Forwarded from HeedLess
https://news.1rj.ru/str/myweirdothoughtss
هنوز هم لابه لای گرفتاریهای روزمره، آن ۸ ساعتهای جنگیدن برای ماندن، لابلای دغدغههایی که دارم، کجیها که میبینم، ناکوکها که میشنوم از همان جادوی جاودانگی سرمستم..
این روشنای نزدیک ۱
هنوز هم لابه لای گرفتاریهای روزمره، آن ۸ ساعتهای جنگیدن برای ماندن، لابلای دغدغههایی که دارم، کجیها که میبینم، ناکوکها که میشنوم از همان جادوی جاودانگی سرمستم..
این روشنای نزدیک ۱
Telegram
𝑸𝒖𝒆𝒓𝒆𝒏𝒄𝒊𝒂
You're in a shitty weirdo's daily!¡🗿
Unknown=
@Apandicsishere_bot
My art channel=
@weirdostreehouse
My friends' daily, it worth you join them✨
@mymindisveryfool
@jdjidbdidnd
@ojisan_way
@halfofmymind
Unknown=
@Apandicsishere_bot
My art channel=
@weirdostreehouse
My friends' daily, it worth you join them✨
@mymindisveryfool
@jdjidbdidnd
@ojisan_way
@halfofmymind
👾2
HeedLess
https://news.1rj.ru/str/myweirdothoughtss هنوز هم لابه لای گرفتاریهای روزمره، آن ۸ ساعتهای جنگیدن برای ماندن، لابلای دغدغههایی که دارم، کجیها که میبینم، ناکوکها که میشنوم از همان جادوی جاودانگی سرمستم.. این روشنای نزدیک ۱
عجب چیزی....
چقد وایبمو میده🥹✨
(وقتی خودت میدونی در عین منفی بافی، خل و چلی-)
چقد وایبمو میده🥹✨
(وقتی خودت میدونی در عین منفی بافی، خل و چلی-)
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
از اونجایی که قول دادم امشب فنفیکشن میزارم فردا شب هیولا
اینو... امشب نمیتونم بزارم
صبح پنج صبح میزارم برایتان...
ببخشید...
صبح پنج صبح میزارم برایتان...
ببخشید...
👍1
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
(توی دانشگاه) همون ورودی در دانشگاه که رسیدیم، کلارا از اون دور پرید بغلم. حقیقتا باید بگم خیلی نازه، اون یه خرگوش با موهای سفید و چشمای صگرتی(رو به قرمز) و گوشای خیلی نرمی هم داره. لبخند زدمو بغلش کردم:"کلارا! اوخی گوگولی!" الکس با انگشت شصتش به پشت سرش اشاره…
زنگ خورد و من باید میرفتم کلاس. بدو بدو رفتم سر کلاس، و نشستم سر جام، به صندلی خالی کنارم خیره شدم. کلارا رفته و این منو ناراحت میکنه.... معلم اومد داخل و با خودش یه کیف داشت. اونو گذاشت زمین و بعد از سلام و احوال پرسی به در اشاره کرد:"بچه ها، میدونم چند ماه از سال گذشته، ولی یه شاگرد جدید داریم."*به در نگاه کرد*"بیا تو." شاگردجدید اومد داخل، یه پسر قدبلند با یه قیافه جدی و کمی خشک، به جورایی ترسناک به نظر میاد. اون سر تکون داد و با یه صدای جدی به همه کلاس سلام کرد و اومد که بشینه، که متوجه شدم داره میاد سمت من.... یا خدا، یعنی چیکارم داره؟! همینطور توی فکرش بودم که میخواد باهام چیکار کنه و داره میاد سمتم، که یهو صندلی کنارم کشید عقب و نشست کنار من. اوووهه! یادم رفته بود! تنها صندلی خالی کنار منه. از بالا تا پایین آنالیز کردم، موهاش یه حالت خاصی داشت، نصف صورتشو پوشونده بود... فک کنم دارم اشتباه میبینم ولی... یه چیزی زیر.. موهاشه... یه چیزه... سبز.. نه، نه! فک کنم توهم زدم، یا شایدم صورتش سوخته...
-ادامه دارد...
-Glorya(part 3)
#fan_fiction
#story
-ادامه دارد...
-Glorya(part 3)
#fan_fiction
#story
🍓4
ببخشید پارت کوتاه میزارم....
ولی دیگه زیاد وقت ندارم
امشب که اومدم هیولا میزارم براتون~✨
ولی دیگه زیاد وقت ندارم
امشب که اومدم هیولا میزارم براتون~✨
Hermit dog.
نمیدونم ماسکی که گفتی درست در اومد یا نه ولی خب😭😭 ° t.me/myweirdothoughtss #challenge
ببین...
منظورت چیه انقد قشنگه؟...
چرا انقد خوبه؟
منظورت چیه انقد قشنگه؟...
چرا انقد خوبه؟
❤2