مدرسه مدیریت پروژه و ساخت – Telegram
مدرسه مدیریت پروژه و ساخت
6.17K subscribers
826 photos
34 videos
418 files
585 links
⭕️ هر آنچه که باید از دانش مدیریت پروژه بدانید؛ توسط اساتید و کارشناسان مجرب و حرفه ای؛

👥 مشاوره و تبلیغات:
@consultingadmin

👷🏻‍♂️درج آگهی استخدام #رایگان است.

کانال اصلی:
👉 @pmacademy
Download Telegram
🤩 انتخاب نرم‌افزار مناسب مدیریت پروژه: کدام برای تیم شما بهتر است؟

در عصر دیجیتال، مدیریت پروژه بدون استفاده از ابزارهای هوشمند تقریباً غیرممکن شده است. اما با تنوع زیاد نرم‌افزارهای موجود در بازار، انتخاب گزینه مناسب برای تیم شما به یک تصمیم استراتژیک تبدیل شده است. در این پست، ۸ نرم‌افزار مطرح مدیریت پروژه را از نظر کاربرد، مزایا و بهترین شرایط استفاده مرور می‌کنیم تا بتوانید انتخاب آگاهانه‌تری داشته باشید.

🔸 Primavera P6
مناسب برای: پروژه‌های بزرگ زیرساختی و EPC
مزایا: ابزار قدرتمند زمان‌بندی مسیر بحرانی (CPM)، سطح‌بندی منابع، مدیریت پورتفولیوهای پیچیده و ابزارهای دقیق برای خط مبنا و ارزش کسب‌شده (EVM). انتخاب اول برای صنایع مهندسی، ساخت و نفت و گاز است.

🔸 Microsoft Project
مناسب برای: پروژه‌های متوسط تا بزرگ در صنایع مختلف
مزایا: رابط کاربری آشنا با ویندوز، تایم‌لاین‌ها، اتوماسیون گردش‌کار و ادغام با ابزارهایی مانند Slack و Google Drive. برای تیم‌هایی که ساختار و فرآیند رسمی دارند ایده‌آل است.

🔸 Asana
مناسب برای: همکاری تیمی و پروژه‌های کوچک‌تر
مزایا: رابط بصری با سبک Kanban، سبک و انعطاف‌پذیر برای تیم‌های کوچک، ابزارهای پیشرفته برای پیگیری باگ، ادغام با Google Workspace و Confluence، و نسخه رایگان برای نیازهای ابتدایی.

🔸 Trello
مناسب برای: مدیریت ساده وظایف و فلوهای کاری چابک
مزایا: پشتیبانی از Scrum و Kanban، برنامه‌ریزی Sprint، گزارش‌گیری دقیق (نمودارهای Burn Down و سرعت)، ایده‌آل برای استارتاپ‌ها و تیم‌های نوپا.

🔸 Jira
مناسب برای: توسعه نرم‌افزار و مدیریت محصولات دیجیتال
مزایا: تلفیق قابلیت‌های صفحه گسترده با ابزارهای مدیریت پروژه، خودکارسازی وظایف تکراری، داشبوردهای زنده، و پیگیری منابع. انتخاب اصلی تیم‌های فنی و توسعه‌دهندگان.

🔸 Smartsheet
مناسب برای: مدیریت پروژه به سبک Excel با قابلیت‌های خودکارسازی
مزایا: ترکیب ظاهر صفحه گسترده با ویژگی‌های پیشرفته، خودکارسازی تأییدیه‌ها و هشدارها، داشبوردهای بلادرنگ و ردیابی منابع. مناسب برای تحلیل‌گران و مدیرانی که با داده راحت‌تر هستند.

🔸 Monday.com
مناسب برای: جریان‌های کاری قابل تنظیم و همکاری میان‌بخشی
مزایا: رابط کاربری بسیار گرافیکی، قالب‌های آماده برای مدیریت پروژه، فروش، بازاریابی و منابع انسانی، ردیابی زمان و مدیریت وظایف با یکپارچگی بالا.

🔸 Wrike
مناسب برای: ردیابی پروژه‌های چندبخشی و گزارش‌دهی
مزایا: داشبوردهای لحظه‌ای، ابزار بررسی اسناد و طراحی‌ها، ردیابی زمان، مدیریت بار کاری و نمودارهای منابع. مناسب برای آژانس‌ها و تیم‌های طراحی و بازاریابی.

جمع‌بندی:
انتخاب بهترین نرم‌افزار، بستگی به اندازه تیم، نوع پروژه، میزان تعامل اعضا و سطح پیچیدگی دارد.
برای تیم‌های فنی Jira، برای پروژه‌های صنعتی Primavera، و برای تیم‌های کوچک Asana یا Trello انتخاب‌های بهتری هستند.

🤩 به مدرسه مدیریت پروژه و ساخت بپیوندید👇
📱 @project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤩 ۴ تیپ رایج مدیر پروژه – نقش محیط بیشتر از مهارته!

همیشه فکر می‌کنیم مدیران پروژه موفق خودجوش عمل می‌کنن، اما واقعیت اینه که محیطی که توش کار می‌کنن، تعیین‌کننده‌تره.

این ۴ الگو خیلی رایجن:

1️⃣ مدیر پروژه نامرئی
📍 تو تصمیمات استراتژیک نیست، فقط برای گزارش‌گیری صداش می‌کنن
😶 کم‌انگیزه، بلااستفاده، و در حال حذف شدن

2️⃣ مدیر پروژه آتش‌نشان
📍 همیشه وسط بحران، بدون حمایت و زمان برای نفس کشیدن
🔥 قهرمان به نظر می‌رسه، ولی خیلی زود می‌سوزه

3️⃣ مدیر پروژه بی‌اختیار
📍 منابع داره ولی هر تصمیمش زیر سواله
📎 گیر افتاده توی کارهای اداری و بدون اثرگذاری واقعی

4️⃣ مدیر پروژه مورد اعتماد
📍 مأموریت روشن، اختیار واقعی، حمایت مدیریت
🚀 پیش‌فعال، راهبردی، و همیشه مؤثر

✳️ حتی بهترین استعدادها هم توی محیط اشتباه شکست می‌خورن
🔑 مالکیت + پشتیبانی = موفقیت واقعی

🤩 به مدرسه مدیریت پروژه و ساخت بپیوندید👇
📱 @project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤩 ۱۳ ماه می، روز جهانی دفتر مدیریت پروژه (PMO) است؛ روزی برای قدردانی از نقش کلیدی PMO در موفقیت سازمان‌ها.

🔹دفتر مدیریت پروژه با استانداردسازی فرآیندها، ارائه راهنمایی و نظارت بر پروژه‌ها، به تحویل به‌موقع و باکیفیت پروژه‌ها کمک می‌کند. PMO با کاهش ریسک‌هایی مانند برنامه‌ریزی ناکافی و هم‌راستایی پروژه‌ها با اهداف استراتژیک، نقشی اصلی در پیشبرد سازمان‌ها در محیط‌های رقابتی ایفا می‌کنند.

حضور PMO نه‌تنها نرخ موفقیت پروژه‌ها را افزایش می‌دهد، بلکه شکست‌های پرهزینه را کاهش داده و حاکمیت سازمانی را بهبود می‌بخشد.

👏در این روز، از تمام حرفه‌ای‌های PMO که با تعهد خود به مدیریت کارآمد پروژه‌ها کمک می‌کنند، تشکر می‌کنیم.

🤩 به مدرسه مدیریت پروژه و ساخت بپیوندید👇
📱 @project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤩 ۷ عادت مدیران پروژه موفق

موفقیت در مدیریت پروژه تنها به ابزار و تکنیک محدود نمی‌شود؛ بلکه به عادت‌ها و رفتارهای کلیدی بستگی دارد که هر مدیر پروژه‌ای می‌تواند آن‌ها را در خود تقویت کند. در ادامه با ۷ عادت مهم مدیران پروژه موفق آشنا می‌شویم:

1️⃣ آماده باشید
برنامه‌ریزی برای ریسک‌ها و پیش‌بینی شرایط بحرانی، یکی از پایه‌های موفقیت در مدیریت پروژه است.

2️⃣ گوش دهید
شنیدن نظرات تیم و ذی‌نفعان، پایه‌ی ایجاد ارتباط مؤثر است. با گوش دادن، درک متقابل ایجاد می‌شود.

3️⃣ بر اوضاع مسلط باشید
مدیر موفق می‌داند که نمی‌تواند همه چیز را کنترل کند؛ اما باید بداند چه چیزهایی را باید کنترل کند.

4️⃣ واگذار کنید
لازم نیست همه کارها را خودتان انجام دهید. وظایف را هوشمندانه تقسیم کنید تا هم تیم بهتر کار کند و هم شما فرصت مدیریت استراتژیک داشته باشید.

5️⃣ در خدمت تیم باشید
رهبری یعنی پشتیبانی از تیم و فراهم کردن منابع لازم برای موفقیت اعضا.

6️⃣ سؤال بپرسید
حدس نزنید! برای اطمینان از اطلاعات، همیشه سؤال بپرسید و ابهام‌ها را برطرف کنید.

7️⃣ یادگیری را متوقف نکنید
ایستایی، دشمن نوآوری است. خودتان را در مسیر رشد، به‌روزرسانی و یادگیری مداوم قرار دهید.

📌 این عادت‌ها را در برنامه روزانه خود قرار دهید تا در مسیر حرفه‌ای‌تان به یک مدیر پروژه ممتاز تبدیل شوید.

🤩 به مدرسه مدیریت پروژه و ساخت بپیوندید👇
📱 @project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤩 مدیریت دانش پروژه

دانش قدرت است. هنگام کار بر روی پروژه‌های پیچیده، حیاتی و پرهزینه به دانش مربوطه برای انجام وظایف نیاز دارید. مدیریت دانش (KM) در دسترس بودن چنین دانشی را تضمین می‌کند.

مدیریت دانش مفهومی است که در آن یک شرکت به طور آگاهانه و جامع دانش خود را از نظر منابع، اسناد و مهارت‌های افراد جمع‌آوری، سازماندهی، اشتراک‌گذاری و تحلیل می‌کند. مدیریت دانش سازمان‌ها را قادر می‌سازد تا دانش را جذب و توزیع کنند.

هدف تجاری مدیریت دانش پروژه این است که سازمان‌ها را قادر سازد تا پروژه‌ها را همواره با موفقیت انجام دهند. مدیریت دانش تضمین می‌کند که منابع مناسب با مهارت و دانش مناسب در دسترس خواهند بود.

ارزش مدیریت دانش چیست؟ آیا ارزش دریافت بودجه و حمایت اجرایی را دارد؟

با در دسترس قرار دادن اطلاعات در حین کار و ایجاد انگیزه در افراد برای استفاده از آن، می‌توان از چه تعداد نقص یا خطا، پروژه‌های با تأخیر یا فراتر از حد بودجه و ساعت‌ها تلاش غیر ضروری جلوگیری کرد؟ با حفظ دانش کارشناسانی که ممکن است نقش خود را تغییر دهند یا سازمان را ترک کنند، می‌توان از چند ساعت تلاش بی‌مورد جلوگیری کرد؟ این موارد چقدر ارزش دارند؟

اگر مدیریت دانش به خوبی انجام شود، منجر به کاهش هزینه‌ها، افزایش درآمد، افزایش سودآوری و دستیابی به سایر اهداف تجاری شما خواهد شد.

🤩 به مدرسه مدیریت پروژه و ساخت بپیوندید👇
📱 @project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤩 در دنیای پرشتاب کسب‌وکار که کیفیت، بهره‌وری و کاهش ریسک اهمیت فزاینده‌ای دارد، تحلیل ریشه‌ای علل (Root Cause Analysis - RCA) به عنوان یک رویکرد سیستماتیک برای شناسایی و حذف علل اصلی مشکلات، نقش حیاتی ایفا می‌کند. این روش به جای درمان سطحی علائم، به دنبال پیشگیری از تکرار مشکلات است و به بهبود فرآیندها و کاهش خطاها منجر می‌شود.

در این مقاله، پنج ابزار پرکاربرد در RCA معرفی شده‌اند که هرکدام مزایا و کاربردهای خاص خود را دارند:

پنج چرا؟ یا 5 Why
ابزاری ساده برای ریشه‌یابی سریع مشکلات است. با پرسیدن مکرر "چرا؟" (معمولاً پنج بار)، به علت اصلی مشکل دست پیدا می‌شود. این روش سریع، کم‌هزینه و مناسب برای مسائل ساده است، ولی در مسائل پیچیده ممکن است ناکافی باشد.

نمودار استخوان ماهی (Fishbone یا Ishikawa)
ابزاری تصویری برای دسته‌بندی علل مشکلات در گروه‌هایی مانند افراد، فرآیند، ماشین، مواد، محیط و اندازه‌گیری است. برای تحلیل چندبعدی و جلسات گروهی مفید است، اما گاهی پیچیده و بدون اولویت‌بندی می‌شود.

تحلیل درخت خطا (FTA)
روشی منطقی و مبتنی بر منطق بولی است که از بالاترین رویداد (خطای اصلی) شروع کرده و دلایل آن را به صورت ساختاری تحلیل می‌کند. مناسب برای سیستم‌های مهندسی و صنایع حساس مانند هوافضا یا بهداشت است، اما نیاز به تخصص دارد.

تحلیل پارتو (Pareto)
بر اساس قانون ۸۰/۲۰ تمرکز دارد: ۸۰٪ مشکلات از ۲۰٪ علل ناشی می‌شوند. این ابزار با استفاده از نمودارهای آماری، به اولویت‌بندی مسائل کمک می‌کند. هرچند علت اصلی را پیدا نمی‌کند، اما برای تخصیص منابع مفید است.

تحلیل حالات خرابی و اثرات آن (FMEA)
ابزاری پیشگیرانه برای شناسایی خطرات پیش از وقوع است. با تعیین شدت، احتمال وقوع و قابلیت شناسایی خرابی‌ها، عدد اولویت ریسک (RPN) محاسبه می‌شود. مناسب برای صنایع حساس است، اما اجرای آن زمان‌بر است.

در انتخاب ابزار مناسب باید به نوع مسئله، منابع موجود و سطح پیچیدگی توجه کرد. اغلب ترکیب ابزارها بهترین نتایج را می‌دهد، مانند استفاده از ۵ Why پس از نمودار Fishbone.

نتیجه‌گیری:
ابزارهای RCA نه‌تنها به حل مسائل کمک می‌کنند، بلکه فرهنگ بهبود مستمر را ترویج می‌دهند. استفاده درست از این ابزارها منجر به کاهش خطا، صرفه‌جویی در منابع و افزایش کیفیت می‌شود.


🤩 به مدرسه مدیریت پروژه و ساخت بپیوندید👇
📱 @project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤩 تیم‌های حرفه‌ای فقط برنامه مبنا (Baseline Schedule) نمی‌سازند، آن‌ها «همدلی و همراهی» می‌سازند.

در اینجا ۳ سؤال کلیدی وجود دارد که کمک می‌کند برنامه مبنای شما در مسیر بماند و از دردسرها جلوگیری شود:

1️⃣ اگر برنامه مبنا تأیید نشود، چه می‌شود؟

پاسخ ساده است: همه چیز متوقف می‌شود، یا کار بدون برنامه پیش می‌رود.

این معمولاً زمانی اتفاق می‌افتد که:

◀️برنامه زمان‌بندی به‌سرعت پس از عقد قرارداد تنظیم شده

◀️پیمانکاران جزء هنوز قرارداد ندارند

◀️مسیر روشن و رسمی برای حل مشکلات زمان‌بندی وجود ندارد

راهکار بهتر چیست؟

از یک برنامه دو مرحله‌ای استفاده کنید:

🔴مرحله ۱: برنامه اولیه (۹۰ تا ۱۵۰ روز اول)
🔴مرحله ۲: برنامه نهایی پس از نهایی شدن قراردادهای اجرایی

به برنامه فرصت تنفس بدهید.
زمانی که افراد در تدوین برنامه نقش داشته باشند، همدلی و تعهد سریع‌تر شکل می‌گیرد.
در صورت تأخیر در تأیید برنامه مبنا، یک سناریو جایگزین آماده داشته باشید.

هیچ چیز جای «درک مشترک» و «مسیرهای رفع اختلاف مشخص» را نمی‌گیرد.

2️⃣ آیا می‌توانیم از مدت‌زمان‌ها و روابط منطقی دفاع کنیم؟

اگر برنامه‌تان شبیه یک نسخه کپی‌شده از یک قالب عمومی است، انتظار دردسر را داشته باشید.

برنامه باید بر اساس واقعیت ساخته شود:

خروجی‌های تخمین

قیمت‌های پیشنهادی فروشندگان

بهره‌وری تیم‌ها

نظرات واقعی افراد اجرایی در پروژه

نیازی به بارگذاری منابع در این مرحله نیست،
اما دنباله‌کار باید منطقی و مطابق با روند واقعی پروژه در میدان باشد.

از خودتان بپرسید:
آیا می‌توانیم این برنامه را به جلسه بازبینی ببریم و از همه بخش‌های آن دفاع کنیم؟

3️⃣ آیا می‌توانیم توضیح دهیم این برنامه چگونه ساخته شده؟

شاید این مهم‌ترین سؤال باشد.

بسیاری از تیم‌ها برنامه مبنا را خودِ فرآیند می‌دانند، در حالی که این فقط «خروجی فرآیند» است.

شما به یک طرح توسعه برنامه زمان‌بندی (Schedule Development Plan) نیاز دارید:

◀️ برنامه چگونه تهیه می‌شود؟
◀️ چه کسی، در چه زمانی، چه اطلاعاتی را ارائه می‌دهد؟
◀️ وابستگی‌های اجرایی چگونه شناسایی و تأیید می‌شوند؟

و سپس در مستند کردن برنامه:

◀️ چرا پروژه به این شکل زمان‌بندی شده؟
◀️ چه فرضیاتی به دلیل نبود اطلاعات انجام شده؟
◀️ چه پیشنهادهایی برای بهبود وجود دارد؟

ساخت همدلی، یعنی ارتباط مؤثر و شفاف.

🔚 کلام آخر؟

برنامه مبنا نباید یک سند مبهم باشد که صرفاً برای گرفتن تأیید ارائه می‌شود.

بلکه باید نتیجه‌ی یک فرآیند شفاف، مشارکتی و قابل دفاع باشد.

نه حدس و گمان،
نه اصلاح‌های مکرر،
و نه «لطفاً تأییدش کنید تا بتوانیم صورت‌وضعیت بدهیم!»

🤩 به مدرسه مدیریت پروژه و ساخت بپیوندید👇
📱 @project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤩 مدل SAFe در مدیریت پروژه‌های Agile — راهی برای مقیاس‌پذیری موفقیت

وقتی صحبت از اجرای Agile در سطح تیم‌های کوچک است، چارچوب‌هایی مثل Scrum و Kanban به‌خوبی جواب می‌دهند. اما در پروژه‌های بزرگ سازمانی با چندین تیم، هماهنگی، برنامه‌ریزی و تحویل هم‌زمان بسیار پیچیده می‌شود. اینجاست که SAFe (Scaled Agile Framework) وارد عمل می‌شود.

✂️مدل SAFe چیست؟
مدل SAFe یک چارچوب ساختاریافته برای اجرای اصول Agile، Lean و DevOps در مقیاس سازمانی است. این مدل به سازمان‌ها کمک می‌کند تا چند تیم اجایل را در یک مسیر هماهنگ با اهداف تجاری هدایت کرده و ارزش (Value) را به صورت منظم و قابل پیش‌بینی تحویل دهند.

✔️ چه چیزی SAFe را متمایز می‌کند؟

برنامه‌ریزی در مقیاس سازمانی:
با مفاهیمی مثل Agile Release Train (ART)، تیم‌ها به‌صورت هماهنگ روی تحویل ارزش کار می‌کنند.

ساختار سلسله‌مراتبی SAFe چهار سطح دارد:

🔃Team level

🔃Program level

🔃Large Solution level

🔃Portfolio level
این ساختار امکان مدیریت هم‌زمان چند پروژه را فراهم می‌کند.

هماهنگی بین تیم‌ها (Cross-team alignment):
نقش‌هایی مانند Release Train Engineer (RTE) و رویدادهایی مانند PI Planning برای هماهنگی میان تیم‌ها طراحی شده‌اند.

📊 مثال کاربردی:
فرض کنید یک شرکت فناوری در حال توسعه یک پلتفرم پیچیده شامل اپلیکیشن موبایل، وب‌سایت و زیرساخت ابری است. هر تیم اجایل روی بخش خاصی کار می‌کند. بدون SAFe، تداخل و دوباره‌کاری اجتناب‌ناپذیر است.
با پیاده‌سازی SAFe:

همه تیم‌ها اهداف یکسانی در پایان هر Program Increment دارند
اولویت‌ها در سطح پورتفولیو هماهنگ شده‌اند
زمان تحویل قابل پیش‌بینی و ریسک‌ها کنترل‌شده هستند

🧠 نتیجه‌گیری:
اگر Agile را در یک تیم پیاده کرده‌اید و حالا به دنبال مقیاس‌پذیری در سطح سازمان هستید، SAFe یک گزینه‌ی قدرتمند و ساختارمند برای شماست.
در دنیایی که سرعت، هماهنگی و ارزش‌آفرینی مستمر اهمیت حیاتی دارد، SAFe به شما کمک می‌کند Agile را از سطح تیم به سطح سازمان ارتقا دهید.

🤩 به مدرسه مدیریت پروژه و ساخت بپیوندید👇
📱 @project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤩 ذینفعان پروژه (Project Stakeholders)

ذینفعان پروژه افراد یا سازمان های درگیر در پروژه و عواملی هستند که به نحوی اثر پذیر و یا اثر گذار بر فعالیت های پروژه و یا علاقه مندی در قبال پروژه دارند و حتی افراد یا سازمان هایی که از اجرای پروژه ضرر می کنند ذینفع پروژه محسوب می شوند. ذینفعان ممکن است در سطوح مختلفی، درون سازمان بوده و دارای سطوح قدرتی متفاوتی نیز داشته باشند و یا اینکه آن ها می توانند خارج سازمان اجرایی پروژه باشند. موفقیت در اجرای پروژه مستلزم شناسایی ذینفعان و در نظر گرفتن نیازها ، علایق و خواسته های آنان در طول چرخه حیات پروژه می باشد.

📌 ذینفعان پروژه به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند:

1- ذینفعان مستقیم(داخلی):
افراد یا سازمان هایی هستند که بطور مستقیم درگیر پروژه هستند و به واسطه قراردادهای قانونی با پروژه در ارتباط هستند و شامل موارد زیر می باشد:(محدود به این موارد نمی شود)

▪️حامی مالی پروژه(Project Sponsor)
▪️کارفرما(Client)
▪️مدیر پروژه(Project Manager)
▪️تیم پروژه(Project Team)
▪️مشتریان پروژه(Customers)
▪️مشاور (Consultant)
▪️پیمانکاران(Contractors)

2-ذینفعان غیر مستقیم(خارجی)
شامل گروه هایی هستند که از پروژه تأثیر می پذیرند و یا بر آن اثر می گذارند اما از لحاظ قانونی بر پروژه دخالت ندارند مانند:رقبا،خریداران،نهاد ها شهروندان ، طرفداران محیط زیست و …

📌 در دسته بندی دیگری می توان ذینفعان را به 4 گروه زیر تقسیم نمود:

1- قدرت/علاقه:Power/Interest
ذینفعان را بر اساس سطح اختیار آن ها (قدرت) و سطح علاقه آن ها نسبت به نتایج پروژه گروه بندی می کند.

2- قدرت/تأثیر:Power/Influence
ذینفعان را بر اساس سطح اختیار آن ها (قدرت) و سطح درگیری فعال آن ها (تأثیر) در پروژه گروه بندی می کند.

3- تأثیر/ضربه: Influence/Impact
ذینفعان را بر اساس سطح درگیری فعال آن ها (تأثیر) در پروژه و توانایی آن ها در اثرگذاری بر تغییرات در برنامه ریزی و اجرای پروژه(ضربه) گروه بندی می کند.

4- مدل salience (برجسته):
ذینفعان را بر اساس قدرت آن ها (توانایی تحمیل خواسته ها)، فوریت (نیاز به توجه بلافاصله) و مشروعیت(درگیری آن ها مناسب است) تشریح می کند.

🤩 به مدرسه مدیریت پروژه و ساخت بپیوندید👇
📱 @project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤩 مهندس پروژه در برابر مدیر پروژه

دو نقش کلیدی که هر دو برای موفقیت پروژه حیاتی‌اند، اما وظایف و حوزه‌های متفاوتی دارند.

🔧 مهندس پروژه (Project Engineer)
• تمرکز بر اجرای فنی پروژه
• هماهنگی بین تیم‌های مهندسی، خرید و ساخت
• اطمینان از انطباق طراحی‌ها، نقشه‌ها و مصالح با محدوده کاری
• رسیدگی به مسائل روزمره سایت، پشتیبانی از کنترل کیفیت، و پیگیری پیشرفت کار

🛠️ هدف: تحویل فنی پروژه مطابق با محدوده و زمان‌بندی

🧠 مدیر پروژه (Project Manager)
• مدیریت کل چرخه عمر پروژه
• کنترل بودجه، منابع، زمان، قراردادها، ریسک‌ها و ارتباط با کارفرما
• هدایت تیم‌های چندوظیفه‌ای و تضمین تحقق اهداف پروژه
• تصمیم‌گیری‌های راهبردی، هم‌راستاسازی ذی‌نفعان، و تحویل نهایی پروژه

📈 هدف: تحویل موفق پروژه — به‌موقع، در چارچوب بودجه و طبق مشخصات

🔍 تفاوت‌های کلیدی:
• دامنه: رهبری فنی (PE) در مقابل رهبری جامع پروژه (PM)
• تمرکز: وظایف مهندسی در مقابل اجرای راهبردی
• گزارش‌دهی: به مدیر پروژه یا مدیر فنی (PE) در مقابل مدیریت ارشد یا کارفرما (PM)
• ابزارها: اتوکد، MSP، پریماورا (PE) در مقابل نرم‌افزارهای مالی، چارت‌های گانت، سیستم‌های ERP (PM)

🤝 هم‌افزایی:
ترکیب یک مدیر پروژه توانمند با یک مهندس پروژه متخصص، بنیان موفقیت هر پروژه‌ای است.

🤩 به مدرسه مدیریت پروژه و ساخت بپیوندید👇
📱 @project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤩 چارچوب های اجایل اسکرام؛ از توسعه نرم‌افزار تا تحول سازمانی

چارچوب اسکرام یکی از شناخته‌شده‌ترین روش‌های مدیریت پروژه در دنیای امروز است. این چارچوب در دهه ۹۰ میلادی برای توسعه سریع نرم‌افزار معرفی شد و از سال ۲۰۰۱ به‌طور جدی وارد فضای کاری شد. با گسترش مفهوم Agile و نیاز به تحویل سریع‌تر پروژه‌ها، از حدود سال ۲۰۱۱ اسکرام به‌صورت گسترده توسط تیم‌های IT در سازمان‌ها مورد استفاده قرار گرفت.

اما جذابیت اسکرام فقط محدود به پروژه‌های فناوری اطلاعات نیست. امروزه بسیاری از پروژه‌های کسب‌وکار نیز از این چارچوب استفاده می‌کنند؛ چرا که اسکرام ساده، قابل‌انعطاف و توانمندساز است و امکان تحویل سریع‌تر نتایج را فراهم می‌کند.

🧩 پنج چارچوب‌ اجایل رایج در سطح جهانی:

🔃چارچوب Scrum / Scrum@Scale – مناسب برای مدیریت پروژه، برنامه و محصول

🔃چارچوب SAFe (Scaled Agile Framework) – در مدیریت پروژه، برنامه، پورتفولیو و محصولات در سطح سازمانی

🔃چارچوب LeSS (Large Scale Scrum) – برای مدیریت برنامه‌های بزرگ سازمانی

🔃چارچوب Disciplined Agile (DA) – تمرکز بر چابکی ساختاریافته در سطح سازمان

🔃چارچوب Enterprise/Portfolio Kanban – برای مدیریت پروژه، برنامه و پورتفولیو در سطح کلان

🔍 تاریخچه‌ای کوتاه از اسکرام:
اصطلاح "اسکرام" نخستین‌بار توسط هیرُتاکا تاکئوچی و ایکوجیرو نوناكا در زمینه توسعه محصول معرفی شد. در دهه ۲۰۰۰، سازمانی به نام Scrum Alliance توسط کن شوئبر و تیمش شکل گرفت و اسکرام وارد فضای مدیریت پروژه در شرکت‌ها شد.

📈 در دهه اخیر، استفاده از اسکرام به‌شدت افزایش یافته؛ اما با بزرگ‌تر شدن مقیاس پروژه‌ها و سازمان‌ها، نیاز به چارچوب‌هایی برای مقیاس‌پذیری اجایل مطرح شد. اینجا بود که چارچوب‌هایی مثل SAFe و LeSS وارد میدان شدند تا چابکی را در سطح سازمانی هم پیاده‌سازی کنند. با این حال، اسکرام همچنان برای مدیریت پروژه‌ها و برنامه‌ها کاربرد گسترده‌ای دارد.

🔗 اگر به دنبال راهکاری برای افزایش سرعت، شفافیت و همکاری در پروژه‌های خود هستید، اسکرام نقطه شروع مناسبی است.

🤩 به مدرسه مدیریت پروژه و ساخت بپیوندید👇
📱 @project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤩 چگونه در پروژه‌های بلندمدت تاب‌آوری بسازیم؟

پروژه‌های بلندمدت مثل ساخت زیرساخت، تحول دیجیتال یا توسعه محصولات جدید، آزمون واقعی برای صبر، تمرکز و انعطاف‌پذیری تیم هستند. این مسیر طولانی پر از تغییر اهداف، خستگی، ریسک شکست و فرسایش روحی است. راهکار؟ تاب‌آوری.

📌 تاب‌آوری یعنی چه؟
توانایی فرد یا تیم برای:

کنار آمدن با استرس و عدم‌قطعیت

حل مسائل پیچیده

پیشگیری از فرسودگی

بازگشت از شکست‌ها

انطباق با تغییرات سازمانی

۱۰ راهکار برای ساخت تاب‌آوری در پروژه‌های طولانی‌مدت:

1️⃣ ذهن رشدگرا
اشتباهات را فرصت یادگیری بدانید. شکست بخشی از مسیر رشد است.

2️⃣ ایجاد فضای امن روانی
تیمی که بدون ترس ایده بدهد و اشتباه کند، در بحران‌ها هم‌افزا می‌ماند.

3️⃣ تقسیم پروژه و جشن گرفتن موفقیت‌های کوچک
مسیری که نقطه‌گذاری نداشته باشد، انگیزه را می‌کشد.

4️⃣ پیشگیری از فرسودگی شغلی
تعادل بار کاری، تشویق به استراحت و توجه به سلامت روان حیاتی است.

5️⃣ شفافیت در ارتباطات
گزارش‌های تصویری، جلسات منظم و ثبت تصمیم‌ها، کلید هماهنگی هستند.

6️⃣ رهبری تطبیقی
رهبرانی که آرام، منعطف و با‌انگیزه هستند، الگویی برای کل تیم می‌شوند.

7️⃣ تقویت همبستگی تیمی
با ایجاد گروه‌های پشتیبانی، منتورینگ و برنامه‌های تشویقی، شبکه‌ای حمایتی بسازید.

8️⃣ کاربرد اصول چابک (Agile)
در پروژه‌های غیرفناورانه هم، رویکرد چابک به تیم اجازه می‌دهد سریع‌تر وفق پیدا کند.

9️⃣ یادگیری مداوم
دسترسی به آموزش، دانش‌افزایی و فضای آزمون‌و‌خطا باعث تقویت انگیزه می‌شود.

🔟 مدیریت ذی‌نفعان با همدلی و قاطعیت
به‌جای وعده‌های ناممکن، واقع‌گرایانه و شفاف با ذی‌نفعان صحبت کنید.

📍 نکته طلایی: شکست اجتناب‌ناپذیر است؛ اما واکنش شما تعیین می‌کند که تیم درجا بزند یا رشد کند.

💡 تاب‌آوری فقط یک مهارت نرم نیست؛ یک «مزیت استراتژیک» برای موفقیت پروژه‌های بلندمدت است. مدیران پروژه باید آن را در خود، تیم و سازمان نهادینه کنند.

🤩 به مدرسه مدیریت پروژه و ساخت بپیوندید👇
📱 @project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤩 تفاوت های مدیریت پروژه چابک با مدیریت پروژه سنتی

در مدیریت پروژه چابک، مدیر پروژه ایی تنها وجود ندارد، اما در روش های سنتی این موضوع به وضوح دیده می شود.

تیم پروژه در مدیریت پروژه چابک، معمولاً در یک جا و به صورت دو به دو می نشیند و کار می کنند، اما در سایر روش ها، تیم پروژه در موقعیت های مختلف و در جاهای مختلف مشغول به کار هستند.

در مدیریت پروژه چابک، کل تیم مسئول شکست یا موفقیت پروژه هستند؛ اما در مدیریت پروژه سنتی، مدیر پروژه، تنها مسئول همه ی ابعاد پروژه است.

در مدیریت پروژه چابک، حجم زیاد مستندات وجود ندارد، که اغلب این حجم از اطلاعات کاربردی به صورت عملی نداشته است.

در مدیریت پروژه چابک تغییر موضوع مهمی برای همه افراد بوده و این درحالی است که در مدیریت پروژه سازمانی از تغییر دوری می کنند.

در مدیریت پروژه چابک، مشتری یکی از ارکان تیم پروژه است، و نیازمندی هایش در هر مرحله، دوباره تحلیل و الویت بندی می شود.

در مدیریت پروژه چابک، تعامل و کار تیمی بر پایبندی به دستورالعمل ها و روش های فردی ارجحیت دارد.

🤩 به مدرسه مدیریت پروژه و ساخت بپیوندید👇
📱 @project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤩 زمان‌بندی در پروژه‌های ساخت: وقتی برنامه‌ها با واقعیت نمی‌خوانند

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های مدیریت پروژه‌های ساخت، نه فقط تهیه برنامه زمان‌بندی، بلکه مدیریت زمان‌بندی در شرایط عدم‌قطعیت است.
در تئوری، نمودارها و Gantt چارت‌ها دقیق‌اند. اما در عمل، تأخیر در تأمین مصالح، تغییرات طراحی، مجوزهای معطل‌مانده و ناهماهنگی میان پیمانکاران، برنامه‌ریزی را به بازی شطرنجی پویا و پیچیده تبدیل می‌کند.

1. تغییرات پیش‌بینی‌نشده، دشمن زمان‌بندی دقیق
در اغلب پروژه‌ها، فعالیت‌های برنامه‌ریزی‌شده با مفروضات خوش‌بینانه آغاز می‌شوند. اما واقعیت اجرا، پر از متغیرهای کنترل‌نشده است؛ از تأخیر مجوزها تا کمبود نیروی متخصص یا شرایط آب‌و‌هوایی نامساعد.

2. تقویم‌زدگی (Schedule-Driven Culture)
در بسیاری از پروژه‌ها، تأکید افراطی روی زمان‌بندی باعث می‌شود کیفیت یا ایمنی قربانی «تاریخ‌ها» شود. برنامه‌ریزی خوب، باید انعطاف‌پذیر و واقع‌بین باشد، نه فقط ابزاری برای فشار آوردن به تیم‌ها.

3. نبود ارتباط میان برنامه و واقعیت سایت
زمانی که تیم برنامه‌ریزی پشت میز نشسته و از فضای واقعی کارگاه دور است، برنامه‌ها فقط روی کاغذ پیش می‌روند. برنامه‌ریزی مؤثر نیازمند بازخورد مستمر از محل اجرا، ارتباط نزدیک با پیمانکاران و تطبیق مداوم برنامه با واقعیت است.

4. راهکار چیست؟
• استفاده از زمان‌بندی پویا و ابزارهای تحلیل ریسک
• اجرای Time Impact Analysis برای بررسی اثر تأخیرات
• آموزش تیم اجرایی برای مشارکت در به‌روزرسانی و تحلیل برنامه
• تمرکز بر مسیر بحرانی واقعی، نه صرفاً ظاهری

✳️ زمان‌بندی موفق در پروژه‌های ساخت، تنها به مهارت فنی در نرم‌افزارهایی مثل P6 یا MSP بستگی ندارد، بلکه به درک درست از واقعیت پروژه، ارتباط مستمر با اجرا و توانایی مدیریت در فضای عدم‌قطعیت گره خورده است.

🤩 به مدرسه مدیریت پروژه و ساخت بپیوندید👇
📱 @project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
مدرسه مدیریت پروژه و ساخت
🤩 مدل SAFe در مدیریت پروژه‌های Agile — راهی برای مقیاس‌پذیری موفقیت وقتی صحبت از اجرای Agile در سطح تیم‌های کوچک است، چارچوب‌هایی مثل Scrum و Kanban به‌خوبی جواب می‌دهند. اما در پروژه‌های بزرگ سازمانی با چندین تیم، هماهنگی، برنامه‌ریزی و تحویل هم‌زمان بسیار…
🤩 قطار انتشار چابک (ART) در SAFe 6.0: راهکاری برای تحویل ارزش در مقیاس سازمانی

در پروژه‌هایی که پیچیدگی یا بزرگی محصول از توان یک تیم چابک فراتر می‌رود، قطار انتشار چابک (Agile Release Train یا ART) راه‌حلی مؤثر برای ایجاد هماهنگی بین چندین تیم است. ART مجموعه‌ای از تیم‌های چابک (معمولاً ۵۰ تا ۱۲۵ نفر) است که به صورت هم‌راستا و یکپارچه روی یک یا چند محصول یا راه‌حل کار می‌کنند.

🔧 هر ART به‌صورت بین‌رشته‌ای (Cross-Functional) طراحی شده و تمامی مهارت‌های مورد نیاز برای تعریف، ساخت، تست، انتشار و حتی بهره‌برداری از محصول را در خود دارد. نقش‌های کلیدی در ART شامل موارد زیر است:

مدیریت محصول (Product Management): تعیین و پشتیبانی از ساخت محصولاتی مطلوب، ممکن، پایدار و سودآور

معمار سیستم (System Architect): طراحی معماری کلی، تعریف نیازهای غیرفنی و تعیین زیرسیستم‌ها

مهندس قطار انتشار (RTE): رهبر خدمت‌گزار و هماهنگ‌کننده کل رویدادها و جریان ارزش در ART

مالکان کسب‌وکار (Business Owners): ذی‌نفعان کلیدی در تصمیم‌گیری‌های فنی، بازگشت سرمایه و تأیید استفاده‌پذیری

🗓 قلب تپنده ART، برنامه‌ریزی تناوبی (PI Planning) است—رویدادی که در ابتدای هر چرخه زمانی (PI) برگزار می‌شود و در آن تمامی تیم‌ها برای ایجاد هدف‌های مشترک و برنامه‌ریزی شفاف جمع می‌شوند. طی هر PI، نسخه‌های نمایشی (System Demos) پیشرفت یکپارچه تیم‌ها را نشان می‌دهند و در پایان، رویداد بازبینی و تطبیق (Inspect & Adapt) فرصتی برای ارزیابی و بهبود فراهم می‌کند.

💡 یک بخش جذاب از هر PI، Iteration نوآوری و برنامه‌ریزی (IP) است. در این بازه، تیم‌ها می‌توانند به یادگیری، خلاقیت، و آماده‌سازی بپردازند—عنصری حیاتی برای بهبود مداوم.

👥 تیم‌های چابک در ART شامل کمتر از ۱۰ نفر هستند و معمولاً از فرایند SAFe Scrum یا Team Kanban استفاده می‌کنند. هر تیم شامل:

◀️اسکرام مستر/مربی تیم: راهبر خدمت‌گزار برای تسهیل فرایندها و حذف موانع

◀️مالک محصول (PO): مسئول تعریف داستان‌ها و اولویت‌بندی بک‌لاگ

🤩 به مدرسه مدیریت پروژه و ساخت بپیوندید👇
📱 @project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ مدیر محصول و مالک محصول

وظایف مدیر محصول:
🔘 با انجام تحقیقات کاربر و رونمایی از بینش‌های مهم، نیازهای کاربران را کشف می‌کند.
🔘چشم انداز و استراتژی بلند مدت محصول را ایجاد می‌کند.
🔘تیم را در مورد یک نقشه راه محصول منسجم هماهنگ کند.
🔘 ویژگی‌هایی را در محصول به کار ببندد که باعث رضایت مشتریان می‌شود.
🔘تیم، شرکا و ذینفعان خارجی را برای اطمینان از همسویی در مورد استراتژی و جهت کلی محصول، قانع کند.

وظایف مالک محصول
🔘 تنها شخصی است که مسئولیت محصول عقب مانده را بر عهده دارد.
🔘 دردسرها و مشکلات مشتری را به داستان‌های قابل استفاده کاربر تبدیل می‌کند، داستان‌های کاربر را در اولویت قرار می‌دهد و داستان‌های کاربر را در پس زمینه محصول مرتب می‌کند.
🔘 فرآیندهای تولید را می‌سازد و اولویت‌بندی می‌کند تا اطمینان حاصل شود که تیم توسعه نسبت به انجام کار بعدی آگاهی کامل دارد.
🔘در کلیه جلسات چابک و اسکرام شرکت می‌کند تا اطمینان حاصل کند که کار توسعه با نقشه راه تعیین شده توسط مدیر محصول مطابقت دارد.
🔘 صدای مشتری را به تیم توسعه انتقال می‌دهد.

🤩 به مدرسه مدیریت پروژه و ساخت بپیوندید👇
📱 @project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤩 اهمیت یادگیری مستمر در مدیریت پروژه

یادگیری مستمر برای مدیران پروژه ضروری است تا بتوانند با تغییرات فناوری، نیازهای بازار، و پویایی نیروی کار سازگار شوند. در اینجا مروری جامع بر اهمیت آن، حوزه‌های کلیدی توسعه مهارت، مزایا و گام‌های عملی برای اجرا آورده شده است:

چرا یادگیری مستمر مهم است؟
🟣سازگاری با روندهای نوظهور: به‌روزرسانی در ابزارهایی مانند نرم‌افزارهای مدیریت پروژه مبتنی بر هوش مصنوعی، کارایی و تصمیم‌گیری را بهبود می‌بخشد.
🟣پاسخ به انتظارات ذینفعان: یادگیری روش‌هایی مانند Lean Six Sigma به مدیران کمک می‌کند تا با محدودیت‌های زمانی نتایج با کیفیت ارائه دهند.
🟣ارتقای مهارت‌های رهبری: کارگاه‌ها و آموزش‌ها مدیریت تیم و ارتباطات را بهبود می‌بخشند و منجر به بهره‌وری بالاتر می‌شوند.

حوزه‌های کلیدی توسعه مهارت
🟢روش‌شناسی‌ها و چارچوب‌ها: استفاده از مدل‌های Agile، Scrum، و مدل‌های ترکیبی به مدیران اجازه می‌دهد رویکردهای متناسب با هر صنعت را انتخاب کنند.
🟢پیشرفت‌های فناوری: ابزارهایی مانند Trello، Wrike و ادغام‌های مبتنی بر هوش مصنوعی کارها را تسهیل کرده و همکاری را بهبود می‌بخشند.
🟢مدیریت ریسک: تکنیک‌های پیشرفته به شناسایی زودهنگام مشکلات و کاهش آن‌ها کمک می‌کنند.
🟢ارتباطات و مشارکت ذینفعان: ارتباط مؤثر، اعتمادسازی کرده و اهداف را همسو می‌کند.
🟢دانش صنعت‌محور: آگاهی از مقررات خاص هر بخش، مزیت رقابتی ایجاد می‌کند.

مزایای یادگیری مستمر
🔵رشد شغلی: گواهینامه‌هایی مانند PMP منجر به حقوق بیشتر و فرصت‌های بیشتر می‌شوند.
🔵بهبود نتایج پروژه: مدیران ماهر پروژه‌ها را با خطای کمتر و کارایی بالاتر هدایت می‌کنند.
🔵ارتقای مهارت‌های حل مسئله: آموزش‌هایی مانند تفکر طراحی، راه‌حل‌های نوآورانه را تقویت می‌کنند.
🔵بهره‌وری تیمی: رهبرانی که یادگیری را اولویت قرار می‌دهند، الهام‌بخش تیم‌های خود برای پیشرفت هستند.

گام‌های عملی برای یادگیری مستمر
🔴دریافت گواهینامه‌ها: برنامه‌هایی مانند PMP و ScrumMaster تخصص را اثبات می‌کنند.
🔴استفاده از پلتفرم‌های آنلاین: از دوره‌های Coursera، LinkedIn Learning و دیگر منابع انعطاف‌پذیر استفاده کنید.
🔴شرکت در کارگاه‌ها و کنفرانس‌ها: از کارشناسان بیاموزید و با همتایان خود شبکه‌سازی کنید.
🔴به‌روز ماندن با روندها: وبلاگ‌ها، پادکست‌ها و وبینارهای صنعتی را دنبال کنید.
🔴عضویت در انجمن‌های حرفه‌ای: با PMI یا گروه‌های محلی در منابع و همکاری شرکت کنید.
🔴پذیرش ذهنیت رشد: چالش‌ها را به‌عنوان فرصت‌های یادگیری ببینید و پس از هر پروژه درس‌ها را مرور کنید.
غلبه بر چالش‌ها
🔴محدودیت‌های زمانی: از یادگیری کوچک در زمان‌های خالی استفاده کنید.
🔴موانع مالی: از آموزش‌های تحت حمایت کارفرما یا منابع رایگان استفاده کنید.
🔴مقاومت در برابر تغییر: بر مزایای بلندمدت یادگیری تأکید کرده و تغییرات را به‌تدریج اعمال کنید.

چشم‌انداز آینده
با تکامل صنایع، مدیران پروژه باید بر یکپارچگی هوش مصنوعی، پروژه‌های پایدار و همکاری جهانی تمرکز کنند و یادگیری مادام‌العمر را تقویت کنند.


نتیجه‌گیری
یادگیری مستمر به مدیران پروژه توانایی هدایت مؤثر، سازگاری با نوآوری و ارائه نتایج مؤثر را می‌دهد. سفر خود را با شرکت در گواهینامه‌ها، کارگاه‌ها یا انجمن‌های حرفه‌ای آغاز کنید و یادگیری را به‌عنوان اساس تعالی در مدیریت پروژه بپذیرید.

🤩 به مدرسه مدیریت پروژه و ساخت بپیوندید👇
@project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤩مذاکره در مدیریت پروژه

مذاکره یک فرآیند اساسی در مدیریت پروژه است که به منظور تعیین شرایط، تعهدات، و تعیین قوانین و شرایط پروژه انجام می‌شود. مذاکره در مدیریت پروژه ممکن است با مشارکت اعضای تیم، مشتریان، تأسیسات، یا سایر اشخاص و نهادها انجام شود. در زیر، برخی از نکات مرتبط با مذاکره در مدیریت پروژه آورده شده است:

1. تعیین اهداف مذاکره: قبل از شروع به مذاکره، اهداف و هدف‌های مذاکره باید به دقت تعیین شوند. این اهداف می‌توانند شامل قیمت، زمان تحویل، تعهدات مشارکت، و شرایط قراردادی دیگر باشند.

2. آماده‌سازی دقیق:برای مذاکره موفق، نیاز به آماده‌سازی دقیق و دانش کافی درباره موضوعات مذاکره و نقاط قوت و ضعف ممکن است. اطلاعات دقیق در مورد پروژه، هزینه‌ها، منابع، و شرایط قراردادی ضروری است.

3. تدوین مهارت‌های مذاکره: مهارت‌های مذاکره شامل توانایی گوش دادن فعّال، ارتباط مؤثر، تجزیه و تحلیل مسائل، تعیین اهداف مشترک، و استفاده از تکنیک‌های مذاکره مثل تعویق، تخصیص، و تعیین شروط است.

4. تعیین مرزها و آستانه‌ها: قبل از ورود به مذاکره، مرزها و آستانه‌های قابل قبول برای هر طرف باید مشخص شوند. این موارد می‌توانند به عنوان نقطه مقابل برای اجتناب از تجاوز به مرزهای غیرقابل قبول کمک کنند.

5. انتقال معلومات: در مذاکرات پروژه، تبادل معلومات اساسی است. تمرکز بر انتقال دادن اطلاعات دقیق و مهم در مورد پروژه و نیازهای طرفین می‌تواند به تسهیل فرآیند مذاکره کمک کند.

6. استفاده از تجربه‌های گذشته: بر اساس تجربیات پروژه‌های گذشته و نکات آموخته شده در مذاکرات مشابه، می‌توانید استراتژی‌های بهینه‌تری برای مذاکره در پروژه جاری تدوین کنید.

7. تعهد به همکاری:تمرکز بر همکاری و ایجاد یک محیط مذاکره مثبت می‌تواند به بهبود ارتباطات و افزایش احترام متقابل بین طرفین کمک کند.

8. رویارویی با اختلافات: اختلافات ممکن است در فرآیند مذاکره پیش بیایند. مهم است که طرفین بتوانند این اختلافات را به عنوان یک فرصت برای یادگیری و بهبود فرآیند مذاکره در نظر بگیرند. تفکر به عنوان یک تیم و جستجوی راه‌حل‌های مشترک می‌تواند در حل اختلافات مفید باشد.

9. بررسی مداوم:مذاکرات در طول زمان ممکن است نیاز به بررسی مداوم داشته باشد. تغییرات در شرایط، نیازها، و اولویت‌ها ممکن است نیاز به بازنگری و تجدیدنظر در قراردادها و شروط داشته باشد.

10. ثبات و شفافیت: ثبات در نظرات و اهداف خود، همراه با شفافیت در ارتباطات، می‌تواند به پایداری مذاکرات کمک کند. افراد معمولاً تمایل دارند با افرادی مذاکره کنند که مواقعیت‌ها و شرایط خود را به صورت واضح اعلام کنند.

11.توافق نامه و تعهدات:پس از رسیدن به توافق، تعهدات طرفین باید به صورت کتبی در یک توافق‌نامه ثبت شود. این توافق‌نامه باید شامل تمامی شرایط و تعهدات مذاکره‌شونده‌ها باشد و اطمینان از درک صحیح هر دو طرف از موارد ذکر شده داشته باشد.

مذاکره در مدیریت پروژه یک فرآیند چالش‌برانگیز است که مهارت‌های مدیریت، ارتباطات موثر، و توانایی حل اختلافات را مورد نیاز دارد. انجام مذاکرات با اهداف مشخص، بازنگری مداوم و استفاده از تجربیات گذشته می‌تواند به بهبود نتایج پروژه و رابطه با طرفین مرتبط کمک کند.

🤩 به مدرسه مدیریت پروژه و ساخت بپیوندید👇
📱 @project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤩 روش Windows Analysis در تحلیل تأخیر پروژه چیست؟

در بسیاری از پروژه‌های پیچیده، به‌ویژه پروژه‌های عمرانی و صنعتی، تأخیرها اجتناب‌ناپذیرند. اما نکته کلیدی این است که بفهمیم چه تأخیری در چه زمانی، چگونه و توسط چه عاملی باعث تأخیر در زمان تحویل پروژه شده است. یکی از روش‌های حرفه‌ای و دقیق برای این کار، Windows Analysis یا تحلیل پنجره‌ای است.

این روش که در استاندارد AACE RP 29R-03 نیز توصیه شده، یک رویکرد تحلیل گذشته‌نگر (Retrospective) محسوب می‌شود و پروژه را به چند "پنجره‌ی زمانی" تقسیم می‌کند — مثلاً بر اساس آپدیت‌های برنامه زمان‌بندی (ماهیانه یا فصلی). در هر پنجره، بررسی می‌کنیم که مسیر بحرانی (Critical Path) چه بوده و چه عواملی روی آن تأثیر گذاشته‌اند.

📊 مزیت این روش چیست؟
تحلیل پنجره‌ای این امکان را فراهم می‌کند که تأثیر هر تأخیر در طول زمان بررسی شود، نه اینکه فقط وضعیت آغاز و پایان پروژه را مقایسه کنیم. این یعنی می‌توانیم بفهمیم که در هر مرحله، چه کسی یا چه رویدادی مسئول اصلی تغییر در مسیر بحرانی بوده است.

🛠️ چه چیزی لازم داریم؟

✔️برنامه پایه (Baseline)
✔️آپدیت‌های برنامه زمان‌بندی
✔️اطلاعات واقعی پیشرفت (As-Built Data)
✔️وقایع تأخیری مستندشده
✔️روابط منطقی بین فعالیت‌ها

📈 کاربردها:

📷تحلیل تأخیر در پروژه‌های EPC یا عمرانی

📷پشتیبانی از دعاوی حقوقی یا EOT (تمدید زمان)

📷مقایسه بین تأخیرهای قابل قبول (Excusable) و غیرقابل قبول

⚠️ نکته مهم:
این روش به داده‌های به‌روز و دقیق نیاز دارد. اگر برنامه‌های زمان‌بندی قبلی به‌درستی آپدیت نشده باشند یا دستکاری شده باشند، نتایج آن قابل اعتماد نخواهند بود.

🤩 به مدرسه مدیریت پروژه و ساخت بپیوندید👇
📱 @project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤩 تفاوت Reschedule ، Replan و Catchup Plan
✍️ مسعود امینی

واژه های فوق، واژه هایی هستند که در طول پروژه، خصوصاً پروژه هایی که به تاخیر افتاده اند، زیاد مطرح می شود و از واحد برنامه ریزی و کنترل پروژه انتظار می رود بسته به شرایط پروژه و خواست کارفرما نسبت به تهیه آن اقدام نماید. در اینجا به تفکیک به بررسی هر کدام از اصطلاحات ذکر شده می‌پردازیم.

اصطلاح Reschedule
یا زمان بندی مجدد در واقع آن است که بر اساس شروع و پایان واقعی فعالیتهای انجام شده، مدت زمان باقیمانده فعالیتهای آغاز شده و نیز درصد پیشرفت فعالیتها، برنامه ریزی جدید برای فعالیتهای در حال اجرا و فعالیتهای آتی پروژه تهیه گردد. به عبارت دیگر اگر فعالیتهای پیش نیاز به تاخیر بیفتد یا مطابق برنامه پیش نرود و یا بالعکس فعالیت ها بیش از پیش بینی پیشرفت نمایند، فعالیتهای پس نیاز از آن متاثر گردد. در این حالت تاریخ پایان پروژه به احتمال زیاد تغییر می کند مگر آنکه فعالیتهای در مسیر بحرانی پروژه ( Critical Path ) مطابق برنامه خود انجام شوند. در نرم افزار پریماورا، دکمه ( F9-Schedule ) و در نرم افزار MSP منوی Update Project-Reschedule این کار را انجام می دهد.

اصطلاح Replan
یا برنامه ریزی مجدد هنگامی که تاخیر پروژه و نیز اختلاف درصد پیشرفت برنامه ای و درصد پیشرفت واقعی زیاد شود (معمولاً بیش از 20%) واقعیت این است که این برنامه یا به دلیل شرایط کند عملیات اجرایی و یا برنامه ریزی نامناسب، ابزار مناسبی برای کنترل کارهای باقیمانده پروژه نمی باشد. دقت شود وقتی تاخیر در پروژه از یک حدی بیشتر شود باعث بی تفاوتی عوامل اجرایی پروژه نسبت به آن و مایوس شدن از جبران تاخیرات می شود. لذا پس از تایید کارفرما با هماهنگی مدیر و تیم پروژه برای کارهای باقیمانده برنامه ریزی مجدد مطابق به واقعیتهای پروژه تهیه می گردد. در Replan در Cut off Date درصد پیشرفت برنامه ای (Plan%) با درصد پیشرفت واقعی ( Actual% ) برابر قرارداده شده نمودار S پروژه دچار شکست می شود. در واقع نقطه Replan تنها جایی است که نمودار S مجوز نزولی بودن دارد. نکته ای که در پس زمینه Replan وجود دارد، مجاز شدن تلویحی تاخیرات پیمانکار است!

اصطلاح Catchup Plan:
واژه Catchup Plan یا برنامه جبرانی زمانی تهیه می شود که در برخی پروژه ها تاخیر پروژه برای کارفرما یا ذینفعان کلیدی پروژه به هیچ عنوان قابل پذیرش نمی باشد و بر اتمام پروژه در زمان تعیین شده تاکید موکد وجود دارد. مثلاً پروژه ساخت استادیوم های جام جهانی در کشور روسیه را در نظر بگیرید. تاخیر در این پروژه قابل پذیرش نمی باشد. زیرا عدم اتمام پروژه در موعد مقرر، خود پروژه را زیر سوال می برد. در این حالت بعد از Reschedule پروژه، درصورت وجود تاخیر، نسبت به تهیه برنامه جبرانی برای کارهای باقیمانده به گونه ای که تاریخ پایان پروژه به تاریخ برنامه ای آن ( Baseline Finish ) بازگردد، اقدام می شود. در تهیه Catchup Plan می بایست عوامل اجرایی و مدیریتی در خصوص چگونگی جبران تاخیرات درگیر و مسوول باشند تا برنامه تهیه شده کاربردی و شدنی باشد.


🤩 به مدرسه مدیریت پروژه و ساخت بپیوندید👇
📱 @project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤩 استوری برد (Storyboard) و کاربرد آن برای برنامه‌ریزی پروژه

استوری برد ابزار مفیدی برای برنامه‌ریزی پروژه است که مراحل دخیل در پروژه را نشان می‌دهند. یک استوری برد یک طرح کلی از هر چیزی را ارائه می‌دهد که در هر مرحله اتفاق می‌افتد یا رخ می‌دهد، و ترکیبی از استوری بردهای متفاوت یک طرح کلی از این فرآیند را ارائه می‌دهد. استوری بردها کارهای گمشده را برجسته می‌کنند، مشکلات و عوارض را آشکار می‌کنند. این به تیم پروژه اجازه می‌دهد قبل از پیشرفت پروژه در مرحله اجرا، تغییرات لازم و تنظیم مجدد آن را انجام دهد.
ایجاد تغییرات مورد نیاز در استوری برد، حوزه وسیعی را برای به کار بردن خلاقیت و طوفان فکری فراهم می‌کند. همچنین این اجازه شامل حضور همه اعضای تیم، فراهم کردن فرصتی برای پیوند و اتحاد تیم می‌شود. چنین رویکردی به استوری برد اجازه می‌دهد تا فرآیند خشک و خسته‌کننده برنامه‌ریزی را به یک تجربه تعاملی و سرگرم‌کننده تبدیل کند.

استفاده از استوری برد می‌تواند داده‌های راکد و غیرفعال را به موجودیت‌های پویا تبدیل کند و موثرترین راه برای ارتباط و درک مفاهیم باقی بماند. همچنین به عنوان ابزاری مفید برای آموزش دیگران در مورد این پروژه عمل می‌کند.

دامنه استوری برد بیشتر از کاربرد آن به عنوان یک ابزار برنامه‌ریزی پروژه گسترش می‌یابد و می تواند به عنوان یک ابزار ردیابی (Tracking) در پروژه خوب عمل می‌کند تا وضعیت و پیشرفت پروژه را مشخص کند. استوری برد “تجزیه و تحلیل” با هدف استفاده از نقشه فرآیند و تصاویر از دو مرحله اولیه برای مشخص کردن علل ریشه‌ای نقص‌ها و فرصت‌های بهبود استفاده می‌کند.

محتوای استوری برد شامل موارد زیر است:

📌 نمودارهای جریان برای نشان دادن انحراف از حالت مورد نظر.
📌نمودارهایی که تغییرپذیری در زمان پردازش نماینده‌ها را در مقایسه با حالت ایده‌آل نشان می‌دهند.
📌نمودارهای میله‌ای و یا نمودارهای دایره‌ای که درصد انواع تماس‌های عاقلانه فردی کارمند را نشان می‌دهند.

استوری برد “بهبود” به دنبال ارائه راهکارهایی برای حل مسائل و ارائه یک برنامه اجرایی برای آن است. این می‌تواند شامل تصاویری از جنبه‌ها مانند موارد زیر باشد:

📌تقسیم تیم به توابع جداگانه، و تجزیه و تحلیل در مورد بهره‌وری احتمالی هر عضو تیم براساس آنالیز تاریخی.
📌برنامه آموزشی و برنامه‌های توسعه
📌تصویری از یک نقشه جریان کاری استاندارد شده.

منبع: brighthubpm

🤩 به مدرسه مدیریت پروژه و ساخت بپیوندید👇
📱 @project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM