👇👇ادامه: اخلاق #رعایت_حجاب
در آمریکا در سالن انتظار فرودگاه دالس واشینگتون بر روی صندلی آرام، غرق در تفکر نشسته بودم که ناگهان صدای جیغ و فریاد خانمی از درون دستشویی زنانه رشته افکارم را پاره کرد. مردی از قسمت دستشویی های زنانه، دست بر سرگرفته به حالت تسلیم بیرون پرید و زنی با فریادهای:
Shame on you!
Why don’t you shame!
او را تعقیب می کرد! از اینکه هیچ کس عکس العملی نشان نداد و ماجرای تعقیب و گریز هم تا چند قدمی بیشتر ادامه نیافت، فهمیدم شرارت قابل توجهی رخ نداده و مرد بیچاره، شاید به اشتباه برای قضای حاجت به قسمت زنانه وارد شده بود!
✍وجود حریم و پوشش میان زن و مرد بیگانه، اختصاص به زن و مرد مسلمان ندارد و احتمالاً ریشه در فطرت یا ضرورتی تاریخی برای حفظ سلامت زندگی اجتماعی انسانها دارد.
هم زنان و هم مردان گاه لازم می شود مکانهایی را به جنس خود اختصاص دهند و با کمال احترام به جنس مخالف، در حالی که از پیش اعلام کرده و مکان اختصاصی را با تابلو یا علامتی مشخص کرده باشند، از ورود جنس مخالف ممانعت کنند. مکانهایی مثل اتاق خواب زنانه یا مردانه (نه نمازخانه عمومی!)، اتاق پرو، دستشویی، حمام و از این قبیل، اختصاصی هستند و جنس مخالف حق ندارد به آنها وارد شود.
💥اما اکنون تصور کنید مردی بیگانه و نامحرم، بدون اطلاع قبلی یا به قول خودمان بدون گفتن «یا الله» وارد حریم خصوصی و اختصاصی زنی شود،
چه واکنشی از سوی زن پسندیده است؟
👈قرآن کریم در داستان ورود فرشته بر حضرت مریم، گزارش می کند که عین همین واقعه برای مریم رخ داد:
هنگامی که مریم از خانواده و اطرافیان خود کناره گرفت و جدای از آنان پوشش و پرده ای برای خود قرار داد، ناگهان جبرائیل به صورت انسانی خوش اندام و معتدل برای او ظاهر شد. (مریم: آیات 16 و 17).
شکی نیست که آن مکان حریم خصوصی مریم بوده که او برای انجام یک عمل شخصی پشت پرده و دور از دیدگاه اطرافیان خود، حتی مطابق نقلی برای استحمام به آنجا رفته بوده است.
و نیز شکی نیست که مریم به هیچ وجه در آن لحظه نمی دانسته که او فرشته است؛ بلکه کاملا بر این تصور بوده که مردی بیگانه و نامحرم به حریم خصوصی اش وارد شده است.
در آیه 18 نحوه برخورد مریم در آن لحظه را بیان می کند: مریم گفت: من از تو به خدای رحمان پناه می برم، اگر پرهیزگار هستی.
در این گفته مریم نکات اخلاقی ظریفی نهفته است که در آینده انشاءالله توضیح خواهم داد.
اما چرا مریم شوکه نشد؟
چرا با دستپاچگی بر سر آن نامحرم جیغ نکشید؟
چرا به خود اجازه نداد که به او بگوید: شرم بر تو! خجالت بکش! برو بیرون؟!
مگر او به حریم شخصی و ممنوعه او در پشت پرده وارد نشده بود؟!
پاسخ در نکاتی است که در تربیت اخلاقی مریم در ابعاد مختلف وجود دارد و از جمله در ظرافتها و دقتهایی در روابط انسانی است که او از دستگاه تربیت الهی آموخته است؛ پیش از آنکه مسائل ظاهری مربوط به پوشش از نامحرم را آموخته باشد.
محمدتقی اسلامی
هشتم تیرماه ۹۷
@Practicalethics
در آمریکا در سالن انتظار فرودگاه دالس واشینگتون بر روی صندلی آرام، غرق در تفکر نشسته بودم که ناگهان صدای جیغ و فریاد خانمی از درون دستشویی زنانه رشته افکارم را پاره کرد. مردی از قسمت دستشویی های زنانه، دست بر سرگرفته به حالت تسلیم بیرون پرید و زنی با فریادهای:
Shame on you!
Why don’t you shame!
او را تعقیب می کرد! از اینکه هیچ کس عکس العملی نشان نداد و ماجرای تعقیب و گریز هم تا چند قدمی بیشتر ادامه نیافت، فهمیدم شرارت قابل توجهی رخ نداده و مرد بیچاره، شاید به اشتباه برای قضای حاجت به قسمت زنانه وارد شده بود!
✍وجود حریم و پوشش میان زن و مرد بیگانه، اختصاص به زن و مرد مسلمان ندارد و احتمالاً ریشه در فطرت یا ضرورتی تاریخی برای حفظ سلامت زندگی اجتماعی انسانها دارد.
هم زنان و هم مردان گاه لازم می شود مکانهایی را به جنس خود اختصاص دهند و با کمال احترام به جنس مخالف، در حالی که از پیش اعلام کرده و مکان اختصاصی را با تابلو یا علامتی مشخص کرده باشند، از ورود جنس مخالف ممانعت کنند. مکانهایی مثل اتاق خواب زنانه یا مردانه (نه نمازخانه عمومی!)، اتاق پرو، دستشویی، حمام و از این قبیل، اختصاصی هستند و جنس مخالف حق ندارد به آنها وارد شود.
💥اما اکنون تصور کنید مردی بیگانه و نامحرم، بدون اطلاع قبلی یا به قول خودمان بدون گفتن «یا الله» وارد حریم خصوصی و اختصاصی زنی شود،
چه واکنشی از سوی زن پسندیده است؟
👈قرآن کریم در داستان ورود فرشته بر حضرت مریم، گزارش می کند که عین همین واقعه برای مریم رخ داد:
هنگامی که مریم از خانواده و اطرافیان خود کناره گرفت و جدای از آنان پوشش و پرده ای برای خود قرار داد، ناگهان جبرائیل به صورت انسانی خوش اندام و معتدل برای او ظاهر شد. (مریم: آیات 16 و 17).
شکی نیست که آن مکان حریم خصوصی مریم بوده که او برای انجام یک عمل شخصی پشت پرده و دور از دیدگاه اطرافیان خود، حتی مطابق نقلی برای استحمام به آنجا رفته بوده است.
و نیز شکی نیست که مریم به هیچ وجه در آن لحظه نمی دانسته که او فرشته است؛ بلکه کاملا بر این تصور بوده که مردی بیگانه و نامحرم به حریم خصوصی اش وارد شده است.
در آیه 18 نحوه برخورد مریم در آن لحظه را بیان می کند: مریم گفت: من از تو به خدای رحمان پناه می برم، اگر پرهیزگار هستی.
در این گفته مریم نکات اخلاقی ظریفی نهفته است که در آینده انشاءالله توضیح خواهم داد.
اما چرا مریم شوکه نشد؟
چرا با دستپاچگی بر سر آن نامحرم جیغ نکشید؟
چرا به خود اجازه نداد که به او بگوید: شرم بر تو! خجالت بکش! برو بیرون؟!
مگر او به حریم شخصی و ممنوعه او در پشت پرده وارد نشده بود؟!
پاسخ در نکاتی است که در تربیت اخلاقی مریم در ابعاد مختلف وجود دارد و از جمله در ظرافتها و دقتهایی در روابط انسانی است که او از دستگاه تربیت الهی آموخته است؛ پیش از آنکه مسائل ظاهری مربوط به پوشش از نامحرم را آموخته باشد.
محمدتقی اسلامی
هشتم تیرماه ۹۷
@Practicalethics
Forwarded from عبدالعلی بازرگان - تفسیر قرآن
بهلول را گفتند که فلانی هنگام تلاوت قرآن چنان از خود بیخود میشود که نقش بر زمین شده و غش میکند.
بهلول گفت:
او را بر سر دیوار بگذارید تا تلاوت کند، اگر غش کرد در عمل خود صالح است.
🆔 @bazargan1
بهلول گفت:
او را بر سر دیوار بگذارید تا تلاوت کند، اگر غش کرد در عمل خود صالح است.
🆔 @bazargan1
🌺 یک تجربه:
برای هیچ متعصبی دلیل نیاور!
با او مجادله نکن!
او جبهه میگیرد....
کسی که جبهه گرفت دیگر فکر آموختن نیست؛ بلکه فکر پیروزیست.
تغییر دست خود شخص است
نه دیگران....
بگذار او خودش کنجکاو شود
و عقایدش را نقد کند.
تنها به او دو کلمه بیاموز:
«شــــــــــک کـــــن»
این آغاز تغییر است...
@Practicalethics
برای هیچ متعصبی دلیل نیاور!
با او مجادله نکن!
او جبهه میگیرد....
کسی که جبهه گرفت دیگر فکر آموختن نیست؛ بلکه فکر پیروزیست.
تغییر دست خود شخص است
نه دیگران....
بگذار او خودش کنجکاو شود
و عقایدش را نقد کند.
تنها به او دو کلمه بیاموز:
«شــــــــــک کـــــن»
این آغاز تغییر است...
@Practicalethics
📝تعصب و مدارا
انسان متعصب همانقدر که بر دیگران سخت میگیرد، در عقاید خویش خوشبینانه مینگرد و آسانگیر است.
موی سفید را در ماست دیگری میبیند و بیرون میکشد؛ اما خال درشت و سیاه را در صورت خویش نمیبیند.
تفاوت انسانها در اصل مدارا و آسانگیری نیست؛ در محل آن است. انسان متعصب بر خود آسان میگیرد و بر دیگری سخت. بر عکس انسان بردبار که بر خود سخت می گیرد و بر دیگری آسان.
ذهن متعصب، هنگام نقد دیگران، بسیار منطقی، لوژیک، دقیق، حقیقتطلب، بیرحم، حسابگر و فیلسوفمآب میشود؛ اما آنگاه که در باورها و اعتقادات خویش مینگرد، عارفانه چشم پاک و خطاپوش میگشاید و سنگ تساهل را تا قلۀ قاف بالا میبرد.
اگر عقیدهای را نپسندد، آن را چندان زیر و زبر میکند تا عیبی در آن بیابد، و اگر اندیشهای را باور کند، جز نیکی در آن نمیبیند. یکجا سراپا چشم است و مغز و هوشیاری، و در جایی دیگر، سادگی را از مرز بلاهت میگذراند. در مواجهه با دیگران فیلسوفی است که هر ریاضیدانی را شرمنده میکند؛ اما در اعتقادات خویش، عارفی است دلسوخته که سر به کوه و بیابان گذاشته است و ترانۀ «خوشا آنان که هِر از بِر ندانند» زمزمه میکند.
او همچنین در فهم محاسن و فضایل مذهب خویش، چشمی تیز و دلی بیدار دارد؛ اما دریغ از نیمنگاهی از سر همدلی به افکار و رفتار دیگران.
🆔 @Practicalethics
انسان متعصب همانقدر که بر دیگران سخت میگیرد، در عقاید خویش خوشبینانه مینگرد و آسانگیر است.
موی سفید را در ماست دیگری میبیند و بیرون میکشد؛ اما خال درشت و سیاه را در صورت خویش نمیبیند.
تفاوت انسانها در اصل مدارا و آسانگیری نیست؛ در محل آن است. انسان متعصب بر خود آسان میگیرد و بر دیگری سخت. بر عکس انسان بردبار که بر خود سخت می گیرد و بر دیگری آسان.
ذهن متعصب، هنگام نقد دیگران، بسیار منطقی، لوژیک، دقیق، حقیقتطلب، بیرحم، حسابگر و فیلسوفمآب میشود؛ اما آنگاه که در باورها و اعتقادات خویش مینگرد، عارفانه چشم پاک و خطاپوش میگشاید و سنگ تساهل را تا قلۀ قاف بالا میبرد.
اگر عقیدهای را نپسندد، آن را چندان زیر و زبر میکند تا عیبی در آن بیابد، و اگر اندیشهای را باور کند، جز نیکی در آن نمیبیند. یکجا سراپا چشم است و مغز و هوشیاری، و در جایی دیگر، سادگی را از مرز بلاهت میگذراند. در مواجهه با دیگران فیلسوفی است که هر ریاضیدانی را شرمنده میکند؛ اما در اعتقادات خویش، عارفی است دلسوخته که سر به کوه و بیابان گذاشته است و ترانۀ «خوشا آنان که هِر از بِر ندانند» زمزمه میکند.
او همچنین در فهم محاسن و فضایل مذهب خویش، چشمی تیز و دلی بیدار دارد؛ اما دریغ از نیمنگاهی از سر همدلی به افکار و رفتار دیگران.
🆔 @Practicalethics
Forwarded from 𝄃𝄃𝄂𝄂𝄀𝄁𝄃𝄂𝄂𝄃
✅ تفاوت پولداری و بخشندگی
💥دو تا کارگر گرفته بودم واسه اثاث کشی.
گفتن ۴۰ تومن من هم چونه زدم شد ۳۰ تومن...
بعد پایان کار، توی اون هوای گرم سه تا 10 تومنی دادم بهشون.
یکی از کارگرا 10تومن برداشت و 20 تومن داد به اون یکی.
گفتم مگر شریک نیستید؟؟
گفت چرا ولی اون عیالواره، احتیاجش از من بیشتره.
من هم برای این طبع بلندش دوباره 10 تومن بهش دادم
تشکر کرد و دوباره 5 تومن داد به اون یکی و رفتن
داشتم فکر میکردم هیچ وقت نتونستم اینقدر بزرگوار و بخشنده باشم
اونجا بود یاد جمله زیبایی که روی پل عابر خونده بودم افتادم
بخشیدن دل بزرگ میخواد نه توان مالی.
«همه میتونن پولدار بشن اما همه نمیتونن بخشنده باشن
پولدار شدن مهارته اما بخشندگی فضیلت» «باسوادشدن مهارته اما فهمیدگی فضلیت.. «همه بلدن زندگی کنن اما همه نمیتونن زیبا زندگی کنن
زندگی عادته اما زیبا زیستن فضیلت...
🌺کانال فرهنگی - اخلاقی #دواک🔻
🆔 @davaok
💥دو تا کارگر گرفته بودم واسه اثاث کشی.
گفتن ۴۰ تومن من هم چونه زدم شد ۳۰ تومن...
بعد پایان کار، توی اون هوای گرم سه تا 10 تومنی دادم بهشون.
یکی از کارگرا 10تومن برداشت و 20 تومن داد به اون یکی.
گفتم مگر شریک نیستید؟؟
گفت چرا ولی اون عیالواره، احتیاجش از من بیشتره.
من هم برای این طبع بلندش دوباره 10 تومن بهش دادم
تشکر کرد و دوباره 5 تومن داد به اون یکی و رفتن
داشتم فکر میکردم هیچ وقت نتونستم اینقدر بزرگوار و بخشنده باشم
اونجا بود یاد جمله زیبایی که روی پل عابر خونده بودم افتادم
بخشیدن دل بزرگ میخواد نه توان مالی.
«همه میتونن پولدار بشن اما همه نمیتونن بخشنده باشن
پولدار شدن مهارته اما بخشندگی فضیلت» «باسوادشدن مهارته اما فهمیدگی فضلیت.. «همه بلدن زندگی کنن اما همه نمیتونن زیبا زندگی کنن
زندگی عادته اما زیبا زیستن فضیلت...
🌺کانال فرهنگی - اخلاقی #دواک🔻
🆔 @davaok
⚫️ سالروز شهادت (یا رحلت شهادت گونه) مولایمان امام صادق علیه السلام را به همه همراهان گرامی تسلیت عرض می کنم.
به همین مناسبت، دو روایت از روایات مناسب با #اخلاق_جهانی آن حضرت را یاد آور می شوم:
✔️برای مسلمان شایسته نیست یهودی، نصرانی و مجوسی را به چیزی متهم کند که بدان علم ندارد.(دعائم الاسلام، ج 2، ص 460)
✔️ اگر فردی یهودی با تو همنشین شد با وی به نیکی همنشینی کن.(الفقیه، ج 4، ص 404).
🆔 @Practicalethics
به همین مناسبت، دو روایت از روایات مناسب با #اخلاق_جهانی آن حضرت را یاد آور می شوم:
✔️برای مسلمان شایسته نیست یهودی، نصرانی و مجوسی را به چیزی متهم کند که بدان علم ندارد.(دعائم الاسلام، ج 2، ص 460)
✔️ اگر فردی یهودی با تو همنشین شد با وی به نیکی همنشینی کن.(الفقیه، ج 4، ص 404).
🆔 @Practicalethics
[Forwarded from 🌸زندگےمؤمنانه🌸 ]
✨﷽✨
✨امام جعفر صادق (علیہ السلام)✨
🔺شایسته است مؤمن هشت خصلت داشتہ باشد:
🔹هنگام فتنہ و آشوب با وقار و آرام،
🔹هنگام بلا و آزمایش بردبار،
🔹هنگام آسایش شکرگزار،
🔹بہ آنچہ خداوند روزی اش کرده، قانع باشد،
🔹دشمنان و مخالفان را مورد ظلم قرار ندهد،
🔹بر دوستان برنامہ اى تحمیل نکند،
🔹جسمش از خودش خستہ؛ ولى دیگران از او راحت و از هر جهت در آسایش باشند.
📚 اصول کافے جلد2 صفحہ47
✨﷽✨
✨امام جعفر صادق (علیہ السلام)✨
🔺شایسته است مؤمن هشت خصلت داشتہ باشد:
🔹هنگام فتنہ و آشوب با وقار و آرام،
🔹هنگام بلا و آزمایش بردبار،
🔹هنگام آسایش شکرگزار،
🔹بہ آنچہ خداوند روزی اش کرده، قانع باشد،
🔹دشمنان و مخالفان را مورد ظلم قرار ندهد،
🔹بر دوستان برنامہ اى تحمیل نکند،
🔹جسمش از خودش خستہ؛ ولى دیگران از او راحت و از هر جهت در آسایش باشند.
📚 اصول کافے جلد2 صفحہ47
زنان یکی از استانهای جنوبی، شلوارهای کهنه خود را به دریا میریزند تا مردان نبینند!
احمد نادعلیان این شلوارها را که پاچه شان دست دوز است، در ساحل و دریا پیدا کرده و در موزهاش گذاشته.
@Practicalethics
احمد نادعلیان این شلوارها را که پاچه شان دست دوز است، در ساحل و دریا پیدا کرده و در موزهاش گذاشته.
@Practicalethics
👆نمونه ای از عادات رفتاری مربوط به رعایت حجاب که نشان از اختلال روانی وسواس دارد.
@Practicalethics
@Practicalethics
❌آبادی میخانه ز ویرانی ماست!
دوستان همراه!
آقا مجید ساطعی که یادتان هست. مدیر موبایل کافی یا کافه اخلاق را می گویم. همو که پیش تر درباره اش و درباره مدیریت کارآمد و اخلاقی اش برایتان گفته بودم. همو که از جشنواره تعهد کیفیت جهانی جایزه گرفته بود.
سوگمندانه امروز خبر داد که مسئولانی کافه اش را و همه زیبایی هایی که در آن آفریده بود را با بولدوزر!! به بیغوله ای تبدیل کرده اند!
چرا و به چه حکمی؟!
به حکم اینکه عاقل است و کارآفرین،
به حکم اینکه متین است و منطقی
و به حکم اینکه دینداری را با پاکیزگی و ادب اجتماعی سازگار می بیند!!
لطفا یک بار دیگر حکایت او را با جستجوی عبارت: موبایل کافی
در کانال بخوانید و پس از آن صدای گلایه و درد دل او را در زیر بشنوید: 👇👇
دوستان همراه!
آقا مجید ساطعی که یادتان هست. مدیر موبایل کافی یا کافه اخلاق را می گویم. همو که پیش تر درباره اش و درباره مدیریت کارآمد و اخلاقی اش برایتان گفته بودم. همو که از جشنواره تعهد کیفیت جهانی جایزه گرفته بود.
سوگمندانه امروز خبر داد که مسئولانی کافه اش را و همه زیبایی هایی که در آن آفریده بود را با بولدوزر!! به بیغوله ای تبدیل کرده اند!
چرا و به چه حکمی؟!
به حکم اینکه عاقل است و کارآفرین،
به حکم اینکه متین است و منطقی
و به حکم اینکه دینداری را با پاکیزگی و ادب اجتماعی سازگار می بیند!!
لطفا یک بار دیگر حکایت او را با جستجوی عبارت: موبایل کافی
در کانال بخوانید و پس از آن صدای گلایه و درد دل او را در زیر بشنوید: 👇👇
👇👇
تصاویری از زیبایی های کافه آقا مجید و محوطه بیرونی آن قبل از تخریب:👇
تصاویری از زیبایی های کافه آقا مجید و محوطه بیرونی آن قبل از تخریب:👇