This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#خبر_علمی
موفقیت در ساخت سلول مصنوعی (ترکیبی) با حدود ۵۰۰ ژن در آزمایشگاه که تکثیر میشود.
ساخت این سلولها از ۱۰ سال پیش آغاز شد و در آینده از آنها میتوان در ساخت دارو، غذا یا سوخت یا تشخیص بیماری و معالجه آن (درون بدن همچون یک ریز کامپیوتر) استفاده کرد.
Such cells could act as small factories that produce drugs, foods and fuels; detect disease and produce drugs to treat it while living inside the body; and function as tiny computers.
scitechdaily.com/artificial-life-forged-in-a-lab-scientists-create-synthetic-cell-that-grows-and-divides-normally/
همچنین است ساخت ریز ربات زنده از سلول پوست قورباغه که به محیط خود واکنش نشان میدهد.
Living robots made from frog skin cells can sense their environment
newscientist.com/article/2273516-living-robots-made-from-frog-skin-cells-can-sense-their-environment
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
موفقیت در ساخت سلول مصنوعی (ترکیبی) با حدود ۵۰۰ ژن در آزمایشگاه که تکثیر میشود.
ساخت این سلولها از ۱۰ سال پیش آغاز شد و در آینده از آنها میتوان در ساخت دارو، غذا یا سوخت یا تشخیص بیماری و معالجه آن (درون بدن همچون یک ریز کامپیوتر) استفاده کرد.
Such cells could act as small factories that produce drugs, foods and fuels; detect disease and produce drugs to treat it while living inside the body; and function as tiny computers.
scitechdaily.com/artificial-life-forged-in-a-lab-scientists-create-synthetic-cell-that-grows-and-divides-normally/
همچنین است ساخت ریز ربات زنده از سلول پوست قورباغه که به محیط خود واکنش نشان میدهد.
Living robots made from frog skin cells can sense their environment
newscientist.com/article/2273516-living-robots-made-from-frog-skin-cells-can-sense-their-environment
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
تبدیل امواج شبکه 5G به برق با یک کارت کوچک
محققان مؤسسه فناوری جورجیا (GT) نوعی آنتن یکسوساز در ابعاد یک کارت کوچک ساختهاند که انرژی الکترومغناطیس سیگنالهای 5G را به برق تبدیل میکند
این فناوری از امواج میلیمتری استفاده میکند که حاوی انرژی بیسابقه هستند. طراحان 5G ناخواسته یک شبکه برق رسانی ساختهاند که قادر به تامین نیروی ابزارهای الکترونیکی از فواصل بسیار دورتر نسبت به تکنولوژیهای فعلی است.»
محققان میافزایند با رواج پیدا کردن شبکه 5G میتوان این ابزار را جایگزین دهها میلیون باتری سنسورهای وایرلس خصوصاً در شهرهای کوچک نمود و به محیط زیست کمک کرد.
https://www.nature.com/articles/s41598-020-79500-x
http://t.me/higgs_field
محققان مؤسسه فناوری جورجیا (GT) نوعی آنتن یکسوساز در ابعاد یک کارت کوچک ساختهاند که انرژی الکترومغناطیس سیگنالهای 5G را به برق تبدیل میکند
این فناوری از امواج میلیمتری استفاده میکند که حاوی انرژی بیسابقه هستند. طراحان 5G ناخواسته یک شبکه برق رسانی ساختهاند که قادر به تامین نیروی ابزارهای الکترونیکی از فواصل بسیار دورتر نسبت به تکنولوژیهای فعلی است.»
محققان میافزایند با رواج پیدا کردن شبکه 5G میتوان این ابزار را جایگزین دهها میلیون باتری سنسورهای وایرلس خصوصاً در شهرهای کوچک نمود و به محیط زیست کمک کرد.
https://www.nature.com/articles/s41598-020-79500-x
http://t.me/higgs_field
👍1
زمانی که دو کهکشان با هم برخورد میکنند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
یکی از پدیدههایی که به طور معمول در کیهان رخ میدهد، برخورد کهکشانها با هم است. هرچند کهکشانها اندازههای متفاوتی دارند، اما میتوان گفت هر کهکشان حدود چندصد میلیارد ستاره در دل خود دارد. بنابراین ممکن است به نظر برسد هنگام برخورد دو کهکشان با هم، میلیونها ستاره احتمال برخورد با هم را دارند. اما احتمال رخ دادن برخورد بین دو ستاره تقریباً صفر است. چون با وجود این که تعداد ستارهها در یک کهکشان بسیار زیاد است، اما کهکشانها وسعت زیادی دارند و بنابراین فاصلهی این ستارهها از هم بسیار زیاد است. به عبارتی، اندازه ی ستارهها در مقایسه با فاصلهی آنها از هم بسیار کوچک است. اما فضای میان ستارهها در یک کهکشان، با حجم زیادی از گاز و غبار پر شده است. زمانی که کهکشانها با هم برخورد میکنند، این مواد درونکهکشانی شروع به برهمکنش با هم میکنند. مواد درون کهکشانها با هم برهمکنش گرانشی دارند و شکل یکدیگر را تغییر میدهند.
همزمان با مخلوط شدن ابرهای گاز آنها با هم، موج تازهای از تولد ستارهها آغاز میشود. برهمکنش و سایش بین گازها در برخورد دو کهکشان، موجب به وجود آمدن موجهای شوک میشود که میتوانند موجب شکلگیری ستارههای تازهای شوند. در این زمان کهکشان رنگ آبی به خود میگیرد، اما این رنگ نشاندهندهی سرد بودن کهکشان نیست. این رنگ آبی از گرمای شدید ستارههای آبی-سفیدی نتیجه میشود که به تازگی شکل گرفتهاند. این ستارهها عمر زیادی ندارند، و پس از چند میلیارد سال رنگهای مایل به سرخ ستارههای کوچکتر و پیرتر بر طیف یک کهکشان بیضوی حاکم خواهد شد.
چند مورد از برخوردهای کهکشانی در کیهان
تلسکوپ فضایی هابل از کهکشان در حال پخش شدنی تصویر گرفته است که احتمالاً پیامد یک برخورد کهکشانی خیلی قدیمی است. دو کهکشان مارپیچی که هر یک شاید شبیه به کهکشان راه شیری بودهاند، با هم برخورد کردهاند و میلیونها سال به دور هم چرخیدهاند.
http://t.me/higgs_field
در چنین ادغامهای کهکشانهای اولیه اغلب کشیده میشوند و از هم جدا میشوند، به صورت لفافهای که حول یک مرکز گرانشی مشترک را فرامیگیرد. پس از چندبار حرکت به جلو و عقب، این شیئ متورم که از انبوهی از ستارگان تشکیل شده است، به شیئ واحد گرد و جدیدی تبدیل میشود.
این جسم آسمانی که اکنون آرام گرفته است، با عنوان SDSS J162702.56+432833.9 در فهرست کهکشانها قرار گرفته است. این کهکشان که به نوعی آرامش پس از طوفان است، در ردهی کهکشانهای بیضوی قرار گرفته است.
یکی از پدیدههایی که به طور معمول در کیهان رخ میدهد، برخورد کهکشانها با هم است. هرچند کهکشانها اندازههای متفاوتی دارند، اما میتوان گفت هر کهکشان حدود چندصد میلیارد ستاره در دل خود دارد. بنابراین ممکن است به نظر برسد هنگام برخورد دو کهکشان با هم، میلیونها ستاره احتمال برخورد با هم را دارند. اما احتمال رخ دادن برخورد بین دو ستاره تقریباً صفر است. چون با وجود این که تعداد ستارهها در یک کهکشان بسیار زیاد است، اما کهکشانها وسعت زیادی دارند و بنابراین فاصلهی این ستارهها از هم بسیار زیاد است. به عبارتی، اندازه ی ستارهها در مقایسه با فاصلهی آنها از هم بسیار کوچک است. اما فضای میان ستارهها در یک کهکشان، با حجم زیادی از گاز و غبار پر شده است. زمانی که کهکشانها با هم برخورد میکنند، این مواد درونکهکشانی شروع به برهمکنش با هم میکنند. مواد درون کهکشانها با هم برهمکنش گرانشی دارند و شکل یکدیگر را تغییر میدهند.
همزمان با مخلوط شدن ابرهای گاز آنها با هم، موج تازهای از تولد ستارهها آغاز میشود. برهمکنش و سایش بین گازها در برخورد دو کهکشان، موجب به وجود آمدن موجهای شوک میشود که میتوانند موجب شکلگیری ستارههای تازهای شوند. در این زمان کهکشان رنگ آبی به خود میگیرد، اما این رنگ نشاندهندهی سرد بودن کهکشان نیست. این رنگ آبی از گرمای شدید ستارههای آبی-سفیدی نتیجه میشود که به تازگی شکل گرفتهاند. این ستارهها عمر زیادی ندارند، و پس از چند میلیارد سال رنگهای مایل به سرخ ستارههای کوچکتر و پیرتر بر طیف یک کهکشان بیضوی حاکم خواهد شد.
چند مورد از برخوردهای کهکشانی در کیهان
تلسکوپ فضایی هابل از کهکشان در حال پخش شدنی تصویر گرفته است که احتمالاً پیامد یک برخورد کهکشانی خیلی قدیمی است. دو کهکشان مارپیچی که هر یک شاید شبیه به کهکشان راه شیری بودهاند، با هم برخورد کردهاند و میلیونها سال به دور هم چرخیدهاند.
http://t.me/higgs_field
در چنین ادغامهای کهکشانهای اولیه اغلب کشیده میشوند و از هم جدا میشوند، به صورت لفافهای که حول یک مرکز گرانشی مشترک را فرامیگیرد. پس از چندبار حرکت به جلو و عقب، این شیئ متورم که از انبوهی از ستارگان تشکیل شده است، به شیئ واحد گرد و جدیدی تبدیل میشود.
این جسم آسمانی که اکنون آرام گرفته است، با عنوان SDSS J162702.56+432833.9 در فهرست کهکشانها قرار گرفته است. این کهکشان که به نوعی آرامش پس از طوفان است، در ردهی کهکشانهای بیضوی قرار گرفته است.
کوانتوم مکانیک🕊
زمانی که دو کهکشان با هم برخورد میکنند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ یکی از پدیدههایی که به طور معمول در کیهان رخ میدهد، برخورد کهکشانها با هم است. هرچند کهکشانها اندازههای متفاوتی دارند، اما میتوان گفت هر کهکشان حدود چندصد میلیارد ستاره در دل خود دارد.…
نمونهی دیگری از برخورد کهکشانها را نیز میتوانید در تصویر بالا ببینید که در فهرست آرپ از کهکشانهای شگفت قرار دارد. این شیء آسمانی که آرپ ۱۴۸ نام دارد پیامد شگفتآوری از برخورد میان دو کهکشان است که در نتیجهی آن یک کهکشان حلقهای شکل و یک همدم با دنبالهای بلند ایجاد شده است. برخورد بین دو کهکشان مادر یک موج شوک ایجاد میکند نخست ماده را به سوی مرکز میکشد و سپس موجب میشود به صورت یک حلقه به اطراف گسترده شود. همدم کشیده و دراز عمود بر این حلقه این طور مینماید که آرپ ۱۴۸ تصویر لحظهای منحصر به فردی از یک برخورد در حال رخ دادن است.
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_field
👍1
کوانتوم مکانیک🕊
نمونهی دیگری از برخورد کهکشانها را نیز میتوانید در تصویر بالا ببینید که در فهرست آرپ از کهکشانهای شگفت قرار دارد. این شیء آسمانی که آرپ ۱۴۸ نام دارد پیامد شگفتآوری از برخورد میان دو کهکشان است که در نتیجهی آن یک کهکشان حلقهای شکل و یک همدم با دنبالهای…
حال سوال پیش می آید که چرا برخورد کهکشانها برای ما مهم است و چرا آنها را بررسی میکنیم؟
نزدیکترین کهکشان به ما، کهکشان مارپیچی آندرومدا است. پیشبینیها نشان میدهد که این امکان وجود دارد که در حدود چهارونیم میلیارد سال بعد، آندرومدا و کهکشان راه شیری با هم برخورد کنند. چنین برخوردی احتمالاً شبیه برخورد کهکشانی آرپ ۲۷۲ است.
آندرومدا حدود یک تریلیون ستاره و راه شیری حدود سیصد میلیارد ستاره در دل خود جای دادهاند. در چنین برخوردی، همانطور که در بالا گفته شد، احتمال برخورد ستارهها ناچیز است. اما هر یک از این کهکشانها سیاهچالهای کلانجرم در مرکز خود دارند که در نزدیکی مرکز کهکشان تازه به هم خواهند رسید. ادغام این سیاهچالهها موجب به وجود آمدن انرژی مداری میشود که به ستارهها انتقال خواهد یافت و طی میلیونها سال مدار آنها را بزرگتر میکند. زمانی که این سیاهچالهها به فاصلهی یک سال نوری از هم میرسند، امواج گرانشی از خود گسیل خواهند کرد.
به هر روی، امروزه برخورد دو کهکشان، امری معمول در کیهان به شمار میروند و دانشمندان بارها چنین برخوردهایی را به صورت کامپیوتری شبیهسازی کردهاند:)
منابع برای مطالعه بیشتر↓
https://www.nasa.gov/image-feature/goddard/2018/hubble-finds-the-calm-after-the-galactic-storm
https://phys.org/news/2016-10-galaxies-collide.html
http://t.me/higgs_field
نزدیکترین کهکشان به ما، کهکشان مارپیچی آندرومدا است. پیشبینیها نشان میدهد که این امکان وجود دارد که در حدود چهارونیم میلیارد سال بعد، آندرومدا و کهکشان راه شیری با هم برخورد کنند. چنین برخوردی احتمالاً شبیه برخورد کهکشانی آرپ ۲۷۲ است.
آندرومدا حدود یک تریلیون ستاره و راه شیری حدود سیصد میلیارد ستاره در دل خود جای دادهاند. در چنین برخوردی، همانطور که در بالا گفته شد، احتمال برخورد ستارهها ناچیز است. اما هر یک از این کهکشانها سیاهچالهای کلانجرم در مرکز خود دارند که در نزدیکی مرکز کهکشان تازه به هم خواهند رسید. ادغام این سیاهچالهها موجب به وجود آمدن انرژی مداری میشود که به ستارهها انتقال خواهد یافت و طی میلیونها سال مدار آنها را بزرگتر میکند. زمانی که این سیاهچالهها به فاصلهی یک سال نوری از هم میرسند، امواج گرانشی از خود گسیل خواهند کرد.
به هر روی، امروزه برخورد دو کهکشان، امری معمول در کیهان به شمار میروند و دانشمندان بارها چنین برخوردهایی را به صورت کامپیوتری شبیهسازی کردهاند:)
منابع برای مطالعه بیشتر↓
https://www.nasa.gov/image-feature/goddard/2018/hubble-finds-the-calm-after-the-galactic-storm
https://phys.org/news/2016-10-galaxies-collide.html
http://t.me/higgs_field
NASA
Hubble Finds the Calm after the Galactic Storm
The NASA/ESA Hubble Space Telescope caught sight of a soft, diffuse-looking galaxy that is probably the aftermath of a long-ago galactic collision.
👍1
گاز خردل یا سولفور موستارد 1و5-دی کلرو 3-تیا پنتان ترکیبی شیمیایی دارای کلر و گوگرد است که به عنوان سلاح شیمیایی در جنگ جهانی اول و نیز جنگ ایران و عراق به کار رفت. هر چند این ماده در دمای معمولی بصورت مایع است اما معمولا از آن بعنوان گاز خردل نام برده می شود.
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_field
کوانتوم مکانیک🕊
گاز خردل یا سولفور موستارد 1و5-دی کلرو 3-تیا پنتان ترکیبی شیمیایی دارای کلر و گوگرد است که به عنوان سلاح شیمیایی در جنگ جهانی اول و نیز جنگ ایران و عراق به کار رفت. هر چند این ماده در دمای معمولی بصورت مایع است اما معمولا از آن بعنوان گاز خردل نام برده می…
خردل گوگردی ، خردل گوگرد یا سولفور موستارد ( بیس (۲-کلرو اتیل) سولفید )، معمولا به عنوان گاز خردل شناخته شده است . یک دسته از عوامل جنگ شیمیایی می باشد که قابلیت ایجاد تاول های بزرگ را بر روی پوست و ششی که در معرض آن قرار گرفته اند را داراست و دارای اثرات مخرب و دراز مدت بر روی پوست، چشم، سیستم تنفسی و دستگاه گوارشی است . گاز خردل عامل آلکیله کننده و سرطانزا نیز هست.. خردل گوگرد خالص بی رنگ و مایعی چسبناک در دمای اتاق است. هنگامی که در فرم های ناخالص، از جمله به عنوان عوامل جنگ استفاده می شود دارای رنگ زرد – قهوه ای و دارای بوی شبیه گیاهان خردل، سیر، ترب کوهی می باشد علت نامگذاری آن به عنوان گاز خردل نیز به همین دلیل می باشد.
این ترکیب به راحتی به وسیله واکنش جانشینی نوکلئوفیلی درون مولکولی تشکیل یک حلقه یون سولفونیوم می کند و یک یون کلر آزاد می کند. این ترکیب واسطه بسیار واکنش پذیر می باشد و می تواند به طور همیشگی نوکلئوتید گوانین را در رشته DNA آلکینه کند. که مانع از تقسیم سلولی و نهایتا منجر به مرگ سلولی برنامه ریزی شده و یا اگر مرگ سلول فوری نیست، DNA آسیب دیده ممکن است منجر به توسعه سرطان شود. سولفور موستارد در آب زیاد محلول نیست اما در چربی بسیار محلول است که به جذب سریع آن به داخل پوست کمک می کند.
این گاز جزو عوامل تاول زا طبقه بندی میشود و دارای اثرات مخرب و دراز مدت بر روی پوست، چشم، سیستم تنفسی و دستگاه گوارشی است . گاز خردل عامل آلکیله کننده و سرطانزا نیز هست.
گاز خردل نخستین بار در سال ۱۹۱۷ به عنوان سلاح شیمیایی در جنگ جهانی اول به کار گرفته شد. پس از جنگ جهانی اول وسیعترین مورد کاربرد این سلاح شیمیایی در جنگ ایران و عراق بود.بر اساس گزارشهای بازرسان سازمان ملل متحد، عراق از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۷ در موارد متعددی از بمبهای حاوی گاز خردل علیه رزمندگان ایرانی و نیز افراد غیر نظامی ساکن روستاها و شهرهای مرزی ایران و حمله شیمیایی به حلبچه استفاده کرد
http://t.me/higgs_field
این ترکیب به راحتی به وسیله واکنش جانشینی نوکلئوفیلی درون مولکولی تشکیل یک حلقه یون سولفونیوم می کند و یک یون کلر آزاد می کند. این ترکیب واسطه بسیار واکنش پذیر می باشد و می تواند به طور همیشگی نوکلئوتید گوانین را در رشته DNA آلکینه کند. که مانع از تقسیم سلولی و نهایتا منجر به مرگ سلولی برنامه ریزی شده و یا اگر مرگ سلول فوری نیست، DNA آسیب دیده ممکن است منجر به توسعه سرطان شود. سولفور موستارد در آب زیاد محلول نیست اما در چربی بسیار محلول است که به جذب سریع آن به داخل پوست کمک می کند.
این گاز جزو عوامل تاول زا طبقه بندی میشود و دارای اثرات مخرب و دراز مدت بر روی پوست، چشم، سیستم تنفسی و دستگاه گوارشی است . گاز خردل عامل آلکیله کننده و سرطانزا نیز هست.
گاز خردل نخستین بار در سال ۱۹۱۷ به عنوان سلاح شیمیایی در جنگ جهانی اول به کار گرفته شد. پس از جنگ جهانی اول وسیعترین مورد کاربرد این سلاح شیمیایی در جنگ ایران و عراق بود.بر اساس گزارشهای بازرسان سازمان ملل متحد، عراق از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۷ در موارد متعددی از بمبهای حاوی گاز خردل علیه رزمندگان ایرانی و نیز افراد غیر نظامی ساکن روستاها و شهرهای مرزی ایران و حمله شیمیایی به حلبچه استفاده کرد
http://t.me/higgs_field
آیا نزدیکترین خوشه ستاره ای به خورشید در حال نابودی است؟
شواهد نشان می دهد که نزدیکترین خوشه ستاره ای به خورشید در اثر جاذبه یک ساختار عظیم اما دیده نشده در کهکشان ما در حال بهم ریختن است!
در صورت صحت ، این ممکن است شواهدی را...
ادامه👈https://news.1rj.ru/str/higgs_journals/309👉
شواهد نشان می دهد که نزدیکترین خوشه ستاره ای به خورشید در اثر جاذبه یک ساختار عظیم اما دیده نشده در کهکشان ما در حال بهم ریختن است!
در صورت صحت ، این ممکن است شواهدی را...
ادامه👈https://news.1rj.ru/str/higgs_journals/309👉
سردترین منطقه در کیهان
سردترین دمایی که بر اساس قوانین فیزیک میتوان به آن رسید صفر مطلق، یا ۲۷۳.۱۵ – درجهی سلسیوس است. دانشمندان در آزمایشهای علمی به دماهایی تا یک میلیاردم درجه بالاتر از صفر مطلق نیز رسیده اند اما برای رسیدن به این دماهای باورناپذیر به تجهیزات پیچیده و گرانقیمتی نیاز است. اما در کیهان سردترین مکان شناخته شده بصورت طبیعی گازهای سحابی بومرنگ میباشند که دمای سردی برابر ۲۷۲.۱ – درجهی سلسیوس دارند. این سحابی که 5000 سال نوری از زمین فاصله دارد در صورت فلکی قنطورس واقع شده و از مرگ ستارهای به وجود آمده که انبساط گازهای سحابی موجب شده دمای آن تا یک درجه بالاتر از صفر مطلق سرد شود.
در سال ۲۰۱۳ نیز گروهی از پژوهشگران اعلام کردند گازی کوانتومی متشکل از اتمهای پتاسیم ایجاد کردهاند که دمای آن منفی است، البته این شرایط دمای منفی، بیشتر تعبیری ترمودینامیک است و مربوط به حالتهایی میشود که انتروپی ماده تا حد بیشینه افزایش یافته و با افزایش بیشتر انرژی، انتروپی کاهش مییابد.
https://www.nature.com/news/quantum-gas-goes-below-absolute-zero-1.12146
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
سردترین دمایی که بر اساس قوانین فیزیک میتوان به آن رسید صفر مطلق، یا ۲۷۳.۱۵ – درجهی سلسیوس است. دانشمندان در آزمایشهای علمی به دماهایی تا یک میلیاردم درجه بالاتر از صفر مطلق نیز رسیده اند اما برای رسیدن به این دماهای باورناپذیر به تجهیزات پیچیده و گرانقیمتی نیاز است. اما در کیهان سردترین مکان شناخته شده بصورت طبیعی گازهای سحابی بومرنگ میباشند که دمای سردی برابر ۲۷۲.۱ – درجهی سلسیوس دارند. این سحابی که 5000 سال نوری از زمین فاصله دارد در صورت فلکی قنطورس واقع شده و از مرگ ستارهای به وجود آمده که انبساط گازهای سحابی موجب شده دمای آن تا یک درجه بالاتر از صفر مطلق سرد شود.
در سال ۲۰۱۳ نیز گروهی از پژوهشگران اعلام کردند گازی کوانتومی متشکل از اتمهای پتاسیم ایجاد کردهاند که دمای آن منفی است، البته این شرایط دمای منفی، بیشتر تعبیری ترمودینامیک است و مربوط به حالتهایی میشود که انتروپی ماده تا حد بیشینه افزایش یافته و با افزایش بیشتر انرژی، انتروپی کاهش مییابد.
https://www.nature.com/news/quantum-gas-goes-below-absolute-zero-1.12146
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
Nature News & Comment
Quantum gas goes below absolute zero
Ultracold atoms pave way for negative-Kelvin materials.
Forwarded from اتچ بات
#مستند
شاید برای شما سوال باشد که آیا کیهان مرکز مشخصی دارد؟ اگر بله آن کجاست و اگر نه چرا؟
برای یافتن پاسخ سوال ویدئو فوق را مشاهده کنید.
زمان: ۳:۴۸
حجم: ۲۸ مگابایت
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
مجموعه های هیگز:
https://news.1rj.ru/str/higgs_field ←کانال
https://news.1rj.ru/str/higgs_group ←گروه
https://news.1rj.ru/str/higgs_journals ← آرشیو
https://news.1rj.ru/str/higgs_book ←کتابخانه
شاید برای شما سوال باشد که آیا کیهان مرکز مشخصی دارد؟ اگر بله آن کجاست و اگر نه چرا؟
برای یافتن پاسخ سوال ویدئو فوق را مشاهده کنید.
زمان: ۳:۴۸
حجم: ۲۸ مگابایت
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
مجموعه های هیگز:
https://news.1rj.ru/str/higgs_field ←کانال
https://news.1rj.ru/str/higgs_group ←گروه
https://news.1rj.ru/str/higgs_journals ← آرشیو
https://news.1rj.ru/str/higgs_book ←کتابخانه
Telegram
attach 📎
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
doc_2017-06-24_17-06-10.gif
20.5 KB
نمودار شتاب گرانش زمین از مرکز زمین تا فاصله بسیار دور از سطح زمین .
در مرکز زمین و در بی نهایت دور g=0 و در سطح زمین بیشترین مقدار g=9.8 می باشد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
در مرکز زمین و در بی نهایت دور g=0 و در سطح زمین بیشترین مقدار g=9.8 می باشد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
گرمترین منطقه در کیهان
اما گرم ترین نقطه در کیهان به قلب بیگ بنگ باز می گردد، نقطه ی فشردهای از دما و چگالی که جهان ما از آنجا آغاز شده که به آن دمای پلانک می گویند. براساس درک فعلی ما از فیزیک کیهان، این حرارت دمایی برابر دمای فوق العاده ای برابر (1.42×32^10) کلوین میباشد. این دما بالاترین دمای مجاز در مدل استاندارد فیزیک ذرات است. به گفته ی دانشمندان این دما فقط زمانی به وقوع میپیوندد که ذرات در تعامل با یکدیگر به تعادل گرمایی برسند. برای تصور کردن چنین دمایی و رسیدن به مفهوم آن باید مفهوم تعادل را بدانید. بسیاری از کیهانشناسان معتقدند داغترین دمای واقعی در تاریخ جهان چندین مرتبه خنکتر از دمای پلانک است.
کیهانشناسان براساس مطالعات میگویند در اولین لحظات پس از بیگ بنگ، گسترش و انبساط کیهان به قدری سریع انجام شد که هیچ ذرهای قادر به تعامل نبود و در آن لحظات لزوما جهان دمای بسیار پایینی داشت. در کسر کوچکی از ثانیه پس از این اتفاق، ریز موجهای فضا ـ زمان ممکن است همراه ماده شروع به ارتعاش کرده و ماده را به اجبار به تعادل گرمایی رسانده باشد. این امر موجب گرم کردن مجدد و سریع جهان به دمایی معادل 10 به توان 27 کلوین شده است.
http://www.space.com/23367-spooky-nebula-coldest-object-universe-photo.html
http://www.popsci.com/article/science/ask-anything-whats-hottest-temperature-possible
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
اما گرم ترین نقطه در کیهان به قلب بیگ بنگ باز می گردد، نقطه ی فشردهای از دما و چگالی که جهان ما از آنجا آغاز شده که به آن دمای پلانک می گویند. براساس درک فعلی ما از فیزیک کیهان، این حرارت دمایی برابر دمای فوق العاده ای برابر (1.42×32^10) کلوین میباشد. این دما بالاترین دمای مجاز در مدل استاندارد فیزیک ذرات است. به گفته ی دانشمندان این دما فقط زمانی به وقوع میپیوندد که ذرات در تعامل با یکدیگر به تعادل گرمایی برسند. برای تصور کردن چنین دمایی و رسیدن به مفهوم آن باید مفهوم تعادل را بدانید. بسیاری از کیهانشناسان معتقدند داغترین دمای واقعی در تاریخ جهان چندین مرتبه خنکتر از دمای پلانک است.
کیهانشناسان براساس مطالعات میگویند در اولین لحظات پس از بیگ بنگ، گسترش و انبساط کیهان به قدری سریع انجام شد که هیچ ذرهای قادر به تعامل نبود و در آن لحظات لزوما جهان دمای بسیار پایینی داشت. در کسر کوچکی از ثانیه پس از این اتفاق، ریز موجهای فضا ـ زمان ممکن است همراه ماده شروع به ارتعاش کرده و ماده را به اجبار به تعادل گرمایی رسانده باشد. این امر موجب گرم کردن مجدد و سریع جهان به دمایی معادل 10 به توان 27 کلوین شده است.
http://www.space.com/23367-spooky-nebula-coldest-object-universe-photo.html
http://www.popsci.com/article/science/ask-anything-whats-hottest-temperature-possible
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
Space.com
Spooky Nebula is Coldest Known Object in Universe (Photo)
A ghostly nebula shining about 5,000 light-years from Earth is also the coldest known object in the universe.
👍1
در سیستم ماه و زمین اندازه حرکت کل سیستم ( طبق قانون بقای اندازه حرکت ) مقدار ثابتی است بنابر این با کند شدن حرکت وضعی زمین اندازه حرکت زمین کاهش پیدا می کند . برای ثابت ماندن اندازه حرکت سیستم این کاهش اندازه حرکت باید در جائی جبران شود . این انرژی از دست رفته به ماه منتقل شده و فاصله ماه تا زمین را افزایش می دهد .
امروزه با اندازه گیری هائی که در مورد ماه انجام شده مشخص شده که فاصله ماه تا زمین هر سال ۴ سانتیمتر ( ۳/۸۷ سانتیمتر ) افزایش می یابد .
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
امروزه با اندازه گیری هائی که در مورد ماه انجام شده مشخص شده که فاصله ماه تا زمین هر سال ۴ سانتیمتر ( ۳/۸۷ سانتیمتر ) افزایش می یابد .
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
👍1
دور شدن ماه از زمین
در آن زمان که ماه تازه از زمین جدا شده و شکل گرفته بود بسیار به زمین نزدیک و بزرگ بود(حدود ۳۶۰۰۰ کیلومتر- این عدد تقریبی و حدسی می باشد) . گوی بسیار درخشانی که آسمان را کاملا روشن می کرد . در آن زمان شبانه روز زمین بسیار کوتاه تر از امروز بود و شبانه روز ماه هم همچنین بود به صورتی که از روی زمین می توانستیم گردش ماه به دور خودش را ببینیم و مانند امروز نبود که فقط یک طرف ماه به سمت زمین باشد .
بعد جاذبه زمین روی ماه باعث شد هم گردش ماه به دور خودش کاهش پیدا کند هم ماه از زمین دور شود .
فضانوردان آپولو ۱۱روی ماه آینه ای کار گذاشته اند که از روی زمین می توانند با تاباندن باریکه ای لیزر و اندازه گیری زمان رفت و برگشت آن فاصله ماه تا زمین را هر لحظه اندازه بگیرند . اندازه گیری های بسیار دقیق نشان داده اند که کره ماه فعلا سالی ۴ سانتیمتر ( ۳/۸۷ سانتیمتر ) از زمین دور می شود . این مقدار دور شدن در ابتدای تشکیل ماه خیلی بیشتر از این بود ولی با دور شدن ماه این مقدار کاهش یافت و در حال حاظر به سالی ۴ سانتیمتر رسیده و باز هم در آینده کاهش می یابد .
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
در آن زمان که ماه تازه از زمین جدا شده و شکل گرفته بود بسیار به زمین نزدیک و بزرگ بود(حدود ۳۶۰۰۰ کیلومتر- این عدد تقریبی و حدسی می باشد) . گوی بسیار درخشانی که آسمان را کاملا روشن می کرد . در آن زمان شبانه روز زمین بسیار کوتاه تر از امروز بود و شبانه روز ماه هم همچنین بود به صورتی که از روی زمین می توانستیم گردش ماه به دور خودش را ببینیم و مانند امروز نبود که فقط یک طرف ماه به سمت زمین باشد .
بعد جاذبه زمین روی ماه باعث شد هم گردش ماه به دور خودش کاهش پیدا کند هم ماه از زمین دور شود .
فضانوردان آپولو ۱۱روی ماه آینه ای کار گذاشته اند که از روی زمین می توانند با تاباندن باریکه ای لیزر و اندازه گیری زمان رفت و برگشت آن فاصله ماه تا زمین را هر لحظه اندازه بگیرند . اندازه گیری های بسیار دقیق نشان داده اند که کره ماه فعلا سالی ۴ سانتیمتر ( ۳/۸۷ سانتیمتر ) از زمین دور می شود . این مقدار دور شدن در ابتدای تشکیل ماه خیلی بیشتر از این بود ولی با دور شدن ماه این مقدار کاهش یافت و در حال حاظر به سالی ۴ سانتیمتر رسیده و باز هم در آینده کاهش می یابد .
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
Forwarded from physics (ρꫝꪗડⅈᥴડ)
#Entropy
#انتروپی
#پارت_اول
شب به مهماني مي رويد. قفل پنجره باز مانده است، از بخت بد آن شب هوا توفاني مي شود. از مهماني كه بر مي گرديد …! خانم هاي وسواسي در اين مواقع ديوانه مي شوند! چرا طبيعت اينگونه است؟ در عرض چند ساعت تمام نظم و تميزي خانه با يك توفان كه تنها از حجم يك پنجره به خانه هجوم آورده ، به هم مي ريزد، چرا يكبار اتفاق نيفتاده كه پنجره باز بماند وتوفان خانه را تميز و منظم كند؟! (البته بعضي آقايان مجرد به ويژه در خوابگاهها ادعا مي كنند چنين چيزي را در اتاق خود ديده اند، بعدها معلوم شده كه هيچ توفاني قدرت بي نظم كردن شلختگي ايشان را ندارد!) به نظر مي رسد كه گم شدن انرژي هنگام تبديل آن به انرژي كار، دانشمندان را به سوي مفهوم آنتروپي سوق داده باشد، با اين حال پديده هايي كه نشانگر اصل آنتروپي هستند به كرات در زندگي روزمره ما رخ مي دهد. با ما همراه باشيد تا خود به اين اتفاقات پي ببريد.
مفهوم واژه آنتروپي اولين بار در سال 1803 ميلادي توسط دانشمند فرانسوي علاقمند به آثار سعدي يعني لازار كارنو وارد علم مي شود. پسر او سعدي كارنو راه پدر را ادامه داده و اين واژه را براي دانش ترموديناميك آشناتر مي سازد. در ادامه دانشمند آلماني رودولف كلازيوس مفهموم آنتروپي را در ارتباط با مفاهيم دما و گرما به عنوان قانون دوم ترموديناميك جا مي اندازد. اين قانون بعدها توسط دانشمنداني همچون گيبس، هلمهولتز،ماكسول و پلانک توسعه يافت و بخش لاينفكي از ترموديناميك كلاسيك شد. در آينده اي نزديك اين لودويك ادوارد بولتزمن ، دانشمند اتريشي بود كه براي اولين بار مفهوم آنتروپي را با مكانيك آماري در آميخت و بنيانگذار ترموديناميك آماري شد. استخراج كميتهاي ترموديناميك كلاسيك توسط ترموديناميك آماري بر اساس ساختارهاي اتمي به راستي حيرت انگيز و لذت بخش است. مفاهيم فلسفي ترموديناميك آماري نيز واقعا عميق است.
چگونه مفهموم آنتروپي خلق مي شود؟ باور كنيد يادگيري فرآيند خلق مفاهيم علمي در فراگيري زبان علم و تمام بحثهايي كه در مورد آن شد، بسيار حياتي است. بياييد تاريخچه ذكر شده را فراموش كنيم و خودمان خالق مفهوم آنتروپي شويم و از علم لذت ببريم. يك فن(پنكه) در نظر بگيريد، با اطمينان از اينكه سيم آن به برق وصل نيست به اين پرسش پاسخ دهيد : آيا اين فن مي تواند خود به خود بچرخد؟چرا؟ در سمينارهايي كه در دانشگاه داشته ام، بيشتر دانشجوها جواب هاي شاعرانه مي دهند مانند : “دليلي ندارد خود به خود بچرخد” ، “بديهي است كه نمي چرخد” ، “بدون برق نمي چرخد” ، “براي چرخش انرژي مي خواهد”و … ظاهرا برخي جوابها علمي است، اما باور كنيد معدود دانشجوهايي پيدا مي شدند كه دقيقا با زبان علمي به اين پرسش جواب دهند! پاسخ علمي آن چيست؟ ” طبق اصل بقاي انرژي يا قانون اول ترموديناميك اين فن خود به خود نمي چرخد.” ما زماني حرفه اي مي شويم كه بتوانيم مشاهدات و پرسش هايمان را بر طبق اصول علمي بررسي نموده و پاسخ دهيم، قطعا آن زماني كه مطمئن شويم پرسشي وجود دارد كه با هيچكدام از اصول علمي موجود قابل پاسخ نيست، راه براي كشف يك اصل جديد فراهم مي آيد!
بنابراين به نظر مي رسد كه پاسخ را يافته ايم و يك فن طبق اصل بقاي انرژي خود به خود نمي چرخد. اما پاسخ ما هنوز دقيق نيست. ظاهرا ما مفهوم انرژي را خوب نمي دانيم، مگر اصل بقاي انرژي تاكيد مي كند كه فن حتما بايد با انرژي الكتريكي بچرخد؟ به هيچ وجه! آيا انرژي ديگري در اطراف فن وجود دارد؟ فراوان، لطفا فكر كنيد. مثلا انرژي گرمايي مولكولهاي هوا و يا انرژي امواج الكترومغناطيسي سرگردان در محيط كه همه جاي جهان وجود دارد. پس مشكل چرخش خود به خودي، فقدان انرژي نيست! اكنون پرسش عميق تري پديد مي آيد: چرا انرژي مولكولهاي هوا سبب چرخش فن نمي شود؟! (يعني به ازاي كاهش دما و خنك شدن محيط، فن بچرخد!) اين جاست كه ديگر هيچ اصل علمي پاسخگوي پرسش ما نيست و ما براي پاسخ به اين پرسش بايد خالق مفهوم آنتروپي باشيم.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#انتروپی
#پارت_اول
شب به مهماني مي رويد. قفل پنجره باز مانده است، از بخت بد آن شب هوا توفاني مي شود. از مهماني كه بر مي گرديد …! خانم هاي وسواسي در اين مواقع ديوانه مي شوند! چرا طبيعت اينگونه است؟ در عرض چند ساعت تمام نظم و تميزي خانه با يك توفان كه تنها از حجم يك پنجره به خانه هجوم آورده ، به هم مي ريزد، چرا يكبار اتفاق نيفتاده كه پنجره باز بماند وتوفان خانه را تميز و منظم كند؟! (البته بعضي آقايان مجرد به ويژه در خوابگاهها ادعا مي كنند چنين چيزي را در اتاق خود ديده اند، بعدها معلوم شده كه هيچ توفاني قدرت بي نظم كردن شلختگي ايشان را ندارد!) به نظر مي رسد كه گم شدن انرژي هنگام تبديل آن به انرژي كار، دانشمندان را به سوي مفهوم آنتروپي سوق داده باشد، با اين حال پديده هايي كه نشانگر اصل آنتروپي هستند به كرات در زندگي روزمره ما رخ مي دهد. با ما همراه باشيد تا خود به اين اتفاقات پي ببريد.
مفهوم واژه آنتروپي اولين بار در سال 1803 ميلادي توسط دانشمند فرانسوي علاقمند به آثار سعدي يعني لازار كارنو وارد علم مي شود. پسر او سعدي كارنو راه پدر را ادامه داده و اين واژه را براي دانش ترموديناميك آشناتر مي سازد. در ادامه دانشمند آلماني رودولف كلازيوس مفهموم آنتروپي را در ارتباط با مفاهيم دما و گرما به عنوان قانون دوم ترموديناميك جا مي اندازد. اين قانون بعدها توسط دانشمنداني همچون گيبس، هلمهولتز،ماكسول و پلانک توسعه يافت و بخش لاينفكي از ترموديناميك كلاسيك شد. در آينده اي نزديك اين لودويك ادوارد بولتزمن ، دانشمند اتريشي بود كه براي اولين بار مفهوم آنتروپي را با مكانيك آماري در آميخت و بنيانگذار ترموديناميك آماري شد. استخراج كميتهاي ترموديناميك كلاسيك توسط ترموديناميك آماري بر اساس ساختارهاي اتمي به راستي حيرت انگيز و لذت بخش است. مفاهيم فلسفي ترموديناميك آماري نيز واقعا عميق است.
چگونه مفهموم آنتروپي خلق مي شود؟ باور كنيد يادگيري فرآيند خلق مفاهيم علمي در فراگيري زبان علم و تمام بحثهايي كه در مورد آن شد، بسيار حياتي است. بياييد تاريخچه ذكر شده را فراموش كنيم و خودمان خالق مفهوم آنتروپي شويم و از علم لذت ببريم. يك فن(پنكه) در نظر بگيريد، با اطمينان از اينكه سيم آن به برق وصل نيست به اين پرسش پاسخ دهيد : آيا اين فن مي تواند خود به خود بچرخد؟چرا؟ در سمينارهايي كه در دانشگاه داشته ام، بيشتر دانشجوها جواب هاي شاعرانه مي دهند مانند : “دليلي ندارد خود به خود بچرخد” ، “بديهي است كه نمي چرخد” ، “بدون برق نمي چرخد” ، “براي چرخش انرژي مي خواهد”و … ظاهرا برخي جوابها علمي است، اما باور كنيد معدود دانشجوهايي پيدا مي شدند كه دقيقا با زبان علمي به اين پرسش جواب دهند! پاسخ علمي آن چيست؟ ” طبق اصل بقاي انرژي يا قانون اول ترموديناميك اين فن خود به خود نمي چرخد.” ما زماني حرفه اي مي شويم كه بتوانيم مشاهدات و پرسش هايمان را بر طبق اصول علمي بررسي نموده و پاسخ دهيم، قطعا آن زماني كه مطمئن شويم پرسشي وجود دارد كه با هيچكدام از اصول علمي موجود قابل پاسخ نيست، راه براي كشف يك اصل جديد فراهم مي آيد!
بنابراين به نظر مي رسد كه پاسخ را يافته ايم و يك فن طبق اصل بقاي انرژي خود به خود نمي چرخد. اما پاسخ ما هنوز دقيق نيست. ظاهرا ما مفهوم انرژي را خوب نمي دانيم، مگر اصل بقاي انرژي تاكيد مي كند كه فن حتما بايد با انرژي الكتريكي بچرخد؟ به هيچ وجه! آيا انرژي ديگري در اطراف فن وجود دارد؟ فراوان، لطفا فكر كنيد. مثلا انرژي گرمايي مولكولهاي هوا و يا انرژي امواج الكترومغناطيسي سرگردان در محيط كه همه جاي جهان وجود دارد. پس مشكل چرخش خود به خودي، فقدان انرژي نيست! اكنون پرسش عميق تري پديد مي آيد: چرا انرژي مولكولهاي هوا سبب چرخش فن نمي شود؟! (يعني به ازاي كاهش دما و خنك شدن محيط، فن بچرخد!) اين جاست كه ديگر هيچ اصل علمي پاسخگوي پرسش ما نيست و ما براي پاسخ به اين پرسش بايد خالق مفهوم آنتروپي باشيم.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
Forwarded from physics (ρꫝꪗડⅈᥴડ)
#Entropy
#انتروپی
#پارت_دوم
مفهوم نظم و بي نظمي چيست؟ قبل از پرداختن به اين پرسش لازم است يكي از واژه هاي بسيار مهم در هر شاخه اي از علم را بشناسيم ، يعني “سيستم”. به زبان احساسي و ادبي ، سيستم مجموعه اي از اعضاي مرتبط با هم است كه براي رسيدن به يك هدف مشترك دست به دست همديگر داده اند. اما تعريف علمي آن عبارت است از :گروهي از عناصر وابسته كه به منظور خاصي سازمان يافته است.براي شناختن هر سيستمي لازم است كه حدود آن مشخص شود. سيستمها ممكن است چند زير سيستم يا زير زير سيستم قابل تشخيص داشته باشند. شما هر آنچه را اراده كنيد مي توانيد تحت يك سيستم مطالعه كنيد. مهم اين است كه سيستم شما از محيط قابل تشخيص باشد. اكنون اين پرسش مطرح مي شود كه كدام سيستم منظم تر است؟ پاسخ اين است :هر چهميان عناصر تشكيل دهنده آن سيستم روابط ساده تري حاكم باشد ، منظم تر است.
بنابراين با زبان ساده تري قابل تعريف است. به طور خلاصه هر چقدر تعريف يك سيستم ساده تر باشد، آن سيستم منظم تر است! مثلا خط مستقيم منظم تر از خط منحني است، چون معادله تعريف كننده آن ساده تر است. به همين ترتيب دايره منظم تر از بيضي است. شكل هندسي، منظم تر از شكل غير هندسي است. سيستم اعداد زوج منظم تر از اعداد اول است. اگر شما با يك نگاه به دو سيستم در شرايط كاملا برابر، يكي را راحت تر به خاطر سپرده و باز سازي كنيد، قطعا آن يكي منظم تر است. با اين اوصاف منزل يك خانم خانه دار منظم تر از آقايان مجرد است. البته نظم اگر به حد وسواسي خود برسد، آزار دهنده خواهد بود، اين را مي توان از خود طبيعت آموخت. بدن خود ما منظم است، اما اين نظم در يك دامنه محدود انعطاف دارد! در ادامه متوجه مي شويم كه بدن يخ زده ما از اين نيز منظم تر است، اما معناي اين نظم با مرگ در آميخته است. به همين ترتيب اگر بدن از 37 درجه گرمتر شود ، بي نظمي در حال افزايش است و در ادامه مرگ آن را فرا مي گيرد، پس اگر چه انجماد نظم را افزايش و سوختن آن را كاهش مي دهد، اما سوختن و يخ زدن هر دو به معناي مرگ است! با اين حال انجماد نقطه اميدي را باقي مي گذارد.
عنكبوتهايي هستند كه با جريان هوا به ارتفاعات صعود كرده و كاملا يخ مي زنند. سپس با طي مسافتي طولاني به سطح زمين برگشته و به زندگي خود ادامه مي دهند، ظاهرا به اين اميد افرادي با بيماري بدون درمان با پرداخت هزينه اي بالا، بدن خود را به اميد آينده فريز مي كنند. بياييد نگاهي دقيق به محيط اطرافمان بيندازيم. با اينكه كره زمين داراي شرايط ايده آل و استثنايي براي موجودات زنده است، با اين وجود بسياري از پديده هاي خود به خودي سر ناسازگاري با ما دارند. ما خواهان نظم هستيم ، اما …! آبها خود به خود آلوده مي شوند و ما بايد براي تصفيه آن تلاش كنيم. ما به سختي فلزات خالص تهيه مي كنيم ، اما آنها به مرور زنگ مي زنند و مسطهلك مي شوند. ما محيط منزل و كار را به زحمت تميز مي كنيم ، اما آنها خود به خود كثيف مي شوند. يك ظرف بلورين با ارزش در اثر يك بي احتياطي مي شكند و براي هميشه بي ارزش مي شود. گاز سبكي كه بادكنك را بالا مي برد، با تركيدن آن بلافاصله در هوا پخش شده و با ديگر گازها مخلوط مي شود.بيش از نصف انرژي سوخت ما به جاي حركت خودرو ، تلف مي شود و ….! چند مثال ديگر را مي توانيد تصور كنيد؟
طبيعت نسبتا منظم است و ما همچون بقيه جانوران به طور غريزي و با استفاده از حواس خود به نظم و بي نظمي طبيعي حساسيت نشان مي دهيم. اين موضوع براي بقا الزامي است. به طور مثال بوي خوشايند يك گلستان نشان دهنده محيط منظم تري نسبت به محيطي با بوي متعفن اجساد در حال پوسيدن است. جانوران از شامه خود براي يافتن خوراك و محيط امن تر و … استفاده مي كنند. براي حس چشايي نيز همينطور است. يك سيب تازه يا يك ميوه شيرين مورد قبول است، در حاليكه يك سيب گنديده يا يك سم تلخ مورد پذيرش حس چشايي نيست. به همين ترتيب در مورد حس شنوايي مقايسه كنيد يك موسيقي داراي ريتم منظم را با يك صداي بي نظم گوشخراش! لذت و درد براي حس لامسه و …! لطفا در اين مورد و مثالهاي بيشتر فكر كنيد و ببينيد چگونه فرآيند فرگشت با اين سنسورها ، جانوران و ما را براي بقا و توليد مثل پرورش داده است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#انتروپی
#پارت_دوم
مفهوم نظم و بي نظمي چيست؟ قبل از پرداختن به اين پرسش لازم است يكي از واژه هاي بسيار مهم در هر شاخه اي از علم را بشناسيم ، يعني “سيستم”. به زبان احساسي و ادبي ، سيستم مجموعه اي از اعضاي مرتبط با هم است كه براي رسيدن به يك هدف مشترك دست به دست همديگر داده اند. اما تعريف علمي آن عبارت است از :گروهي از عناصر وابسته كه به منظور خاصي سازمان يافته است.براي شناختن هر سيستمي لازم است كه حدود آن مشخص شود. سيستمها ممكن است چند زير سيستم يا زير زير سيستم قابل تشخيص داشته باشند. شما هر آنچه را اراده كنيد مي توانيد تحت يك سيستم مطالعه كنيد. مهم اين است كه سيستم شما از محيط قابل تشخيص باشد. اكنون اين پرسش مطرح مي شود كه كدام سيستم منظم تر است؟ پاسخ اين است :هر چهميان عناصر تشكيل دهنده آن سيستم روابط ساده تري حاكم باشد ، منظم تر است.
بنابراين با زبان ساده تري قابل تعريف است. به طور خلاصه هر چقدر تعريف يك سيستم ساده تر باشد، آن سيستم منظم تر است! مثلا خط مستقيم منظم تر از خط منحني است، چون معادله تعريف كننده آن ساده تر است. به همين ترتيب دايره منظم تر از بيضي است. شكل هندسي، منظم تر از شكل غير هندسي است. سيستم اعداد زوج منظم تر از اعداد اول است. اگر شما با يك نگاه به دو سيستم در شرايط كاملا برابر، يكي را راحت تر به خاطر سپرده و باز سازي كنيد، قطعا آن يكي منظم تر است. با اين اوصاف منزل يك خانم خانه دار منظم تر از آقايان مجرد است. البته نظم اگر به حد وسواسي خود برسد، آزار دهنده خواهد بود، اين را مي توان از خود طبيعت آموخت. بدن خود ما منظم است، اما اين نظم در يك دامنه محدود انعطاف دارد! در ادامه متوجه مي شويم كه بدن يخ زده ما از اين نيز منظم تر است، اما معناي اين نظم با مرگ در آميخته است. به همين ترتيب اگر بدن از 37 درجه گرمتر شود ، بي نظمي در حال افزايش است و در ادامه مرگ آن را فرا مي گيرد، پس اگر چه انجماد نظم را افزايش و سوختن آن را كاهش مي دهد، اما سوختن و يخ زدن هر دو به معناي مرگ است! با اين حال انجماد نقطه اميدي را باقي مي گذارد.
عنكبوتهايي هستند كه با جريان هوا به ارتفاعات صعود كرده و كاملا يخ مي زنند. سپس با طي مسافتي طولاني به سطح زمين برگشته و به زندگي خود ادامه مي دهند، ظاهرا به اين اميد افرادي با بيماري بدون درمان با پرداخت هزينه اي بالا، بدن خود را به اميد آينده فريز مي كنند. بياييد نگاهي دقيق به محيط اطرافمان بيندازيم. با اينكه كره زمين داراي شرايط ايده آل و استثنايي براي موجودات زنده است، با اين وجود بسياري از پديده هاي خود به خودي سر ناسازگاري با ما دارند. ما خواهان نظم هستيم ، اما …! آبها خود به خود آلوده مي شوند و ما بايد براي تصفيه آن تلاش كنيم. ما به سختي فلزات خالص تهيه مي كنيم ، اما آنها به مرور زنگ مي زنند و مسطهلك مي شوند. ما محيط منزل و كار را به زحمت تميز مي كنيم ، اما آنها خود به خود كثيف مي شوند. يك ظرف بلورين با ارزش در اثر يك بي احتياطي مي شكند و براي هميشه بي ارزش مي شود. گاز سبكي كه بادكنك را بالا مي برد، با تركيدن آن بلافاصله در هوا پخش شده و با ديگر گازها مخلوط مي شود.بيش از نصف انرژي سوخت ما به جاي حركت خودرو ، تلف مي شود و ….! چند مثال ديگر را مي توانيد تصور كنيد؟
طبيعت نسبتا منظم است و ما همچون بقيه جانوران به طور غريزي و با استفاده از حواس خود به نظم و بي نظمي طبيعي حساسيت نشان مي دهيم. اين موضوع براي بقا الزامي است. به طور مثال بوي خوشايند يك گلستان نشان دهنده محيط منظم تري نسبت به محيطي با بوي متعفن اجساد در حال پوسيدن است. جانوران از شامه خود براي يافتن خوراك و محيط امن تر و … استفاده مي كنند. براي حس چشايي نيز همينطور است. يك سيب تازه يا يك ميوه شيرين مورد قبول است، در حاليكه يك سيب گنديده يا يك سم تلخ مورد پذيرش حس چشايي نيست. به همين ترتيب در مورد حس شنوايي مقايسه كنيد يك موسيقي داراي ريتم منظم را با يك صداي بي نظم گوشخراش! لذت و درد براي حس لامسه و …! لطفا در اين مورد و مثالهاي بيشتر فكر كنيد و ببينيد چگونه فرآيند فرگشت با اين سنسورها ، جانوران و ما را براي بقا و توليد مثل پرورش داده است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
Forwarded from physics (ρꫝꪗડⅈᥴડ)
#Entropy
#انتروپی
#پارت_سوم
بر گرديم به پرسشي كه همانند بسياري ديگر از اين نوع مي تواند به خلق مفهوم آنتروپي منجر شود. چرا يك فن خود به خود نمي چرخد؟ چرا انرژي گرمايي مولكول هاي هوا باعث چرخش فن نمي شود؟ چرا يك فنجان چاي خود به خود سرد مي شود و گرمايش در محيط پخش مي شود، اما عكس آن اتفاق نمي افتد؟ پاسخ عميق اين چرا را ترموديناميك آماري مي دهد. در حالت معمول، چرايي كه پاسخي در كتاب علمي نداشته باشد، نشان دهنده وجود يك مفهوم يا قانون جديد علمي است كه بايد كشف شود. البته اين كشف زماني كامل مي شود كه يك توضيح جامع علمي داشته و رياضي آن براي پيش بيني هاي دقيق فرموله شود. اين پرسشها و چراها كلازيوس را واداشت كه بگويد : انتقال گرما از يك منبع سرد به منبع گرم امكان ندارد مگر اينكه همزمان با آن مقداري كار به گرما تبديل شود!
كلوين نيز گفت : غير ممكن است بتوان گرما از منبعي گرفت و آن را به كار تبديل كرد بدون آنكه همزمان با آن مقداري گرما از منبع گرم به منبع سرد انتقال نيابد. مقداري آكادميك شد! موضوع روشن است. گرما كه درجه آن با دما نشان داده مي شود، نمي تواند خود به خود به كار تبديل شود. يك محيط همدما به تعادل رسيده است و در حالت تعادل تحولي كه به كار منجر شود، اتفاق نمي افتد. گرمايي به كار تبديل خواهد شد كه در كنار سرما قرار داشته باشد و اين يعني عدم تعادل. همه اينها در يك چيز خلاصه مي شود كه در يك سيستم منزوي يعني بدون تبادل انرژي با محيط ، اين موج گرماست كه به سمت سرما هجوم آورده و تا رسيدن به تعادل و همدمايي از پا نمي نشيند. برعكس آن امكان پذير نيست.
يخچال مي تواند برعكس عمل كند و با انتقال گرما به بيرون، خود را سردتر كند، اما يخچال يك سيستم منزوي نيست. در بحث ترموديناميك آماري خواهيم گفت كه تمام اين جملات با آمار و احتمال بيان مي شود.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#انتروپی
#پارت_سوم
بر گرديم به پرسشي كه همانند بسياري ديگر از اين نوع مي تواند به خلق مفهوم آنتروپي منجر شود. چرا يك فن خود به خود نمي چرخد؟ چرا انرژي گرمايي مولكول هاي هوا باعث چرخش فن نمي شود؟ چرا يك فنجان چاي خود به خود سرد مي شود و گرمايش در محيط پخش مي شود، اما عكس آن اتفاق نمي افتد؟ پاسخ عميق اين چرا را ترموديناميك آماري مي دهد. در حالت معمول، چرايي كه پاسخي در كتاب علمي نداشته باشد، نشان دهنده وجود يك مفهوم يا قانون جديد علمي است كه بايد كشف شود. البته اين كشف زماني كامل مي شود كه يك توضيح جامع علمي داشته و رياضي آن براي پيش بيني هاي دقيق فرموله شود. اين پرسشها و چراها كلازيوس را واداشت كه بگويد : انتقال گرما از يك منبع سرد به منبع گرم امكان ندارد مگر اينكه همزمان با آن مقداري كار به گرما تبديل شود!
كلوين نيز گفت : غير ممكن است بتوان گرما از منبعي گرفت و آن را به كار تبديل كرد بدون آنكه همزمان با آن مقداري گرما از منبع گرم به منبع سرد انتقال نيابد. مقداري آكادميك شد! موضوع روشن است. گرما كه درجه آن با دما نشان داده مي شود، نمي تواند خود به خود به كار تبديل شود. يك محيط همدما به تعادل رسيده است و در حالت تعادل تحولي كه به كار منجر شود، اتفاق نمي افتد. گرمايي به كار تبديل خواهد شد كه در كنار سرما قرار داشته باشد و اين يعني عدم تعادل. همه اينها در يك چيز خلاصه مي شود كه در يك سيستم منزوي يعني بدون تبادل انرژي با محيط ، اين موج گرماست كه به سمت سرما هجوم آورده و تا رسيدن به تعادل و همدمايي از پا نمي نشيند. برعكس آن امكان پذير نيست.
يخچال مي تواند برعكس عمل كند و با انتقال گرما به بيرون، خود را سردتر كند، اما يخچال يك سيستم منزوي نيست. در بحث ترموديناميك آماري خواهيم گفت كه تمام اين جملات با آمار و احتمال بيان مي شود.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
انتروپی
پارت اول
https://news.1rj.ru/str/higgs_field/3453
پارت دوم
https://news.1rj.ru/str/higgs_field/3454
پارت سوم
https://news.1rj.ru/str/higgs_field/3455
مجموعه #کوانتوم_مکانیک
@higgs_journals آرشیو
@higgs_field کانال
@higgs_group گروه
تحوّل نگرشی به گیتی ، با کوانتوم مکانیک!
پارت اول
https://news.1rj.ru/str/higgs_field/3453
پارت دوم
https://news.1rj.ru/str/higgs_field/3454
پارت سوم
https://news.1rj.ru/str/higgs_field/3455
مجموعه #کوانتوم_مکانیک
@higgs_journals آرشیو
@higgs_field کانال
@higgs_group گروه
تحوّل نگرشی به گیتی ، با کوانتوم مکانیک!