𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚 – Telegram
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
59 subscribers
1.62K photos
183 videos
12 files
324 links
You're in a weird squirrel's li'l spaceship!¡🗿


Unknown=
@Apandicsishere_bot
Download Telegram
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
از اونجایی که قول دادم امشب فنفیکشن میزارم فردا شب هیولا
اینو... امشب نمیتونم بزارم
صبح پنج صبح میزارم برایتان...
ببخشید...
👍1
سلااام
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
(توی دانشگاه) همون ورودی در دانشگاه که رسیدیم، کلارا از اون دور پرید بغلم. حقیقتا باید بگم خیلی نازه، اون یه خرگوش با موهای سفید و چشمای صگرتی(رو به قرمز) و گوشای خیلی نرمی هم داره. لبخند زدمو بغلش کردم:"کلارا! اوخی گوگولی!" الکس با انگشت شصتش به پشت سرش اشاره…
زنگ خورد و من باید میرفتم کلاس. بدو بدو رفتم سر کلاس، و نشستم سر جام، به صندلی خالی کنارم خیره شدم. کلارا رفته و این منو ناراحت میکنه.... معلم اومد داخل و با خودش یه کیف داشت. اونو گذاشت زمین و بعد از سلام و احوال پرسی به در اشاره کرد:"بچه ها، میدونم چند ماه از سال گذشته، ولی یه شاگرد جدید داریم."*به در نگاه کرد*"بیا تو." شاگردجدید اومد داخل، یه پسر قدبلند با یه قیافه جدی و کمی خشک، به جورایی ترسناک به نظر میاد. اون سر تکون داد و با یه صدای جدی به همه کلاس سلام کرد و اومد که بشینه، که متوجه شدم داره میاد سمت من.... یا خدا، یعنی چیکارم داره؟! همینطور توی فکرش بودم که میخواد باهام چیکار کنه و داره میاد سمتم، که یهو صندلی کنارم کشید عقب و نشست کنار من. اوووهه! یادم رفته بود! تنها صندلی خالی کنار منه. از بالا تا پایین آنالیز کردم، موهاش یه حالت خاصی داشت، نصف صورتشو پوشونده بود... فک کنم دارم اشتباه میبینم ولی... یه چیزی زیر.. موهاشه... یه چیزه... سبز.. نه، نه! فک کنم توهم زدم، یا شایدم صورتش سوخته...

-ادامه دارد...

-Glorya(part 3)
#fan_fiction
#story
🍓4
ببخشید پارت کوتاه میزارم....
ولی دیگه زیاد وقت ندارم
امشب که اومدم هیولا میزارم براتون~
سلااامممممم
امروز قرار بود هیولا بزارم براتان
اگه این اینجاست پس تو دفترم میتونم تغییرش بدم، نه؟
نه ولش تنبلیمه-
سلام💀
من...
تازه..
خونه...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Hermit dog. (Silly star.(خستمه))
نمیدونم ماسکی که گفتی درست در اومد یا نه ولی خب😭😭
°
t.me/myweirdothoughtss
#challenge
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Hermit dog.
نمیدونم ماسکی که گفتی درست در اومد یا نه ولی خب😭😭 ° t.me/myweirdothoughtss #challenge
به مناسبت زیبا بودن این همین الان هیولا تایپ میکنم براتان
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
"سرهنگ ناصری نفسی عمیق میکشد:«پرونده حدودا یکساله فوق محرمانه،'"هیولای زمستان"'. حدود یه سال پیش وسط چهله زمستون، جسد یه مرد که و سرش پلاستیک کشیده شده بود و ضربات چاقو روی سینش به وضوح نمایان بود تو خونش پیدا شد. اثر انگشت قابل شناسایی نبود، اینکه کوچیک هم…
"چهار روز از دیدار با سرهنگ ناصری گذشته بود. کارآگاه جوان در حالی که به مدارک پرونده محمد قربانی نگاه می‌کرد، پشت سرش را از کلافگی میخاراند. صدای در به گوش می‌رسد. او به سمت در میرود‌:«دارم میام.» وقتی کارآگاه جوان در را باز می‌کند، با چهره جوان یک مرد در لباس سرباز مواجه می‌شود. سرباز به اون نگاه میکند:«آقای جواد رحیمی؟» کارآگاه سرش به علامت بله تکان داد. سرباز کیف دستی را که به همراه داشت بالا آورد:«سرهنگ ناصری گفتن اینو برسونم دست شما.» نفسی عمیق میکشد:«و تاکید کردن که محرمانه بمونه.» کارآگاه دوباره سرش را تکان میدهد:«میتونین روم حساب کنین.» و کیف را از دست سرباز می‌گیرد. سرباز سرش را به علامت خداحافظی تکان می‌دهد، کارآگاه در را میبندن و آهی می‌کشد:«قراره پرونده سختی باشه...»"

-apandics(part 4)
#mystory
#The_Winter_Monster
🍓2👾2🔥1🕊1