این عکس شاید یکی از تسلیبخشترین عکس های این روزهای تلخ بود. خانم زلزلهزدهای که همچنان در فکر کتابهاست...
🆔@practical ethics
🆔@practical ethics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📝حلف الفضول یا پیمان جوانمردان
♻️جوانمرد، کم حرف بود و گوشه¬گیر. پرکار بود و دلسوز. سرش به کار خودش گرم بود. در کار دیگران سرک نمی¬کشید. هرگز کسی نشنیده بود که او از همگنان و رقیبانش بدگویی کرده باشد، خود را برتر از آنان دانسته باشد یا کارشان را ناچیز شمرده باشد. کاری را که در آن سررشته نداشت به عهده نمی گرفت و کاری را که به عهده می گرفت، چنان با اشتیاق و درستی و درستکاری به انجام می رساند که دارایان بسیاری مشتاق همکاری با او بودند.
شاید اوضاع زمانه، قیل و قال ها، هیاهوها، دغلکاری ها و موهوم پرستی های مردم، هر از گاهی آزارش می داد؛ ولی هر بار، ساکت و اندیشناک، بزرگوارانه می گذشت و هیچگاه در هیچ دسته بندی سیاسی ¬– اجتماعی شرکت نمی کرد و سنگ هیچ فرد، گروه یا دسته ای را به سینه نمی زد.
بعدها، میانسال تر که شد، بر آن شد که به جای همراهی یا دشمنی با اوضاع روزگار (و به اصطلاح امروز: کارسیاسی یا سیاسی کاری!) به کنجی خلوت، بر فراز یک کوه بلند پناه ببرد و در آن خلوتگاه، آرام و بی صدا حقیقت را اندیشه کند.
ولی در جوانی تنها یک اقدام اجتماعی – اخلاقی را پسندید و در آن مشارکت جست و شاید خودش سردمدار آن شد و آن «حلف الفضول» یا پیمان جوانمردان بود.
♻️♻️ماجرا از این قرار بود که شهر مکه به خاطر موقعیتی که داشت به یک شاهراه تجاری و بازرگانی تبدیل شده بود. بازرگانان از بلاد مختلف برای تجارت در مکه یا به قصد عبور از مکه به سرزمین های دیگر به این شهر می آمدند. قریشیان اما عادت ناپسندی داشتند: بازرگانی را محترم می شمردند که یا از قریش باشد یا با قریش پیمان دوستی یا خویشاوندی داشته باشد. کسانی که از قریش نبودند و آشنا و خویشاوندی هم در میان قریش نداشتند، در امان نبودند؛ نمی توانستند به سلامت از مکه گذر کنند؛ در معامله آنان را فریب می دادند و گاه حتی راهزنان مال التجاره آنان را غارت می کردند و آن بیچارگان، خوار و خفیف، دست خالی، ورشکسته و مال باخته از مکه بیرون می رفتند.
در این اوضاع بود که گروهی از جوانان شهر برای حمایت و پشتیبانی از کسانی که پشت و پناهی نداشتند با یکدیگر هم¬قسم شدند. از آن پس هر کس، از هر قوم و قبیله و نژادی، با هر رنگ و زبانی و با هر کیش و آیینی در امان بود که به مکه بیاید، کار و تجارت کند، سود ببرد و سود برساند و هر زمان که خواست از مکه به سلامت بیرون برود.
✳️این پیمان وضعیت اقتصادی مکه را رونقی بیشتر بخشید، معیشت ساکنان مکه را آسان تر نمود و امنیت تجارت و بازرگانی را تأمین کرد؛ ولی هیچکدام از این فواید، هدف اصلی جوانمردان هم¬قسم نبود؛ پیمان آنان یک پیمان اخلاقی بود، نه یک پیمان اقتصادی. هدف اخلاقی فواید اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را بالتبع به دنبال دارد؛ ولی خود، متعالی تر از آن است که به این فواید خلاصه شود.
✳️این پیمان به خوبی ظرفیت آن را دارد که در عصر ما به عنوان مانیفست اسلامی «اخلاق تجارت»، «اخلاق توریسم و گردشگری» و «اخلاق مهاجرت» قلمداد شود.
✳️آنچه مهم تر از خود این پیمان است، روحیه ای است که در پس آن قرار دارد. روحیه ای اخلاقی که ستم و تبعیض را تاب نمی آورد و بیش از همه خود را پشتیبان ستمدیدگان یا افراد در معرض ستمی می داند که هیچ دادخواه و داد رسی ندارند. از اشارات قرآن دربارۀ زندگانی پیامبران الهی به روشنی درمی یابیم که همین روحیه است که از پیامبران شخصیت های شایستۀ پیامبری ساخته است. خداوند رسالت هدایت انسانها را بر دوش شخصیت هایی نهاده است که با این روحیه رشد کرده اند:
برای نمونه:
✅ابراهیم مردی است که با اندیشه های گوناگون با احترام برخورد می کند، او می کوشد با زبانی احترام آمیز، باورهای درست و معقول را به رسمیت بشناسد و باورهای خرافی و موهوم را نفی کند. درب خانۀ او به روی میهمانان، هر چند غریبه و نا آشنا باشند، باز است. بدون اینکه از کیش و آیین و شهر و دیار میهمانان پرسش کند، بی دریغ از آنان پذیرایی می کند. حتی وقتی که دشمنانش می خواهند او را محاکمه کنند، او را جوانمرد خطاب می کنند!
✅موسی فریادرس مظلومان است و به فریاد کسانی می رسد که فریاد رسی را طلب می کنند. او مخالف تبیض علیه زنان است، دختران شعیب را محترم می شمارد. در حمایت از آنان، مردانی را که هیچ حقی برای زنان در کشیدن آب از چاه قائل نبودند، کنار می زند و به این وسیله حق تقدم زنان را به آنان آموزش می دهد.
#حلف_الفصول
#اخلاق_جوانمردی
#اخلاق_تجارت
#اخلاق_گردشگری
#اخلاق_مهاجرت
🆔@Practicalethics
♻️جوانمرد، کم حرف بود و گوشه¬گیر. پرکار بود و دلسوز. سرش به کار خودش گرم بود. در کار دیگران سرک نمی¬کشید. هرگز کسی نشنیده بود که او از همگنان و رقیبانش بدگویی کرده باشد، خود را برتر از آنان دانسته باشد یا کارشان را ناچیز شمرده باشد. کاری را که در آن سررشته نداشت به عهده نمی گرفت و کاری را که به عهده می گرفت، چنان با اشتیاق و درستی و درستکاری به انجام می رساند که دارایان بسیاری مشتاق همکاری با او بودند.
شاید اوضاع زمانه، قیل و قال ها، هیاهوها، دغلکاری ها و موهوم پرستی های مردم، هر از گاهی آزارش می داد؛ ولی هر بار، ساکت و اندیشناک، بزرگوارانه می گذشت و هیچگاه در هیچ دسته بندی سیاسی ¬– اجتماعی شرکت نمی کرد و سنگ هیچ فرد، گروه یا دسته ای را به سینه نمی زد.
بعدها، میانسال تر که شد، بر آن شد که به جای همراهی یا دشمنی با اوضاع روزگار (و به اصطلاح امروز: کارسیاسی یا سیاسی کاری!) به کنجی خلوت، بر فراز یک کوه بلند پناه ببرد و در آن خلوتگاه، آرام و بی صدا حقیقت را اندیشه کند.
ولی در جوانی تنها یک اقدام اجتماعی – اخلاقی را پسندید و در آن مشارکت جست و شاید خودش سردمدار آن شد و آن «حلف الفضول» یا پیمان جوانمردان بود.
♻️♻️ماجرا از این قرار بود که شهر مکه به خاطر موقعیتی که داشت به یک شاهراه تجاری و بازرگانی تبدیل شده بود. بازرگانان از بلاد مختلف برای تجارت در مکه یا به قصد عبور از مکه به سرزمین های دیگر به این شهر می آمدند. قریشیان اما عادت ناپسندی داشتند: بازرگانی را محترم می شمردند که یا از قریش باشد یا با قریش پیمان دوستی یا خویشاوندی داشته باشد. کسانی که از قریش نبودند و آشنا و خویشاوندی هم در میان قریش نداشتند، در امان نبودند؛ نمی توانستند به سلامت از مکه گذر کنند؛ در معامله آنان را فریب می دادند و گاه حتی راهزنان مال التجاره آنان را غارت می کردند و آن بیچارگان، خوار و خفیف، دست خالی، ورشکسته و مال باخته از مکه بیرون می رفتند.
در این اوضاع بود که گروهی از جوانان شهر برای حمایت و پشتیبانی از کسانی که پشت و پناهی نداشتند با یکدیگر هم¬قسم شدند. از آن پس هر کس، از هر قوم و قبیله و نژادی، با هر رنگ و زبانی و با هر کیش و آیینی در امان بود که به مکه بیاید، کار و تجارت کند، سود ببرد و سود برساند و هر زمان که خواست از مکه به سلامت بیرون برود.
✳️این پیمان وضعیت اقتصادی مکه را رونقی بیشتر بخشید، معیشت ساکنان مکه را آسان تر نمود و امنیت تجارت و بازرگانی را تأمین کرد؛ ولی هیچکدام از این فواید، هدف اصلی جوانمردان هم¬قسم نبود؛ پیمان آنان یک پیمان اخلاقی بود، نه یک پیمان اقتصادی. هدف اخلاقی فواید اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را بالتبع به دنبال دارد؛ ولی خود، متعالی تر از آن است که به این فواید خلاصه شود.
✳️این پیمان به خوبی ظرفیت آن را دارد که در عصر ما به عنوان مانیفست اسلامی «اخلاق تجارت»، «اخلاق توریسم و گردشگری» و «اخلاق مهاجرت» قلمداد شود.
✳️آنچه مهم تر از خود این پیمان است، روحیه ای است که در پس آن قرار دارد. روحیه ای اخلاقی که ستم و تبعیض را تاب نمی آورد و بیش از همه خود را پشتیبان ستمدیدگان یا افراد در معرض ستمی می داند که هیچ دادخواه و داد رسی ندارند. از اشارات قرآن دربارۀ زندگانی پیامبران الهی به روشنی درمی یابیم که همین روحیه است که از پیامبران شخصیت های شایستۀ پیامبری ساخته است. خداوند رسالت هدایت انسانها را بر دوش شخصیت هایی نهاده است که با این روحیه رشد کرده اند:
برای نمونه:
✅ابراهیم مردی است که با اندیشه های گوناگون با احترام برخورد می کند، او می کوشد با زبانی احترام آمیز، باورهای درست و معقول را به رسمیت بشناسد و باورهای خرافی و موهوم را نفی کند. درب خانۀ او به روی میهمانان، هر چند غریبه و نا آشنا باشند، باز است. بدون اینکه از کیش و آیین و شهر و دیار میهمانان پرسش کند، بی دریغ از آنان پذیرایی می کند. حتی وقتی که دشمنانش می خواهند او را محاکمه کنند، او را جوانمرد خطاب می کنند!
✅موسی فریادرس مظلومان است و به فریاد کسانی می رسد که فریاد رسی را طلب می کنند. او مخالف تبیض علیه زنان است، دختران شعیب را محترم می شمارد. در حمایت از آنان، مردانی را که هیچ حقی برای زنان در کشیدن آب از چاه قائل نبودند، کنار می زند و به این وسیله حق تقدم زنان را به آنان آموزش می دهد.
#حلف_الفصول
#اخلاق_جوانمردی
#اخلاق_تجارت
#اخلاق_گردشگری
#اخلاق_مهاجرت
🆔@Practicalethics
✅داستان صامن آهو؛ حقیقت یا افسانه؟!
💥ضامن آهو، یکی از القابی است که در میان توده مردم به امام هشتم حضرت امام علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه نسبت داده شده است، و حتی برخی از محققان این لقب را برگرفته از داستانهای گوناگونی می دانند که در کتب تاریخی نقل شده است که مشهورترین آن بدین صورت می باشد که:
💥روزی صیادی در بیابان طوس آهویی را دنبال می کند. اتفاقاً امام رضا علیه السلام در آن نواحی تشریف فرما بودند و آهو به امام پناه می برد، امام حاضر می شود مبلغی را به آن شکارچی بپردازد تا او آهو را آزاد سازد ولی صیاد نمی پذیرد. در این هنگام آهو به زبان می آید و به امام عرض می کند که من دو بچه ی شیری دارم که گرسنه اند و چشم براهند و حالا شما ضمانت مرا نزد این ظالم بفرمائید که بروم و بچگانم را شیر بدهم و برگردم و خود را تسلیم صیاد کنم. امام هم ضمانت آهو را می کند و آهو می رود و به سرعت بر می گردد ، شکارچی که این وفای به عهد آهو را می بیند و وقتی می فهمد که ضامن آهو، امام علیه السلام می باشند، منقلب می شود و آهو را آزاد می کند.
💥اما آنچه که در منابع روایی در این زمینه مورد توجه قرار گرفته است داستانی متفاوت و در عین حال معقول و موجه می باشد که علامه مجلسی (ره) آن را از برکات قبر آن امام همام دانسته و از آن به عنوان "برکات رضویه" یاد کرده است. ایشان این داستان را از کتاب « عیون اخبار الرضا » تألیف عالم و محدث شیعه، شیخ صدوق نقل کرده.
💥بدین ترتیب که ابومنصور محمد بن عبدالرزاق طوسی که حاکم طوس بوده روایت کرده : « در روزگار جوانی نظر خوشی به طرفداران این مشهد نداشتم و در راه متعرض زائران می شدم و لباس ها و خرجی و نامه ها و حواله هایشان را به ستیزه می ستاندم روزی به شکار بیرون رفتم و یوزی را به دنبال آهویی روانه کردم، یوز هم چنان دنبال آهو می دوید تا به ناچار آهو را به پای دیواری پناهید و آهو ایستاد و یوز روبرویش ایستاد ولی به او نزدیک نمی شد هرچه کوشش کردیم که یوز به آهو نزدیک شود یوز نمی جست و از جای خود تکان نمی خورد ولی هر وقت که آهو از جای خود دور می شود یوز هم او را دنبال می کرد اما همین که به دیوار پناه می برد یوز باز می گشت تا آنکه آهو به سوراخ لانه مانندی در دیوار آن مزار داخل شد من وارد رباط ( تعبیر جالبی از مزار امام رضا علیه السلام در آن عصر) شدم و از ابی نصر مقری (خادم مزار) پرسیدم که آهویی که هم الان وارد رباط شد کجاست؟ او گفت: ندیدمش.
آن وقت به همان جایی که آهو داخلش شده بود در آمدم و پشگل های آهو و رد پیشابش را دیدم ولی خود آهو را ندیدم .پس با خدای تعالی پیمانه بستم که از آن پس زائران را نیازارم و جز از راه خوبی و خوشی با آنان در نیایم و از آن پس هر گاه کار دشواری به من روی می آورد و گرفتاری پیدا می کردم بدین مشهد روی و پناه می آوردم... و هیچ گاه از خدای تبارک و تعالی در آن جا حاجتی نخواستم مگر آن که حق تعالی آن حاجت را برآورد ....»
✍به هر صورت، ظاهراً اصل داستان و روایتی که سبب ملقب ساختن حضرت امام علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه به «ضامن آهو» شده است، باید همین داستان باشد؛ و به قراری که ملاحظه فرمودید، داستان کاملاً واقعی و موجه و معقول به نظر میرسد و نه تنها منافاتی با اون ویژگی رئوف و مهربانی امام ع که در داستان معروف مورد نطر هست هم ندارد؛ بلکه موید اون نیز هست.
✍نتیجه انکه اگر امام رضا ع نزد مردم ملقب به ضامن آهوست کاملا درست و صحیح است اما نه به دلیل ان داستان معروف صیاد؛ بلکه دلیل داستان دیگری است که اشاره شد.
📙برگرفته از کتاب "چهار مقاله" نوشته دکتر احمد مهدوی دامغانی؛ نشر امیر کبیر؛ 1385(با تلخیص و تصرف)
🌺کانال فرهنگی - اخلاقی #دواک🔻
🆔 @davaok
💥ضامن آهو، یکی از القابی است که در میان توده مردم به امام هشتم حضرت امام علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه نسبت داده شده است، و حتی برخی از محققان این لقب را برگرفته از داستانهای گوناگونی می دانند که در کتب تاریخی نقل شده است که مشهورترین آن بدین صورت می باشد که:
💥روزی صیادی در بیابان طوس آهویی را دنبال می کند. اتفاقاً امام رضا علیه السلام در آن نواحی تشریف فرما بودند و آهو به امام پناه می برد، امام حاضر می شود مبلغی را به آن شکارچی بپردازد تا او آهو را آزاد سازد ولی صیاد نمی پذیرد. در این هنگام آهو به زبان می آید و به امام عرض می کند که من دو بچه ی شیری دارم که گرسنه اند و چشم براهند و حالا شما ضمانت مرا نزد این ظالم بفرمائید که بروم و بچگانم را شیر بدهم و برگردم و خود را تسلیم صیاد کنم. امام هم ضمانت آهو را می کند و آهو می رود و به سرعت بر می گردد ، شکارچی که این وفای به عهد آهو را می بیند و وقتی می فهمد که ضامن آهو، امام علیه السلام می باشند، منقلب می شود و آهو را آزاد می کند.
💥اما آنچه که در منابع روایی در این زمینه مورد توجه قرار گرفته است داستانی متفاوت و در عین حال معقول و موجه می باشد که علامه مجلسی (ره) آن را از برکات قبر آن امام همام دانسته و از آن به عنوان "برکات رضویه" یاد کرده است. ایشان این داستان را از کتاب « عیون اخبار الرضا » تألیف عالم و محدث شیعه، شیخ صدوق نقل کرده.
💥بدین ترتیب که ابومنصور محمد بن عبدالرزاق طوسی که حاکم طوس بوده روایت کرده : « در روزگار جوانی نظر خوشی به طرفداران این مشهد نداشتم و در راه متعرض زائران می شدم و لباس ها و خرجی و نامه ها و حواله هایشان را به ستیزه می ستاندم روزی به شکار بیرون رفتم و یوزی را به دنبال آهویی روانه کردم، یوز هم چنان دنبال آهو می دوید تا به ناچار آهو را به پای دیواری پناهید و آهو ایستاد و یوز روبرویش ایستاد ولی به او نزدیک نمی شد هرچه کوشش کردیم که یوز به آهو نزدیک شود یوز نمی جست و از جای خود تکان نمی خورد ولی هر وقت که آهو از جای خود دور می شود یوز هم او را دنبال می کرد اما همین که به دیوار پناه می برد یوز باز می گشت تا آنکه آهو به سوراخ لانه مانندی در دیوار آن مزار داخل شد من وارد رباط ( تعبیر جالبی از مزار امام رضا علیه السلام در آن عصر) شدم و از ابی نصر مقری (خادم مزار) پرسیدم که آهویی که هم الان وارد رباط شد کجاست؟ او گفت: ندیدمش.
آن وقت به همان جایی که آهو داخلش شده بود در آمدم و پشگل های آهو و رد پیشابش را دیدم ولی خود آهو را ندیدم .پس با خدای تعالی پیمانه بستم که از آن پس زائران را نیازارم و جز از راه خوبی و خوشی با آنان در نیایم و از آن پس هر گاه کار دشواری به من روی می آورد و گرفتاری پیدا می کردم بدین مشهد روی و پناه می آوردم... و هیچ گاه از خدای تبارک و تعالی در آن جا حاجتی نخواستم مگر آن که حق تعالی آن حاجت را برآورد ....»
✍به هر صورت، ظاهراً اصل داستان و روایتی که سبب ملقب ساختن حضرت امام علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه به «ضامن آهو» شده است، باید همین داستان باشد؛ و به قراری که ملاحظه فرمودید، داستان کاملاً واقعی و موجه و معقول به نظر میرسد و نه تنها منافاتی با اون ویژگی رئوف و مهربانی امام ع که در داستان معروف مورد نطر هست هم ندارد؛ بلکه موید اون نیز هست.
✍نتیجه انکه اگر امام رضا ع نزد مردم ملقب به ضامن آهوست کاملا درست و صحیح است اما نه به دلیل ان داستان معروف صیاد؛ بلکه دلیل داستان دیگری است که اشاره شد.
📙برگرفته از کتاب "چهار مقاله" نوشته دکتر احمد مهدوی دامغانی؛ نشر امیر کبیر؛ 1385(با تلخیص و تصرف)
🌺کانال فرهنگی - اخلاقی #دواک🔻
🆔 @davaok
👆🏻👆🏻این پست را دوست و همراه مهربان و ادب دوست، جناب استاد عباس آشوری نژاد در کانال شخصی خود، موسوم به «بازگشت به کودکی» درج کرده است که با سپاس از ایشان، کانال ارزشمند ایشان را خدمت دوستان ادب دوست معرفی می کنم:
https://news.1rj.ru/str/aashoorinejad
https://news.1rj.ru/str/aashoorinejad
Forwarded from «لویاتان» Leviathan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوی معرفی نخستین اثر تألیفی بنده و گروهی از همکاران، تحت عنوان «کتابشناخت اخلاق اسلامی» در سایت آپارات. کیفیت بهتر در لینک زیر
https://www.aparat.com/v/yPaKB
https://www.aparat.com/v/yPaKB
ویدیوی معرفی اثر دوم اینجانب: کتاب «اخلاق کاربردی؛ چالش ها و کاوش های نوین در اخلاق عملی در سایت آپارات: لینک زیر👇🏻👇🏻
https://www.aparat.com/v/U2wy4
https://www.aparat.com/v/U2wy4
آپارات
اخلاق کاربردی - چالش ها و کاوش های نوین در اخلاق عملی
معرفی کتاب اخلاق کاربردی - چالش ها و کاوش های نوین در اخلاق عملی توسط حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد تقی اسلامی و دکتر احمد دبیری و دکتر مهدی علیزاده تالیف و تدوین شده که نسخه دیجیتال این کتاب در کتابخوان پژوهان نیز منتشر شده است و در آدرس زیر قابل دریافت…
ویدیوی معرفی سومین اثر بنده: «اخلاق اسلامی و کاربست قاعده تسامح در ادله سنن: پژوهشی انتقادی»... لینک زیر 👇🏻👇🏻
https://www.aparat.com/v/B4PZT
https://www.aparat.com/v/B4PZT
آپارات
کتاب اخلاق اسلامی و کاربست قاعده تسامح در ادله سنن
معرفی کتاب اخلاق اسلامی و کاربست قاعده تسامح در ادله سنن توسط حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد تقی اسلامی و جمعی از محققین تالیف و تدوین شده که نسخه دیجیتال این کتاب در کتابخوان پژوهان نیز منتشر شده است و در آدرس زیر قابل دریافت است:
http://pajoohaan.ir/document/743
http://pajoohaan.ir/document/743
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کودک عراقی به سیاستمداران دنیا اخلاق سیاسی می آموزد!
به پاس این مام گیتی از جای برمی خیزم و ایستاده با زبان خودش، زبان شیرین کردی، او را می ستایم:
شه گه دادا گیانم...! بژیت! براستی ماندوو نه بی!!
به پاس این مام گیتی از جای برمی خیزم و ایستاده با زبان خودش، زبان شیرین کردی، او را می ستایم:
شه گه دادا گیانم...! بژیت! براستی ماندوو نه بی!!
درباره کلیپ بالا👆🏻👆🏻
برخی از همراهان گرامی که از وجود یک رگه کردی در هویت بنده اطلاع دارند، به شوخی یا جدی ابراز داشته اند: چون این دخترک شیرین عراقی کرد زبان است، احساساتی شده ام و مطلب ذیل این کلیپ را نوشته ام...!!
راستش نفی نمی کنم؛ شاید بخشی از احساساتم به خاطر نوعی همزبانی باشد؛ ولی اگر به محتوای کلیپ دقت بیشتری کنید، احتمالات دیگری را هم خواهید داد: این کلیپ، همزمان به اخلاق محیط زیست، حقوق اخلاقی حیوانات و اخلاق سیاسی پرداخته است. فکر می کنم علائق زیست محیطی بنده و اهمیتی که برای اصلاح اخلاق سیاسی قائل هستم وزنی به مراتب بیشتر و سنگینتر از تعصبات زبانی و نژادی دارد.
به هر حال، به اظهار نظر دوستان و همراهان احترام می گذارم و از ایشان سپاسگزارم.
برخی از همراهان گرامی که از وجود یک رگه کردی در هویت بنده اطلاع دارند، به شوخی یا جدی ابراز داشته اند: چون این دخترک شیرین عراقی کرد زبان است، احساساتی شده ام و مطلب ذیل این کلیپ را نوشته ام...!!
راستش نفی نمی کنم؛ شاید بخشی از احساساتم به خاطر نوعی همزبانی باشد؛ ولی اگر به محتوای کلیپ دقت بیشتری کنید، احتمالات دیگری را هم خواهید داد: این کلیپ، همزمان به اخلاق محیط زیست، حقوق اخلاقی حیوانات و اخلاق سیاسی پرداخته است. فکر می کنم علائق زیست محیطی بنده و اهمیتی که برای اصلاح اخلاق سیاسی قائل هستم وزنی به مراتب بیشتر و سنگینتر از تعصبات زبانی و نژادی دارد.
به هر حال، به اظهار نظر دوستان و همراهان احترام می گذارم و از ایشان سپاسگزارم.
✅آقاي #رييس_جمهور سلام
✅«نيمه گمشده!»✅
آقاي رييس جمهور، سلام!
*ضمن عرض تسليت سالياد شهادت حضرت امام حسن عسكري(ع)*
——————————-
روز شهادت و رحلت هر امامي، قرین سالروز ظهور امام پسین است. بر این مبنا، غم و شادی در هر یک از این روزها در هم تنیده است، اما رفتار سنتی ما شیعیان بر منوال دیگری شکل گرفته که در هیچ یک از ایام رحلت، شادي را جايز نمي دانيم وحتي آن روزر را به دو نيمه قابل تقسيم نمي دانيم و عمدتاً حفظ حرمت امامان و پاسداشت ایشان را در برپایی تعزیه و سوگ ایشان تعریف کرده ایم. از این رو، تعظیم و تعزیت امامان از نظر زمانی و مکانی، موضوعی شناخته شده و در چهار دهه گذشته برای آن، الگوهای فراوان و نسبتاً متفاوتی، تولید و معرفي شده است.
آقاي رييس!
آنچه در فرهنگ شیعی تاکنون سرش بی کلاه مانده، بخش شادی اسلامی است که هنوز تعریف و رايج نشده و امری که از نظر فرهنگی، ترویج نگرديده باشد، شرايط الگوی ملی شدن را پيدا نخواهدكرد و رفتار در آن موضوع، بی ضابطه، شخصی و سلیقه ای باقی خواهد ماند.
جناب رييس!
فقدان تعریف الگوی شادی فقط مربوط به مناسبت های دینی و مذهبی از جمله سالروز ولادت امامان نیست، و اين محدويت سایه انداز شادی های اجتماعی نظیر عروسی ها، جشن تولدها، جشن فارغ التحصیلی و....هم شده و بیشتر از آن، سبب گردیده که صورت مسأله برخی از موضوعات و مناسبت های شادی آفرین از تاریخ و فرهنگ و عرف ما، خود به خود حذف و یا پاکسازی عرفی! شود. موضوعاتی نظیر ختنه سوران ها، حمام زایمان ها، بله برون ها، فارغ التحصیلی ها، کسب قهرمانی ها و... و یا مناسبت هایی همچون شب چلّه ها(چلّه بزرگه، چلّه کوچکه)، چهارشنبه سوری، حلول سال نو و... که در تاریخ و فرهنگ ما مقام شادی آفرینی و شادی زا داشته و دارای آیین ها، ادبیات، سنت ها، مراسم و اشکال خاص بوده اند، كلاً به بوته فراموشی سپارده شده است.
آقاي رييس!
عمر يك دولت جنابعالي سپري شد و ضرورت وساحت و تعريف شادي اجتماعي و ملي مشخص نشد. در باقيمانده دولت خود چه برنامه اي در اين زمينه داريد و دستگاه هاي سياستگذار و برنامه ريزان، كدامين دستگاه هاي دولتي هستند؟!
محمدعلی زم
✅«نيمه گمشده!»✅
آقاي رييس جمهور، سلام!
*ضمن عرض تسليت سالياد شهادت حضرت امام حسن عسكري(ع)*
——————————-
روز شهادت و رحلت هر امامي، قرین سالروز ظهور امام پسین است. بر این مبنا، غم و شادی در هر یک از این روزها در هم تنیده است، اما رفتار سنتی ما شیعیان بر منوال دیگری شکل گرفته که در هیچ یک از ایام رحلت، شادي را جايز نمي دانيم وحتي آن روزر را به دو نيمه قابل تقسيم نمي دانيم و عمدتاً حفظ حرمت امامان و پاسداشت ایشان را در برپایی تعزیه و سوگ ایشان تعریف کرده ایم. از این رو، تعظیم و تعزیت امامان از نظر زمانی و مکانی، موضوعی شناخته شده و در چهار دهه گذشته برای آن، الگوهای فراوان و نسبتاً متفاوتی، تولید و معرفي شده است.
آقاي رييس!
آنچه در فرهنگ شیعی تاکنون سرش بی کلاه مانده، بخش شادی اسلامی است که هنوز تعریف و رايج نشده و امری که از نظر فرهنگی، ترویج نگرديده باشد، شرايط الگوی ملی شدن را پيدا نخواهدكرد و رفتار در آن موضوع، بی ضابطه، شخصی و سلیقه ای باقی خواهد ماند.
جناب رييس!
فقدان تعریف الگوی شادی فقط مربوط به مناسبت های دینی و مذهبی از جمله سالروز ولادت امامان نیست، و اين محدويت سایه انداز شادی های اجتماعی نظیر عروسی ها، جشن تولدها، جشن فارغ التحصیلی و....هم شده و بیشتر از آن، سبب گردیده که صورت مسأله برخی از موضوعات و مناسبت های شادی آفرین از تاریخ و فرهنگ و عرف ما، خود به خود حذف و یا پاکسازی عرفی! شود. موضوعاتی نظیر ختنه سوران ها، حمام زایمان ها، بله برون ها، فارغ التحصیلی ها، کسب قهرمانی ها و... و یا مناسبت هایی همچون شب چلّه ها(چلّه بزرگه، چلّه کوچکه)، چهارشنبه سوری، حلول سال نو و... که در تاریخ و فرهنگ ما مقام شادی آفرینی و شادی زا داشته و دارای آیین ها، ادبیات، سنت ها، مراسم و اشکال خاص بوده اند، كلاً به بوته فراموشی سپارده شده است.
آقاي رييس!
عمر يك دولت جنابعالي سپري شد و ضرورت وساحت و تعريف شادي اجتماعي و ملي مشخص نشد. در باقيمانده دولت خود چه برنامه اي در اين زمينه داريد و دستگاه هاي سياستگذار و برنامه ريزان، كدامين دستگاه هاي دولتي هستند؟!
محمدعلی زم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پنج قانون خوشبختی
در زندگی را به خاطر بسپارید:
۱-قلبتان را از نفرت پاک کنید
۲-ذهنتان را از نگرانی ها دور کنید
۳-ساده زندگی کنید
۴-بیشتر ببخشید
٥-از کسی توقع نداشته باشید.
در زندگی را به خاطر بسپارید:
۱-قلبتان را از نفرت پاک کنید
۲-ذهنتان را از نگرانی ها دور کنید
۳-ساده زندگی کنید
۴-بیشتر ببخشید
٥-از کسی توقع نداشته باشید.
📝هنرمند، شادابی و اخلاق
به نظر من افسردگی یکی از معضلاتی است که این روزها گریبانگیر بسیاری از شهروندان در کلانشهری مثل تهران شده است. از قضا این معضل می تواند زمینه ساز انواع بد اخلاقی ها و بد رفتاری های اجتماعی باشد. افسردگی البته عوامل پیچیده ای دارد؛ ولی وقتی به چهره آلوده و خالی از جذابیت های بصری شهر نگاه می کنیم می فهمیم که عامل زیست محیطی می تواند نقش بسیار پررنگی در میان سایر عوامل داشته باشد.
❇️هر چند به عنوان یک پژوهشگر اخلاق کاربردی معتقدم که حل مؤثر و پایدار چنین آسیب ها و معضلاتی، بدون عزم جدی سازمان ها و نهادهای مختلف اجتماعی و همکاری هماهنگ و سازمان یافته آنها، ممکن نیست؛ ولی تلاش مشفقانه برخی هنرمندان دلسوز را نمی توانم نادیده بگیرم.
❇️❇️در زیر، پایمردی یک زن هنزمند را در این عرصه حکایت می کنم. چنین زنان و مردانی را قهرمانان اخلاق زیست محیطی می دانم و همت بلندشان را همواره می ستایم. باشد که مدیران جامعه به خود بیایند و برای اصلاح اوضاع زندگی شهروندان چاره ای اساسی و ساختارمند بیاندیشند.
♻️♻️♻️لاله اسکندری، متولد آذرماه 1354، اهل تربت حیدریه
لاله هر وقت که با ماشین از خیابانهای تهران رد میشد فکر میکرد که چهقدر همهجا خاکستری است و آرزو میکرد یک روز بتواند چهره شهرش را شادتر
کند. او در خانوادهای هنردوست بزرگ شده بود و از کودکی به طراحی و کارهای هنری علاقه داشت. وقتی خیلی کوچک بود، عاشق این بود که با خواهرش ستاره یواشکی از پنجرهی پشت بام به کارگاه طراحی فرش پدربزرگش سرک بکشد. آن کارگاه و رنگهایش برای او دنیایی عجیب و جادویی بود.
لاله بعد از تمام کردن دبیرستان، نزدیک به نه سال در کارگاه استاد حسین ماهر نقاشی و کار با موزاییک را یاد گرفت. در طول این سالها ایدههای زیادی برای زیبا کردن تهران به ذهن او رسیدند. بالاخره یک روز تصمیم گرفت آستینها را بالا بزند و با مسئولان شهرداری تهران در مورد ایدههایش حرف زد. او به آنها توضیح داد که باد و باران و آلودگی هوا در مدت کوتاهی رنگ نقاشی دیواری را خراب میکند، ولی کاشی سالهای سال رنگ اولیهاش را حفظ میکند. لاله به آنها گفت که میتواند روی دیوارهای شهر طرحهایی زیبا با کاشی خلق کند.
آنها اولش خیلی شک داشتند. اگرچه از کاشی برای تزیین مسجدها استفاده میشد، در گذشته تنها یک بار در تالار وحدت از کاشی برای تزیین شهر استفاده شده بود. بهعلاوه خیلی ها به او گفته بودند نصب کاشی روی دیوار کاری مردانه است و او نمیتواند در این کار به جایی برسد. اما لاله کوتاه نیامد و بعد از دو سال تلاش، در سال ۱۳۸۷ موفق شد مسئولان را راضی کند و قرار شد اولین طرحش را بر روی یکی از دیوارهای پل ستاری اجرا کند.
🌈امروز بسیاری از اتوبانهای تهران با طرحهای لاله رنگ و لعاب گرفتهاند. رنگهای شاد این کاشیکاریها که با استفاده از نمادهای ایرانی طراحی شدهاند، هر روز به هزاران ایرانی احساس شادی میدهند و لاله وقتی برق کاشیها را میبیند که مانند روز اولشان میدرخشند لبخند رضایت میزند.»
🆔@practicalethics
به نظر من افسردگی یکی از معضلاتی است که این روزها گریبانگیر بسیاری از شهروندان در کلانشهری مثل تهران شده است. از قضا این معضل می تواند زمینه ساز انواع بد اخلاقی ها و بد رفتاری های اجتماعی باشد. افسردگی البته عوامل پیچیده ای دارد؛ ولی وقتی به چهره آلوده و خالی از جذابیت های بصری شهر نگاه می کنیم می فهمیم که عامل زیست محیطی می تواند نقش بسیار پررنگی در میان سایر عوامل داشته باشد.
❇️هر چند به عنوان یک پژوهشگر اخلاق کاربردی معتقدم که حل مؤثر و پایدار چنین آسیب ها و معضلاتی، بدون عزم جدی سازمان ها و نهادهای مختلف اجتماعی و همکاری هماهنگ و سازمان یافته آنها، ممکن نیست؛ ولی تلاش مشفقانه برخی هنرمندان دلسوز را نمی توانم نادیده بگیرم.
❇️❇️در زیر، پایمردی یک زن هنزمند را در این عرصه حکایت می کنم. چنین زنان و مردانی را قهرمانان اخلاق زیست محیطی می دانم و همت بلندشان را همواره می ستایم. باشد که مدیران جامعه به خود بیایند و برای اصلاح اوضاع زندگی شهروندان چاره ای اساسی و ساختارمند بیاندیشند.
♻️♻️♻️لاله اسکندری، متولد آذرماه 1354، اهل تربت حیدریه
لاله هر وقت که با ماشین از خیابانهای تهران رد میشد فکر میکرد که چهقدر همهجا خاکستری است و آرزو میکرد یک روز بتواند چهره شهرش را شادتر
کند. او در خانوادهای هنردوست بزرگ شده بود و از کودکی به طراحی و کارهای هنری علاقه داشت. وقتی خیلی کوچک بود، عاشق این بود که با خواهرش ستاره یواشکی از پنجرهی پشت بام به کارگاه طراحی فرش پدربزرگش سرک بکشد. آن کارگاه و رنگهایش برای او دنیایی عجیب و جادویی بود.
لاله بعد از تمام کردن دبیرستان، نزدیک به نه سال در کارگاه استاد حسین ماهر نقاشی و کار با موزاییک را یاد گرفت. در طول این سالها ایدههای زیادی برای زیبا کردن تهران به ذهن او رسیدند. بالاخره یک روز تصمیم گرفت آستینها را بالا بزند و با مسئولان شهرداری تهران در مورد ایدههایش حرف زد. او به آنها توضیح داد که باد و باران و آلودگی هوا در مدت کوتاهی رنگ نقاشی دیواری را خراب میکند، ولی کاشی سالهای سال رنگ اولیهاش را حفظ میکند. لاله به آنها گفت که میتواند روی دیوارهای شهر طرحهایی زیبا با کاشی خلق کند.
آنها اولش خیلی شک داشتند. اگرچه از کاشی برای تزیین مسجدها استفاده میشد، در گذشته تنها یک بار در تالار وحدت از کاشی برای تزیین شهر استفاده شده بود. بهعلاوه خیلی ها به او گفته بودند نصب کاشی روی دیوار کاری مردانه است و او نمیتواند در این کار به جایی برسد. اما لاله کوتاه نیامد و بعد از دو سال تلاش، در سال ۱۳۸۷ موفق شد مسئولان را راضی کند و قرار شد اولین طرحش را بر روی یکی از دیوارهای پل ستاری اجرا کند.
🌈امروز بسیاری از اتوبانهای تهران با طرحهای لاله رنگ و لعاب گرفتهاند. رنگهای شاد این کاشیکاریها که با استفاده از نمادهای ایرانی طراحی شدهاند، هر روز به هزاران ایرانی احساس شادی میدهند و لاله وقتی برق کاشیها را میبیند که مانند روز اولشان میدرخشند لبخند رضایت میزند.»
🆔@practicalethics
Forwarded from انجمن ایرانی اخلاق
کنگرۀ بینالمللی اخلاق در علوم و فناوری
دوشنبه ۱۳ آذر تا پنجشنبه ۱۶ آذر
ساعت ۸:۳۰ صبح تا ۵:۳۰ عصر
تهران، کتابخانۀ ملی، مرکز همایشها
@ethicscongress
دوشنبه ۱۳ آذر تا پنجشنبه ۱۶ آذر
ساعت ۸:۳۰ صبح تا ۵:۳۰ عصر
تهران، کتابخانۀ ملی، مرکز همایشها
@ethicscongress
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد سید کمال حیدری: لزوم بازنگری در تمام علوم اسلامی.
فی الجمله با ایشان هم نظرم: آب سردی است بر آتش اخباری گری و اشعری گری رو به رشد در مراکز علوم دینی!
فی الجمله با ایشان هم نظرم: آب سردی است بر آتش اخباری گری و اشعری گری رو به رشد در مراکز علوم دینی!
Forwarded from انجمن ایرانی اخلاق
PLAN BOOK SINGLE.pdf
1.2 MB
Forwarded from انجمن ایرانی اخلاق
🔹ارائه مقالات؛ #اخلاق_پزشکی
🔹 چهارشنبه، ۱۵ آذر/ کتابخانه ملی/ سالن فرهنگ
🔹 ساعت ۱۳,۳۰ تا ۱۵,۰۰
@ethicscongress
🔹 چهارشنبه، ۱۵ آذر/ کتابخانه ملی/ سالن فرهنگ
🔹 ساعت ۱۳,۳۰ تا ۱۵,۰۰
@ethicscongress