دو نقش کلیدی که هر دو برای موفقیت پروژه حیاتیاند، اما وظایف و حوزههای متفاوتی دارند.
🔧 مهندس پروژه (Project Engineer)
• تمرکز بر اجرای فنی پروژه
• هماهنگی بین تیمهای مهندسی، خرید و ساخت
• اطمینان از انطباق طراحیها، نقشهها و مصالح با محدوده کاری
• رسیدگی به مسائل روزمره سایت، پشتیبانی از کنترل کیفیت، و پیگیری پیشرفت کار
🛠️ هدف: تحویل فنی پروژه مطابق با محدوده و زمانبندی
🧠 مدیر پروژه (Project Manager)
• مدیریت کل چرخه عمر پروژه
• کنترل بودجه، منابع، زمان، قراردادها، ریسکها و ارتباط با کارفرما
• هدایت تیمهای چندوظیفهای و تضمین تحقق اهداف پروژه
• تصمیمگیریهای راهبردی، همراستاسازی ذینفعان، و تحویل نهایی پروژه
📈 هدف: تحویل موفق پروژه — بهموقع، در چارچوب بودجه و طبق مشخصات
🔍 تفاوتهای کلیدی:
• دامنه: رهبری فنی (PE) در مقابل رهبری جامع پروژه (PM)
• تمرکز: وظایف مهندسی در مقابل اجرای راهبردی
• گزارشدهی: به مدیر پروژه یا مدیر فنی (PE) در مقابل مدیریت ارشد یا کارفرما (PM)
• ابزارها: اتوکد، MSP، پریماورا (PE) در مقابل نرمافزارهای مالی، چارتهای گانت، سیستمهای ERP (PM)
🤝 همافزایی:
ترکیب یک مدیر پروژه توانمند با یک مهندس پروژه متخصص، بنیان موفقیت هر پروژهای است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
چارچوب اسکرام یکی از شناختهشدهترین روشهای مدیریت پروژه در دنیای امروز است. این چارچوب در دهه ۹۰ میلادی برای توسعه سریع نرمافزار معرفی شد و از سال ۲۰۰۱ بهطور جدی وارد فضای کاری شد. با گسترش مفهوم Agile و نیاز به تحویل سریعتر پروژهها، از حدود سال ۲۰۱۱ اسکرام بهصورت گسترده توسط تیمهای IT در سازمانها مورد استفاده قرار گرفت.
اما جذابیت اسکرام فقط محدود به پروژههای فناوری اطلاعات نیست. امروزه بسیاری از پروژههای کسبوکار نیز از این چارچوب استفاده میکنند؛ چرا که اسکرام ساده، قابلانعطاف و توانمندساز است و امکان تحویل سریعتر نتایج را فراهم میکند.
🧩 پنج چارچوب اجایل رایج در سطح جهانی:
اصطلاح "اسکرام" نخستینبار توسط هیرُتاکا تاکئوچی و ایکوجیرو نوناكا در زمینه توسعه محصول معرفی شد. در دهه ۲۰۰۰، سازمانی به نام Scrum Alliance توسط کن شوئبر و تیمش شکل گرفت و اسکرام وارد فضای مدیریت پروژه در شرکتها شد.
📈 در دهه اخیر، استفاده از اسکرام بهشدت افزایش یافته؛ اما با بزرگتر شدن مقیاس پروژهها و سازمانها، نیاز به چارچوبهایی برای مقیاسپذیری اجایل مطرح شد. اینجا بود که چارچوبهایی مثل SAFe و LeSS وارد میدان شدند تا چابکی را در سطح سازمانی هم پیادهسازی کنند. با این حال، اسکرام همچنان برای مدیریت پروژهها و برنامهها کاربرد گستردهای دارد.
🔗 اگر به دنبال راهکاری برای افزایش سرعت، شفافیت و همکاری در پروژههای خود هستید، اسکرام نقطه شروع مناسبی است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پروژههای بلندمدت مثل ساخت زیرساخت، تحول دیجیتال یا توسعه محصولات جدید، آزمون واقعی برای صبر، تمرکز و انعطافپذیری تیم هستند. این مسیر طولانی پر از تغییر اهداف، خستگی، ریسک شکست و فرسایش روحی است. راهکار؟ تابآوری.
📌 تابآوری یعنی چه؟
توانایی فرد یا تیم برای:
کنار آمدن با استرس و عدمقطعیت
حل مسائل پیچیده
پیشگیری از فرسودگی
بازگشت از شکستها
انطباق با تغییرات سازمانی
✅ ۱۰ راهکار برای ساخت تابآوری در پروژههای طولانیمدت:
1️⃣ ذهن رشدگرا
اشتباهات را فرصت یادگیری بدانید. شکست بخشی از مسیر رشد است.
2️⃣ ایجاد فضای امن روانی
تیمی که بدون ترس ایده بدهد و اشتباه کند، در بحرانها همافزا میماند.
3️⃣ تقسیم پروژه و جشن گرفتن موفقیتهای کوچک
مسیری که نقطهگذاری نداشته باشد، انگیزه را میکشد.
4️⃣ پیشگیری از فرسودگی شغلی
تعادل بار کاری، تشویق به استراحت و توجه به سلامت روان حیاتی است.
5️⃣ شفافیت در ارتباطات
گزارشهای تصویری، جلسات منظم و ثبت تصمیمها، کلید هماهنگی هستند.
6️⃣ رهبری تطبیقی
رهبرانی که آرام، منعطف و باانگیزه هستند، الگویی برای کل تیم میشوند.
7️⃣ تقویت همبستگی تیمی
با ایجاد گروههای پشتیبانی، منتورینگ و برنامههای تشویقی، شبکهای حمایتی بسازید.
8️⃣ کاربرد اصول چابک (Agile)
در پروژههای غیرفناورانه هم، رویکرد چابک به تیم اجازه میدهد سریعتر وفق پیدا کند.
9️⃣ یادگیری مداوم
دسترسی به آموزش، دانشافزایی و فضای آزمونوخطا باعث تقویت انگیزه میشود.
🔟 مدیریت ذینفعان با همدلی و قاطعیت
بهجای وعدههای ناممکن، واقعگرایانه و شفاف با ذینفعان صحبت کنید.
📍 نکته طلایی: شکست اجتنابناپذیر است؛ اما واکنش شما تعیین میکند که تیم درجا بزند یا رشد کند.
💡 تابآوری فقط یک مهارت نرم نیست؛ یک «مزیت استراتژیک» برای موفقیت پروژههای بلندمدت است. مدیران پروژه باید آن را در خود، تیم و سازمان نهادینه کنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
یکی از بزرگترین چالشهای مدیریت پروژههای ساخت، نه فقط تهیه برنامه زمانبندی، بلکه مدیریت زمانبندی در شرایط عدمقطعیت است.
در تئوری، نمودارها و Gantt چارتها دقیقاند. اما در عمل، تأخیر در تأمین مصالح، تغییرات طراحی، مجوزهای معطلمانده و ناهماهنگی میان پیمانکاران، برنامهریزی را به بازی شطرنجی پویا و پیچیده تبدیل میکند.
✅ 1. تغییرات پیشبینینشده، دشمن زمانبندی دقیق
در اغلب پروژهها، فعالیتهای برنامهریزیشده با مفروضات خوشبینانه آغاز میشوند. اما واقعیت اجرا، پر از متغیرهای کنترلنشده است؛ از تأخیر مجوزها تا کمبود نیروی متخصص یا شرایط آبوهوایی نامساعد.
✅ 2. تقویمزدگی (Schedule-Driven Culture)
در بسیاری از پروژهها، تأکید افراطی روی زمانبندی باعث میشود کیفیت یا ایمنی قربانی «تاریخها» شود. برنامهریزی خوب، باید انعطافپذیر و واقعبین باشد، نه فقط ابزاری برای فشار آوردن به تیمها.
✅ 3. نبود ارتباط میان برنامه و واقعیت سایت
زمانی که تیم برنامهریزی پشت میز نشسته و از فضای واقعی کارگاه دور است، برنامهها فقط روی کاغذ پیش میروند. برنامهریزی مؤثر نیازمند بازخورد مستمر از محل اجرا، ارتباط نزدیک با پیمانکاران و تطبیق مداوم برنامه با واقعیت است.
✅ 4. راهکار چیست؟
• استفاده از زمانبندی پویا و ابزارهای تحلیل ریسک
• اجرای Time Impact Analysis برای بررسی اثر تأخیرات
• آموزش تیم اجرایی برای مشارکت در بهروزرسانی و تحلیل برنامه
• تمرکز بر مسیر بحرانی واقعی، نه صرفاً ظاهری
✳️ زمانبندی موفق در پروژههای ساخت، تنها به مهارت فنی در نرمافزارهایی مثل P6 یا MSP بستگی ندارد، بلکه به درک درست از واقعیت پروژه، ارتباط مستمر با اجرا و توانایی مدیریت در فضای عدمقطعیت گره خورده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
مدرسه مدیریت پروژه و ساخت
در پروژههایی که پیچیدگی یا بزرگی محصول از توان یک تیم چابک فراتر میرود، قطار انتشار چابک (Agile Release Train یا ART) راهحلی مؤثر برای ایجاد هماهنگی بین چندین تیم است. ART مجموعهای از تیمهای چابک (معمولاً ۵۰ تا ۱۲۵ نفر) است که به صورت همراستا و یکپارچه روی یک یا چند محصول یا راهحل کار میکنند.
مدیریت محصول (Product Management): تعیین و پشتیبانی از ساخت محصولاتی مطلوب، ممکن، پایدار و سودآور
معمار سیستم (System Architect): طراحی معماری کلی، تعریف نیازهای غیرفنی و تعیین زیرسیستمها
مهندس قطار انتشار (RTE): رهبر خدمتگزار و هماهنگکننده کل رویدادها و جریان ارزش در ART
مالکان کسبوکار (Business Owners): ذینفعان کلیدی در تصمیمگیریهای فنی، بازگشت سرمایه و تأیید استفادهپذیری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ مدیر محصول و مالک محصول
✅ وظایف مدیر محصول:
🔘 با انجام تحقیقات کاربر و رونمایی از بینشهای مهم، نیازهای کاربران را کشف میکند.
🔘چشم انداز و استراتژی بلند مدت محصول را ایجاد میکند.
🔘تیم را در مورد یک نقشه راه محصول منسجم هماهنگ کند.
🔘 ویژگیهایی را در محصول به کار ببندد که باعث رضایت مشتریان میشود.
🔘تیم، شرکا و ذینفعان خارجی را برای اطمینان از همسویی در مورد استراتژی و جهت کلی محصول، قانع کند.
✅ وظایف مالک محصول
🔘 تنها شخصی است که مسئولیت محصول عقب مانده را بر عهده دارد.
🔘 دردسرها و مشکلات مشتری را به داستانهای قابل استفاده کاربر تبدیل میکند، داستانهای کاربر را در اولویت قرار میدهد و داستانهای کاربر را در پس زمینه محصول مرتب میکند.
🔘 فرآیندهای تولید را میسازد و اولویتبندی میکند تا اطمینان حاصل شود که تیم توسعه نسبت به انجام کار بعدی آگاهی کامل دارد.
🔘در کلیه جلسات چابک و اسکرام شرکت میکند تا اطمینان حاصل کند که کار توسعه با نقشه راه تعیین شده توسط مدیر محصول مطابقت دارد.
🔘 صدای مشتری را به تیم توسعه انتقال میدهد.
🤩 به مدرسه مدیریت پروژه و ساخت بپیوندید👇
📱 @project_school
✅ وظایف مدیر محصول:
🔘 با انجام تحقیقات کاربر و رونمایی از بینشهای مهم، نیازهای کاربران را کشف میکند.
🔘چشم انداز و استراتژی بلند مدت محصول را ایجاد میکند.
🔘تیم را در مورد یک نقشه راه محصول منسجم هماهنگ کند.
🔘 ویژگیهایی را در محصول به کار ببندد که باعث رضایت مشتریان میشود.
🔘تیم، شرکا و ذینفعان خارجی را برای اطمینان از همسویی در مورد استراتژی و جهت کلی محصول، قانع کند.
✅ وظایف مالک محصول
🔘 تنها شخصی است که مسئولیت محصول عقب مانده را بر عهده دارد.
🔘 دردسرها و مشکلات مشتری را به داستانهای قابل استفاده کاربر تبدیل میکند، داستانهای کاربر را در اولویت قرار میدهد و داستانهای کاربر را در پس زمینه محصول مرتب میکند.
🔘 فرآیندهای تولید را میسازد و اولویتبندی میکند تا اطمینان حاصل شود که تیم توسعه نسبت به انجام کار بعدی آگاهی کامل دارد.
🔘در کلیه جلسات چابک و اسکرام شرکت میکند تا اطمینان حاصل کند که کار توسعه با نقشه راه تعیین شده توسط مدیر محصول مطابقت دارد.
🔘 صدای مشتری را به تیم توسعه انتقال میدهد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
یادگیری مستمر برای مدیران پروژه ضروری است تا بتوانند با تغییرات فناوری، نیازهای بازار، و پویایی نیروی کار سازگار شوند. در اینجا مروری جامع بر اهمیت آن، حوزههای کلیدی توسعه مهارت، مزایا و گامهای عملی برای اجرا آورده شده است:
غلبه بر چالشها
با تکامل صنایع، مدیران پروژه باید بر یکپارچگی هوش مصنوعی، پروژههای پایدار و همکاری جهانی تمرکز کنند و یادگیری مادامالعمر را تقویت کنند.
یادگیری مستمر به مدیران پروژه توانایی هدایت مؤثر، سازگاری با نوآوری و ارائه نتایج مؤثر را میدهد. سفر خود را با شرکت در گواهینامهها، کارگاهها یا انجمنهای حرفهای آغاز کنید و یادگیری را بهعنوان اساس تعالی در مدیریت پروژه بپذیرید.
@project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
مذاکره یک فرآیند اساسی در مدیریت پروژه است که به منظور تعیین شرایط، تعهدات، و تعیین قوانین و شرایط پروژه انجام میشود. مذاکره در مدیریت پروژه ممکن است با مشارکت اعضای تیم، مشتریان، تأسیسات، یا سایر اشخاص و نهادها انجام شود. در زیر، برخی از نکات مرتبط با مذاکره در مدیریت پروژه آورده شده است:
1. تعیین اهداف مذاکره: قبل از شروع به مذاکره، اهداف و هدفهای مذاکره باید به دقت تعیین شوند. این اهداف میتوانند شامل قیمت، زمان تحویل، تعهدات مشارکت، و شرایط قراردادی دیگر باشند.
2. آمادهسازی دقیق:برای مذاکره موفق، نیاز به آمادهسازی دقیق و دانش کافی درباره موضوعات مذاکره و نقاط قوت و ضعف ممکن است. اطلاعات دقیق در مورد پروژه، هزینهها، منابع، و شرایط قراردادی ضروری است.
3. تدوین مهارتهای مذاکره: مهارتهای مذاکره شامل توانایی گوش دادن فعّال، ارتباط مؤثر، تجزیه و تحلیل مسائل، تعیین اهداف مشترک، و استفاده از تکنیکهای مذاکره مثل تعویق، تخصیص، و تعیین شروط است.
4. تعیین مرزها و آستانهها: قبل از ورود به مذاکره، مرزها و آستانههای قابل قبول برای هر طرف باید مشخص شوند. این موارد میتوانند به عنوان نقطه مقابل برای اجتناب از تجاوز به مرزهای غیرقابل قبول کمک کنند.
5. انتقال معلومات: در مذاکرات پروژه، تبادل معلومات اساسی است. تمرکز بر انتقال دادن اطلاعات دقیق و مهم در مورد پروژه و نیازهای طرفین میتواند به تسهیل فرآیند مذاکره کمک کند.
6. استفاده از تجربههای گذشته: بر اساس تجربیات پروژههای گذشته و نکات آموخته شده در مذاکرات مشابه، میتوانید استراتژیهای بهینهتری برای مذاکره در پروژه جاری تدوین کنید.
7. تعهد به همکاری:تمرکز بر همکاری و ایجاد یک محیط مذاکره مثبت میتواند به بهبود ارتباطات و افزایش احترام متقابل بین طرفین کمک کند.
8. رویارویی با اختلافات: اختلافات ممکن است در فرآیند مذاکره پیش بیایند. مهم است که طرفین بتوانند این اختلافات را به عنوان یک فرصت برای یادگیری و بهبود فرآیند مذاکره در نظر بگیرند. تفکر به عنوان یک تیم و جستجوی راهحلهای مشترک میتواند در حل اختلافات مفید باشد.
9. بررسی مداوم:مذاکرات در طول زمان ممکن است نیاز به بررسی مداوم داشته باشد. تغییرات در شرایط، نیازها، و اولویتها ممکن است نیاز به بازنگری و تجدیدنظر در قراردادها و شروط داشته باشد.
10. ثبات و شفافیت: ثبات در نظرات و اهداف خود، همراه با شفافیت در ارتباطات، میتواند به پایداری مذاکرات کمک کند. افراد معمولاً تمایل دارند با افرادی مذاکره کنند که مواقعیتها و شرایط خود را به صورت واضح اعلام کنند.
11.توافق نامه و تعهدات:پس از رسیدن به توافق، تعهدات طرفین باید به صورت کتبی در یک توافقنامه ثبت شود. این توافقنامه باید شامل تمامی شرایط و تعهدات مذاکرهشوندهها باشد و اطمینان از درک صحیح هر دو طرف از موارد ذکر شده داشته باشد.
مذاکره در مدیریت پروژه یک فرآیند چالشبرانگیز است که مهارتهای مدیریت، ارتباطات موثر، و توانایی حل اختلافات را مورد نیاز دارد. انجام مذاکرات با اهداف مشخص، بازنگری مداوم و استفاده از تجربیات گذشته میتواند به بهبود نتایج پروژه و رابطه با طرفین مرتبط کمک کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در بسیاری از پروژههای پیچیده، بهویژه پروژههای عمرانی و صنعتی، تأخیرها اجتنابناپذیرند. اما نکته کلیدی این است که بفهمیم چه تأخیری در چه زمانی، چگونه و توسط چه عاملی باعث تأخیر در زمان تحویل پروژه شده است. یکی از روشهای حرفهای و دقیق برای این کار، Windows Analysis یا تحلیل پنجرهای است.
این روش که در استاندارد AACE RP 29R-03 نیز توصیه شده، یک رویکرد تحلیل گذشتهنگر (Retrospective) محسوب میشود و پروژه را به چند "پنجرهی زمانی" تقسیم میکند — مثلاً بر اساس آپدیتهای برنامه زمانبندی (ماهیانه یا فصلی). در هر پنجره، بررسی میکنیم که مسیر بحرانی (Critical Path) چه بوده و چه عواملی روی آن تأثیر گذاشتهاند.
📊 مزیت این روش چیست؟
تحلیل پنجرهای این امکان را فراهم میکند که تأثیر هر تأخیر در طول زمان بررسی شود، نه اینکه فقط وضعیت آغاز و پایان پروژه را مقایسه کنیم. این یعنی میتوانیم بفهمیم که در هر مرحله، چه کسی یا چه رویدادی مسئول اصلی تغییر در مسیر بحرانی بوده است.
🛠️ چه چیزی لازم داریم؟
📈 کاربردها:
⚠️ نکته مهم:
این روش به دادههای بهروز و دقیق نیاز دارد. اگر برنامههای زمانبندی قبلی بهدرستی آپدیت نشده باشند یا دستکاری شده باشند، نتایج آن قابل اعتماد نخواهند بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✍️ مسعود امینی
واژه های فوق، واژه هایی هستند که در طول پروژه، خصوصاً پروژه هایی که به تاخیر افتاده اند، زیاد مطرح می شود و از واحد برنامه ریزی و کنترل پروژه انتظار می رود بسته به شرایط پروژه و خواست کارفرما نسبت به تهیه آن اقدام نماید. در اینجا به تفکیک به بررسی هر کدام از اصطلاحات ذکر شده میپردازیم.
اصطلاح Reschedule
یا زمان بندی مجدد در واقع آن است که بر اساس شروع و پایان واقعی فعالیتهای انجام شده، مدت زمان باقیمانده فعالیتهای آغاز شده و نیز درصد پیشرفت فعالیتها، برنامه ریزی جدید برای فعالیتهای در حال اجرا و فعالیتهای آتی پروژه تهیه گردد. به عبارت دیگر اگر فعالیتهای پیش نیاز به تاخیر بیفتد یا مطابق برنامه پیش نرود و یا بالعکس فعالیت ها بیش از پیش بینی پیشرفت نمایند، فعالیتهای پس نیاز از آن متاثر گردد. در این حالت تاریخ پایان پروژه به احتمال زیاد تغییر می کند مگر آنکه فعالیتهای در مسیر بحرانی پروژه ( Critical Path ) مطابق برنامه خود انجام شوند. در نرم افزار پریماورا، دکمه ( F9-Schedule ) و در نرم افزار MSP منوی Update Project-Reschedule این کار را انجام می دهد.
اصطلاح Replan
یا برنامه ریزی مجدد هنگامی که تاخیر پروژه و نیز اختلاف درصد پیشرفت برنامه ای و درصد پیشرفت واقعی زیاد شود (معمولاً بیش از 20%) واقعیت این است که این برنامه یا به دلیل شرایط کند عملیات اجرایی و یا برنامه ریزی نامناسب، ابزار مناسبی برای کنترل کارهای باقیمانده پروژه نمی باشد. دقت شود وقتی تاخیر در پروژه از یک حدی بیشتر شود باعث بی تفاوتی عوامل اجرایی پروژه نسبت به آن و مایوس شدن از جبران تاخیرات می شود. لذا پس از تایید کارفرما با هماهنگی مدیر و تیم پروژه برای کارهای باقیمانده برنامه ریزی مجدد مطابق به واقعیتهای پروژه تهیه می گردد. در Replan در Cut off Date درصد پیشرفت برنامه ای (Plan%) با درصد پیشرفت واقعی ( Actual% ) برابر قرارداده شده نمودار S پروژه دچار شکست می شود. در واقع نقطه Replan تنها جایی است که نمودار S مجوز نزولی بودن دارد. نکته ای که در پس زمینه Replan وجود دارد، مجاز شدن تلویحی تاخیرات پیمانکار است!
اصطلاح Catchup Plan:
واژه Catchup Plan یا برنامه جبرانی زمانی تهیه می شود که در برخی پروژه ها تاخیر پروژه برای کارفرما یا ذینفعان کلیدی پروژه به هیچ عنوان قابل پذیرش نمی باشد و بر اتمام پروژه در زمان تعیین شده تاکید موکد وجود دارد. مثلاً پروژه ساخت استادیوم های جام جهانی در کشور روسیه را در نظر بگیرید. تاخیر در این پروژه قابل پذیرش نمی باشد. زیرا عدم اتمام پروژه در موعد مقرر، خود پروژه را زیر سوال می برد. در این حالت بعد از Reschedule پروژه، درصورت وجود تاخیر، نسبت به تهیه برنامه جبرانی برای کارهای باقیمانده به گونه ای که تاریخ پایان پروژه به تاریخ برنامه ای آن ( Baseline Finish ) بازگردد، اقدام می شود. در تهیه Catchup Plan می بایست عوامل اجرایی و مدیریتی در خصوص چگونگی جبران تاخیرات درگیر و مسوول باشند تا برنامه تهیه شده کاربردی و شدنی باشد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
استوری برد ابزار مفیدی برای برنامهریزی پروژه است که مراحل دخیل در پروژه را نشان میدهند. یک استوری برد یک طرح کلی از هر چیزی را ارائه میدهد که در هر مرحله اتفاق میافتد یا رخ میدهد، و ترکیبی از استوری بردهای متفاوت یک طرح کلی از این فرآیند را ارائه میدهد. استوری بردها کارهای گمشده را برجسته میکنند، مشکلات و عوارض را آشکار میکنند. این به تیم پروژه اجازه میدهد قبل از پیشرفت پروژه در مرحله اجرا، تغییرات لازم و تنظیم مجدد آن را انجام دهد.
ایجاد تغییرات مورد نیاز در استوری برد، حوزه وسیعی را برای به کار بردن خلاقیت و طوفان فکری فراهم میکند. همچنین این اجازه شامل حضور همه اعضای تیم، فراهم کردن فرصتی برای پیوند و اتحاد تیم میشود. چنین رویکردی به استوری برد اجازه میدهد تا فرآیند خشک و خستهکننده برنامهریزی را به یک تجربه تعاملی و سرگرمکننده تبدیل کند.
استفاده از استوری برد میتواند دادههای راکد و غیرفعال را به موجودیتهای پویا تبدیل کند و موثرترین راه برای ارتباط و درک مفاهیم باقی بماند. همچنین به عنوان ابزاری مفید برای آموزش دیگران در مورد این پروژه عمل میکند.
دامنه استوری برد بیشتر از کاربرد آن به عنوان یک ابزار برنامهریزی پروژه گسترش مییابد و می تواند به عنوان یک ابزار ردیابی (Tracking) در پروژه خوب عمل میکند تا وضعیت و پیشرفت پروژه را مشخص کند. استوری برد “تجزیه و تحلیل” با هدف استفاده از نقشه فرآیند و تصاویر از دو مرحله اولیه برای مشخص کردن علل ریشهای نقصها و فرصتهای بهبود استفاده میکند.
محتوای استوری برد شامل موارد زیر است:
📌 نمودارهای جریان برای نشان دادن انحراف از حالت مورد نظر.
📌نمودارهایی که تغییرپذیری در زمان پردازش نمایندهها را در مقایسه با حالت ایدهآل نشان میدهند.
📌نمودارهای میلهای و یا نمودارهای دایرهای که درصد انواع تماسهای عاقلانه فردی کارمند را نشان میدهند.
استوری برد “بهبود” به دنبال ارائه راهکارهایی برای حل مسائل و ارائه یک برنامه اجرایی برای آن است. این میتواند شامل تصاویری از جنبهها مانند موارد زیر باشد:
📌تقسیم تیم به توابع جداگانه، و تجزیه و تحلیل در مورد بهرهوری احتمالی هر عضو تیم براساس آنالیز تاریخی.
📌برنامه آموزشی و برنامههای توسعه
📌تصویری از یک نقشه جریان کاری استاندارد شده.
منبع: brighthubpm
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در دنیای کسبوکار امروزی، سازمانها به دنبال افزایش بهرهوری، کاهش اتلاف و بهبود کارایی تیمها هستند. تفکر ناب که ابتدا در صنعت تولید توسعه یافت، به عنوان یک رویکرد تحولآفرین در صنایع مختلف مانند فناوری، بهداشت و مالی شناخته شده است. شرکتهایی مانند تویوتا، آمازون و اسپاتیفای با اجرای اصول ناب، فرایندهای خود را بهینهسازی کرده و تیمهایی با عملکرد بالا ایجاد کردهاند.
تفکر ناب بر پنج اصل اساسی استوار است:
تفکر ناب شفافیت، کار گروهی و اهداف مشترک را تقویت میکند. مدل "Squad" در اسپاتیفای نمونهای از ایجاد تیمهای کوچک و مستقل برای افزایش نوآوری و کارایی است.
سازمانها با حذف جلسات غیرضروری و کارهای تکراری، بهرهوری را بهبود میبخشند. آمازون از اصول ناب در مدیریت انبار و لجستیک استفاده کرده و فرایندهای خود را بهینهسازی کرده است.
متدهای ناب مانند چرخه PDCA و کایزن، تصمیمگیریهای کارآمدتری را ممکن میسازند. سیستم تولید تویوتا نمونهای موفق از این رویکرد است.
تفکر ناب با حذف نقصها، کیفیت را بهبود میبخشد. اینتل با اجرای این اصول، میزان نقص در تولید تراشهها را ۵۰٪ کاهش داده است.
تفکر ناب به تیمها کمک میکند تا با بهرهوری بیشتر، همکاری مؤثرتر و بهبود مداوم، عملکرد خود را بهبود دهند. با اجرای این رویکرد، سازمانها میتوانند رشد پایدار و موفقیت بلندمدت را تضمین کنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
ذینفعان سمی میتوانند مدیریت پروژه را با منفیگرایی، انتظارات غیرواقعی یا رفتارهای manipulatif دشوار کنند. مدیریت مؤثر آنها برای حفظ روحیه تیم، بهرهوری و موفقیت پروژه ضروری است.
ذینفعان سمی میتوانند مشتریان، مدیران اجرایی، سرمایهگذاران، اعضای تیم یا تأمینکنندگان باشند. آنها معمولاً ویژگیهایی مانند انتظارات غیرواقعی، مدیریت خرد (micromanagement)، منفیگرایی، manipulatif بودن، پاسخگو نبودن و ایجاد تعارض دارند.
مدیریت ضعیف ذینفعان سمی میتواند باعث کاهش روحیه تیم، کاهش بهرهوری، افزایش استرس، تأخیر در پروژه و آسیب به اعتماد بین اعضای تیم شود. پرداختن به این مسائل در مراحل اولیه برای حفظ روند پروژه حیاتی است.
۱. آرام و حرفهای بمانید
احساسات خود را کنترل کرده و منطقی پاسخ دهید.
بهطور فعال گوش دهید و از ارتباطات بیطرفانه و مبتنی بر واقعیت استفاده کنید.
۲. از همان ابتدا مرزها را مشخص کنید
نقشها و مسئولیتها را بهوضوح تعریف کنید تا از دخالتهای بیشازحد جلوگیری شود.
ارتباطات غیرضروری را محدود کرده و در برابر درخواستهای غیرواقعی مقاومت کنید.
۳. انتظارات را با ارتباط شفاف مدیریت کنید
محدوده پروژه را با برنامههای مستند مشخص کنید.
بهطور منظم بهروزرسانیهای پروژه را ارائه دهید و تصمیمات را با دادهها توجیه کنید.
۴. همه چیز را مستند کنید
یادداشتهای جلسات و تأییدیههای کتبی از توافقات را حفظ کنید.
سوابق رفتارهای نامناسب را برای مراجعات بعدی نگه دارید.
۵. از دیپلماسی و مهارتهای حل تعارض استفاده کنید
نقاط مشترک را پیدا کنید و مکالمات منفی را به سمت راهحلها هدایت کنید.
در صورت لزوم از یک میانجی برای کاهش تنشها استفاده کنید.
۶. تعارض را شخصی نکنید
درک کنید که رفتار آنها به شما مربوط نمیشود.
بین حقایق و احساسات تمایز قائل شوید و انعطافپذیری خود را افزایش دهید.
۷. یک شبکه حمایتی بسازید
به تیم خود تکیه کنید، از مشاوران و مدیران ارشد کمک بگیرید.
۸. بدانید چه زمانی باید موضوع را escalat کنید
از رویههای سازمانی برای ثبت شکایات رسمی پیروی کنید.
در صورت عبور از مرزهای اخلاقی، منابع انسانی یا مشاوران حقوقی را درگیر کنید.
۹. سلامت روان خود را در اولویت قرار دهید
از طریق تمرین ذهنآگاهی، ورزش و حفظ تعادل کار و زندگی استرس را مدیریت کنید.
در صورت لزوم، از مشاوران حرفهای کمک بگیرید.
ذینفعان سمی نباید پروژهها را از مسیر خارج کنند. با حفظ حرفهایگری، تعیین مرزها و استفاده از ارتباطات راهبردی، میتوانید تعاملات دشوار را به فرصتهای همکاری تبدیل کنید. بر راهحلها تمرکز کنید، از سلامت خود محافظت کنید و بهعنوان یک رهبر قویتر ظاهر شوید.
@project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
یک چارچوب تصمیمگیری فرآیندی است که به سازمانها کمک میکند تا روشهای چابک را به شیوهای مقیاسپذیر و مناسب برای سازمانهای بزرگ اتخاذ کنند. این چارچوب اصول چابک و ناب را برای تیمها و سازمانهای با پیچیدگیهای متفاوت توسعه داده و بهینه میکند. DAD توسط اسکات امبلر و مارک لاینز توسعه یافته و بخشی از ابزار گستردهتر چابک منضبط (Disciplined Agile - DA) است.
آغاز: برنامهریزی، هماهنگی با ذینفعان و ایجاد دید اولیه.
ساخت: توسعه و تحویل تکرارشونده.
انتقال: استقرار، انتشار و پشتیبانی.
چابک (مبتنی بر اسکرام)
ناب (مبتنی بر کانبان)
تحویل مستمر: چابک و ناب
اکتشافی (مبتنی بر Lean Startup)
برنامهای (مبتنی بر تیمهای چندگانه)
زمینه اهمیت دارد: تصمیمات باید با نیازها و محدودیتهای خاص سازمان هماهنگ باشند.
با ترکیب رویکردهای چابک و ناب، DAD یک چارچوب جامع ارائه میدهد که به سازمانها کمک میکند در تلاشهای تحول چابک خود موفق شوند.
@project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
متدولوژی PRiSM یا Projects integrating Sustainable Methods یک رویکرد نوین در مدیریت پروژه است که توسط GPM Global معرفی شد. تفاوت اصلی آن با متدهای سنتی (مثل PMBOK یا PRINCE2) این است که تمرکز را تنها روی مثلث کلاسیک زمان–هزینه–دامنه قرار نمیدهد، بلکه پایداری (Sustainability) را بهعنوان محور کلیدی وارد چرخهی مدیریت پروژه میکند.
به بیان ساده، PRiSM میگوید: پروژه موفق فقط پروژهای نیست که به موقع و در بودجه تمام شود، بلکه باید به محیط زیست، جامعه و اقتصاد بلندمدت نیز ارزش مثبت اضافه کند.
🔹 اصول کلیدی PRiSM
🔹 چارچوب P5: قلب PRiSM
🔹 مزایای استفاده از PRiSM
🔹 کاربردهای PRiSM
این رویکرد کمک میکند پروژهها علاوه بر موفقیت عملیاتی، به آیندهی جامعه و محیط زیست نیز متعهد باشند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
تمدید زمان (EOT): یک شرط قراردادی که به پیمانکار اجازه میدهد تاریخ تکمیل پروژه را بدون مواجهه با جریمه یا خسارتهای تعیینشده بهدلیل تأخیرهای قابل توجیه، تمدید کند.
نظارت بر پیشرفت پروژه: بهطور منظم برنامه پروژه را با برنامه اولیه مقایسه کنید تا تأخیرهای احتمالی را زود تشخیص دهید.
تحلیل علت: تعیین کنید آیا تأخیر توجیهپذیر است (مانند تغییرات کارفرما، قوه قاهره) یا غیرقابل توجیه (خطای پیمانکار).
تأثیر بر مسیر بحرانی: ارزیابی کنید که آیا تأخیر بر مسیر بحرانی پروژه تأثیر میگذارد؛ زیرا این امر تعیین میکند که آیا EOT ضروری است یا خیر.
ارتباط بهموقع: به محض شناسایی تأخیری که ممکن است نیاز به EOT داشته باشد، کارفرما و سایر ذینفعان را مطلع کنید.
ارسال اطلاع اولیه: مطابق با الزامات قرارداد، اطلاعیه اولیه تأخیر را در بازه زمانی تعیینشده (معمولاً ۷ تا ۱۴ روز) ارسال کنید.
ابزارها: پلتفرمهای ارتباطی، ایمیل، نامههای رسمی.
@project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
بررسی توسط کارفرما/مشاور: کارفرما یا نماینده آن درخواست EOT را بررسی میکند.
مذاکره: برای مذاکره در مورد مدت تمدید و هزینههای مرتبط آماده باشید.
تأیید: پس از توافق، EOT بهطور رسمی تأیید شده و برنامه پروژه بهروزرسانی میشود.
ابزارها: نرمافزار مدیریت قرارداد، مهارتهای مذاکره، و مشاوره حقوقی در صورت لزوم.
بازبینی برنامه: برنامه پروژه را برای منعکسکردن EOT تأییدشده، از جمله مهلتهای جدید و تاریخهای تکمیل بهروزرسانی کنید.
باز تخصیص منابع: تخصیص منابع را مطابق با برنامه جدید تنظیم کنید.
اطلاعرسانی به تیم: برنامه بهروزشده را به تمام ذینفعان پروژه از جمله تیم سایت، پیمانکاران فرعی و تأمینکنندگان اطلاع دهید.
ابزارها: نرمافزار مدیریت پروژه، ابزارهای مدیریت منابع.
شناسایی زودهنگام تأخیرهای احتمالی ازطریق؛
نظارت فعال: پیشرفت پروژه را بهطور منظم بررسی کرده و مسائل احتمالی را قبل از بزرگشدن شناسایی کنید.
حفظ سوابق کامل: اسناد دقیق از تمام فعالیتها، ارتباطات و تصمیمات پروژه نگهداری کنید.
استفاده از فناوری: از نرمافزارهای مدیریت پروژه و مستندسازی برای سازماندهی و ذخیره سوابق استفاده کنید.
تعامل با ذینفعان: همه ذینفعان را در جریان روند قرار دهید و مطمئن شوید دلایل EOT و
تأثیر آن را میفهمند.
بهروزرسانیهای منظم: وضعیت درخواست EOT و هرگونه تغییر در برنامه پروژه را بهطور منظم اطلاع دهید.
آگاهی از تعهدات قراردادی و آشنایی با قرارداد: شرایط و ضوابط خاص مربوط به EOT در قرارداد پروژه را بفهمید، از جمله دورههای اطلاعرسانی، الزامات مستندسازی، و مکانیسمهای حل اختلاف.
تصور کنید در یک پروژه ساخت برج بلند، کارفرما تغییرات قابلتوجهی در طراحی درخواست میکند. این تغییرات به کارهای اضافی سازهای نیاز دارد که باعث تأخیر در مسیر بحرانی میشود.
بهعنوان مهندس
برنامهریزی:
شناسایی تأخیر: متوجه شوید تغییرات طراحی باعث تأخیر در پروژه میشود.
اطلاعرسانی به کارفرما: اطلاعیه اولیه تأخیر را به کارفرما ارسال کنید و نیاز احتمالی به EOT را توضیح دهید.
تهیه درخواست EOT: تحلیل دقیق انجام دهید، علت و تأثیر تأخیر را مستندسازی کنید و درخواست رسمی EOT را ارسال کنید.
مذاکره: با کارفرما و مشاور او درباره مدت EOT و هزینههای مرتبط توافق کنید.
تنظیم برنامه: برنامه پروژه را برای منعکسکردن EOT تأییدشده بهروزرسانی کنید و تغییرات را به تیم پروژه اطلاع دهید.
EOT برای مدیریت تأخیرهای خارج از کنترل پیمانکار ضروری است.
شناسایی زودهنگام و ارتباط بهموقع برای مدیریت موفق EOT حیاتی هستند.
مستندسازی و تحلیل دقیق برای ارائه درخواست EOT قوی ضروری است.
مهارتهای مذاکره برای دستیابی به نتیجهای عادلانه و توافقی مهم هستند.
آگاهی از شرایط قراردادی، فرآیند EOT را در چارچوب توافقنامه پروژه تضمین میکند.
@project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
ذینفعان پروژه افراد یا سازمان های درگیر در پروژه و عواملی هستند که به نحوی اثر پذیر و یا اثر گذار بر فعالیت های پروژه و یا علاقه مندی در قبال پروژه دارند و حتی افراد یا سازمان هایی که از اجرای پروژه ضرر می کنند ذینفع پروژه محسوب می شوند. ذینفعان ممکن است در سطوح مختلفی، درون سازمان بوده و دارای سطوح قدرتی متفاوتی نیز داشته باشند و یا اینکه آن ها می توانند خارج سازمان اجرایی پروژه باشند. موفقیت در اجرای پروژه مستلزم شناسایی ذینفعان و در نظر گرفتن نیازها ، علایق و خواسته های آنان در طول چرخه حیات پروژه می باشد.
📌 ذینفعان پروژه به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند:
1- ذینفعان مستقیم(داخلی):
افراد یا سازمان هایی هستند که بطور مستقیم درگیر پروژه هستند و به واسطه قراردادهای قانونی با پروژه در ارتباط هستند و شامل موارد زیر می باشد:(محدود به این موارد نمی شود)
▪️حامی مالی پروژه(Project Sponsor)
▪️کارفرما(Client)
▪️مدیر پروژه(Project Manager)
▪️تیم پروژه(Project Team)
▪️مشتریان پروژه(Customers)
▪️مشاور (Consultant)
▪️پیمانکاران(Contractors)
2-ذینفعان غیر مستقیم(خارجی)
شامل گروه هایی هستند که از پروژه تأثیر می پذیرند و یا بر آن اثر می گذارند اما از لحاظ قانونی بر پروژه دخالت ندارند مانند:رقبا،خریداران،نهاد ها شهروندان ، طرفداران محیط زیست و …
📌 در دسته بندی دیگری می توان ذینفعان را به 4 گروه زیر تقسیم نمود:
1- قدرت/علاقه:Power/Interest
ذینفعان را بر اساس سطح اختیار آن ها (قدرت) و سطح علاقه آن ها نسبت به نتایج پروژه گروه بندی می کند.
2- قدرت/تأثیر:Power/Influence
ذینفعان را بر اساس سطح اختیار آن ها (قدرت) و سطح درگیری فعال آن ها (تأثیر) در پروژه گروه بندی می کند.
3- تأثیر/ضربه: Influence/Impact
ذینفعان را بر اساس سطح درگیری فعال آن ها (تأثیر) در پروژه و توانایی آن ها در اثرگذاری بر تغییرات در برنامه ریزی و اجرای پروژه(ضربه) گروه بندی می کند.
4- مدل salience (برجسته):
ذینفعان را بر اساس قدرت آن ها (توانایی تحمیل خواسته ها)، فوریت (نیاز به توجه بلافاصله) و مشروعیت(درگیری آن ها مناسب است) تشریح می کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
درصد قابل توجهی از پروژه ها پیش از رسیدن به مرحله برنامه ریزی تفصیلی لغو می شوند. دلیل اصلی اکثر این توقف های ناخواسته به تعریف نا دقیق محدوده پروژه و فقدان پشتیبان مالی است. بنابراین شروع سریع و موثر پروژه بسیار مهم و حیاتی است. ۶ مرحله زیر می توانند در این راه به شما کمک کنند:
🔘 تهیه توجیه اقتصادی (Develop a Business Case)
اولین گام در هنگام شروع یک پروژه جدید، تهیه یک توجیه اقتصادی جامع است. توجیه اقتصادی مشکل کسب و کار را توصیف می کند و فرصتهایی را که با اجرای پروژه ایجاد می شود را بیان می کند. و راه حلهای جایگزین را نشان می دهد. هزینه ها و درآمدهای بالقوه هر یک از راهکارهای پیشنهادی برای حل مسئله در این مستند تشریح می شوند. توجیه اقتصادی پایه و اساس پروژه است همچنین در این مستند دلایل اجرای پروژه و مزایای اصلی آن آورده می شود. پس از تکمیل توجیه اقتصادی می بایست به تایید پشتیبان مالی پروژه قبل از تخصیص بودجه، برسد.
🔘 انجام مطالعه امکان سنجی (Undertake a Feasibility Study)
مطالعه امکان سنجی به منظور تخمین احتمال دستیابی به سود و منفعت هر یک از راه حلهای پیشنهادی که در سند توجیه اقتصادی آمده است، انجام می شود. بر اساس نتایج مطالعه امکان سنجی و محاسبات سود و زیانی که در توجیه اقتصادی انجام می شود، بهترین راه حل شناسایی و پس از تایید نهایی توسط پشتیبان مالی، به عنوان راه حل قابل اجرا معرفی می گردد.
در صورت تکمیل یک مطالعه امکان سنجی جامع، شانس تحویل موفقیت آمیز پروژه بسیار بالا می رود.
🔘 تهیه منشور پروژه (Establish Project Charter)
پس از آنکه مشکل شناسایی شد و راه حل آن تعیین گردید، پروژه جدید برای ارائه راه حل تعریف می شود. منشور پروژه مستندی است که در آن، مجموعه ی آنچه برای دستیابی به اهداف پروژه انجام می شود را بیان می کند.
چشم انداز پروژه، اهداف، محدوده، اقلام قابل عرضه، سازماندهی پروژه و برنامه پیاده سازی، همه و همه در سند منشور پروژه آورده می شوند.
🔘 انتصاب اعضای تیم پروژه (Appoint the Project Team)
حال که پروژه تعریف شده است زمان تشکیل تیم پروژه فرا رسیده است. هیئت مدیره، مدیر پروژه را استخدام می کند تا مسئولیت پروژه را بر عهده گیرد. و مدیر پروژه، رهبر تیم را بر می گزیند و او نیز در استخدام کارکنان پروژه به او کمک می کند. هر یک از اعضای تیم شرح کار مشخص خود را دارد که در آن نقش و مسئولیتهای او در پروژه آورده شده است.
🔘 تاسیس دفتر پروژه (Set up a Project Office)
در این مرحله محیط کار دفتر پروژه به عنوان محل فیزیکی استقرار تیم پروژه در مدت زمان پروژه آماده می شود. این محیط باید دارای محوطه، تجهیزات، مواد، ابزارها و فرایندهایی مناسبی باشد تا تیم پروژه را در تکمیل وظایفشان در جهت موفقیت پروژه یاری دهد. چک لیستهایی وجود دارد که برای اطمینان از اینکه دفتر پروژه به خوبی تاسیس شده است به کار می روند.
🔘 بازبینی (Perform Phase Review)
پس از تعریف پروژه و استخدام افراد تیم، نوبت به مرحله بازبینی می رسد. مرحله بازبینی به منظور اطمینان از انجام صحیح فعالیتهای آغازین و دریافت تاییدیه رسمی برای رفتن به سوی فاز بعدی، برنامه ریزی پروژه، است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
۱. فرآیند مناقصه منظمتر و دقیقتر
با بررسی قابلیت اجرا (constructability) و شفاف کردن طراحیها پیش از ارسال برای مناقصه، مبنای مناقصهها یکسانتر و شفافتر میشود. تفاوت بین پیشنهادها کمتر شده و قیمتها واقعیتر خواهند بود.
۲. دیدگاههای متعدد و تخصصیتر
ورود افراد با تجربهی پیمانکاری یا اجرا خیلی زود به پروژه باعث میشود نکات عملیاتی، مسائل دسترسی، مسائل نگهداری و فرایند کارگاهی زودتر دیده شوند.
۳. ارتباط مؤثرتر بین ذینفعان
زمان مناسب برای جمعآوری تمام مستندات، طراحیها و نظرات مختلف است. وقتی همه درک یکسانی داشته باشند، خطاهای ناشی از ابهام کمتر میشود.
۴. کاهش ریسک و هزینههای غیرمنتظره
با پیشبینی مشکلات احتمالی، طراحی مجدد و ویرایش زودهنگام، تغییرات بعدی که هزینهبر و زمانبرند کمتر خواهند بود.
۵. بهبود زمانبندی و برنامهریزی عملیاتی
برنامهریزی مراحل، ترتیب اجرا، استفاده از منابع و مواد، تأمین مصالح و مراحل دریافت مجوزها پیش از مناقصه زندگی پروژه را منظمتر میکند.
۶. صرفهجویی در هزینه و تمرکز بر ارزش مهندسی (Value Engineering)
وقتی زمان کافی برای بررسی جایگزینها، مصالح متفاوت یا روشهای ساخت بهینه وجود داشته باشد، میتوان کیفیت را حفظ یا بهتر کرد بدون هزینهی اضافی زیاد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM