تو منو فراموش کردی؛ یجوری که انگار من ناهار هفتهی پیشت بودم، یا یکی از همکلاسی های کلاس اولت که باهاش زیاد حرف نمیزدی، مثل اسم یه شخصیت تو سریالی که چند سال پیش دیدی؛ تو منو فراموش کردی خیلی راحت:))
Forwarded from Unknown
اومدم برات بنویسم میشه یه شونه بشی برام؟ میشه بشینم کنارت و برات از چیزایی بگم که هیچکس نمیدونه؟ میشه بذاری پیشت گریه کنم، سرم رو بذارم رو شونههات و بگم چقدر بهم سخت گذشت همه چیز؟ بهت بگم چه روزایی که به زور شب نکردم و چه شبایی که تا صبح بیقرار نبودم؟ اومدم برات بنویسم میشه بهم گوش کنی، بغلم کنی، اشکام رو پاک کنی و باهم قدم بزنیم؟ میشه بذاری کنارت خودم باشم با تموم غصههام؟ میشه بذاری کنارت راحت غمگین باشم و بهت هرچی که میدونم و نمیدونم رو بگم؟ بعد هم سیگار خودت رو بذاری بین لبام؟ اومدم بنویسم برات که میشه گوش شی، شونه شی، زانو شی، آغوش شی، غم شی، رویا شی و همه چیزایی که تا الان نبودی؟ اما خودخواهیه. دوست ندارم آزرده خاطرت کنم. تو خودت باش، منم با خودم غصه میخورم. غصههای من لایق شونههای تو نیستن.
نهنگ
نهنگ
Forwarded from « گنگ خواب دیده »
امشب داشتم به مانیا میگفتم که هرکاری میکنم، مثلا الان از خودم عکس گرفتم میگم خب بفرستم براش بعد تا گوشیو میگیرم دستم یادم میافته ااا ما قهریم، یا در طول روز یه آهنگ خوب میشنوم میگم خب فوروارد کنم براش بعد یهو میگم ای بابا ما که قهریم.
مانیا میگه چون شما نه فقط همدیگه رو، دوتا رفیقو از دست دادین.
و اره عزیزدلم، همین جوریه، چون شاید من مرهم خوبی نباشم، اما حداقل زخماتو بلدم و سرانگشتام تیز نیست.
مانیا میگه چون شما نه فقط همدیگه رو، دوتا رفیقو از دست دادین.
و اره عزیزدلم، همین جوریه، چون شاید من مرهم خوبی نباشم، اما حداقل زخماتو بلدم و سرانگشتام تیز نیست.
Forwarded from حضوری اتفاقی
خیلی موجود جذابی نبودم، میدونم.
ولی حقمم نبود ببینم هیچکس اونجوری که دلم میخواد، دوسم نداره.
ولی حقمم نبود ببینم هیچکس اونجوری که دلم میخواد، دوسم نداره.
Forwarded from دربینِشیارهایِمَغزم. (شقایق.)
یهو نصفه شبی دلم برات تنگ شد.
یه جوری که دلم میخواد بغلت کنم،یه جوری که انگار صد سال که سهله، حتی تو زندگی قبلیمم باهات زندگی کردم...
دلم برات تنگ شد و من دلم میخواد با فاصله ای که بینمونه بغلت کنم.
یه جوری که دلم میخواد بغلت کنم،یه جوری که انگار صد سال که سهله، حتی تو زندگی قبلیمم باهات زندگی کردم...
دلم برات تنگ شد و من دلم میخواد با فاصله ای که بینمونه بغلت کنم.
Forwarded from امشب خیلی دیوانه هستم 🍃 (hadis)
اگه مریض شدی و قرصات یادت رفت بهم زنگ بزن
اگه دلت خواست یکی حرفاتو بشنوه و کسی نبود بهم زنگ بزن
اگه اشتباه کردی و ترسیدی به کسی بگی از ترس قضاوت بهم زنگ بزن
اگه دیدی دلتو میشکونن و بغل خواستی بهم زنگ بزن
من همیشه منتظرم برات !
اگه دلت خواست یکی حرفاتو بشنوه و کسی نبود بهم زنگ بزن
اگه اشتباه کردی و ترسیدی به کسی بگی از ترس قضاوت بهم زنگ بزن
اگه دیدی دلتو میشکونن و بغل خواستی بهم زنگ بزن
من همیشه منتظرم برات !
Forwarded from |مَتی🖤جآنآ|
تو سریال Fleabag یه جایی دختره بعد از فوت مادرش به دوستش گفت پس من الان این همه عشقی که به مامانم داشتم رو چیکار کنم؟
یه سری روابط هست که وقتی تموم میشه واقعا نمیدونی اون همه عشق و علاقه رو چیکار کنی؟ به اصطلاح خرج کی یا چی کنی؟ این خیلی روان آدمو نابود میکنه.
Khalikhali
یه سری روابط هست که وقتی تموم میشه واقعا نمیدونی اون همه عشق و علاقه رو چیکار کنی؟ به اصطلاح خرج کی یا چی کنی؟ این خیلی روان آدمو نابود میکنه.
Khalikhali
Forwarded from رقص درناها (Sajedeh)
تمام عکسارو، تمام چیزایی که از اون آدم بود رو برای اولین بار پاک کردم. انگار که هیچ وقت چیزی نبوده. حالا خالی ام از همه چی.
Forwarded from آذینوفسکی
می دونی تو واسم حکم چیو داری؟ حکم اون آهنگی که خیلی دوسش دارم اما از گوش دادن بهش می ترسم، می ترسم گوشش بدم و بغض خفم کنه، واسم حکم اون غذایی رو داری که خوشمزه س، اما بهش حساسیت دارم، حکم اون لباسی که تو ویترین دیدمش و عاشقش شدم، اما اندازه ی من نیست، حکم اون مسافرتی که کلی واسش ذوق داشتم اما کنسل شد، تو رو دوست دارم، اما همیشه قراره ازت فرار کنم، چون ازت می ترسم، چون بهم آسیب می زنی، چون دیگه اندازم نیستی، چون هرچی ذوق واست داشتم رو از بین بردی..