"بسیاری از عمیقترین و جذابترین سوالات درباره سرشت جهان، که هنوز ما با آنها دست و پنجه نرم میکنیم، ریشه در جست و جوی عمیق دینی ما درباره معنا دارد.
ایده یک جهان قانونمند با نظمی که قابل فهم و قابل اتکا است، بیشتر، از اعتقادات دینی درباره سرشت خداوند به دست آمده است."
👤جان بارو، کیهان شناس انگلیسی (که دو روز قبل در 27 سپتامبر فوت شده است)
Barrow, John D., "The great basilica of nature," Science & Theology News, April 2006, p. 16.
ایده یک جهان قانونمند با نظمی که قابل فهم و قابل اتکا است، بیشتر، از اعتقادات دینی درباره سرشت خداوند به دست آمده است."
👤جان بارو، کیهان شناس انگلیسی (که دو روز قبل در 27 سپتامبر فوت شده است)
Barrow, John D., "The great basilica of nature," Science & Theology News, April 2006, p. 16.
سوالات بنیادی.pdf
2.5 MB
📌مسائل بنیادی
"یک سلسله مسائل بنیادی هست که همواره برای انسان وجود داشته و دارد و فطرت آدمی، تشنه پاسخ دادن صحیح و قانع کننده به آنهاست و چون موضوع این مسائل، خارج از قلمرو حس و تجربه است، نمیتوان حل آنها را از علوم تجربی انتظار داشت، بلکه تنها کلید حل آنها را باید از عقل و خرد خواست و اتفاقا حل صحیح همین مسائل است که اساسیترین نقش را در معنیدار کردن و ارزشبخشیدن به زندگی، بازی میکند و به سیر و حرکت اختیاری انسان، جهت مطلوب میبخشد.
و برعکس پاسخ نادرست دادن به آنها زندگی را بیمعنی و پوچ و فاقد هدف ارزنده میسازد و انسان را به پرتگاه خسران ابدی سوق میدهد، و مسکوت گذاردن این مسائل، علاوه بر رنج شک و حیرت و دلهره و اضطراب و ناخرسندی همیشگی وجدان، آدمی را از رسیدن به هدف اصلی آفرینش و کمال نهایی و سعادت جاودانی، محروم میکند."
"یک سلسله مسائل بنیادی هست که همواره برای انسان وجود داشته و دارد و فطرت آدمی، تشنه پاسخ دادن صحیح و قانع کننده به آنهاست و چون موضوع این مسائل، خارج از قلمرو حس و تجربه است، نمیتوان حل آنها را از علوم تجربی انتظار داشت، بلکه تنها کلید حل آنها را باید از عقل و خرد خواست و اتفاقا حل صحیح همین مسائل است که اساسیترین نقش را در معنیدار کردن و ارزشبخشیدن به زندگی، بازی میکند و به سیر و حرکت اختیاری انسان، جهت مطلوب میبخشد.
و برعکس پاسخ نادرست دادن به آنها زندگی را بیمعنی و پوچ و فاقد هدف ارزنده میسازد و انسان را به پرتگاه خسران ابدی سوق میدهد، و مسکوت گذاردن این مسائل، علاوه بر رنج شک و حیرت و دلهره و اضطراب و ناخرسندی همیشگی وجدان، آدمی را از رسیدن به هدف اصلی آفرینش و کمال نهایی و سعادت جاودانی، محروم میکند."
📌ارزش جوایز
جایزه تمپلتون، حدود یک و نیم میلیون دلار و جایزه نوبل حدود 1.1 میلیون دلار ارزش دارند.
سوالی برای من وجود دارد که جوابش را نمیدانم، و آن اینکه چقدر باید این جوایز را جدی بگیریم؟ مثلا کسی که جایزه صلح نوبل را برده را واقعا باید جدی بگیریم؟!
@physics25
جایزه تمپلتون، حدود یک و نیم میلیون دلار و جایزه نوبل حدود 1.1 میلیون دلار ارزش دارند.
سوالی برای من وجود دارد که جوابش را نمیدانم، و آن اینکه چقدر باید این جوایز را جدی بگیریم؟ مثلا کسی که جایزه صلح نوبل را برده را واقعا باید جدی بگیریم؟!
@physics25
"من به همراه کشیشان وست مینستر و پیشینیان آنها برای همیشه ایمان و باور دارم که "هدف اصلی انسان، تسبیح و ستایش خداوند و لذت بردن از او برای همیشه است."
👤جیمز کلارک ماکسول، فیزیکدان بزرگ و بنیانگذار نظریه الکترومغناطیس
👈در نامه به لوییس کمپل
📚 کتاب The Life of James Clerk Maxwell صفحه 87
@physics25
👤جیمز کلارک ماکسول، فیزیکدان بزرگ و بنیانگذار نظریه الکترومغناطیس
👈در نامه به لوییس کمپل
📚 کتاب The Life of James Clerk Maxwell صفحه 87
@physics25
📌نکاتی از لرد کلوین درباره قدرت و هدایت خدا در عالم ماده
👈کلوین فیزیکدان بزرگ است که یکای دما، در بزرگداشت او، کلوین نام گرفته است.
"در اینجا اندیشه علمی مجبور به پذیرش ایده قدرت خالق است. چهل سال پیش در هنگام قدم زدن از پروفسور لیبییش ،سوال کردم که آیا او معتقد است که علفها و گلهایی که در اطراف خود می دیدیم فقط توسط نیروهای شیمیایی رشد می کنند؟
او پاسخ داد که: "نه خیر! آیا یک کتاب گیاهشناسی که این گیاهان را توصیف می کند فقط توسط نیروهای شیمیایی رشد کرده است!"
هر عمل اختیاری انسان برای علم فیزیک و شیمی و ریاضی، یک واقعه عجیب و معجزه انگیز است. "
اصل مقاله تایمز:
https://www.thetimes.co.uk/archive/article/1903-05-02/12/3.html?region=global#start%3D1903-05-02%26end%3D1903-05-03%26terms%3Dkelvin%26back%3D/tto/archive/find/kelvin/w:1903-05-02%7E1903-05-03/1%26next%3D/tto/archive/frame/goto/kelvin/w:1903-05-02%7E1903-05-03/2
نامه دو روز بعد لرد کلوین به سردبیر برای اصلاح برخی موارد:
https://www.thetimes.co.uk/archive/article/1903-05-04/12/2.html?region=global#start%3D1903-05-02%26end%3D1903-05-10%26terms%3Dkelvin%26back%3D/tto/archive/find/kelvin/w:1903-05-02%7E1903-05-10/1%26prev%3D/tto/archive/frame/goto/kelvin/w:1903-05-02%7E1903-05-10/2%26next%3D/tto/archive/frame/goto/kelvin/w:1903-05-02%7E1903-05-10/4
👈کلوین فیزیکدان بزرگ است که یکای دما، در بزرگداشت او، کلوین نام گرفته است.
"در اینجا اندیشه علمی مجبور به پذیرش ایده قدرت خالق است. چهل سال پیش در هنگام قدم زدن از پروفسور لیبییش ،سوال کردم که آیا او معتقد است که علفها و گلهایی که در اطراف خود می دیدیم فقط توسط نیروهای شیمیایی رشد می کنند؟
او پاسخ داد که: "نه خیر! آیا یک کتاب گیاهشناسی که این گیاهان را توصیف می کند فقط توسط نیروهای شیمیایی رشد کرده است!"
هر عمل اختیاری انسان برای علم فیزیک و شیمی و ریاضی، یک واقعه عجیب و معجزه انگیز است. "
اصل مقاله تایمز:
https://www.thetimes.co.uk/archive/article/1903-05-02/12/3.html?region=global#start%3D1903-05-02%26end%3D1903-05-03%26terms%3Dkelvin%26back%3D/tto/archive/find/kelvin/w:1903-05-02%7E1903-05-03/1%26next%3D/tto/archive/frame/goto/kelvin/w:1903-05-02%7E1903-05-03/2
نامه دو روز بعد لرد کلوین به سردبیر برای اصلاح برخی موارد:
https://www.thetimes.co.uk/archive/article/1903-05-04/12/2.html?region=global#start%3D1903-05-02%26end%3D1903-05-10%26terms%3Dkelvin%26back%3D/tto/archive/find/kelvin/w:1903-05-02%7E1903-05-10/1%26prev%3D/tto/archive/frame/goto/kelvin/w:1903-05-02%7E1903-05-10/2%26next%3D/tto/archive/frame/goto/kelvin/w:1903-05-02%7E1903-05-10/4
📌از فیزیکدان به کشیش
"در تفکر ریاضی، اغلب ما در میانسالی، آن انعطاف ذهنی را که ویژگی جوانان است، از دست میدهیم. هنوز هم میتوانیم از شیوههای قدیمی استفاده کنیم، اما یادگیری و ابداع شیوههای جدید دشوارتر میشود... تصمیم گرفتم قبل از آنکه فیزیک من را ترک کند، من آن را ترک کنم. احساس میکردم این را نه تنها به خودم، بلکه به همکاران جوانم در گروه پژوهشی بزرگی که امتیاز رهبری آن بر عهده من بود، مدیونم. با نزدیک شدن پنجاهمین سالروز تولد خود و از آنجا که با تثبیت آنچه مدل استاندارد خوانده میشد، عرصه خاصی از فیزیک ذرهای به پایان میرسید، دریافتم که زمان رفتن من فرارسیده است. به هیچ روی فیزیک را از آن روی ترک نکرده بودم که از افسون آن رها شده بودم، بلکه این کار را به این دلیل انجام دادم که نقش اندک خود را در آن انجام داده بودم و اکنون وقت آن رسیده بود که کارهای دیگری انجام دهم."
جان پوکنیگ هورن در اکتبر 1979 وارد مدرسه دینی کوچکی در وستکوت هاوس شد. او در این مدرسه از همه، حتی مدیر مدرسه مسنتر بود. او یک دوره دو ساله آموزش کشیشی را در این مدرسه طی کرد. مهمترین آموختههای او در این دوره عبارتند از: ارزش کارهای روزمره، چرخش دعا و نیایش صبح و شام، زبورخوانی و خواندن کتاب مقدس.
📚 کتاب علم و الهیات، فصل "از فیزیکدان به کشیش" بخشی از زندگی نامه فیزیکدان بزرگ، جان پوکینگ هورن
@physics25
"در تفکر ریاضی، اغلب ما در میانسالی، آن انعطاف ذهنی را که ویژگی جوانان است، از دست میدهیم. هنوز هم میتوانیم از شیوههای قدیمی استفاده کنیم، اما یادگیری و ابداع شیوههای جدید دشوارتر میشود... تصمیم گرفتم قبل از آنکه فیزیک من را ترک کند، من آن را ترک کنم. احساس میکردم این را نه تنها به خودم، بلکه به همکاران جوانم در گروه پژوهشی بزرگی که امتیاز رهبری آن بر عهده من بود، مدیونم. با نزدیک شدن پنجاهمین سالروز تولد خود و از آنجا که با تثبیت آنچه مدل استاندارد خوانده میشد، عرصه خاصی از فیزیک ذرهای به پایان میرسید، دریافتم که زمان رفتن من فرارسیده است. به هیچ روی فیزیک را از آن روی ترک نکرده بودم که از افسون آن رها شده بودم، بلکه این کار را به این دلیل انجام دادم که نقش اندک خود را در آن انجام داده بودم و اکنون وقت آن رسیده بود که کارهای دیگری انجام دهم."
جان پوکنیگ هورن در اکتبر 1979 وارد مدرسه دینی کوچکی در وستکوت هاوس شد. او در این مدرسه از همه، حتی مدیر مدرسه مسنتر بود. او یک دوره دو ساله آموزش کشیشی را در این مدرسه طی کرد. مهمترین آموختههای او در این دوره عبارتند از: ارزش کارهای روزمره، چرخش دعا و نیایش صبح و شام، زبورخوانی و خواندن کتاب مقدس.
📚 کتاب علم و الهیات، فصل "از فیزیکدان به کشیش" بخشی از زندگی نامه فیزیکدان بزرگ، جان پوکینگ هورن
@physics25
"در اسلام همواره نوعی گرایش به سوی وحدت وجود دارد. بنابراین، گفتن اینکه "متافیزیک را میتوانیم کاملا از حوزه معرفت یا فعالیت انسان دور نماییم"، کاملا با تفکر اسلامی ناسازگار است. تفکر اسلامی بر پیوند تنگاتنگ میان توصیف جهان و ریشه آن در اصول متافیزیکی و معنوی تاکید میکند. من معتقدم سراسر تفکر اسلامی، این نکته را بیان میکند که تنها یک نوع حقیقت وجود دارد و ما میتوانیم از راههای گوناگون به این حقیقت نائل شویم. علم، یکی از این راهها است. من تفسیر دوگانه انگارانه از علم و به ویژه از مکانیک کوانتوم را نمیپسندم. من یک رئالیست هستم. ما فکر میکنیم واقعیتی پنهان و به تعبیر دسپانیا "واقعیتی نقابدار" وجود دارد و میکوشیم تا از طریق علم به این واقعیت نزدیکتر شویم. به یک معنا در این مسیر توفیقاتی داشتهایم، اما به نظر میرسد به یک گام کیفی نیازمندیم و در این گام کیفی، مساله معنای اشیا مطرح میشود. من فکر میکنم تنها از طریق رهیافت دینی میتوانیم به این پرسش پاسخ دهیم و بدین سبب است که از دید من، فعالیتهای علمی و دینی کاملا مکمل یکدیگرند."
👤برونو گایدردونی، کیهان شناس در موسسه اخترفیزیک پاریس.
👈او در خانواده مسیحی در فرانسه متولد شد و بعد از تحقیق به دین اسلام گروید.
🆔@physics25
https://news.1rj.ru/str/physicsax/100
👤برونو گایدردونی، کیهان شناس در موسسه اخترفیزیک پاریس.
👈او در خانواده مسیحی در فرانسه متولد شد و بعد از تحقیق به دین اسلام گروید.
🆔@physics25
https://news.1rj.ru/str/physicsax/100
Telegram
.
طبیعیات
مساله. تعداد برخوردها (در صورتی که جرم جعبه اول صد به توان n باشد) را بیابید. راهنمایی. عدد پی را در نظر بگیرید و کلیپ بالا را ببینید. چرا عدد پی ظاهر میشود؟؟ 🆔 @physics25
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📌 عدد پی از کجا ظاهر شد؟!
👈زبان انگلیسی
👈راه حل دیگری از این مساله در پست زیر:
https://news.1rj.ru/str/physics25/71
@physics25
👈زبان انگلیسی
👈راه حل دیگری از این مساله در پست زیر:
https://news.1rj.ru/str/physics25/71
@physics25
طبیعیات
Golshani_Rasael.pdf
👈فایل چند کتابی که دکتر گلشنی در مصاحبه با رسائل، معرفی کرده بودند، جهت دسترسی سادهتر دوستان در ادامه قرار خواهد گرفت:
📌اسامی کتابها:
Against Atheism, by Ian Markham
Beyond Matter, by Roger Trigg
God's Undertaker: Has Science Buried God?, by John Lennox
Modern Physics and Ancient Faith, by Stephen Barr
The Twilight of Atheism, by Alister McGrath
📌اسامی کتابها:
Against Atheism, by Ian Markham
Beyond Matter, by Roger Trigg
God's Undertaker: Has Science Buried God?, by John Lennox
Modern Physics and Ancient Faith, by Stephen Barr
The Twilight of Atheism, by Alister McGrath
God’s_Undertaker_Has_Science_Buried_God_Lion_Hudson_2007.pdf
2.3 MB
📚God's Undertaker: Has Science Buried God?
👤John Lennox
👤John Lennox
Modern Physics and Ancient Faith(2003).pdf
2.5 MB
📚Modern Physics and Ancient Faith
👤Stephen Barr
👤Stephen Barr
The Twilight of Atheism(2004).pdf
13.6 MB
📚The Twilight of Atheism
👤Alister McGrath
👤Alister McGrath
برای کار علمی قبول میکنیم که جهان، منظم و قانونمند است. این را از خود علم نمیتوان نتیجه گرفت، بلکه نیاز به این فرض داریم که دادههای علم به همه زمانها و مکانها قابل تسری است و بدون این فرض نمیتوان یافتههای علمی را تعمیم داد.
📌کرونا چگونه به مغز آسیب میرساند؟
👈بخش اول
زن در خانهاش، شیر و میمون دیده بود. او تعادلش را از دست داده و نسبت به دیگران پرخاشگر شده بود و مطمئن بود که شوهرش، فریبکار است. او در اواسط دهه پنچاه سالگی زندگیاش بود، و در سنی که علائم روانپریشی در آن معمولا ظاهر میشود نبود و قبلا هم سابقه مشکلات روانی نداشت. اما او به بیماری کرونا مبتلا شده بود.
در ماههای ابتدایی همهگیری بیماری کرونا، پزشکان سعی در حفظ تنفس بیماران داشتند و بیشتر متمرکز بر روی درمان آسیب وارد شده بر ریه و سیستم گردش خون بودند. اما حتی در آن موقع هم شواهدی از آسیبهای عصبی، گزارش میشد.
در ماه آوریل، گروهی از دانشمندان ژاپنی، گزارشی مبنی بر التهاب در بافت مغزی یک بیمار را منتشر کردند. در گزارش دیگری، مشکلات در میلین منتشر شد(یک چربی که از نورونها حفاظت میکند و در برخی بیماریها مثل ام-اس آسیب میبیند).
به گفته آلیسون موتری، علائم عصبی، دائما بیشتر و بیشتر ترسناک میشوند.
این لیست اکنون شامل سکته مغزی، خونریزی مغزی و از دست دادن حافظه است.
اگرچه ویروسها میتوانند به مغز حمله کنند، اما مشخص نیست که آیا ویروس کرونا نیز این توانایی را دارد؟ آیا این علائم ناشی از ویروس بوده یا اینکه ناشی از تحریک بیش از حد سیستم ایمنی بدن است؟
بر اساس مقالهای در ماه ژوئن، یک تیم انگلیسی جزئیات بالینی 125 بیمار کرونا که دارای علائم اعصاب بودند، مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. در این میان، 62 درصد افراد به علائم مربوط به سیستم خونرسانی مغز همانند سکته مغزی و یا خونریزی مغزی مبتلا شده بودند. 31 درصد موارد به اختلالات روانی مانند گیجی یا بیهوشی طولانی مدت که گاهی با ورم مغز همراه میشد، دچار شده بودند. ده نفر از بیماران که حالات ذهنی آنها تغییر کرده بود، به جنون مبتلا شدند.
همه افرادی که دچار علائم اعصاب بودند، لزوما در بخش مراقبتهای ویژه بستری نبودند. به گفته سرپرست این تیم:" ما گروهی از جوانان که دارای فاکتورهای متداول ریسک سکته مغزی نبودند، را میدیدیم که سکته مغزی میکردند و بیمارانی را میدیدیم که تغییرات حاد در وضعیت ذهنی داشتند که قابل توضیح نبود."
گزارش مشابهی در جولای، جزئیات علائم اعصاب 43 بیمار مبتلا به کرونا را منتشر کرده بود. به گفته سرپرست این تیم، برخی الگوها در حال روشن شدن هستند. شایعترین اثرات، سکته مغزی و انسفالیت(ورم مغزی) هستند. حالت دیگری به شکل انسفالومیلیت حاد (التهاب حاد و مغز و نخاع) باشد که در آن مغز و نخاع ملتهب شده و نورونها پوشش میلین خود را از دست داده و منجر به علائمی شبیه ام-اس میشود.
برخی از بدترین بیماران آسیب دیده، فقط علائم خفیف تنفسی داشتند. مغز در آنها به عنوان مهمترین عامل آسیب دیده بود.
🆔@physics25
👈بخش اول
زن در خانهاش، شیر و میمون دیده بود. او تعادلش را از دست داده و نسبت به دیگران پرخاشگر شده بود و مطمئن بود که شوهرش، فریبکار است. او در اواسط دهه پنچاه سالگی زندگیاش بود، و در سنی که علائم روانپریشی در آن معمولا ظاهر میشود نبود و قبلا هم سابقه مشکلات روانی نداشت. اما او به بیماری کرونا مبتلا شده بود.
در ماههای ابتدایی همهگیری بیماری کرونا، پزشکان سعی در حفظ تنفس بیماران داشتند و بیشتر متمرکز بر روی درمان آسیب وارد شده بر ریه و سیستم گردش خون بودند. اما حتی در آن موقع هم شواهدی از آسیبهای عصبی، گزارش میشد.
در ماه آوریل، گروهی از دانشمندان ژاپنی، گزارشی مبنی بر التهاب در بافت مغزی یک بیمار را منتشر کردند. در گزارش دیگری، مشکلات در میلین منتشر شد(یک چربی که از نورونها حفاظت میکند و در برخی بیماریها مثل ام-اس آسیب میبیند).
به گفته آلیسون موتری، علائم عصبی، دائما بیشتر و بیشتر ترسناک میشوند.
این لیست اکنون شامل سکته مغزی، خونریزی مغزی و از دست دادن حافظه است.
اگرچه ویروسها میتوانند به مغز حمله کنند، اما مشخص نیست که آیا ویروس کرونا نیز این توانایی را دارد؟ آیا این علائم ناشی از ویروس بوده یا اینکه ناشی از تحریک بیش از حد سیستم ایمنی بدن است؟
بر اساس مقالهای در ماه ژوئن، یک تیم انگلیسی جزئیات بالینی 125 بیمار کرونا که دارای علائم اعصاب بودند، مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. در این میان، 62 درصد افراد به علائم مربوط به سیستم خونرسانی مغز همانند سکته مغزی و یا خونریزی مغزی مبتلا شده بودند. 31 درصد موارد به اختلالات روانی مانند گیجی یا بیهوشی طولانی مدت که گاهی با ورم مغز همراه میشد، دچار شده بودند. ده نفر از بیماران که حالات ذهنی آنها تغییر کرده بود، به جنون مبتلا شدند.
همه افرادی که دچار علائم اعصاب بودند، لزوما در بخش مراقبتهای ویژه بستری نبودند. به گفته سرپرست این تیم:" ما گروهی از جوانان که دارای فاکتورهای متداول ریسک سکته مغزی نبودند، را میدیدیم که سکته مغزی میکردند و بیمارانی را میدیدیم که تغییرات حاد در وضعیت ذهنی داشتند که قابل توضیح نبود."
گزارش مشابهی در جولای، جزئیات علائم اعصاب 43 بیمار مبتلا به کرونا را منتشر کرده بود. به گفته سرپرست این تیم، برخی الگوها در حال روشن شدن هستند. شایعترین اثرات، سکته مغزی و انسفالیت(ورم مغزی) هستند. حالت دیگری به شکل انسفالومیلیت حاد (التهاب حاد و مغز و نخاع) باشد که در آن مغز و نخاع ملتهب شده و نورونها پوشش میلین خود را از دست داده و منجر به علائمی شبیه ام-اس میشود.
برخی از بدترین بیماران آسیب دیده، فقط علائم خفیف تنفسی داشتند. مغز در آنها به عنوان مهمترین عامل آسیب دیده بود.
🆔@physics25
📌کرونا چگونه به مغز آسیب میرساند؟
👈بخش دوم (بخش نهایی)
یکی از مشکلات مربوط به تعیین درصد افرادی که دچار مشکلات اعصاب میشوند این است که مطالعات بالینی، متمرکز بر روی افرادی است که در بیمارستان بستری شده و اغلب بر روی کسانی است که در بخش مراقبتهای ویژه هستند. برای این گروه، شیوع علائم اعصاب، تا بیش از 50 درصد میتواند باشد. اما اطلاعات بسیار کمی راجع به افرادی که علائم خفیف دارند و یا علائم تنفسی ندارند در دسترس است. کمبود اطلاعات باعث میشود که فهم علت اینکه چرا برخی افراد دچار علائم اعصاب شده و برخی دیگر نمیشوند، را دشوار سازد.
شواهد روشنی وجود دارد که ویروس کرونا میتواند نورونها را آلوده کند. اما یک سوال وجود دارد که ویروس چگونه میتواند به مغز برسد؟
با توجه به اینکه از دست دادن بویایی، یکی از علائم شایع این ویروس است، دانشمندان گمان داشتند که شاید، عصب بویایی مسیر ورود را فراهم میکند. اما شواهد کاملا بر خلاف این نظر است.
یک تیم در نیویورک، گزارشی از آزمایشات بر روی 67 نفر که در اثر بیماری کرونا مرده بودند منتشر کرد. بر اساس این گزارش، ویروس در مغز با استفاده از میکروسکوپ الکترونی دیده شده، ولی سطح ویروس پایین است و به صورت پیوسته قابل شناسایی نیست. همچنین اگر ویروس از طریق عصب بویایی حمله کرده باشد، باید منطقه مغز مرتبط با آن، اولین منطقه باشد که آسیب میبیند. اما ویروس در این منطقه از مغز، به سادگی قابل شناسایی نبود. سطح ویروس در مغز کم و تمایل به جمع شدن در رگهای خونی دارد.
یافتن ویروس در مغز در مقایسه با سایر اندامها، دشوار است. تستهای PCR علیرغم حساسیت بالایشان، معمولا ویروس را در مغز شناسایی نمیکنند. و چندین مطالعه نتوانستهاند ذرات ویروسی را در مایع مغزی نخاعی که مغز و نخاع را احاطه کرده است، پیدا کنند. یک دلیل ممکن است این باشد که گیرنده ACE2 که پروتئینی بر روی سلول است که ویروس برای ورود به سلول از آن استفاده میکند، در سلولهای مغزی زیاد بیان نمیشود.
به نظر میرسد که ابتلای سیستم مرکزی عصبی به ویروس بسیار نادر باشد. و این نشاندهنده این موضوع است که بسیاری از مشکلاتی که پزشکان مشاهده میکنند، احتمالا در نتیجه مبارزه سیستم ایمنی بدن با ویروس است. اما این هنوز ممکن است کاملا صحیح نباشد و نیاز به بررسی بیشتری دارد.
📚منبع: نشریه نیچر، شماره 585 ، 17 سپتامپر 2020
🆔@physics25
👈بخش دوم (بخش نهایی)
یکی از مشکلات مربوط به تعیین درصد افرادی که دچار مشکلات اعصاب میشوند این است که مطالعات بالینی، متمرکز بر روی افرادی است که در بیمارستان بستری شده و اغلب بر روی کسانی است که در بخش مراقبتهای ویژه هستند. برای این گروه، شیوع علائم اعصاب، تا بیش از 50 درصد میتواند باشد. اما اطلاعات بسیار کمی راجع به افرادی که علائم خفیف دارند و یا علائم تنفسی ندارند در دسترس است. کمبود اطلاعات باعث میشود که فهم علت اینکه چرا برخی افراد دچار علائم اعصاب شده و برخی دیگر نمیشوند، را دشوار سازد.
شواهد روشنی وجود دارد که ویروس کرونا میتواند نورونها را آلوده کند. اما یک سوال وجود دارد که ویروس چگونه میتواند به مغز برسد؟
با توجه به اینکه از دست دادن بویایی، یکی از علائم شایع این ویروس است، دانشمندان گمان داشتند که شاید، عصب بویایی مسیر ورود را فراهم میکند. اما شواهد کاملا بر خلاف این نظر است.
یک تیم در نیویورک، گزارشی از آزمایشات بر روی 67 نفر که در اثر بیماری کرونا مرده بودند منتشر کرد. بر اساس این گزارش، ویروس در مغز با استفاده از میکروسکوپ الکترونی دیده شده، ولی سطح ویروس پایین است و به صورت پیوسته قابل شناسایی نیست. همچنین اگر ویروس از طریق عصب بویایی حمله کرده باشد، باید منطقه مغز مرتبط با آن، اولین منطقه باشد که آسیب میبیند. اما ویروس در این منطقه از مغز، به سادگی قابل شناسایی نبود. سطح ویروس در مغز کم و تمایل به جمع شدن در رگهای خونی دارد.
یافتن ویروس در مغز در مقایسه با سایر اندامها، دشوار است. تستهای PCR علیرغم حساسیت بالایشان، معمولا ویروس را در مغز شناسایی نمیکنند. و چندین مطالعه نتوانستهاند ذرات ویروسی را در مایع مغزی نخاعی که مغز و نخاع را احاطه کرده است، پیدا کنند. یک دلیل ممکن است این باشد که گیرنده ACE2 که پروتئینی بر روی سلول است که ویروس برای ورود به سلول از آن استفاده میکند، در سلولهای مغزی زیاد بیان نمیشود.
به نظر میرسد که ابتلای سیستم مرکزی عصبی به ویروس بسیار نادر باشد. و این نشاندهنده این موضوع است که بسیاری از مشکلاتی که پزشکان مشاهده میکنند، احتمالا در نتیجه مبارزه سیستم ایمنی بدن با ویروس است. اما این هنوز ممکن است کاملا صحیح نباشد و نیاز به بررسی بیشتری دارد.
📚منبع: نشریه نیچر، شماره 585 ، 17 سپتامپر 2020
🆔@physics25
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📌بررسی لاطائلاتی که لاورنس کراوس میگوید.
👈توضیح. متاسفانه امثال این کتابهای غیر فیزیکی که به تئوریزه کردن کفر و بیدینی میپردازند، به فارسی ترجمه شدهاند و جوابهایی که دانشمندان بزرگ به این لاطائلات دادهاند، هیچ ترجمه نمیشود و در محیط داخل، بازتابی ندارد.
👈توضیح. متاسفانه امثال این کتابهای غیر فیزیکی که به تئوریزه کردن کفر و بیدینی میپردازند، به فارسی ترجمه شدهاند و جوابهایی که دانشمندان بزرگ به این لاطائلات دادهاند، هیچ ترجمه نمیشود و در محیط داخل، بازتابی ندارد.