Forwarded from Philosophical Society
یشِافزاری و شرط پیدایش علم تکنولوژیک بوده است. اگر طبیعت و جهان موجودی بیجان که میتواند و باید متعلَّق علم و تصرف ما قرار گیرد تصور نمیشد و اگر کانت علم را حاصلِ صورتبخشی فاهمه به مادهی ادراک حسی نمیدانست و این فهم را مقتضای گذشت از کودکی و رسیدن به بلوغ نمیدانست تمدن تکنیکی کنونی قوام نمییافت. اگر کسانی این عبارات را چنان درمییابند که گویی در آنها علت پیدایش تمدن جدید تلقی شده است باید توضیح داد که با الفاظ و زبان مردهی فلسفه هیچ گشایشی پدید نمیآید. حتی تفکر دکارت و کانت علت پیدایش تجدد نبوده است. پس چه نسبتی میان فلسفهی این فیلسوفان و تاریخ جدید وجود دارد؟ فیلسوفان جدید در زمرهی سخنگویان تاریخند و فهم و درک جدید با زبان آنان قوام یافته است. اگر این زبان نبود، فهم و درک و علم کنونی هم نبود. به عبارت دیگر، اگر کوژیتوی دکارت و طرح درک ترانساندانتال کانت نبود راه تصرف آدمی در جهان و موجودات گشوده نمیشد. در حقیقت فلسفه راهآموز و راهگشا و شرط قوام یافتن دوران جدید بود نه علت وجود آن، و اگر علت وجود بود میبایست بیرون از معلول باشد.
با این تلقی از فلسفه، افلاطون و ارسطو را که هنوز معتقد بودند موجودات را باید آزاد گذاشت تا به علم ما درآیند و علم به اعیان اشیا را ممکن میدانستند از دکارت و کانت بسیار دور مییابیم، زیرا دکارت زمینه را فراهم کرد که علم عین تصرف دانسته شود و کانت تصرف بشر در مادهی مدرک حسی را علم دانست. میگویند این یک نظر است و اثبات آن آسان نیست. راست میگویند، ولی اگر همه تصدیق میکردند که فلسفهی دکارت و کانت راه علم و تمدن جدید را گشوده و هموار کرده است بحث فعلی بیمورد میشد. مهم این است که معمولاً اهل فضل این سخنها را نمیپذیرند. چرا نمیپذیرند؟ آیا دربارهی آن تحقیق کردهاند و آیا چنین تحقیقی را لازم میدانند؟ نه. پس چگونه و چرا مخالفت میکنند؟ زیرا با مسلّمات زمان سازگار نیست و این مسلّمات متعلق به تاریخ تجدد است. ما اکنون از طریق مسلّمات جهانی که در آن به سر میبریم به موجودات و مسائل نگاه میکنیم و میاندیشیم. اصولی مثل سیر خطی تکامل تاریخی و ملاک و میزان بودن حقایق علم جدید و... در جهان توسعه نیافته و توسعه یافته و در نزد همهی گروههای مردم، اعمّ از پیر و جوان و عالم و عامی و دیندار و بیدین و سنتی و متجدد، مسلّم گرفته میشود و گفتار و کردار با آن نظم مییابد. تا سیصد سال پیش در هیچ جای جهان و تا یکصد و پنجاه سال پیش در آسیا و آفریقا این حرفها نبود و سخنانی که اکنون مسلّم انگاشته میشود به ذهن کسی خطور نمیکرد. دیروز که آثار ابن سینا را میخواندند فکر نمیکردند که این آثار متعلق به دورهای از تاریخ باشد بلکه آن را به عنوان حکمت فرا میگرفتند و از میان فراگیرندگان کسانی به تأمل و تحقیق در آن میپرداختند و...میگویند اکنون هم وضع تغییر نکرده است. ابن سینا را میخوانند و رد و اثبات میکنند. مسئله این است که ما نمیتوانیم از فضای عالمی که در آن به سر میبریم بیرون برویم و در جایی که هیچ جا نیست ابن سینا بخوانیم و با او انس پیدا کنیم یا به رد و ابطالش بپردازیم. ابن سینا را ما اکنون برای این میخوانیم که:
1- ببینیم در تاریخ فلسفه و مخصوصاً در تاریخ فلسفهی اسلامی چه مقامی دارد.
2- با فرهنگ و تاریخ خود آشنا شویم تا بتوانیم هویت خود را با این آشنایی حفظ کنیم و در زمانی که در همه جا از دکارت و کانت و هگل و نیچه میگویند ما هم فیلسوف و آموزگار خودمان را داشته باشیم.
3- از خلال کلمات او، حکمت و مایهی تذکری بیابیم که در فتنهی آخرالزمان چراغی پیش پای ما بگذارد و راه بیرونشُد را بنماید. (شاید کسانی هم بدون هیچ غرضی فلسفه بخوانند و الفاظ و عبارات را یاد بگیرند و تکرار کنند، ولی اینکه اینها چه یاد میگیرند و چه میفهمند مهم است: الفاظ و عبارات مغلقی که مردم آنها را نمیفهمند و به آنها نیازی ندارند. اینها اگر بیرون از تاریخ باشند متوجه باشیم که درک و فهمشان را هم به چیزی نمیتوان گرفت).
زبانهای ما و زبان فلسفه تطبیقی
در هیچ یک از این سه صورت، بیرون از تاریخ و فارغ از مسلّمات عهد و زمان قرار نداریم، الاّ اینکه در وضع سوم به این امر واقفیم و در اوضاع اول و دوم معمولاً به حکم رسم و شهرت و علائق ملی و سیاسی و ایدئولوژیک عمل میشود. به عبارت دیگر، ما سه زبان داریم:
1- زبان عمومی
با این تلقی از فلسفه، افلاطون و ارسطو را که هنوز معتقد بودند موجودات را باید آزاد گذاشت تا به علم ما درآیند و علم به اعیان اشیا را ممکن میدانستند از دکارت و کانت بسیار دور مییابیم، زیرا دکارت زمینه را فراهم کرد که علم عین تصرف دانسته شود و کانت تصرف بشر در مادهی مدرک حسی را علم دانست. میگویند این یک نظر است و اثبات آن آسان نیست. راست میگویند، ولی اگر همه تصدیق میکردند که فلسفهی دکارت و کانت راه علم و تمدن جدید را گشوده و هموار کرده است بحث فعلی بیمورد میشد. مهم این است که معمولاً اهل فضل این سخنها را نمیپذیرند. چرا نمیپذیرند؟ آیا دربارهی آن تحقیق کردهاند و آیا چنین تحقیقی را لازم میدانند؟ نه. پس چگونه و چرا مخالفت میکنند؟ زیرا با مسلّمات زمان سازگار نیست و این مسلّمات متعلق به تاریخ تجدد است. ما اکنون از طریق مسلّمات جهانی که در آن به سر میبریم به موجودات و مسائل نگاه میکنیم و میاندیشیم. اصولی مثل سیر خطی تکامل تاریخی و ملاک و میزان بودن حقایق علم جدید و... در جهان توسعه نیافته و توسعه یافته و در نزد همهی گروههای مردم، اعمّ از پیر و جوان و عالم و عامی و دیندار و بیدین و سنتی و متجدد، مسلّم گرفته میشود و گفتار و کردار با آن نظم مییابد. تا سیصد سال پیش در هیچ جای جهان و تا یکصد و پنجاه سال پیش در آسیا و آفریقا این حرفها نبود و سخنانی که اکنون مسلّم انگاشته میشود به ذهن کسی خطور نمیکرد. دیروز که آثار ابن سینا را میخواندند فکر نمیکردند که این آثار متعلق به دورهای از تاریخ باشد بلکه آن را به عنوان حکمت فرا میگرفتند و از میان فراگیرندگان کسانی به تأمل و تحقیق در آن میپرداختند و...میگویند اکنون هم وضع تغییر نکرده است. ابن سینا را میخوانند و رد و اثبات میکنند. مسئله این است که ما نمیتوانیم از فضای عالمی که در آن به سر میبریم بیرون برویم و در جایی که هیچ جا نیست ابن سینا بخوانیم و با او انس پیدا کنیم یا به رد و ابطالش بپردازیم. ابن سینا را ما اکنون برای این میخوانیم که:
1- ببینیم در تاریخ فلسفه و مخصوصاً در تاریخ فلسفهی اسلامی چه مقامی دارد.
2- با فرهنگ و تاریخ خود آشنا شویم تا بتوانیم هویت خود را با این آشنایی حفظ کنیم و در زمانی که در همه جا از دکارت و کانت و هگل و نیچه میگویند ما هم فیلسوف و آموزگار خودمان را داشته باشیم.
3- از خلال کلمات او، حکمت و مایهی تذکری بیابیم که در فتنهی آخرالزمان چراغی پیش پای ما بگذارد و راه بیرونشُد را بنماید. (شاید کسانی هم بدون هیچ غرضی فلسفه بخوانند و الفاظ و عبارات را یاد بگیرند و تکرار کنند، ولی اینکه اینها چه یاد میگیرند و چه میفهمند مهم است: الفاظ و عبارات مغلقی که مردم آنها را نمیفهمند و به آنها نیازی ندارند. اینها اگر بیرون از تاریخ باشند متوجه باشیم که درک و فهمشان را هم به چیزی نمیتوان گرفت).
زبانهای ما و زبان فلسفه تطبیقی
در هیچ یک از این سه صورت، بیرون از تاریخ و فارغ از مسلّمات عهد و زمان قرار نداریم، الاّ اینکه در وضع سوم به این امر واقفیم و در اوضاع اول و دوم معمولاً به حکم رسم و شهرت و علائق ملی و سیاسی و ایدئولوژیک عمل میشود. به عبارت دیگر، ما سه زبان داریم:
1- زبان عمومی
Forwarded from Philosophical Society
و متداول، زبان خودمان که اگرتفکر و به خصوص تفکر قدیم با آن بیان شود حرفهای هر روزی معمولی خواهد بود. 2- زبان فنی فلسفهی قدیم که باید حریم آن را پاس داشت، اما اگر عیناً تکرار شود دیگر فلسفه نیست بلکه تقلید است و البته تقلیدی که حتی بر فهم عادی زبان هم تحمیلی و گران میآید. این زبان در بهترین صورت زبان لوژیک (منطق و استدلال) است. و بالاخره، 3- زبان همداستانی (دیالوژیک). این زبان نه تکرار الفاظ فلسفه و حکمت است و نه تفسیر آنها به قصد رد یا اثبات قضایا بلکه نحوی خاص گوش دادن به سخن متفکر و حکیم و پاسخ دادن به آن است. گوش دادن یعنی انتظار چیزی بیش از معنی ظاهر داشتن. سخن حکمت و شعر بیان مقصود این یا آن شخص نیست، که اگر بود بعد از برآمدن مقصود او از یاد میرفت. سخنی که میپاید و میماند خواننده و شنونده را به خود میخواند تا با خواندن و شنیدن آن، بعضی از معانیش آشکار شود. فلسفهی تطبیقی نه با زبان همزبانی که فلسفه در آن نمیگنجد بلکه با طرح امکان همداستانی و همزبانی متفکران عهدها و تاریخهای مختلف میتواند پدید آید. ولی اینها چه ربطی به حادثهی غرب و غربیشدن جهان دارد؟
Forwarded from Philosophical Society
حضوراساتید برجسته دانشگاه اصفهان /دانشگاه هنر/دانشگاه تبریز و....👆👆👆👆
Forwarded from Philosophical Society
چند لحظه لطفا....
اینجا جایی است شاید برای کمی تامل،شاید برای کمک به رفع مهجوریت قرآن به بضاعت ناچیز ما...شاید قدمی به اندازه ی وسع اندک ما...با خودمان قرار گذاشته ایم اینجا قرآن را جور دیگری بخوانیم.جور دیگر بفهمیم...
دانشجوییم و ادعایی نداریم...
در کلاس خدا ب سعی آدم ها نمره می دهند.
قرار است سعی کنیم فقط ب امید اینکه راه را نشانمان دهند(والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا)
اینجا جایی است شاید برای کمی تامل،شاید برای کمک به رفع مهجوریت قرآن به بضاعت ناچیز ما...شاید قدمی به اندازه ی وسع اندک ما...با خودمان قرار گذاشته ایم اینجا قرآن را جور دیگری بخوانیم.جور دیگر بفهمیم...
دانشجوییم و ادعایی نداریم...
در کلاس خدا ب سعی آدم ها نمره می دهند.
قرار است سعی کنیم فقط ب امید اینکه راه را نشانمان دهند(والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا)
Forwarded from Philosophical Society
بزرگ ترین قدرتی که یک شخص دارد قدرت انتخاب اوست...مارتین هایدگر
Forwarded from Philosophical Society
power point dr kalantari_2_2.pptx
437 KB
Forwarded from Philosophical Society
کارگاه مقاله نویسی دکتر سیدعلی کلانتری👆👆👆
Forwarded from Philosophical Society
مقاله نویسی دکتر کلانتری.amr
8.2 MB
Forwarded from Philosophical Society
هرچند نمی رسد به دستت دستم
یاد تو عجیب می کند سرمستم
من عاشقم و فلسفه من این است
"دارم به تو فکر میکنم پس هستم"
(شعرفلسفی😉)
یاد تو عجیب می کند سرمستم
من عاشقم و فلسفه من این است
"دارم به تو فکر میکنم پس هستم"
(شعرفلسفی😉)
Forwarded from نیچه و فلسفه / Theodor
(www.irtanin.com)
(www.irtanin.com)
Forwarded from Philosophical Society
Forwarded from Philosophical Society
طنزفلسفی"پیک نوروزی"
من از ترم دیگر جزوه مینویسم
من از ترم دیگر غیبت نمیکنم
من ازترم دیگر سربه سر استادنمیگذارم
من از ترم دیگرسرساعت به کلاس میروم
من از ترم وسط کلاس نمی پیچانم
من از ترم دیگردرکلاس سلفی نمیگیرم
من ازترم دیگر هندزفری سرکلاس نمیزنم
من ازترم دیگر"دانشجو"نخواهم بود
من ازترم دیگریک "فیلسوف"خواهم بود
Mehrna165
من از ترم دیگر جزوه مینویسم
من از ترم دیگر غیبت نمیکنم
من ازترم دیگر سربه سر استادنمیگذارم
من از ترم دیگرسرساعت به کلاس میروم
من از ترم وسط کلاس نمی پیچانم
من از ترم دیگردرکلاس سلفی نمیگیرم
من ازترم دیگر هندزفری سرکلاس نمیزنم
من ازترم دیگر"دانشجو"نخواهم بود
من ازترم دیگریک "فیلسوف"خواهم بود
Mehrna165
Forwarded from Philosophical Society
#فن_بیان از نگاه #شوپنهاور
اولین قاعده برای متقاعد کردن کسی نسبت به حقیقتی که با خطایی که وی به آن سخت پایبند است، تضاد دارد، قاعده ای است آسان و طبیعی؛ یعنی: بگذار مقدمات فراهم شود، نتیجه به دنبال خواهد آمد. اما این قاعده به ندرت رعایت می شود، و مردم به طریق عکس عمل می کنند؛ زیرا تعصب و شتاب و یقین جزمی ما را وا می دارند تا با پرخاش و داد و بیداد نتیجه را بر سر شخصی که به خطای مخالف چسبیده فریاد بزنیم. این کار خیلی راحت او را بیزار و برآشفته می سازد، و آن گاه او اراده اش را در برابر تمامی استدلالات و مقدمات قرار می دهد، چون پیشاپیش می داند که این ها به چه نتیجه ای می انجامند. از این رو بهتر است نتیجه را کاملا پوشیده نگاه داریم و تنها مقدمات را به طور واضح، کامل و از هر منظر ارائه دهیم. در صورت امکان حتی بهتر است که اصلا نتیجه را به زبان نیاوریم. نتیجه خود به خود و لزومابه طور صحیح بر عقل شنوندگان ظاهر می شود، و اعتقادی که به این صورت در ایشان زاده می شود خالص تر خواهد بود؛ به علاوه این اعتقاد به جای آن که با احساس شرم همراه شود نوعی عزت نفس به همراه می آورد.
از کتاب
#جهان_همچون_اراده_و_تصور
#شوپنهاور
اولین قاعده برای متقاعد کردن کسی نسبت به حقیقتی که با خطایی که وی به آن سخت پایبند است، تضاد دارد، قاعده ای است آسان و طبیعی؛ یعنی: بگذار مقدمات فراهم شود، نتیجه به دنبال خواهد آمد. اما این قاعده به ندرت رعایت می شود، و مردم به طریق عکس عمل می کنند؛ زیرا تعصب و شتاب و یقین جزمی ما را وا می دارند تا با پرخاش و داد و بیداد نتیجه را بر سر شخصی که به خطای مخالف چسبیده فریاد بزنیم. این کار خیلی راحت او را بیزار و برآشفته می سازد، و آن گاه او اراده اش را در برابر تمامی استدلالات و مقدمات قرار می دهد، چون پیشاپیش می داند که این ها به چه نتیجه ای می انجامند. از این رو بهتر است نتیجه را کاملا پوشیده نگاه داریم و تنها مقدمات را به طور واضح، کامل و از هر منظر ارائه دهیم. در صورت امکان حتی بهتر است که اصلا نتیجه را به زبان نیاوریم. نتیجه خود به خود و لزومابه طور صحیح بر عقل شنوندگان ظاهر می شود، و اعتقادی که به این صورت در ایشان زاده می شود خالص تر خواهد بود؛ به علاوه این اعتقاد به جای آن که با احساس شرم همراه شود نوعی عزت نفس به همراه می آورد.
از کتاب
#جهان_همچون_اراده_و_تصور
#شوپنهاور
Forwarded from Philosophical Society
💠💠💠
💠💠
💠
نشست این سه شنبه شب، 25 اسفندماه، از ساعت 22 الی 23، در فضای تلگرام، باحضور دکتر بیژن عبدالکریمی
🔶 موضوع «از شریعتی تا هایدگر (قسمت دوم)» (ادامه بحث از ملاحظات و پرسش های باقی مانده از هفته گذشته).
🔷 لینک گروه دکتر بیژن عبدالکریمی جهت طرح پرسش ها و گفتمان های سه شنبه شب ها با حضور ایشان
🔻لازم به ذکر است:
(این گروه محل طرح پرسش با دکتر بیژن عبدالکریمی و برگزاری نشست های مجازی سه شنبه شب ها با حضور شخص ایشان است.
هرگونه بحث های خارج از موضوع در این گروه ممنوع می باشد.
منتقدان و علاقمندان برای دیالوگ با یکدیگر و یا مباحثات میان گروهی می توانند از گروه دیگر تحت عنوان "دوستداران بیژن عبدالکریمی" استفاده نمایند.)
🔹 گروه "دکتر بیژن عبدالکریمی"
https://telegram.me/joinchat/Ao1SzDv2cvkz3nNscx6I7w
🔹 گروه "دوستداران بیژن عبدالکریمی"
https://telegram.me/joinchat/Cc2GaDyQW0YNY2dA-PV1OQ
💠💠
💠
نشست این سه شنبه شب، 25 اسفندماه، از ساعت 22 الی 23، در فضای تلگرام، باحضور دکتر بیژن عبدالکریمی
🔶 موضوع «از شریعتی تا هایدگر (قسمت دوم)» (ادامه بحث از ملاحظات و پرسش های باقی مانده از هفته گذشته).
🔷 لینک گروه دکتر بیژن عبدالکریمی جهت طرح پرسش ها و گفتمان های سه شنبه شب ها با حضور ایشان
🔻لازم به ذکر است:
(این گروه محل طرح پرسش با دکتر بیژن عبدالکریمی و برگزاری نشست های مجازی سه شنبه شب ها با حضور شخص ایشان است.
هرگونه بحث های خارج از موضوع در این گروه ممنوع می باشد.
منتقدان و علاقمندان برای دیالوگ با یکدیگر و یا مباحثات میان گروهی می توانند از گروه دیگر تحت عنوان "دوستداران بیژن عبدالکریمی" استفاده نمایند.)
🔹 گروه "دکتر بیژن عبدالکریمی"
https://telegram.me/joinchat/Ao1SzDv2cvkz3nNscx6I7w
🔹 گروه "دوستداران بیژن عبدالکریمی"
https://telegram.me/joinchat/Cc2GaDyQW0YNY2dA-PV1OQ
Forwarded from Philosophical Society
سلسله جلسات اعتقادی
هرچهارشنبه 3:15
دانشکده ادبیات، کلاس 30
موضوع این جلسه:
جبر و اختیار
راههای تقویت اراده
هرچهارشنبه 3:15
دانشکده ادبیات، کلاس 30
موضوع این جلسه:
جبر و اختیار
راههای تقویت اراده
Forwarded from Philosophical Society
منتخب اول:عاطفه معنوی
منتخب دوم :الهه خورسندی
منتخب سوم:رضا کمالی
منتخب چهارم:محدثه جعفری
منتخب پنجم :مینا عباسی
عبدلی
منتخب ششم:زهرا یوسفی شیخ رباط
منتخب هفتم:شهنام ابراهیمی
منتخب دوم :الهه خورسندی
منتخب سوم:رضا کمالی
منتخب چهارم:محدثه جعفری
منتخب پنجم :مینا عباسی
عبدلی
منتخب ششم:زهرا یوسفی شیخ رباط
منتخب هفتم:شهنام ابراهیمی