Practical ethics – Telegram
Practical ethics
100 subscribers
272 photos
70 videos
22 files
129 links
این کانال در کنار دلنوشته ها به طرح مباحث علمی و گزارش فعالیت های پژوهشی در موضوع اخلاق کاربردی در ایران و جهان اختصاص دارد. اعضای محترم می توانند نقطه نظرات خود را از طریق لینک زیر ارسال نمایند. محمدتقی اسلامی
@eslami48
Download Telegram
‏زنان یکی از استانهای جنوبی، شلوارهای کهنه خود را به دریا میریزند تا مردان نبینند!
احمد نادعلیان این شلوارها را که پاچه شان دست دوز است، در ساحل و دریا پیدا کرده و در موزه‌اش گذاشته.
@Practicalethics
👆نمونه ای از عادات رفتاری مربوط به رعایت حجاب که نشان از اختلال روانی وسواس دارد.
@Practicalethics
آبادی میخانه ز ویرانی ماست!

دوستان همراه!
آقا مجید ساطعی که یادتان هست. مدیر موبایل کافی یا کافه اخلاق را می گویم. همو که پیش تر درباره اش و درباره مدیریت کارآمد و اخلاقی اش برایتان گفته بودم. همو که از جشنواره تعهد کیفیت جهانی جایزه گرفته بود.

سوگمندانه امروز خبر داد که مسئولانی کافه اش را و همه زیبایی هایی که در آن آفریده بود را با بولدوزر!! به بیغوله ای تبدیل کرده اند!
چرا و به چه حکمی؟!
به حکم اینکه عاقل است و کارآفرین،
به حکم اینکه متین است و منطقی
و به حکم اینکه دینداری را با پاکیزگی و ادب اجتماعی سازگار می بیند!!

لطفا یک بار دیگر حکایت او را با جستجوی عبارت: موبایل کافی
در کانال بخوانید و پس از آن صدای گلایه و درد دل او را در زیر بشنوید: 👇👇
Forwarded from Majid Satei
👇👇
تصاویری از زیبایی های کافه آقا مجید و محوطه بیرونی آن قبل از تخریب:👇
Forwarded from Majid Satei
Forwarded from Majid Satei
📚📚📚

فاشیست‌بودن یا ناسیونالیست بودن،
کار دشواری نیست.
کافی است چشم بر ارزش‌های انسانی ببندیم و کمی با حرف‌های کلی سرگرم بشویم: زبان خود را بهترین زبان دانستن و زبان دیگری را گوش‌ خراش خواندن؛ موسیقی قومی خود را سحرانگیز دانستن و موسیقی دیگری را سرسام‌آور خواندن؛ لباس محلی خود را زیبا نامیدن و لباس محلی دیگری را به تمسخر گرفتن؛ سنت‌های قبیله‌ای خود را ستودن و سنت‌های قبیله‌ای دیگری را ابلهانه خواندن ...

و دردناک‌تر آن‌که آسیب دیدگان از ناسیونالیسم و قوم‌پرستی، خود به قوم‌پرستانی تندروتر بدل می‌شوند و این‌چنین، انسان به جای رهایی از چنگال تعصب و تلاش برای گسترش هم‌زیستی، تعصب بیشتر را به‌عنوان شیوه‌ نجات برمی‌گزیند...

دوست بازیافته
فرد اولمن

@Practicalethics
عرب ستیزی، همچون فارس ستیزی است .چنانکه ایران پرستی، چیزی شبیه کره ی شمالی پرستی ست!...
و همه ی اقسامِ این "ستیزش و پرستش"، آینه هایی اند بازتافته از رخساره یِ دو خویِ فردی و جمعیِ ما آدمیان:
یکی)خودشیفتگی شخصی، گروهی،ملیتی، مذهبی،جنسیتی، مکتبی...
و دیگری)فقرِ معنویتِ اخلاقی.

مشهور است که گاندی بزرگ، در آخرین سخنرانی های خود، چنین گفته بود(من، دراین دورانِ عمرم به نگاهی دست یافته ام که از هیچ کسی متنفر نیستم.از "بدکاران و متجاوزان و جبّاران و آدم کُشان"بدم نمی آید ؛بلکه از "بدکرداری و تجاوز و زورگویی و قتل" بیزارم.)

باری! بر نگارنده، همواره فهم این نکته دشوار و بلکه محال می آمده است که چگونه بسیاری از ما ایرانیان، نژاد ایرانی_آریایی را چنان تمجید و تکریم می کنیم که چیزی از یک نژادپرست انسان،ستیز کم نداریم و از آن سو بر طبل [مثلا]عرب ستیزی و افغان ستیزی چندان می کوبیم که بسا همطراز نازی ها و فاشیستها در می آییم...
مخلص, آنکه بنده"این خِیلِ عرب ستیزی و سِیلِ ایران پرستی را که با جنون، پهلو می زند؛ درنمی یابم! و هزارالبته ضداخلاقی اش می شمارم"

افلاطون می گفت("خشونت" حتا با دشمنان[با همه ی اَشکالش مثلِ کینه ورزی و بدگویی و عربده کِشی و کدورت تَراشی...]، بدتر از کاری ست که دشمنانتان با شما می کنند.چه، در این خشونت، ضربه و ضرری روحی نهفته است که "آرامش درونی"تان را به "تنش و کشمکشی"گرفتارکننده تبدیل می کند.ضمنِ اینکه آیاشمادرهنگام کینه ورزی و خشونت تراشی، "قصدِ بدتر کردنِشان" را دارید یا "عزمِ بهترکردنِ ایشان" را؟! اگر قصد بدترکردن دارید؛ اینکه پُرواضح است هم غیراخلاقی ست هم آنکه آسیبی نصیبِ روح و روانِ خودتان می کند. واگر قصدخوبتر کردن شان را دارید؛ هیچ می دانید که با خشونت، هیچکسی _اخلاقا_ بهتر نمی شود؟!بنابراین وقتی باخشونت،"طرف" را نمی توان "اِصلاح"کرد؛ "اِفساد"ش هم که اساسا صحیح نیست؛ پس اینهمه خشونتِ گفتار و رفتار چه محلّی از اِعراب دارد؟!)


#خودشیفتگی_فرهنگی
#خشونت
@Practicalethics
🔰شیخ ابوسعید ابوالخیر را گفتند: فلان کس بر روی آب می‌رود.گفت: سهل است؛ بزغی و صعوه‌ای نیز برود.
گفتند: فلان کس در هوا می‌پرد.گفت: مگسی و زغنه‌ای می‌پرد.
گفتند: فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری می‌شود. گفت: شیطان نیز در یک نفس از مشرق به مغرب می‌شود. این چنین چیزها را بس قیمتی نیست. مرد آن بود که در میان خلق بنشیند و برخیزد و بخسبد و بخورد و در میان بازار در میان خلق ستد و داد کند، و با خلق بیامیزد و یک لحظه به دل از خدای غافل نباشد. اسرار التوحید، ص ۱۹۹.
🆔@Practicalethics
چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند

این روزها همه از هم می‌پرسند چه باید کرد. این سؤال، پاسخ‌های روشنی دارد. کارهای بسیاری هست که از عهدۀ ما برمی‌آید و در بهبود اوضاع مؤثر است. معجزه‌ای رخ نخواهد داد؛ اما ما می‌توانیم به کمک یکدیگر این روزهای سخت‌ را که شاید سخت‌تر هم بشود، از سر بگذرانیم، تا نوبت به روزهای خوب هم برسد. به هر حال «مرغ زیرک چون به دام افتد، تحمل بایدش».
مهم‌ترین کاری که اکنون باید بکنیم، کنترل منفعت‌طلبی‌های شخصی و فردی است. بحران‌های اقتصادی و اضطراب‌های سیاسی، درک ملی را به حاشیه می‌رانند و جای آن را به سودهای پست و ناپایدار می‌دهند که نتیجۀ آن فاجعۀ ملی است. در تاریخ هر ملتی، سال‌هایی هست که به مثابۀ آزمون تاریخی برای آن ملت است. در این سال‌ها آنچه نجات‌بخش است، درک ملی و پرهیز از سودجویی‌های فردی است. در غیبت درک ملی، هر ایرانی تبدیل به بمبی ویرانگر برای اقتصاد و رفاه و آیندۀ کشور می‌شود. مهربانی و نوع‌دوستی، اگر وقت معینی داشته باشد، همین روزها و سال‌ها است. تا اطلاع ثانوی، مردم ایران هیچ دادرسی جز خودشان ندارند. از نصیحت مسئولان ناامید نمی‌شویم، اما آنان اگر هم بخواهند و اراده کنند، نمی‌توانند مسائل کشور را در کوتاه‌مدت حل کنند؛ چون نخست باید به تغییرات شناختی و ساختاری و سراسری تن دهند که فعلا ممکن نیست. توقع انصاف و انعطاف از عوامل برون‌مرزی بحران‌ها نیز بیهوده است. آنها اگر نوع‌دوست هم باشند، نوع‌دوستی‌شان را به پای مردم کشورشان می‌ریزند، نه کشوری بیگانه که شعار رسمی آن، مرگ‌خواهی برای کشورهای دیگر بوده است.
بیایید تا می‌توانیم بر هم آسان بگیریم؛ به یک‌دیگر اعتماد کنیم؛ دست‌های همدیگر را بگیریم و رها نکنیم؛ پشتیبان هم باشیم؛ شادی و برخورداری دیگری را شادی و برخورداری خود بدانیم و میهن‌‌پرستی را تجربه کنیم. همۀ ملت‌هایی که اکنون از رفاه و آسودگی بیشتری برخوردارند، چنین روزهایی را از سر گذرانده‌اند و اکنون به گذشتۀ خود افتخار می‌کنند. بیایید چنان رفتار کنیم که آیندگان به ما افتخار کنند. فراموش نکنیم که ما روزگارانی بسیار ناگوارتر از این نیز داشته‌ایم؛ اما در زمانی اندک، روزگاری دیگر آفریده‌ایم. از سقوط اصفهان، پایتخت سلسلۀ صفوی، در سال ۱۱۳۵ق، که جنگ و قحطی را به جایی رساند که یادآوری آن نیز دل‌ها را غرق بهت و اندوه می‌کند، تا پیروزی سپاه نادری بر لشکر ۸۰۰ هزار نفری گورکانیان هند، حدود ۱۶ سال فاصله است؛ یعنی کشوری که در برابر لشکر ۲۰ هزار نفری محمود افغان به زانو درآمد و یکی از سخت‌ترین و فاجعه‌آمیزترین دوران خود را آغاز کرد، ۱۶ سال بعد توانست یکی از بزرگ‌ترین امپراتوری‌های جهان را تسلیم کند و مرزهای کشور را به جایی برساند که تنها با مرزهای ایران باستان، قابل قیاس است.

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند
سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بود
که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند
توانگرا دل درویش خود به دست آور
که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
بدین رواق زبرجد نوشته‌اند به زر
که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند
ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند

رضا بابایی

۹۷/۵/۸
@practicalethics