وای اقا تو مترو دعوا شد. بزن بزن سگی بعد یکیشون مسنتر بود پیاده شد رفت شکایت کنه فکر کنم. کلیداش افتاده بود یه بعد هیچکی گردن نگرفت ببره بده بهش، من گرفتم دوییدم پشت سرش. داشتم میوفتادم، بعد پایین پله بود. صدا زدم آقا آقا کلیدات. حاضر نشد بیاد بالا بگیره. کلیدارو دادم یکی دیگه که وایساده بود بده بهش. ایشالا که میرسه دستش.
من امروز متوجه شدم درسته من از بقیه خودگذشتهتر بودم ولی بازم خیلی نبودم. نمیخواستم منفعت خودم رو از دست بدم. حیفم میاومد.
آدمها منعفت طلبن. آدمها ترحم بر انگیزند. خودشون و اولویتهاشون. متاسفم که آدمم.
Forwarded from برنامه ناشناس
دیگه عکس از برف نگرفتیی؟بزار چنل اگه گرفتی
کاشکی تهرانن بودمم
دیگه عکس از برف نگرفتیی؟بزار چنل اگه گرفتی
کاشکی تهرانن بودمم
Offhand
دیگه عکس از برف نگرفتیی؟بزار چنل اگه گرفتی کاشکی تهرانن بودمم
ولی کرج برف بود. تهران بارون.
کاش گربهی انسان زیبا و مهربونی بودم. الانم رفته بودم تو تختش و با نگاه میگفتم انصاف نیست منو بغل نکنی موقع خواب.