Forwarded from Agora (Alireza)
یه وقتایی دوستام که توی کانالن ازم میپرسن که اصلا چطور میشه یهو از فلان مطلب میپری روی یک چیزی که ظاهرا بیربطه. مثلا دیشب از محمدعلی فروغی رسیدم به بنیانگذار انتشارات امیرکبیر، عبدالرحیم جعفری.
ماجرا از این قراره که من هروقت میخوام راجع چیزی بخونم DFS میزنم. وقتی توی مطلبی به ارجاعی برمیخورم اون node رو expand میکنم و شروع میکنم به خوندن اون صفحه و قص علی هذا. متاسفانه خیلی وقت ها اینقدر درخت عمیقه که زمان اجازه نمیده همه نود ها رو ببینم و یه جا اون وسطا میخوابم :)) تازه اینها منوط بر اینه که من به maximum heap size نرسم :)
خلاصه اگر مثل من از این عادت های زشت دارید، توصیه میکنم BFS رو امتحان کنید. حداقل هرچی میخونین ناقص نمیمونه.
ماجرا از این قراره که من هروقت میخوام راجع چیزی بخونم DFS میزنم. وقتی توی مطلبی به ارجاعی برمیخورم اون node رو expand میکنم و شروع میکنم به خوندن اون صفحه و قص علی هذا. متاسفانه خیلی وقت ها اینقدر درخت عمیقه که زمان اجازه نمیده همه نود ها رو ببینم و یه جا اون وسطا میخوابم :)) تازه اینها منوط بر اینه که من به maximum heap size نرسم :)
خلاصه اگر مثل من از این عادت های زشت دارید، توصیه میکنم BFS رو امتحان کنید. حداقل هرچی میخونین ناقص نمیمونه.
Forwarded from Quantum Programming
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امروز 35 سال از درگذشت آقای خاص فیزیک ریچارد فاینمن میگذرد. بی شک نظریات و پژوهش های او الهام بخش بسیاری از دانشمندان و مردم جهان بوده و خواهد بود. به همین بهانه فیلم مستند از زندگی این دانشمند بزرگ تقدیم همراهان گرامی شود. ریچارد فاینمن می گوید
ترجیح میدهم پرسشهایی داشته باشم که نتوانم به آنها پاسخ بدهم تا پاسخهایی که نتوانم در موردشان پرسشگری کنم.
همین قدر ساده همین قدر باشکوه، آقای خاص فیزیک
🆔 @QuantumProgramming
🆔 http://instagram.com/Quantum.Programming
ترجیح میدهم پرسشهایی داشته باشم که نتوانم به آنها پاسخ بدهم تا پاسخهایی که نتوانم در موردشان پرسشگری کنم.
همین قدر ساده همین قدر باشکوه، آقای خاص فیزیک
🆔 @QuantumProgramming
🆔 http://instagram.com/Quantum.Programming
👍5
Forwarded from از نورون تا هوش ◇---< (Arsham Ghavasieh)
فیزیکِ دلی
سلول به شهر تشبیه میشه، با مرزهاش، مراکز تولید انرژیش و وسائل حمل و نقلش.
هدف این استعاره معمولا یادگیریه. با تشبیه به مراکز مهم شهر، دانشآموز خیلی بهتر یادش میمونه.
اما پشت استعاره واقعیتی وجود داره که توضیح کاملی براش ندیدم. چرا باید شباهتی بین سلول و شهر باشه؟ و چرا شباهت اینقدر زیاده؟
مطمئنا شباهت ساختاری شهر و سلول درسی برای ما داره. مثلا شاید یه سیستم پیچیده، برای رسیدن به تعامل بهینه با محیط و پایداری علیه خطرات بیرونی و درونی، چارهای نداره جز اینکه استخونبندیش این شکلی باشه.
#پیچیدگی
@Physics_Daily
سلول به شهر تشبیه میشه، با مرزهاش، مراکز تولید انرژیش و وسائل حمل و نقلش.
هدف این استعاره معمولا یادگیریه. با تشبیه به مراکز مهم شهر، دانشآموز خیلی بهتر یادش میمونه.
اما پشت استعاره واقعیتی وجود داره که توضیح کاملی براش ندیدم. چرا باید شباهتی بین سلول و شهر باشه؟ و چرا شباهت اینقدر زیاده؟
مطمئنا شباهت ساختاری شهر و سلول درسی برای ما داره. مثلا شاید یه سیستم پیچیده، برای رسیدن به تعامل بهینه با محیط و پایداری علیه خطرات بیرونی و درونی، چارهای نداره جز اینکه استخونبندیش این شکلی باشه.
#پیچیدگی
@Physics_Daily
🤔3
Forwarded from نوشتههای ترمینالی
#توصیهها
پیگیر best practice ها باشید ولی آگاهانه بشکنیدشون.
بهروشها یا همون best practice ها کارهایی هستند که خوبه انجام بدیم و احتمالا اگه انجام ندیم داریم اشتباه میکنیم. پس میتونن به یه برنامه نویس تازه کار کمک کنن تا اصطلاحا idiomatic کد بزنه.
مثال ساده ش میتونه این باشه که اگه یه دستور یه بار قراره اجرا بشه لازم نیست ببریمش توی یه do while که شرطش falseئه.
اما آگاهانه شکستن به این معنیه که اگه یه مدت با این کار کردید و خبره شدید اگرچه «کلا اون رو اجرا میکنید» اما اگه جایی دقیقا میدونید دارید چیکار میکنید اشکالی هم نداره شکستنش. مثلا همین مثال بالا یه کاربرد معتبر داره و استفاده هم میشه.
یا مثلا گوتو رو تاکید دارن استفاده نکنیم اما برنامهنویس های خیلی خفن سی (مثلا کد sudo یا kernel یا ...) رو مینویسن از گوتو استفاده میکنن. اما اونا حواسشون هست و بهجا دارن اون قاعده رو میشکنن.
یه نفر میگفت اگه یه پترن عجیب ببینیم دو حالت داره. یا طرف خیلی حرفهایه و میدونه داره چیکار میکنه یا خیلی تازه کاره و نمیدونه داره چیکار میکنه.
پیگیر best practice ها باشید ولی آگاهانه بشکنیدشون.
بهروشها یا همون best practice ها کارهایی هستند که خوبه انجام بدیم و احتمالا اگه انجام ندیم داریم اشتباه میکنیم. پس میتونن به یه برنامه نویس تازه کار کمک کنن تا اصطلاحا idiomatic کد بزنه.
مثال ساده ش میتونه این باشه که اگه یه دستور یه بار قراره اجرا بشه لازم نیست ببریمش توی یه do while که شرطش falseئه.
اما آگاهانه شکستن به این معنیه که اگه یه مدت با این کار کردید و خبره شدید اگرچه «کلا اون رو اجرا میکنید» اما اگه جایی دقیقا میدونید دارید چیکار میکنید اشکالی هم نداره شکستنش. مثلا همین مثال بالا یه کاربرد معتبر داره و استفاده هم میشه.
یا مثلا گوتو رو تاکید دارن استفاده نکنیم اما برنامهنویس های خیلی خفن سی (مثلا کد sudo یا kernel یا ...) رو مینویسن از گوتو استفاده میکنن. اما اونا حواسشون هست و بهجا دارن اون قاعده رو میشکنن.
یه نفر میگفت اگه یه پترن عجیب ببینیم دو حالت داره. یا طرف خیلی حرفهایه و میدونه داره چیکار میکنه یا خیلی تازه کاره و نمیدونه داره چیکار میکنه.
👍2
Meltdown & Spectre vulnerabilities - Simply Explained
https://www.youtube.com/watch?v=bs0xswK0eZk
https://www.youtube.com/watch?v=bs0xswK0eZk
YouTube
Meltdown & Spectre vulnerabilities - Simply Explained
Two huge security issues found in almost all modern processors. How do they work and what can we do about it? Let's find out!
Make sure that you install all the latest patches for your operating system & software!
🌍 Social
Twitter: https://twitter.com/Savjee…
Make sure that you install all the latest patches for your operating system & software!
🌍 Social
Twitter: https://twitter.com/Savjee…
👍4
Forwarded from Quantum Physics (Erfan Sedighi)
خودکشی کوانتومی
تصور کنید نوعی اسلحه خاص در دست دارید و روی سرتان گذاشته اید که هنگامی ماشه آنرا می چکانید با توجه به جهت ساعتگرد یا پادساعتگرد اسپین spin ذره ای کوانتومی دستور شلیک را می دهد. نتیجه این آزمایش ذهنی بستگی به نوع تفسیری دارد که از آن استفاده می کنید. تفسیر اول مربوط به جهانهای چندگانه است که می گوید:
هر بار که ماشه را می چکانید دو جهان مختلف ایجاد می کنید که در یکی ازین جهان ها شما مُرده اید و در جهان دیگر شما زنده اید و هر بار با هر چکاندن ماشه شما دو جهان موازی ایجاد کرده اید که در یکی زنده و در دیگری خودکشی کرده اید. اگر آزمایش گربه شرودینگر را بخاطر بیاورید گربه بیچاره نیز در شرایط مشابهی گرفتار شده بود اما به دلیل اینکه آزمایش گربه شرودینگر جهان را یگانه در نظر گرفته بودیم، گربه در حالت برهمنهی بود یعنی نه زنده و نه مرده! تفسیر جهان های چند گانه اما هر بار با محاسبه خصوصیات ذره کوانتومی و طرح عدد موهومی جهان را به دو قسمت تقسیم میکند، یکی جهانی که اسپین ذره مورد نظر پادساعتگرد و جهانی دیگر که اسپین ذره ساعتگرد است. اگر بشکل مداوم ماشه را بچکانید مداوما فرآیند تقسیم جهان ها را ادامه داده اید و در یکی از جهانها شما زنده و در دیگری خودکشی کرده اید ، در یک شاخه از جهان های چند گانه شما همواره زنده خواهید ماند این توصیف جاودانگی کوانتومی نام گرفته است. اما بسیاری فیزیکدان ها مخالف چنین تفسیری هستند.
تفسیر کپنهاگن
نظریهی جهانهای چندگانه با یکی از مهمترین اصول پذیرفته شدهی مکانیک کوانتوم در تضاد است. برای سالیان متمادی، مقبولترین نظریه در مورد رفتار چندگانهی ذرات کوانتومی، تفسیر کپنهاگن بوده است. هر چند در سالهای اخیر نظریهی جهانهای چندگانه جای این تفسیر را پر کرده است اما باز هم دانشمندانی وجود دارند که تفسیر کپنهاگن را قبول دارند. این تفسیر اولین بار توسط نیلز بور در سال ۱۹۲۰ میلادی مطرح شد و بیان میکند که ذرات در حالت یک یا حالت دو به صورت مجزا نیستند بلکه هر دو حالت را در آن واحد دارا هستند. زمانی که ما به این ذره نگاه میکنیم آن را مجبور به انتخاب یکی از حالتهای ممکن میکنیم و حالت انتخاب شده توسط ذره را مشاهده میکنیم. چون ممکن است در هر باری که به این ذره نگاه میکنیم، حالت متفاوتی را برگزیند پس میتوانیم با این دلیل رفتار چندگانهی ذرات کوانتومی را توجیه کنیم. تمامی حالاتی که یک ذره میتواند آنها را به خود ببیند، به عنوان تابع موج آن ذره شناخته میشود. تفسیر کپنهاگن بور برای مکانیک کوانتوم به صورت نظری توسط یک آزمایش مرتبط با تخیل که بسیار مشهور است به اثبات رسیده است. این آزمایش که گربهی شرودینگر نامیده میشود، برای اولین بار در سال ۱۹۳۵ میلادی توسط اروین شرودینگر مطرح شده است. اگر آزمایش گربه شرودینگر را بخاطر بیاورید تا زمانی که درب جعبه را باز نکرده بودیم گربه در حالتی بنام برهمنهی قرار داشت اما به محض باز کردن جعبه و مشاهده ذره و ایجاد نقش ناظر بر آزمایش ذره ، اسپین ذره ساعتگرد میشد و مکانیسم آزاد سازی سم فعال میشد گربه می مرد. با در نظر گرفتن نقش ناظر بر آزمایش خودکشی کوانتومی، شما مُرده خواهید شد.
🆔️@physics3p
تصور کنید نوعی اسلحه خاص در دست دارید و روی سرتان گذاشته اید که هنگامی ماشه آنرا می چکانید با توجه به جهت ساعتگرد یا پادساعتگرد اسپین spin ذره ای کوانتومی دستور شلیک را می دهد. نتیجه این آزمایش ذهنی بستگی به نوع تفسیری دارد که از آن استفاده می کنید. تفسیر اول مربوط به جهانهای چندگانه است که می گوید:
هر بار که ماشه را می چکانید دو جهان مختلف ایجاد می کنید که در یکی ازین جهان ها شما مُرده اید و در جهان دیگر شما زنده اید و هر بار با هر چکاندن ماشه شما دو جهان موازی ایجاد کرده اید که در یکی زنده و در دیگری خودکشی کرده اید. اگر آزمایش گربه شرودینگر را بخاطر بیاورید گربه بیچاره نیز در شرایط مشابهی گرفتار شده بود اما به دلیل اینکه آزمایش گربه شرودینگر جهان را یگانه در نظر گرفته بودیم، گربه در حالت برهمنهی بود یعنی نه زنده و نه مرده! تفسیر جهان های چند گانه اما هر بار با محاسبه خصوصیات ذره کوانتومی و طرح عدد موهومی جهان را به دو قسمت تقسیم میکند، یکی جهانی که اسپین ذره مورد نظر پادساعتگرد و جهانی دیگر که اسپین ذره ساعتگرد است. اگر بشکل مداوم ماشه را بچکانید مداوما فرآیند تقسیم جهان ها را ادامه داده اید و در یکی از جهانها شما زنده و در دیگری خودکشی کرده اید ، در یک شاخه از جهان های چند گانه شما همواره زنده خواهید ماند این توصیف جاودانگی کوانتومی نام گرفته است. اما بسیاری فیزیکدان ها مخالف چنین تفسیری هستند.
تفسیر کپنهاگن
نظریهی جهانهای چندگانه با یکی از مهمترین اصول پذیرفته شدهی مکانیک کوانتوم در تضاد است. برای سالیان متمادی، مقبولترین نظریه در مورد رفتار چندگانهی ذرات کوانتومی، تفسیر کپنهاگن بوده است. هر چند در سالهای اخیر نظریهی جهانهای چندگانه جای این تفسیر را پر کرده است اما باز هم دانشمندانی وجود دارند که تفسیر کپنهاگن را قبول دارند. این تفسیر اولین بار توسط نیلز بور در سال ۱۹۲۰ میلادی مطرح شد و بیان میکند که ذرات در حالت یک یا حالت دو به صورت مجزا نیستند بلکه هر دو حالت را در آن واحد دارا هستند. زمانی که ما به این ذره نگاه میکنیم آن را مجبور به انتخاب یکی از حالتهای ممکن میکنیم و حالت انتخاب شده توسط ذره را مشاهده میکنیم. چون ممکن است در هر باری که به این ذره نگاه میکنیم، حالت متفاوتی را برگزیند پس میتوانیم با این دلیل رفتار چندگانهی ذرات کوانتومی را توجیه کنیم. تمامی حالاتی که یک ذره میتواند آنها را به خود ببیند، به عنوان تابع موج آن ذره شناخته میشود. تفسیر کپنهاگن بور برای مکانیک کوانتوم به صورت نظری توسط یک آزمایش مرتبط با تخیل که بسیار مشهور است به اثبات رسیده است. این آزمایش که گربهی شرودینگر نامیده میشود، برای اولین بار در سال ۱۹۳۵ میلادی توسط اروین شرودینگر مطرح شده است. اگر آزمایش گربه شرودینگر را بخاطر بیاورید تا زمانی که درب جعبه را باز نکرده بودیم گربه در حالتی بنام برهمنهی قرار داشت اما به محض باز کردن جعبه و مشاهده ذره و ایجاد نقش ناظر بر آزمایش ذره ، اسپین ذره ساعتگرد میشد و مکانیسم آزاد سازی سم فعال میشد گربه می مرد. با در نظر گرفتن نقش ناظر بر آزمایش خودکشی کوانتومی، شما مُرده خواهید شد.
🆔️@physics3p
❤1👍1🔥1🤯1
الان که بحث هوش مصنوعی و کاربردهاش داغه، توجهتون رو به مطلب زیر جلب میکنم:))
"هیوریستیکها اغلب مواقع کار میکنند ولی نه همیشه!"
و ما برای اون درصد کمی از مواقع هنوز هم به برنامهنویسهای مجرب نیاز داریم!
البته مطلب جامعتره.
https://astralcodexten.substack.com/p/heuristics-that-almost-always-work
"هیوریستیکها اغلب مواقع کار میکنند ولی نه همیشه!"
و ما برای اون درصد کمی از مواقع هنوز هم به برنامهنویسهای مجرب نیاز داریم!
البته مطلب جامعتره.
https://astralcodexten.substack.com/p/heuristics-that-almost-always-work
Astral Codex Ten
Heuristics That Almost Always Work
...
👍5
Forwarded from مذبوحانه
مذبوحانه
حالا کی درست میگه کی نادرست؟ @mazboohane
در منطق ریاضی، قضایای ناتمامیت گودل، توسط کورت گودل در سال ۱۹۳۱ ثابت شدند. این قضایا در منطق ریاضی و فلسفهٔ ریاضی از اهمیت بسزایی برخوردارند
پس از روش صوری کانت در تبیین ریاضیات، میشد مطمئن بود اگر واحدهای ریاضی را با یکسری ضابطه به کامپیوترها بدهیم، آنها هم میتوانند مثل بهترین ریاضیدانها آنها را به هزاران صورت تجزیه و ترکیب کنند. اما کورت گودل عنصری را وارد این معادله کرد که زمین بازی را به هم میریخت: معنا. آیا اگر پای معنا، و درنتیجه ناتمامیت، به اعمال ریاضی باز شود، آیا باز هم میتوان از مکانیکیبودن آنها حرف زد؟ ماشینها معنا نمیفهمند و همین ما را مجبور میکند به سادگیِ تبیین سنتی از ریاضیات قانع نشویم.
هرچند گودل در ۱۴ژانویه ۱۹۷۸ چشم از این جهان فروبست، اما نتیجه دستاوردهای او در تغییر بنیادهای تفکر انسان، هنوز دوران تولد خود را می گذراند. آلن تورینگ- ریاضیدان برجسته انگلیسی و پیشگام نظریه هوش مصنوعی، با به کارگیری قضیه ناکامل بودن گودل در نظریه محاسبات نشان داد که یک کامپیوتر یا روبات هیچ گاه نخواهد توانست تمام کارهایی را که انسان قادر به انجام آن است، انجام دهد (و این در حالی بود که برخی، انسان را صرفا یک ماشین بسیار پیچیده می دانستند). جالب تر از آن، دریافت اخیر استفن هاوکینگ از دستاورد فکری گودل است.
هاوکینگ در سخنرانی خود با عنوان گودل و پایان فیزیک که در دانشگاه کمبریج ارائه کرده بود، نشان داد که بر مبنای قضیه ناکامل بودن گودل، احتمالا ذات جهان و قوانین بنیادین آن برای همیشه از دسترس اندیشه بشری پنهان خواهد ماند. هاوکینگ براساس دستاورد گودل، به ناشناختنی بودن (و نه صرفا ناشناخته بودن) ماهیت بنیادین هستی اشاره می کند. این در حالی ست که خود او و تقریبا تمامی فیزیکدان های بزرگ دیگر، پیش از آن امید داشتند با به کارگیری الگوهای ریاضی صرف، به ماهیت بنیادین هستی و قوانین آن دست یابند.
@mazboohane
پس از روش صوری کانت در تبیین ریاضیات، میشد مطمئن بود اگر واحدهای ریاضی را با یکسری ضابطه به کامپیوترها بدهیم، آنها هم میتوانند مثل بهترین ریاضیدانها آنها را به هزاران صورت تجزیه و ترکیب کنند. اما کورت گودل عنصری را وارد این معادله کرد که زمین بازی را به هم میریخت: معنا. آیا اگر پای معنا، و درنتیجه ناتمامیت، به اعمال ریاضی باز شود، آیا باز هم میتوان از مکانیکیبودن آنها حرف زد؟ ماشینها معنا نمیفهمند و همین ما را مجبور میکند به سادگیِ تبیین سنتی از ریاضیات قانع نشویم.
هرچند گودل در ۱۴ژانویه ۱۹۷۸ چشم از این جهان فروبست، اما نتیجه دستاوردهای او در تغییر بنیادهای تفکر انسان، هنوز دوران تولد خود را می گذراند. آلن تورینگ- ریاضیدان برجسته انگلیسی و پیشگام نظریه هوش مصنوعی، با به کارگیری قضیه ناکامل بودن گودل در نظریه محاسبات نشان داد که یک کامپیوتر یا روبات هیچ گاه نخواهد توانست تمام کارهایی را که انسان قادر به انجام آن است، انجام دهد (و این در حالی بود که برخی، انسان را صرفا یک ماشین بسیار پیچیده می دانستند). جالب تر از آن، دریافت اخیر استفن هاوکینگ از دستاورد فکری گودل است.
هاوکینگ در سخنرانی خود با عنوان گودل و پایان فیزیک که در دانشگاه کمبریج ارائه کرده بود، نشان داد که بر مبنای قضیه ناکامل بودن گودل، احتمالا ذات جهان و قوانین بنیادین آن برای همیشه از دسترس اندیشه بشری پنهان خواهد ماند. هاوکینگ براساس دستاورد گودل، به ناشناختنی بودن (و نه صرفا ناشناخته بودن) ماهیت بنیادین هستی اشاره می کند. این در حالی ست که خود او و تقریبا تمامی فیزیکدان های بزرگ دیگر، پیش از آن امید داشتند با به کارگیری الگوهای ریاضی صرف، به ماهیت بنیادین هستی و قوانین آن دست یابند.
@mazboohane
❤5👍2
یه پلی لیست برای "یادگیری عمیق" که خیلی هم عمیق نیست و بهتون یه دید کلی با مثال کدی میده و برای مرور سریع مناسبه.
https://www.youtube.com/playlist?list=PLZbbT5o_s2xq7LwI2y8_QtvuXZedL6tQU
https://www.youtube.com/playlist?list=PLZbbT5o_s2xq7LwI2y8_QtvuXZedL6tQU
❤4
این سایته خیلی خوشگل بود:)))
https://mlu-explain.github.io
مخصوصا اینش:
https://mlu-explain.github.io/train-test-validation/
https://mlu-explain.github.io
مخصوصا اینش:
https://mlu-explain.github.io/train-test-validation/
mlu-explain.github.io
Visual explanations of core machine learning concepts.
🔥3
خیلی خوش آمد میگم به اعضای جدید (و دوباره به اعضای قدیمی) کانال.
صفا آوردید 🤲🌸
همونطور که از اسم کانال مشخصه طیف وسیعی از مطالب در این کانال قرار میگیره🤝
صفا آوردید 🤲🌸
همونطور که از اسم کانال مشخصه طیف وسیعی از مطالب در این کانال قرار میگیره🤝
🔥4❤2🤩2
Forwarded from دور نگار
گفتم تو را دوست دارم
صدای مرا نقاشی کن
دلتنگ توام اندوهِ مرا نقاشی کن
به تو می اندیشم در غم
پندارِ مرا نقاشی کن
گفتی در خلایی که هوا نیست
نه من تو را می خوانم
نه تو مرا می شناسی
برایم چراغی بیاور
بی نور
چگونه نقاشی کنم؟
#محمد_ابراهیم_جعفری
صدای مرا نقاشی کن
دلتنگ توام اندوهِ مرا نقاشی کن
به تو می اندیشم در غم
پندارِ مرا نقاشی کن
گفتی در خلایی که هوا نیست
نه من تو را می خوانم
نه تو مرا می شناسی
برایم چراغی بیاور
بی نور
چگونه نقاشی کنم؟
#محمد_ابراهیم_جعفری
👍4👎1
Forwarded from روزمرگی های یک برنامه نویس
یه وب سایت عالی که بیش از ۱۰۰۰ تا بهترین ابزار های هوش مصنوعی رو یک جا جمع کرده که می تونید بین اون ها جستجو کنید و ابزار مورد نیاز رو پیدا کنید.
Ai Library
@lython
Ai Library
@lython
👍3
Forwarded from نوشتههای ترمینالی
مجموعه سم های دنیای برنامه نویسی در یک ویدیوی ۱۵ دقیقه ای:
https://youtu.be/iHz6wiYh44M
https://youtu.be/iHz6wiYh44M
YouTube
cursed programming for 15 minutes straight
His channel: @cementsandwich
Cursed Programming
Programming war crimes
Cursed Programming
Programming war crimes
❤3👍2
از این ویدئو کوتاه خیلی خوشم اومد. گاهی دنیا سعی داره بگه فقط یک یا راه درست برای رسیدن وجود داره و جز اون غلط و اشتباهه.
https://www.instagram.com/reel/CrQMg3CoHlm/?igshid=NTc4MTIwNjQ2YQ==
https://www.instagram.com/reel/CrQMg3CoHlm/?igshid=NTc4MTIwNjQ2YQ==
Things that I like
از این ویدئو کوتاه خیلی خوشم اومد. گاهی دنیا سعی داره بگه فقط یک یا راه درست برای رسیدن وجود داره و جز اون غلط و اشتباهه. https://www.instagram.com/reel/CrQMg3CoHlm/?igshid=NTc4MTIwNjQ2YQ==
منو یاد بخشهایی از کتاب مائدههای زمینی اثر آندره ژید انداخت:
《*در آن حال که دیگران به تصنیف و تالیف مشغول بودند، من سه سال به سفر گذراندم تا برخلاف ایشان، آن چه را به خاطر سپرده بودم به فراموشی بسپارم. این از دست دادن محفوظات کاری کند و دشوار بود و مرا بسیار مفیدتر از هرگونه معلوماتی بود که مردم تلقین کرده باشند، و راستی آغاز رشد عقلانی بود.
گنج تو وجودت است؛ جای دیگر به دنبالش نگرد! همه قصر ها و همه ی پل هایی که به قصر ختم میشوند مهمل و بی معنی اند، تو باید پل خود را در درون وجود خود خلق کنی! قصر آنجاست؛ گنج هم آنجاست...》
《*در آن حال که دیگران به تصنیف و تالیف مشغول بودند، من سه سال به سفر گذراندم تا برخلاف ایشان، آن چه را به خاطر سپرده بودم به فراموشی بسپارم. این از دست دادن محفوظات کاری کند و دشوار بود و مرا بسیار مفیدتر از هرگونه معلوماتی بود که مردم تلقین کرده باشند، و راستی آغاز رشد عقلانی بود.
گنج تو وجودت است؛ جای دیگر به دنبالش نگرد! همه قصر ها و همه ی پل هایی که به قصر ختم میشوند مهمل و بی معنی اند، تو باید پل خود را در درون وجود خود خلق کنی! قصر آنجاست؛ گنج هم آنجاست...》
👍2