𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
کتاب خونه رفتم چهار تا کتاب گرفتم
شاید براتون سوال باشه چی برداشتم
خب من خیلی انسان رندومی هستم هر کتاب دستم بیاد خوشم بیاد میخونم فرقی نداره چه موضوعی داره
خب من خیلی انسان رندومی هستم هر کتاب دستم بیاد خوشم بیاد میخونم فرقی نداره چه موضوعی داره
🍓1
وای مشتی
مامانم گفت برو یه کتاب هم برای من بیار
سه تا کتاب براش بردم
یکیش گفت خوبه،بعد نگاه کرد دید رمان نوجوان نوشته🌚😂
گفتم مامان جان اینجور کتاب ها سن نمیشناسه که🌚🫠
مامانم گفت برو یه کتاب هم برای من بیار
سه تا کتاب براش بردم
یکیش گفت خوبه،بعد نگاه کرد دید رمان نوجوان نوشته🌚😂
گفتم مامان جان اینجور کتاب ها سن نمیشناسه که🌚🫠
🍓1
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
Night three; #one_pic_one_tale #pic
داستان شب سوم؛
در حالی که روی صحنه ایستاده بود، نگاهش به ناگاه روی گل های پایین پایش افتاد. رز سفید، خالصانه، زیبا و پاک، و رز قرمز، که او را یاد عشق قدیمیاش انداخت.
لبخندی روی صورتش نشست، کمی چرخید، و دوباره رو به شنوندگان، به خواندن ادامه داد.
-Venium
#one_pic_one_tale
#mystory
+و حالا ما از صبحونه معروف انگلیسی لذت میبریم.
-...
-؟!😟
-ولی، هستینگز. این صبحونه معروف انگلیسی که میگی کجاست؟
+خب، از شام دیشب متوجه نشدی؟
+فقط یک سیب زمینی برای هرکسی. نه یدونه بزرگ. یدونه کتلت.
-آه، دوست من. ولی از یه شام انگلیسی
-هیچکس توقعی نداره.
-ولی حتی صبحونه؟؟؟
-Hercule Poirot
#dialogue
#movimation
#pic
-...
-؟!😟
-ولی، هستینگز. این صبحونه معروف انگلیسی که میگی کجاست؟
+خب، از شام دیشب متوجه نشدی؟
+فقط یک سیب زمینی برای هرکسی. نه یدونه بزرگ. یدونه کتلت.
-آه، دوست من. ولی از یه شام انگلیسی
-هیچکس توقعی نداره.
-ولی حتی صبحونه؟؟؟
-Hercule Poirot
#dialogue
#movimation
#pic