فلسفه علم – Telegram
فلسفه علم
6.62K subscribers
838 photos
108 videos
364 files
1.45K links
مطالب فلسفه تحلیلی و موضوعات فلسفه علم

این کانال تلاشی برای عمومی کردن مفاهیم فلسفه علم در جامعه ایرانی است.

برای ارتباط با Admin با آیدی @mmasiha1988 و درج تبلیغات میتوانید با کانال @adsphilosophy1 در ارتباط باشید.
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸مستند مردان اندیشه: فلسفە اخلاق، گفت‌وگوی #برایان_مگی با #ریچارد_مروین_هیر

@philosophyofscience
👍52
Formal Semantics- announcement.pdf
855.3 KB
🔹 قابل توجه دانشجویان فلسفه و زبان‌شناسی

اطلاعیه ارائهٔ درس در پژوهشکدهٔ فلسفهٔ تحلیلی (نیم‌سال دوم ۰۵-۱۴۰۴)

مقدمه‌ای بر معناشناسی صوری
مدرس: ساجد طیبی
تعداد واحد: ۳

زمان: چهارشنبه‌ها ۱۳-۱۰
مکان: پژوهشگاه دانش‌های بنیادی، ساختمان نیاوران
تاریخ شروع: ۲۹ بهمن

برای ثبت‌نام (به‌صورت مهمان) و کسب اطلاعات بیشتر با پژوهشکدهٔ فلسفه‌ی تحلیلی به شماره تلفن ۲۲۸۰۳۶۶۹-۰۲۱ یا آدرس ای‌میل phil@ipm.ir تماس بگیرید.

@philosophyofscience
4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸مستند مردان اندیشه: متن اجتماعی فلسفه، گفت‌وگوی #برایان_مگی با #ارنست_گلنر


@philosophyofscience
5👍2
فلسفه علم
pos92.blogfa.com/post/36 علم سرشار از گزاره های فلسفی است./مصاحبه ای با پاتنم
یک دهه سپری شد!

حالا بیش از ۱۰ سال از زمانیکه این کانال راه اندازی شد سپری میشود. اولین پست رسمی این کانال همین پستی است که بر روی آن ریپلای شده است و زمانی که اولین کانال تلگرامی فلسفه علم فارسی زبان آغار به کار کرد فکر نمی کردیم ده سال به کار خود ادامه دهد و بتواند علاقمندان زیادی را با خود همراه کند.

محتواهای زیادی اعم از متن و صوت و فیلم مرتبط با فلسفه تحلیلی در طی این ده سال در این کانال منتشر شده است که امیدواریم برای علاقمندان مفید بوده باشد و توانسته باشیم قدمی کوچک برای ترویج فلسفه علم در این برداشته باشیم. خوشحالیم که با ما همراه هستید و امیدواریم بتوانیم سال های سال به مسیر خود ادامه دهیم.

با آرزوی بهترین ها برای شما همراهان گرامی
با احترام
دزفولی

@philosophyofscience
👏1413
فلسفه علم
یک دهه سپری شد! حالا بیش از ۱۰ سال از زمانیکه این کانال راه اندازی شد سپری میشود. اولین پست رسمی این کانال همین پستی است که بر روی آن ریپلای شده است و زمانی که اولین کانال تلگرامی فلسفه علم فارسی زبان آغار به کار کرد فکر نمی کردیم ده سال به کار خود ادامه…
در یک دهه اخیر در کانال فلسفه علم بیش از:

۸۳۵ فیلم، پوستر و عکس
۳۶۳ فایل آموزشی و اطلاع از دوره های آموزشی
و ۸۱۱ فایل صوتی

منتشر شده است که تلاش شده با این میزان محتوا بتوانیم در آموزش و ترویج فلسفه علم در ایران نقش مثبتی ایفا کنیم و امیدواریم در سال های پیش رو بتوانیم محتواهای بیشتری در اختیار علاقمندان به این حوزه قرار دهیم. خوشحالیم که با ما همراه هستید، و ممنون میشویم ما را از نظرات خود مطلع کنید.

با احترام
دزفولی

@philosophyofscience
👏73
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸مستند مردان اندیشه: اگزیستانسیالیسم، گفت‌وگوی #برایان_مگی با #ویلیام_بارت

@philosophyofscience
👏31
فلسفه علم pinned «قیمت تعرفه های جدید/ آذر ماه ۱۴۰۳ @philosophyofscience #تایمی ① . 24 ساعت 1 ساعت پست آخر | 400 تومان ② . 48 ساعت 2 ساعت پست آخر + یک بار ریشات | 420 تومان ‌③ . پست آخر شبانه 24 تا 10صبح | 440 تومان ④. پست‌ آخر شبانه 24 تا 10 صبح +24 ساعت پست آزاد |…»
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸مستند مردان اندیشه: فلسفە ویتگنشتاین، گفت‌وگوی #برایان_مگی با #آنتونی_کوئینتن

@philosophyofscience
3👍2
عقلانیّت در زندگانی ما

آیا مغالطه‌ها و توهّم‌ها، فقط پاسخ‌هایی اشتباه به مسائل سخت و دشوار ریاضی هستند؟ آیا آن‌ها مُشتی بازی فکری، مچ‌گیری، سؤالات انحرافی و کنجکاوی‌های آزمایشگاهی هستند؟ یا این‌که ضعف استدلال می‌تواند منجر به آسیب واقعی شود و تفکر نقّادانه می‌تواند از افراد در برابر بدترین غرایز شناختیِ درونشان محافظت کند؟

به‌نظر می‌رسد که هر قدر هم که نسبت به باورهای غیرعقلانی بی‌تفاوت و لاقید باشیم، به‌طور قطع بسیاری از سوگیری‌هایی که بررسی کردیم با سیلیِ دردناک واقعیت مجازات می‌شوند. ما آینده را با کوته‌نظری دست‌کم می‌گیریم، اما آینده همیشه فرامی‌رسد و ما پاداش‌هایی بزرگ را به امید دستیابی به لذت‌های آنی و پیشرفت‌های کوتاه‌مدت از دست می‌دهیم. ما سعی می‌کنیم هزینه‌های هدررفته را جبران کنیم، بنابراین زمان زیادی از عمرمان را صرف ادامۀ سرمایه‌گذاری‌های بد، تماشای فیلم‌های بد و حفظ روابط بد می‌کنیم. ما خطرات را براساس نشانه‌های دم‌دستی و بداهه ارزیابی می‌کنیم، بنابراین به‌جای هواپیماهای ایمن، با خودروهای شخصیِ خطرناک سفر می‌کنیم و در هنگام رانندگی، پیامک‌بازی می‌کنیم. ما بازگشت به میانگین را اشتباه می‌فهمیم، بنابراین به‌دنبال توجیهات واهی برای موفقیت‌ها و شکست‌ها می‌گردیم.

دررابطه‌با پول، ناتوانی ما در درک رشد تصاعدی باعث می‌شود که برای دوران بازنشستگی خود خیلی کم پس‌انداز کنیم و با کارت‌های اعتباری، وام زیادی بگیریم. ناکامی ما در پرس‌وجوی نقّادانه و اعتماد نابجا به سخنان متخصصان به‌جای تکیه بر قواعد آماری، ما را به‌سوی سرمایه‌گذاری‌های ضعیف و پرهزینه سوق می‌دهد. مشکل ما در درک مطلوبیّتِ مورد انتظار سبب می‌شود که به‌سمت بیمه و قمار کشانده شویم که در درازمدت اوضاع ما را بدتر می‌کنند.

دررابطه‌با سلامت، مشکل ما در درک تفکر بیزی می‌تواند باعث تفسیر افراطی ما دربارۀ مثبت‌شدن نتیجۀ آزمایش یک بیماری کمیاب و نادر شود. ما به‌جای ارزیابی خطرات و فواید عمل جراحی، براساس نوع واژگان انتخابی، متقاعد به انجام این کار می‌شویم یا از آن صرف‌نظر می‌کنیم. شهود ما در مورد حفظ و بقای خودمان، ما را به‌سمت انکار واکسن‌های حیات‌بخش و پذیرش حقّه‌بازی‌های خطرناک سوق می‌دهد. همبستگی‌های موهوم و اشتباه‌گرفتن همبستگی با علیّت، باعث می‌شود که ما تشخیص‌ها و درمان‌های بی‌ارزشی را که از سوی پزشکان و روان‌درمانگران ارائه می‌شوند بپذیریم. عدم ارزیابی صحیح ریسک‌ها و پاداش‌ها ما را به‌سمت ریسک‌های احمقانه‌ای می‌برد که امنیت و خوشبختی ما را به خطر می‌اندازد.

در عرصۀ حقوقی، ندیدن احتمالات می‌تواند قضات و هیئت‌منصفه را به‌سمت بی‌عدالتی و صدور رأی براساس گمانه‌زنی و تکیه بر احتمالات پسین سوق دهد. ناتوانی در درک مصالحۀ بین تشخیص‌های درست و هشدارهای کاذب باعث می‌شود که به‌منظور محکومیّت تعداد قلیلی از مجرمان، تعداد کثیری از افراد بی‌گناه مجازات شوند.

در بسیاری از این موارد، کارشناسان و متخصصان هم به‌اندازۀ بیماران و مشتریان در برابر نادانی و حماقت آسیب‌پذیرند. این نشان می‌دهد که هوش و تخصص هیچ‌گونه مصونیتی در برابر امراض شناختی ایجاد نمی‌کنند. توهّمات کلاسیک در میان چهره‌هایی از کادر پزشکی، وکلا، سرمایه‌گذاران، معامله‌گران، ورزشی‌نویسان، اقتصاددانان و هواشناسان رواج دارند که همگی در تخصص خود شناخته شده هستند... بیشتر بخوانید


📓 عقلانیت: چیست؟ چرا کمیاب به‌نظر می‌رسد؟ چرا اهمیّت دارد؟
استیون پینکر
®️ کیوان شعبانی مقدم

@Chekide_ha
@philosophyofscience
👍6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸مستند مردان اندیشه: متن اجتماعی فلسفه، گفت‌وگوی #برایان_مگی با #ارنست_گلنر
@philosophyofscience
👏4
📚کتاب “بنیادهای تاریخی و فلسفی شناخت به‌مثابه محاسبه” به قلم دکتر محمدحسین وفائیان، عضو هیئت علمی دانشکده مدیریت، علم و فناوری دانشگاه صنعتی امیرکبیر، به چاپ رسید.

🔸این کتاب طرحی نظری برای بازخوانی تکوین مفهوم «ذهن» و «شناخت» در سنت غربی است؛ از افق افلاطونی تا تولد علوم شناختی در قرن بیستم، و سپس تلاشی برای گشودن افقی بدیل با تکیه بر ارسطو و پدیدارشناسی.


لینک معرفی کتاب

📌کانال گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی امیر‌کبیر:
@PhilSciAUT
3
مبانی فلسفی منطق شهودگرایانه
دکتر محمد اردشیر
🎵صوت جلسه «مبانی فلسفی منطق شهودگرایانه»

🎤سخنران: دکتر محمد اردشیر

۱۴۰۴/۱۰/۰۲

انجمن علمی فلسفه علم شریف
1
عقلانیّت و پیشرفت اخلاقی

پیشرفت، چیزی بیش‌تر از دستاوردهای حاصل از ایمنی و رفاه مادی است. پیشرفت همچنین شامل دستاوردهایی در شیوۀ رفتار ما با یکدیگر است: برابری، نوع‌دوستی و رعایت حقوق دیگران. با گذشت زمان، حجم بزرگی از اقدامات ظالمانه و ناروا کاهش یافته است. این اقدامات شامل قربانی‌کردن انسان‌ها، برده‌داری، استبداد، ورزش‌های خونین، عقیم‌سازی، احداث حرم‌سرا، مجازات بدنیِ دگرآزارانه، اعدام، آزار و شکنجۀ دگراندیشان و مخالفان، سرکوب زنان و اقلیت‌های مذهبی، نژادی، قومی و جنسیّتی هستند. هیچ‌یک از این اقدامات به‌طور کامل از روی زمین محو نشده‌اند، اما وقتی به تحولات تاریخی نگاه می‌کنیم، در هر مورد شاهد کاهش و در مواردی شاهد افت شدید هستیم.

چگونه به این پیشرفت رسیدیم؟ تئودور پارکر، و یک قرن بعد، مارتین لوترکینگ جونیور، نوعی قوس اخلاقی (moral arc) را پیش‌بینی کردند که به‌سمت عدالت خم می‌شود. اما ماهیت این قوس و توانایی آن در کشیدن اهرم‌های رفتار انسانی، ناشناخته است. ما می‌توانیم پاسخ‌های ساده‌تری را برای این پرسش تصور کنیم: تغییر آداب‌ورسوم، پویش‌های شرمساری، توسل به احساسات؛ جنبش‌های اعتراضی مردمی؛ نهضت‌های مذهبی و اخلاقی. دیدگاه رایج این است که پیشرفت اخلاقی از طریق مبارزه به‌دست می‌آید؛ قدرتمندان هرگز حاضر به تقسیم امتیازات خود با کسانی که برای دستیابی به آن‌ها متحد می‌شوند نیستند.

بزرگ‌ترین شگفتی من در درک پیشرفت اخلاقی این است که چند بار در طول تاریخ، این «استدلال عقلانی» بوده که آغازگرِ پیشرفت اخلاقی شده است. حکایت می‌کنند که فیلسوفی خلاصه‌ای از دلایلی را نوشت که چرا برخی اقدامات، غیرقابل‌دفاع، یا غیرمنطقی، یا ناسازگار با ارزش‌هایی هستند که همه ادعا می‌کنند آن ارزش‌ها را دارند. این جزوه یا مانیفست به‌سرعت منتشر شد، به زبان‌های دیگر ترجمه شد، در میخانه‌ها، سالن‌های اجتماعات و قهوه‌خانه‌ها درباره‌اش بحث شد و به‌تدریج بر رهبران، قانون‌گذاران و افکار عمومی تأثیر گذاشت. درنهایت، نتیجه‌گیریِ این نوشته در خرد جمعی و آداب‌ورسوم جامعه هضم و جذب شد و به‌تدریج ردّپای استدلال‌های فیلسوف که موضوع را تا بدین‌جا آورده بودند، پاک شد. امروزه تعداد کمی از مردم احساس می‌کنند که نیاز دارند یا می‌توانند یک استدلال منسجم را در مورد این‌که چرا برده‌داری، تخلیۀ مدفوع در انظار عمومی یا کتک‌زدن کودکان اشتباه است، بیاورند؛ این مباحث امروزه بدیهی و واضح هستند. بااین‌حال، آن‌ها دقیقاً بحث‌هایی هستند که قرن‌ها پیش چالش‌برانگیز بوده‌اند.

و استدلال‌هایی که غالب شدند، وقتی امروز به آن‌ها نگاه می‌کنیم می‌بینیم که همچنان درست هستند. این استدلال‌ها از نوعی خردورزی استفاده می‌کنند که فراتر از قرون و اعصار است، زیرا با اصول انسجام مفهومی که بخشی از خود واقعیت است، انطباق دارند. امروزه، هیچ استدلال منطقی‌ای نمی‌تواند یک ادعای اخلاقی را ثابت کند. اما استدلال منطقی می‌تواند ثابت کند که یک ادعای خاص با ادعای دیگری که برای کسی محترم است، یا با ارزش‌هایی مانند زندگی و خوشبختی که بیش‌تر مردم آن‌ها را حق خود می‌دانند و موافق‌اند که حق مشروع دیگران است، ناسازگار است. وجود ناسازگاری برای استدلال‌ورزی کُشنده است: مجموعه‌ای از باورها که شامل یک تناقض هستند می‌توانند برای استنتاج هر معنایی مورداستفاده قرار گیرند و کاملاً ناسودمند باشند.

ازآن‌جا‌که باید در استنباط علیّت از همبستگی احتیاط کنم و فقط یک علت را از میان شبکۀ متقاطعی از علل در طول تاریخ مشخص کنم، نمی‌توانم ادعا کنم که استدلال‌های خوب عامل پیشرفت اخلاقی هستند. ما نمی‌توانیم یک آزمایش تصادفیِ کنترل‌شده را دررابطه‌با تاریخ انجام دهیم، به‌صورتی‌که نیمی از نمونۀ تحت بررسی در معرض یک رسالۀ اخلاقی قانع‌کننده قرار گیرند و به نیم دیگر، یک دارونمای سرشار از خرافات و سخنان موهوم داده شود. همچنین، ما فاقد مجموعه‌داده‌ای از فتوحات اخلاقی هستیم که برای استنباط یک نتیجۀ علّی از شبکۀ همبستگی‌ها، به‌اندازۀ کافی بزرگ باشد (نزدیک‌ترین چیزی که به ذهنم می‌رسد، مطالعات بین‌المللی هستند که نشان می‌دهند آموزش و دسترسی به اطلاعات در یک دوره، که نشانه‌ای از آمادگی برای تبادل افکار است، می‌تواند دموکراسی و ارزش‌های لیبرال را در دورۀ بعدی پیش‌بینی کند و مانع از بروز هرج‌ومرج‌های اجتماعی-اقتصادی شود.) در حال حاضر فقط می‌توانم نمونه‌هایی از استدلال‌ها را بیاورم که از زمانۀ خود جلوتر بوده‌اند و مورّخان به ما می‌گویند که در دوران خود تأثیرگذار بوده‌اند و در زمان ما هم موثق و قابل‌اعتماد باقی مانده‌اند... بیشتر بخوانید


📓 عقلانیت: چیست؟ چرا کمیاب به‌نظر می‌رسد؟ چرا اهمیّت دارد؟
استیون پینکر
®️ کیوان شعبانی مقدم

@Chekide_ha
@philosophyofscience
2
کانال «فلسفه علم» در سال ٢٠٢۵ در یک نگاه

@philosophyofscience
3👍2🔥1
◼️ معرفی کتاب «درآمدی بر فلسفه‌ی علم: پژوهشی در باب یک‌صد سال مناقشه بر سر چیستی علم»

علم چیست و چرا کار می‌کند؟ این پرسش ظاهراً ساده، در صد سال گذشته یکی از پرتنش‌ترین میدان‌های فلسفه بوده است: آیا علم به ما حقیقت می‌گوید یا فقط پیش‌بینی‌های کارآمد؟ آیا روش علمی واحدی وجود دارد یا علم مجموعه‌ای از شیوه‌های ناهمگن و تاریخی است؟ آیا مشاهده خنثی است یا همیشه بار نظری دارد؟

پیتر گادفری-اسمیت در این کتاب نه یک تاریخچه‌ی صرف و نه مجموعه‌ای از درس‌نامه‌های فلسفی، بلکه روایتی متمرکز ارائه می‌دهد که از دل منازعات اصلی قرن بیستم و اوایل قرن بیست‌ویکم بیرون می‌آید و در نهایت به موضعی طبیعت‌گرایانه و معتدل می‌رسد.

او با دقت نشان می‌دهد که:
- پوپر با ابطال‌پذیری بیش از حد ساده‌انگارانه عمل کرد،
- کوهن با تأکید بر گسست‌های پارادایمی و انقلاب‌ها، جنبه‌ی اجتماعی و تاریخی علم را برجسته ساخت اما خطر نسبی‌گرایی را هم به همراه آورد،
- لاکاتوش و برنامه‌های پژوهشی تلاش کردند میانه‌ای عقلانی‌تر بیابند،
- و فایرابند با «هر چیزی می‌رود» عملاً مرزهای عقلانی را فرو ریخت.

گادفری-اسمیت در برابر هر سه رویکرد افراطی (واقع‌گرایی ساده‌لوحانه، نسبی‌گرایی رادیکال، و روش‌شناسی قاعده‌مدار خشک) موضع می‌گیرد و از نوعی طبیعت‌گرایی فلسفی دفاع می‌کند که علم را نه آینه‌ی کامل واقعیت، نه افسانه‌ی روش‌شناختی بی‌نقص، بلکه فعالیتی طبیعی و تاریخی بشر می‌داند: فعالیتی که به‌تدریج، از طریق سازوکارهای انتخابی، رقابت ایده‌ها و اصلاح خطاها، به واقعیت «گیر» می‌دهد – نه به‌طور کامل و نه به‌طور تصادفی.

این کتاب برای کسی نوشته شده که می‌خواهد بداند چرا علم با وجود انبوه خطاها، جانبداری‌ها و بازنگری‌های مداوم، همچنان بهترین ابزار شناخت جمعی ما باقی مانده است، و چگونه می‌توان بدون بازگشت به افسانه‌ی روش علمی «قدیس‌وار» یا افتادن به دام نسبی‌گرایی، از آن دفاع کرد.

اگر به‌دنبال متنی هستید که هم منازعات اصلی را با وضوح بازگو کند، هم موضع‌گیری مشخص و قابل دفاع داشته باشد و هم از ورطه‌ی اغراق‌های تبلیغاتی و ستایش‌های بی‌مورد دوری کند، این کتاب یکی از بهترین نقطه‌های شروع معاصر فلسفه‌ی علم است.


📓 درآمدی بر فلسفه‌ی علم: پژوهشی در باب یک‌صد سال مناقشه بر سر چیستی علم
پیتر گادفری-اسمیت

@Chekide_ha
@philosophyofscience
3
فلسفه‌ی علم: جست‌وجوی چیستی علم در یک قرن مناقشه

این کتاب بررسی و ارزیابی کمابیش یک صد سال مناقشه بر سر چیستی علم (What is Science) است. ما به یک صد سال مناقشه بر سر اینکه علم چیست، چگونه کار می‌کند و چه چیزی علم را از دیگر شیوه‌های پژوهش (Research) درباره‌ی جهان متمایز می‌سازد نگاهی خواهیم افکند. بسیاری از اندیشه‌هایی که به بررسی آنها خواهیم پرداخت به حوزه‌ای تعلق دارند که «فلسفه‌ی علم» (Philosophy of Science) نام دارد، ولی ما همچنین بخش شایان ملاحظه‌ای را به وارسی اندیشه‌هایی اختصاص خواهیم داد که تاریخ‌دانان، جامعه‌شناسان، روان‌شناسان و دیگران پرورش داده‌اند.

این کتاب بیشتر به صورت گردشی علمی از میان این دهه‌ها است و در آن اندیشه‌ها کمابیش به همان ترتیبی که پدیدار شده‌اند بررسی می‌شوند. پرسشی که در اینجا مطرح می‌شود این است که چرا بهتر است کار خود را با اندیشه‌های قدیمی‌تر آغاز کنیم و در پرتو آنها به اندیشه‌های کنونی برسیم؟ یک دلیل این است که تکامل تاریخی (Historical Development) اندیشه‌های کلی درباره‌ی علم به خودی خود موضوع جالب توجهی است. دلیل دیگر این است که فلسفه‌ی علم در سال‌های اخیر در یک حالت سرگشتگی و بی‌یقینی بوده است. شیوه‌ی درست فهم شبکه‌ی پیچیده‌ی گزینه‌ها و عقیده‌ها در این حوزه در زمان حاضر، دنبال کردن کوره‌راهی است که ما را به حالتی که هم‌اکنون در آن هستیم رسانده است.

هدف این کتاب تنها شناساندن عقیده‌ها نیست. من در طی این مسیر اغلب موضع خود را اعلام خواهم کرد و تلاش خواهم کرد نشان دهم کدام رویدادها چه بسا کژروی یا مایه‌ی گمراهی بوده‌اند. سایر اندیشه‌ها را می‌بایست هم‌چون اندیشه‌هایی که بر راه راست بوده‌اند جدا کرد. بنابراین، تلاش خواهم کرد قطعه‌های گوناگون را کنار یکدیگر بچینم و تصویری به دست دهم از اینکه علم چگونه کار می‌کند.

فلسفه تلاشی است برای پرسش و پاسخ درباره‌ی پاره‌ای مسأله‌های بسیار بنیادی درباره‌ی جهان و جایگاه ما در آن. این مسأله‌ها ممکن است گاهی بسیار به دور از علایق عملی به نظر آیند، ولی مباحث مندرج در این کتاب از نوع آن مسأله‌ها نیستند. هر چند مباحث مندرج در این کتاب با بسیاری از مسأله‌های انتزاعی درباره‌ی اندیشه، شناخت، زبان و واقعیت مربوط‌اند، ولی اهمیت آنها به اندازه‌ای است که به بیرون از قلمرو فلسفه نیز گسترش یافته‌اند. این مباحث پیشرفت‌هایی را در بسیاری از زمینه‌های علمی دیگر پدید آورده‌اند و دامنه‌ی تأثیر پاره‌ای از آنها بسیار فراتر رفته و به بحث‌های مربوط به آموزش و پرورش، پزشکی و جایگاه مناسب علم در جامعه نیز کشیده شده است.

واقع امر این است که در سراسر نیمه‌ی دوم قرن بیستم، همه‌ی زمینه‌هایی که با مسأله‌ی چیستی علم سر و کار داشته‌اند، مسیری پر پیچ و خم و پر فراز و نشیب را پیموده‌اند. پاره‌ای مردم به این اندیشه افتادند که کار در تاریخ، فلسفه و جامعه‌شناسی علم نشان داده است که علم شایسته‌ی آن پایه‌ی بلندی که در فرهنگ‌های غربی به دست آورده نیست. آنان چنین گمان می‌کردند که خانه‌ی افسانه‌های مربوط به قابل اعتماد بودن و برتری علم کنونی از پای بست ویران است. البته پاره‌ای دیگر با این دیدگاه مخالف بودند و مناقشه‌های حاصل از این اختلاف نظر که در حوزه‌ی اندیشه در می‌گرفتند، اغلب در حوزه‌ی مباحث سیاسی نیز وارد می‌شدند. کار علمی، به ویژه در زمینه‌ی علوم اجتماعی، گاه‌گاهی تحت تأثیر مباحث سیاسی بود. این مناقشه‌ها به عنوان جنگ‌های علم (Science Wars) شناخته می‌شدند، عبارتی که حاکی از این معناست که اوضاع تا چه اندازه پر تب و تاب می‌شده است.

جنگ‌های علم سرانجام به سردی گراییدند، ولی هنوز اختلاف نظرهای بزرگی درباره‌ی حتی بنیادی‌ترین مسأله‌های مربوط به چیستی و چگونگی شناخت علمی برجاست. این اختلاف نظرها معمولاً بر روی روند عادی و جاری علم به میزان بالایی تأثیر نکرده‌اند، ولی گاهی نیز تأثیر کرده‌اند. به علاوه، این اختلاف نظرها اهمیت بسیار بالایی برای مباحث عمومی مربوط به شناخت آدمی، دگرگونی فرهنگی و جایگاه کلی ما در جهان دارند. این کتاب قصد دارد خوانندگان را با این مجموعه‌ی شایان ملاحظه از مناقشه‌ها آشنا کند و راه فهم اوضاع و احوال کنونی را برای شما هموار سازد.


📓 درآمدی بر فلسفه‌ی علم: پژوهشی در باب یک‌صد سال مناقشه بر سر چیستی علم
پیتر گادفری-اسمیت
®️ نواب مقربی

▶️

@Chekide_ha
@philosophyofscience
4
🟠سخنرانی دوشنبه پژوهشکده فلسفه تحلیلی
🗓زمان: دوشنبه ۱۵ دی، ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۸:۳۰
👈سخنران: فرید مسرور، University of Wisconsin Madison
👈عنوان سخنرانی: Experience and Reasons
🔴برگزاری صرفا به صورت آنلاین در لینک:
https://www.skyroom.online/ch/analyticphilosophy/seminars2026
🟢شرکت برای عموم آزاد است.
👍2🔥1
نه در ژن‌های ما

از همان ابتدای انتشار کتاب ژن خودخواه تمجیدها آغاز شد؛ اما نقدها نیز کم نبودند. از مهم‌ترین نقدهایی که هم‌زمان دو کتاب ژن خودخواه، و سوسیوبیولوژی را مشترکاً نقد می‌کرد کتاب نه در ژن‌های ما: زیست‌شناسی، ایدئولوژی، و سرشت انسان بود که ۱۹۸۴ منتشر شد. نویسندگان کتاب ریچارد لِوونتین، استیون رُز، و لئون کامین، بودند که هر سه از چهره‌های شاخص در ژنتیک تکاملی، عصب‌زیست‌شناسی، و روان‌شناسی بودند.

اگرچه، چنانکه دیدیم، دو کتاب داوکینز و ویلسون تفاوت‌های فاحشی داشتند (ویلسون بر رفتار اجتماعی کل جانوران تمرکز داشت و داوکینز بر واحد انتخاب به عنوان ژن) اما هر دو این ایده را تقویت می‌کردند که رفتارهای پیچیده، از جمله رفتار انسان، را می‌توان و باید با چارچوب نظریه‌ی تکاملی و سازوکارهای ژنتیکی توضیح داد. شاید از علل نقدهای تند این کتاب به داوکینز و ویلسون، ظهور برخی تفسیرهای جبرگرا و تقلیل‌گرا در سال‌های پس از نشر این دو کتاب بود.

خود نویسندگان، منصفانه، می‌پذیرند که کتاب آنها یک نقد علمی ساده نیست، بلکه یک مانیفست سیاسی-علمی است. نویسندگان معتقدند که علم خنثی نیست و همیشه در بافت ایدئولوژیک و اجتماعی خاصی شکل می‌گیرد. دیدگاه علمی آن‌ها ریشه در اندیشه‌های مارکسیستی و به‌ویژه مفهوم دیالکتیک دارد که بر تعامل پویا و جدایی‌ناپذیر بین موجود زنده و محیط (طبیعی و اجتماعی) تأکید می‌کند، و مدل‌های خطی علّیِ جبرگرا را رد می‌کند. 

نکته‌ی مهم آن است که هرچند سخنان خود نویسندگان این کتاب نیز ملهم از ایدئولوژی است اما بسیاری از آنچه از ایشان می‌شنویم در ده‌های بعد به بخشی از آموزه‌های زیست‌شناسی رایج بدل گشت. در ادامه به برخی از این نقدها و پاسخ‌های متعاقب آن نگاهی کنیم و تلاش کنیم از منظر زیست‌شناسی رایج نگاهی به نقدها و پاسخ‌ها بیاندازیم. به قیدهایی که آنها را بولد کرده‌ام دقت کنید. کافی است برخی از این قیدها را تغییر دهیم تا نقدها منصفانه‌تر، و اهمیت آنها آشکارتر شود.

۱. اتهام جبرگرایی ژنتیکی: نویسندگان می‌گویند که سوسیوبیولوژی و نگاه ژن‌محورانه علیرغم ادعا مبنی بر تعامل ژن و محیط، در نهایت به یک مدل مطلقاً جبری و مستقل از محیط تبدیل می‌شود و در این چارچوب، محیط صرفاً محرکی برای ظاهر شدن صفات از پیش تعیین‌شده ژنتیکی است و نقش خلاق و شکل‌دهنده‌ی آن نادیده گرفته می‌شود. (ویلسون و داوکینز معتقد بودند نویسندگان کتاب سخنان آنها را تحریف کرده‌اند. به ویژه داوکینز اعلام کرد که اتهام باور به جبر ژنتیکی دروغی بیش نیست و توضیح داد که تأثیر ژن‌ها آماری و قابل تعدیل است.)

۲. نقد تقلیل‌گرایی علمی: کتاب، رویکرد تقلیل‌گرایانه رایج در زیست‌شناسی را که سعی در توضیح پدیده‌های پیچیده‌ی اجتماعی و روانی صرفاً بر اساس اجزای سازنده‌شان (مانند ژن‌ها) دارد، به چالش می‌کشد. نویسندگان این شکل از تقلیل‌گرایی را نه فقط نادرست می‌دانند، بلکه آن را بازتابی از ایدئولوژی فردگرایانه و سرمایه‌داری می‌خوانند. (منتقدانی مانند استیون پینکر و دیگران اعلام کردند که نویسندگان از واژه‌های جبرگرایی و تقلیل‌گرایی به عنوان اصطلاحات کلی و توهین‌آمیز بدون تعریف دقیق و منصفانه از موضع حریف استفاده می‌کنند. اما همین نقدها باعث شد در سال‌های بعد این مفاهیم دقیق‌تر مطرح شوند و دانیل دنت انواع قابل دفاع و غیر قابل‌دفاع تقلیل‌گرایی را از هم متمایز کرد.)

۳. از محوری‌ترین استدلال‌های کتاب این است که سوسیوبیولوژی و آنچه جبرگرایی زیستی می‌نامند، به‌رغم ادعای عینیت علمی، در واقع ایدئولوژی‌هایی‌اند که نابرابری‌های اجتماعی موجود (مانند نابرابری طبقاتی، جنسیتی و نژادی) را طبیعی، اجتناب‌ناپذیر و بنابراین توجیه‌پذیر جلوه می‌دهند. کتاب به ارتباط تاریخی این تفکر با نژادپرستی علمی و به‌نژادی اشاره می‌کند. (این نقد بسیار مهم است زیرا وقتی خطراتی را خود دانشمندان، و نه صرفاً فیلسوفان علم، در کتاب‌های علمی رصد کرده‌اند، نادیده گرفتن آن نامعقول است. این هشدار برای برخی منتقدان این کتاب نیز پذیرفتنی بود و اعتراف کردند که این اثر به عنوان هشداری اخلاقی در برابر ساده‌انگاری‌های احتمالی در تفسیر زیست‌شناسی رفتار انسان، ارزشمند است.)

۴. نویسندگان به‌طور خاص به مفاهیمی مانند وراثت‌پذیری در مطالعات هوش، و همچنین تعریف و تشخیص بیماری‌های روانی حمله می‌کنند. ایشان روش‌شناسی این پژوهش‌ها را ذاتاً معیوب و آغشته به پیش‌فرض‌های جبرگرایانه می‌دانند. (هر چند این نقد برای بسیاری ناپذیرفتنی بود اما کافی‌ست قید «ذاتاً» را با با قید «عموماً» یا «تاحدی» جایگزین کنیم تا ببینیم این نقد نیز وارد بوده است. بعدها تعاریف نوینی از وراثت و وراثت‌پذیری شایع شد و در باب صرفاً زیستی انگاشتن اختلال‌های روانی نیز بازنگری شد؛ هر چند انتساب چنین نگرشی با داوکینز و ویلسون نیز با اما و اگر همراه است.

هادی صمدی
@evophilosophy
6👍1
🟠 کارگاه آموزشی متافیزیک آگاهی

🗓 زمان: ۱۸ و ۱۹ بهمن۱۴۰۴

📍مکان: پژوهشکده‌ فلسفه‌ تحلیلی‌

👈 مهلت ثبت‌نام اوليه: ۳ بهمن ۱۴۰۴

🔹لینک ثبت‌‌نام:
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSfALWGW0PEjBGYFK0McuyVpdIRclsVLS-FpqbwdC1L289Sl1g/viewform?usp=publish-editor

👈اطلاعات كارگاه در فايل پيوست مندرج است.
1