Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
611 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
556 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
اونی باش که خودت میخوای نه اونی که دیگران دوست دارند ببینند.
م.س💫
تنها دو گزینه وجود دارد یا پیشرفت کنی یا بهانه جویی.

م.س💫
در مورد ازدواجهای سنتی سوال شده که عشق بعد از ازدواج ممکنه...

پاسخ من:

من اخیرا با این موضوع زیاد برخورد میکنم. و وقتی از مراجع های من میپرسم ازدواج یعنی چی برای شما. اکثرا تصور درستی ندارند و فقط تصویری رو دنبال میکنند که انتظار جامعه و اطرافیان رو بتونند جوابگو باشند.
از دید من چیزی وحشتناکتر و ضد انسانی تر وجود نداره از اینکه منفعلانه و کورکورانه ازدواج بشه و بدنبالش اغلب یک بهانه گیری وجود داره؛
👈قسمت نبود!
در این تکست یک سری کلیشه ها هستند که من شخصا از ازدیاد اونها تو میدیا خسته شدم و فکر میکنم این افراد چرا روزی ساعتها در این میدیاها هستند ولی یاد نمی گیرند و همون طرحواره های اجتماعی و ناخوداگاههای جمعی رو دنبال میکنند. پس کی آگاهی شروع میشه. چطور باید به این افراد آموخت. چرا نمی بینند که علت طلاق ۵۳% در ایران همین چیزها میتونه باشه؛
👈منفعل بودن!

در نهایت اینجا در این بافت های سنتی افراد ازدواج نمیکنند بلکه خانواده ها. پس یکبار دیگر نیاز شخص در این بافتها مهم نیست بلکه چیزی که حایز اهمیت هست ارزشهای جمعی و یکبار دیگه؛مقوله ای که باعث بدبختی و اوارگی هزاران زن‌ و مرد و کودک شده!
👈 آبرو!

📍شروع یک زندگی منفعلانه بدون عشق در واقع فقط یک مرثیه خوانی مداوم در قبرستان عشق است.


م. ستودگان💫
دکتر موریس ستودگان

📍تحت چه شرایطی بچه ها مجبور به دروغگویی و یا داستان سازی میشوند؟ چطور میتوانیم به عنوان مادر، پدر و مربی با این پدیده طبیعی برخورد کنیم؟

🔻قسمت اول

داستانها بیان کننده حقایق مربوط به امیدها و دلهره ها در کودکان و نوجوانان هستند. دروغ ها اشکار کننده ان هستند که کودکمان نیازی دارد یا میخواهد ان باشد که نمیتواند. ما به عنوان والد یا مربی میبایست مفهوم دروغ و داستان را درک کنیم و واکنش پخته یک والد در واقع درک مفهوم این داستان سازی و منعکس سازی کودک میباشد نه انکار مفهوم داستان یا محکومیت کودک به دروغ و مچ گیری.
تنها از طریق اطلاع رسانی میتوانیم به کودکمان کمک کنیم که تفاوت واقعیت و داستان پردازی را تشخیص دهد.
👈دروغ ها دو دسته اند.
🔻دسته ای که حقایق را بیان میکنند چون کودکان اجازه ندارند حقایق را آنطور که میبینند بزبان بیاورند‌ و نمیتوانند از دلهره ها و مشکلات خود صحبت کنند چون شاید خانواده به اندازه کافی مشکل دارد و کودک نمی خواهد آنها را بیشتر با مشکلات روبرو کند.
🔻 کودکان متنفرند وقتی والدین یا معلم پرس و جو میکنند و یا فکر میکنند که والدین پاسخ ها را از قبل میدانند و آنها را محکوم خواهند کرد. این کودکان خود را مجبور به دروغگویی میبینند تا از خود دفاع کنند و اینگونه دروغها و داستان سازی ها از دسته دوم هستند. کودک خود را بازپرسی نکنیم چون اطمینان کودک مان به ما از بین خواهد رفت. پس بهتر است راست و رک صحبت کنیم. تا کودک مان راست گویی را بیاموزد.
🔻داستان سازی و تمایل به دروغ در نوجوانان اساسا از یک تخیل شکوفا نمی شود بلکه ترکیبی از تخیل و حقیقت است. اما این یک نگرش اخلاقی است که کودک و نوجوان میبایست به طور آگاهانه حقیقت را بیان کند. این موضوع زمانی اتفاق می افتد که یک کودک مزایای این صداقت را به شخصه به اندازه کافی به طور مثبت تجربه کرده باشد. برای گفتن حقیقت باید بارها پاداش مثبت برای کودکان وجود داشته باشد.

🔻هنگامی که کودکان دروغ می گویند، به این معنی نیست که "شخصیت بد" در انها شکل میگیرد، زیرا هیچ ژنی برای دروغگویی وجود ندارد. وقتی که جوانان به مرز بین واقعیت و فانتزی می رسند، انها مثل بزرگسالان گاهی در دو راهی قرار میگیرند و چیزی را بیان میکنند که شاید برای ما با حقیقت فاصله داشته باشد. پیاژه و کلاین معتقدند چون در مراحل رشد هنوز تصمیم گیری صحیح اخلاقی در این سنین کاملا شکل نگرفته است کودکان گاهی در خیال پردازی و گفتن حقیقت متفاوت تر عمل میکنند. اما کتمان این حقایق خود بیانگر حقیقتی جدید است که آنها از روش تربیت ما می ترسند و یا اعتماد به آنها را به اندازه کافی جلب نکرده ایم. بعد از نیازهای فیزیولوژیک در کودکان نیاز به امنیت و اعتماد مهمترین نیاز انهاست‌. گاهی این داستان سازیها صرفا برای جلب توجه والدین و مربی میباشد.

🔻کودکان نیز در هنگام تنبیه دچار سردرگمی و احساس عدم امنیت میشوند. تنبیه کودکان به هر شکلی برای پیدا کردن حقیقت اشتباه بزرگی از طرف والدین است. چرا که نیاز کودک در اینجا نادیده گرفته شده و ایجاد خشم و احساس عدم پذیرش خواهد کرد. این احساس در اعتماد و عزت نفس کودک و نوجوان بسیار تاثیر گذار است.

یک کودک تنها زمانی که در معرض ناراحتی است یعنی وقتی که مجبور است چیزی را که نمیخواهد اعتراف کند، قبول کند و داستانی بسازد، شروع به دروغگویی میکند که والدین را ارضا کند، چرا که از عواقب آن میترسد. بنابراین، در صورت امکان، بزرگسالان باید از قرار دادن کودک به طور عمدی یا نااگاه در چنین وضعیت اضطراری کاملا خودداری کنند.
🔻یک بزرگسال می تواند به راحتی راهی برای جلوگیری از بیان عبارات هوشمندانه و یا مانورهای انحرافی پیدا کند تا خود را از دامی برهاند اما کودکان این قدرت بیان را ندارند و خود را در تله ای احساس میکنند که ایجاد حس حقارت در آنها ایجاد میکند. انتخاب بین حقیقت و دروغ باید به اندازه کافی برای کودکان قابل تشخیص باشد، تا از او حقیقت را انتظار داشت.

🔻کودکان نیز غالبا دروغ میگویند وقتی که والدین از طریق ممنوعیتها، سختگیری، پرسشهای مستمر و کنترل کودک موانع حقیقت گویی را میسازند، این سبب عدم اطمینان متقابل میشود.
بزرگسالان تمایل دارند که یک کودک دروغگو را به بازجویی، حاشیه سازی، مجازات اخلاقی شدید تهدید کنند. بچه ها می خواهند از این عمل والد جلوگیری کنند و به این ترتیب در داستان های دروغین خود به شدت درگیر می شوند و نمی توانند تحت فشار به راحتی راه حقیقت را پیدا کنند. اگر ما والدین می خواهیم فرزند خود را از دروغ حفظ کنیم چون زیرا نمی خواهند حقیقت را بگویند، پس ما باید قبول کنیم که هیچ جوابی را در ان لحظه نپذیریم. سپس ما میبایست به پشتیبانی از استقلال کودک خود بپردازیم و او بگوئیم که «من نمی خواهم این را بگویم که تو دروغ میگویی، بلکه میخواهم فقط داستان را درک کنم‌‌».
۱
دکتر موریس ستودگان

📍تحت چه شرایطی بچه ها مجبور به دروغگویی و یا داستان سازی میشوند ؟ چطور میتوانیم به عنوان مادر و پدر و مربی با این پدیده طبیعی برخورد کنیم؟

🔻قسمت دوم

با گفته های ما به عنوان والد که برای کودک قابل باور هستیم، به او اطمینان میدهیم که هم حق دارد که فعلا جوابی ندهد ولی باید راهی برای درک من از داستان بیابد. اینطور به کودک حس مسئولیت پذیری و استقلال خواهیم داد. و از دید اخلاقی دروغگویی را محدود میکنیم.

🔻هنگامی که کودکان همواره دروغ می گویند، بزرگسالان اعتماد به آنها و نحوه پرورش خود را زیر سوال میبرند و کنترل به احساس خود را از دست می دهند. آنها دیگر به سختی کودکان را باور دارند. این قابل فهم است اما اگر میخواهیم کودک را دروغگو نکنیم، راهی جز اطمینان به او نداریم. همه والدین کم و بیش با این مشکل دست و پنجه نرم میکنند، اما کودک باید یاد بگیرد که چرا حقیقت بهتر است و میتواند اعتماد ما را بدست آورد. بچه ها فقط می توانند اعتماد به توانایی های اخلاقی خود را اینگونه پرورش دهند اگر اعتماد به انها توسط خانواده و مربیان نشان داده شود.

👈 بی اعتمادی و کنترل برای کودکان و نوجوانان به معنای: "من به تو اعتماد نمی کنم، من به صداقت گفته های تو اعتماد ندارم". اگر این پیام یک پدر و مادر و یا خانواده و مربی باشد، کودک چگونه باید خود را باور کند؟ و چرا باید صادق باشد وقتی ما به گفته هایش باور نداریم؟

👈هر کودک در نهایت یکبار سعی خواهد کرد که آگاهانه دروغ بگوید. تا مرزهای والدین و سیستم را درک کند. این طبیعی است. این خیالبافی ها و شاید دروغ های کوچک فرصتی عالی برای صحبت در مورد اشکالات دروغ گفتن و فاش کردن منافع حقیقت گویی است. هر دروغ کودک و نوجوان فرصتی برای تمرین حقیقت گویی است.

👈با این حال، هنگامی که یک کودک اگاهانه به دروغ پناه ببرد و عادت کند، این نشان دهنده یک نیاز خاص کودک است. سعی کنیم به نیاز اساسی این دروغ بپردازیم. بچه ها بخاطر شادی به دروغ پناه نمیبرند، بلکه از روی ترس، نیازها و یا نیازهایشان اینکار را انجام میدهند. آنها دروغ می گویند که از مجازات خود فرار کنند، آنها با داستان های اختراع کرده خود به دنبال توجه ما والدین و مربیان هستند. گاهی برای نشان دادن خود با دروغ به عنوان بهانه ای برای ابراز وجود استفاده میکنند. ما والدین و مربیان باید بدانیم که این احساسات متعلق به این سنین است. باید کودکان و نوجوانان و نیازهای آنها را شناخت و آنها را همانگونه پذیرفت. باید احساسات آنها را جدی گرفت و به آنها احساس مهم بودن در زندگی داد. این باعث می شود تا آنها حقایق را آنگونه که میباشد بیان کنند و درصورت عدم اطمینان و حس امنیت در مشکلی از ما والدین برای حل مشکلات زودتر کمک بخواهند.

👈لازمه این رشد کودک والدینی با رشد عقلانی و عاطفی بدور از خشونت میباشند.

📍کودکان اینه والدین میباشند. اشتباه کودکان را باید در رفتار خود جستجو کنیم.

دکتر موریس ستودگان
۲
💫یکی از بزرگترین محاسن خود شناسی رهایی از انتظارات دیگران است. خود را یافتن‌ و ساختن اولین قدم استقلال و این آغاز خوشبختیست. و شاید به همین دلیل فقط خود ما عامل خوشبختی مان هستیم.

دکتر م. ستودگان💫
💫CHANGE
تغییر یعنی متفاوت تر از قبل شدن. و هدف گزاری برای این متفاوت تر شدن گامی است اساسی برای تغییر. روزی که تغییر در خود احساس نکردیم آن روز ما از روزهای زندگی به شمار نمی آید.
تغییر تنها ابزار خودشناسیست که اعتماد به خود و عزت نفس را ارزشمند میسازد. و هیچگاه برای تغییر زود یا دیر نیست. تغییر تنها سوژه بدون زمان است.

دکتر م. ستودگان💫
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
سوال ۱۷۷
#ازدواج_با_تفاوت_سنی

سلام دکتر موریس می دانم شما خیلی سرتون شلوغه و کاراتون زیاده اما کاش می تونستید منم راهنمایی کنید . من ۳۵سالمه و مدت ۳ساله با یه دختر ۱۷ساله ارتباط دارم تلفنی و البته حضوری گاهی اما به اندازه کافی از هم شناخت داریم سلایق و علایق و سطح خانواده ها مون هم نزدیک به هم و خیلی مشابه آیا این اختلاف سنی ۱۸ سال بعداً مشکل ساز نمیشه راه حلش چیه ؟ واقعا همدیگرو دوست داریم چون ۳سال مدت کمی نیست.

درود
بزارید اول این رو از نظر قانونی نگاه کنیم: در تمام دنیا وقتی یک مرد ۳۴ ساله با یک دختر ۱۴ ساله رابطه عاطفی برقرار بکنه، ایشون مجازات قانونی به عنوان پدوفایل خواهند داشت. حالا در فرهنگ ما متفاوت هست بحث دیگری هست.

جناب مراجع؛ اون دختر بچه نه به بلوغ فکری رسیده و نه بلوغ عاطفی. این دختر بچه به احتمال زیاد از کمبود یک رابطه با پدر باید رنج ببره که در این سن (۱۴ سالگی) به شما وابسته شده. این رابطه هیچ دلبستگی در اون وجود نخواهد داشت چون فقط وابستگی عاطفی میتونه باشه.
سوال من از شما این هست که ازدواج یعنی چی؟
این سوال شما خیلی دیر هست که ایا ازدواج مناسب هست یا خیر. البته که مناسب نیست چرا که وقتی این دختر خانم ۳۰ سالش میشه شما نزدیک ۵۰ هستید و هیچوقت نمیتونید از نظر بدنی و جنسی نیاز ایشون رو برآورده کنید و این تفاوت رو نگاه کنید در تمام سنین.
ایا شما امروز در ۳۷ سالگی با یک خانم ۶۵ ساله ازدواج خواهید کرد؟ به این موضوع فکر کنید چرا خیر.
احتمالا این دختر خانم ۱۷ ساله هیچ تصوری از زندگی مشترک و ازدواج نداره. مطمینا نمیتونه حتی تصور کنه که ۳۷ ساله یعنی چی. شما در واقع میتونید پدر این دختر خانوم باشید.
نیازهای این سنین کاملا متفاوت هست. شما فکر میکنید از این رابطه چی یاد خواهید گرفت؟
شما همیشه در نقش پدر خواهید بود و نمیتونید نقش همسر رو به عهده بگیرید. و این چاله سنی همیشه یک چاله احساسی به همراه خواهد داشت. از دید روانشناسی چنین رابطه هایی موفق نخواهند بود ولی طبیعتا تصمیم با شماست. شما از دو نسل متفاوت هستید که همدیگر رو دشوار درک خواهید کرد.
تنها پیشنهاد من این هست از خودتون سوال کنید چرا با زنی در سن خودتون حاضر به رابطه نشدید؟ چه نیازی دیدید که خواستید یک بچه رو بزرگ کنید؟ تا حالا چه چیزی از این رابطه دستگیر شما شده؟ چی یاد گرفتید؟

البته تمام این سوالها رو باید در اطاق مشاوره ازدواج جواب بدید. و حتما یک تست بگیرید که ایا به بلوغ عاطفی رسیدید یا خیر چون گاهی آقایان که در وابستگی با مادر خود هستند تا سنین چهل سالگی به بلوغ عاطفی نمی رسند.
سپاس

دکتر ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
سوال ۱۷۹

#مسیولیت_برای_خواهر

سلام اقای دکتر
وقت بخیر. من خانم 37 ساله هستم که دوسال و نیمه با خواهر کوچکترم مستقل از خانواده در شهر دیگری زندگی میکنم.من کار میکنم خواهرم دانشجوست. اختلاف سنی ما 16 ساله. من اولین واو اخرین فرزند هست. از دید اون من حمایتگر نیستم و از دید من خواهرم رفتار کودکانه و پرتوقعی دارد. هر چند وقت یکبار من از فشارهای زیادی که کار در بیرون و خونه هردو بمن وارد میکنن شاکی میشم بعد خواهرم قهر میکنه زنگ میزنه به همه ی اعضا گزارش میده. پدر ومادرم نصیحتش میکنن ولی خواهرها و برادرم که همه از من کوچکتر و از او بزرگتر هستند از او طرفداری میکنند و همین اخلاق باعث میشه بیشتر احساس حق به جانبی کنه. چندین بار بهش گفتم اینکه هر اتفاقی میفته خبر میدی منو ازار میده ولی بیفایده است. حتی با پدر و مادرم صحبت کردم تا با خواهرها صحبت کنن که وارد ماجراهای ما نشن. حتی خودم ازشون خواستم یه مدت اینکارو کردن ولی باز شروع کردن به دخالت و دلسوزی بیجا برای اون. اصلا درک نمیکنن که من دارم توی یک شهر بزرگ مستقل کار و زندگی می کنم و تازه بار یک دختر 21 ساله دانشجو که فکر میکنه هنوز خیلی کم سنه رو هم بدوش میکشم. خسته و داغونم. با کمترین فشاری بهم میریزم. گاهی اخر شبها گریه میکنم. کافیه من از چیزی شاکی بشم قهر میکنه. بنظرتون باید چطور ازین شرایط نجات بدم خودمو؟ یه مدت کتاب نظریه انتخاب گلسر رو هردو خوندیم و من یاد گرفتم کمتر کوتاه بیام و ناراحتی هامو ابراز کنم اون هم بهتر شده بود الان دوباره مدتیه چالشها هرروزه شدند.
اگر جواب من رو در پی وی بدید و در کانال مطرح نکنید ممنون میشم.

درود
دفعه بعد اگه سوال داشتید تو کانال با ربات یک رمز بدین که سوال شما با رمز جواب داده بشه و زحمت ما کمتر بشه.

در مورد رابطه شما و خواهر شما

متاسفانه در ایران مرسوم هست که همه تو همه کارها دخالت میکنند و طبیعتا خواهر شما هم شرطی شده و با پشتیبانی از خانواده نمیتونه به مرزهای شما احترام بزاره.
از دید من این صفاتی که بهم نسبت میدین مثل اون بچه گانه هست و اون میگم شما پشتیبان نیستید، دقیقا همون اتفاقی هست که باید بیفته. در واقع شما نمیتونید انتظار های خودتون رو مثبت فرموله کنید و با خشم به هم توهین میکنید.
اولا یک دختر ۲۱ ساله کودک نیست ممکنه رفتارش نامعقولانه باشه ولی کودکانه نیست. شما انتظار دارین که خواهرتان مثل یک آدم بالغ رفتار کنه پس باید بهش بگین که برای شما بالغ بودن به چه معناست و اگر ایشون رفتارش رو تصحیح نکنه چه عواقبی برای ایشون خواهد داشت.
شما هم متقابلا از ایشون بخواین که یک خواهر پشتیبان رو تعریف کنه.
از دید من شما باید مشخص کنید که هیچ وظیفه ای ندارید که از ایشون مراقبت کنید و فقط لطف شماست که با این همه مشغله و گرفتاری حاضر هستید تقبل مسیولیت کنید. تازه باید گاهی گریه کنید تا ایشون رو خوشبخت کنید.

احتمالا در خانواده شما انتظارهای بیهوده باید زیاد باشه و به مرزهای هم اجترام گذاشته نمیشه وقتی همه از شما شاکی میشن بجای تشکر از لطف شما.

مرزهاتون رو مشخص کنید. یعنی تا شما به مرزهای خودتون احترام نزارین دیگران هم به مرزهای شما احترام نخواهند گذاشت.

الف) تعیین کنید که هر دو شما از زندگی مشترک زیر یک سقف چه نیازی دارید و در صورت رعایت نکردن مرزها چه اتفاقی خواهد افتاد. عواقب کار چه خواهد بود. این مهم هست.

ب) هفته ای یکبار مثلا چهار شنبه با هم بشینید و صحبت کنید ۶۰ دقیقه. هر کدوم ۳۰ دقیقه. اول ۴ چیز مثبت از هم بگین که تو هفته خوب بود بعد یک نکته که پتانسیل بهتر شدن داره.

پ) به خانواده شما هشدار بدین که اگر دخالت کنند باید به فکر جایی جدید برای خواهرتان باشند. چون شما حاضر نیستید از ایشون مراقبت کنید و مسئولیت تقبل کنید، زندگی شخصی خودتون رو محروم کنید، بعد ایشون رابطه شما با خانواده رو خدشه دار میکنه.

ت) اگر اینها موثر نبود به یک مشاور حضوری با پدر و مادر و خواهرتان رجوع کنید تا اگاه سازی شکل بگیره. یک شخص بی طرف بهتر میتونه این جلسه ها رو مدیریت کنه.

اگه سوالی بود با همین کد تو ربات ادامه بدین.
سپاس
دکتر ستودگان
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
📍بلوغ عاطفی چیست و چه کاربردی دارد؟

👈بلوغ عاطفی رسیدن به رشد مغزی است که شخص می تواند نه تنها احساسات و عواطف خود را در هر زمان شناسایی کند بلکه از بروز و چرایی آنها آگاه میباشد و تحت کنترل خود قرار می دهد و همچنین قادر است احساسات و عواطف دیگران را درک کند. بلوغ عاطفی یکی از مراحل رشد هر فرد در زندگی است و در کنار رسیدن به بلوغ جسمی، فکری، اجتماعی و اقتصادی، گامی اساسی در رسیدن به کامیابی و سعادت محسوب می شود. بلوغ عاطفی مهارت مدیریت احساس و به همراه بلوغ عقلانی در مهارت مدیریت حل مشکلات سهم بسزایی دارد.

آیا تا به حال با فرد بزرگسالی برخورد داشته اید که احساس کنید از نظر فکری آنقدر که باید پخته نیست؟ فردی که هنگام عصبی شدن، داد و فریاد راه می اندازد و گاهی فیزیکی درگیر میشود، روی قولش نمی توان حساب کرد، ثبات فکری ندارد؟ این افراد از بلوغ عاطفی برخوردار نیستند و در یک جای کودکی دچار آسیب عاطفی شده اند.

👈علت مشـــــکلات در بسیاری از روابط ها نرسیدن به بلوغ عاطفی میباشد. بلوغ عقلانی با بلوغ عاطفی دو مقوله جدا هستند و مربوط به سن و تحصیلات نیست. بسیاری از مشکلات در خانواده ها که کودکان را به خود وابسته میکنند سبب عدم بلوغ عاطفی و استقلال عاطفی میگردند. یعنی از یک وابستگی به خانه مادری به وابستگی جدیدی در خانه همسری وارد میشوند. لازمه ازدواج بلوغ عاطفی و استقلال فکری میباشد.

🔑 چگونه تشخیص میدهیم که ما به بلوغ عاطفی رسیده ایم.

👈مسئولیت رفتار خود را به عهده میگیریم.

👈 مرزهای رابطه ها را بشناسیم.

👈 رفتار ما نباید مشروط به رفتار طرف مقابل باشند و بهتر اینست که رفتار ما واکنشی در مقابل رفتار دیگری نباشد بلکه کنشی از بلوغ فکری ما.

👈حتی در هنگامی که فرد مقابل در برابر رفتار خود مسئولانه عمل نمیکند ما میبایست مسئولیت رفتار خود را به عهده بگیریم.

👈باید سعی کنیم که اثر دیگران باعث نحوه رفتار و کردار ما نشوند بلکه رفتار ما از تحلیل فکری سرچشمه میگیرد.

👈 برای خود ارزش قائل میشویم و از جدال با دیگران خارج میشویم. همه مشکلات با گفتگو صادقانه و منطقی قابل حل هستند.

📍تمرین هایی برای رسیدن به بلوغ عاطفی

👈تفکر جادویی را کنار بگذارید : به فکر علت و چرایی و چگونگی اتفاق ها باشید.

👈با اضطراب و نگرانی خود مقابله کنید. خشم و عصبانیت خود را بشناسید و آن را بیان کنید. راه درست برخورد با خشم نه سرکوب و فرو خوردن آن بلکه مدیریت درست آن است.

👈درد و رنج های زندگی را بپذیرید. طبیعت دارای نظم و قانون است و بر اساس میل و خواسته ما کار نمی کند. باید خواست طبیعت را بپذیریم.

👈با احساس گناه و قصور خود به درستی برخورد کنید: هیچ انسانی کامل و بی عیب و عاری از خطا و اشتباه نیست. خود را بپذیرید و دیگران را هم با اشتباهشان بپذیرید.

👈به احساساتتان رنگ واقعیت بدهید. دنیا را نه خیلی رنگی ببینید و نه سیاه و سفید.

دکتر موریس ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
ادامه کد ۱۶۸

باسلام و ممنون ازپاسختون به سوالم
کد۱۶۸هستم

نه تو زندگیم هیچوقت پدرومادرم حتی یه سیلی به هم نزدن
اما توی زندگی مشترکم وقتی عصبی میشم از همسرم و اختلافات خانوادگی سر بچه م خالی میکتم برای بچه دومم اینطور نیستم برای بچه اولم این رفتارو دارم.

درود

متوجه هستم. متاسفانه چون در مقابله با شوهرتان ناتوان بودید و احساس عجز میکردید چرخه خشونت رو ادامه می دادید و عقده حقارت خودتون رو بچه خالی میکردید و اون رو تحقیر میکردید تا خودتون‌ رو دوباره قدرتمند و بهتر احساس کنید. ولی این راه حل کتک زدن موقع یک اختلاف نظر از جایی سرچشمه میگیره و اموخته شده هست.

مطمینا بچه شما هم این رو با بچه دوم انجام خواهد داد چون این چرخه تا بازتاب نشه ادامه خواهد داشت.

مشکل سیستم شما در حال حاضر "ناتوانی اموخته شده" هست در مشاجرات که وقتی راه حلی وجود نداره با خشونت برخورد میشه. شما نیاز دارید مهارت حل مشکل با شوهرتان و بچه رو یاد بگیرید. این میتونه یک "طرحواره تنبیه" باشه که در خانواده شما مرسوم بوده و شما آموختید. در تمام صورت و احتمالات شما نیاز به درمان دارید چون فرزندان شما این رفتار رو بک به یک خواهند آموخت.

سپاس
دکتر ستودگان‌
همه ما قادر به تعمق و بازتاب (self-reflection) هستیم و فقط سوال اینجاست چقدر شجاعت مقابله با سایه های خود را داریم و چقدر حاضریم که افکار پوسیده و منجمدمان را غربال کنیم.

دکتر م. ستودگان💫
هورمون چیست و در مورد آن چه میدانیم؟

ترجمه و تنظیم؛ دکتر موریس ستودگان
منابع؛ در متن ذکر شده
منبع: روانشناسی، برلین
ترجمه و تنظیم: دکتر موریس ستودگان

📌قسمت اول

📍هورمون ها: کدام پیامرسان ها چه کاری انجام می دهند؟

{هورمون نوعی پیام رسان شیمیایی است که توسط غده های درون ریز بدن ترشح می شود. هورمون ها موادی هستند که برخی از اعمال خاص بدن از جمله رشد، تولید مثل و متابولیسم را تنظیم می کنند.

غده های اصلی درون ریز بدن عبارتند از: هیپوفیز، تیروئید، پاراتیروئید، تیموس، پانکراس، فوق کلیوی، بیضه ها و تخمدان ها. این غده ها در مجموع حدود ۲۵ نوع هورمون را به درون خون ترشح می کنند. کاهش یا افزایش میزان هورمون ها موجب بروز اختلالات و بیماری هایی نظیر دیابت، گواتر، ژیگانتیسم و نانیسم می شود.

غدد درون ریز غده هایی هستند که مجرای معینی برای ترشح هورمون هایی که سلول های تشکیل دهنده ی آنها می سازند، ندارند. در چنین غده هایی، هورمون ها بطور مستقیم به درون خون می ریزند. در مقابل، غده هایی مثل غدد مولد عرق و بزاق نیز وجود دارند که ترشحات خود را از طریق مجرایی معین به بیرون بدن و یا درون لوله گوارش می ریزند. منبع این بخش فقط در اکولاد سایت you can میباشد}

هورمون های شادی، هورمون های احساس نزدیکی، هورمون های جنسی: همه ما از این هورمونها خوانده و یا شنیده ایم. اما این پیامرسان ها در بدن چه نقشی دارند؟ مهم ترین هورمون ها و اثرات آن کدامند؟

این بخاطر هورمون ها هست! این جمله به طور مداوم از زنان باردار شنیده می شود. با این حال، نه تنها مادران باردار تحت تأثیر هورمونهای خود هستند، بلکه هر انسانی در تمام شرایط تحت تاثیر هورمونها قرار می گیرد.

"سیستم غدد درون ریز بخشی از سیستم سازمان دهی داخلی ما است،" پیتر والش بورگر biopsychologist از دانشگاه ملی برلین. اساسا هیچ چیز در بدن ما بدون هورمون کار نمی کند. یک مرور کوتاه بر هورمونها و عملکرد انها؛

👈 اندورفین Endorphins:
مسکن طبیعی یا قاتل قدرتمند دردها نامیده میشود.

هنگامی که یک فرد آسیب می بیند، بدن عملکرد واقعا جالبی نشان میدهد. او دارو مسکن طبیعی سریعا را آزاد می کند؛ یعنی اندورفین ها. این در مورد یک دارو خفیف که هر کس در داروخانه میگیرد نیست. والسبرگر می گوید: "آندورفین ها مواد مخدر مرفین دار بدن ماست." بدن این مواد را ذخیره نگه می دارد، به طوری که انسان حتی در موارد اضطراری نیز واکنش نشان داده و از آن بهره مند میشود.

👈آدرنالین Adrenalin: هورمونی که دستور و اجازه فرار سریع را میدهد.

آدرنالین مسئول بسیج قدرت های ذخیره ای بدن است تا انسان بتواند در موقع لزوم فرار کند. ماده پیام اور در قسمت فوق کلیوی تشکیل شده و از آنجا برای جریان خون آزاد می شود. در سراسر بدن، آدرنالین گیرنده های عصبی را فعال می کند که رگ های خونی کوچک را برای افزایش فشار خون محدود تر می کنند. "این گونه مکانیزم های هورمون ها مخصوص هستند: انها در یک نقطه پردازش می شوند، اما می توانند تقریبا در همه جا دیگر بدن عملکرد داشته باشند،: پروفسور ماتیاس وبر، رئیس جامعه غدد درون ریز در المان توضیح میدهد.

۱
منبع: روانشناسی، برلین
ترجمه: دکتر موریس ستودگان

📌قسمت دوم

📍هورمون ها: کدام پیامرسان ها چه کاری انجام می دهند؟

👈سروتونین Serotonin، دوپامین Dopamine، نوراپی نفرین Norepinephrine یا نورادرنالین Noadrenalin ما را خوشحال می کنند.

سروتونین، دوپامین و نوراپی نفرین همان نورادرنالین به هورمون ها و انتقال دهنده های عصبی که مسئول انتقال تحریک از یک سلول عصبی به دیگری هستند، گفته میشود؛ که پروفسور یوآخیم شپرانگر رئیس کلینیک گروه غدد و متابولیک پزشکی در برلین توضیح میدهد. Serotonin سرتونین تضمین می کند که ما در طول روز احساس سرزنده بودن کنیم. به همین دلیل است که اغلب به عنوان "هورمون شادی" نامیده می شود. همراه با دوپامین و نوراپی نفرین، عاشقان آن را "عینک صورتی" می گویند.

👈استروژن Estrogens و تستوسترون Testosterone: هورمون های جنسی عملکردهای فراوانی در بدن دارند.

از جمله به لطف دو هورمون جنسی، زنان به نظر زن میرسند و مردان مانند مردان هستند. آنها بر احساس لذت و توانایی تولید مثل در انسان تأثیر گذارند. اما تنها این نیست: "استروژن برای ساختن استخوان نیز بسیار مهم است،" پروفسور شپرانگر می گوید. از یائسگی، بدن به تدریج تولید استروژن را متوقف می کند، بنابراین تراکم استخوان زنان اغلب کاهش می یابد. "تستوسترون به نوبه خود مترادف با شهوت در مردان نیست،" دکتر والس بورگر میگویند. به عنوان مثال، ارتباط بین هورمون و نتایج موفقیت امیز نیز وجود دارد. مثلا در فوتبال برنده شدن تیم مورد علاقه ما با تولید هورمون شادی سطح تستوسترون را نیز افزایش میدهد. حتی اگر طرفداران در ورزشگاه فقط بنشیند و تنش را احساس کند و حتی برنده نباشد، تحقیقات نشان میدهند که تستوسترون افزایش میاید.از اینرو خشونت در هولیگن (طرفداران خشن فوتبال) و خشونت میتواند رابطه مستقیم داشته باشد.
فراموش نکنیم که تستوسترون در مردان از عوامل ریزش مو میباشد و از این رو در داروهای ریزش مو از هورمون زنانه استروژن استفاده میشود.

👈هورمون های تیروئید Thyroid: هورمون مدیر و یا مدیریت انرژی در دوز مناسب برای بدن

در سلول های غدد تیرویید هورمون هایی مانند تریود تیرونین و تیروکسین تولید میشود که از دسته پیام رسانانی که در سراسر بدن عمل می کنند، میباشند. آنها در تنظیم سیستم قلبی عروقی سهیم هستند و همچنین موجب افزایش متابولیسم میباشند. این تنظیمات به بدن اطمینان میدهند که بدن همیشه به اندازه کافی انرژی، اما نه انرژی بیش از حد داشته باشد.

👈کورتیزول Cortisol: هورمون استرس باعث انگیزه و قدرت در طول روز میشود.

کورتیزول در قشر بیرونی کلیه تولید می شود و مانند هورمون ادرنالین برای سترس مثبت نیز مسیول است. البته زمانی که ما احساس تنش می کنیم، این هورمون میتواند بیش از حد تولید شود. بدون کورتیزول کافی در جریان خون، انسان ها زنده نخواهند ماند. حتی صبح بیدار شدن از خواب دشوار میشد. کورتیزول بر عروق خونی و سوخت و ساز بدن یا متابولیسم تاثیر می گذارد. که این به خصوص برای تعادل نمک خون بسیار مهم است.

👈انسولین insulin: انبار ذخیره سازی درون که سازمان یافته و حیاتی میباشد.

انسولین بدن را قادر به ذخیره انرژی می کند. اگر یک فرد سالم کربوهیدرات ها مثل برنج و نان و غیره مصرف کند، سلول های جزایر پانکراس انسولین را آزاد می کنند. انسولین دیواره های سلولی را بسته تا قند بتواند وارد سلول ها شده و در آنجا ذخیره شود. در نتیجه، سطح قند در خون کاهش می یابد؛ این یک مکانیسم حیاتی میباشد.

👈اکسي توسين oxytocin: هورمون پیوند دهنده، وابستگی، دلبستگی علاقه و نزدیکی فیزیکی

در حالی که عاشقان یک ترکیب سرتونین، نوراپی نفرین و دوپامین ترشح کرده، مغز اکسی توسین را ازاد میکند. این هورمونها همچنین بر چگونگی برخورد شخص با دیگران در خارج از روابط (رابطه با دیگران) تاثیر می گذارد. هورمون پیوند دهنده ممکن است اصطلاح مناسب تر باشد برای این هورمون پرکاره.
هورمون ا‌کسی توسین به ویژه برای رابطه والدین و فرزندانشان از دید پیوند دهندگی عاطفی بسیار مهم است.

👈سماتروپین Somatropin: هورمون رشد که باعث تنظیم و توزیع چربی در بدن می شود

سُماتروپین هورمون رشد مسئول رشد در کودکان است - همانطور که از نامش در لاتین پیداست. در بزرگسالان، به کمک هورمونهای دیگر میان، مسئولیت توزیع چربی بدن را بر عهده دارد.
اگر شما می خواهید یک بدن ورزشکاری داشته باشید، باید ترشح هورمون رشد را تحریک کنید. بر خلاف هورمون های دیگر، انسان ها می توانند این کار را کاملا عمدا و اگاهانه انجام دهند، دکتر شپرانگر توضیح می دهد: "به عنوان مثال، با داشتن خواب کافی."
با خواب کافی میتوانیم این هورمون را ساخته از طرفی چربی را تنظیم و تقسیم کرده و از طرفی مسیولیت ساختن ماهیچه ها و همراه هورمونهای دیگر برای اندام مناسب دخیل است.

دکتر موریس ستودگان

۲
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۱۸۲

#دپرسیون

سلام دختری سی ساله و با تحصیلات دانشگاهی هستم از وقتی وارد فضای مجازی شدم حدود پنج سال پیش و از همون اوایل وردم به فضای مجازی با کسی آشنا شدم که فقط باهاش چت میکردم و چن ماه طول کشید تا من رو ببینه تا قبلش نه با کسی صحبت کرده بودم و نه دوست شده بودم همش سرم توی درس و کتاب بود تا وقتی که دیگه اگر یه روز پیام نمیداد دلم براش تنگ میشد و یه بار از نزدیک همدیگر رو دیدیم مورد پسند هم بودیم و شوق و شور بیشتری برای هم داشتیم کلا شش ماه طول نکشید که گفت برام رفتن خواستگاری و نمیتونم رو تصمیم خانوادم حرف بزنم منم دیگه از هم جدا شدیم شب و روز گریه میکردم حتی با این همه غصه درسم میخوندم بعد چهار ماه خودش برگشت از زنش جدا شده بود و ازم طلب بخشش کرد ولی افسوس که بعد از اون قضیه هم رفتارش تغییر کرده بود دیگه منم تحمل نکردم بعد از یه ماه دیگه اون آدم از چشمم افتاد الان که خیلی وقته از اون روزها میگذره ولی تمام احساسم رو تو اون زمان کم که با او حرف میزدم خرج کردم الان بی احساسم و هیچ برنامه ایی برای آیندم ندارم شور و شوق زندگی ندارم مثل مرده ایی شدم که الکی تو این دنیا میچرخد کسی هم خواستگاریم میاد جواب منفی بهشون میدم دوست دارم برم یه جایی کسی وجود نداشته باشه حس ضعف ایمان میکنم با اینکه هر روز نمازم میخونم نمیدونم چکار کنم چطور احساسم رو بیان کنم واقعا الان با حفظ ظاهر جلوی همه خوب حرف میزنم وقتی با خودم تنها میشم تو خونه کلی گریه زاری میکنم همش فکر اون روزا رو میکنم چرا باهاش دوست شدم الان هیچ کسی رو دوست ندارم و فکر نکنم کسی رو دیگه دوست بدارم تو زندگیم نمیدونم چکار کنم که به زندگی عادی برگردم چطور این افکار رو از خودم دور کنم باتشکر

@HarfBeManBot

درود

موقعیت شما کاملا قابل درک هست. همون زمان باید مشاوره می گرفتید که جدا شده بودید. شما یک حس و نیازی رو انقدر سرکوب کردید که تبدیل به افسردگی شد. متاسفانه walking depression یک نوع افسردگی هست که مثل کبوتر آرام آرام لانه میسازه ولی مثل ببر از درون میدره ادم رو.
تمام علائم شما به افسردگی مربوط میشه. باید حتما در یک دوره درمانی شرکت کنید. باید تغییر در روش زندگی بوجود بیارید و فعالیتهای بدنی رو شروع کنید چون کورتیزول فراوان در بدن شما بخاطر افسردگی بوجود میاد. یا باید دارو مصرف کنید یا به طور کل افکارتان رو تغییر بدین.
کاری که کمک نمیکنه به شما نشخوار ذهنی هست.
اگر به جای نماز یک ساعت در روز در هوای آزاد پیاده روی سریع برین احتمالا اثرش چندین برابر خواهد بود چرا که کارهای روتین و تکراری بیشتر شما رو افسرده میکنه.
نشخوار ذهنی رو متوقف کنید و کم کم کتاب گذشته ها رو باید ببندید چرا که اینطور فقط خودتون به حال خودتون تاسف می خورید و طرحواره قربانی بودن شما رو تشدید میکنید.
تو صفحه ما در باره نوشخوار فکری و عملکرد با آن و راهکار برخورد با افسردگی رو مطالعه کنید.
از دید من چون سعی میکنید دوست پسرتون رو مقصر بدونید و نمیتونید سهم خودتون رو در این اشتباه ببینید حتما با یک روانشناس چند جلسه صحبت کنید تا بتونید این مشکل رو از دید جدیدی بررسی کنید در غیر اینصورت فقط به خودتون حق میدین. و این برای روان شما دراز مدت سالم نیست.

سپاس
دکتر ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
ادامه سوال ۱۶۸

بازم سوال ازکد۱۶۸

دخترم کلاس اول خیلی جوابگو شده توی جمع بهانه میگیره جیغ میزنه و نمیتونم کنترلش کنم راهنمایی کنید لطفا🙏

#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۱۶۸

سلام
من بیست و هش سالمه یه مادرم دو تا بچه شش و سه ساله دارم دخترم بچه بزرگمه خیلی کتکش میزنم اصلا دس خودم نیست اینقد کتکش میزنم که خودم خسته میشم دوس دارم همش بهش چیزای بد بگم بعد عذاب وجدان میگرم هرچی میخوام خودمو کنترل کنم نمیتونم وحشتناک میزنمش چه کار کنم

@HarfBeManBot

درود

من اولین سوال شما رو کپی کردم که خودتون ببینید که چرا دختر شما جیغ میکشه و چرا شما امروز در مقابلش ناتوان شدید.
شما تمام ناتوانی خودتون و عدم مهارت حل مشکل که قبلا گفتم به بچه انتقال دادید. و طبیعتا بچه الان فکر میکنه این رفتار درستی هست چون در الگو برداری از شما و همانند سازی دقیقا رفتار شما رو کپی کرده متاسفانه.

از نظر من هم شما باید به یک روانشناس حضوری مراجعه کنید برای رفتار شما و هم بچه رو به یک روانشناس کودک ارجاع بدین. در غیر اینصورت دختر کوچک شما هم این رفتار رو بزودی نشان خواهد داد.

سپاس
دکتر ستودگان
🌸💫🌸💫🌸💫🌹

یلدای شما خجسته باد عزیزان

و پسر پاییز میرود که بر لب انار گون دختر زمستان بوسه های دلنشین خود را برای خوش آمد گویی هدیه کند. م.س💫

یلدای دیگر ایران آزاد است.

ارادتمند موریس +Thnik💫
عشق یکپارچه زیستن تفاوت هاست.

دکتر موریس ستودگان💫
💫💫💫

در اطاق درمان ابتدا احساس می‌کنیم که هیچ دربی برای خروج از یک فضای کوچک وجود ندارد. همه جا مه آلود است.

چندی که گذشت احساس می‌کنیم که هیچ اطاقی با این همه درب برای ورود به باغ خودشناسی وجود نداشت.

دکتر موریس ستودگان
آزادی و حقوق بشر تنها مقوله کتابها نیست. آزادی واقعی یعنی تمام افراد یک جامعه بدون توجه به نژاد و رنگ انها، جنسیت و گرایش های جنسی انان، دین و باورشان ، نگرش سیاسی و منزلت اجتماعی انها از حقوق یکسان برای رشد اجتماعی شان بهره مند گردند. هر محدودیتی در این زمینه خلاف آزادی می‌باشد.

دکتر موریس ستودگان