𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
....مرد، دستمالی از جیبش بیرون آورد و جلوی دخترک زانو زد. در حالی که دستان و صورت نرم دخترک را پاک میکرد، لبخند گرمی به او تحویل داد. دخترک، تایی به آبرویش داد. مرد خنده ای ریز سر داد و صدای کلفتش از اعماق ریه هایش بیرون آمدند: «میدونی، قدرتی که داری... مثل…
....پس نوش جان کردن سوسیس و تخم مرغ پشت اپن، دخترک مزه جدیدی را تست کرده بود: تندی. دیوید سس تند را روی سوسیسی که چاشنی فلفل هندی داشت، به دخترک داده بود و تا چند دقیقه ای به چهره دخترک که سعی داشت دهان درحال آتش گرفتنش را آرام کند، خندیده بود.
خوردنشان که تمام شد، دیوید ظرف ها را جمع کرد و درون سینک ظرفشویی گذاشت. آبی روی دستانش ریخت و سپس به سمت دخترک که هنوز روی چهارپایه پشت اپن نشسته بود، حرکت کرد. دخترک را بلند و مانند کودکی، او را در آغوش گرفت. دخترک که یکه خورده بود، برای زندگی عزیزش به دیوید چسبید. دستان کوچکش لباس دیوید را چنگ زده بودند. اخمی کرد و با تشر گفت:"چکار میکنی؟" دیوید، تایی به ابرویش داد. لبخندی زد و از آشپزخانه بیرون آمد. به سمت حمام به راه افتاد. دخترک، دوباره تشر زد:"هی! من خودم پا دارم!" و دست و پا زد تا از آغوش دیوید رهایی یابد. دیوید بازوانش را محکم تر دور دخترک پیچید و سری تکان داد. سپس خنده ای از اعماق وجودش بیرون آمد:"عمرا اگه بزارم! الان وقت دوش قبل از خوابه."
وقتی به حمام رسید، در را باز کرد و دخترک را زمین گذاشت. به سمت وان حرکت، و آب را باز کرد. دخترک، همانطور که اخم کرده بود، اطرافش را نگاه کرد. سپس، قدمی به عقب برداشت که صدای دیوید اورا در جایش متوقف کرد:"فکر فرار کردن هم به سرت نزنه." دخترک، سرش را کمی پایین آورد و بی اختیار لُنج کرد. لبانش به نشانه نارضایتی غنچه شده بودند و لپ هایش از همیشه نرم تر و ناز تر به نظر میرسیدند.
وقتی وان پر از آب شد، دیوید کمی صابون درون آب ریخت و کف درست کرد. زیر آب، ناپیدا بود. ایستاد و به دوباره به سمت دخترک حرکت کرد. دختر که تعجب کرده بود، سعی کرد فرار کند. اما دستان دیوید سریع تر از پاهای کوچک دخترک بودند. دیوید دخترک را زیر بغل زد و بعد از نزدیک شدن به وان، اورا درون وان قرار داد. دیوید، به دخترک نگاه کرد. "با اجازه." این را گفت و لباس دخترک-که یک تیشرت مشکی گشاد بیش نبود- را درآورد و بعد روی چهارپایه کنار وان نشست. شلوارک دخترک هنوز به پایش بود. دخترک همینطور که با اخم به دیوید چشم غره میرفت، خود را بیشتر زیر آب برد. آب، گرم بود و حس تازگی القا میکرد. چهره دخترک کمی نرم شد. دیوید، دوباره لبخندی به لطافت ابر زد، و شروع کرد به شستن سر دخترک. دستان درشتش، گرم و به آرامی سر دخترک را مالش میدادند تا تمیز شود.
سکوت را فقط صدای آب درون وان و صدای ترکیدن حباب ها میشکاند. لحظهای پر از آرامش بود. دخترک دوست نداشت که این اتفاقاتی که امروز برایش افتاده بودند، تمام شود، گرچه میدانست هیچ چیز همیشگی نیست.
همچنان، سوال دیوید باقی ماند: این دخترک دقیقا که و چه بود؟....
-ادامه دارد...
-apandics
-EXP.2.6.8
#Crystal_blue
#mystory
خوردنشان که تمام شد، دیوید ظرف ها را جمع کرد و درون سینک ظرفشویی گذاشت. آبی روی دستانش ریخت و سپس به سمت دخترک که هنوز روی چهارپایه پشت اپن نشسته بود، حرکت کرد. دخترک را بلند و مانند کودکی، او را در آغوش گرفت. دخترک که یکه خورده بود، برای زندگی عزیزش به دیوید چسبید. دستان کوچکش لباس دیوید را چنگ زده بودند. اخمی کرد و با تشر گفت:"چکار میکنی؟" دیوید، تایی به ابرویش داد. لبخندی زد و از آشپزخانه بیرون آمد. به سمت حمام به راه افتاد. دخترک، دوباره تشر زد:"هی! من خودم پا دارم!" و دست و پا زد تا از آغوش دیوید رهایی یابد. دیوید بازوانش را محکم تر دور دخترک پیچید و سری تکان داد. سپس خنده ای از اعماق وجودش بیرون آمد:"عمرا اگه بزارم! الان وقت دوش قبل از خوابه."
وقتی به حمام رسید، در را باز کرد و دخترک را زمین گذاشت. به سمت وان حرکت، و آب را باز کرد. دخترک، همانطور که اخم کرده بود، اطرافش را نگاه کرد. سپس، قدمی به عقب برداشت که صدای دیوید اورا در جایش متوقف کرد:"فکر فرار کردن هم به سرت نزنه." دخترک، سرش را کمی پایین آورد و بی اختیار لُنج کرد. لبانش به نشانه نارضایتی غنچه شده بودند و لپ هایش از همیشه نرم تر و ناز تر به نظر میرسیدند.
وقتی وان پر از آب شد، دیوید کمی صابون درون آب ریخت و کف درست کرد. زیر آب، ناپیدا بود. ایستاد و به دوباره به سمت دخترک حرکت کرد. دختر که تعجب کرده بود، سعی کرد فرار کند. اما دستان دیوید سریع تر از پاهای کوچک دخترک بودند. دیوید دخترک را زیر بغل زد و بعد از نزدیک شدن به وان، اورا درون وان قرار داد. دیوید، به دخترک نگاه کرد. "با اجازه." این را گفت و لباس دخترک-که یک تیشرت مشکی گشاد بیش نبود- را درآورد و بعد روی چهارپایه کنار وان نشست. شلوارک دخترک هنوز به پایش بود. دخترک همینطور که با اخم به دیوید چشم غره میرفت، خود را بیشتر زیر آب برد. آب، گرم بود و حس تازگی القا میکرد. چهره دخترک کمی نرم شد. دیوید، دوباره لبخندی به لطافت ابر زد، و شروع کرد به شستن سر دخترک. دستان درشتش، گرم و به آرامی سر دخترک را مالش میدادند تا تمیز شود.
سکوت را فقط صدای آب درون وان و صدای ترکیدن حباب ها میشکاند. لحظهای پر از آرامش بود. دخترک دوست نداشت که این اتفاقاتی که امروز برایش افتاده بودند، تمام شود، گرچه میدانست هیچ چیز همیشگی نیست.
همچنان، سوال دیوید باقی ماند: این دخترک دقیقا که و چه بود؟....
-ادامه دارد...
-apandics
-EXP.2.6.8
#Crystal_blue
#mystory
❤2
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
....پس نوش جان کردن سوسیس و تخم مرغ پشت اپن، دخترک مزه جدیدی را تست کرده بود: تندی. دیوید سس تند را روی سوسیسی که چاشنی فلفل هندی داشت، به دخترک داده بود و تا چند دقیقه ای به چهره دخترک که سعی داشت دهان درحال آتش گرفتنش را آرام کند، خندیده بود. خوردنشان…
دارم به این فکر میکنم اینو بزارم برای بی دی تی
پنج شنبه ها خالیه...
اونجا پخش بشه
ولی خوب پارت هام کوتاهه و اگه هر چی اینجا نوشتم رو جمع کنم تازه میشه یه پارت پیدیاف
تازه، باید تاییدیه بگیرم که اصن این داستان خوب هست یا خیر🗿
پنج شنبه ها خالیه...
اونجا پخش بشه
ولی خوب پارت هام کوتاهه و اگه هر چی اینجا نوشتم رو جمع کنم تازه میشه یه پارت پیدیاف
تازه، باید تاییدیه بگیرم که اصن این داستان خوب هست یا خیر🗿
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
....پس نوش جان کردن سوسیس و تخم مرغ پشت اپن، دخترک مزه جدیدی را تست کرده بود: تندی. دیوید سس تند را روی سوسیسی که چاشنی فلفل هندی داشت، به دخترک داده بود و تا چند دقیقه ای به چهره دخترک که سعی داشت دهان درحال آتش گرفتنش را آرام کند، خندیده بود. خوردنشان…
حالا که بهش فکر میکنم پارت های آبی کریستالی از پارت های هیولا همیشه بزرگترن💀🌚
شاید چون آبی کریستالی رو همون موقع مینویسم ولی هیولا رو از قبل رو کاغذ دارم؟
شاید چون آبی کریستالی رو همون موقع مینویسم ولی هیولا رو از قبل رو کاغذ دارم؟
آشفتگیهایذهنی
https://news.1rj.ru/str/myweirdothoughtss
چرا انقد... لوس و دخترونه🗿😭😂
انقد پیک می به نظر میام؟...😭😭🫠
انقد پیک می به نظر میام؟...😭😭🫠
👎2🥰2👏1
Forwarded from Bot_Apandics~
https://news.1rj.ru/str/myweirdothoughtss/13134
باشه ولی این دخترونه نیست
دخترونه باشه لوس و پیک می نیست
باشه ولی این دخترونه نیست
دخترونه باشه لوس و پیک می نیست
Telegram
ℓιcσтιc
چرا انقد... لوس و دخترونه🗿😭😂
انقد پیک می به نظر میام؟...😭😭🫠
انقد پیک می به نظر میام؟...😭😭🫠
👍2
Bot_Apandics~
https://news.1rj.ru/str/myweirdothoughtss/13134 باشه ولی این دخترونه نیست دخترونه باشه لوس و پیک می نیست
نکته دوم اینکه...
منظور بدی نداشتم از اینکه اینشکلیه
من... کار اشتباهی انجام دادم فکر میکنم....
این عکس رو آخه... در مقابل با بقیشو گفتم وخب آره یکم لحن و کلمات نامناسبی انتخاب کردم...
در کل منظور بدی نداشتم...
منظور بدی نداشتم از اینکه اینشکلیه
من... کار اشتباهی انجام دادم فکر میکنم....
این عکس رو آخه... در مقابل با بقیشو گفتم وخب آره یکم لحن و کلمات نامناسبی انتخاب کردم...
در کل منظور بدی نداشتم...
🗿1
از این تریبون اعلام میکنم به عنوان یک مظ تو چالش شرکت نمیکنم دیگه🌚🗿🤝
👏1