مسئلهٔ فلسطین – Telegram
مسئلهٔ فلسطین
473 subscribers
122 photos
27 videos
7 files
89 links
پژوهش تاریخ و بازگویی خبرهایی مربوط به فلسطین.

آزادی فلسطین، طرحی برای هم‌زیستی مسالمت‌آمیز همهٔ ادیان و اقوام است.

در مسیر آگاهی، مواظب باشیم به دام یهودی‌ستیزی نیوفتم.
Download Telegram
Forwarded from ارضِ باطله
ارضِ باطله
The German Silence on Israel, and Its Cost - The New York Times https://archive.nytimes.com/opinionator.blogs.nytimes.com/2015/03/09/should-germans-stay-silent-on-israel/ یادداشت عمری بوهم فیلسوف اسرائیلی.
بوهم در سخنرانی پذیرش جایزه خود به تأثیر مخرب جنگ اسرائیل و حماس بر فلسطینیان اشاره کرد: «دوستان فلسطینی من می‌دانند هر کسی که کاری را که کشور من اکنون در غزه انجام می‌دهد، انجام دهد و آن را دفاع از خود بنامد، مایه ننگ عمیقی برای هویت من، هویت یهودی و اسرائیلی، می‌شود.»
https://www.dw.com/en/a-radical-humanist-israeli-philosopher-omri-boehm/a-67790075
Forwarded from Exegesis
در فلسطین اشغالی، در غزه آن قدر خون ریخته است که نمی‌توان یکی را، یک شهر را، خون یک سال را، خون‌های یک دوره را انتخاب کرد و این ترجمه را به آنها تقدیم کرد. ماه‌ها پیش، در جریان یکی از اولین حملات به بیمارستان الشفا در غزه، وقتی نوشتن در مورد فاجعه انسانی غزه را متوقف کردم برای مخاطبانم نوشتم علت خودداری از ادامه نوشتن در مورد غزه فقط ترس از افتادن به وادی هرزه‌نگاری خشونت نیست؛ مساله‌ی ناامیدی در کار است، ناامیدی ناشی از این پرسش که اگر کسی بمباران بیمارستان‌ها، تلف شدن کودکانی که تمام عمر یک سال و چند ماهه‌شان در جنگ گذشته است، و زنده زنده سوختن روزنامه‌نگارانی که عمدا هدف گرفته می‌شوند، موشک زدن به ماشین‌های امدادی و دفن دسته جمعی امدادگران را نمی‌بیند، واقعا چطور قرار است با خطوط ساکن توصیف این فجایع از خواب بیدار شود؟ سوالی ست که هنوز پاسخی برای آن وجود ندارد. برای دهه¬ها، درام-ترومای «هلوکاست» را با این توجیه به خورد خلق دادند که برای جلوگیری از تکرار فاجعه باید آن را به یاد داشته باشیم و غزه به ما نشان می‌دهد که به یاد داشتن فاجعه، حتی شهادت به فاجعه نه تنها جلوی فاجعه¬ای دیگر را نمی‌گیرد بلکه چه بسا موتور محرک آن خواهد شد و حالا ما اینجا هستیم، از شرم فرو نریخته و بر پا ایستاده چشم گرداننده از قتل سیستماتیک آدم‌ها در غزه، توجیه کننده قتل‌ها، آرزو کننده قتل‌ها حتی، سرمست از قتل‌ها حتی.

کتاب #جهان_بعد_از_غزه نه تنها به این دلیل که در راستای تمرکز من بر تروما و عواطف جمعی است، بلکه از منظری کاملا متفاوت و کاملا سیاسی نیز برای من اهمیت دارد؛ مساله بی‌اطلاعی کامل و نخوت اخلاقی انسان ایرانی در مورد فاجعه غزه که به ادعاهای سیاسی بی‌معنی در مورد همدستی ایران با کشتار مردم بیگناه فلسطین اشغالی، یا حتی از آن بی‌معنی‌تر بدبختی بیشتر انسان ایرانی نسبت به انسان فلسطینی و در الویت بودن انسان ایرانی نسبت به همه چیز و همه کس گره خورده است. شاید یکی از دلایلی که من نوشتن در مورد غزه را متوقف کردم هم همین بود، اقیانوس بی‌طلاعی و بی‌تفاوتی مردم فارسی زبان نسبت به این بحران انسانی و از آن بدتر، ادعای این که « وضع ما بدتر است» به قدری آزاردهنده بود که چون منی تصمیم بگیرد به جای درگیر شدن، از آن چشم پوشی کند. ترجمه این کتاب، ناشی از ناممکن بودن آن چشم‌پوشی است.
«جهان بعد از غزه» مانند باقی کتاب‌های من بدون مجوز وزارت ارشاد و خارج از سیستم رسمی انتشار کتاب در ایران صرفا به صورت آنلاین و رایگان منتشر شده است. تجربه قبلی من با وزارت ارشاد و عدم دریافت مجوز برای انتشار ترجمه کتاب‌های مرتبط با هلوکاست از جمله «تروما یک تئوری اجتماعی» باعث شد با پیش‌آگاهی از این که این کتاب هم موفق به کسب « مجوز نشر» نخواهد شد از ارائه آن به اداره کتاب وزارت ارشاد خودداری کنم. مثل باقی کتاب‌های من که خارج از سیستم نشر رسمی منتشر می¬شوند این کتاب هم از تنعم ویراستاری بی¬بهره بوده است و مسئولیت اشکالات نگارشی و سجاوندی آن با مترجم است. برای حمایت از مترجم می‌توانید مبلغ دلخواهی را به شماره کارت 5022291044101713 واریز کنید. کتاب را کپی نکنید، از انتشار بخشی یا تمام محتوای کتاب به نام خودتان بپرهیزید و از ارجاع به متن اصلی خودداری نفرمایید.

مثل همیشه از #باشگاه_ادبیات ممنونم که به انتشار کتاب بدون سانسور کمک می‌کند.
https://www.bashgaheadabiyat.com/product/jahan-baad-az-ghazzeh/

@anexegesis
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزه، جایی که واژه‌ها برای توصیف فلاکت ناکافی‌اند و فیلم‌ها چیزی جز رد کوچکی از واقعیتِ وحشتناک نیستند. جایی که هرنوع کوشش برای اشتیاق به توجه برایش کلیشه است. جایی که حتی دل‌مشغولان‌اش‌ آن را به عنوان دوزخ پذیرفته‌اند. تئاترِ قساوت.
@palestineproblem
ده‌ها کشور غربی و شرقی و کارمندان سازمان ملل و دیگر سازمان‌های حقوق بشری و چهره‌های سیاسی و... در چند روز اخیر از وضعیت هولناک غزه گفتند. فهرست کردن‌اش چند ساعت طول می‌کشد. اما هیچ تغییری رخ نداده و نمی‌دهد. نه در مغز صهیونیست‌های بین‌المللی، نه در قتل‌عام‌های اسرائیل. اخبار و موضع‌گیری‌ها از فرطِ بازگو شدن تأثیری روی مخاطبان ندارند. اما زجر و کشته شدن انسان‌ها همچنان مثل روز اول برای فلسطینبان عادت‌نشدنی‌ست.
دربارۀ مسئلۀ فلسطین
بیش از بیست سال است که اسرائیل با توسل به زورِ نیروهای نظامی خود در حال گسترش مرز‌هایش است. اسرائیل، دقیقاً پس از موفقیت در هر مرحله از گسترش‌ خود، به «عقل» متوسل شده و «مذاکرات» را پیش کشیده است. این کاری است که قدرت‌های امپریالیستی همیشه انجام داده‌اند: آن‌ها سودای تحکیم کم‌‌هزینۀ هرآن‌چیزی را دارند که پیش‌تر با توسل به زور به دست آورده بودند؛ و هر دستاورد این چنینی، پله‌ای تازه می‌شود برای مذاکره‌‌ای یک‌طرفه، که در عین حال، این مذاکرۀ جدید، بی‌عدالتی نهفته در تهاجم پیشین را نادیده می‌گیرد.
ــ مطالعۀ متن کامل در وب‌سایت تعمق ــ

﹏﹏✎ #برتراند_راسل
ترجمه: #ع_وارسته و #علیرضا_مایلی
#فلسطین، #اسرائیل، #غزه
Taamoq | تَعَمُّق
«ما و مسئله نسل‌کشی»

نسل‌کشی فقط آمار و اتهام نیست؛ زخمی‌ست بر پیکر تاریخ که اگر نادیده گرفته شود، جان می‌گیرد. مطالعات نسل‌کشی، تلاشی‌ست برای دیدن فراتر از روایت‌های رسمی، فراتر از عدد و تیتر؛ کوششی برای فهم این‌که چگونه حذف یک ملت، ممکن است در پوشش قانون، دفاع یا سکوت، جاری شود.

مقاله‌ی نیویورک‌تایمز، که پس از هفتم اکتبر نوشته شده و به قلم یکی از بزرگترین مورخین یهودی معاصر است، بر پایه‌ی الگویی نوشته شده که ریشه در حافظه‌ی تاریخی و ساختارهای نابرابر دارد. پرسش نویسنده، ساده اما بنیادین است: اگر زندگی مدنی، زیربناهای بقا و آینده‌ی یک جمعیت به‌طور نظام‌مند و مستمر هدف قرار گیرد، آیا با «جنگ» مواجه‌ایم یا با چیزی که نام دیگری را می‌طلبد؟ این، دعوتی‌ست به اندیشیدن پیش از داوری و دیدن پیش از پذیرش.

در موضوع فلسطین، سال‌هاست که توازن روایت، سنگین به نفع قدرت چرخیده است؛ نه فقط در عرصه‌ی نظامی، بلکه در زبان، رسانه و حافظه‌ی جهانی. مطالعات نسل‌کشی، ما را وا‌می‌دارد به وارسیِ آن‌چه «عادی» وانمود شده؛ به بازخوانی خشونت‌های مزمنی که آهسته اما پیوسته، بنیادهای حیات یک ملت را می‌فرسایند.

اما هر جنایتی، ولو گسترده و دردناک، الزاماً در تعریف نسل‌کشی نمی‌گنجد. تمایز میان فجایع بزرگ و نسل‌کشی در جزئیات نهفته است: در نیت، در هدف‌مندی، در طرح‌ریزی برای نابودی یک گروه به دلیل همان‌که هستند. آن‌جا که خشونت هدفمند می‌شود تا تمامیت فرهنگی، جمعیتی یا نمادین یک قوم را بزداید، آنگاه مرز میان جنایت و نسل‌کشی کمرنگ می‌شود—اما هر عبور از این مرز نیازمند دقتی بیش از خشم، و تحلیلی فراتر از تیتر است.

بازشناسی نسل‌کشی، نه با هیاهو، که با دقت و صداقت ممکن است. هرچه سیاست بیشتر در گفتمان عدالت مداخله کند، وظیفه‌ی اندیشیدن آزاد و اخلاق‌محور سنگین‌تر می‌شود. این مقاله، در میان هیاهوی جهانی، صدایی‌ست برای بازگرداندن نگاه به جایگاه نخستینِ آن: انسان، نه صرفاً قربانی یا متهم، بلکه موضوعِ اندیشیدن و فهم.

@PhilosophyHistoryPolitics

https://www.nytimes.com/2023/11/10/opinion/israel-gaza-genocide-war.html
میان فلسفه، تاریخ و سیاست | آریا سُلگی
«ما و مسئله نسل‌کشی» نسل‌کشی فقط آمار و اتهام نیست؛ زخمی‌ست بر پیکر تاریخ که اگر نادیده گرفته شود، جان می‌گیرد. مطالعات نسل‌کشی، تلاشی‌ست برای دیدن فراتر از روایت‌های رسمی، فراتر از عدد و تیتر؛ کوششی برای فهم این‌که چگونه حذف یک ملت، ممکن است در پوشش قانون،…
در جهانی که روایت، محصول قدرت است، آن‌چه «نسل‌کشی» نام می‌گیرد، نه صرفاً بازتاب شدت خشونت، بلکه برآمده از کشمکش‌های سیاسی، حافظه‌ای و ایدئولوژیک است. رونالد گریگور سانی، مورخ برجسته‌ی تاریخ شوروی و نظریه‌پرداز پیچیدگی‌های خشونت، در مقاله‌ای ژرف‌نگر نشان می‌دهد که چگونه تعاریف نسل‌کشی در معرض بازخوانی دائمی‌ هستند—بازخوانی‌هایی که کمتر تابع حقیقت و بیشتر تابع زبان و موقعیت قدرت‌اند.

در نمونه‌ای مانند هولودومور، او نشان می‌دهد که نزاع بر سر «نام‌گذاری» خود به میدان نبرد جدیدی بدل شده است. آیا این فاجعه قحطی‌زده، نتیجه‌ی سیاست‌های بیرحمانه‌ بود یا قصدی سازمان‌یافته برای نابودی یک ملت؟ پاسخ، نه فقط در اسناد، بلکه در قرائت‌ها نهفته است. آنچه به رسمیت شناخته می‌شود، اغلب آن چیزی‌ست که با گفتمان مسلط جهانی هم‌راستاست، نه لزوماً آن‌چه بیشترین درد را بر جان مردم نهاده.

اهمیت کار سانی در این است که او همزمان با نقد قدرت، از ساده‌سازی و دوگانه‌سازی می‌پرهیزد. مطالعات نسل‌کشی، در نگاه او، نه جایگاه قضاوت‌های نهایی، بلکه عرصه‌ی کنکاش بی‌امان در انگیزه‌ها، سازوکارها و روایت‌هاست. در دورانی که نام‌گذاری‌ها بدل به ابزار مشروع‌سازی یا حذف می‌شوند، خواندن دقیق تاریخ، نه یک وظیفه‌ی پژوهشی، بلکه ضرورتی اخلاقی است.

از همین منظر است که پرسش‌گری درباره‌ی آن‌چه در فلسطین می‌گذرد، تنها یک واکنش سیاسی نیست، بلکه تمرینی برای حفظ حساسیت اخلاقی در جهانی‌ست که درد را طبقه‌بندی می‌کند و قربانی را گزینشی می‌بیند. اگر نام‌گذاری «نسل‌کشی» گاه از حقیقت عقب می‌ماند، وظیفه‌ی تاریخ و اندیشه آن است که سکوت‌های گزینشی را به چالش بکشد—نه با شعار، که با کندوکاوی پیگیر، منتقد و فروتن در برابر پیچیدگی واقعیت.

@PhilosophyHistoryPolitics

https://www.jstor.org/stable/41306823
Forwarded from نقد
📝 در هنگامه‌ی نسل‌کشی غزه، تو چه کردی؟

30 می 2025

آروه مهدوی
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی

اکنون که اسرائیل در حال اجرای «راه‌حل نهایی» در غزه است، هنگامی که دیگر اعتراض دردی دوا نمی‌کند، موج به‌آرامی در حال تغییر است. اکنون که غزه به تلی از خاک و گورهای دسته‌جمعی بدل شده، کسانی که در ۱۹ ماه گذشته سکوت کرده بودند، به‌تدریج لب به سخن گشوده‌اند. اکنون که اسرائیل و آمریکا دیگر حتی قصدشان را برای پاک‌سازی غزه و کرانه‌ی باختری از فلسطینی‌ها و تسلط کامل بر آن سرزمینْ پنهان نمی‌کنند، موجی آرام و قطره‌چکانی از انتقاد آغاز شده است.

در بریتانیا سرانجام واژه‌ی ممنوعه‌ی «نسل‌کشی» بر زبان‌ها جاری شده است. پس از نوزده ماه خشونت نسل‌کشی و نزدیک به سه ماه گرسنگی ‌دادن، بریتانیا تصمیم گرفته است این وضعیت را «خطیر» توصیف کند. بریتانیا هم‌راه با فرانسه و کانادا تهدید کرده‌اند که اگر کشتار جمعی و گرسنگی ادامه یابد، ممکن است واکنشی «ملموس» نشان دهند و من اطمینان دارم که رهبران اسرائیل از این تهدید به لرزه افتاده‌اند.
در همین حال، تغییراتی جزیی در پوشش رسانه‌ای مشاهده می‌شود. به‌جای تکرار طوطی‌وار سخنان سخن‌گویان اسرائیلی، چهره‌های برجسته‌ی رسانه‌ای مانند پیرس مورگانْ شروع به چالش با سخن‌گویان اسراییلی کرده‌اند که چرا رسانه‌های بین‌المللی اجازه‌ی ورود آزادانه به غزه ندارند تا آن‌چه را رخ داده به چشم خود ببینند.

اما همه‌ی این‌ها بسیار اندک و بسیار دیر است. این اقدامات، هند رجب، دختر پنج‌ساله‌ی غزه را زنده نمی‌کند که سربازان اسرائیلی ۳۳۵ گلوله به خودرویی که او در آن گرفتار شده بود شلیک کردند؛ امدادگرانی را زنده نمی‌کند که سربازان اسرائیلی اعدام‌شان کردند و در گورهای کم‌عمق مدفون.

این اعتراض‌ها دیگر بیمارستان‌ها، مهدکودک‌ها، مراکز آزمایشگاهی و دانشگاه‌هایی را که اسرائیل به‌طور سیستماتیک ویران کرده، بازسازی نمی‌کند؛ اندام‌های کودکان غزه، بزرگ‌ترین گروه از کودکان قطع‌عضوشده در جهان، را بازنمی‌گرداند؛ آسیب‌های بلندمدتی که سوءتغذیه و تقریباً دو سال محرومیت از تحصیل به یک نسل وارد کرده، جبران نمی‌کند.

انتقاداتی که اکنون می‌بینیم، صرفاً نمایشی است برای پاک‌کردن دست‌های خون‌آلود. مخالفتی است ظاهری، تا در آینده، هنگامی که مقیاس واقعی کشتار در غزه آشکار شود، سیاست‌مداران و چهره‌های رسانه‌ای مسئول در توجیه و تسهیل این وحشت ۱۹ ماهه بتوانند بگویند: «نگاه کنید! من چیزی گفتم! فقط تماشا نکردم!»

و شما چه خواهید گفت؟ هنگامی که نسل‌های آینده با وحشت درباره‌ی غزه می‌خوانند و حیرت می‌کنند که چگونه جهان غرب، با تمام برتری اخلاقی، نظم مبتنی بر قانون و تمرکز بر حقوق بشر بین‌المللی، اجازه داد قتل‌عامی در برابر چشمان همگانْ به طور زنده پخش ‌شود، چه خواهید گفت؟ زمانی که نسل‌های آینده بدانند که به‌مدت ۱۹ ماه، هر صبح با ویدیوهایی از کودکانی که زنده‌زنده ‌می‌سوختند، آن هم با بمب‌هایی که مالیات‌دهندگان آمریکایی در ارسال آن به اسرائیل سهیم‌اند و جهان غرب نیز آن را توجیه می‌کند. آیا باز هم می‌توانید بگویید اعتراض کردید؟

بسیاری از مردم عادی با سربلندی می‌توانند بگویند سکوت نکردند؛ و از هر ابزار و هر امتیازی که داشتند استفاده کردند. لوگان روزوس، دانشجوی دانشگاه نیویورک، می‌تواند بگوید سکوت نکرده. او از دریافت مدرک تحصیلی‌اش محروم شد؛ زیرا از فرصت سخن‌رانی فارغ‌التحصیلی‌اش استفاده کرد تا «جنایاتی را که هم‌اکنون در فلسطین رخ می‌دهد» افشا کند. دانشجویان دانشگاه کلمبیا که به دلیل اعتراضْ اخراج شدند، می‌توانند بگویند آینده‌شان را در راه عدالت به خطر انداختند. بازیگرانی مانند ملیسا باررا می‌توانند بگویند صداقت را بر حرفه‌شان ترجیح دادند. ملیسا به دلیل پست‌های اینستاگرامش در حمایت از فلسطین از بازی در فیلم «جیغ ۷» اخراج شد.

اما افرادی که قدرت واقعی دارند، نمی‌توانند چنین بگویند؛ نمی‌توانند دستانشان را از خون پاک کنند. به‌نظر می‌رسد تمام این خوف و دهشت سرانجام به بنیامین نتانیاهو نسبت داده شود، در حالی که دیگران تلاش می‌کنند خود را از مسئولیت مبرا کنند. اما این فقط نسل‌کشی نتانیاهو نیست. این نسل‌کشی بایدن-هریس است؛ نسل‌کشی ترامپ-ونس؛ نسل‌کشی کی‌یر استارمر و دیوید لامی. این نسل‌کشی مدیرعامل مایکروسافت، ساتیا نادلاست. این نسل‌کشی رسانه‌های جریان اصلی است. و این فهرست ادامه دارد.

🖋@naghd_com

ادامه‌ی مطلب 👇🏼
Forwarded from نقد
ادامه‌ی مطلب از پست قبل👆🏼

اگر رسانه‌های غربی به‌طور سیستماتیک فلسطینی‌ها را انسان‌زدایی و سخن‌رانی‌های حمایتی از فلسطین را سرکوب نکرده بودند، اکنون در این نقطه قرار نمی‌گرفتیم. اگر خبرنگاران غربی و جو بایدن رضایت خود را از نسل‌کشی با تکرار این دروغ تحریک‌آمیز که حماس نوزادان را سر بریده، اعلام نکرده بودند، اکنون در این‌جا نبودیم. اگر دولت بایدن واقعاً برای آتش‌بس تلاش کرده بود، نه این‌که درباره‌ی تلاش‌هایش دروغ بگوید و به اسرائیل اجازه دهد هر کاری می‌خواهد بکند، اکنون در این‌جا نبودیم. تاریخ سرانجام درباره‌ی همه‌ی این افراد قضاوت خواهد کرد.

اما شاید این‌ها خواب و خیال باشد. شاید ساده‌لوح هستم که فکر می‌کنم حتی اگر تمام فلسطینی‌ها را به تبعید به لیبی بفرستند و غزه به استراحتگاهی با برند ترامپ تبدیل شود، روزی حساب‌رسی فراخواهد رسید. به ‌هر حال، چند نفر از آمریکایی‌ها یا اروپایی‌ها واقعاً درباره‌ی النکبه می‌دانند؟ چند نفر از عملیات «نانی بر آب افکن» اسرائیل در ۱۹۴۸ اطلاع دارند که آب آشامیدنی روستاهای فلسطینی را مسموم کردند؟ چند آمریکایی دربار‌ه‌ی راشل کوری، فعال جوان غیرخشونت‌طلب از واشنگتن، می‌دانند که در ۲۰۰۳ با یک بولدوزر اسرائیلی کشته شد، آن‌هم در حالی که سعی داشت خانه‌های فلسطینیان در غزه را از تخریب نجات دهد؟

از زمان النکبه، صداهای فلسطینی‌ها به‌طور فعال سرکوب و جنایت‌های اسرائیل کم‌اهمیت جلوه داده شده‌اند. (نویسنده‌ا‌ی فلسطینی را می‌شناسم که چند سال پیش مقاله‌ای درباره‌ی نقشه‌نگاری در فلسطین نوشته بود. آن مقاله را یکی از معتبرترین مجلات آمریکایی پس از آن‌که او نپذیرفت بخش مربوط به «النکبه» را حذف کند، کنار گذاشت و منتشر نکرد.) البته، شما درباره‌ی هر جنایتی که فلسطینی‌ها مرتکب شده‌اند، زیاد شنیده‌اید. بارها و بارها به شما گفته‌اند که همه‌ی این‌ها از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد.

اکنون برای عدالت واقعی در غزه بسیار دیر شده. ما هرگز نمی‌توانیم کودکان مرده را بازگردانیم. نمی‌توانیم آن‌چه را رخ داده پاک کنیم. اما هنوز برای پاسخ‌گویی دیر نشده. جنایت‌ها باید مستند شوند. مردگان در غزه باید به‌درستی شمارش شوند تا بدانیم چند نفر به قتل رسیده‌اند. رسانه‌ها باید از تکرار طوطی‌وار رقم رسمیِ «بیش از ۵۵ هزار کشته» دست بردارند، بی‌آن‌که این عدد را در بستر واقعی‌اش قرار دهند و یادآوری کنند که اگر مرگ‌های غیرمستقیم ناشی از گرسنگی، بیماری یا سرما را نیز در نظر بگیریم، رقم واقعیِ جان‌باختگان احتمالاً به‌مراتب بیش‌تر از این‌هاست.

اگر تاکنون سکوت کرده‌اید و به خود گفته‌اید که این‌ها برای شما بسیار پیچیده است و نمی‌توانید درباره‌اش صحبت کنید، هنوز برای بلند کردن صدایتان دیر نشده. آن‌چه در غزه رخ می‌دهد با فجایعی که در سودان و جمهوری دموکراتیک کنگو در جریان است تفاوت دارد، زیرا اگر در جهان غرب زندگی می‌کنید، این جنایت به نام شما انجام می‌گیرد. این جنایت با پول مالیات شما و با کمک رهبران شما اتفاق می‌افتد. اگر در آمریکا هستید، نمایندگان منتخب شما برای این نسل‌کشی ایستاده و تشویق کرده‌اند. ما همه هم‌دست هستیم. اگرچه برخی از ما بسیار بیش‌تر از دیگران هم‌دست هستیم.

پس، دوباره، فکر کنید که می‌خواهید به نسل‌های آینده چه بگویید زمانی که از شما می‌پرسند در این لحظه چه کردید. سکوت بی‌طرفی نیست. و سکوت شما فراموش نخواهد شد. همان‌طور که مارتین لوتر کینگ جونیور گفت: « در پایان، آن‌چه در یادمان خواهد ماند نه سخنان دشمنان‌مان، بلکه سکوتِ دوستان‌مان خواهد بود.»

منبع: گاردین

#غزه
#فلسطین
#نسل_کشی
#free_palestine
#GazaGenocide

🖋@naghd_com
Forwarded from Aasoo - آسو
گرسنگی‌ای که زبان را بند می‌آورد🔺

«مدام از خود می‌پرسیدم: آیا نوشتن هنوز مهم است؟ وقتی بدن‌ها زیر خاک و خرده‌سنگ تلنبار می‌شوند روی هم انباشتن جمله‌ها چه فایده‌ای دارد؟ در دنیایی که به تو گرسنگی می‌دهد و نسبت به درد و رنجت بی‌تفاوت است نوشتن از عشق و زیبایی چه معنایی دارد؟»

@NashrAasoo 💭
Forwarded from Exegesis
پنج خبرنگار الجزیره، از حمله انس الشریف ۲۹ ساله، و پدر دو فرزند در حمله‌ی هدفمند ارتش اسرائیل به مقر رسانه‌ای شأن در کنار بیمارستان الشفای غزه به قتل رسیدند

@anexegesis
Forwarded from Exegesis
Exegesis
پنج خبرنگار الجزیره، از حمله انس الشریف ۲۹ ساله، و پدر دو فرزند در حمله‌ی هدفمند ارتش اسرائیل به مقر رسانه‌ای شأن در کنار بیمارستان الشفای غزه به قتل رسیدند @anexegesis
این وصیت‌نامه‌ی انس است:

این وصیّت‌نامه و پیام آخر من است.
اگر این کلمات به دست شما رسید، بدانید که اسرائیل موفق شده مرا بکشد و صدایم را خاموش کند.

ابتدا، سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد.

خداوند می‌داند که من تمام توان و کوشش خود را به کار گرفتم تا یاور و صدای فرزندان ملتم باشم، از روزی که چشم به زندگی در کوچه‌ها و گذرگاه‌های اردوگاه آوارگان جبالیا گشودم. آرزویم این بود که خداوند عمرم را طولانی گرداند تا همراه خانواده و عزیزانم به شهر اصلی‌مان، عسقلانِ اشغالی «المجدل» بازگردم، اما مشیّت خداوند پیش‌تر بود و حکم او نافذ.

رنج را با تمام جزئیاتش زیسته‌ام و بارها درد و فقدان را چشیده‌ام، و با وجود این، هرگز از انتقال حقیقت همان‌گونه که هست، بدون تحریف یا دروغ، کوتاهی نکردم؛ باشد که خداوند شاهد باشد بر کسانی که سکوت کردند، و بر کسانی که به کشتار ما رضایت دادند، و بر کسانی که نفس‌های ما را محاصره کردند و پیکرهای تکه‌تکه کودکان و زنان‌مان هیچ احساسی را در دل‌شان برنینگیخت و جلوی کشتاری که ملت ما بیش از یک سال و نیم است با آن روبه‌روست نگرفتند.

شما را به فلسطین، گوهر تاج مسلمانان و تپش قلب هر آزاده‌ای در این جهان، وصیت می‌کنم.
شما را به مردمش و کودکان کوچک و مظلومش، که عمر به آنان مهلت نداد تا رؤیا ببافند و در امنیت و آرامش زندگی کنند، وصیت می‌کنم؛
کودکانی که پیکرهای پاکشان زیر هزاران تُن بمب و موشک اسرائیلی خرد شد و اعضای بدن‌شان بر دیوارها پراکنده گشت.

شما را وصیت می‌کنم که نه قید و بندها شما را خاموش کند و نه مرزها زمین‌گیرتان نماید؛ و پل‌هایی باشید برای آزادی سرزمین و مردم، تا خورشید کرامت و آزادی بر سرزمین غصب‌شده‌مان بتابد.

شما را به نیکی با خانواده‌ام، وصیت می‌کنم.
شما را به نور چشمم، دختر عزیزم «شام»، که روزگار به من مهلت نداد او را همان‌طور که در رؤیاهایم می‌دیدم، بزرگ شدنش را ببینم، وصیت می‌کنم.

و شما را به پسر عزیزم «صلاح» وصیت می‌کنم، که آرزو داشتم یاورش و همراه مسیرش باشم تا برومند گردد و بارم را از دوشم بردارد و پیام را ادامه دهد.

شما را به مادرم، که با برکت دعایش به جایگاهی که اکنون هستم رسیدم و دعایش دژ من و نور راهم بود، وصیت می‌کنم.
از خدا می‌خواهم قلبش را آرام گرداند و او را به بهترین پاداش، پاداش دهد.

و همچنین شما را به همسر عزیزم، ام صلاح «بیان»، که جنگ ما را روزها و ماه‌ها از هم جدا کرد، ولی او بر عهد ماند، چون تنه زیتونی که خم نمی‌شود، صبور و باایمان، و در غیابم امانت را با تمام توان حمل کرد، وصیت می‌کنم.

شما را وصیت می‌کنم که گرد آنان جمع شوید و پس از خداوند، یاورشان باشید.

اگر بمیرم، بر اصولم ثابت‌قدم جان داده‌ام و خدا را شاهد می‌گیرم که به قضای او راضی‌ام، به دیدارش ایمان دارم و یقین دارم که آنچه نزد خداست، بهتر و پایدارتر است.

خدایا، مرا در شمار شهیدان بپذیر، گناهان گذشته و آینده‌ام را بیامرز، و خونم را نوری گردان که راه آزادی را برای مردم و خانواده‌ام روشن کند.

اگر کوتاهی کردم، مرا ببخشید و برایم رحمت طلب کنید، که من بر عهد ماندم و تغییر و دگرگونی نکردم.

#غزه را فراموش نکنید…
و مرا از دعاهای نیکتان برای آمرزش و قبول، محروم نسازید.

انس جمال الشریف
۰۶/۰۴/۲۰۲۵

@anexegesis
Forwarded from BBCPersian
🔻کمیسیون تحقیق سازمان ملل متحد می‌گوید اسرائیل در غزه مرتکب نسل‌کشی شده است.

گزارش جدید کمیسیون مستقل تحقیق سازمان ملل می‌گوید دلایل معقولی وجود دارد که چهار مورد از پنج معیار تعریف‌شده برای نسل‌کشی در قوانین بین‌المللی، از زمان آغاز جنگ اسرائیل با حماس در سال ۲۰۲۳ رخ داده است: کشتن اعضای یک گروه (ملی، قومی، نژادی یا مذهبی)، وارد کردن آسیب‌های جدی جسمی و روحی به آنها، ایجاد عمدی شرایطی که برای نابودی برنامه‌ریزی شده است و جلوگیری از زاد و ولد.

این گزارش اظهارات رهبران اسرائیل و الگوی رفتاری نیروهای نظامی آن کشور را به عنوان شواهدی از قصد نسل‌کشی ذکر می‌کند.

وزارت امور خارجه اسرائیل گفت این گزارش «تحریف‌شده و نادرست» است و آنرا قاطعانه رد و محکوم می‌کند.

ادامه مطلب را اینجا⬇️ بخوانید.
📸AFP via Getty Images
https://bbc.in/4mf6JTN
@BBCPersian