Forwarded from اتچ بات
📝مرحوم پروفسور ادموند دانیل پلگرینو، جراح و متخصص قلب و عروق و یازدهمین رئیس دانشگاه کاتولیک آمریکا که ریاست اش به مدت نه سال ادامه داشت. ریاست دانشگاه کاتولیک آمریکا معمولا به عهده شخصیت های روحانی کاتولیک بوده است، به استثنای دو یا سه نفر که هر چند روحانی نبوده اند، ولی به دلیل امتیازاتی که در دانش و دیانت داشتند به این مقام دست می یافتند. پروفسور پلگرینو دومین رئیس غیر روحانی آن دانشگاه بوده است.
✅ پروفسور در کنار پزشکی به مطالعات و تحقیقات علمی در فلسفه اخلاق و اخلاق پزشکی نیز علاقمند بوده است. از آن مرحوم تعداد 575 مقاله و فصل علمی و 11 کتاب در موضوعات علوم پزشکی، فلسفه و اخلاق به یادگار مانده است.
✅ او که مدافع نظریه فضیلت گرایی اخلاقی بود، به مدت 35 سال در دانشگاه جورج تاون به تدریس موثر پزشکی و اخلاق پزشکی اشتغال داشت و همزمان مدیر موسسه اخلاق پزشکی کندی بود (که از مهمترین موسسات امروز است).
❣سرانجام ادموند فضیلت مدار در سال 2013 در سن 93 سالگی درگذشت. دانشگاه جورج تاون در همان سال به یادبود و افتخار او، مرکزی را به نام "مرکز اخلاق زیستی بالینی ادموند پلگرینو" تاسیس کرد.
🍀🍀پرفسور پلگرینو یک زندگی خصوصی پاکیزه، شاد و عاشقانه داشت. تنها یک بار ازدواج کرد و 68 سال در کنار همسر و یار وفادار زندگی اش، کلمنتین کوآکلی پلگرینو زندگی کرد. حاصل این زندگی هفت فرزند بود. کلمنتین در سال 2012 از دنیا رفت و ادموند تنها یک سال توانست جدایی او را تحمل کند و سال بعد به عشق دیرینه اش پیوست.
🍀🍀🍀تصاویر مربوط به دیداری است که در دانشگاه جورج تاون با آن مرحوم داشتیم، دو سال پیش از وفات ایشان.
خوشبختانه از آن دیدار و گفتگوی علمی فیلم برداری کردیم که هنوز موجود است.
روح پاک آن استاد فضیلتمند در جوار حق شاد باد!
@Practicalethics
✅ پروفسور در کنار پزشکی به مطالعات و تحقیقات علمی در فلسفه اخلاق و اخلاق پزشکی نیز علاقمند بوده است. از آن مرحوم تعداد 575 مقاله و فصل علمی و 11 کتاب در موضوعات علوم پزشکی، فلسفه و اخلاق به یادگار مانده است.
✅ او که مدافع نظریه فضیلت گرایی اخلاقی بود، به مدت 35 سال در دانشگاه جورج تاون به تدریس موثر پزشکی و اخلاق پزشکی اشتغال داشت و همزمان مدیر موسسه اخلاق پزشکی کندی بود (که از مهمترین موسسات امروز است).
❣سرانجام ادموند فضیلت مدار در سال 2013 در سن 93 سالگی درگذشت. دانشگاه جورج تاون در همان سال به یادبود و افتخار او، مرکزی را به نام "مرکز اخلاق زیستی بالینی ادموند پلگرینو" تاسیس کرد.
🍀🍀پرفسور پلگرینو یک زندگی خصوصی پاکیزه، شاد و عاشقانه داشت. تنها یک بار ازدواج کرد و 68 سال در کنار همسر و یار وفادار زندگی اش، کلمنتین کوآکلی پلگرینو زندگی کرد. حاصل این زندگی هفت فرزند بود. کلمنتین در سال 2012 از دنیا رفت و ادموند تنها یک سال توانست جدایی او را تحمل کند و سال بعد به عشق دیرینه اش پیوست.
🍀🍀🍀تصاویر مربوط به دیداری است که در دانشگاه جورج تاون با آن مرحوم داشتیم، دو سال پیش از وفات ایشان.
خوشبختانه از آن دیدار و گفتگوی علمی فیلم برداری کردیم که هنوز موجود است.
روح پاک آن استاد فضیلتمند در جوار حق شاد باد!
@Practicalethics
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
وظیفه پلیس!
با دیدن این کلیپ به یاد گفته چند سال پیش یکی از اندیشمندان افتادم که شرایط فعلی کشور را مبتلا به وارونگی ارزشها دانسته بود.
یکی از مصادیق وارونگی ارزشها در وظیفه و ماموریت پلیس دیده می شود، وقتی وظیفه تامین امنیت شهروندان جای خود را به نصیحت کردن مجرم توسط پلیس می دهد!
در این کلیپ مشاهده می کنید که پلیس یک جانی و بلکه یک هیولای وحشتناک را که بی رحمانه، مرتکب جنایت شده است (لابد پس از مدتها جنایتکاری) دستگیر می کند و رئیس پلیس که وظیفه اش شدت عمل است، پدرانه او را نصیحت می کند و او را "پسر جان!!" خطاب می کند!!
ظرف یک ماه گذشته سارقان درب خانه یکی از فرزندانم را با دیلم شکسته اند و در ساعات آغازین شب دارایی ناچیز او را به سرقت برده اند و زورگیران در روز روشن به فرزند دیگرم حمله کرده و موبایل و کیف پولش را به زور گرفته اند!! و پلیس بی عرضه هیچ اقدام مفیدی نتوانسته بکند!!
به هوش باشیم که در شرایطی هستیم که یمن بی کفایتی حاکمان، نه تنها معیشتمان، بلکه حتی امنیت جانی و مالی مان در خطر قرار دارد.
در خبرها خواندم که در اندونزی مردم جاکارتا بر علیه بی کفایتی دولت و شهرداری در رفع آلودگی های شهرشان اعلام جرم کرده و کمپین به راه انداخته اند.
آیا وقت آن نیست که ما نیز لا اقل بر علیه بی کفایتی پلیس در تامین امنیت شهروندان اعلام جرم کنیم و کمپین بر پا کنیم؟!
محمدتقی اسلامی
۹/۵/۹۸
@Practicalethics
با دیدن این کلیپ به یاد گفته چند سال پیش یکی از اندیشمندان افتادم که شرایط فعلی کشور را مبتلا به وارونگی ارزشها دانسته بود.
یکی از مصادیق وارونگی ارزشها در وظیفه و ماموریت پلیس دیده می شود، وقتی وظیفه تامین امنیت شهروندان جای خود را به نصیحت کردن مجرم توسط پلیس می دهد!
در این کلیپ مشاهده می کنید که پلیس یک جانی و بلکه یک هیولای وحشتناک را که بی رحمانه، مرتکب جنایت شده است (لابد پس از مدتها جنایتکاری) دستگیر می کند و رئیس پلیس که وظیفه اش شدت عمل است، پدرانه او را نصیحت می کند و او را "پسر جان!!" خطاب می کند!!
ظرف یک ماه گذشته سارقان درب خانه یکی از فرزندانم را با دیلم شکسته اند و در ساعات آغازین شب دارایی ناچیز او را به سرقت برده اند و زورگیران در روز روشن به فرزند دیگرم حمله کرده و موبایل و کیف پولش را به زور گرفته اند!! و پلیس بی عرضه هیچ اقدام مفیدی نتوانسته بکند!!
به هوش باشیم که در شرایطی هستیم که یمن بی کفایتی حاکمان، نه تنها معیشتمان، بلکه حتی امنیت جانی و مالی مان در خطر قرار دارد.
در خبرها خواندم که در اندونزی مردم جاکارتا بر علیه بی کفایتی دولت و شهرداری در رفع آلودگی های شهرشان اعلام جرم کرده و کمپین به راه انداخته اند.
آیا وقت آن نیست که ما نیز لا اقل بر علیه بی کفایتی پلیس در تامین امنیت شهروندان اعلام جرم کنیم و کمپین بر پا کنیم؟!
محمدتقی اسلامی
۹/۵/۹۸
@Practicalethics
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این کلیپ می خواهد تقدم اخلاق بر فقه را نشان دهد.
نظر شما چیست؟
لطفا نظر خود را به ادمین اطلاع دهید.
@Practicalethics
نظر شما چیست؟
لطفا نظر خود را به ادمین اطلاع دهید.
@Practicalethics
🌓حماسه حسینی در مقابل عنوان الکلام
سالها پیش هنگامی که هنوز نوجوانی بیش نبودم به توصیه برخی از آموزگاران، کتاب حماسه حسینی استاد شهید مرتضی مطهری را با دقت و حوصله مطالعه کردم.
در مسجد محله ما امام جماعتی عهده دار اقامه نماز و ادای منبر بود. از نوع مطالبی که در منبر بیان می کرد معلوم بود که به جز فقه و اصول، مطالعه چندانی در منابع و آثار دیگر ندارد. این آقا هر سال بلا استثنا در یکی از شبهای دهه عاشورا ماجرای دامادی حضرت قاسم در کربلا را به صورت روضه برای مردم میخواند.
یک روز بعد از نماز عصر به حضورش رفتم و متواضعانه عرض کردم: حضرت آقا، کتاب حماسه حسینی استاد شهید مطهری را حتما مطالعه فرموده اید. ایشان به صورتی مستدل آورده که جریان دامادی حضرت قاسم و برپایی عروسی در کربلا تحریف و خرافه است.
هنوز جمله من تمام نشده بود که آقای امام جماعت با چهرهای برافروخته نگاهی به من کرد و گفت: مطهری را ولش کن! می خواهی منابع و شخصیت های خیلی بزرگتر از مطهری را به تو معرفی کنم که دلیل آورده اند بر اینکه این ماجرا مستند است؟
گفتم: بله می خواهم. لطف می فرمایید.
گفت: مثلاً یکی از آنها کتاب عنوان الکلام نوشته مرحوم ملا محمد باقر فشارکی است. فشارکی عالم بسیار بزرگی بوده که امثال مطهری را در جیب بغل اش جای می داده!
همان بعد از ظهر به بازار رفتم و کتاب عنوان الکلام را خریدم و شروع کردم به مطالعه. مجموعه ای بود از منبرهای ملا محمد باقر فشارکی. مطالب کاملا به سبک منبری و خطابی بیان شده و هیچ خبری از ذکر مستندات مطالب و تحلیل های عالمانه در این کتاب نبود. گذشته از اینکه پر بود از مطالب عجیب و غیر قابل هضم!
چندین سال بعد، در یک ماه رمضان جناب آقای فاطمی نیا، این منبری محقق در حرم مطهر معصومه سلام الله علیها منبر می رفت. در یکی از جلسات منبر ایشان شنیدم که به کتاب عنوان الکلام فشارکی اشاره کرد و گفت: از جمله کتاب های سخیفی که به چاپ رسیده، این کتاب است. اگر این کتاب اسم خدا نداشت توصیه می کردم آن را به رودخانه بیندازید! این کتاب پر است از مطالب سخیف و نامعتبر!
محمدتقی اسلامی
حوزه علمیه قم
۲۱ شهریور ۹۸
۱۲ محرم
@Practicalethics
سالها پیش هنگامی که هنوز نوجوانی بیش نبودم به توصیه برخی از آموزگاران، کتاب حماسه حسینی استاد شهید مرتضی مطهری را با دقت و حوصله مطالعه کردم.
در مسجد محله ما امام جماعتی عهده دار اقامه نماز و ادای منبر بود. از نوع مطالبی که در منبر بیان می کرد معلوم بود که به جز فقه و اصول، مطالعه چندانی در منابع و آثار دیگر ندارد. این آقا هر سال بلا استثنا در یکی از شبهای دهه عاشورا ماجرای دامادی حضرت قاسم در کربلا را به صورت روضه برای مردم میخواند.
یک روز بعد از نماز عصر به حضورش رفتم و متواضعانه عرض کردم: حضرت آقا، کتاب حماسه حسینی استاد شهید مطهری را حتما مطالعه فرموده اید. ایشان به صورتی مستدل آورده که جریان دامادی حضرت قاسم و برپایی عروسی در کربلا تحریف و خرافه است.
هنوز جمله من تمام نشده بود که آقای امام جماعت با چهرهای برافروخته نگاهی به من کرد و گفت: مطهری را ولش کن! می خواهی منابع و شخصیت های خیلی بزرگتر از مطهری را به تو معرفی کنم که دلیل آورده اند بر اینکه این ماجرا مستند است؟
گفتم: بله می خواهم. لطف می فرمایید.
گفت: مثلاً یکی از آنها کتاب عنوان الکلام نوشته مرحوم ملا محمد باقر فشارکی است. فشارکی عالم بسیار بزرگی بوده که امثال مطهری را در جیب بغل اش جای می داده!
همان بعد از ظهر به بازار رفتم و کتاب عنوان الکلام را خریدم و شروع کردم به مطالعه. مجموعه ای بود از منبرهای ملا محمد باقر فشارکی. مطالب کاملا به سبک منبری و خطابی بیان شده و هیچ خبری از ذکر مستندات مطالب و تحلیل های عالمانه در این کتاب نبود. گذشته از اینکه پر بود از مطالب عجیب و غیر قابل هضم!
چندین سال بعد، در یک ماه رمضان جناب آقای فاطمی نیا، این منبری محقق در حرم مطهر معصومه سلام الله علیها منبر می رفت. در یکی از جلسات منبر ایشان شنیدم که به کتاب عنوان الکلام فشارکی اشاره کرد و گفت: از جمله کتاب های سخیفی که به چاپ رسیده، این کتاب است. اگر این کتاب اسم خدا نداشت توصیه می کردم آن را به رودخانه بیندازید! این کتاب پر است از مطالب سخیف و نامعتبر!
محمدتقی اسلامی
حوزه علمیه قم
۲۱ شهریور ۹۸
۱۲ محرم
@Practicalethics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از فروشگاههای خودگردان در نروژ.
تصور کنید چنین فروشگاهی در اتوبان تهران - قم می بود. ملت مسلمان و شیعه! چه بر سرش می آوردند؟
@Practicalethics
تصور کنید چنین فروشگاهی در اتوبان تهران - قم می بود. ملت مسلمان و شیعه! چه بر سرش می آوردند؟
@Practicalethics
Forwarded from 𝄃𝄃𝄂𝄂𝄀𝄁𝄃𝄂𝄂𝄃
🔘آنچه از حسین ع کمتر شنیده ایم.⏬
🔵 امام حسین ع را فقط در چند ساعت آخر زندگیاش خلاصه کردهایم در حالی که از ۵۷ سال زندگی او بی خبریم.
🔻 امام حسین در جنگهای جمل و صفین، مثل سربازی ساده در میدان جنگ حاضر شد.
🔻 در حال اعتکاف و طواف خانه خدا، شخص مقروضی از ایشان تقاضای کمک کرد؛ امام اعتکاف خود را شکست تا از او تقاضای مهلت کند.
🔻 هیچگاه پست و مقامی را از پدر خود که حاکم تمام ممالک اسلامی بود طلب نکرد. امام حسین کشاورز بود و هر روز بر روی اراضی خود کار میکرد.
🔻 در ماجرای صلح امام حسن با معاویه، با برادرش همراهی کرد و سخن هیچ مخالفی را نپذیرفت. پس از شهادت برادر نیز تا زمان مرگ معاویه به پیمانی که معاویه بارها آن را شکسته بود، متعهد ماند.
🔻 هیچگاه هیچ سائلی از خانه او دست خالی بر نمیگشت.
🔻 در ماجرای خاکسپاری امام حسن، به خاطر جلوگیری از نزاع، به دفن نشدن برادرش در کنار رسولالله رضایت داد.
🔻 کنیز خود را به خاطر اینکه یک دستهگل به ایشان هدیه داد، آزاد کرد.
🔻 وقتی بردهای را دید که به یک سگ غذا میدهد، او را از اربابش که یهودی بود خرید و آزاد کرد. مرد یهودی و همسرش با دیدن مرام حسین، همانجا مسلمان شدند.
🔻 در ماجرای بیعت اجباری با یزید، در حالی که میتوانست مثل عبداللهبنزبیر در مکه پناهنده شود، اینکار را نکرد تا حرمت کعبه خدشهدار نشود.
🔻 وقتی به سپاه هزار نفری حربنیزید ریاحی برخورد کرد، نه تنها از عطش لشکریان دشمن سوءاستفاده نکرد بلکه همه لشگریان دشمن را سیراب کرد. حتی دستور داد که اسبهای دشمن را هم سیراب کنند.
🔻 وقتی که فهمید مردم کوفه از بیعت خود برگشتهاند، برای جلوگیری از جنگ و خونریزی به دشمن گفت که از رفتن به کوفه منصرف شده و برمیگردد ولی ابنزیاد مخالفت کرد.
🔻 وقتی حربنیزید ریاحی به دستور ابنزیاد، اجازه بازگشت به امام حسین نداد، اصحاب به ایشان پیشنهاد دادند که با لشکر کوچک حُر بجنگند و از مهلکه فرار کنند ولی حضرت فرمود:
من شروع کننده جنگ نیستم.
🔻 در حالی که تعداد سربازان ایشان کمتر از صد نفر بود، به آنها فرمود هر کسی که بدهکار است نمیتواند با ما باشد و دو نفر از سربازان، به همین دلیل شبانه از امام جدا شدند.
🔻 زمین کربلا را شصت هزار درهم از صاحبان آن خرید و به همانها بخشید تا خون او در زمین دیگران ریخته نشود.
🔻 مردم در هنگام دفن امامحسین، آثار زخمهایی کهنه بر دوش ایشان دیدند. امام سجاد فرمودند این زخمها اثر کیسههایی است که پدرم شبانه به منزل نیازمندان میبُرد.
🔺پس حسین ع فقط محدود به ظهر عاشورا و سرزمین نینوا نیست و اگر قرار است الگویمان باشد؛ همه گستره زندگی او در همه عمر ما باید نقش آفرین باشد.🙏
@davaok
🔵 امام حسین ع را فقط در چند ساعت آخر زندگیاش خلاصه کردهایم در حالی که از ۵۷ سال زندگی او بی خبریم.
🔻 امام حسین در جنگهای جمل و صفین، مثل سربازی ساده در میدان جنگ حاضر شد.
🔻 در حال اعتکاف و طواف خانه خدا، شخص مقروضی از ایشان تقاضای کمک کرد؛ امام اعتکاف خود را شکست تا از او تقاضای مهلت کند.
🔻 هیچگاه پست و مقامی را از پدر خود که حاکم تمام ممالک اسلامی بود طلب نکرد. امام حسین کشاورز بود و هر روز بر روی اراضی خود کار میکرد.
🔻 در ماجرای صلح امام حسن با معاویه، با برادرش همراهی کرد و سخن هیچ مخالفی را نپذیرفت. پس از شهادت برادر نیز تا زمان مرگ معاویه به پیمانی که معاویه بارها آن را شکسته بود، متعهد ماند.
🔻 هیچگاه هیچ سائلی از خانه او دست خالی بر نمیگشت.
🔻 در ماجرای خاکسپاری امام حسن، به خاطر جلوگیری از نزاع، به دفن نشدن برادرش در کنار رسولالله رضایت داد.
🔻 کنیز خود را به خاطر اینکه یک دستهگل به ایشان هدیه داد، آزاد کرد.
🔻 وقتی بردهای را دید که به یک سگ غذا میدهد، او را از اربابش که یهودی بود خرید و آزاد کرد. مرد یهودی و همسرش با دیدن مرام حسین، همانجا مسلمان شدند.
🔻 در ماجرای بیعت اجباری با یزید، در حالی که میتوانست مثل عبداللهبنزبیر در مکه پناهنده شود، اینکار را نکرد تا حرمت کعبه خدشهدار نشود.
🔻 وقتی به سپاه هزار نفری حربنیزید ریاحی برخورد کرد، نه تنها از عطش لشکریان دشمن سوءاستفاده نکرد بلکه همه لشگریان دشمن را سیراب کرد. حتی دستور داد که اسبهای دشمن را هم سیراب کنند.
🔻 وقتی که فهمید مردم کوفه از بیعت خود برگشتهاند، برای جلوگیری از جنگ و خونریزی به دشمن گفت که از رفتن به کوفه منصرف شده و برمیگردد ولی ابنزیاد مخالفت کرد.
🔻 وقتی حربنیزید ریاحی به دستور ابنزیاد، اجازه بازگشت به امام حسین نداد، اصحاب به ایشان پیشنهاد دادند که با لشکر کوچک حُر بجنگند و از مهلکه فرار کنند ولی حضرت فرمود:
من شروع کننده جنگ نیستم.
🔻 در حالی که تعداد سربازان ایشان کمتر از صد نفر بود، به آنها فرمود هر کسی که بدهکار است نمیتواند با ما باشد و دو نفر از سربازان، به همین دلیل شبانه از امام جدا شدند.
🔻 زمین کربلا را شصت هزار درهم از صاحبان آن خرید و به همانها بخشید تا خون او در زمین دیگران ریخته نشود.
🔻 مردم در هنگام دفن امامحسین، آثار زخمهایی کهنه بر دوش ایشان دیدند. امام سجاد فرمودند این زخمها اثر کیسههایی است که پدرم شبانه به منزل نیازمندان میبُرد.
🔺پس حسین ع فقط محدود به ظهر عاشورا و سرزمین نینوا نیست و اگر قرار است الگویمان باشد؛ همه گستره زندگی او در همه عمر ما باید نقش آفرین باشد.🙏
@davaok
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
معضل زباله ارتباطی تنگاتنگ با سلامتی و سلامتی ارتباطی تنگاتنگ با اخلاق دارد. سیستم هایی که میان سلامت و اخلاق ربطی نمی بینند، برنامه ریزی برای سلامت را در اولویت قرار نمی دهند.
بشنوید از تولید نزدیک به سه هزار تن زباله در گیلان و سردرگمی مدیران در مدیریت این معضل!!
@Practicalethics
بشنوید از تولید نزدیک به سه هزار تن زباله در گیلان و سردرگمی مدیران در مدیریت این معضل!!
@Practicalethics
🌑به مناسبت تعزیت رحلت بزرگ پیامبر رحمت و مهربانی (ص)
❇️حکایت حضرت مولانا درباره پادشاه جهود که نصرانیان را می کشت از بهر تعصب
در میان جهودان ، پادشاهی جبار و بیدادگر بود که نسبت به عیسویان سخت کینه توز بود . این پادشاه موسی (ع) و عیسی (ع) را که در واقع شعله ای از یک چراغ و با هم متحد بودند، از روی تعصب ، مخالف یکدیگر می انگاشت و در صدد بو که دین و آئین عیسویان را براندازد . او وزیری کاردان و زیرک داشت که در امور مهم او را یاری می داد . وزیر می دانست که ایمان و عقیده مردم را نمی توان با خشم و زور از میان برداشت بلکه برعکس هر چه زور و خشونت سخت تر باشد عقیده و ایمان مردم استوارتر گردد و از اینرو نیرنگی ساخت و شاه را نیز موافق خود کرد . بر اساس این نیرنگ شاه را متقاعد نمود که چنین وانمود سازد که وزیر به آئین عیسویان گرایش یافته است ، پس باید دست و گوش و بینی او را برید و از دربار راند . وقتی این نقشه عملی شد و وزیر با دست و گوش و بینی بریده از دربار شاه رانده شد ، عیسویان بدو پناه دادند و بر او اعتماد کردند . رفته رفته وزیر در بین عیسویان نفوذی استوار پیدا کرد و همچون معلم و مرشدی در میان آنان شناخته شد و آنان نیز دل بدو سپردند در حالیکه وزیر در خفا و نهان ، فتنه و فساد می انگیخت . عاقبت وزیر ضمن وصیتی مهم برای هر کدام از سران دوازده گانه مسیحیت طوماری جداگانه ترتیب داد که مضمون هر یک با دیگری تناقض داشت . سپس وزیر به غاری رفت و به خلوت درنشست و پیروان و مریدان ، هرچه اصرار کردند از خلوت خود بیرون نیامد و سپس سران هر یک از گروههای دوازده گانه را به حضور خود خواند و به هر یک از آنان به طور پنهانی منشور خلافت و جانشینی داد و گفت: جانشین من فقط تو هستی نه دیگری ، و چنانچه کسی مدعی این مقام شود ، کاذب و دروغگوست و باید نابودش کنی .
وزیر بعد از اجرای این طرح اختلاف برانگیز و ویرانگر ، خود را در خلوت کشت و پس از مرگ او سران هر یک از گروههای دوازده گانه به جان هم افتادند و کشتار آغاز شد و بدین ترتیب جمع کثیری از مسیحیان به دست یکدیگر هلاک شدند و مقصود آن شاه بیدادگر حاصل آمد .
– مولانا در این حکایت تعصبات کور مذهبی و جنگ هفتاد و دو ملت را مورد نقد قرار داده و میگوید چون جوهر همه ادیان یکی است باید از نزاع و شقاق دوری گزید . مولانا آئین حنیف احمدی را جامع ادیان می داند اما نیل به این آئین جامع را فارغ از جنگ های مذهبی می داند.
مولانا پس از این حکایت، بیان می دارد که آن گروه از عیسویان که به نام مبارک مصطفی (ص) در انجیل تبرک می جستند از این فتنه در امان ماندند و نسل خویش را نیز نجات دادند. در پایان اشاره میکند به اینکه وقتی نام مصطفی چنین نجات بخش و راهگشاست، ذات پاک او چه کمک ها و دست گیری ها می کند!
بود در انجیل نام مصطفی
آن سر پیغامبران بحر صفا
بود ذکر حلیهها و شکل او
بود ذکر غزو و صوم و اکل او
طایفهٔ نصرانیان بهر ثواب
چون رسیدندی بدان نام و خطاب
بوسه دادندی بر آن نام شریف
رو نهادندی بر آن وصف لطیف
اندرین فتنه که گفتیم آن گروه
ایمن از فتنه بدند و از شکوه
ایمن از شر امیران و وزیر
در پناه نام احمد مستجیر
نسل ایشان نیز هم بسیار شد
نور احمد ناصر آمد یار شد
وان گروه دیگر از نصرانیان
نام احمد داشتندی مستهان
مستهان و خوار گشتند از فتن
از وزیر شومرای شومفن
هم مخبط دینشان و حکمشان
از پی طومارهای کژ بیان
نام احمد این چنین یاری کند
تا که نورش چون نگهداری کند
نام احمد چون حصاری شد حصین
تا چه باشد ذات آن روحالامین
بعد ازین خونریز درمان ناپذیر
کاندر افتاد از بلای آن وزیر
@Practicalethics
❇️حکایت حضرت مولانا درباره پادشاه جهود که نصرانیان را می کشت از بهر تعصب
در میان جهودان ، پادشاهی جبار و بیدادگر بود که نسبت به عیسویان سخت کینه توز بود . این پادشاه موسی (ع) و عیسی (ع) را که در واقع شعله ای از یک چراغ و با هم متحد بودند، از روی تعصب ، مخالف یکدیگر می انگاشت و در صدد بو که دین و آئین عیسویان را براندازد . او وزیری کاردان و زیرک داشت که در امور مهم او را یاری می داد . وزیر می دانست که ایمان و عقیده مردم را نمی توان با خشم و زور از میان برداشت بلکه برعکس هر چه زور و خشونت سخت تر باشد عقیده و ایمان مردم استوارتر گردد و از اینرو نیرنگی ساخت و شاه را نیز موافق خود کرد . بر اساس این نیرنگ شاه را متقاعد نمود که چنین وانمود سازد که وزیر به آئین عیسویان گرایش یافته است ، پس باید دست و گوش و بینی او را برید و از دربار راند . وقتی این نقشه عملی شد و وزیر با دست و گوش و بینی بریده از دربار شاه رانده شد ، عیسویان بدو پناه دادند و بر او اعتماد کردند . رفته رفته وزیر در بین عیسویان نفوذی استوار پیدا کرد و همچون معلم و مرشدی در میان آنان شناخته شد و آنان نیز دل بدو سپردند در حالیکه وزیر در خفا و نهان ، فتنه و فساد می انگیخت . عاقبت وزیر ضمن وصیتی مهم برای هر کدام از سران دوازده گانه مسیحیت طوماری جداگانه ترتیب داد که مضمون هر یک با دیگری تناقض داشت . سپس وزیر به غاری رفت و به خلوت درنشست و پیروان و مریدان ، هرچه اصرار کردند از خلوت خود بیرون نیامد و سپس سران هر یک از گروههای دوازده گانه را به حضور خود خواند و به هر یک از آنان به طور پنهانی منشور خلافت و جانشینی داد و گفت: جانشین من فقط تو هستی نه دیگری ، و چنانچه کسی مدعی این مقام شود ، کاذب و دروغگوست و باید نابودش کنی .
وزیر بعد از اجرای این طرح اختلاف برانگیز و ویرانگر ، خود را در خلوت کشت و پس از مرگ او سران هر یک از گروههای دوازده گانه به جان هم افتادند و کشتار آغاز شد و بدین ترتیب جمع کثیری از مسیحیان به دست یکدیگر هلاک شدند و مقصود آن شاه بیدادگر حاصل آمد .
– مولانا در این حکایت تعصبات کور مذهبی و جنگ هفتاد و دو ملت را مورد نقد قرار داده و میگوید چون جوهر همه ادیان یکی است باید از نزاع و شقاق دوری گزید . مولانا آئین حنیف احمدی را جامع ادیان می داند اما نیل به این آئین جامع را فارغ از جنگ های مذهبی می داند.
مولانا پس از این حکایت، بیان می دارد که آن گروه از عیسویان که به نام مبارک مصطفی (ص) در انجیل تبرک می جستند از این فتنه در امان ماندند و نسل خویش را نیز نجات دادند. در پایان اشاره میکند به اینکه وقتی نام مصطفی چنین نجات بخش و راهگشاست، ذات پاک او چه کمک ها و دست گیری ها می کند!
بود در انجیل نام مصطفی
آن سر پیغامبران بحر صفا
بود ذکر حلیهها و شکل او
بود ذکر غزو و صوم و اکل او
طایفهٔ نصرانیان بهر ثواب
چون رسیدندی بدان نام و خطاب
بوسه دادندی بر آن نام شریف
رو نهادندی بر آن وصف لطیف
اندرین فتنه که گفتیم آن گروه
ایمن از فتنه بدند و از شکوه
ایمن از شر امیران و وزیر
در پناه نام احمد مستجیر
نسل ایشان نیز هم بسیار شد
نور احمد ناصر آمد یار شد
وان گروه دیگر از نصرانیان
نام احمد داشتندی مستهان
مستهان و خوار گشتند از فتن
از وزیر شومرای شومفن
هم مخبط دینشان و حکمشان
از پی طومارهای کژ بیان
نام احمد این چنین یاری کند
تا که نورش چون نگهداری کند
نام احمد چون حصاری شد حصین
تا چه باشد ذات آن روحالامین
بعد ازین خونریز درمان ناپذیر
کاندر افتاد از بلای آن وزیر
@Practicalethics
Forwarded from کتاب طه
🔔نخستین شماره فصلنامه "حیات معنوی" منتشر شد❗️
پاییز ۱۳۹۸
۱۹۲صفحه
قیمت: ۳۵هزارتومان
مراکز پخش: ققنوس و کتابسرای طه
🔸با آثاری از:
محمد اسفندیاری، محمدتقی اسلامی، سیدحسن اسلامی اردکانی، رضا بابایی، علیرضا بهشتی، سیده نرگس حسینی امین، محمد راستگو، هادی ربانی، محمدجواد رودگر، احمد شهدادی، مقصود فراستخواه، ابوالقاسم فنائی، مهدی مهریزی
☎️تلفن و پیامک: 09100943413
تلفن کتابسرای طه: 02537848326
🔹سفارش: @taha_admin1
🔺instagram.com/taha.bookstore
🔹به کانال کتابسرای طه بپیوندید:👇
🔺https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEdcpeufUNEMABjH6g
پاییز ۱۳۹۸
۱۹۲صفحه
قیمت: ۳۵هزارتومان
مراکز پخش: ققنوس و کتابسرای طه
🔸با آثاری از:
محمد اسفندیاری، محمدتقی اسلامی، سیدحسن اسلامی اردکانی، رضا بابایی، علیرضا بهشتی، سیده نرگس حسینی امین، محمد راستگو، هادی ربانی، محمدجواد رودگر، احمد شهدادی، مقصود فراستخواه، ابوالقاسم فنائی، مهدی مهریزی
☎️تلفن و پیامک: 09100943413
تلفن کتابسرای طه: 02537848326
🔹سفارش: @taha_admin1
🔺instagram.com/taha.bookstore
🔹به کانال کتابسرای طه بپیوندید:👇
🔺https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEdcpeufUNEMABjH6g
📝 زندگی خوب و اخلاق
کموبیش میدانیم که زندگی فقط خوردن و خفتن و برآوردن نیازهای فیزیولوژیک نیست. ما از زندگی چیزی بیش از آن انتظار داریم؛ چیزی که زندگی را معنادار کند، ژرفا ببخشد، جهت دهد و شیرین کند. ما خواهان زندگی خوب هستیم. اما زندگی خوب را به سختی میتوان تعریف کرد. با این همه، میتوان آن را نشان داد و برخی عناصر سازنده آن را برشمرد. یکی از عناصر سازنده زندگی خوب اخلاق است. مقصود از اخلاق در اینجا منشها و عاداتی است که به ما کمک میکند، فراتر از حالت غریزی خود عمل کنیم و به جای واکنش نشان دادن به عوامل بیرونی، دست به انتخاب بزنیم و پاسخی سنجیده بدهیم.
گره خوردن اخلاق با شریعت در جامعه ما در کنار مزیتهایی که ممکن است داشته باشد، آن را شکننده میکند. کافی است نگاه مردم به شریعت و شریعتمداران دگرگون شود تا اخلاق نیز پس زده شود یا کمرنگ گردد. اینجاست که جدا از بحث نظری درباره نسبت اخلاق و شریعت، لازم است به تقویت اخلاق و بنیادهای آن در جامعه بپردازیم و فرهنگ اخلاقی دیدن و اخلاقی زیستن را گسترش دهیم.
فصلنامه جدید «حیات معنوی» (شماره اول، پاییز 1398) میکوشد در این عرصه گامی بردارد و به جنبههای معنوی حیات انسانی از جمله اخلاق بپردازد. در این شماره شاهد مقالاتی از مهدی مهریزی، رضا بابایی(که این روزها با بیماری سختی کلنجار میرود و آرزوی بهبود او را داریم)، احمد شهدادی، سیدحسن اسلامیاردکانی، هادی ربانی، محمد اسفندیاری، سیدهنرگس حسینیامین، محمدتقی اسلامی، محمدجواد رودگر و محمد راستگو هستیم. همچنین مقاله «رهیافتهای فضیلتمحور در تعلیم و تربیت» نوشته گریگوری بسشام را ابوالقاسم فنایی ترجمه کرده و در این شماره گنجانده است. من در مقاله «اخلاق زیستمحیطی فضیلتمدار» کوشیدهام از منظری متفاوت بحث اخلاق زیستمحیطی را دنبال کنم و بنیادی فضیلتمدارانه، نه تکلیفگرایانه یا پیامدگرایانه برای آن فراهم کنم.
در زمانی که اخلاق به شکلهای گوناگونی در معرض تاخت و تاز نظری و عملی قرار دارد و کسانی آن را بیاعتبار میدانند و دیگرانی آن را به سود رشتههای دیگر مصادره میکنند، که شرح آن را در مقاله «برزخ اخلاقورزی در ایران معاصر» (فصلنامه اخلاقپژوهی، شماره 1، بهار 1396) آوردهام، نشر این دست مجلات مایه اندک امیدی است تا به زندگی فسرده مردم ما اندک نسیمی از معنویت و اخلاق بوزد و تصویری از زندگی خوب و نقش اخلاق در ضمیر ما نقش ببندد.
سید حسن اسلامی اردکانی
@Practicalethics
کموبیش میدانیم که زندگی فقط خوردن و خفتن و برآوردن نیازهای فیزیولوژیک نیست. ما از زندگی چیزی بیش از آن انتظار داریم؛ چیزی که زندگی را معنادار کند، ژرفا ببخشد، جهت دهد و شیرین کند. ما خواهان زندگی خوب هستیم. اما زندگی خوب را به سختی میتوان تعریف کرد. با این همه، میتوان آن را نشان داد و برخی عناصر سازنده آن را برشمرد. یکی از عناصر سازنده زندگی خوب اخلاق است. مقصود از اخلاق در اینجا منشها و عاداتی است که به ما کمک میکند، فراتر از حالت غریزی خود عمل کنیم و به جای واکنش نشان دادن به عوامل بیرونی، دست به انتخاب بزنیم و پاسخی سنجیده بدهیم.
گره خوردن اخلاق با شریعت در جامعه ما در کنار مزیتهایی که ممکن است داشته باشد، آن را شکننده میکند. کافی است نگاه مردم به شریعت و شریعتمداران دگرگون شود تا اخلاق نیز پس زده شود یا کمرنگ گردد. اینجاست که جدا از بحث نظری درباره نسبت اخلاق و شریعت، لازم است به تقویت اخلاق و بنیادهای آن در جامعه بپردازیم و فرهنگ اخلاقی دیدن و اخلاقی زیستن را گسترش دهیم.
فصلنامه جدید «حیات معنوی» (شماره اول، پاییز 1398) میکوشد در این عرصه گامی بردارد و به جنبههای معنوی حیات انسانی از جمله اخلاق بپردازد. در این شماره شاهد مقالاتی از مهدی مهریزی، رضا بابایی(که این روزها با بیماری سختی کلنجار میرود و آرزوی بهبود او را داریم)، احمد شهدادی، سیدحسن اسلامیاردکانی، هادی ربانی، محمد اسفندیاری، سیدهنرگس حسینیامین، محمدتقی اسلامی، محمدجواد رودگر و محمد راستگو هستیم. همچنین مقاله «رهیافتهای فضیلتمحور در تعلیم و تربیت» نوشته گریگوری بسشام را ابوالقاسم فنایی ترجمه کرده و در این شماره گنجانده است. من در مقاله «اخلاق زیستمحیطی فضیلتمدار» کوشیدهام از منظری متفاوت بحث اخلاق زیستمحیطی را دنبال کنم و بنیادی فضیلتمدارانه، نه تکلیفگرایانه یا پیامدگرایانه برای آن فراهم کنم.
در زمانی که اخلاق به شکلهای گوناگونی در معرض تاخت و تاز نظری و عملی قرار دارد و کسانی آن را بیاعتبار میدانند و دیگرانی آن را به سود رشتههای دیگر مصادره میکنند، که شرح آن را در مقاله «برزخ اخلاقورزی در ایران معاصر» (فصلنامه اخلاقپژوهی، شماره 1، بهار 1396) آوردهام، نشر این دست مجلات مایه اندک امیدی است تا به زندگی فسرده مردم ما اندک نسیمی از معنویت و اخلاق بوزد و تصویری از زندگی خوب و نقش اخلاق در ضمیر ما نقش ببندد.
سید حسن اسلامی اردکانی
@Practicalethics