POV – Telegram
وقتی با اون کسی که کل بچهای کلاس دوسش دارن دعوا کردی و همچی میوفته گردن تو<
وقتی از سرعت میترسی و اتفاقا اسنپ مثل *** رانندگی می‌کنه<
وقتی چهارشنبه‌م بدون بدترین شیطان قراره بگذره<
وقتی چهارشنبه اومده اما بدترین شیطان دیگه نمیاد<
وقتی چهارشنبه شده اما بدترین شیطان تموم شده<
وقتی خودت بزرگش کردی و الان پر از ادعاست<
وقتی یه‌کاری می‌کنه و می‌بینی اونم مثل بقیه‌س<
وقتی خودت میدونی اضافه وزن داری ولی به روت میارن<
وقتی خودت میدونی خیلی لاغری ولی بازم بهت میگن<
وقتی میخوای از همه چی دور شی ولی نمیتونی و از توانت خارجه<
وقتی داری از جیش پاره میشی اما حسش نمیاد که بری<
وقتی تصمیم بگیری بخوابی اما اورثینک به‌سراغت میاد<
وقتی تو تنها کسی هستی که همیشه شنونده‌ست<
وقتی می‌دونه از چی بدت میاد و به بهونه صمیمیت انجامش می‌ده<
وقتی قراره ببینیش و نمیدونی چطور باید تو صورتش نگاه کنی<
وقتی با خودت می‌گفتی"این اونطوری نیست"ولی دقیقا "اونطوری"بوده<
وقتی استرس نمیزاره درس بخونم و چون درس نمیخونم استرس میگیرم<
وقتی میخوای درس بخونی ولی یهو به خودت میای میبینی نیم ساعته به گوشه‌ای خیره شدی و مشغول اورثینکی<
وقتی تو جمعی هستی که تموم بحثاشون به پسر ختم میشه و مغزت دیگه تحمل نداره اما باید تحمل کنی<
وقتی صبح از سرما میمیری و ظهر از گرما<
وقتی انقدر ایگنور میشی که ترجیح میدی دیگه حرف نزنی<