Forwarded from اتچ بات
🍀🍀 موسیا آداب دانان دیگرند
سوخته جان و روانان دیگرند
ما درون را بنگریم و حال را
نی برون را بنگریم و قال را
پروفسور ادوارد مارتین، دعوت کننده اصلی و میزبان ما در سفر به ایالات متحد. اد مارتین تحصیلات عالی در رشته صنایع کشاورزی دارد، ولی از مقطعی تصمیم می گیرد که عمر خود را صرف روابط بین المللی با دانشگاهیان و دانشمندان سراسر دنیا نماید و چه کار پربرکتی را داشته است!
نخستین بار در ماجرای زلزله رودبار، در قالب یک کاروان امدادی به ایران سفر می کند و پس از آن با مراکز علمی ایران، به ویژه روحانیون و حوزه علمیه قم ارتباط می گیرد و پل ارتباطی می شود میان برخی مراکز فعال بین المللی در حوزه علمیه قم و دانشگاههای ایالات متحد.
او پیرو مذهب منونایت، یک شاخه عرفانی از مسیحیت پروتستانت است اما با شناختی که در طول این سالها ازین شخصیت پیدا کرده ام، من او را یک عارف و یک مرد خدا می دانم. او شیفته و دلباخته خدای سبحان و با تمام وجود دغدغه مند دوستی و صلح جهانی میان خلق خداست. در طول همراهی با او هیچ رفتار ناروایی از او ندیدم. انضباط و تقوا در همه حرکات و سکنات اد مارتین موج می زند. این انسان بی نظیر چندین بار از من پرسیده: من به خداوند و به آخرت ایمان دارم، آیا مسلمان هستم؟ من در پاسخ به این پرسش تا کنون فقط لبخند زده ام. لبخندی تایید آمیز و همراه با حیرت از عظمت معنوی اسلام که انسانی تمام عیار مثل اد مارتین را شیفته خود کرده است.
آری اد عزیز، تو مسلمانی، یک مسلمان واقعی هر چند بی تابلو! اما چه نیاز به تابلو؟!
ما درون را بنگریم و حال را
نی برون را بنگریم و قال را
اخلاق و رفتار تو انسان را به یاد پیامبر اسلام می اندازد. دختر دلبندت، شانتی مارتین چه شایسته زیر عکست در فیسبوک نوشته:
"پدرم! که در تمام عمر کوشیده است تا دنیا ظرف بهتری برای زندگی انسانها باشد."
@Practicalethics
سوخته جان و روانان دیگرند
ما درون را بنگریم و حال را
نی برون را بنگریم و قال را
پروفسور ادوارد مارتین، دعوت کننده اصلی و میزبان ما در سفر به ایالات متحد. اد مارتین تحصیلات عالی در رشته صنایع کشاورزی دارد، ولی از مقطعی تصمیم می گیرد که عمر خود را صرف روابط بین المللی با دانشگاهیان و دانشمندان سراسر دنیا نماید و چه کار پربرکتی را داشته است!
نخستین بار در ماجرای زلزله رودبار، در قالب یک کاروان امدادی به ایران سفر می کند و پس از آن با مراکز علمی ایران، به ویژه روحانیون و حوزه علمیه قم ارتباط می گیرد و پل ارتباطی می شود میان برخی مراکز فعال بین المللی در حوزه علمیه قم و دانشگاههای ایالات متحد.
او پیرو مذهب منونایت، یک شاخه عرفانی از مسیحیت پروتستانت است اما با شناختی که در طول این سالها ازین شخصیت پیدا کرده ام، من او را یک عارف و یک مرد خدا می دانم. او شیفته و دلباخته خدای سبحان و با تمام وجود دغدغه مند دوستی و صلح جهانی میان خلق خداست. در طول همراهی با او هیچ رفتار ناروایی از او ندیدم. انضباط و تقوا در همه حرکات و سکنات اد مارتین موج می زند. این انسان بی نظیر چندین بار از من پرسیده: من به خداوند و به آخرت ایمان دارم، آیا مسلمان هستم؟ من در پاسخ به این پرسش تا کنون فقط لبخند زده ام. لبخندی تایید آمیز و همراه با حیرت از عظمت معنوی اسلام که انسانی تمام عیار مثل اد مارتین را شیفته خود کرده است.
آری اد عزیز، تو مسلمانی، یک مسلمان واقعی هر چند بی تابلو! اما چه نیاز به تابلو؟!
ما درون را بنگریم و حال را
نی برون را بنگریم و قال را
اخلاق و رفتار تو انسان را به یاد پیامبر اسلام می اندازد. دختر دلبندت، شانتی مارتین چه شایسته زیر عکست در فیسبوک نوشته:
"پدرم! که در تمام عمر کوشیده است تا دنیا ظرف بهتری برای زندگی انسانها باشد."
@Practicalethics
Telegram
attach 📎
به یاری خدای سبحان، نخستین فاز همکاری پژوهشکده ما با اساتید و پژوهشگران ایالات متحد، فردا دوشنبه ۲۴ تیرماه، ساعت ۱۷ (۵ بعد از ظهر) آغاز می شود. نخستین ارائه را سرکار خانم، پرفسور آیرین ژیلسون، استاد اخلاق زیست پزشکی در دانشکده پزشکی دانشگاه جورج تاون خواهند داشت. عنوان بحث ایشان: مبانی دینی اخلاق مراقبت از سلامتی تطبیقی.
ساعت ارائه:
۱۷ تا ۱۹
از طریق ویدئو کنفرانس در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، طبقه سوم، سالن جلسات.
شرکت در جلسه منوط به ثبت نام قبلی است. علاقمندان لازم است تا ساعت ۱۰ صبح فردا با جناب آقای سید شوذب نقوی به شماره همراه:
09359988025
تماس بگیرند.
@Practicalethics
ساعت ارائه:
۱۷ تا ۱۹
از طریق ویدئو کنفرانس در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، طبقه سوم، سالن جلسات.
شرکت در جلسه منوط به ثبت نام قبلی است. علاقمندان لازم است تا ساعت ۱۰ صبح فردا با جناب آقای سید شوذب نقوی به شماره همراه:
09359988025
تماس بگیرند.
@Practicalethics
پاورپوینت ارائه سرکار خانم پروفسور آیرین آنا ژیلسون، در اختیار اساتید و دانشجویان علاقمند به بحث 👇👇👇
🔹یادداشت
کوچ علم از دانشگاه؛
بیماری H-index همانند سرطان در حال نابودی سلامت محققین ماست
✍به قلم: دکتر چشمه سهرابی
چرا کانادا، فرانسه، استرالیا، انگلستان، ژاپن و … همانند ایران آمار تولید علم خود را منتشر نمی کنند؟! محال است آمار تعداد مقالات منتشر شده ژاپن را بیابید. چرا؟! چرا فقط کشورهایی مانند پاکستان، برزیل و هند عطش آمار مقالات دارند؟!
جالب است بدانیم که ما تنها کشوری هستیم که رشته علم سنجی در ان دایر است؛ چراکه فقط ما سرگرم علم سنجی خودمان هستیم. ما بالاترین انتشار مقالات در این حوزه را در اختیار داریم.
هدف علم سنجی که از حوزه کتابداری آمده است، در واقع مجله سنجی است نه حقیقت علم. علم سنجی قدرت تحلیل محتوای علم را ندارد. مبدع این اصطلاح اصلاً چنین منظوری نداشته است. علم سنجی صرفاً بیانگر شاخصهای کمّی است نه کیفی.
در سنتهای اصیل علمی، تولید مقاله هیچگاه نشان دهنده تولید علم نبوده است. راجرز کتابی نوشته به نام اشاعه نوآوری. تا به حال ۲۵۰۰ مقاله در خصوص این کتاب منتشر شده است. این مقالات تولید علم نیست، یک مناقشه علمی است. این نبردهای علمی زمینه ساز تولید علم است نه الزاما خود علم. اگر ایین نامه ارتقا تا ده سال دیگر همین باشد، ما علاوه بر سرآمدی در تولید مقاله، بیشترین استاد تمام دنیا را نیز خواهیم داشت!
کشوری مثل انگلستان بیش از سی سال است که از سنت publish or perish گذشته است. حدود ۴۰۰ جایزه علمی در دنیا وجود دارد که هیچ یک از شاخص های ISI استفاده نمی کنند.
در سنت پژوهشی انگلستان اصلاً به شاخصهای ISI، ضریب تأثیر و مانند آن توجهی نمیشود. آنها مجدد به ارزیابی مقالات به شیوه خودشان مبادرت میکنند و به پرداخت پژوهانه و مانند آن اقدام میکنند.
نظام رتبه بندی دانشگاههای ایران بر اساس نظامی است که خارج از ایران برنامه ریزی میشود و ما بین المللی کار کردن را با اعمال این شاخصها اشتباه گرفتهایم در حالی که خود آمریکا که واضع ISI است، به طور ناچیز از این نظام استفاده میکند.
ایران از بیانیه سانفرانسیسکو که هشداری به همه بود درس نگرفت. در این بیانیه بیش از چند هزار دانشمند و پژوهشگر و حدود ۸۰۰ مجله علمی معتبر دنیا اعلام کردند که مبنا را در ارزیابیها بر اساس مجلات قرار ندهید. از یکی از اساتیدی که ۴۰۰ مقاله بین المللی داشتند سوال کردم فقط یکی از مشکلاتی را که در کشور حل کرده اید نام ببرید؟! پاسخ سکوت بود.
از مدیران کشور ۹۷% از مقالات ISI استفاده نمیکنند، ۹۳% نیز مجلات داخلی را نه میشناسند و نه از آنها استفاده میکنند؟! برای چه کسی مینویسیم؟!
وقتی شاخص ارزیابی اچ اندیکس شد، پژوهشگر با چه انگیزهای روی پروژه ملی کار کند!؟ دلیل عمده این اتفاق این است که وزارت علوم ارزیابیها را به سیاست گره زده است و افراد تنها به فکر ارتقای خویش هستند نه کشور.
🔸برگرفته از پایگاه علمی ساینیوز
www.scinews.ir
@Practicalethics
کوچ علم از دانشگاه؛
بیماری H-index همانند سرطان در حال نابودی سلامت محققین ماست
✍به قلم: دکتر چشمه سهرابی
چرا کانادا، فرانسه، استرالیا، انگلستان، ژاپن و … همانند ایران آمار تولید علم خود را منتشر نمی کنند؟! محال است آمار تعداد مقالات منتشر شده ژاپن را بیابید. چرا؟! چرا فقط کشورهایی مانند پاکستان، برزیل و هند عطش آمار مقالات دارند؟!
جالب است بدانیم که ما تنها کشوری هستیم که رشته علم سنجی در ان دایر است؛ چراکه فقط ما سرگرم علم سنجی خودمان هستیم. ما بالاترین انتشار مقالات در این حوزه را در اختیار داریم.
هدف علم سنجی که از حوزه کتابداری آمده است، در واقع مجله سنجی است نه حقیقت علم. علم سنجی قدرت تحلیل محتوای علم را ندارد. مبدع این اصطلاح اصلاً چنین منظوری نداشته است. علم سنجی صرفاً بیانگر شاخصهای کمّی است نه کیفی.
در سنتهای اصیل علمی، تولید مقاله هیچگاه نشان دهنده تولید علم نبوده است. راجرز کتابی نوشته به نام اشاعه نوآوری. تا به حال ۲۵۰۰ مقاله در خصوص این کتاب منتشر شده است. این مقالات تولید علم نیست، یک مناقشه علمی است. این نبردهای علمی زمینه ساز تولید علم است نه الزاما خود علم. اگر ایین نامه ارتقا تا ده سال دیگر همین باشد، ما علاوه بر سرآمدی در تولید مقاله، بیشترین استاد تمام دنیا را نیز خواهیم داشت!
کشوری مثل انگلستان بیش از سی سال است که از سنت publish or perish گذشته است. حدود ۴۰۰ جایزه علمی در دنیا وجود دارد که هیچ یک از شاخص های ISI استفاده نمی کنند.
در سنت پژوهشی انگلستان اصلاً به شاخصهای ISI، ضریب تأثیر و مانند آن توجهی نمیشود. آنها مجدد به ارزیابی مقالات به شیوه خودشان مبادرت میکنند و به پرداخت پژوهانه و مانند آن اقدام میکنند.
نظام رتبه بندی دانشگاههای ایران بر اساس نظامی است که خارج از ایران برنامه ریزی میشود و ما بین المللی کار کردن را با اعمال این شاخصها اشتباه گرفتهایم در حالی که خود آمریکا که واضع ISI است، به طور ناچیز از این نظام استفاده میکند.
ایران از بیانیه سانفرانسیسکو که هشداری به همه بود درس نگرفت. در این بیانیه بیش از چند هزار دانشمند و پژوهشگر و حدود ۸۰۰ مجله علمی معتبر دنیا اعلام کردند که مبنا را در ارزیابیها بر اساس مجلات قرار ندهید. از یکی از اساتیدی که ۴۰۰ مقاله بین المللی داشتند سوال کردم فقط یکی از مشکلاتی را که در کشور حل کرده اید نام ببرید؟! پاسخ سکوت بود.
از مدیران کشور ۹۷% از مقالات ISI استفاده نمیکنند، ۹۳% نیز مجلات داخلی را نه میشناسند و نه از آنها استفاده میکنند؟! برای چه کسی مینویسیم؟!
وقتی شاخص ارزیابی اچ اندیکس شد، پژوهشگر با چه انگیزهای روی پروژه ملی کار کند!؟ دلیل عمده این اتفاق این است که وزارت علوم ارزیابیها را به سیاست گره زده است و افراد تنها به فکر ارتقای خویش هستند نه کشور.
🔸برگرفته از پایگاه علمی ساینیوز
www.scinews.ir
@Practicalethics
✍️ سوزنبانان، کودکان را نکشید
🔹تصور کنید قطاری در حال حرکت است و میتواند در دو مسیر حرکت کند. مسیر اول، به سوی تعدادی کودک میرود که روی ریل ایستادهاند و قطعاً برخورد قطار آنها را میکشد. @sokhanranihaa مسیر دوم، به سمت اتومبیل لوکس شما میرود که روی ریل گیر کرده و نتوانستهاید آنرا حرکت دهید.
🔹شما سوزنبان هستید و میتوانید مسیر قطار را به سمت یکی از این دو مسیر هدایت کنید. شما قطار را به کدام سمت هدایت خواهید کرد؟ کودکان یا اتومبیل لوکس خودتان؟
🔹شما تا به پاسخ خودتان فکر کنید، داستان مختصر این آزمایش ذهنی را بگویم. این آزمایش ذهنی را پیتر سینگر فیلسوف اخلاق استرالیایی، نویسنده کتاب مشهور آزادی حیوانات، و صاحب ایدههایی درباره گیاهخواری، آزادی بیان، مخالفت با منع اظهار نظر درباره هولوکاست، @sokhanranihaa اخلاق زیستی و شاید از همه مهمتر برای بحث ما، صاحب ایده «دیگردوستی مؤثر» طراحی کرده است. سپاسگزار از محمدرضا جلاییپور که مرا با این ایده و آزمایش ذهنی آشنا کرد.
🔹پاسختان به پرسش سینگر چیست؟ آیا شما قطار را به سمت خودرو لوکس خودتان هدایت میکنید و جلوی کشته شدن کودکان را میگیرید؟ اکثریت آدمها احتمالاً همین کار را میکنند. این پاسخ پیآمد مهمی دارد.
🔹ایده پیتر سینگر این است که بسیاری از ما - آنها که توان خرید کالا و خدمات لوکس نظیر خرید ساعت گرانقیمت، خوردن شام در رستوران بسیار گران، زندگی در خانههای اشرافی، سوار شدن بر خودروهای لوکس، استفاده از عینک و لباس برند و ... داریم – در عمل و زندگی روزمره، قطار را به سمت کودکان هدایت میکنیم. سینگر حامی ایده استفاده از درآمد مازاد برای نجات کودکان است.
🔹ما در حالی که میتوانیم هزینهای را که برای بسیاری از کارهای لوکس زندگیمان هزینه میکنیم، برای نجات کودکان در خطر جهان اختصاص دهیم، از خیر مصارف لوکس خودمان نمیگذریم. کودکانی هستند که با چند ده یا چند صد هزار تومان از ابتلای آنها به بیماریهایی که یک عمر آنها را میآزارد نجات مییابند.
🔹برخی کودکان برای رفع بازماندگی از تحصیل فقط به سالی چند صد هزار تومان نیاز دارند. این حکایت کموبیش در زندگی بسیاری از ما جاری است.
🔹پیتر سینگر طرفدار استفاده از درآمد مازاد صاحبان این گونه درآمدها برای مقابله با مرگ و سایر خطراتی است که کودکان در خطر را تهدید میکند. جلوگیری نکردن از مرگ کودکان در خطر از نظر او با کشتار انسانها تفاوتی ندارد.
🔹این متن را نوشتم تا هر کدام از ما که درآمد مازاد داریم و از آن میتوانیم برای نجات کودکی استفاده کنیم، یادمان باشد که شاید سوزنبانی هستیم که قطار را به سمت کودکان هدایت میکنیم. اما نکته مهمتری هم هست.
🔹من فکر میکنم کسانی هستند که از صاحبان درآمدهای مازاد که قطار را به سمت کودکان هدایت میکنند، وظیفه اخلاقی سنگینتری دارند. حکمرانانی که با توزیع رانت و تداوم ناکارآمدی، دائم بر شمار صاحبان درآمدهای بادآورده مازاد میافزایند تا بتوانند زندگی لوکستر فراتر از نیازی داشته باشند، گناهشان خیلی سنگینتر است.
🔹حکمرانانی که قادر نیستند نظام مالیاتی دقیق و سالمی ایجاد کنند که درآمد مازاد ناشی از رانتها را جمعآوری کنند، و کفایت ندارند تا نظام حمایتی دقیقی توسعه دهند که فقرا را تحت حمایت همان نظام مالیاتی قرار دهد، خطاکارتر و بسیار قابل سرزنشترند.
🔹حکمرانان و مدیرانی که سوزنبان ریلهای نظام سیاستگذاری و تصمیمگیری هستند و ناکارآمدی موجود را تداوم میبخشند، هر روز و هر ساعت، قطاری را به سمت کودکان، بیخانمانها، زنان بدسرپرست، فقرای شهری، حاشیهها، تودههای احساسکننده تبعیض، مرزنشینهای محروم از صدایی در مرکز، قومیتهای در حاشیه، ناتوانان و صداهای ناشنیده جامعه هدایت میکنند. سوزنبان اصلی ایشان هستند.
🔹هر کس تصمیم میگیرد و سیاست وضع میکند، سوزنبان است؛ و آنکه سیاستگذار مهمتری است، سوزنبان تعیینکنندهتری است. برخی با تصمیمشان یک کودک، برخی ده کودک، دیگرانی هزاران کودک، و برخی کودکان نسلها را میکشند. سوزنبانان، کودکان را نکشید.
متن از دکتر محمد فاضلی
🆔 @Practicalethics
🔹تصور کنید قطاری در حال حرکت است و میتواند در دو مسیر حرکت کند. مسیر اول، به سوی تعدادی کودک میرود که روی ریل ایستادهاند و قطعاً برخورد قطار آنها را میکشد. @sokhanranihaa مسیر دوم، به سمت اتومبیل لوکس شما میرود که روی ریل گیر کرده و نتوانستهاید آنرا حرکت دهید.
🔹شما سوزنبان هستید و میتوانید مسیر قطار را به سمت یکی از این دو مسیر هدایت کنید. شما قطار را به کدام سمت هدایت خواهید کرد؟ کودکان یا اتومبیل لوکس خودتان؟
🔹شما تا به پاسخ خودتان فکر کنید، داستان مختصر این آزمایش ذهنی را بگویم. این آزمایش ذهنی را پیتر سینگر فیلسوف اخلاق استرالیایی، نویسنده کتاب مشهور آزادی حیوانات، و صاحب ایدههایی درباره گیاهخواری، آزادی بیان، مخالفت با منع اظهار نظر درباره هولوکاست، @sokhanranihaa اخلاق زیستی و شاید از همه مهمتر برای بحث ما، صاحب ایده «دیگردوستی مؤثر» طراحی کرده است. سپاسگزار از محمدرضا جلاییپور که مرا با این ایده و آزمایش ذهنی آشنا کرد.
🔹پاسختان به پرسش سینگر چیست؟ آیا شما قطار را به سمت خودرو لوکس خودتان هدایت میکنید و جلوی کشته شدن کودکان را میگیرید؟ اکثریت آدمها احتمالاً همین کار را میکنند. این پاسخ پیآمد مهمی دارد.
🔹ایده پیتر سینگر این است که بسیاری از ما - آنها که توان خرید کالا و خدمات لوکس نظیر خرید ساعت گرانقیمت، خوردن شام در رستوران بسیار گران، زندگی در خانههای اشرافی، سوار شدن بر خودروهای لوکس، استفاده از عینک و لباس برند و ... داریم – در عمل و زندگی روزمره، قطار را به سمت کودکان هدایت میکنیم. سینگر حامی ایده استفاده از درآمد مازاد برای نجات کودکان است.
🔹ما در حالی که میتوانیم هزینهای را که برای بسیاری از کارهای لوکس زندگیمان هزینه میکنیم، برای نجات کودکان در خطر جهان اختصاص دهیم، از خیر مصارف لوکس خودمان نمیگذریم. کودکانی هستند که با چند ده یا چند صد هزار تومان از ابتلای آنها به بیماریهایی که یک عمر آنها را میآزارد نجات مییابند.
🔹برخی کودکان برای رفع بازماندگی از تحصیل فقط به سالی چند صد هزار تومان نیاز دارند. این حکایت کموبیش در زندگی بسیاری از ما جاری است.
🔹پیتر سینگر طرفدار استفاده از درآمد مازاد صاحبان این گونه درآمدها برای مقابله با مرگ و سایر خطراتی است که کودکان در خطر را تهدید میکند. جلوگیری نکردن از مرگ کودکان در خطر از نظر او با کشتار انسانها تفاوتی ندارد.
🔹این متن را نوشتم تا هر کدام از ما که درآمد مازاد داریم و از آن میتوانیم برای نجات کودکی استفاده کنیم، یادمان باشد که شاید سوزنبانی هستیم که قطار را به سمت کودکان هدایت میکنیم. اما نکته مهمتری هم هست.
🔹من فکر میکنم کسانی هستند که از صاحبان درآمدهای مازاد که قطار را به سمت کودکان هدایت میکنند، وظیفه اخلاقی سنگینتری دارند. حکمرانانی که با توزیع رانت و تداوم ناکارآمدی، دائم بر شمار صاحبان درآمدهای بادآورده مازاد میافزایند تا بتوانند زندگی لوکستر فراتر از نیازی داشته باشند، گناهشان خیلی سنگینتر است.
🔹حکمرانانی که قادر نیستند نظام مالیاتی دقیق و سالمی ایجاد کنند که درآمد مازاد ناشی از رانتها را جمعآوری کنند، و کفایت ندارند تا نظام حمایتی دقیقی توسعه دهند که فقرا را تحت حمایت همان نظام مالیاتی قرار دهد، خطاکارتر و بسیار قابل سرزنشترند.
🔹حکمرانان و مدیرانی که سوزنبان ریلهای نظام سیاستگذاری و تصمیمگیری هستند و ناکارآمدی موجود را تداوم میبخشند، هر روز و هر ساعت، قطاری را به سمت کودکان، بیخانمانها، زنان بدسرپرست، فقرای شهری، حاشیهها، تودههای احساسکننده تبعیض، مرزنشینهای محروم از صدایی در مرکز، قومیتهای در حاشیه، ناتوانان و صداهای ناشنیده جامعه هدایت میکنند. سوزنبان اصلی ایشان هستند.
🔹هر کس تصمیم میگیرد و سیاست وضع میکند، سوزنبان است؛ و آنکه سیاستگذار مهمتری است، سوزنبان تعیینکنندهتری است. برخی با تصمیمشان یک کودک، برخی ده کودک، دیگرانی هزاران کودک، و برخی کودکان نسلها را میکشند. سوزنبانان، کودکان را نکشید.
متن از دکتر محمد فاضلی
🆔 @Practicalethics
Forwarded from اتچ بات
📝مرحوم پروفسور ادموند دانیل پلگرینو، جراح و متخصص قلب و عروق و یازدهمین رئیس دانشگاه کاتولیک آمریکا که ریاست اش به مدت نه سال ادامه داشت. ریاست دانشگاه کاتولیک آمریکا معمولا به عهده شخصیت های روحانی کاتولیک بوده است، به استثنای دو یا سه نفر که هر چند روحانی نبوده اند، ولی به دلیل امتیازاتی که در دانش و دیانت داشتند به این مقام دست می یافتند. پروفسور پلگرینو دومین رئیس غیر روحانی آن دانشگاه بوده است.
✅ پروفسور در کنار پزشکی به مطالعات و تحقیقات علمی در فلسفه اخلاق و اخلاق پزشکی نیز علاقمند بوده است. از آن مرحوم تعداد 575 مقاله و فصل علمی و 11 کتاب در موضوعات علوم پزشکی، فلسفه و اخلاق به یادگار مانده است.
✅ او که مدافع نظریه فضیلت گرایی اخلاقی بود، به مدت 35 سال در دانشگاه جورج تاون به تدریس موثر پزشکی و اخلاق پزشکی اشتغال داشت و همزمان مدیر موسسه اخلاق پزشکی کندی بود (که از مهمترین موسسات امروز است).
❣سرانجام ادموند فضیلت مدار در سال 2013 در سن 93 سالگی درگذشت. دانشگاه جورج تاون در همان سال به یادبود و افتخار او، مرکزی را به نام "مرکز اخلاق زیستی بالینی ادموند پلگرینو" تاسیس کرد.
🍀🍀پرفسور پلگرینو یک زندگی خصوصی پاکیزه، شاد و عاشقانه داشت. تنها یک بار ازدواج کرد و 68 سال در کنار همسر و یار وفادار زندگی اش، کلمنتین کوآکلی پلگرینو زندگی کرد. حاصل این زندگی هفت فرزند بود. کلمنتین در سال 2012 از دنیا رفت و ادموند تنها یک سال توانست جدایی او را تحمل کند و سال بعد به عشق دیرینه اش پیوست.
🍀🍀🍀تصاویر مربوط به دیداری است که در دانشگاه جورج تاون با آن مرحوم داشتیم، دو سال پیش از وفات ایشان.
خوشبختانه از آن دیدار و گفتگوی علمی فیلم برداری کردیم که هنوز موجود است.
روح پاک آن استاد فضیلتمند در جوار حق شاد باد!
@Practicalethics
✅ پروفسور در کنار پزشکی به مطالعات و تحقیقات علمی در فلسفه اخلاق و اخلاق پزشکی نیز علاقمند بوده است. از آن مرحوم تعداد 575 مقاله و فصل علمی و 11 کتاب در موضوعات علوم پزشکی، فلسفه و اخلاق به یادگار مانده است.
✅ او که مدافع نظریه فضیلت گرایی اخلاقی بود، به مدت 35 سال در دانشگاه جورج تاون به تدریس موثر پزشکی و اخلاق پزشکی اشتغال داشت و همزمان مدیر موسسه اخلاق پزشکی کندی بود (که از مهمترین موسسات امروز است).
❣سرانجام ادموند فضیلت مدار در سال 2013 در سن 93 سالگی درگذشت. دانشگاه جورج تاون در همان سال به یادبود و افتخار او، مرکزی را به نام "مرکز اخلاق زیستی بالینی ادموند پلگرینو" تاسیس کرد.
🍀🍀پرفسور پلگرینو یک زندگی خصوصی پاکیزه، شاد و عاشقانه داشت. تنها یک بار ازدواج کرد و 68 سال در کنار همسر و یار وفادار زندگی اش، کلمنتین کوآکلی پلگرینو زندگی کرد. حاصل این زندگی هفت فرزند بود. کلمنتین در سال 2012 از دنیا رفت و ادموند تنها یک سال توانست جدایی او را تحمل کند و سال بعد به عشق دیرینه اش پیوست.
🍀🍀🍀تصاویر مربوط به دیداری است که در دانشگاه جورج تاون با آن مرحوم داشتیم، دو سال پیش از وفات ایشان.
خوشبختانه از آن دیدار و گفتگوی علمی فیلم برداری کردیم که هنوز موجود است.
روح پاک آن استاد فضیلتمند در جوار حق شاد باد!
@Practicalethics
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
وظیفه پلیس!
با دیدن این کلیپ به یاد گفته چند سال پیش یکی از اندیشمندان افتادم که شرایط فعلی کشور را مبتلا به وارونگی ارزشها دانسته بود.
یکی از مصادیق وارونگی ارزشها در وظیفه و ماموریت پلیس دیده می شود، وقتی وظیفه تامین امنیت شهروندان جای خود را به نصیحت کردن مجرم توسط پلیس می دهد!
در این کلیپ مشاهده می کنید که پلیس یک جانی و بلکه یک هیولای وحشتناک را که بی رحمانه، مرتکب جنایت شده است (لابد پس از مدتها جنایتکاری) دستگیر می کند و رئیس پلیس که وظیفه اش شدت عمل است، پدرانه او را نصیحت می کند و او را "پسر جان!!" خطاب می کند!!
ظرف یک ماه گذشته سارقان درب خانه یکی از فرزندانم را با دیلم شکسته اند و در ساعات آغازین شب دارایی ناچیز او را به سرقت برده اند و زورگیران در روز روشن به فرزند دیگرم حمله کرده و موبایل و کیف پولش را به زور گرفته اند!! و پلیس بی عرضه هیچ اقدام مفیدی نتوانسته بکند!!
به هوش باشیم که در شرایطی هستیم که یمن بی کفایتی حاکمان، نه تنها معیشتمان، بلکه حتی امنیت جانی و مالی مان در خطر قرار دارد.
در خبرها خواندم که در اندونزی مردم جاکارتا بر علیه بی کفایتی دولت و شهرداری در رفع آلودگی های شهرشان اعلام جرم کرده و کمپین به راه انداخته اند.
آیا وقت آن نیست که ما نیز لا اقل بر علیه بی کفایتی پلیس در تامین امنیت شهروندان اعلام جرم کنیم و کمپین بر پا کنیم؟!
محمدتقی اسلامی
۹/۵/۹۸
@Practicalethics
با دیدن این کلیپ به یاد گفته چند سال پیش یکی از اندیشمندان افتادم که شرایط فعلی کشور را مبتلا به وارونگی ارزشها دانسته بود.
یکی از مصادیق وارونگی ارزشها در وظیفه و ماموریت پلیس دیده می شود، وقتی وظیفه تامین امنیت شهروندان جای خود را به نصیحت کردن مجرم توسط پلیس می دهد!
در این کلیپ مشاهده می کنید که پلیس یک جانی و بلکه یک هیولای وحشتناک را که بی رحمانه، مرتکب جنایت شده است (لابد پس از مدتها جنایتکاری) دستگیر می کند و رئیس پلیس که وظیفه اش شدت عمل است، پدرانه او را نصیحت می کند و او را "پسر جان!!" خطاب می کند!!
ظرف یک ماه گذشته سارقان درب خانه یکی از فرزندانم را با دیلم شکسته اند و در ساعات آغازین شب دارایی ناچیز او را به سرقت برده اند و زورگیران در روز روشن به فرزند دیگرم حمله کرده و موبایل و کیف پولش را به زور گرفته اند!! و پلیس بی عرضه هیچ اقدام مفیدی نتوانسته بکند!!
به هوش باشیم که در شرایطی هستیم که یمن بی کفایتی حاکمان، نه تنها معیشتمان، بلکه حتی امنیت جانی و مالی مان در خطر قرار دارد.
در خبرها خواندم که در اندونزی مردم جاکارتا بر علیه بی کفایتی دولت و شهرداری در رفع آلودگی های شهرشان اعلام جرم کرده و کمپین به راه انداخته اند.
آیا وقت آن نیست که ما نیز لا اقل بر علیه بی کفایتی پلیس در تامین امنیت شهروندان اعلام جرم کنیم و کمپین بر پا کنیم؟!
محمدتقی اسلامی
۹/۵/۹۸
@Practicalethics
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این کلیپ می خواهد تقدم اخلاق بر فقه را نشان دهد.
نظر شما چیست؟
لطفا نظر خود را به ادمین اطلاع دهید.
@Practicalethics
نظر شما چیست؟
لطفا نظر خود را به ادمین اطلاع دهید.
@Practicalethics
🌓حماسه حسینی در مقابل عنوان الکلام
سالها پیش هنگامی که هنوز نوجوانی بیش نبودم به توصیه برخی از آموزگاران، کتاب حماسه حسینی استاد شهید مرتضی مطهری را با دقت و حوصله مطالعه کردم.
در مسجد محله ما امام جماعتی عهده دار اقامه نماز و ادای منبر بود. از نوع مطالبی که در منبر بیان می کرد معلوم بود که به جز فقه و اصول، مطالعه چندانی در منابع و آثار دیگر ندارد. این آقا هر سال بلا استثنا در یکی از شبهای دهه عاشورا ماجرای دامادی حضرت قاسم در کربلا را به صورت روضه برای مردم میخواند.
یک روز بعد از نماز عصر به حضورش رفتم و متواضعانه عرض کردم: حضرت آقا، کتاب حماسه حسینی استاد شهید مطهری را حتما مطالعه فرموده اید. ایشان به صورتی مستدل آورده که جریان دامادی حضرت قاسم و برپایی عروسی در کربلا تحریف و خرافه است.
هنوز جمله من تمام نشده بود که آقای امام جماعت با چهرهای برافروخته نگاهی به من کرد و گفت: مطهری را ولش کن! می خواهی منابع و شخصیت های خیلی بزرگتر از مطهری را به تو معرفی کنم که دلیل آورده اند بر اینکه این ماجرا مستند است؟
گفتم: بله می خواهم. لطف می فرمایید.
گفت: مثلاً یکی از آنها کتاب عنوان الکلام نوشته مرحوم ملا محمد باقر فشارکی است. فشارکی عالم بسیار بزرگی بوده که امثال مطهری را در جیب بغل اش جای می داده!
همان بعد از ظهر به بازار رفتم و کتاب عنوان الکلام را خریدم و شروع کردم به مطالعه. مجموعه ای بود از منبرهای ملا محمد باقر فشارکی. مطالب کاملا به سبک منبری و خطابی بیان شده و هیچ خبری از ذکر مستندات مطالب و تحلیل های عالمانه در این کتاب نبود. گذشته از اینکه پر بود از مطالب عجیب و غیر قابل هضم!
چندین سال بعد، در یک ماه رمضان جناب آقای فاطمی نیا، این منبری محقق در حرم مطهر معصومه سلام الله علیها منبر می رفت. در یکی از جلسات منبر ایشان شنیدم که به کتاب عنوان الکلام فشارکی اشاره کرد و گفت: از جمله کتاب های سخیفی که به چاپ رسیده، این کتاب است. اگر این کتاب اسم خدا نداشت توصیه می کردم آن را به رودخانه بیندازید! این کتاب پر است از مطالب سخیف و نامعتبر!
محمدتقی اسلامی
حوزه علمیه قم
۲۱ شهریور ۹۸
۱۲ محرم
@Practicalethics
سالها پیش هنگامی که هنوز نوجوانی بیش نبودم به توصیه برخی از آموزگاران، کتاب حماسه حسینی استاد شهید مرتضی مطهری را با دقت و حوصله مطالعه کردم.
در مسجد محله ما امام جماعتی عهده دار اقامه نماز و ادای منبر بود. از نوع مطالبی که در منبر بیان می کرد معلوم بود که به جز فقه و اصول، مطالعه چندانی در منابع و آثار دیگر ندارد. این آقا هر سال بلا استثنا در یکی از شبهای دهه عاشورا ماجرای دامادی حضرت قاسم در کربلا را به صورت روضه برای مردم میخواند.
یک روز بعد از نماز عصر به حضورش رفتم و متواضعانه عرض کردم: حضرت آقا، کتاب حماسه حسینی استاد شهید مطهری را حتما مطالعه فرموده اید. ایشان به صورتی مستدل آورده که جریان دامادی حضرت قاسم و برپایی عروسی در کربلا تحریف و خرافه است.
هنوز جمله من تمام نشده بود که آقای امام جماعت با چهرهای برافروخته نگاهی به من کرد و گفت: مطهری را ولش کن! می خواهی منابع و شخصیت های خیلی بزرگتر از مطهری را به تو معرفی کنم که دلیل آورده اند بر اینکه این ماجرا مستند است؟
گفتم: بله می خواهم. لطف می فرمایید.
گفت: مثلاً یکی از آنها کتاب عنوان الکلام نوشته مرحوم ملا محمد باقر فشارکی است. فشارکی عالم بسیار بزرگی بوده که امثال مطهری را در جیب بغل اش جای می داده!
همان بعد از ظهر به بازار رفتم و کتاب عنوان الکلام را خریدم و شروع کردم به مطالعه. مجموعه ای بود از منبرهای ملا محمد باقر فشارکی. مطالب کاملا به سبک منبری و خطابی بیان شده و هیچ خبری از ذکر مستندات مطالب و تحلیل های عالمانه در این کتاب نبود. گذشته از اینکه پر بود از مطالب عجیب و غیر قابل هضم!
چندین سال بعد، در یک ماه رمضان جناب آقای فاطمی نیا، این منبری محقق در حرم مطهر معصومه سلام الله علیها منبر می رفت. در یکی از جلسات منبر ایشان شنیدم که به کتاب عنوان الکلام فشارکی اشاره کرد و گفت: از جمله کتاب های سخیفی که به چاپ رسیده، این کتاب است. اگر این کتاب اسم خدا نداشت توصیه می کردم آن را به رودخانه بیندازید! این کتاب پر است از مطالب سخیف و نامعتبر!
محمدتقی اسلامی
حوزه علمیه قم
۲۱ شهریور ۹۸
۱۲ محرم
@Practicalethics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از فروشگاههای خودگردان در نروژ.
تصور کنید چنین فروشگاهی در اتوبان تهران - قم می بود. ملت مسلمان و شیعه! چه بر سرش می آوردند؟
@Practicalethics
تصور کنید چنین فروشگاهی در اتوبان تهران - قم می بود. ملت مسلمان و شیعه! چه بر سرش می آوردند؟
@Practicalethics
Forwarded from 𝄃𝄃𝄂𝄂𝄀𝄁𝄃𝄂𝄂𝄃
🔘آنچه از حسین ع کمتر شنیده ایم.⏬
🔵 امام حسین ع را فقط در چند ساعت آخر زندگیاش خلاصه کردهایم در حالی که از ۵۷ سال زندگی او بی خبریم.
🔻 امام حسین در جنگهای جمل و صفین، مثل سربازی ساده در میدان جنگ حاضر شد.
🔻 در حال اعتکاف و طواف خانه خدا، شخص مقروضی از ایشان تقاضای کمک کرد؛ امام اعتکاف خود را شکست تا از او تقاضای مهلت کند.
🔻 هیچگاه پست و مقامی را از پدر خود که حاکم تمام ممالک اسلامی بود طلب نکرد. امام حسین کشاورز بود و هر روز بر روی اراضی خود کار میکرد.
🔻 در ماجرای صلح امام حسن با معاویه، با برادرش همراهی کرد و سخن هیچ مخالفی را نپذیرفت. پس از شهادت برادر نیز تا زمان مرگ معاویه به پیمانی که معاویه بارها آن را شکسته بود، متعهد ماند.
🔻 هیچگاه هیچ سائلی از خانه او دست خالی بر نمیگشت.
🔻 در ماجرای خاکسپاری امام حسن، به خاطر جلوگیری از نزاع، به دفن نشدن برادرش در کنار رسولالله رضایت داد.
🔻 کنیز خود را به خاطر اینکه یک دستهگل به ایشان هدیه داد، آزاد کرد.
🔻 وقتی بردهای را دید که به یک سگ غذا میدهد، او را از اربابش که یهودی بود خرید و آزاد کرد. مرد یهودی و همسرش با دیدن مرام حسین، همانجا مسلمان شدند.
🔻 در ماجرای بیعت اجباری با یزید، در حالی که میتوانست مثل عبداللهبنزبیر در مکه پناهنده شود، اینکار را نکرد تا حرمت کعبه خدشهدار نشود.
🔻 وقتی به سپاه هزار نفری حربنیزید ریاحی برخورد کرد، نه تنها از عطش لشکریان دشمن سوءاستفاده نکرد بلکه همه لشگریان دشمن را سیراب کرد. حتی دستور داد که اسبهای دشمن را هم سیراب کنند.
🔻 وقتی که فهمید مردم کوفه از بیعت خود برگشتهاند، برای جلوگیری از جنگ و خونریزی به دشمن گفت که از رفتن به کوفه منصرف شده و برمیگردد ولی ابنزیاد مخالفت کرد.
🔻 وقتی حربنیزید ریاحی به دستور ابنزیاد، اجازه بازگشت به امام حسین نداد، اصحاب به ایشان پیشنهاد دادند که با لشکر کوچک حُر بجنگند و از مهلکه فرار کنند ولی حضرت فرمود:
من شروع کننده جنگ نیستم.
🔻 در حالی که تعداد سربازان ایشان کمتر از صد نفر بود، به آنها فرمود هر کسی که بدهکار است نمیتواند با ما باشد و دو نفر از سربازان، به همین دلیل شبانه از امام جدا شدند.
🔻 زمین کربلا را شصت هزار درهم از صاحبان آن خرید و به همانها بخشید تا خون او در زمین دیگران ریخته نشود.
🔻 مردم در هنگام دفن امامحسین، آثار زخمهایی کهنه بر دوش ایشان دیدند. امام سجاد فرمودند این زخمها اثر کیسههایی است که پدرم شبانه به منزل نیازمندان میبُرد.
🔺پس حسین ع فقط محدود به ظهر عاشورا و سرزمین نینوا نیست و اگر قرار است الگویمان باشد؛ همه گستره زندگی او در همه عمر ما باید نقش آفرین باشد.🙏
@davaok
🔵 امام حسین ع را فقط در چند ساعت آخر زندگیاش خلاصه کردهایم در حالی که از ۵۷ سال زندگی او بی خبریم.
🔻 امام حسین در جنگهای جمل و صفین، مثل سربازی ساده در میدان جنگ حاضر شد.
🔻 در حال اعتکاف و طواف خانه خدا، شخص مقروضی از ایشان تقاضای کمک کرد؛ امام اعتکاف خود را شکست تا از او تقاضای مهلت کند.
🔻 هیچگاه پست و مقامی را از پدر خود که حاکم تمام ممالک اسلامی بود طلب نکرد. امام حسین کشاورز بود و هر روز بر روی اراضی خود کار میکرد.
🔻 در ماجرای صلح امام حسن با معاویه، با برادرش همراهی کرد و سخن هیچ مخالفی را نپذیرفت. پس از شهادت برادر نیز تا زمان مرگ معاویه به پیمانی که معاویه بارها آن را شکسته بود، متعهد ماند.
🔻 هیچگاه هیچ سائلی از خانه او دست خالی بر نمیگشت.
🔻 در ماجرای خاکسپاری امام حسن، به خاطر جلوگیری از نزاع، به دفن نشدن برادرش در کنار رسولالله رضایت داد.
🔻 کنیز خود را به خاطر اینکه یک دستهگل به ایشان هدیه داد، آزاد کرد.
🔻 وقتی بردهای را دید که به یک سگ غذا میدهد، او را از اربابش که یهودی بود خرید و آزاد کرد. مرد یهودی و همسرش با دیدن مرام حسین، همانجا مسلمان شدند.
🔻 در ماجرای بیعت اجباری با یزید، در حالی که میتوانست مثل عبداللهبنزبیر در مکه پناهنده شود، اینکار را نکرد تا حرمت کعبه خدشهدار نشود.
🔻 وقتی به سپاه هزار نفری حربنیزید ریاحی برخورد کرد، نه تنها از عطش لشکریان دشمن سوءاستفاده نکرد بلکه همه لشگریان دشمن را سیراب کرد. حتی دستور داد که اسبهای دشمن را هم سیراب کنند.
🔻 وقتی که فهمید مردم کوفه از بیعت خود برگشتهاند، برای جلوگیری از جنگ و خونریزی به دشمن گفت که از رفتن به کوفه منصرف شده و برمیگردد ولی ابنزیاد مخالفت کرد.
🔻 وقتی حربنیزید ریاحی به دستور ابنزیاد، اجازه بازگشت به امام حسین نداد، اصحاب به ایشان پیشنهاد دادند که با لشکر کوچک حُر بجنگند و از مهلکه فرار کنند ولی حضرت فرمود:
من شروع کننده جنگ نیستم.
🔻 در حالی که تعداد سربازان ایشان کمتر از صد نفر بود، به آنها فرمود هر کسی که بدهکار است نمیتواند با ما باشد و دو نفر از سربازان، به همین دلیل شبانه از امام جدا شدند.
🔻 زمین کربلا را شصت هزار درهم از صاحبان آن خرید و به همانها بخشید تا خون او در زمین دیگران ریخته نشود.
🔻 مردم در هنگام دفن امامحسین، آثار زخمهایی کهنه بر دوش ایشان دیدند. امام سجاد فرمودند این زخمها اثر کیسههایی است که پدرم شبانه به منزل نیازمندان میبُرد.
🔺پس حسین ع فقط محدود به ظهر عاشورا و سرزمین نینوا نیست و اگر قرار است الگویمان باشد؛ همه گستره زندگی او در همه عمر ما باید نقش آفرین باشد.🙏
@davaok