Forwarded from عکس نگار
☝️استاد مصطفوی که ارتباط نزدیکی با میرزا علی اکبر غفاری داشته است، در باره عمق فهم این استاد از منابع دینی می گوید: «این مرد حقیقتاً پاک بود و ذهنی عمیق داشت. ثقلین را یافته بود و خودش را با این دژ مستحکم گره زده بود. من خیلی با او حشر و نشر داشتم. از عمق تحقیق و تدبرش در آیات و احادیث لذت می بردم.»
مرحوم غفاری برای چاپ و نشر آثار خود نیز زحمات فراوانی به خود دید و تمام وجود خود را صرف می کرد تا کتاب ها را به مرحله چاپ برساند و زمانی که به اتمام می رسید به درگاه خدا پناه می برد تا کسی پیدا شود که این کتاب را به طبع برساند. در کتاب هایی که به طبع مرحوم آقای غفاری رسیده غالباً در مقدمه اسم و اسامی کسانی به چشم می خورد که این ها نفقه و هزینه این کتاب را عهده دار شدند.
روانش شاد و یادش گرامی باد!
@Practicalethics
مرحوم غفاری برای چاپ و نشر آثار خود نیز زحمات فراوانی به خود دید و تمام وجود خود را صرف می کرد تا کتاب ها را به مرحله چاپ برساند و زمانی که به اتمام می رسید به درگاه خدا پناه می برد تا کسی پیدا شود که این کتاب را به طبع برساند. در کتاب هایی که به طبع مرحوم آقای غفاری رسیده غالباً در مقدمه اسم و اسامی کسانی به چشم می خورد که این ها نفقه و هزینه این کتاب را عهده دار شدند.
روانش شاد و یادش گرامی باد!
@Practicalethics
Forwarded from اتچ بات
شهرداری تهران به مناسبت ماه مبارک رمضان، با نصب بنرهایی بسیار زیبا و جذاب مضامین اخلاقی را که بایستی مومنان روزه دار در این ماه تمرین کنند، در سراسر تهران تبلیغ کرده است.
این اقدام، فی نفسه ستودنی است. هر چند ای کاش به این واقعیت نیز توجه می شد که در روزگار سازمانی شده ما، مخاطب این بنرها فقط فرد فرد شهروندان نیستند، بلکه سازمانها و نهادها بیش و پیش از افراد، مسئول برنامه ریزی برای نهادینه شدن این مضامین در جامعه هستند.
@Practicalethics
این اقدام، فی نفسه ستودنی است. هر چند ای کاش به این واقعیت نیز توجه می شد که در روزگار سازمانی شده ما، مخاطب این بنرها فقط فرد فرد شهروندان نیستند، بلکه سازمانها و نهادها بیش و پیش از افراد، مسئول برنامه ریزی برای نهادینه شدن این مضامین در جامعه هستند.
@Practicalethics
Telegram
attach 📎
Forwarded from عکس نگار
عطار نیشابوری در تذکرة الاولیاء از رابعۀ عدویه نقل میکند که حسن بصری او را دید که در هر دست یک درهم نهاده است. گفت: این درهمها چیست؟ رابعه گفت: دستمزد ریسندگی. پرسید: چرا هر دو را در یک دست نمینهی؟ گفت: چون نمیخواهم آن دو را در یکجا ببینم، که فریبندگی دو درهم بیشتر از یک درهم است. پس هر چه کمتر گرد هم آیند، کمتر وسوسه انگیزند.
@Practicalethicd
@Practicalethicd
از همه همراهان عزیز، سروران اساتید و دوستان گرامی که به مناسبت ضایعه درگذشت پدر همسرم، با ابراز لطف خویش موجبات تسلای اینجانب و همسرم را فراهم آوردند، صمیمانه سپاسگزارم و بقای وجود و دوام توفیقات همگان را از درگاه خدای سبحان مسئلت می نمایم.
محمدتقی اسلامی
۱۸ خرداد ۹۷،
۲۳ رمضان المبارک.
@Practicalethics
محمدتقی اسلامی
۱۸ خرداد ۹۷،
۲۳ رمضان المبارک.
@Practicalethics
Forwarded from اتچ بات
دکتر احمد احمدی رئیس سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت) بر اثر عارضه قلبی درگذشت.
به گزارش ایسنا دکتر احمد احمدی روز گذشته به دلیل عارضه قلبی دار فانی را وداع گفت.
احمد احمدی در سال ۱۳۱۲ (۱۹۳۳ میلادی) در روستای کهکدان ملایر به دنیا آمد و پس از فراگرفتن دروس مقدماتی به حوزه علمیه بروجرد رفت و به مدت ۵ سال دروس دینی را تا اواخر سطح ۲ فراگرفت.
سپس به حوزه علمیه قم رفت و دروس تفسیر و فلسفه اسلامی را در سطوح عالی (اسفار و شفا) نزد علامه طباطبائی، درس فقه و اصول را نزد کسانی همچون امام خمینی (ره)، سیدحسین طباطبایی بروجردی، آیات عظام سلطانی، مشکینی، محقق داماد و نجفی مرعشی فرا گرفت و همزمان دکترای فلسفه غرب را از دانشگاه تهران اخذ کرد. احمدی از سال ۱۳۵۲ عضو هیأت علمی دانشگاه تهران بود و فلسفه اسلامی و فلسفه غرب و فلسفه تطبیقی را در مقطع دکتری تدریس کرده بود.
او بنیانگذار سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت) بود و حدود ۳۳ سال مدیریت این سازمان را بر عهده داشت. وی همچنین از مؤسسان دانشگاه تربیت مدرس و در هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی، نماینده مردم تهران بود. از جمله آثار او، میتوان به کتابهای «بنلایههای شناخت» (تألیف)، «مختارات من نصوص الفلسفه الاسلامیه» (تألیف)، «نقد تفکر فلسفی غرب» (ترجمه)، «تأملات در فلسفه اولی» (ترجمه) و «تأسیس مابعدالطبیعه اخلاق» (ترجمه) اشاره کرد.
🌑 این ضایعه اسفناک را به خانواده این استاد فقید و جامعه علمی کشور تسلیت میگوییم.
@Practicalethics
به گزارش ایسنا دکتر احمد احمدی روز گذشته به دلیل عارضه قلبی دار فانی را وداع گفت.
احمد احمدی در سال ۱۳۱۲ (۱۹۳۳ میلادی) در روستای کهکدان ملایر به دنیا آمد و پس از فراگرفتن دروس مقدماتی به حوزه علمیه بروجرد رفت و به مدت ۵ سال دروس دینی را تا اواخر سطح ۲ فراگرفت.
سپس به حوزه علمیه قم رفت و دروس تفسیر و فلسفه اسلامی را در سطوح عالی (اسفار و شفا) نزد علامه طباطبائی، درس فقه و اصول را نزد کسانی همچون امام خمینی (ره)، سیدحسین طباطبایی بروجردی، آیات عظام سلطانی، مشکینی، محقق داماد و نجفی مرعشی فرا گرفت و همزمان دکترای فلسفه غرب را از دانشگاه تهران اخذ کرد. احمدی از سال ۱۳۵۲ عضو هیأت علمی دانشگاه تهران بود و فلسفه اسلامی و فلسفه غرب و فلسفه تطبیقی را در مقطع دکتری تدریس کرده بود.
او بنیانگذار سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت) بود و حدود ۳۳ سال مدیریت این سازمان را بر عهده داشت. وی همچنین از مؤسسان دانشگاه تربیت مدرس و در هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی، نماینده مردم تهران بود. از جمله آثار او، میتوان به کتابهای «بنلایههای شناخت» (تألیف)، «مختارات من نصوص الفلسفه الاسلامیه» (تألیف)، «نقد تفکر فلسفی غرب» (ترجمه)، «تأملات در فلسفه اولی» (ترجمه) و «تأسیس مابعدالطبیعه اخلاق» (ترجمه) اشاره کرد.
🌑 این ضایعه اسفناک را به خانواده این استاد فقید و جامعه علمی کشور تسلیت میگوییم.
@Practicalethics
Telegram
attach 📎
Audio
🎙 خوب گوش کنید بچه ها، حاصل 70 سال کتاب خواندن...
👤 #محمدرضا_شفیعی_کدکنی
کلاس درس ۸ خرداد ۱۳۹۷
🌾 @Sedanet
👤 #محمدرضا_شفیعی_کدکنی
کلاس درس ۸ خرداد ۱۳۹۷
🌾 @Sedanet
👆توصیه اکید استاد شفیعی کدکنی درباره اهمیت روحیه و نشاط در سعادت فردی و اجتماعی.
بسیار شنیدنی و پندآموز.
بسیار شنیدنی و پندآموز.
Forwarded from بازگشت به کودکی
🍒یاد دارم که در ایام کودکی، اهل عبادت بودم و شبها بر میخاستم و نماز میگزاردم و به زهد و تقوا، رغبت بسیار داشتم!
شبی در خدمت پدر رحمة الله علیه نشسته بودم و تمام شب چشم بر هم نگذاشتم و قرآن گرامی را بر کنار گرفته، میخواندم.
در آن حال دیدم که همه آنان که گرد ما هستند، خوابیدهاند!
پدر را گفتم : از اینان کسی سر بر نمیدارد که نمازی بخواند. خواب غفلت، چنان اینان را برده است که گویی نخفتهاند، بلکه مردهاند!
پدر گفت : تو نیز اگر میخفتی، بهتر از آن بود که در پوستین خلق افتی و عیب آنان گویی و بر خود ببالی!🍒
“گلستان سعدی"
🆔aashoorinejad
شبی در خدمت پدر رحمة الله علیه نشسته بودم و تمام شب چشم بر هم نگذاشتم و قرآن گرامی را بر کنار گرفته، میخواندم.
در آن حال دیدم که همه آنان که گرد ما هستند، خوابیدهاند!
پدر را گفتم : از اینان کسی سر بر نمیدارد که نمازی بخواند. خواب غفلت، چنان اینان را برده است که گویی نخفتهاند، بلکه مردهاند!
پدر گفت : تو نیز اگر میخفتی، بهتر از آن بود که در پوستین خلق افتی و عیب آنان گویی و بر خود ببالی!🍒
“گلستان سعدی"
🆔aashoorinejad
🔔 به استحضار اساتید، صاحب نظران، دانشجویان و علاقمندان به مباحث تخصصی دانش اخلاق کاربردی میرساند، مقاله اینجانب با عنوان روش شناسی موردکاوانه در اخلاق کاربردی به صورت آن لاین در مجله پژوهشهای فلسفی کلامی انتشار یافت.
امید و انتظار می رود که پس از مطالعه، نقطه نظرات عالمانه خویش را بر نویسنده ارزانی بدارید.
📎لینک مقاله:
http://pfk.qom.ac.ir/article_1106.html
🆔 @Practicalethics
امید و انتظار می رود که پس از مطالعه، نقطه نظرات عالمانه خویش را بر نویسنده ارزانی بدارید.
📎لینک مقاله:
http://pfk.qom.ac.ir/article_1106.html
🆔 @Practicalethics
✍مقاله روش شناسی موردکاوانه در اخلاق کاربردی
مجله پژوهش های فلسفی کلامی، مقاله 5، دوره 19، شماره 75، بهار 1397، صفحه 101-120
نویسنده: محمدتقی اسلامی، استادیار پژوهشکده اخلاق و معنویت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
💧چکیده:
روششناسی در اخلاق کاربردی به معنای روش توجیه و حلِ مسائل اخلاقی است. سه روش عمده در این عرصه به رقابت با یکدیگر برخاستهاند: روش نخست، قیاسگرایی است که بر اهمیت نظریههای اخلاقی و بهکار بستن آنها در توجیه مسائل اخلاقی تأکید دارد و به اصطلاح متضمن نگاه از بالا به پایین است. دوم، استقراءگرایی است که رویکردی جزئینگر و ضد نظریه دارد و بهاصطلاح طرفدار نگاه از پایین به بالا است. سوم، اصلگرایی است که با نگاهی اعتدالی به کاربرد نظریههای کلان اخلاقی در مقام عمل، سعی میکند تا با ضرب دو نگاه از بالا به پایین و از پایین به بالا، به راهحلّی منسجم دست یابد. موضوع بحث در این مقاله به روش دوم، یعنی استقراءگرایی مربوط میشود. این روش در جایی که داوریها را نمیتوان بهسادگی تحت هنجارهای کلّی قرار داد، بر تصمیمگیری عملی دربارۀ موردهای جزئی متمرکز میشود. طرفداران این روش شکلهای گوناگونی از استقراء را به رسمیت شناختهاند که مهمترین و جامعترین آنها عبارتند از: موردکاوی یا مطالعۀ اوضاع و احوال خاص، اخلاق داستانی و برخی تقریرهای فضیلتگرایی اخلاقی. این مقاله به بحث و بررسی موردکاوی اختصاص یافته و میکوشد تا نقاط قوّت و ضعف این رویکرد روشی را نشان دهد.
📎📎لینک مطالعه کل مقاله:
http://pfk.qom.ac.ir/article_1106.html
🆔@Practicalethics
مجله پژوهش های فلسفی کلامی، مقاله 5، دوره 19، شماره 75، بهار 1397، صفحه 101-120
نویسنده: محمدتقی اسلامی، استادیار پژوهشکده اخلاق و معنویت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
💧چکیده:
روششناسی در اخلاق کاربردی به معنای روش توجیه و حلِ مسائل اخلاقی است. سه روش عمده در این عرصه به رقابت با یکدیگر برخاستهاند: روش نخست، قیاسگرایی است که بر اهمیت نظریههای اخلاقی و بهکار بستن آنها در توجیه مسائل اخلاقی تأکید دارد و به اصطلاح متضمن نگاه از بالا به پایین است. دوم، استقراءگرایی است که رویکردی جزئینگر و ضد نظریه دارد و بهاصطلاح طرفدار نگاه از پایین به بالا است. سوم، اصلگرایی است که با نگاهی اعتدالی به کاربرد نظریههای کلان اخلاقی در مقام عمل، سعی میکند تا با ضرب دو نگاه از بالا به پایین و از پایین به بالا، به راهحلّی منسجم دست یابد. موضوع بحث در این مقاله به روش دوم، یعنی استقراءگرایی مربوط میشود. این روش در جایی که داوریها را نمیتوان بهسادگی تحت هنجارهای کلّی قرار داد، بر تصمیمگیری عملی دربارۀ موردهای جزئی متمرکز میشود. طرفداران این روش شکلهای گوناگونی از استقراء را به رسمیت شناختهاند که مهمترین و جامعترین آنها عبارتند از: موردکاوی یا مطالعۀ اوضاع و احوال خاص، اخلاق داستانی و برخی تقریرهای فضیلتگرایی اخلاقی. این مقاله به بحث و بررسی موردکاوی اختصاص یافته و میکوشد تا نقاط قوّت و ضعف این رویکرد روشی را نشان دهد.
📎📎لینک مطالعه کل مقاله:
http://pfk.qom.ac.ir/article_1106.html
🆔@Practicalethics
وداع ماه #رمضان از زبان سعدی شیرازی
برگ تحویل میکند رمضان
بار تودیع بر دل اخوان
یار نادیده سیر، زود برفت
دیر ننشست نازنین مهمان
غادر الحب صحبة الاحباب
فارق الخل عشرة الخلان
ماه فرخنده، روی برپیچید
و علیک السلام یا رمضان
الوداع ای زمان طاعت و خیر
مجلس ذکر و محفل قرآن
مهر فرمان ایزدی بر لب
نفس در بند و دیو در زندان
تا دگر روزه با جهان آید
بس بگردد به گونه گونه جهان
بلبلی زار زار مینالید
بر فراق بهار وقت خزان
گفتم انده مبر که بازآید
روز نوروز و لاله و ریحان
گفت ترسم بقا وفا نکند
ورنه هر سال گل دمد بستان
روز بسیار و عید خواهد بود
تیر ماه و بهار و تابستان
تا که در منزل حیات بود
سال دیگر که در غریبستان
خاک چندان از آدمی بخورد
که شود خاک و آدمی یکسان
هردم از روزگار ما جزویست
که گذر میکند چو برق یمان
کوه اگر جزو جزو برگیرند
متلاشی شود به دور زمان
تا قیامت که دیگر آب حیات
بازگردد به جوی رفته روان
یا رب آن دم که دم فرو بندد
ملک الموت واقف شیطان
کار جان پیش اهل دل سهلست
تو نگه دار جوهر ایمان
کلیات سعدی، تصحیح محمد علی فروغی، قطعات (انتشارات هرمس، تهران، ۱۳۸۵)، ص۱۰۹۷.
🆔@Practicalethics
برگ تحویل میکند رمضان
بار تودیع بر دل اخوان
یار نادیده سیر، زود برفت
دیر ننشست نازنین مهمان
غادر الحب صحبة الاحباب
فارق الخل عشرة الخلان
ماه فرخنده، روی برپیچید
و علیک السلام یا رمضان
الوداع ای زمان طاعت و خیر
مجلس ذکر و محفل قرآن
مهر فرمان ایزدی بر لب
نفس در بند و دیو در زندان
تا دگر روزه با جهان آید
بس بگردد به گونه گونه جهان
بلبلی زار زار مینالید
بر فراق بهار وقت خزان
گفتم انده مبر که بازآید
روز نوروز و لاله و ریحان
گفت ترسم بقا وفا نکند
ورنه هر سال گل دمد بستان
روز بسیار و عید خواهد بود
تیر ماه و بهار و تابستان
تا که در منزل حیات بود
سال دیگر که در غریبستان
خاک چندان از آدمی بخورد
که شود خاک و آدمی یکسان
هردم از روزگار ما جزویست
که گذر میکند چو برق یمان
کوه اگر جزو جزو برگیرند
متلاشی شود به دور زمان
تا قیامت که دیگر آب حیات
بازگردد به جوی رفته روان
یا رب آن دم که دم فرو بندد
ملک الموت واقف شیطان
کار جان پیش اهل دل سهلست
تو نگه دار جوهر ایمان
کلیات سعدی، تصحیح محمد علی فروغی، قطعات (انتشارات هرمس، تهران، ۱۳۸۵)، ص۱۰۹۷.
🆔@Practicalethics
الهى عظمت وكبريائى مخصوص تو
عفو، رحمت ، تقوا و مغفرت از تو
امید آن داریم اندك تقوائى كه ببركت رمضان عايدمان شده با
رضايت تو وحبيبت موجب شود که
ما را درخيل خانواده او
وارد كنى و از خيرات آنها بهره مندمان فرمایی
و ازبليات مصونمان دارى
... و اگر ممكن نيست
تقاضاى الحاق به سايربندگان صالح
و مخلصت داريم.
به یقین رضايت حبيبت محمد و آل او
بر رضايت دشمنان ارجح است.
ببركت صلوات بر آنها
دراين عيد پاداش خاصمان عطا فرما
عفو، رحمت ، تقوا و مغفرت از تو
امید آن داریم اندك تقوائى كه ببركت رمضان عايدمان شده با
رضايت تو وحبيبت موجب شود که
ما را درخيل خانواده او
وارد كنى و از خيرات آنها بهره مندمان فرمایی
و ازبليات مصونمان دارى
... و اگر ممكن نيست
تقاضاى الحاق به سايربندگان صالح
و مخلصت داريم.
به یقین رضايت حبيبت محمد و آل او
بر رضايت دشمنان ارجح است.
ببركت صلوات بر آنها
دراين عيد پاداش خاصمان عطا فرما
با کمال تاسف با خبر شدهایم دکتر محمد امین قانعی راد، رییس انجمن جامعه شناسی ایران، دار فانی را وداع گفته است. درگذشت این استاد بزرگوار را خدمت اهالی فرهنگ تسلیت عرض مینماییم.
🆔@Practicalethics
🆔@Practicalethics
🌑علی مرشدی زاد:
دوست و همکار گرامیمان دکتر محمد امین قانعیراد به رحمت خدا پیوست.
دیروز در جلسهی آخر هیات مدیرهی انجمن مطالعات صلح ایران حضور نداشتند. مدتی بود که به دلیل دست به گریبان بودن با بیماری بیپیر سرطان کمتر به جلسه میآمدند. اتفاقا در جلسه.ی دیروز ذکر خیر ایشان نیز به میان آمد، ولی چه کسی میدانست دکتر قانعی راد دیگر به جلسه نخواهند آمد و دیگر ایشان را نخواهیم دید. روحشان شاد.
دکتر قانعیراد شخصیتی وارسته و خودساخته داشتند. انسانی صریحاللهجه بودند. نسبت به مسائل جامعه حساس بودند و از انسانهای دارای دغدغه خوششان میآمد. یک بار از ایشان دربارهی رشتهی مددکاری مشورت گرفتم. پرسیدند برای چه میپرسی. گفتم دخترم به این رشته علاقمند است. پرسیدند برای چی؟ گفتم برای کمک به انسانها. گفتند فلانی این را قدر بدان. کمتر جوانانی امروزه این انگیزهها را دارند.
آخرین باری که به جلسهی انجمن مطالعات صلح آمدند در اثنای جلسه سر درد دلشان باز شد. گفتند «دارویی برای شیمیدرمانی مصرف میکنم که ماهانه با کمک بیمه خدمات درمانی نزدیک به یک میلیون برایم هزینه دارد. اخیرا برای گرفتن این دارو مراجعه کردم. گفتند با توجه به سیاستهای جدید حمایت از تولید ملی، دیگر وارد نمیشود. در عوض، دارویی مشابه داخلی به من دادند که هزینه بسیار کمتری هم داشت. چیزی حدود دویست هزار تومان. خوشحال آنها را گرفتم و نزد پزشکم بردم. وقتی آنها را دید گفت ببین! دارو باید دو ویژگی مهم داشته باشد. یکی اینکه تأثیر مثبت داشته باشد، و دیگر اینکه عوارض نداشته باشد. این دارو تاثیر ندارد و تا بخواهی عوارض دارد. بنابراین همینجا بینداز داخل سطل آشغالی. به پزشکم گفتم خب, با این اوضاع و احوال چه کنم؟ گفت من چند وقت دیگر سفری خارجی خواهم رفت. مقداری برای شما میآورم. بعد از آن هم خدا کریم است. نگران بودند که با این روش، ممکن است دارد تامین شود، ولی دیگر بیمه به آن تعلق نمیگیرد و عملا کل حقوق من صرف این دارو میشود.»
اکنون دیگر دکتر قانعیراد مشکل تامین دارو ندارد. به فکر قانعیرادهای دیگر باشیم.
دوست و همکار گرامیمان دکتر محمد امین قانعیراد به رحمت خدا پیوست.
دیروز در جلسهی آخر هیات مدیرهی انجمن مطالعات صلح ایران حضور نداشتند. مدتی بود که به دلیل دست به گریبان بودن با بیماری بیپیر سرطان کمتر به جلسه میآمدند. اتفاقا در جلسه.ی دیروز ذکر خیر ایشان نیز به میان آمد، ولی چه کسی میدانست دکتر قانعی راد دیگر به جلسه نخواهند آمد و دیگر ایشان را نخواهیم دید. روحشان شاد.
دکتر قانعیراد شخصیتی وارسته و خودساخته داشتند. انسانی صریحاللهجه بودند. نسبت به مسائل جامعه حساس بودند و از انسانهای دارای دغدغه خوششان میآمد. یک بار از ایشان دربارهی رشتهی مددکاری مشورت گرفتم. پرسیدند برای چه میپرسی. گفتم دخترم به این رشته علاقمند است. پرسیدند برای چی؟ گفتم برای کمک به انسانها. گفتند فلانی این را قدر بدان. کمتر جوانانی امروزه این انگیزهها را دارند.
آخرین باری که به جلسهی انجمن مطالعات صلح آمدند در اثنای جلسه سر درد دلشان باز شد. گفتند «دارویی برای شیمیدرمانی مصرف میکنم که ماهانه با کمک بیمه خدمات درمانی نزدیک به یک میلیون برایم هزینه دارد. اخیرا برای گرفتن این دارو مراجعه کردم. گفتند با توجه به سیاستهای جدید حمایت از تولید ملی، دیگر وارد نمیشود. در عوض، دارویی مشابه داخلی به من دادند که هزینه بسیار کمتری هم داشت. چیزی حدود دویست هزار تومان. خوشحال آنها را گرفتم و نزد پزشکم بردم. وقتی آنها را دید گفت ببین! دارو باید دو ویژگی مهم داشته باشد. یکی اینکه تأثیر مثبت داشته باشد، و دیگر اینکه عوارض نداشته باشد. این دارو تاثیر ندارد و تا بخواهی عوارض دارد. بنابراین همینجا بینداز داخل سطل آشغالی. به پزشکم گفتم خب, با این اوضاع و احوال چه کنم؟ گفت من چند وقت دیگر سفری خارجی خواهم رفت. مقداری برای شما میآورم. بعد از آن هم خدا کریم است. نگران بودند که با این روش، ممکن است دارد تامین شود، ولی دیگر بیمه به آن تعلق نمیگیرد و عملا کل حقوق من صرف این دارو میشود.»
اکنون دیگر دکتر قانعیراد مشکل تامین دارو ندارد. به فکر قانعیرادهای دیگر باشیم.
نه مرگ آنقدر ترسناک است
و نه زندگی آنقدر شیرین که آدمی
پای بر شرافت خود بگذارد
۲۹خرداد سالمرگ زنده یاد، دکتر علی شریعتی
روحش شاد و یادش گرامی
🆔@Practicalethics
و نه زندگی آنقدر شیرین که آدمی
پای بر شرافت خود بگذارد
۲۹خرداد سالمرگ زنده یاد، دکتر علی شریعتی
روحش شاد و یادش گرامی
🆔@Practicalethics
🔸نماز امام موسی صدر بر پیکر دکتر شریعتی در زینبیه دمشق، تیر ۱۳۵۶
🆔@Practicalethics
🆔@Practicalethics
Forwarded from اتچ بات
استاد سید علی اکبر حسینی؛ مجری برنامه پرطرفدار تلویزیونی «اخلاق در خانواده» در دهههای شصت و هفتاد و نماینده اسبق مجلس در سن ۷۹ سالگی دعوت حق را لبیک گفت.
درگذشت این پیشکسوت مباحث اخلاقی در کشور را به خانواده، شاگردان و جامعه اخلاق پژوهان تسلیت عرض می کنیم.
🆔@Practicalethics
درگذشت این پیشکسوت مباحث اخلاقی در کشور را به خانواده، شاگردان و جامعه اخلاق پژوهان تسلیت عرض می کنیم.
🆔@Practicalethics
Telegram
attach 📎
🍒
همیشه فکر می کردم
قوی کسی است که چیز سنگینی از زمین برمی دارد،
امروز می دانم گاه برای قوی شدن، باید چیزهای سنگین را زمین گذاشت…🍒
aashoorinejad@ 🆔
همیشه فکر می کردم
قوی کسی است که چیز سنگینی از زمین برمی دارد،
امروز می دانم گاه برای قوی شدن، باید چیزهای سنگین را زمین گذاشت…🍒
aashoorinejad@ 🆔
📝 اخلاق رعایت حجاب
شبی را در یکی از بیمارستانهای خصوصی تهران، همراه بیمار بودم.
هنگام صبح برای ادای نماز وضو گرفته، جویای نمازخانه بیمارستان شدم. گفتند باید به طبقه ششم بروم. خوشحال شدم که خدا را شکر نمازخانه در این بیمارستان، مثل خیلی از جاهای اداری و خدماتی ما، در اتاقک زیرپله طبقه منفی سه نیست!
به طبقه ششم رسیدم، مکانی که به نمازخانه اختصاص یافته بود، طبق معمول اتاقک انباری تغییر کاربری یافته ای بود که سه نفر به زور گنجایش داشت. درب اتاقک نیمه باز بود و داخل آنقدر تاریک بود که هیچ چیزی را به چشم نمی دیدم. هر چه گشتم کلید برق را بیرون از اتاقک نیافتم. به ناچار وارد اتاقک شدم. تا در را را باز کردم، در میان ظلماتی که همه چیز محو بود ناگهان صدای جیغ خانمی را شنیدم:
-آقا برو بیرون!! آقا نگاه نکن!!
-فریده، فریده بیدار شو!!
دهشت زده گفتم:
ب ب برای نماز اومدم اینجا!!
- حالا برید! بیرون باشید!!
..خوار و خفیف و با حسی از اهانت شدگی از اتاقک ظلمانی بیرون آمدم!
منتظر ماندم که خانم های محترم اتاقک را ترک کنند. اما هر چه ماندم خبری نشد!
چون باید زودتر به بالین بیمارم برمی گشتم، تکه خشتی را از جاکفشی دم در اتاقک برداشتم و همانجا مشغول نماز شدم.
در اثنای نماز بودم که متوجه شدم دو خانمی که لباس خدمه بیمارستان را به تن داشتند، از اتاقک خارج شدند و زیر لب از اینکه باعث شده اند من روی زمین و در میان راهرو نماز بخوانم ابراز تاسف کردند.
... حوالی ۸ صبح کنار بالین مریضم ایستاده بودم که خانمی با لباس فرم خدمه بیمارستان به سراغم آمد:
- حاج آقا بابت اتفاقی که صبح افتاد از شما عذرخواهی می کنم، شما رو به خدا ما رو ببخشید!
فهمیدم ایشان یکی از دو خانم استراحت کننده در اتاقک صبحی هستند، ولی به درستی نمی دانستم که برای کدام اتفاق عذرخواهی می کند. برای اینکه از هول رعایت حجاب و شاید ناخواسته به من نامحرم! توهین کرده بودند؟! یا برای اینکه مانع شده بودند که نمازم را در اتاقک بخوانم؟! یا از این جهت که در ساعات انجام کار و ماموریت، در محلی نامناسب مشغول خواب شده بودند؟!
لحظاتی حیران ماندم که چه بگویم.
برای خواندن نماز در بیرون از اتاقک، هیچ دلخوری نداشتم. مسئولیت پی گیری انجام وظایف کادر بیمارستان در ساعات کاری هم به عهده من نبود، ضمن اینکه از ارائه خدمات بیمارستانی در این بیمارستان، نسبتا راضی بودم.
کاری که به نظرم جای عذرخواهی داشت، توهین و تحقیری بود که از هول رعایت حجاب، نسبت به من صورت گرفته بود.
این بود که در جواب گفتم:
- خواهش می کنم خانم، شما محترم هستید و تقصیری ندارید، در واقع مقصر اصلی آموزش های غلط دینی - تربیتی است که به جای تاکید بر فلسفه و آداب و اخلاق رعایت حجاب، تمام تاکید را بر ظواهر و قالب های پوشش زن مسلمان از نامحرمان گذاشته است. چنین آموزشها و پرورشهایی در اغلب موارد آسیب زاست و موجبات اهانت به دیگران را فراهم می آورد.
محمدتقی اسلامی
یکم تیر ۹۷
🆔@Practicalethics
شبی را در یکی از بیمارستانهای خصوصی تهران، همراه بیمار بودم.
هنگام صبح برای ادای نماز وضو گرفته، جویای نمازخانه بیمارستان شدم. گفتند باید به طبقه ششم بروم. خوشحال شدم که خدا را شکر نمازخانه در این بیمارستان، مثل خیلی از جاهای اداری و خدماتی ما، در اتاقک زیرپله طبقه منفی سه نیست!
به طبقه ششم رسیدم، مکانی که به نمازخانه اختصاص یافته بود، طبق معمول اتاقک انباری تغییر کاربری یافته ای بود که سه نفر به زور گنجایش داشت. درب اتاقک نیمه باز بود و داخل آنقدر تاریک بود که هیچ چیزی را به چشم نمی دیدم. هر چه گشتم کلید برق را بیرون از اتاقک نیافتم. به ناچار وارد اتاقک شدم. تا در را را باز کردم، در میان ظلماتی که همه چیز محو بود ناگهان صدای جیغ خانمی را شنیدم:
-آقا برو بیرون!! آقا نگاه نکن!!
-فریده، فریده بیدار شو!!
دهشت زده گفتم:
ب ب برای نماز اومدم اینجا!!
- حالا برید! بیرون باشید!!
..خوار و خفیف و با حسی از اهانت شدگی از اتاقک ظلمانی بیرون آمدم!
منتظر ماندم که خانم های محترم اتاقک را ترک کنند. اما هر چه ماندم خبری نشد!
چون باید زودتر به بالین بیمارم برمی گشتم، تکه خشتی را از جاکفشی دم در اتاقک برداشتم و همانجا مشغول نماز شدم.
در اثنای نماز بودم که متوجه شدم دو خانمی که لباس خدمه بیمارستان را به تن داشتند، از اتاقک خارج شدند و زیر لب از اینکه باعث شده اند من روی زمین و در میان راهرو نماز بخوانم ابراز تاسف کردند.
... حوالی ۸ صبح کنار بالین مریضم ایستاده بودم که خانمی با لباس فرم خدمه بیمارستان به سراغم آمد:
- حاج آقا بابت اتفاقی که صبح افتاد از شما عذرخواهی می کنم، شما رو به خدا ما رو ببخشید!
فهمیدم ایشان یکی از دو خانم استراحت کننده در اتاقک صبحی هستند، ولی به درستی نمی دانستم که برای کدام اتفاق عذرخواهی می کند. برای اینکه از هول رعایت حجاب و شاید ناخواسته به من نامحرم! توهین کرده بودند؟! یا برای اینکه مانع شده بودند که نمازم را در اتاقک بخوانم؟! یا از این جهت که در ساعات انجام کار و ماموریت، در محلی نامناسب مشغول خواب شده بودند؟!
لحظاتی حیران ماندم که چه بگویم.
برای خواندن نماز در بیرون از اتاقک، هیچ دلخوری نداشتم. مسئولیت پی گیری انجام وظایف کادر بیمارستان در ساعات کاری هم به عهده من نبود، ضمن اینکه از ارائه خدمات بیمارستانی در این بیمارستان، نسبتا راضی بودم.
کاری که به نظرم جای عذرخواهی داشت، توهین و تحقیری بود که از هول رعایت حجاب، نسبت به من صورت گرفته بود.
این بود که در جواب گفتم:
- خواهش می کنم خانم، شما محترم هستید و تقصیری ندارید، در واقع مقصر اصلی آموزش های غلط دینی - تربیتی است که به جای تاکید بر فلسفه و آداب و اخلاق رعایت حجاب، تمام تاکید را بر ظواهر و قالب های پوشش زن مسلمان از نامحرمان گذاشته است. چنین آموزشها و پرورشهایی در اغلب موارد آسیب زاست و موجبات اهانت به دیگران را فراهم می آورد.
محمدتقی اسلامی
یکم تیر ۹۷
🆔@Practicalethics