Practical ethics – Telegram
Practical ethics
100 subscribers
272 photos
70 videos
22 files
129 links
این کانال در کنار دلنوشته ها به طرح مباحث علمی و گزارش فعالیت های پژوهشی در موضوع اخلاق کاربردی در ایران و جهان اختصاص دارد. اعضای محترم می توانند نقطه نظرات خود را از طریق لینک زیر ارسال نمایند. محمدتقی اسلامی
@eslami48
Download Telegram
Forwarded from پیوند نگار
‍ ‍‍ آخرین شب در تهران!

(نوشته سفیر کره جنوبی قبل از ترک تهران)

زمانی که این متن چاپ میشود، شاید من بعد از پایان دوره سفارتم در ایران، در هواپیمایی باشم که به سوی کره‌پرواز می‌کند، یا به احتمال قوی‌تر به شهر پر هیاهوی سئول رسیده باشم. آخرین روزم درتهران با دیدار تاریخی رهبران دو کره‌مصادف شد. تنها یک سال قبل، دو کره‌ برای نمایش توانمندی خود و اثبات عزمشان در نابودی یکدیگر، مشغول پرتاب موشک بودند.

🔹بعد از هر شلیک، اظهارات تهدیدآمیز دو طرف زخمی عمیق بر جای می‌گذاشت و دشمنی شان نسبت به هم را بیشتر می‌نمود. عکسی که از دیدار رهبران دو کره ‌دیدم، مرا یاد عکسی انداخت که فورا بعد از انتصابم به عنوان سفیر کره‌جنوبی در ایران دیدم؛ عکسی مربوط به مراسم امضای برجام که در آن وزرای خارجه قدرتمندترین کشورها در کنار هم بودند در حالی که دکتر ظریف در وسط این صف ایستاده بود. آن عکس مرا تکان داد. به عنوان یک دیپلمات، به خوبی می‌دانم که چقدر برای یک کشور سخت است که حتی یک به یک با ابرقدرت‌ها مذاکره‌کند. به خودم گفتم این ایرانیانی که با موفقیت کشورهای قدرتمند را متقاعد کردند، همتایان من خواهند بود. احساس ضعف کردم. همچنین با حسادت نه تنها آنچه به‌دست آورده بودند را، بلکه چگونگی رسیدن به آن را تحسین کردم. ایران از طریق تعامل به این موفقیت دست پیدا کرد.

🔹در آخرین روزم در تهران، به‌خاطر اجلاس مشترک دو کره، بالاخره دوباره احساس غرور می‌کنم. در عین حال حس می‌کنم که این احساس را مدیون ایرانی‌ها نیز هستم چرا که به نظرم تعامل ایران با قدرت‌های جهانی برای حل مساله هسته‌ای به نوعی در تعامل بین دو کره‌ نیز نقش داشته است.

🔹تعامل مهم‌ترین هدفی بود که من به‌عنوان سفیر کره ‌در ایران بر خود واجب دیدم. من خواهان این نبودم که رابطه بین دو کشور عمدتا با اولویت قرار دادن اهداف اقتصادی و تجاری در جریان باشد. تعامل لزوما محدود به گفتار صرف نیست بلکه نوعی ارتباط معنوی برای به‌دست آوردن قلب و روح دوستانت است. رابطه ایران و کره‌ اغلب در قالب اعداد بزرگ مربوط به حجم تجارت بین دو کشور خلاصه می‌شود که این در بهترین حالت برداشتی است که با نوعی سطحی‌نگری و خودخواهی همراه است و چشم به جیبتان دارد نه به قلبتان. رابطه‌ای با‌ثبات و متعادل چراغی بود که من در طول اقامتم در ایران به سمتش رهسپار شدم. مطمئن نیستم که آیا تلاش‌هایم به قدر کافی برای پر کردن فاصله جغرافیایی و فرهنگی بین دو کشور موثر بود یا خیر. با این وجود در حال ترک ایران می‌توانم به چندین مورد از نشانه‌های نتیجه بخش بودن تعاملاتمان اشاره کنم.

🔹محل اقامتم بارها میزبان هنرمندان ایرانی بوده تا آثارشان را به نمایش در‌آورند. سفارت کره‌ هر پنجشنبه به روی عموم برای نمایش فیلم‌های کره‌ای باز است. حتی در زمینه‌های اقتصادی، مکانیزمی تعریف شده تا شرکت‌های کوچک و متوسط بتوانند با هم تعاملات فناورانه داشته باشند. با چارچوب قراردادی موافقت شد که به سبب آن هشت میلیارد دلار به پروژه‌های بزرگ ایرانی که شرکت‌های کره‌ای اجازه شرکت در آنها را دارند داده شود. هیچ‌کدام از این موارد بدون حمایت متعهدانه نهاد‌های مرتبط ایرانی میسر نمی‌شد. در طول ماموریتم در اینجا، با ایرانیان دلسوزی همراه بوده‌ام که مشتاقانه در هر امری که به کره ‌مربوط بوده مشارکت داشته و از هیچ کمکی دریغ نکردند. از آنها قدردانی می‌کنم.

🔹سه سال پیش وقتی وارد این کشور شدم، این ایرانی‌ها را پر از اعتماد به نفس و غرور و انتظار برای آینده‌ای دیدم که به دست خودشان از طریق توافق هسته‌ای رقم می‌خورد. حال که در حال ترک این کشورم، حس می‌کنم دوستان ایرانی‌ام برای آینده‌ای که ممکن است از بیرون بر آنان تحمیل شود، مضطرب و نگرانند. اما من خوشبینم. مذاکرات بین دو کره ‌شاید موجب اشتیاق بیشتر برای مذاکرات در امور بین‌المللی شود. من به ظرفیت دیپلماسی ایرانی که سه سال پیش دنیا را متحیر کرد ایمان دارم. محافظت از قرارداد با دوستان همدل می‌توانست راحت‌تر از قراردادی باشد که در فضایی متشنج و پر فشار به‌دست بیاید. ایران از بیرون، با دیپلماتی که تجربه 30 سال را با خود به دوش می‌کشد به‌عنوان کشوری با نفوذتر دیده می‌شود در مقایسه با آنچه خود ایرانی‌ها تصور می‌کنند.

🔹وسایلم قبلا به کشورم فرستاده شده و آنچه با خود به همراه دارم لمس کردنی نیست. قلبم آکنده از دین عمیق به ایرانیان، تحسین بلوغ و تفکرشان و مهمان‌نوازی بی‌مثال و مهربانی‌شان است. اگر قلوب مردمان کشورهایمان مانند قلب من این‌گونه شیفته شود، تعامل صمیمانه در بینمان گسترش می‌یابد و یک رابطه تمام عیار بین ایران و کره‌ به وجود خواهد آمد.

کیم سئونگ هو
سفیر کره جنوبی

@practicalethics
☝️اظهارات باراک اوباما در اشتباه، ضد اخلاقی و خسارت بار دانستن اقدام احمقانه ترامپ در خروج از برجام.
کودکان فلسطینی نام شهرهای اشغال شده را بر روی دیوار نوشته‌اند: ما باز خواهیم گشت.
ما هم در شبهای ماه مبارک رمضان برای آزادی فلسطین و رفع ستم از فلسطینیان دعا می کنیم.
@Practicalethics
Forwarded from اتچ بات
استاد سید مهدی طباطبایی در شب جمعه مصادف با اولین روز ماه مبارک رمضان به ملکوت اعلا پیوست. این اخلاق شناس حاذق، به واقع نگاهی کاربردی به مسائل اخلاقی داشت و راه حل معضلات اخلاقی جامعه را در رویکرد عقلانی به متون دینی جستجو می کرد.

ضایعه درگذشت این روحانی اخلاق مدار را به همراهان گرامی و عموم اخلاق پژوهان کشور تسلیت می گویم.

سعادتمندانه زیست و سعادتمندانه مرد!
روح بلندش در جوار حق جاودانه شادمان باد!
@Practicalethics
Forwarded from اتچ بات
‍‍ ‍ نشانه گیری مگس در آبریزگاه!
دستشویی‌های خارج از ایران عموماً بخشی برای ایستاده ادرار کردن مردان دارند. استفاده‌کنندگان از آن‌ها معمولاً توجه نمی‌کنند که به کدام سمت ادرار می‌کنند. مسئولان فرودگاه اسخیپول آمستردام در هلند تصویر مگس سیاهی را بر کف هر دستشویی سرپایی نقاشی کرده‌اند و آد کیبوم، اقتصاددانی که طرح توسعه فرودگاه را دنبال می‌کند می‌گوید «ما به هدف خود رسیده‌ایم.» کارکنان وی آزمایش نقاشی مگس بر آبریزگاه را انجام داده و پی برده‌اند که این کار پاشیدن ادرار به اطراف را 80 درصد کاهش می‌دهد. گویی مردان به هنگام ادرار کردن، مگس را نشانه می‌روند ولی مسئولان فرودگاه به هدف دیگری می‌رسند: آلودگی کمتری ایجاد می‌شود.
عبارت فوق بخشی از صفحات 49 و 50 کتاب «سُقُلمِه» نوشته ریچارد تیلر برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 2017 است. تیلر معتقد است هر کسی که ساختمان، منوی غذا یا اطلاعات ارائه‌شده به مشترکین آب و برق را طراحی می‌کند، «معمار انتخاب» است. «معماران انتخاب» تلاش می‌کنند تا با اثرگذاری بر رفتار انسان‌ها کمک کنند تا به زندگی شادتر، طولانی‌تر و پسندیده‌تری برسند. آن‌ها اثرگذاری بر رفتار انسان‌ها را معماری می‌کنند.
تیلر بعد از تعریف «معماری انتخاب» مفهوم «سقلمه» را تعریف می‌کند: «سقلمه هر جنبه‌ای از معماری انتخاب است که رفتار مردم را بدون تغییر در محرک‌های اقتصادی یا منع سایر گزینه‌ها، در جهتی قابل پیش‌بینی تغییر می‌دهد.» (درست مثل مگس‌های نقاشی‌شده روی آبریزگاه که مردان را به ادرار کردن در سمتی خاص جهت می‌دهد.) «شرط سقلمه نامیده‌شدن، کم‌هزینه‌بودن، اجتناب از مداخله معمار انتخاب، آسان بودن جلوگیری و خروج از آن است. سقلمه زوری نیست!»
چیدن میوه‌ها در فروشگاه زنجیره‌ای در قفسه‌هایی نزدیک دید مردم و بردن تنقلات مضر برای کودکان به طبقات پایین‌تر، سقلمه است زیرا انتخاب مشتریان را از آن‌ها نمی‌گیرد اما میوه‌های مفید را بیش از تنقلات مضر پیش چشم آن‌ها قرار می‌دهد؛ زوری هم نیست، و نادیده گرفتن این ابتکار و رسیدن به تنقلات هم کار سختی نیست.
ریچارد تیلر و کاس آر سانستین در کتاب سقلمه – که دو ترجمه با همین عنوان و یک ترجمه با عنوان «تلنگر» از آن به فارسی منتشر شده است – طیفی از سقلمه‌های مختلف برای بهبود تصمیم‌ها درباره سلامتی، ثروت و شادی را ارائه می‌کنند. من به راهکارهای تشویق مردم به صرفه‌جویی در مصرف انرژی و آب علاقمندم. تیلر نتیجه پژوهشی را گزارش می‌کند که 300 خانوار بررسی‌شده در کالیفرنیا بعد از آن‌که به ایشان اطلاع داده شد برق مصرفی‌شان از میانگین برق مصرفی مردم محله بالاتر است، کاهش معناداری در مصرف برق خود ایجاد کردند؛ و آن‌ها که از میانگین پایین‌تر بودند، مصرف برق خود را افزایش دادند. گروه دوم وقتی یک شکلک خندان (استیکر 😀) را روی قبض‌های مصرف انرژی خود دریافت کردند، دیگر مصرف خود را بالا نبردند. (صفحات 152 و 153) این اطلاعات و شکلک خندان، سقلمه هستند، کم‌هزینه، بدون اجبار اما جهت‌دهنده فرد در مسیرهای درست‌تر.
تیلر و سانستین طیفی از سقلمه‌ها را در کتاب خود معرفی کرده‌اند که به‌کار همه کسانی که در پی معماری انتخاب هستند می‌آید. مدیران رستوران‌ها، مربیان مهدکودک‌ها، معلمان مدارس، رؤسای دانشکده‌ها، مدیران دولتی، صاحبان کسب‌وکارها، مدیران مصرف آب و انرژی، وزرای دولت و هر کسی که در کار طراحی انتخاب‌های مردم است، از خواندن این کتاب بسیار خواهد آموخت. این کتاب برخلاف عمده کتاب اقتصادی، برای عموم قابل فهم است هر چند ظرائف بسیار دارد.
مفهوم «سقلمه» با کاربردی که تیلر برای آن طرح می‌کند به‌کار شرایط امروز ایران ما می‌آید. هدایت کردن جامعه به مسیرهای درست، اصلاح برخی کژی‌ها، مقابله با برخی کردارهای نابه‌جا و نهادینه‌کردن رفتارهای پایدار و صحیح که از نیازمندی‌های اساسی جامعه امروز ماست، با سقلمه‌ها امکان‌پذیر است. من کتاب را تا به انتها نخوانده‌ام، اما تا به این‌جای متن تصورم این است که ایده سقلمه برای تحقق و پیشبرد «موفقیت‌های کوچک»، راهگشاست.

@Practicalethics
من کلام الإمام السعید شهاب‌الدین أبی‌القاسم السمعانی قدس الله روحه

قال النبی علیه السلام: «السلطانُ إذا عَدَلَ طالَ عمرُه.»

ای درویش، سلطان هرچند عادل‌تر درازعمرتر.

آورده‌اند که یکی از اُمَرای روزگار در مجلس شیخ‌الاسلام عبدالله الانصاری حاضر بود. گفت: ای شیخ، مرا دعا گوی.

گفت: چنان زی که ثنا ارزی، چنان میر که دعا ارزی.

ای درویش، مرده‌دل نه از شربت لذّت یابد نه از ضربت اَلَم. چرا؟ زیرا که دلش مرده است و دل که بِمُرد نه لذّتِ طاعت یابد و نه اَلَمِ عقوبت.

ای درویش، آن خواجه‌ی ظالم را بینی که انواعِ طعام در پیشِ او بنهند و از هر یکی لقمه برمی‌دارد و طبّاخ را جفا می‌گوید که خوش نپخته‌ای. طبّاخ را چه گناه که دعای مظلوم لذّت از طعامِ خواجه ببرده است.

ای درویش، اگر همه‌ی ملکِ دنیا به کسی دهند و او بدان بازنِگَرَد جز خسیس‌همّت نیست. تو بدان چه نگری که مُلکِ عالَم سلیمان را دادند. تو بدان نگر که خود را در میانِ دوریشان تعبیه می‌کرد که «مسکینٌ جالَسَ مسکیناً فارحَمْهُما».

ای درویشان، دل خوش دارید که سلطان در قبای ملمَّع و کمرِ مُرَصَّع راحتِ دنده‌ی (؟) شما می‌طلبند نمی‌یابند.

نعمت را گفتند: کجا باشی؟ گفت: به شام. طاعون گفت: من با توام.

گرسنگی را گفتند: کجا باشی؟ گفت: به بادیه. صحّت گفت: من با توام.

ابراهیمِ ادهم روزی بر بام بود. آوازِ طبل شنید که نوبتِ امیرِ مکّه می‌زدند. در خاطرش بگذشت که آن چه وقتی بود که نوبتِ  امیری ...

دوبلین، کتابخانه‌ی چستربیتی، مجموعه‌ی خطیِ شماره‌ی 3674، برگ 128ب.
امروز از مرکز تبادل کتاب دیدن کردم.
در این مرکز شما می توانید کتابی که به خواندنش علاقه دارید را با قیمتی بسیار پایین خریداری کنید. حتی اگر نخواهید بخرید، می توانید همانجا آن را مطالعه کنید. در گوشه و کنار این مرکز صندلی هایی برای نشستن و مطالعه کردن تعبیه شده است.
کار این مرکز به این صورت است که کتابهای دست دوم را در ازای بن خرید کتاب های دیگر از شما تحویل می گیرد. موجودی بن معادل قیمت کتاب دست دوم است. با این بن می توانید کتابهای دیگری را در این مرکز تهیه کنید. تنوع خیره کننده ای از موضوعات در این مرکز وجود دارد.
خلاصه کار جالبی است که در تهران انجام گرفته و جای آن در قم خالی است.
آدرس این مرکز:
تهران، چهارراه ولی عصر، ابتدای خیابان مظفر شمالی.
تصاویری از مرکز جالب تبادل کتاب در زیر تقدیم همراهان عزیز می شود.
@Practicalethics
👇👇
خروج آمریکا از برجام مصداق بارز یک آسیب و بد اخلاقی حرفه ای در سیاست خارجی بود. این بد اخلاقی اینک اروپا را در معرض یک معضل و دوراهه اخلاقی قرار داده است. دو راهه ای که به دوراهه میان عمل به مسئولیت اخلاقی و عمل به مسئولیت سازمانی (سود آوری اقتصادی) بسیار شباهت دارد.
تحلیلی که سفیر سابق فرانسه در ایران صورت داده است را می توانیم به قرائتی، یک نمونه از تلاش برای حل مسئله و تصمیم گیری اخلاقی بدانیم.
او در این تحلیل تلاش می کند گزینه های بدیل را به دقت وارسی کند تا در نهایت به راه حلی مقبول برسد.
با این قرائت، فرهیختگان همراه را دعوت می کنم که تحلیل یادشده را در ذیل به دقت بخوانند: 👇👇
شورش بره‌ها

✍️ فرانسوآ نیکولو، سفیر سابق فرانسه در ایران

تصمیم دونالد ترامپ برای خارج کردن کشورش از توافق هسته‌ای با ایران آنچنان غیرمنتظره اعلام شد که اروپایی‌ها را غافلگیر کرد.

آلمان تقریباً صد شرکت در ایران دارد، و ۱۰ هزار شرکت آلمانی نیز با ایران تجارت می‌کنند. فرانسه در ایران پژو، رنو، توتال و … را دارد، و اتحادیه اروپا خریدارِ ۴۰ درصد از نفت ایران است. ایرباس هم به‌تازگی صد فروند هواپیما به ایران فروخته بود. اما تمام اینها باید متوقف شود.

واکنش اولیه اروپایی‌ها «غیرقابل‌قبول» خواندن بازگشت تحریم‌ها بود. واکنش ثانویه نیز عبارت بود از جستجوی راه‌هایی برای مقابله.

این واکنش‌ها یادآور دو نمونه از اقدامات مشابه اروپا است: یکی در زمان ریگان که ۹ کشور اروپایی در مقابل خواست آمریکا مبنی بر ممانعت از ساخت خط‌ لوله گازِ سیبری-اروپا با موفقیت مقاومت کردند. دیگری زمان کلینتون که پانزده کشور عضو سازمان تجارت جهانی در برابر قانونی که سرمایه‌گذاری در صنعت نفت ایران را ممنوع می‌کرد، معافیت کسب کردند. برای گرفتن این امتیاز، اروپایی‌ها قانونی را به کار گرفتند که جلوی اجرای قوانین آمریکا در خاک اروپا را می‌گرفت؛ در همین راستا، کمیسیون اروپا به سازمان تجارت جهانی شکایت کرد.

اما از آن زمان تاکنون، شرایط پیچیده‌تر شده است. اروپایی‌ها دیگر نه ۹ یا ۱۵ بلکه ۲۸ کشور هستند. در ثانی هر شرکت اروپایی‌ که کمی مهم و تأثیرگذار باشد، سهمی نیز در آمریکا دارد. بنابراین تابع قوانین آمریکاست. هر شرکتی که دم و دستگاهی دارد، کم و بیش واجد عناصر و اجزائی آمریکایی هست. اگر نسبت محصولات و اجزای ساخت آمریکا از ده درصد بیشتر باشد، کل شرکت مشمول قوانین آمریکا می‌شود. این امر در مورد هواپیمایی ایرباس صدق می‌کند. وانگهی، دست‌کم هشتاد درصد از دادوستدهای بین‌المللی با دلار انجام می‌شود، به‌خصوص قراردادهای نفتی که مشمول قوانین آمریکا می‌شوند. به همین دلیل بانک‌های بزرگ اروپایی که با جریمه‌های سنگین نقره‌داغ شده‌اند، حتی وقتی می‌توانستند هم زیر بار همکاری دوباره با ایران نرفتند.

برای مقابله با این چالش اولین ایده اجرایی کردنِ قانون سال ۱۹۹۶ است که از اجرای قوانین آمریکا در خاک اروپا ممانعت می‌کند. این طرح، اگرچه نشانه‌ خوبی از مقاومت اروپا در برابر آمریکاست، اما به‌نظر نمی‌رسد قدرت لازم برای حل‌ مسائل مرتبط با شرکت‌های دارای سهم در آمریکا را داشته باشد، مدیر چه شرکتی حاضر است این مخاطره را بپذیرد که در صورت ورود به خاک ایالات متحده فوراً دست‌بند به دست، مثلاً به جرم حمایت از فعالیت‌های تروریستی به دادگاه فرستاده شود؟

دومین ایده، کنار گذاشتن دلار در معاملات با ایران است. اما تغییر رویه‌های ریشه‌دارِ فعلی زمان می‌برد. سومین راهکار اتخاذ تدابیر تلافی‌جویانه بر ضد شرکت‌های آمریکایی در اروپاست. اما چطور می‌توان بر سر چنین راهکاری که پیامدهای زیادی دارد با تمام کشورهای اروپایی به توافق رسید؟

آخرین تیر ترکش این است: کمیسیون اروپا می‌تواند از آمریکا به سازمان تجارت جهانی شکایت کند. متأسفانه، این فرآیند هم زمان‌براست. در حال حاضر و در کوتاه‌مدت، شرکت‌های اروپایی راه دیگری ندارند جز آنکه هرکدام از واشنگتن درخواست کنند به آنها بالاترین حد معافیت تجارت با ایران اعطا شود.

احتمال بسیاری زیادی وجود دارد که درخواست این شرکت‌ها حتی با وجود حمایت دولت‌هایشان، رد شود. ترامپ در نظر دارد با اعمال مجدد تحریم‌ها در شدیدترین شکل‌ آنها، طی دو یا سه سال ایرانی‌ها را به زانو درآورد و هر امتیازی که اوباما نتوانست از آنها بگیرد را به دست بیاورد.

اروپایی‌ها تقریباً همواره در مقابل آمریکا کمرو و چند دسته بوده‌اند. آیا حالا که چوپان بدی بر جهان حکمفرماست، بره‌ها شورش خواهند کرد؟ هیچ‌چیز را نمی‌توان پیش‌بینی کرد. از زمانی که اتحادیه اروپا به اروپای مرکزی و شرقی گسترش پیدا کرده است، اعضای جدید آن که سابقه‌ رفتن زیر یوغ شوروی را داشته‌اند، بیش از هر چیز به حمایت آمریکا وابسته‌اند. چند کشوری که بیشترین روابط تجاری با ایران را دارند برای حفظ توافق هسته‌ای روی ریسمان باریکی بین آمریکا و ایران راه خواهند رفت.

با این وجود، اروپایی‌ها همچنان می‌توانند به ایران پیشنهاد کنند که بدون تأخیر وارد شراکت چندمنظوره عظیمی شود که کارشان مبارزه با آلودگی‌های جوی، حفاظت از منابع آبی، کشاورزی و کشاورزی تجاری، مدیریت شهرها، پزشکی و سلامت عمومی، اعتلای نظام دانشگاهی و … است. تمام این مسائل حیاتی که به توسعه‌ پایدار ایران کمک می‌کنند، مشمول تحریم‌های آمریکا نمی‌شوند. اگر چنین برنامه‌ای توجه سایر کشورهای منطقه را هم جلب کند، چرا از آنها دعوت نکنیم که به همین مسیر وارد شوند؟
@Practicalethics
Forwarded from عکس نگار
☝️استاد مصطفوی که ارتباط نزدیکی با میرزا علی اکبر غفاری داشته است، در باره عمق فهم این استاد از منابع دینی می گوید: «این مرد حقیقتاً پاک بود و ذهنی عمیق داشت. ثقلین را یافته بود و خودش را با این دژ مستحکم گره زده بود. من خیلی با او حشر و نشر داشتم. از عمق تحقیق و تدبرش در آیات و احادیث لذت می بردم.»
مرحوم غفاری برای چاپ و نشر آثار خود نیز زحمات فراوانی به خود دید و تمام وجود خود را صرف می کرد‌ تا کتاب ها را به مرحله چاپ برساند و زمانی که به اتمام می رسید به درگاه خدا پناه می برد تا کسی پیدا شود که این کتاب را به طبع برساند. در کتاب هایی که به طبع مرحوم آقای غفاری رسیده غالباً در مقدمه اسم و اسامی کسانی به چشم می خورد که این ها نفقه و هزینه این کتاب را عهده دار شدند.
روانش شاد و یادش گرامی باد!
@Practicalethics