POV – Telegram
وقتی زنگ خورده اما دوستی رو نداری که باهاش بری حیاط و باهم حرف بزنید<
وقتی همه‌جا تعطیل شده بجز شهر خودتون<
وقتی فقط ادعا داره که بهم اهمیت میده درصورتی که حتی به حرفام گوش نمی‌ده<
وقتی حس خوبی که نسبت بهش داشتی از بین رفته<
وقتی مامانت صدات میزنه و ده بارم بگی بله جوابتو نمیده<
وقتی یاد کسی میوفتی که همیشه باهم حرف می‌زدید و الان حتی نمیدونی کجاست<
وقتی منطق خانواده اینجوریه که چون امروز بیرون رفتی فردا نمیتونی بری<
وقتی منطق خانواده اینجوریه که چون امروز بهت خوش گذشت فردا نباید شاد باشی<
وقتی اشتباهی دستت میخوره به پیوی‌ای که نمی‌خواستی سین بزنی<
وقتی تو جمعشون جوری رفتار میکنن انگار وجود نداری<
وقتی میخوای با همکلاسی هات حرف بزنی اما همه موضوعاتشون با جنس مخالف تموم میشه<
وقتی منشا مشکلات اعتماد بنفست خانوادتن<
وقتی وسط بحث مهم نمیتونی خندتو کنترل کنی<
POV
وقتی تمام تلاشتو واسه رابطه میکنی اما طرفت آدم اشتباهیه<
وقتی تمام تلاشتو برای نگه داشتن رابطه میکنی اما اون یکی دیگه رو ترجیح میده<
وقتی اونی که به امیدش آنلاین میشدی دیگه نیست<
وقتی با هر آدم جدیدی هم که آشنا میشی بازم دلتنگش هستی<
وقتی هر خاطره خوبی که داری اون کنارت بوده اما دیگه نیست<
وقتی خانوادت"بچه مردم"رو میزنن تو سرت<
وقتی به گوشیت گیر میدن درصورتی که خودشون بیشتر از تو باهاش کار میکنن<
وقتی برای دیس کردنت،از گذشته‌ات استفاده می‌کنه<
وقتی افکارِ ناکافی بودنت نمیزارن روی چیزی تمرکز کنی<