورن. و دولت‌ها عاشق مردم ساده‌اند. تا به مردم ساده بگی یه ویروس اومده و من میگم از خونه بیرون نیایید، میگن چشم، شما برو فقط حلش کن. زحمت تحقیق درمورد این ویروسی که تو خونه نگهشون داشته رو هم در حد پرس و جو تو گروه‌های فیسبوک و واتساپ فامیلی‌شون نگه می‌دارن.
سوالی که هیچوقت نمی‌پرسند اینه که چرا نوجوان ۱۷ ساله باید تو خونه حبس بشه وقتی در کل جمعیت ۳۳۰ میلیون نفری آمریکا، فقط ۴۷۹ مرگ تو این گروه سنی ثبت شده.
اما بحث این نیست که چند روز و هفته نوجوان حبس شده، بحث من اینه که چرا اصلا چنین قدرتی باید وجود داشته باشه و به این راحتی تحت تاثیر روایت‌های گروه‌های فیسبوک قرار بگیره؟‌
👌3👍1
Nima's Notes
دولت‌ها از هر فرصتی استفاده می‌کنن که از قدرتشون برای دخالت در امور شخصی افراد استفاده کنند. از قوانین مسخره‌ اما نه‌چندان دور از ذهن اتحادیه اروپا درمورد حریم خصوصی کاربران در پلتفرم‌های پیام‌رسان تا دستور به تعطیل کردن کسب و کارها و حبس افراد در خانه‌هایشان…
به ایلان ماسک می‌گفتن چرا کارخانه‌های تسلا رو میخوای باز کنی. چطوری میتونی به چنین آدمی توجیه کنی که ما میخواییم کارخانه‌ت رو ببندیم و میلیاردها دلار ضرر بزنیم بهت، هنوز دیتا هم نداریم اما یه دکتر میشناسیم گفته این کار مهمه. آخرشم نفهمیدیم اون دکتر از کجا اومد و کجا رفت. فاوچی که هر هفته مصاحبه میکنه و میگه خیلی از چیزایی که گفته اصلا دلیل علمی نداشته. اگر دلیل علمی نداشته پس چه پشتوانه‌ای داشته؟ خواب دیده؟ نه. تحت تاثیر روایت‌ها بوده مثل بقیه.
الانم درمورد هوش مصنوعی میگن ما هوش مصنوعی‌ای نمیخواییم که بتونه جایگزین انسان بشه. پس چی میخوایید؟ لیترالی هدف اینه که نه تنها جایگزین خوبی باشه، که بهترم باشه. سوالات اصلی‌تر رو اما بدون جواب میزارن مثل اینکه انحصار توسعه مدل‌های هوش مصنوعی توسط شرکت‌های بزرگ مثل OpenAI میتونه خطرناک باشه زمانی که حتی مدلشون اپن‌سورس نیست. اما دلقک اتحادیه اروپا به این فکر میکنه که پس فردا اسکای‌نت میاد و همه ما رو میخوره. قدرت بدون توجیه اینه.
ایرانم که داره از اتاق خواب دختر ۱۴ ساله زاهدانی انرژی هسته‌ای درست می‌کنه. حالا تو بدو برس به پیشرفت‌های دنیا با رفع تحریم ;)
👍2
هر روز یک برش. هر روز عمیق‌تر. هر روز یک ذبح دیگر. تو خودت رو برای خودت باید ذبح کنی. مغز خزنده‌‌ی من، چرا رویا نمی‌بینی؟
هزاران تخم قورباغه‌ در آب و تنها چیزی که من دیدم چکه‌ی خون بود.
ویتگنشتاین: حرف زدن با آدم‌های باهوش مثل کوبیدن روی مغزه.
همون ویتگنشتاین: نصف شب میرم خونه راسل تا سه ساعت درمورد پایه‌های منطق باهاش بحث کنم.
همون ویتگنشتاین: با رفیقم که اصلا حس رمانتیک بهش ندارم (😏) میخوام برم یه جای دور که کسی اذیتم نکنه (😏) تا فقط تنهایی باهاش روی قایق باشم (😏) و روی «پایه‌های منطق فلسفه» کار کنم (😏)
همون ویتگنشتاین توی همون سفر: من می‌خوام خودمو بکشم، اگرم اینکارو نکنم زود می‌میرم به هر حال.

🤷‍♂
👍3
Nima's Notes
ویتگنشتاین: حرف زدن با آدم‌های باهوش مثل کوبیدن روی مغزه. همون ویتگنشتاین: نصف شب میرم خونه راسل تا سه ساعت درمورد پایه‌های منطق باهاش بحث کنم. همون ویتگنشتاین: با رفیقم که اصلا حس رمانتیک بهش ندارم (😏) میخوام برم یه جای دور که کسی اذیتم نکنه (😏) تا فقط تنهایی…
ویتگنشتاین: می‌دونی چیه؟ همه این فیلسوف‌های قبل من خنگ بودن. من همه مسائل بنیادی منطق و فلسفه رو حل کردم.
چند دهه بعد، ویتگنشتاین: نه اشتباه بود. کلا اشتباه نوشتم. این نسخه جدیدشو بگیر، این دیگه درسته.
ویتگنشتاین، اواخر عمر: نه، همه‌ش باز اشتباه بود.

مرحوم اون ایده‌ی عدم وجود ثابت در گزاره‌های منطق رو خیلی جدی گرفت.
👍2
هیئت‌مدیره یاهو سر هر مذاکره
میگن چین تو علم از غرب زده جلو و همیشه هم مدرکشون تعداد مقاله‌های چینه. اما کیفیت در همین حده.

نوشته که پژوهشگران چینی با استفاده از کامپیوتر کوانتومی تونستند رمزنگاری RSA رو بشکنند.

۱- وقتی میری مقاله رو میخونی می‌بینی نشکستن رمزنگاری رو، فقط گفتن که با کامپیوتر کوانتومی میشه این کار رو کرد.
۲- اینو هر کسی که پنج دقیقه روی کامپیوتر کوانتومی تحقیق کنه می‌فهمه.
۳- تمام الگوریتم‌های رمزنگاری فعلی توسط کامپیوترهای کوانتومی می‌تونن شکسته بشن. البته نیازی به کامپیوتر کوانتومی هم نیست. همین گوشی شما هم می‌تونه این‌ کارو انجام بده چون هیچکس نگفته رمزنگاری غیرقابل شکستنه. همه‌ی این سیستم‌ها شکسته می‌شن اما با منابع زیاد هم از لحاظ مالی، هم زمانی و هم تکنولوژی. لپ تاپتون می‌تونه RSA رو بشکنه اما چند قرن زمان می‌بره، پس میگیم که نمی‌تونه. کامیپوتر کوانتومی این کار رو انجام میده اما بسیار سریع‌تر که باعث میشه شکستن این‌ها زمان زیادی طول نکشه.

روی الگوریتم‌های امن برای آینده‌ی کوانتومی داره کار میشه و پیشرفت خوبی هم وجود داره. حالا محقق‌های چینی که همیشه به قول‌ یه سریا «دارن میزنن جلو» برن این چرت و پرتا رو چاپ کنن.
👍8
تو این صد سال گذشته اگه تو خاک این منطقه سیب‌زمینی می‌کاشتیم سودش واسه دنیا بیشتر بود 😅
Forwarded from Anarchonomy (Eric)
اگه وقت و حوصله داشته باشید که همه کتاب‌های یک کتابخانه بزرگ رو به ترتیب حروف الفبا بخونید، به غیر از کتاب‌های فنی و رمان و شعر؛ بعد از بیست سی سال به این نتیجه خواهید رسید که هر کتابی که لازم بوده نوشته بشه در گذشته نوشته شده و کتاب‌های جدید یا تکرار اون‌ها هستند یا هیچ‌چیزی به مطالب اون‌ها اضافه نمی‌کنند.
فقط در یک حوزه، کتاب‌های جدید می‌تونند اهمیت پیدا کنند، و اون گزارش‌های تاریخیه. گزارش‌هایی درباره وقایع دوران خودمون، که هم تکلیف ما رو در برابر اون وقایع روشن‌تر می‌کنند هم برای آیندگان لازمند.
کتاب جنگ بلاک‌سایز یکی ازون کتاب‌هاست، که گزارش مفصلیه از درگیری مسالمت‌آمیز اما خیلی جدی بین توسعه‌دهندگان هسته بیت‌کوین، ماینرها و سرمایه‌گذاران، بر سر سایز بلاک‌ها، یا همون ظرفیت تراکنش؛ که بین سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷ جریان داشت. نویسنده شاهد دست اول این بحث‌ها و دعواها بوده، و خودش در کنفرانس‌های سرنوشت‌سازی مثل کنفرانس هنگ‌کنگ و نیویورک شرکت داشته.
Forwarded from Anarchonomy (Eric)
Anarchonomy
اگه وقت و حوصله داشته باشید که همه کتاب‌های یک کتابخانه بزرگ رو به ترتیب حروف الفبا بخونید، به غیر از کتاب‌های فنی و رمان و شعر؛ بعد از بیست سی سال به این نتیجه خواهید رسید که هر کتابی که لازم بوده نوشته بشه در گذشته نوشته شده و کتاب‌های جدید یا تکرار اون‌ها…
در سال ۲۰۲۱ یک نگاه به عقب به اون دوران، بینش خاصی ایجاد می‌کنه. یک طرف میخواست سایز بلاک کوچک باشه تا همه مردم بتونند نودها رو ساپورت کنند‌، و برای حل مشکل ظرفیت از چین‌های جانبی استفاده کنیم، که نتیجه‌ش شد شبکه لایتنینگ. طرف دیگه می‌خواست ظرفیت رو اضافه کنه بدون اینکه به قوانین و‌ چارچوب ابتدایی بیت‌کوین، که هر نوع چین جانبی رو نادرست می‌دونست، خیانت کنه‌، و حاضر بود این واقعیت رو بپذیره که با بزرگ‌تر شدن بلاک‌ها، دیگه مردم عادی نمیتونند با منابع محدودی که دارند از پس نگه داشتن نودها بربیان، و شبکه حالت غیرمتمرکز خودش رو تا حد زیادی از دست میده.
طرف دوم می‌گفت بذارید بازار تصمیم بگیره کدومش بهتره. راه‌شون رو جدا کردند و نتیجه‌ش شد بیت‌کوین‌کش و بی‌اس‌وی و چندتا آلت‌کوین دیگه. که الان همشون در مقایسه با بیت‌کوین، پروژه‌هایی شکست خورده به حساب میان. در واقع بازار تصمیمش رو گرفت، و بیت‌کوینی که دارایی باشه رو به بیت‌کوینی که پول نقد باشه، ترجیح داد. جبهه بلاک‌بزرگ فکر می‌کرد اگه ظرفیت تراکنش رو بالا ببریم، مردم ازین پول آلترناتیو استقبال خواهند کرد و آرزوی ساتوشی که ایجاد «پول نقد دیجیتال» بود برآورده میشه. اما مردم طلای دیجیتال می‌خواستند. برای پول نقد، همچنان به دولت‌هاشون اتکا می‌کنند.
ما در جریان این قضایا با یک واقعیت تلخ مواجه شدیم، و اون این بود که مردم تمایلی برای جنگیدن با دولت‌ها ندارند. پول نقد دیجیتال، که مثل پول نقد فیزیکی غیرقابل ردیابی باشه و حریم خصوصی دارنده و خرج‌‌کننده اون رو حفظ کنه، به معنی جنگ با دولت بود، و الان هم هست. چون استقبال عمومی ازش، ابزارهای کنترلی دولت رو ازش می‌گرفت، و درآمدهای مالیاتی هم می‌پرید. دولت‌ها برای اینکه چنین اتفاقی نیفته حاضرند خون بریزند. و مردم حاضر نیستند برای اینکه دوباره آزادی‌هاشون رو بدست بیارن، خون بدن. اون‌ها صرفا میخوان تراکنش‌هاشون سریع و بی‌دردسر باشه.

متأسفانه آزادی اینجوریه که اگه از دست بره، نسل بعدی حتی متوجه فقدانش هم نخواهد بود. دختر بچه شما که با مقنعه میره مدرسه، درکی نداره از حالتی که بدون مقنعه میشینن تو کلاس. فکر می‌کنه نرمال یعنی همین (جز اینکه الان به موهبت اینترنت، فهمیده این فقط در ایران نرماله). نسل بعدی که دیگه پول نقد رو نخواهد دید، درکی نخواهد داشت از حالتی که پول دربیاریم و نگه داریم و خرج کنیم، بدون اینکه کسی چیزی بفهمه.

جنگ بلاک‌سایز یک دوراهی بود درباره آرمان ساتوشی. که البته بعدتر تحت تأثیر غرور و تعصب و لجبازی و نفوذ عده‌ای از اشخاص و نهادها قرار گرفت. اما جنگ اصلی دوران ما، نه این دوراهی‌های فنی-ایدئولوژیک، بلکه همون جنگ کهن بر سر آزادیه.

آدم آزادیخواه رو در هر قطعه زمانی تاریخ که قرار بدید، به طور اتوماتیک معلومه که چه مسیری رو خواهد رفت.
یادم میاد چند سال پیش صدا و سیما یه مستندی رو نشون می‌داد درمورد مردمی که بین کوه زندگی می‌کردن تو سیستان و بلوچستان. برای تهیه‌ی ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی باید با تنها موتوری که داشتن از بین کوه‌ها رد می‌شدن و اگر بین راه دیگه بنزین نداشتن یا موتورشون خراب می‌شد، کاری نمی‌تونستند بکنند. به عبارت دیگر، زندگی بیس از ۲۵ نفر به یک موتور قدیمی و شکننده وابسته بود.
راوی مستند از فرهنگ این مردم می‌گفت که زندگی در بین کوه براشون فرهنگه. زندگی تو سازه‌های چادری که حتی با کمی باد نمی‌تونن روبرو بشن، فرهنگشونه.
برای انسانی که از جای پیشرفته‌تر و بهتر میاد، خیلی راحت‌تره که بگه فلاکت‌های مردم مناطق محروم‌تر درواقع فلاکت نیستند بلکه فرهنگ اون مردمن. و چقدر زیبا خیال خودش رو راحت می‌کنه با این تبدیل ساده.
سیاه‌پوست دزدی نمی‌کرد چون فرهنگ دزدی داشت، این کار رو می‌کرد که شکم خانواده‌ش رو سیر کنه چون تو اون شهر یا روستا کسی به سیاه‌پوست کار نمی‌داد. یهودی فرهنگ قدم گذاشتن داخل اتاق گاز رو نداشت، به زور دستگیر می‌شدن و هول می‌دادنشون اون تو.
اما چقدر راحت‌تر میشه شعر گفت درباره‌ی کسی که فرهنگ زندگی تو کوه داره و ایرانی‌ها هم که عاشق شعرند.
👍14