Forwarded from مَرد سانفرانسیسکویی
کاش یکنفر بود از پشت بغلم میکرد. نیاز داشتم حس کنم گرمای آغوش کسی رو روی پشتم درحالی که دستاش رو آروم روی شونههام و گردنم حلقه کرده. نیاز داشتم صدای نفسهاش رو درحالی که آروم سرش رو به سرم و گردنم تکیه داده بشنوم.
علی امشب بهم گفت برو تو چنلت بنویس امشب خوشحال بودی، بهت خوش گذشته. آره بچهها امروز کلی خندیدم.