Forwarded from "•Sunflower" (Nazi𓃱)
رفته بودم خودکشی کنم
توت چیدم آوردم به جاش...
یک توت ما رو نجات داد آقا.
توت چیدم آوردم به جاش...
یک توت ما رو نجات داد آقا.
Offhand
مفنگی
اتفاقا اونروز میگفتم یه روز به جرم مفنگی بنظر اومدن میگیرنم.
آقا جان بیدار شدن سخته. فرقی نمیکنه صبح باشه، ظهر باشه. برای سرکار رفتن یا دانشگاه باشه. بیدار شدن سخته. ماام که تنبل.
بچها من دلم میخواد یک سگی به خاطر رفتنم ناراحت باشه. واقعا ناراحت باشه و اهمیت بده.
داشتم فکر میکردم به هزار مدل و روش ادبی میتونم بیانش کنم اما الان ناراحتمه.
خدانگهدار.
خدانگهدار.