POV – Telegram
وقتی تو تابستون سرما میخوری<
وقتی با تمام وجود بهش محبت می‌کنی اما ایگنور میشی<
وقتی واسه‌ی چیزی که دست تو نیست سرزنش میشی<
وقتی اونقدر به عکس زل میزنی که حس می‌کنی دیگه کیفیت نداره<
وقتی یادم میوفته کمتر از دو ماهه دیگه قراره اون آدم های مزخرف رو ببینم<
وقتی انقدر خشک حرف میزنه که از پیام دادن بهش پشیمون میشی<
وقتی نیاز داری از ادما فاصله بگیری ولی کلی آدم کنارته<
وقتی قرار نیست هیچ سریالی از کاپل موردنظرم داشته باشم<
وقتی یکدفعه قلبت درد میگیره<
‏وقتی حس میکنی داری با صحبتت حوصله‌شو سر می‌بری پس بحثو کوتاه می‌کنی<
وقتی غذا نمیخوری چون معدت درد میکنه و معدت درد میکنه چون غذا نخوردی<
وقتی حس میکنی داری مزاحم کسی میشی که دوست داری همیشه باهاش حرف بزنی<
وقتی داری تظاهر میکنی که اصلا مهم نیست اما از درون بیشتر شکسته میشی<
وقتی نشستی خونتون و مشغول عشق و حالی که یهو زنگ در خونه رو میزنن و اون فامیل رو مخه با بچه های رو مخش میریزن تو خونتون<
وقتی یك روز عینک نمیزنی و چشمت میخواد منفجر شه<
وقتی وسط بحثِ جدی خنده‌ت میگیره<
وقتی وسط مجلس ختم یاد خاطره خنده دار میوفتی<
وقتی باهاشون حرف میزنی اما میزنن تو ذوقت و بعدا هی بهت میگن چرا انقد ساکتی و از اتاقت نمیای بیرون<
وقتی میخوان هر چیزی که خودشون نتونستن به زور به تو تحمیل کنن<
وقتی با بقیه لاس میزنه<
وقتی با حرفاشون نابودت میکنن و براشون سواله چرا انقدر تغییر کردی<