به گذشته فکر میکنم و قبل اینکه برم تو لاک خودم، دور و برم رو نگاه میکنم. لبخند میزنم. سرت رو بالا بگیر صادق. به رویاهات نزدیک شدی. سرت رو بالا بگیر.
سخته، خیلی هم سخته ولی مگه یادت رفته؟!
«همینه که هست، باهاش کنار بیا.»
پس لبخند بزن و ادامه بده.
«همینه که هست، باهاش کنار بیا.»
پس لبخند بزن و ادامه بده.
متوجه شدم از مدرسه بدم نمیومده. من درس خوندن رو دوست داشتم. نظم رو دوست داشتم. حتی صبح بیدار شدن رو دوست داشتم. از آدمها بدم میومده!