نوشته‌های روزبه – Telegram
نوشته‌های روزبه
130 subscribers
621 photos
14 videos
15 files
207 links
Download Telegram
دیروز عصر یکم هوا بهتر شد، اینا رو ثبت کردم از طبقه بالای شرکت.
تقدیم به شما!
3👍1
رولان بارت [در سخن عاشق] از دوری و ارتباط تلفنی می‌نویسند. اگر حالا زنده بود حتما از پیام‌رسان‌ها و لانگ دیستنس هم می‌نوشت، چیزی که در دنیا و بخصوص بخاطر مهاجرت، در ايران گسترده شده. انسان به چند کلمه در یک اپلیکیشن تبدیل می‌شود. بارت می‌گوید که من سعی می‌کنم با تلفن، جدایی را انکار کنم. "تلفن" به عنوان یک ابژه، یادآور نزدیکی نیست بلکه به‌عکس، تاییدکننده‌ی دوری است. تلفن "چیزی" است که فاصله را به روی ما می‌آورد. تماس تلفنی هر لحظه یعنی: ما الان کنار هم نیستیم.
‌‌‌

#معین_دهاز
@nabayad_m
3
ما معمولا [یا اکثرا] خیلی کمتر از چیزی که خیال می‌کنیم زیر نظر هستیم و کمتر از تصورمون بهمون دقت می‌شه. دیگران اونقدرها هم به جزئیاتِ ما، مثلا جزئیات چهره‌مون توی فلان عکس، دقت نمی‌کنند. به تجربه دیدم که دوستانم توی عکس‌هاشون (سلفی‌ها، چهره‌شون)، به چیزهایی دقت می‌کنند که فقط خودشون متوجهش هستند. دیگران یا اصلا بهش دقت نمی‌کنند یا اگر دقت کنند، ارزیابی‌شون لزوما منفی نیست.

@nabayad_m
👍5
واقعیت اینه که نه فقط برای لحظات خوش، بلکه روزی دلمون برای لحظات معمولی زندگی هم تنگ خواهد شد و شاید تحمل این سختتر هم باشه. چون سختتر می‌تونید توضیحش بدید.

شاید یک جور دلتنگیِ اگزیستانسیاله. می‌دونیم که بالاخره همه چیز از دست می‌ره. شاید روزی که پیر شدی، دلت برای امروز [که می‌تونی راحت راه بری، غذا بخوری، فلان دلشوره و دغدغه رو داری] تنگ بشه.


#معین_دهاز
@nabayad_m
👍5
از امروز هایلایت خاصی به دستم نرسیده هنوز.

فقط بگم که کانتکست خیلی مهمه بچه ها.

مثلا در نظر بگیرید یکی با دیدن کلمه‌ی «کبک» یاد پرنده میفته، من یاد کانادا :))))
😭4👍1😁1🥴1
نوشته‌های روزبه
Bomrani – Gozashtan o Raftane Peyvaste
امروز بعد مدت ها با پرهام حرف زدم و میخواستم این رو براش بفرستم.
نوشته‌های روزبه
امروز بعد مدت ها با پرهام حرف زدم و میخواستم این رو براش بفرستم.
امروز به پرهام نگاه کردم و روزبه سال ۴۰۰ رو دیدم. که مثلا قرار بود دور شده باشه. مثلا.

یادمه رفتم پیش دکتر و بهش گفتم که نمی‌خوام دیگه تی‌ای این درس باشم. این ترم نمی‌خواهم. دلیلم رو اون موقع کسی شاید باور نمی‌کرد. خسته بودم. مسئولیت زیادی بود و از همه مهمتر، حس میکردم اگه الان بیرون نیام راه فرار دیگه‌ای ندارم.

تصمیم درستی بود در اون زمان، ولی نشد. میخواستم آروم آروم از اون فاصله بگیرم ولی نشد. دلم نمی‌اومد بذارم چیزها به روند خودشون جلو برن. دلم می‌خواست نباشم ولی همه چی اونجوری که من می‌خوام باشه.

اما این روزا به این فکر می‌کنم که چطوری بدون اینکه من بدونم همه چی داره پیش میره؟ نمی‌دونم خوب پیش می‌ره یا نه، دلم هم نمی‌خواد بدونم. ولی حتما پیش می‌ره. چیزها قبل من هم پیش میرفتن، برگه ها تصحیح میشدن، تمرین ها طرح میشدن، یا نمی‌شدن. بعد از من هم پیش می‌رن حتما. شاید هم نرن. چه اهمیتی داره.

این روزا به این فکر می‌کنم که ما خیلی کمتر از اینا بر زندگی کنترل داریم که بخوایم حرصشو بخوریم، شاید بهتره که به جای کنترل دریا، فقط با اومدن موج‌ها ذوق کنیم و موج سواری کنیم.
👍8
نوشته‌های روزبه
پیش دکتر
منظورم پزشک نیست اینجا :))
😁5
روزایی که برمی‌گردم خونه و گوشیم شارژش تقریبا کامله رو خیلی دوست دارم. :)))
6🔥5
تو گروه شرکت گفتم که چرا به کاربرهای های آرچ بی توجهی میکنین، همه که از دبیان استفاده نمیکنن

منتظرم یکی این میم رو برام بفرسته :)))
🤣6
تو پله های شرکت خیلی وقتا با آدما هم سرعت هستیم
بعد از رو محبتشون هر طبقه ای که خودشون میرسن، در رو باز میکنن که منم مثلا برم باهاشون
ولی همه طبقه های ۶-۷ هستن نهایتا :))) حالا ما؟ طبقه ۱۰
😁3
نوشته‌های روزبه
تو گروه شرکت گفتم که چرا به کاربرهای های آرچ بی توجهی میکنین، همه که از دبیان استفاده نمیکنن منتظرم یکی این میم رو برام بفرسته :)))
خب من نمی‌خوام بیشتر از این تلاش کنم که چیزای کامپیوتری اینجا نگم!
امروز نشستم open suse نصب کردم چون ادایی ترین توزیع بود بین چیزایی که گفته بودن اوکیه نصب کنید.
متاسفانه اصلا راحت نبودم تا اینجا :))) پکیج منیجرش خیلی کند بود. دانلود همزمان رو با کلی ملق باید فعال میکردی. برا نصب چیزای کلوز سورس اذیت شدم یکم.

ولی جمع بندی: حس میکنم باهاش دوست بشم و اینترنت خوب داشته باشم، بعد از آرچ، بد هم نیست. ولی باید دید.
👏4🌚1
نمی‌دونم چرا شبیه آسمون گاتهام بود امشب هوا. ولی خب تمیز و زیبا.
8😍2