وقتایی که خیلی خسته میشم به تهش فکر میکنم، به نتیجه تلاشهام، دوباره جون میگیرم.
Closeup.
Photo
غریبنوازی کردی مشتی، نگامون کردی و از بچگی شدیم کفترجلدت. تا شما هستی روا نیس رو بوم یکی دیگه بشینیم. هرجا خوردیم زمین پاشدیمو زیرلبی گفتیم برو جلو آقا هواتو داره. آقایی آقا، به معنای کلمه، به وسعت هفت آسمون. شما رفیقی، پناهی، با شما بودن خودِ پادشاهیه. زمین خوردتیم آقا.
نیماجاویدی اثبات کرده که تو میتونی همون اول بفهمی با اثری طرف هستی که با دقت ساخته شده. لوکیشنها درست انتخاب شدن، بازیها قابلباورن و فضاسازی کلی سریال(طراحی صحنه، طراحی لباس، گریم، نورپردازی) آدم رو درگیر خودش میکنه. ولی یه چیزی اذیتم کرد؛ سرعت داستان. خیلی از اتفاقها زود میافتن و بعضی گرهها قبل از اینکه توو معما درگیرت کنن، باز میشدن. کاش یه قسمت دیگه اضافه میشد یا هر قسمت چند دقیقه بیشتر طول میکشید تا بهتر درگیر قصه بشیم. اما تعلیق آخر هر قسمت خیلی خوب بود و کاری میکرد که منتظر اتفاقهای بعدی باشی. در کل «شکارگاه» یه مینیسریال دوستداشتنی و خوشساخته که ارزش دیدن داره؛ فقط میشد فرصت بیشتری برای عمیقتر کردن داستان و کاراکترها گذاشت.
هیچکس قرار نیست بابت اون صدباری که بخشیدی ازت تشکر کنه. کسی درک نمیکنه با هربار بخشش، بخشی از اعتمادت فروریخته که قابل جبران هم نیست. همه صرفا میخوان ببخشی و نادیده بگیری چون این توقع رو دادی که میتونی از هر اشتباهی بگذری.
Closeup.
Photo
پاشید چایی بذارید، حوالی دهونیم پخت و پز جدیدم پخش میشه. شبکه دو، مسابقه دونقطه.
Forwarded from Closeup.
سینما برای من مثل یه دریچهست، یه راه فرار از این دنیا. هر وقت فیلم میبینم، انگار توو یه دنیای دیگه نفس میکشم. یه جایی که همه چی ممکنه. سینما به من نشون میده که زندگی و آدما میتونن هزار تا قصه داشته باشن و از تماشای این قصهها هیچ وقت خسته نشد. از همذاتپنداری با شخصیتها، از این که حتی واسه یه لحظه بشم یکی دیگه و زندگیش رو حس کنم. غماش، رنجاش، شادیاش..
سینما فقط سرگرمی نیست، حس زنده بودنه.
- روز سینما مبارک.
سینما فقط سرگرمی نیست، حس زنده بودنه.
- روز سینما مبارک.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیالواقع خداوند، اند لطافت، اند بخشش، اند بیخیال شدن، اند چشم پوشی و اند رفاقت است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم، از مانیتور کوچیک من رسید به پردهی نقرهای.
و من فقط نگاهش میکنم و توو دلم میگم:
«بالاخره رسیدی…»
و من فقط نگاهش میکنم و توو دلم میگم:
«بالاخره رسیدی…»