🟣 فضا، زمان و گرانش از کجا می آیند؟
استیون استروگاتز / قسمت هفتم
#پادکست the joy of why
استروگاتز : و امروزه این بحث مطرح میشود که اشکالی ندارد، نقض نسبیت خاص نیست، زیرا نمیتوانید از آن برای انتقال اطلاعات یا چیزی استفاده کنید؟ آیا این گزاره درست است؟
کارول : بله، خب، میدانید، یک دسته کامل از اظهارات وجود دارد که میتوانید بیان کنید. اما چیزی که ما کاملاً فکر می کنیم درست است، همان چیزی است که شما ساخته اید. اگر تصور کنید این دو ذره پشت به پشت هم حرکت می کنند، و یک نفر یکی را دیتکت کند، و دیگری نیز مشخص می شود، می دانید، در فاصله یک سال نوری، چه کسی دیگری را دیتکت می کند، نکته اینجاست که آنها نمی دانند. نتیجه اندازه گیری شما چیست، باید به آنها بگویید.
بنابراین حتی اگر در دیدگاه گلوبال، اکنون مکانی که قرار است ذره دیگر در آن دیتکت شود، برای خدا یا برای یونیورس شناخته شده است، اما برای شخص خاصی که در مکانی در یونیورس نشسته است، شناخته شده نیست. گرفتن سیگنالی که به شما اطلاع از حقیقت جدیدی در مورد ماده بدهد ، به سرعت نور نیاز دارد، جایی که قرار است پوزیترون را مشاهده کنید. بنابراین، شما واقعا نمی توانید از آن برای سیگنالینگ استفاده کنید، شما نمیدانستید که ناظر دیگرتان چه چیزی را اندازه گرفته و حالا در واقع می توانید آن را، تحت فرضیات معقول، در نظریه ای که ما می شناسیم، ثابت کنید.
بنابراین به نظر میرسد که این تنش است، که روش کار یونیورس شامل همبستگیهایی است که سریعتر از سرعت نور حرکت میکنند، اما به تعبیری کاملاً مشخص، اطلاعات سریعتر از سرعت نور حرکت نمیکنند. . این باید شما را نگران کند که ما هیچ یک از این کلمات را تعریف نکردیم. پس میدانی یعنی چی؟ شما قرار نیست از این چیزها یک تیر انتقال دهنده یا چیزی شبیه به آن بسازید.
اما - اما اجازه دهید یک فکر دیگر را اضافه کنم، فکر می کنم، باز هم نتیجه طرز تفکر عجیب من در مورد این چیزها است، که کاملاً استاندارد نیست، یعنی مردم واقعاً موضعیت locality را دوست دارند. به عنوان مثال، لوکالیتی همه چیز است. لوکالیتی این ایده است که اگر من یونیورس را در یک نقطه از فضا-زمان سیخونک کنم ، تأثیرات آن سیخونک که در آن نقطه اتفاق میافتد و بصورت موج منتشر می شود . اما درهم تنیدگی سرعتی بیش از سرعت نور دارد ، خوب؟ درحالیکه کلیه ارتباطات در یونیورس در محدودیت سرعت نور قرار دارند ، اما میتوانید ببینید که چگونه این درهمتنیدگی فراتر از این محدودیت قرار دارد، مثلاً توصیف یونیورس آنی در دوردست تغییر میکند، اما هیچ اطلاعاتی جابجا نمی شود.
بنابراین، اگر معتقدید که لوکالیتی بنیادین است، پس به نوعی این سوال را میپرسید که چرا یونیورس غالبا آن را نقض میکند ، زیرا به نظر میرسد که همیشه چنین نیست؟ این پازلی است که ما داریم. و آن این است - ملات زیادی در اطراف پایه های مکانیک کوانتومی ریخته شده است.
من در مورد آن کاملاً برعکس فکر می کنم، زیرا من به تابع موج به عنوان یک چیز بنیادین فکر می کنم، درست است؟ من فکر می کنم این چیزی است که در واقعیت وجود دارد. و تابع موج، مانند تابع موج این پوزیترون و الکترون، کاملاً غیر محلی non local است. تابع موج ویژگی برای کلیت یونیورس است از همان ابتدا. بنابراین، من نیز یک معما برای توضیح دارم، اما معمای من به روشی مخالف بیان می شود. و معمای من این نیست که "چرا لوکالیتی تقریباً یا، می دانید، به ظاهر توسط درهم تنیدگی نقض شده است؟" یا "چرا اصلا لوکالیتی وجود دارد؟" مثلاً برای من این معما است.
استروگاتز : خوب، پس با صحبت در مورد درهم تنیدگی و نارضایتی ها یا شگفتی های آن، همه اینها چه ربطی به آنچه قبلاً درباره فضا به عنوان ایمرجنت گفتیم دارد؟ چون ارتباطی وجود دارد، درست است؟
کارول : درست است. هدف این است که بگوییم ما با این تابع موج کوانتومی انتزاعی شروع می کنیم. بنابراین، منظور من از انتزاعی این است که تابع موج متشکل از چیزی نیست.
🆔 @phys_Q
استیون استروگاتز / قسمت هفتم
#پادکست the joy of why
استروگاتز : و امروزه این بحث مطرح میشود که اشکالی ندارد، نقض نسبیت خاص نیست، زیرا نمیتوانید از آن برای انتقال اطلاعات یا چیزی استفاده کنید؟ آیا این گزاره درست است؟
کارول : بله، خب، میدانید، یک دسته کامل از اظهارات وجود دارد که میتوانید بیان کنید. اما چیزی که ما کاملاً فکر می کنیم درست است، همان چیزی است که شما ساخته اید. اگر تصور کنید این دو ذره پشت به پشت هم حرکت می کنند، و یک نفر یکی را دیتکت کند، و دیگری نیز مشخص می شود، می دانید، در فاصله یک سال نوری، چه کسی دیگری را دیتکت می کند، نکته اینجاست که آنها نمی دانند. نتیجه اندازه گیری شما چیست، باید به آنها بگویید.
بنابراین حتی اگر در دیدگاه گلوبال، اکنون مکانی که قرار است ذره دیگر در آن دیتکت شود، برای خدا یا برای یونیورس شناخته شده است، اما برای شخص خاصی که در مکانی در یونیورس نشسته است، شناخته شده نیست. گرفتن سیگنالی که به شما اطلاع از حقیقت جدیدی در مورد ماده بدهد ، به سرعت نور نیاز دارد، جایی که قرار است پوزیترون را مشاهده کنید. بنابراین، شما واقعا نمی توانید از آن برای سیگنالینگ استفاده کنید، شما نمیدانستید که ناظر دیگرتان چه چیزی را اندازه گرفته و حالا در واقع می توانید آن را، تحت فرضیات معقول، در نظریه ای که ما می شناسیم، ثابت کنید.
بنابراین به نظر میرسد که این تنش است، که روش کار یونیورس شامل همبستگیهایی است که سریعتر از سرعت نور حرکت میکنند، اما به تعبیری کاملاً مشخص، اطلاعات سریعتر از سرعت نور حرکت نمیکنند. . این باید شما را نگران کند که ما هیچ یک از این کلمات را تعریف نکردیم. پس میدانی یعنی چی؟ شما قرار نیست از این چیزها یک تیر انتقال دهنده یا چیزی شبیه به آن بسازید.
اما - اما اجازه دهید یک فکر دیگر را اضافه کنم، فکر می کنم، باز هم نتیجه طرز تفکر عجیب من در مورد این چیزها است، که کاملاً استاندارد نیست، یعنی مردم واقعاً موضعیت locality را دوست دارند. به عنوان مثال، لوکالیتی همه چیز است. لوکالیتی این ایده است که اگر من یونیورس را در یک نقطه از فضا-زمان سیخونک کنم ، تأثیرات آن سیخونک که در آن نقطه اتفاق میافتد و بصورت موج منتشر می شود . اما درهم تنیدگی سرعتی بیش از سرعت نور دارد ، خوب؟ درحالیکه کلیه ارتباطات در یونیورس در محدودیت سرعت نور قرار دارند ، اما میتوانید ببینید که چگونه این درهمتنیدگی فراتر از این محدودیت قرار دارد، مثلاً توصیف یونیورس آنی در دوردست تغییر میکند، اما هیچ اطلاعاتی جابجا نمی شود.
بنابراین، اگر معتقدید که لوکالیتی بنیادین است، پس به نوعی این سوال را میپرسید که چرا یونیورس غالبا آن را نقض میکند ، زیرا به نظر میرسد که همیشه چنین نیست؟ این پازلی است که ما داریم. و آن این است - ملات زیادی در اطراف پایه های مکانیک کوانتومی ریخته شده است.
من در مورد آن کاملاً برعکس فکر می کنم، زیرا من به تابع موج به عنوان یک چیز بنیادین فکر می کنم، درست است؟ من فکر می کنم این چیزی است که در واقعیت وجود دارد. و تابع موج، مانند تابع موج این پوزیترون و الکترون، کاملاً غیر محلی non local است. تابع موج ویژگی برای کلیت یونیورس است از همان ابتدا. بنابراین، من نیز یک معما برای توضیح دارم، اما معمای من به روشی مخالف بیان می شود. و معمای من این نیست که "چرا لوکالیتی تقریباً یا، می دانید، به ظاهر توسط درهم تنیدگی نقض شده است؟" یا "چرا اصلا لوکالیتی وجود دارد؟" مثلاً برای من این معما است.
استروگاتز : خوب، پس با صحبت در مورد درهم تنیدگی و نارضایتی ها یا شگفتی های آن، همه اینها چه ربطی به آنچه قبلاً درباره فضا به عنوان ایمرجنت گفتیم دارد؟ چون ارتباطی وجود دارد، درست است؟
کارول : درست است. هدف این است که بگوییم ما با این تابع موج کوانتومی انتزاعی شروع می کنیم. بنابراین، منظور من از انتزاعی این است که تابع موج متشکل از چیزی نیست.
🆔 @phys_Q
👍3
🟣 فضا، زمان و گرانش از کجا می آیند؟
استیون استروگاتز / قسمت هشتم
#پادکست the joy of why
روش رایج گفتن ، چون ما انسان هایی هستیم که از کلاسیک شروع می کنیم، این است که بگوییم تابع موج الکترون، نوسانگر هارمونیک، مدل استاندارد فیزیک ذرات یا هر چیز دیگری را داریم. خیر ، این تقلب است. ما به خودمان این اجازه را نمی دهیم. ما فقط یک تابع موج کوانتومی انتزاعی داریم و میپرسیم آیا میتوانیم واقعیت را همانطور که میدانیم از تابع موج استخراج کنیم؟ فضا-زمان، میدان های کوانتومی، همه این چیزها، خب. بنابراین ما چیز های زیادی برای کار نداریم.
اما کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که میتوانیم از سرنخهایی از فیزیک همانطور که در دنیای واقعی درک میکنیم استفاده کنیم. بنابراین، در دنیای واقعی، به یک تقریب بسیار خوب، یونیورس توسط چیزی اداره می شود که ما آن را نظریه میدان کوانتومی می نامیم. خوب، پس، محتویات جهان، ذرات و، می دانید، نیروها و غیره، همه از میدان هایی می آیند که در سراسر مکان و زمان توزیع شده و ماهیت مکانیک کوانتومی دارند.
بنابراین، میدانی برای الکترون، میدانی برای فوتون، میدانی برای گلوئون، میدانی برای بوزون هیگز و غیره. میدانی برای گرانش وجود دارد. همه این چیزها میدان های مکانیک کوانتومی هستند. حالا، دوباره، این چیزی نیست که من پیشنهاد می کنم، این فقط بهترین تقریب فعلی ما است، درست است؟ این همان چیزی است که به نظر می رسد با داده ها همخوانی دارد. و می توانید سؤالاتی در مورد اینکه در عمل چگونه به نظر می رسد بپرسید.
و بنابراین، نکته مهم در مورد تئوری میدان این است که حتی در فضای خالی، هنوز میدان هایی در آنجا وجود دارد. فضا کاملاً خالی نیست، و مانند یک ظرف خالی نیست. ریسمان هایی هستند که به قول خودمان در حالت اولیه هستند. آنها در کم انرژی ترین حالت خود هستند. بنابراین آنها - به طور کلاسیک، شما فقط می گویید میدان دارای مقدار صفر است. همانطور که می توانید بگویید، چیزی به نام میدان مغناطیسی وجود دارد، اما در این نقطه خاص در فضا، صفر است. هنوز وجود دارد - یک میدان وجود دارد، اما مقدار آن صفر است. از نظر مکانیک کوانتومی، پیچیدهتر از آن است، اما همچنان میتوان گفت که در کمترین حالت انرژی خود قرار دارد. این چیزی است که شما مجاز به گفتن آن هستید.
و سپس کاری که می توانید انجام دهید این است که دو نقطه مختلف فضا-زمان را در فاصله ای بین آنها بگیرید، و چون هنوز چیزهایی در آنجا وجود دارد، زیرا هنوز میدان هایی وجود دارد حتی در فضای خالی، می توانید بپرسید آیا درهم تنیدگی بین این دو نقطه از فضا وجود دارد؟ بخاطر میدان های موجود آیا حالت کوانتومی میدانها در این دو نقطه در فضا، درهمتنیده است؟ و پاسخ این است که بله، همیشه درهمتنیده خواهد بود.
و در واقع، بیشتر از آن، اگر نقاط نزدیک باشند، میدان ها به شدت با یکدیگر درهمتنیده می شوند. و اگر میدان ها دور باشند، درهم تنیدگی بسیار بسیار کم خواهد بود. نه صفر ولی خیلی خیلی کم. بنابراین به عبارت دیگر، بین فاصله بین دو نقطه و میزان درهم تنیدگی آنها در پایین ترین حالت انرژی یک نظریه میدان کوانتومی مرسوم وجود دارد.
و آنچه می گوییم این است، نگاه کنید، ما با یک تابع موج کوانتومی انتزاعی شروع می کنیم. ما هیچ کلمه ای مانند فاصله یا میدان نداریم، درست است؟ اما ما کلمه "درهم تنیدگی" را داریم. ما می توانیم بفهمیم، اگر تابع موج را به این بیت و این بیت تقسیم کنید، آیا آن دو بیت در هم تنیده شده اند؟ روشهای ریاضی برای اندازهگیری آنها با استفاده از اطلاعات متقابل و غیره وجود دارد. بنابراین میتوانید میزان درهمتنیدگی بین قطعات مختلف تابع موج را کوانتیزه کنید. و سپس، به جای گفتن «هر چه فاصله بیشتر، درهم تنیدگی کمتر» ، آن را بصورتی متفاوت بیان می کنید. شما می گویید، "ببین، من می دانم این درهم تنیدگی چیست." اجازه دهید به عنوان یک ansatz [یک فرض ریاضی] بیان کنم که وقتی درهم تنیدگی قوی است، فاصله کوتاه است. و من چیزی به نام فاصله را تعریف می کنم. و وقتی درهم تنیدگی زیاد باشد عدد کوچک است، وقتی درهم تنیدگی کوچک باشد عدد بزرگی است.
بنابراین کاری که شما انجام می دهید این است که این فضای بزرگ که تابع موج در آن زندگی می کند، آن را به قطعات کوچک تقسیم کنید، آنها را به هم لینک کنید - استیو، از این بابت خوشحال خواهید شد. شما در حال ترسیم یک شبکه، یک گراف هستید. شما قسمت های مختلفی از فضای هیلبرت دارید. آنها گرههایی nodes در گراف هستند، و سپس دارای لبه هایی edges هستند، و لبه ها مقادیر درهم تنیدگی هستند.
🆔 @phys_Q
استیون استروگاتز / قسمت هشتم
#پادکست the joy of why
روش رایج گفتن ، چون ما انسان هایی هستیم که از کلاسیک شروع می کنیم، این است که بگوییم تابع موج الکترون، نوسانگر هارمونیک، مدل استاندارد فیزیک ذرات یا هر چیز دیگری را داریم. خیر ، این تقلب است. ما به خودمان این اجازه را نمی دهیم. ما فقط یک تابع موج کوانتومی انتزاعی داریم و میپرسیم آیا میتوانیم واقعیت را همانطور که میدانیم از تابع موج استخراج کنیم؟ فضا-زمان، میدان های کوانتومی، همه این چیزها، خب. بنابراین ما چیز های زیادی برای کار نداریم.
اما کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که میتوانیم از سرنخهایی از فیزیک همانطور که در دنیای واقعی درک میکنیم استفاده کنیم. بنابراین، در دنیای واقعی، به یک تقریب بسیار خوب، یونیورس توسط چیزی اداره می شود که ما آن را نظریه میدان کوانتومی می نامیم. خوب، پس، محتویات جهان، ذرات و، می دانید، نیروها و غیره، همه از میدان هایی می آیند که در سراسر مکان و زمان توزیع شده و ماهیت مکانیک کوانتومی دارند.
بنابراین، میدانی برای الکترون، میدانی برای فوتون، میدانی برای گلوئون، میدانی برای بوزون هیگز و غیره. میدانی برای گرانش وجود دارد. همه این چیزها میدان های مکانیک کوانتومی هستند. حالا، دوباره، این چیزی نیست که من پیشنهاد می کنم، این فقط بهترین تقریب فعلی ما است، درست است؟ این همان چیزی است که به نظر می رسد با داده ها همخوانی دارد. و می توانید سؤالاتی در مورد اینکه در عمل چگونه به نظر می رسد بپرسید.
و بنابراین، نکته مهم در مورد تئوری میدان این است که حتی در فضای خالی، هنوز میدان هایی در آنجا وجود دارد. فضا کاملاً خالی نیست، و مانند یک ظرف خالی نیست. ریسمان هایی هستند که به قول خودمان در حالت اولیه هستند. آنها در کم انرژی ترین حالت خود هستند. بنابراین آنها - به طور کلاسیک، شما فقط می گویید میدان دارای مقدار صفر است. همانطور که می توانید بگویید، چیزی به نام میدان مغناطیسی وجود دارد، اما در این نقطه خاص در فضا، صفر است. هنوز وجود دارد - یک میدان وجود دارد، اما مقدار آن صفر است. از نظر مکانیک کوانتومی، پیچیدهتر از آن است، اما همچنان میتوان گفت که در کمترین حالت انرژی خود قرار دارد. این چیزی است که شما مجاز به گفتن آن هستید.
و سپس کاری که می توانید انجام دهید این است که دو نقطه مختلف فضا-زمان را در فاصله ای بین آنها بگیرید، و چون هنوز چیزهایی در آنجا وجود دارد، زیرا هنوز میدان هایی وجود دارد حتی در فضای خالی، می توانید بپرسید آیا درهم تنیدگی بین این دو نقطه از فضا وجود دارد؟ بخاطر میدان های موجود آیا حالت کوانتومی میدانها در این دو نقطه در فضا، درهمتنیده است؟ و پاسخ این است که بله، همیشه درهمتنیده خواهد بود.
و در واقع، بیشتر از آن، اگر نقاط نزدیک باشند، میدان ها به شدت با یکدیگر درهمتنیده می شوند. و اگر میدان ها دور باشند، درهم تنیدگی بسیار بسیار کم خواهد بود. نه صفر ولی خیلی خیلی کم. بنابراین به عبارت دیگر، بین فاصله بین دو نقطه و میزان درهم تنیدگی آنها در پایین ترین حالت انرژی یک نظریه میدان کوانتومی مرسوم وجود دارد.
و آنچه می گوییم این است، نگاه کنید، ما با یک تابع موج کوانتومی انتزاعی شروع می کنیم. ما هیچ کلمه ای مانند فاصله یا میدان نداریم، درست است؟ اما ما کلمه "درهم تنیدگی" را داریم. ما می توانیم بفهمیم، اگر تابع موج را به این بیت و این بیت تقسیم کنید، آیا آن دو بیت در هم تنیده شده اند؟ روشهای ریاضی برای اندازهگیری آنها با استفاده از اطلاعات متقابل و غیره وجود دارد. بنابراین میتوانید میزان درهمتنیدگی بین قطعات مختلف تابع موج را کوانتیزه کنید. و سپس، به جای گفتن «هر چه فاصله بیشتر، درهم تنیدگی کمتر» ، آن را بصورتی متفاوت بیان می کنید. شما می گویید، "ببین، من می دانم این درهم تنیدگی چیست." اجازه دهید به عنوان یک ansatz [یک فرض ریاضی] بیان کنم که وقتی درهم تنیدگی قوی است، فاصله کوتاه است. و من چیزی به نام فاصله را تعریف می کنم. و وقتی درهم تنیدگی زیاد باشد عدد کوچک است، وقتی درهم تنیدگی کوچک باشد عدد بزرگی است.
بنابراین کاری که شما انجام می دهید این است که این فضای بزرگ که تابع موج در آن زندگی می کند، آن را به قطعات کوچک تقسیم کنید، آنها را به هم لینک کنید - استیو، از این بابت خوشحال خواهید شد. شما در حال ترسیم یک شبکه، یک گراف هستید. شما قسمت های مختلفی از فضای هیلبرت دارید. آنها گرههایی nodes در گراف هستند، و سپس دارای لبه هایی edges هستند، و لبه ها مقادیر درهم تنیدگی هستند.
🆔 @phys_Q
Quanta Magazine
How Bell’s Theorem Proved ‘Spooky Action at a Distance’ Is Real
The root of today’s quantum revolution was John Stewart Bell’s 1964 theorem showing that quantum mechanics really permits instantaneous connections between far-apart locations.
👍3
🟣یک نقشه برهمکنشی باورنکردنی به ما این امکان را میدهد که در زمان به عقب سفر کنیم تا متوجه شویم کشورها و محل زندگیمان در زمانهای قدیم و زمانی که دایناسورها و تی.رکس ها در آن وجود داشتند دقیقا چه شکلی بودهاند.
کره زمین باستان cient Earth Globe که یک کره مجازی است که زمین در گذشتههای دور را با قاره ها و اقیانوسهایش به تصویر میکشد و نشان میدهد که در طول ۷۵۰ میلیون سال از تاریخ سیاره ما، چگونه قاره ها شکافته و اصلاح شدهاند و اقیانوس ها پیشرفت و عقب نشینی کردهاند.
https://dinosaurpictures.org/ancient-earth#750
🆔 @phys_Q
کره زمین باستان cient Earth Globe که یک کره مجازی است که زمین در گذشتههای دور را با قاره ها و اقیانوسهایش به تصویر میکشد و نشان میدهد که در طول ۷۵۰ میلیون سال از تاریخ سیاره ما، چگونه قاره ها شکافته و اصلاح شدهاند و اقیانوس ها پیشرفت و عقب نشینی کردهاند.
https://dinosaurpictures.org/ancient-earth#750
🆔 @phys_Q
👏5👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 تقارن های کانفورمال conformal symmetry در تئوری های مختلف یک تئوری کانفورمال بدست می دهد . برای مثال وجود تقارن های کانفورمال در تئوری میدان کوانتومی این تئوری را در مقیاس ها و تبدیلات یکسان نگه می دارد. البته درین تئوری دیگر پارتیکل به شیوه قبل در نظر گرفته نمی شوند.
انواع خاصی از نظریههای میدان کوانتومی به نام « کانفورمال فیلد تئوری» Conformal field theory وجود دارد. این تئوریها بدون مقیاس هستند. مانند فراکتال ها مهم نیست که چقدر بزرگنمایی می کنید، آنها همیشه کانفورمال (همشکل - یکسان ) به نظر می رسند.
به بیان فیزیکی ، این بدان معناست که این تئوری ها در همه انرژی ها یا مقیاس ها پیش بینی های یکسانی دارند . چه فقط کمی انرژی صرف کنید و چه از قوی ترین برخورددهنده جهان استفاده کنید، همیشه انتظار ساختار یکسانی را دارید. اما اگر با تئوری های میدان کوانتومی قبلی سروکار داشته باشید، تئوری های تان ، آشکارا در مقیاس های مختلف ، متفاوت به نظر می رسند.
در CFT پارتیکل ها ویژگی ها و پیامد های پدیده دیگری هستند.
🆔 @phys_Q
انواع خاصی از نظریههای میدان کوانتومی به نام « کانفورمال فیلد تئوری» Conformal field theory وجود دارد. این تئوریها بدون مقیاس هستند. مانند فراکتال ها مهم نیست که چقدر بزرگنمایی می کنید، آنها همیشه کانفورمال (همشکل - یکسان ) به نظر می رسند.
به بیان فیزیکی ، این بدان معناست که این تئوری ها در همه انرژی ها یا مقیاس ها پیش بینی های یکسانی دارند . چه فقط کمی انرژی صرف کنید و چه از قوی ترین برخورددهنده جهان استفاده کنید، همیشه انتظار ساختار یکسانی را دارید. اما اگر با تئوری های میدان کوانتومی قبلی سروکار داشته باشید، تئوری های تان ، آشکارا در مقیاس های مختلف ، متفاوت به نظر می رسند.
در CFT پارتیکل ها ویژگی ها و پیامد های پدیده دیگری هستند.
🆔 @phys_Q
👍6
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🟣کوانتوم مکانیک:
🎥 نسبیت عام و گرانش کوانتومی
🎥 آیا پاد ماده در زمان به عقب میرود؟
🎥آقای فاینمن چرا به علم علاقه داری؟ دنبال چی هستی تو علم فیزیک؟
🎥 شک و کیفیت زندگی - فاینمن
🎥 10 اشتباه کوچک در فیزیک - سابین هوسنفلدر
🎥 مکانیسم هیگز و جرم ذرات بنیادین و سهم اندک این جرم در جرم اتم
🎥 آزمایش دو شکاف و تفسیر کپنهاگ
🎥 مادّه و انرژی تاریک
🎥 ماهیت واقعی جرم چیست ؟ جعبه ایده آل فوتونی و انرژی محصور - ظهور جرم در مجموعه و مکانیسم هیگز
🎥 اصل هولوگرافیک holographic principle
🎥 آیا مکانیک کوانتومی واقعیت عینی objective reality را نقض می کند ؟
🎥 استاندارد مدل فیزیک ، موفق ترین تئوری علمی
🎥 جهش کوانتومی
🎥 فراکتال
🎥 تفاوت نور در رسانه مادی و خلاء
🎥 اصل هولوگرافیک و سیاهچاله ها
🎥 نسبیت عام و گرانش کوانتومی
🎥 آیا پاد ماده در زمان به عقب میرود؟
🎥آقای فاینمن چرا به علم علاقه داری؟ دنبال چی هستی تو علم فیزیک؟
🎥 شک و کیفیت زندگی - فاینمن
🎥 10 اشتباه کوچک در فیزیک - سابین هوسنفلدر
🎥 مکانیسم هیگز و جرم ذرات بنیادین و سهم اندک این جرم در جرم اتم
🎥 آزمایش دو شکاف و تفسیر کپنهاگ
🎥 مادّه و انرژی تاریک
🎥 ماهیت واقعی جرم چیست ؟ جعبه ایده آل فوتونی و انرژی محصور - ظهور جرم در مجموعه و مکانیسم هیگز
🎥 اصل هولوگرافیک holographic principle
🎥 آیا مکانیک کوانتومی واقعیت عینی objective reality را نقض می کند ؟
🎥 استاندارد مدل فیزیک ، موفق ترین تئوری علمی
🎥 جهش کوانتومی
🎥 فراکتال
🎥 تفاوت نور در رسانه مادی و خلاء
🎥 اصل هولوگرافیک و سیاهچاله ها
👍6
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪︎ take the world from another point of view
دنیا را از چشم انداز دیگری ببینید
- Feynman and art of science
🆔 @phys_Q
دنیا را از چشم انداز دیگری ببینید
- Feynman and art of science
🆔 @phys_Q
👍6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 حیات و انتروپی
شان کارول-قسمت نخست
" با گذشت زمان - آنتروپی یونیورس رو به افزایش است ."
از مهمترین جنبه های تئوری ترمودینامیک ، معرفی انتروپی و متعاقب آن توصیف ضمنی پیکان زمان است که بنوعی با آنتروپی لینک شده است . انتروپی تعابیر مختلفی دارد همانطور که شان در کلیپ می گوید ، گذر از سادگی به پیچیدگی و از نظم به بی نظمی است که باوجود تشابه ، دارای تفاوت هایی هستند . " انتروپی یونیورس در حال افزایش است " این گزاره یونیورس را در یک سفر از انتروپی پایین به انتروپی بالا توصیف می کند که این عبور به انتروپی بالا ، موتور محرکه یا پتانسیل موثر بر ایجاد حیات را تشکیل داده است .
خلاء در حال نوسان است ، پارتیکل ها نیز دارای نوسان هستند که مقدار آن تابع انرژی آنهاست و بیانگر رفتار آنها در این افزایش آنتروپی یونیورس است ، به همین ترتیب مولکولار ماشین ها و حتی ارگانیسم های زنده و کل محتویات یونیورس در این سفر آنتروپی قرار دارند . حیات مانند آتش ،یک فرآیند است ، سوخت با آنتروپی پایین را دریافت و فرآورده های با انتروپی بالا به محیط پس می دهد .
🆔 @phys_Q
شان کارول-قسمت نخست
" با گذشت زمان - آنتروپی یونیورس رو به افزایش است ."
از مهمترین جنبه های تئوری ترمودینامیک ، معرفی انتروپی و متعاقب آن توصیف ضمنی پیکان زمان است که بنوعی با آنتروپی لینک شده است . انتروپی تعابیر مختلفی دارد همانطور که شان در کلیپ می گوید ، گذر از سادگی به پیچیدگی و از نظم به بی نظمی است که باوجود تشابه ، دارای تفاوت هایی هستند . " انتروپی یونیورس در حال افزایش است " این گزاره یونیورس را در یک سفر از انتروپی پایین به انتروپی بالا توصیف می کند که این عبور به انتروپی بالا ، موتور محرکه یا پتانسیل موثر بر ایجاد حیات را تشکیل داده است .
خلاء در حال نوسان است ، پارتیکل ها نیز دارای نوسان هستند که مقدار آن تابع انرژی آنهاست و بیانگر رفتار آنها در این افزایش آنتروپی یونیورس است ، به همین ترتیب مولکولار ماشین ها و حتی ارگانیسم های زنده و کل محتویات یونیورس در این سفر آنتروپی قرار دارند . حیات مانند آتش ،یک فرآیند است ، سوخت با آنتروپی پایین را دریافت و فرآورده های با انتروپی بالا به محیط پس می دهد .
🆔 @phys_Q
👍7❤1🔥1
🟣 پیدایش یونیورس
مفروض است انتروپی entropy در ابتدای جهان کم بوده و رفته رفته با گذشت زمان انتروپی در حال افزایش است و اگر آنرا با در نظر گرفتن تقارن زمانی و بدون نقض این تقارن زمانی time symmetry استخراج کنیم ، دیگر مجبور به دست یازی به مفروضات نیستیم .
مدل مهبانگی توضیحی مبنی جهان داغ و متراکم اولیه ایست که در جهت پیکان زمان منبسط و سرد شده است و شواهد و فکت های آشکار بسیاری برای تایید این مدل داریم که یکی از آنها تابش CMB - Cosmic microwave background است .
معمولا هنگام استفاده از واژه مهبانگ یا Big bang منظور به همین پیدایش جهان سرد و در حال انبساط از جهان داغ و متراکم اولیه است .
مهبانگ احتمالا آغاز جهان ماست ، البته احتمال هم دارد که نباشد . مدل های بسیاری در تکمیل مدل مهبانگی مطرح است و گذشته از مدل های تکین singular و غیر تکین non-singular ، مدل چرخه ای periodic پنروز و پروپزال بی مرزی no-boundary proposal هاوکینگ - هارتل و ... حتی، فضا زمان نیز امکان وجود پیش از مهبانگ را داشته است.
http://www.preposterousuniverse.com/blog/2017/01/25/what-happened-at-the-big-bang/
🆔 @phys_Q
مفروض است انتروپی entropy در ابتدای جهان کم بوده و رفته رفته با گذشت زمان انتروپی در حال افزایش است و اگر آنرا با در نظر گرفتن تقارن زمانی و بدون نقض این تقارن زمانی time symmetry استخراج کنیم ، دیگر مجبور به دست یازی به مفروضات نیستیم .
مدل مهبانگی توضیحی مبنی جهان داغ و متراکم اولیه ایست که در جهت پیکان زمان منبسط و سرد شده است و شواهد و فکت های آشکار بسیاری برای تایید این مدل داریم که یکی از آنها تابش CMB - Cosmic microwave background است .
معمولا هنگام استفاده از واژه مهبانگ یا Big bang منظور به همین پیدایش جهان سرد و در حال انبساط از جهان داغ و متراکم اولیه است .
مهبانگ احتمالا آغاز جهان ماست ، البته احتمال هم دارد که نباشد . مدل های بسیاری در تکمیل مدل مهبانگی مطرح است و گذشته از مدل های تکین singular و غیر تکین non-singular ، مدل چرخه ای periodic پنروز و پروپزال بی مرزی no-boundary proposal هاوکینگ - هارتل و ... حتی، فضا زمان نیز امکان وجود پیش از مهبانگ را داشته است.
http://www.preposterousuniverse.com/blog/2017/01/25/what-happened-at-the-big-bang/
🆔 @phys_Q
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 چگونه مدعیان تولید انرژی رایگان شما را فریب میدهند.
درباره محتواهای یوتیوبی از انرژی رایگان free energy و نقض قوانین فیزیک .
🆔 @phys_Q
درباره محتواهای یوتیوبی از انرژی رایگان free energy و نقض قوانین فیزیک .
🆔 @phys_Q
👍1
🟣 فضا، زمان و گرانش از کجا می آیند؟
استیون استروگاتز / قسمت نهم
#پادکست the joy of why
و تابعی از آن مقدار درهم تنیدگی وجود دارد که می گوید، به بیان نه چندان دقیق آن را معکوس کنید و فواصل را اندازه بگیرید. در نتیجه اکنون گرافی از گره ها با فاصله بین آنها دارید. و میتوانید بپرسید، آیا این گرهها برای تقریب یک منیفولد صاف در کنار هم قرار میگیرند؟ و اگر نوع درستی از قوانین فیزیک را انتخاب کنید، پاسخ مثبت خواهد بود.
و سپس می توانید بپرسید، اگر کمی اغتشاش ایجاد کنم و آن را فشار دهم، در نتیجه در پایین ترین حالت انرژی خود نخواهد بود ، کمی انرژی در آن وجود خواهد داشت. و خب که داینامیکال خواهد بود. این باعث کشش فضا-زمان می شود، این امر میزان درهم تنیدگی را تغییر می دهد. ما می توانیم آن را به عنوان تغییر در هندسه فضا تفسیر کنیم. آیا معادله ای وجود دارد که از آن پیروی می کند؟
و پاسخ این است، می دانید، تحت بسیاری از مفروضات که هنوز کاملاً مطالعه نشدند ، اما کاملاً قابل قبول به نظر می رسند، هندسه فضای ایمرجنت یافته از معادله نسبیت عام انیشتین تبعیت می کند. آنقدرها هم که به نظر می رسد غافلگیرکننده و دراماتیک نیست، زیرا معادلات زیادی وجود ندارد که بتواند از آن پیروی کند. اما نکته اینجاست که اگر دنبال بینی خود برویم، اگر بگوییم نه با فضا، بلکه با درهم تنیدگی شروع می کنیم، چگونه باید رفتار کند؟ چگونه باید برهمکنش داشته باشد؟ ما به جایی میرسیم که اصلاً جای تعجب نیست که دینامیک وجود در آن دارد، و تغییر میکند، به چیزی که من و شما به عنوان انرژی متوجه میشویم پاسخ میدهد، همان نوع پاسخی که انیشتین در نسبیت عام در نظر داشت.
بنابراین، می توانید یک نظریه جایگزین فیزیک را تصور کنید - تاریخ فیزیک. زمانی که انیشتین نسبیت عام را ابداع نکرده بود و زمانی که ما ابتدا مکانیک کوانتومی را اکتشاف کردیم و آن را فهمیدیم. و ما واقعاً در مورد آن بسیار عمیق فکر کردیم، و در نقطهای، یکی گفت، میدانید، اگر واقعاً این را جدی بگیرید، هندسه ایمرجنتال فضا باید پویا dynamic و منحنی باشد، من آن را نسبیت عام مینامم. این چیزی نیست که اتفاق افتاده است. اما این همان چیزی است که ما امیدواریم وقتی همه چیز تمام شد به آن دست پیدا کنیم.
استروگاتز : یک داستان بزرگ در مورد این کلمه مخفف وحشتناک، همخوانی AdS/CFT، وجود دارد که احتمالا برخی افراد آن را شنیده باشند. برخی از شنوندگان ما ممکن است بدانند - برخی از آثار دارای روحی مشابه با آنچه شما توصیف میکنید، هستند که یکی از آنها گرانش است، خوان مالداسینا، و لنی ساسکیند و افراد دیگر - که حدس میزنم در تلاش برای استخراج گرانش هستند. از نظریه های میدان کوانتومی که گرانش در آنها وجود ندارد. آیا می توانید در مورد آن به ما بگویید و آن را برای ما توضیح دهید؟
کارول : درست است. از نظر روحی بسیار نزدیک است. و ایده این است که شما این اصل را دارید که به آن اصل هولوگرافیک میگویند. این واقعاً شایسته نام یک اصل نیست زیرا کمی مبهم است. اما ایده این است که برای یک سیاهچاله، تمام اطلاعات، تمام اطلاعات مکانیک کوانتومی درون سیاهچاله، در شرایط خاصی میتواند به صورت گسترده در مرز سیاهچاله در نظر گرفته شود.
بنابراین اگر فضای داخلی سیاهچاله را به عنوان یک منطقه سه بعدی از فضا، و مرز، افق رویداد، را به عنوان یک مرز دو بعدی در نظر بگیرید، به نوعی می توانید تمام اطلاعات سیاهچاله را تعبیه شده در مرز در نظر بگیرید . خب این هولوگرافی هست ، زیرا فقط یک مرز boundary دو بعدی وجود دارد که مخزن bulk سه بعدی را احاطه می کند، درست مانند تابش نور به یک هولوگرام دو بعدی که به شما یک تصویر سه بعدی می دهد.
کاری که مالداسینا انجام داد، نه در مورد سیاهچالهها، بلکه در مورد نوع خاصی از فضا-زمان کیهانی به نام فضای آنتی دی سیتر اعمال شد. بنابراین، در نسبیت عام، در نظریه گرانش اینشتین، اگر چیزی در جریان نباشد، اگر انرژی یا هیچ چیز و همه چیز وجود نداشته باشد، میتوانید ریاضیات معادله اینشتین را حل کنید و فضا-زمان تخت flat را بدست بیاورید و مینکوفسکی آن را فضا-زمان بنامیم، فضای مینوفسکی فقط عرصه ای است که نسبیت خاص با آن کار می کند.
ساده ترین کاری که می توانید انجام دهید این است که به آن انرژی بیافزایید، اما فقط انرژی خلاء، یعنی انرژی خود فضای خالی را اضافه کنید. بنابراین هیچ ذره یا فوتون یا چیزی شبیه به آن وجود ندارد. فقط فضای خالی وجود دارد،و انرژی دارد. ما فکر می کنیم که اکنون فضا دارای انرژی است، ما این را با یونیورس شتابدار accelerating universe در سال 1998 کشف کردیم.
🆔 @phys_Q
استیون استروگاتز / قسمت نهم
#پادکست the joy of why
و تابعی از آن مقدار درهم تنیدگی وجود دارد که می گوید، به بیان نه چندان دقیق آن را معکوس کنید و فواصل را اندازه بگیرید. در نتیجه اکنون گرافی از گره ها با فاصله بین آنها دارید. و میتوانید بپرسید، آیا این گرهها برای تقریب یک منیفولد صاف در کنار هم قرار میگیرند؟ و اگر نوع درستی از قوانین فیزیک را انتخاب کنید، پاسخ مثبت خواهد بود.
و سپس می توانید بپرسید، اگر کمی اغتشاش ایجاد کنم و آن را فشار دهم، در نتیجه در پایین ترین حالت انرژی خود نخواهد بود ، کمی انرژی در آن وجود خواهد داشت. و خب که داینامیکال خواهد بود. این باعث کشش فضا-زمان می شود، این امر میزان درهم تنیدگی را تغییر می دهد. ما می توانیم آن را به عنوان تغییر در هندسه فضا تفسیر کنیم. آیا معادله ای وجود دارد که از آن پیروی می کند؟
و پاسخ این است، می دانید، تحت بسیاری از مفروضات که هنوز کاملاً مطالعه نشدند ، اما کاملاً قابل قبول به نظر می رسند، هندسه فضای ایمرجنت یافته از معادله نسبیت عام انیشتین تبعیت می کند. آنقدرها هم که به نظر می رسد غافلگیرکننده و دراماتیک نیست، زیرا معادلات زیادی وجود ندارد که بتواند از آن پیروی کند. اما نکته اینجاست که اگر دنبال بینی خود برویم، اگر بگوییم نه با فضا، بلکه با درهم تنیدگی شروع می کنیم، چگونه باید رفتار کند؟ چگونه باید برهمکنش داشته باشد؟ ما به جایی میرسیم که اصلاً جای تعجب نیست که دینامیک وجود در آن دارد، و تغییر میکند، به چیزی که من و شما به عنوان انرژی متوجه میشویم پاسخ میدهد، همان نوع پاسخی که انیشتین در نسبیت عام در نظر داشت.
بنابراین، می توانید یک نظریه جایگزین فیزیک را تصور کنید - تاریخ فیزیک. زمانی که انیشتین نسبیت عام را ابداع نکرده بود و زمانی که ما ابتدا مکانیک کوانتومی را اکتشاف کردیم و آن را فهمیدیم. و ما واقعاً در مورد آن بسیار عمیق فکر کردیم، و در نقطهای، یکی گفت، میدانید، اگر واقعاً این را جدی بگیرید، هندسه ایمرجنتال فضا باید پویا dynamic و منحنی باشد، من آن را نسبیت عام مینامم. این چیزی نیست که اتفاق افتاده است. اما این همان چیزی است که ما امیدواریم وقتی همه چیز تمام شد به آن دست پیدا کنیم.
استروگاتز : یک داستان بزرگ در مورد این کلمه مخفف وحشتناک، همخوانی AdS/CFT، وجود دارد که احتمالا برخی افراد آن را شنیده باشند. برخی از شنوندگان ما ممکن است بدانند - برخی از آثار دارای روحی مشابه با آنچه شما توصیف میکنید، هستند که یکی از آنها گرانش است، خوان مالداسینا، و لنی ساسکیند و افراد دیگر - که حدس میزنم در تلاش برای استخراج گرانش هستند. از نظریه های میدان کوانتومی که گرانش در آنها وجود ندارد. آیا می توانید در مورد آن به ما بگویید و آن را برای ما توضیح دهید؟
کارول : درست است. از نظر روحی بسیار نزدیک است. و ایده این است که شما این اصل را دارید که به آن اصل هولوگرافیک میگویند. این واقعاً شایسته نام یک اصل نیست زیرا کمی مبهم است. اما ایده این است که برای یک سیاهچاله، تمام اطلاعات، تمام اطلاعات مکانیک کوانتومی درون سیاهچاله، در شرایط خاصی میتواند به صورت گسترده در مرز سیاهچاله در نظر گرفته شود.
بنابراین اگر فضای داخلی سیاهچاله را به عنوان یک منطقه سه بعدی از فضا، و مرز، افق رویداد، را به عنوان یک مرز دو بعدی در نظر بگیرید، به نوعی می توانید تمام اطلاعات سیاهچاله را تعبیه شده در مرز در نظر بگیرید . خب این هولوگرافی هست ، زیرا فقط یک مرز boundary دو بعدی وجود دارد که مخزن bulk سه بعدی را احاطه می کند، درست مانند تابش نور به یک هولوگرام دو بعدی که به شما یک تصویر سه بعدی می دهد.
کاری که مالداسینا انجام داد، نه در مورد سیاهچالهها، بلکه در مورد نوع خاصی از فضا-زمان کیهانی به نام فضای آنتی دی سیتر اعمال شد. بنابراین، در نسبیت عام، در نظریه گرانش اینشتین، اگر چیزی در جریان نباشد، اگر انرژی یا هیچ چیز و همه چیز وجود نداشته باشد، میتوانید ریاضیات معادله اینشتین را حل کنید و فضا-زمان تخت flat را بدست بیاورید و مینکوفسکی آن را فضا-زمان بنامیم، فضای مینوفسکی فقط عرصه ای است که نسبیت خاص با آن کار می کند.
ساده ترین کاری که می توانید انجام دهید این است که به آن انرژی بیافزایید، اما فقط انرژی خلاء، یعنی انرژی خود فضای خالی را اضافه کنید. بنابراین هیچ ذره یا فوتون یا چیزی شبیه به آن وجود ندارد. فقط فضای خالی وجود دارد،و انرژی دارد. ما فکر می کنیم که اکنون فضا دارای انرژی است، ما این را با یونیورس شتابدار accelerating universe در سال 1998 کشف کردیم.
🆔 @phys_Q
Quanta Magazine
Quanta Magazine Articles on Ads/Cft
Explore Quanta’s AdS/CFT coverage.
👍2
🟣قبل از بیگ بنگ چه چیزی وجود داشت؟
توسط آلستر ویلسون - bbc
قسمت نخست
اینکه یونیورس ما چگونه از هیچ زاده شده است یا اینکه آیا چیزی قبل از آن وجود داشته ، یک راز باقی مانده است، اما این مانع از تلاش برخی فیزیکدانان برای کشف آن نمی شود.
درک من این است که هیچ nothing از هیچ nothingness حاصل نمی شود. برای اینکه چیزی وجود داشته باشد، باید متریال یا کامپننتی در دسترس باشد، و برای اینکه آنها در دسترس باشند، باید چیز دیگری در دسترس باشد. متریالی که در بیگ بنگ خلق شده از کجا آمده است و در اولین مرحله چه اتفاقی برای ایجاد آن متریال افتاد؟
"آخرین ستاره به آرامی سرد و تاریک می شود. پس از آن، یونیورس یک بار دیگر خالی می شود، بدون نور، حیات و معنا." این را فیزیکدان برایان کاکس در سریال اخیر بی بی سی یونیورس ، تذکر داد.
تاریک شدن آخرین ستاره ، آغاز یک دوره بی نهایت طولانی و تاریک خواهد بود. تمام متریال در نهایت توسط سیاهچالههای هیولایی بلعیده میشوند ، آنها هم به نوبه خود تبخیر میشوند و به کم فروغترین درخششهای نور تبدیل میشوند. فضا همیشه به سمت بیرون منبسط خواهد شد تا زمانی که حتی آن نور کم نیز برای برهمکنش بیش از حد گشترش یافته ( طول موج بزرگتر از امواج بلند رادیویی) . فعالیت متوقف خواهد شد.
چنین خواهد شد؟ بسیار شگفت اینکه ، برخی کیهان شناسان بر این باورند که یک جهان خالی تاریک و سرد قبلی، مانند آنچه در آینده دور ما کمین کرده است، می توانست منبع بیگبنگ بوده باشد.
✦ ماده نخستین
اما قبل از اینکه به آن بپردازیم، بیایید نگاهی بیندازیم که چگونه "متریال" - ماده فیزیکی - برای اولین بار به وجود آمد. اگر بخواهیم منشا ماده پایدار ساخته شده از اتم ها یا مولکول ها را توضیح دهیم، مطمئناً هیچ کدام از آن ها در بیگ بنگ و صدها هزار سال پس از آن وجود نداشت. در واقع، ما درک دقیقی از چگونگی تشکیل اولین اتمها از ذرات سادهتر داریم، زمانی که شرایط به اندازه کافی سرد شد تا مواد پیچیده پایدار باشند، و چگونه این اتمها بعداً به عناصر سنگینتر درون ستارهها ترکیب شدند. اما این درک به این سوال پاسخ نمیدهد که آیا چیزی از هیچ به وجود آمده است یا خیر.
پس بیایید به عقب تر بیاندیشیم. اولین ذرات ماده با طول عمر طولانی پروتون ها و نوترون ها بودند که با هم هسته اتم را تشکیل می دهند. اینها حدود یک ده هزارم ثانیه پس از بیگبنگ به وجود آمدند. قبل از آن نقطه، واقعاً هیچ ماده ای به معنای آشنای امروزی وجود نداشت. اما فیزیک به ما این امکان را می دهد که خط زمانی را به عقب بازگردانیم- به فرآیندهای فیزیکی که قبل از هر ماده پایداری وجود داشتند بیاندیشیم.
این ما را به به اصطلاح "دوران اتحاد بزرگ" می برد. در حال حاضر، ما وارد قلمرو فیزیک نظری شدهایم، زیرا نمیتوانیم در آزمایشهای خود انرژی کافی برای بررسی انواع فرآیندهایی که در آن زمان در حال انجام بودند، تولید کنیم. اما یک فرضیه قابل قبول این است که جهان فیزیکی از سوپ ذرات بنیادی کوتاه مدت، از جمله کوارک ها، بلوک های سازنده پروتون ها و نوترون ها تشکیل شده است. هم ماده و هم «پاد ماده» در مقادیر تقریباً مساوی وجود داشت. هر نوع ذره ماده، مانند کوارک، دارای یک پاد ماده در «تصویر آینه ای» است که تقریباً با خودش یکسان است و فقط در یک جنبه متفاوت است. با این حال، ماده و پادماده هنگام برخورد با هم در یک درخشش انرژی نابود می شوند، به این معنی که این ذرات دائما ایجاد و از بین می روند.
اما این ذرات در وهله اول چگونه به وجود آمدند؟ تئوری میدان کوانتومی به ما می گوید که حتی خلاء، که ظاهراً با فضازمان خالی همخوانی دارد ، پر از فعالیت فیزیکی به شکل نوسانات انرژی است. این نوسانات می تواند باعث بیرون ریختن ذرات شود که مدت کوتاهی پس از آن ناپدید می شوند. احتمالا به جای فیزیک واقعی شبیه یک ابهام ریاضی به نظر برسد، اما این ذرات در آزمایش های بی شماری مشاهده شده اند.
🆔 @phys_Q
در اولین لحظات پس از بیگبنگ جهان سوپ داغی از ذرات بود که فضا و زمان در لحظات ابتدایی ظهور خود بود .
توسط آلستر ویلسون - bbc
قسمت نخست
اینکه یونیورس ما چگونه از هیچ زاده شده است یا اینکه آیا چیزی قبل از آن وجود داشته ، یک راز باقی مانده است، اما این مانع از تلاش برخی فیزیکدانان برای کشف آن نمی شود.
درک من این است که هیچ nothing از هیچ nothingness حاصل نمی شود. برای اینکه چیزی وجود داشته باشد، باید متریال یا کامپننتی در دسترس باشد، و برای اینکه آنها در دسترس باشند، باید چیز دیگری در دسترس باشد. متریالی که در بیگ بنگ خلق شده از کجا آمده است و در اولین مرحله چه اتفاقی برای ایجاد آن متریال افتاد؟
"آخرین ستاره به آرامی سرد و تاریک می شود. پس از آن، یونیورس یک بار دیگر خالی می شود، بدون نور، حیات و معنا." این را فیزیکدان برایان کاکس در سریال اخیر بی بی سی یونیورس ، تذکر داد.
تاریک شدن آخرین ستاره ، آغاز یک دوره بی نهایت طولانی و تاریک خواهد بود. تمام متریال در نهایت توسط سیاهچالههای هیولایی بلعیده میشوند ، آنها هم به نوبه خود تبخیر میشوند و به کم فروغترین درخششهای نور تبدیل میشوند. فضا همیشه به سمت بیرون منبسط خواهد شد تا زمانی که حتی آن نور کم نیز برای برهمکنش بیش از حد گشترش یافته ( طول موج بزرگتر از امواج بلند رادیویی) . فعالیت متوقف خواهد شد.
چنین خواهد شد؟ بسیار شگفت اینکه ، برخی کیهان شناسان بر این باورند که یک جهان خالی تاریک و سرد قبلی، مانند آنچه در آینده دور ما کمین کرده است، می توانست منبع بیگبنگ بوده باشد.
✦ ماده نخستین
اما قبل از اینکه به آن بپردازیم، بیایید نگاهی بیندازیم که چگونه "متریال" - ماده فیزیکی - برای اولین بار به وجود آمد. اگر بخواهیم منشا ماده پایدار ساخته شده از اتم ها یا مولکول ها را توضیح دهیم، مطمئناً هیچ کدام از آن ها در بیگ بنگ و صدها هزار سال پس از آن وجود نداشت. در واقع، ما درک دقیقی از چگونگی تشکیل اولین اتمها از ذرات سادهتر داریم، زمانی که شرایط به اندازه کافی سرد شد تا مواد پیچیده پایدار باشند، و چگونه این اتمها بعداً به عناصر سنگینتر درون ستارهها ترکیب شدند. اما این درک به این سوال پاسخ نمیدهد که آیا چیزی از هیچ به وجود آمده است یا خیر.
پس بیایید به عقب تر بیاندیشیم. اولین ذرات ماده با طول عمر طولانی پروتون ها و نوترون ها بودند که با هم هسته اتم را تشکیل می دهند. اینها حدود یک ده هزارم ثانیه پس از بیگبنگ به وجود آمدند. قبل از آن نقطه، واقعاً هیچ ماده ای به معنای آشنای امروزی وجود نداشت. اما فیزیک به ما این امکان را می دهد که خط زمانی را به عقب بازگردانیم- به فرآیندهای فیزیکی که قبل از هر ماده پایداری وجود داشتند بیاندیشیم.
این ما را به به اصطلاح "دوران اتحاد بزرگ" می برد. در حال حاضر، ما وارد قلمرو فیزیک نظری شدهایم، زیرا نمیتوانیم در آزمایشهای خود انرژی کافی برای بررسی انواع فرآیندهایی که در آن زمان در حال انجام بودند، تولید کنیم. اما یک فرضیه قابل قبول این است که جهان فیزیکی از سوپ ذرات بنیادی کوتاه مدت، از جمله کوارک ها، بلوک های سازنده پروتون ها و نوترون ها تشکیل شده است. هم ماده و هم «پاد ماده» در مقادیر تقریباً مساوی وجود داشت. هر نوع ذره ماده، مانند کوارک، دارای یک پاد ماده در «تصویر آینه ای» است که تقریباً با خودش یکسان است و فقط در یک جنبه متفاوت است. با این حال، ماده و پادماده هنگام برخورد با هم در یک درخشش انرژی نابود می شوند، به این معنی که این ذرات دائما ایجاد و از بین می روند.
اما این ذرات در وهله اول چگونه به وجود آمدند؟ تئوری میدان کوانتومی به ما می گوید که حتی خلاء، که ظاهراً با فضازمان خالی همخوانی دارد ، پر از فعالیت فیزیکی به شکل نوسانات انرژی است. این نوسانات می تواند باعث بیرون ریختن ذرات شود که مدت کوتاهی پس از آن ناپدید می شوند. احتمالا به جای فیزیک واقعی شبیه یک ابهام ریاضی به نظر برسد، اما این ذرات در آزمایش های بی شماری مشاهده شده اند.
🆔 @phys_Q
در اولین لحظات پس از بیگبنگ جهان سوپ داغی از ذرات بود که فضا و زمان در لحظات ابتدایی ظهور خود بود .
Telegram
attach 📎
👍7
🟣قبل از بیگ بنگ چه چیزی وجود داشت؟
توسط آلستر ویلسون - bbc
قسمت نخست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9888
قسمت دوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9893
قسمت سوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9899
قسمت چهارم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9904
قسمت پنجم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9910
Reference:
https://www.bbc.com/future/article/20220105-what-existed-before-the-big-bang
توسط آلستر ویلسون - bbc
قسمت نخست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9888
قسمت دوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9893
قسمت سوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9899
قسمت چهارم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9904
قسمت پنجم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9910
Reference:
https://www.bbc.com/future/article/20220105-what-existed-before-the-big-bang
👍6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 حیات و انتروپی و یونیورس
شان کارول - قسمت دوم
از مهمترین جنبه های تئوری ترمودینامیک ، معرفی انتروپی و متعاقب آن ایمرج مفهوم پیکان زمان از انتروپیست . انتروپی تعابیر مختلفی دارد همانطور که شان در کلیپ می گوید ، گذر از سادگی به پیچیدگی و از نظم به بی نظمی است که باوجود تشابه ، دارای تفاوت هایی هستند . " انتروپی یونیورس در حال افزایش است " این گزاره یونیورس را در یک سفر از انتروپی پایین به انتروپی بالا توصیف می کند که این عبور به انتروپی بالا ، موتور محرکه یا پتانسیل موثر بر ایجاد حیات را تشکیل داده است .
خلاء در حال نوسان است ، پارتیکل ها نیز دارای نوسان هستند که مقدار آن تابع انرژی آنهاست و بیانگر رفتار آنها در این افزایش آنتروپی یونیورس است ، به همین ترتیب مولکولار ماشین ها و حتی ارگانیسم های زنده و کل محتویات یونیورس در این سفر آنتروپی قرار دارند . حیات مانند آتش ،یک فرآیند است ، سوخت با آنتروپی پایین را دریافت و فرآورده های با انتروپی بالا به محیط پس می دهد .
قسمت نخست
🆔 https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9883
قسمت دوم
🆔 https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9890
معرفی آنتروپی
🆔 https://news.1rj.ru/str/phys_Q/10030
شان کارول - قسمت دوم
از مهمترین جنبه های تئوری ترمودینامیک ، معرفی انتروپی و متعاقب آن ایمرج مفهوم پیکان زمان از انتروپیست . انتروپی تعابیر مختلفی دارد همانطور که شان در کلیپ می گوید ، گذر از سادگی به پیچیدگی و از نظم به بی نظمی است که باوجود تشابه ، دارای تفاوت هایی هستند . " انتروپی یونیورس در حال افزایش است " این گزاره یونیورس را در یک سفر از انتروپی پایین به انتروپی بالا توصیف می کند که این عبور به انتروپی بالا ، موتور محرکه یا پتانسیل موثر بر ایجاد حیات را تشکیل داده است .
خلاء در حال نوسان است ، پارتیکل ها نیز دارای نوسان هستند که مقدار آن تابع انرژی آنهاست و بیانگر رفتار آنها در این افزایش آنتروپی یونیورس است ، به همین ترتیب مولکولار ماشین ها و حتی ارگانیسم های زنده و کل محتویات یونیورس در این سفر آنتروپی قرار دارند . حیات مانند آتش ،یک فرآیند است ، سوخت با آنتروپی پایین را دریافت و فرآورده های با انتروپی بالا به محیط پس می دهد .
قسمت نخست
🆔 https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9883
قسمت دوم
🆔 https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9890
معرفی آنتروپی
🆔 https://news.1rj.ru/str/phys_Q/10030
👍3❤2
از انواع کلاهبرداری و اختلاس و دزدی و مردم کشی تا امروز مطلع شده و نمود عینی آنرا در جامعه مان دیدیم .
این نه همه ، اما نخست بخشی از ماست که در وهله دوم در جامعه نمود عینی آنرا می بینیم . اما گروهی به این مذهب کافر و مرتد شده اند و این زنجیره را قطع و برای بهبود رفاه و شرایط جمع تلاش کردند . هیچ گاه یک دزد و اختلاس گر و تولید کننده کالای تقلبی اعدام نمی شوند اما اگر اصحاب تلنگر باشی ، حکم از پیش مشخص است ، سب النبی و ارتداد فطری .
مرتد ها دو دسته اند مرتد ملی و فطری ، مرتد ملی که امکان توبه دارد مانند مایکل جکسون یا اینشتین در خانواده و مملکت غیر مسلمان زاده شده اند، و مرتد فطری آنکسی ست که تنها گناهش تولد در خانواده مسلمان باشد و باور به گزینش فردی مذهب بر اساس استاندارد های شخصی داشته باشد ، مرتد فطری امکان توبه ندارد.
#یوسف_مهراد و #صدرالله_فاضلی_زارع به همین جرم بقتل رسیدند .
هرچند دیگر تفاوتی نمیکند که از ایشان چگونه یاد شود اما یادشان گرامی .
🆔 @phys_Q
این نه همه ، اما نخست بخشی از ماست که در وهله دوم در جامعه نمود عینی آنرا می بینیم . اما گروهی به این مذهب کافر و مرتد شده اند و این زنجیره را قطع و برای بهبود رفاه و شرایط جمع تلاش کردند . هیچ گاه یک دزد و اختلاس گر و تولید کننده کالای تقلبی اعدام نمی شوند اما اگر اصحاب تلنگر باشی ، حکم از پیش مشخص است ، سب النبی و ارتداد فطری .
مرتد ها دو دسته اند مرتد ملی و فطری ، مرتد ملی که امکان توبه دارد مانند مایکل جکسون یا اینشتین در خانواده و مملکت غیر مسلمان زاده شده اند، و مرتد فطری آنکسی ست که تنها گناهش تولد در خانواده مسلمان باشد و باور به گزینش فردی مذهب بر اساس استاندارد های شخصی داشته باشد ، مرتد فطری امکان توبه ندارد.
#یوسف_مهراد و #صدرالله_فاضلی_زارع به همین جرم بقتل رسیدند .
هرچند دیگر تفاوتی نمیکند که از ایشان چگونه یاد شود اما یادشان گرامی .
🆔 @phys_Q
❤4👍4👎1🤔1
🟣قبل از بیگ بنگ چه چیزی وجود داشت؟
توسط آلستر ویلسون - bbc
قسمت دوم
حالت خلاء فضا-زمان با ذرات پیوسته در حال ایجاد و نابودی ، ظاهراً «از هیچ ایجاد» و در حال جوش و خروش است. اما شاید همه اینها به ما میگوید این است که خلاء کوانتومی (با وجود نامش) چیزی هست تا اینکه هیچ باشد. فیلسوف دیوید آلبرت از گزارشهای بیگ بنگ انتقاد شدید کرده است که تاکید دارند به این روش چیزی از هیچ به دست بیاورند.
فرض کنید بپرسیم: خود فضازمان از کجا پدید آمده است؟ سپس میتوانیم ساعت را بیشتر به عقب برگردانیم، به «دوران پلانک» واقعاً باستانی - دورهای که در اوایل تاریخ یونیورس ، بهترین نظریههای فیزیک ما نقض میشوند. این دوره تنها یک ده میلیونم از یک تریلیونم یک تریلیونم یک تریلیون ثانیه پس از انفجار بزرگ رخ داد. در این مرحله، فضا و زمان خود در معرض نوسانات کوانتومی قرار گرفتند. فیزیکدانان معمولاً به طور جداگانه با مکانیک کوانتومی، که بر دنیای کوچک ذرات حکومت می کند، و با نسبیت عام، که در مقیاس های کلان و کیهانی اعمال می شود، کار می کنند. اما برای درک واقعی عصر پلانک، به یک نظریه کامل گرانش کوانتومی نیاز داریم که این دو را ادغام کند.
ما هنوز یک نظریه کامل از گرانش کوانتومی نداریم، اما تلاش هایی وجود دارد - مانند نظریه ریسمان و گرانش کوانتومی حلقه. در این تلاشها، فضا و زمان رایج معمولاً مانند امواج روی سطح یک اقیانوس ، اما در اعماق، ایمرج میشوند. آنچه ما به عنوان فضا و زمان تجربه می کنیم محصول فرآیندهای کوانتومی است که در سطحی عمیق تر و میکروسکوپیک عمل می کنند - فرآیندهایی که برای ما به عنوان موجوداتی که ریشه در دنیای ماکروسکوپی دارند چندان معنی ندارند.
بیشترین چیزی که در این مرحله می توانیم با اطمینان بگوییم این است که فیزیک تاکنون هیچ نمونه تایید شده ای از چیزی پیدا نکرده است که از هیچ به وجود آمده باشد.
در عصر پلانک، درک معمولی ما از فضا و زمان از بین میرود، بنابراین دیگر نمیتوانیم به درک عادی خود از علت و معلول نیز تکیه کنیم. با وجود این، همه نظریههای نامزد گرانش کوانتومی، چیزی فیزیکی را توصیف میکنند که در دوره پلانک در حال وقوع است - نمونه اولیه کوانتومی فضا و زمان معمولی. اما این از کجا آمد؟
حتی اگر علیت دیگر به هیچ شکل معمولی کاربرد نداشته باشد، باز هم ممکن است بتوان یک جزء از یونیورس عصر پلانک را بر حسب جزء دیگر توضیح داد. متأسفانه، در حال حاضر حتی بهترین فیزیک ما به طور کامل قادر به ارائه پاسخ نیست. تا زمانی که به در «نظریه همه چیز» پیشرفت نکنیم، نمیتوانیم پاسخ قطعی بدهیم. بیشترین چیزی که در این مرحله می توانیم با اطمینان بگوییم این است که فیزیک تاکنون هیچ نمونه تایید شده ای از چیزی پیدا نکرده است که از هیچ به وجود آمده باشد.
✦ چرخه هایی غالبا از هیچ
برای پاسخ واقعی به این سوال که چگونه چیزی می تواند از هیچ به وجود بیاید، باید وضعیت کوانتومی یونیورس را در آغاز دوره پلانک توضیح دهیم. تمام تلاشها برای انجام این کار همچنان در حد حدس و گمان است. برخی از آنها به نیروهای فراطبیعی مانند یک طراح علاقه دارند. اما سایر توضیحات کاندید در قلمرو فیزیک باقی می مانند - مانند جهان چندگانه، که شامل تعداد بی نهایت جهان موازی است، یا مدل های چرخه ای از جهان، که دوباره متولد شده و باز هم متولد می شوند.
راجر پنروز، فیزیکدان برنده جایزه نوبل 2020، یک مدل جذاب اما بحث برانگیز برای یک یونیورس چرخهای پیشنهاد کرد که «Conformal Cyclic cosmology » نام داشت. پنروز از یک ارتباط ریاضی جالب بین یک حالت بسیار داغ، متراکم و کوچک از کیهان - همانطور که در بیگبنگ بود - و یک حالت بسیار سرد، خالی و منبسط شده از یونیورس - همانطور که در آینده دور خواهد بود، الهام گرفت.
🆔 @phys_Q
توسط آلستر ویلسون - bbc
قسمت دوم
حالت خلاء فضا-زمان با ذرات پیوسته در حال ایجاد و نابودی ، ظاهراً «از هیچ ایجاد» و در حال جوش و خروش است. اما شاید همه اینها به ما میگوید این است که خلاء کوانتومی (با وجود نامش) چیزی هست تا اینکه هیچ باشد. فیلسوف دیوید آلبرت از گزارشهای بیگ بنگ انتقاد شدید کرده است که تاکید دارند به این روش چیزی از هیچ به دست بیاورند.
فرض کنید بپرسیم: خود فضازمان از کجا پدید آمده است؟ سپس میتوانیم ساعت را بیشتر به عقب برگردانیم، به «دوران پلانک» واقعاً باستانی - دورهای که در اوایل تاریخ یونیورس ، بهترین نظریههای فیزیک ما نقض میشوند. این دوره تنها یک ده میلیونم از یک تریلیونم یک تریلیونم یک تریلیون ثانیه پس از انفجار بزرگ رخ داد. در این مرحله، فضا و زمان خود در معرض نوسانات کوانتومی قرار گرفتند. فیزیکدانان معمولاً به طور جداگانه با مکانیک کوانتومی، که بر دنیای کوچک ذرات حکومت می کند، و با نسبیت عام، که در مقیاس های کلان و کیهانی اعمال می شود، کار می کنند. اما برای درک واقعی عصر پلانک، به یک نظریه کامل گرانش کوانتومی نیاز داریم که این دو را ادغام کند.
ما هنوز یک نظریه کامل از گرانش کوانتومی نداریم، اما تلاش هایی وجود دارد - مانند نظریه ریسمان و گرانش کوانتومی حلقه. در این تلاشها، فضا و زمان رایج معمولاً مانند امواج روی سطح یک اقیانوس ، اما در اعماق، ایمرج میشوند. آنچه ما به عنوان فضا و زمان تجربه می کنیم محصول فرآیندهای کوانتومی است که در سطحی عمیق تر و میکروسکوپیک عمل می کنند - فرآیندهایی که برای ما به عنوان موجوداتی که ریشه در دنیای ماکروسکوپی دارند چندان معنی ندارند.
بیشترین چیزی که در این مرحله می توانیم با اطمینان بگوییم این است که فیزیک تاکنون هیچ نمونه تایید شده ای از چیزی پیدا نکرده است که از هیچ به وجود آمده باشد.
در عصر پلانک، درک معمولی ما از فضا و زمان از بین میرود، بنابراین دیگر نمیتوانیم به درک عادی خود از علت و معلول نیز تکیه کنیم. با وجود این، همه نظریههای نامزد گرانش کوانتومی، چیزی فیزیکی را توصیف میکنند که در دوره پلانک در حال وقوع است - نمونه اولیه کوانتومی فضا و زمان معمولی. اما این از کجا آمد؟
حتی اگر علیت دیگر به هیچ شکل معمولی کاربرد نداشته باشد، باز هم ممکن است بتوان یک جزء از یونیورس عصر پلانک را بر حسب جزء دیگر توضیح داد. متأسفانه، در حال حاضر حتی بهترین فیزیک ما به طور کامل قادر به ارائه پاسخ نیست. تا زمانی که به در «نظریه همه چیز» پیشرفت نکنیم، نمیتوانیم پاسخ قطعی بدهیم. بیشترین چیزی که در این مرحله می توانیم با اطمینان بگوییم این است که فیزیک تاکنون هیچ نمونه تایید شده ای از چیزی پیدا نکرده است که از هیچ به وجود آمده باشد.
✦ چرخه هایی غالبا از هیچ
برای پاسخ واقعی به این سوال که چگونه چیزی می تواند از هیچ به وجود بیاید، باید وضعیت کوانتومی یونیورس را در آغاز دوره پلانک توضیح دهیم. تمام تلاشها برای انجام این کار همچنان در حد حدس و گمان است. برخی از آنها به نیروهای فراطبیعی مانند یک طراح علاقه دارند. اما سایر توضیحات کاندید در قلمرو فیزیک باقی می مانند - مانند جهان چندگانه، که شامل تعداد بی نهایت جهان موازی است، یا مدل های چرخه ای از جهان، که دوباره متولد شده و باز هم متولد می شوند.
راجر پنروز، فیزیکدان برنده جایزه نوبل 2020، یک مدل جذاب اما بحث برانگیز برای یک یونیورس چرخهای پیشنهاد کرد که «Conformal Cyclic cosmology » نام داشت. پنروز از یک ارتباط ریاضی جالب بین یک حالت بسیار داغ، متراکم و کوچک از کیهان - همانطور که در بیگبنگ بود - و یک حالت بسیار سرد، خالی و منبسط شده از یونیورس - همانطور که در آینده دور خواهد بود، الهام گرفت.
🆔 @phys_Q
NY Times
On the Origin of Everything
Lawrence M. Krauss argues that the laws of quantum mechanics answer our most profound questions.
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣لارنس کراوس درباره Nothing توضیح می دهد
آلبرت اینشتین اولین فردی بود که فهمید " فضای خالی" هیچ یا عدم نیست. فضا دارای خواص شگفت انگیزی است که درک بسیاری از آنها تازه آغاز شده است. اولین ویژگی که اینشتین کشف کرد این است که امکان ایجاد فضای بیشتری وجود دارد. سپس یک نسخه از نظریه گرانش اینشتین ، نسخه ای که حاوی ثابت کیهان شناسی است ، پیش بینی دوم را انجام می دهد: "فضای خالی" می تواند دارای انرژی خاص خود باشد.
در ابتدا خلاء هیچ انگاشت می شد اما بعد ها متوجه شدیم بالاخره خلاء شامل میدان های کوانتومی و نوسانات انرژی ست . سپس تئوری مهبانگی را برآمده از هیچ انگاشتیم اما انکار نمی کنیم که بالاخره شرایط پیشامهبانگی باید شامل یک سری قوانین فیزیک ناشناخته باشد که پتانسیل ایجاد یونیورس هایی با قوانین متفاوت را داشته باشد . آن هیچ هم چیزی ست . میتوانید هیچ فیزیکی را در فیزیک در نظر بگیرید اما هیچ به معنی عدم مطلق ، در فیزیک قابل طرح نیست چرا که قوانین فیزیک مقدم بر فیزیک اند ، فقدان این قوانین ، بحث را غیر علمی می کند.
🆔 @phys_Q
آلبرت اینشتین اولین فردی بود که فهمید " فضای خالی" هیچ یا عدم نیست. فضا دارای خواص شگفت انگیزی است که درک بسیاری از آنها تازه آغاز شده است. اولین ویژگی که اینشتین کشف کرد این است که امکان ایجاد فضای بیشتری وجود دارد. سپس یک نسخه از نظریه گرانش اینشتین ، نسخه ای که حاوی ثابت کیهان شناسی است ، پیش بینی دوم را انجام می دهد: "فضای خالی" می تواند دارای انرژی خاص خود باشد.
در ابتدا خلاء هیچ انگاشت می شد اما بعد ها متوجه شدیم بالاخره خلاء شامل میدان های کوانتومی و نوسانات انرژی ست . سپس تئوری مهبانگی را برآمده از هیچ انگاشتیم اما انکار نمی کنیم که بالاخره شرایط پیشامهبانگی باید شامل یک سری قوانین فیزیک ناشناخته باشد که پتانسیل ایجاد یونیورس هایی با قوانین متفاوت را داشته باشد . آن هیچ هم چیزی ست . میتوانید هیچ فیزیکی را در فیزیک در نظر بگیرید اما هیچ به معنی عدم مطلق ، در فیزیک قابل طرح نیست چرا که قوانین فیزیک مقدم بر فیزیک اند ، فقدان این قوانین ، بحث را غیر علمی می کند.
🆔 @phys_Q
👍4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 طرد شورشیان اخلاقی
انزجار از آنهاییکه کار درست را انجام میدهند
دکتر آذرخش مکری
youtube.com/@DrAzarakhshMokriOfficial
🆔 @phys_Q
انزجار از آنهاییکه کار درست را انجام میدهند
دکتر آذرخش مکری
youtube.com/@DrAzarakhshMokriOfficial
🆔 @phys_Q
👍8
🟣در نامهی ریچارد فاینمن، فیزیکدان معروف به همسر فوت شدهش آرلین یه جاش نوشته:
You, dead, are so much better than anyone else alive.
«مردهی تو، بهتر از زندهی هرکس دیگهست»
🆔 @phys_Q
You, dead, are so much better than anyone else alive.
«مردهی تو، بهتر از زندهی هرکس دیگهست»
🆔 @phys_Q
❤20👍4🥰3