۱.۳ زندگی، درد، رنج و مشقت
"تمام دنیا پر از درد و رنج است. بر این هم نیز غلبه خواهیم کرد. "هلن آدامز کلر"
با شروع از امروز، به مدت چندین هفته با موضوع «معرفی مشاوره» مطالعه و بحث خواهیم داشت.
امروز اولین جلسه است. اکنون چه می خواهیم از طریق این جلسه به دست اوریم؟
من میدانم که برخی از شما قبلا در مورد مشاوره شروع به مطالعه کرده اید. عده دیگری از شما هنوز در مطالعه مشاوره هستند و یا در نظر دارید در این زمینه تحصیل کنید. و بقیه شما می خواهید شاید چیز جدیدی ببینید. امیدوارم که این کمک به زندگی و یا تحصیل فعلی شما باشد. مشاوره یک رشته دانشگاهی است و ما این را تحصیل می کنیم تا بتوانیم مشاوره را بهتر ارائه دهیم. اما بسیاری از دانشجویان مشاوره برای توسعه دانش و کار خود نیز بیشتر و فراتر از کتابهای دانشگاهی مطالعه می کنند.
این جلسات با عنوان «مقدمه ای بر مشاوره» همزمان در سراسر دنیا در دسترس خواهد بود. پیشرفت علم جالب نیست؟ امیدوارم بتوانیم از این جلسات برای رشد خود به عنوان یک مشاور حرفه ای و به عنوان یک فرد در زندگی خود استفاده کنیم.
عنوان جلسه این هفته "درد و رنج و ذهن در مشاوره" است.
اکنون به محتویات امروز نگاه کنیم. بخش اول درباره "آغاز و ویژگی های اصلی مشاوره" است. بخش دوم، "تمایز و تفاوت مشاوره با متدهای دیگر" است.
در آغاز و ویژگی های اصلی مشاوره، ما بر این خواهد بود که چگونه مشاوره برای اولین بار در زندگی انسان ها به عنوان یک موضوع شناخته شد و چه ویژگی هایی در دنیای آکادمیک در این مورد وجود دارد.
در "تفاوت مشاوره با متد های دیگر"، ما به تاریخ مطالعات مشاوره ای که بسیار طولانی نیست نگاه می کنیم. علیرغم تاریخچه کوتاه آن، مشاوره به حوزه های مختلف تخصصی تقسیم شده است.
من به طور خلاصه این مناطق را معرفی خواهم کرد و در بخش آخر، من درباره فعالیت هایی صحبت خواهم کرد که مشابه مشاوره هستند.
در شروع گفتم که زندگی، درد و رنج و مشقت و مشکلات است. طبیعتاً جنبه های زیبا هم دارد اما در اطاق مشاوره به ندرت با آنها سر و کار داریم.
در حقیقت، اگر ما به دقت بر زندگی شخصی ما نگاه کنیم، بسیاری از رویدادهای شاد نیز وجود دارند. اما مربوط به حرفه ما نمیشوند و یا اینکه همواره نیستند.
اما در اعتقاد بودایی می گویند که زندگی خود را می تواند از درد رها کند، زمانی که شخص از وابستگی رها شود.
وابستگی یکی از سوژه های ما در مشاوره خواهد بود.
بعضی حتی می گویند که زندگی خود رنج ثابت است. اما اگر واقعا بخواهیم به مشاوره بپردازیم، باید از خود چند سوال بپرسیم.
من فقط دو سوال خواهم پرسید:
فرض کنیم حالا زندگی ما تداوم درد و رنج است ایا در عین حال، زندگی ما با تلاش فراوان برای غلبه بر آن درد و رنج نیست؟
(پاسخ این سوال میتواند دریچه نگرش ما به مشکلات مراجع را تغییر دهد)
اما سؤال اول من این است: آیا دارایی های مادی فراوان قلب را خوشحال میکند؟
حتی زمانی که ما ثروت مادی داریم، گاها ناراضی هستیم. به همین سبب، افراد یا ملت هایی هستند که در فقر هستند، اما خوشحال تر هستند. نگاه کنیم به آمار خودکشی ها, که اکثرا بخاطر فقر نیست.
نگاه کنیم به کشورهای مدرن که افراد پیر در خانه های سالمندان هر کریسمس فقط کودکان خود را میبینند گر چه از نظر مالی کمبودی ندارند. در سفرهای خود بسیار دیده ام که مردم در بعضی از کشورهای فقیر از لحاظ اقتصادی زندگی میکنند اما از نظر معنوی خوشحال هستند.
👈در این معنا، ثروت مادی از شادی ذهن متمایز است.
👈یا فراوانی وجود ذهن شاد به مادیات مرتبط نیست.
اینها در عصر امروز قابل تشخیص هستند.
سوال دوم من، آیا ذهن ما سالم و خوشحال است اگر ما فیزیکی بیمار نیستیم؟
این هم در واقع همیشگی نیست. به سلامتی جسمی عادت میکنیم و این عادت روان ما را شاد نمیکند. یعنی ما هر روز بیدار نمیشویم و فکر کنیم که چقدر خوب که من دست و پای سالم دارم و امروز میگرن ندارم و یا امروز درد دندان ندارم...
لحظات بسیاری وجود دارد که ما از نظر جسمی سالم و قوی هستیم اما ذهن ما در رنج است.
دکتر موریس ستودگان
۱
"تمام دنیا پر از درد و رنج است. بر این هم نیز غلبه خواهیم کرد. "هلن آدامز کلر"
با شروع از امروز، به مدت چندین هفته با موضوع «معرفی مشاوره» مطالعه و بحث خواهیم داشت.
امروز اولین جلسه است. اکنون چه می خواهیم از طریق این جلسه به دست اوریم؟
من میدانم که برخی از شما قبلا در مورد مشاوره شروع به مطالعه کرده اید. عده دیگری از شما هنوز در مطالعه مشاوره هستند و یا در نظر دارید در این زمینه تحصیل کنید. و بقیه شما می خواهید شاید چیز جدیدی ببینید. امیدوارم که این کمک به زندگی و یا تحصیل فعلی شما باشد. مشاوره یک رشته دانشگاهی است و ما این را تحصیل می کنیم تا بتوانیم مشاوره را بهتر ارائه دهیم. اما بسیاری از دانشجویان مشاوره برای توسعه دانش و کار خود نیز بیشتر و فراتر از کتابهای دانشگاهی مطالعه می کنند.
این جلسات با عنوان «مقدمه ای بر مشاوره» همزمان در سراسر دنیا در دسترس خواهد بود. پیشرفت علم جالب نیست؟ امیدوارم بتوانیم از این جلسات برای رشد خود به عنوان یک مشاور حرفه ای و به عنوان یک فرد در زندگی خود استفاده کنیم.
عنوان جلسه این هفته "درد و رنج و ذهن در مشاوره" است.
اکنون به محتویات امروز نگاه کنیم. بخش اول درباره "آغاز و ویژگی های اصلی مشاوره" است. بخش دوم، "تمایز و تفاوت مشاوره با متدهای دیگر" است.
در آغاز و ویژگی های اصلی مشاوره، ما بر این خواهد بود که چگونه مشاوره برای اولین بار در زندگی انسان ها به عنوان یک موضوع شناخته شد و چه ویژگی هایی در دنیای آکادمیک در این مورد وجود دارد.
در "تفاوت مشاوره با متد های دیگر"، ما به تاریخ مطالعات مشاوره ای که بسیار طولانی نیست نگاه می کنیم. علیرغم تاریخچه کوتاه آن، مشاوره به حوزه های مختلف تخصصی تقسیم شده است.
من به طور خلاصه این مناطق را معرفی خواهم کرد و در بخش آخر، من درباره فعالیت هایی صحبت خواهم کرد که مشابه مشاوره هستند.
در شروع گفتم که زندگی، درد و رنج و مشقت و مشکلات است. طبیعتاً جنبه های زیبا هم دارد اما در اطاق مشاوره به ندرت با آنها سر و کار داریم.
در حقیقت، اگر ما به دقت بر زندگی شخصی ما نگاه کنیم، بسیاری از رویدادهای شاد نیز وجود دارند. اما مربوط به حرفه ما نمیشوند و یا اینکه همواره نیستند.
اما در اعتقاد بودایی می گویند که زندگی خود را می تواند از درد رها کند، زمانی که شخص از وابستگی رها شود.
وابستگی یکی از سوژه های ما در مشاوره خواهد بود.
بعضی حتی می گویند که زندگی خود رنج ثابت است. اما اگر واقعا بخواهیم به مشاوره بپردازیم، باید از خود چند سوال بپرسیم.
من فقط دو سوال خواهم پرسید:
فرض کنیم حالا زندگی ما تداوم درد و رنج است ایا در عین حال، زندگی ما با تلاش فراوان برای غلبه بر آن درد و رنج نیست؟
(پاسخ این سوال میتواند دریچه نگرش ما به مشکلات مراجع را تغییر دهد)
اما سؤال اول من این است: آیا دارایی های مادی فراوان قلب را خوشحال میکند؟
حتی زمانی که ما ثروت مادی داریم، گاها ناراضی هستیم. به همین سبب، افراد یا ملت هایی هستند که در فقر هستند، اما خوشحال تر هستند. نگاه کنیم به آمار خودکشی ها, که اکثرا بخاطر فقر نیست.
نگاه کنیم به کشورهای مدرن که افراد پیر در خانه های سالمندان هر کریسمس فقط کودکان خود را میبینند گر چه از نظر مالی کمبودی ندارند. در سفرهای خود بسیار دیده ام که مردم در بعضی از کشورهای فقیر از لحاظ اقتصادی زندگی میکنند اما از نظر معنوی خوشحال هستند.
👈در این معنا، ثروت مادی از شادی ذهن متمایز است.
👈یا فراوانی وجود ذهن شاد به مادیات مرتبط نیست.
اینها در عصر امروز قابل تشخیص هستند.
سوال دوم من، آیا ذهن ما سالم و خوشحال است اگر ما فیزیکی بیمار نیستیم؟
این هم در واقع همیشگی نیست. به سلامتی جسمی عادت میکنیم و این عادت روان ما را شاد نمیکند. یعنی ما هر روز بیدار نمیشویم و فکر کنیم که چقدر خوب که من دست و پای سالم دارم و امروز میگرن ندارم و یا امروز درد دندان ندارم...
لحظات بسیاری وجود دارد که ما از نظر جسمی سالم و قوی هستیم اما ذهن ما در رنج است.
دکتر موریس ستودگان
۱
از سوی دیگر برخی از مردم و کسانی که از لحاظ جسمی بیمار هستند و حتی با مرگ مواجه می شوند وقت خود را صرف آرامش در هنگام آماده شدن برای مرگ می کنند.
در اینجا متوجه می شویم که درد ذهن وجود دارد وقتی عزیزی را از دست میدهیم و رنج باید تحمل شود وقتی که پزشک میگوید این بیماری شما ناعلاج است و کسی نمی تواند با ثروت مادی مشکل را حل کند. رنج و درد مانند شادی بخشی از زندگی ماست و پذیرش این اصل پایه ایست برای مشاوره.
👈در اینجا همچنین مفهوم ذهن سالم از بدن سالم متمایز می شود.
اجازه بدهید توضیح دهم که چرا من در مورد این صحبت می کنم. به نظر می رسد درد و رنج های زیادی در زندگی ما وجود دارد. همانطور که گفتم، برخی از مسائل ذهن از فقر مادی یا بیماری جسمی ناشی نمی شود و ممکن است ارزشمند باشد که به طور جداگانه درباره این مشکلات ذهنی صحبت کنیم.
به طور عملی، مشاوره می تواند به عنوان متد یکی از تلاش های متفاوت برای مقابله با مشکلات ذهن و مقابله با درد و رنج ذهن باشد.
وقتی من این بخش را تهیه کردم، از خودم پرسیدم که این درد و رنج های ذهنی در تاریخ انسانی در حال تغییر هستند. البته من فقط می توانم حدس بزنم. اما من فکر می کنم که آن زمان به داستان آدم و حوا برمی گردد. من مطمئن هستم که بسیاری از شما داستان آدم و حوا را می دانید. اگر به دقت به این داستان نگاه کنیم، این همان چیزی است که اتفاق افتاده است.
دو نفر با خوشحالی در ابتدا زندگی را اغاز کردند. سپس ماری ظاهر می شود.
مار گفت: سیب چیزی است که به نام میوه خوب و بد نامیده شده است، و اگر شما آن را بخورید، به بهشت میروید. حوا توسط این فریب خورد و میوه را خورد. تا اینجای داستان خیلی خوب است, اما بعد از آن حوا چه کار کرد؟
بسیاری از شما مخاطبان زن ممکن است احساس گناه کنید، اما به یاد داشته باشید این فقط یک داستان است. حوا نه تنها سیب را خورد، بلکه به آدم هم نیز داد.
آدم می توانست بگوید: "نه، من این را نخواهم خورد." اما جذابیت حوا قوی بود.
درخواست رد به خواهش همسر بسیار دسوار است. من مطمئن هستم همه شما موافق هستید. و به دنبال سخنان حوا، در واقع راه به شادی باز شد.
بنابراین آدم فکر کرد حوا خوشحال خواهد شد و سیب را همراه با حوا میخورد.
هنوز هم قابل تحمل است اما چه اتفاقی می افتد؟ خداوند در تعقیب آدم میشود .
می پرسد: "آیا شما میوه بدی را خوردید؟"
❗️این زمانی است که ذهن ادم ناراحت می شود! اولین رنج بشر!
و خدا ناگهان ترسناک به نظر رسید.
سپس یک نیاز به دروغ از طرف آدم از روی ترس حس شد.
آدم مانده بود، چه باید بکنم؟ و برای خودنمایی کردن و فرار از مشکلات، او مسئولیت خود را با بیان اینکه "من نمیخواستم بخورم، اما حوا به من گفت،" ادامه داد.
ادم می توانست به سادگی بگوید: متاسفم، خوردم.
و این می تواند تمام رنج انسان را به پایان برساند. اما کسی نمی داند. مرد درد را آفرید. چون مسیولیت نپذیرفت.
این داستان است اما بخشی از حقیقت انسان.
به جای یک پایان شاد، آدم گفت: "حوا به من گفت, بخور." هر دو با هم به زمین پرت شدند.
ما در مورد این بیشتر صحبت خواهیم کرد، اما زمانی که ما نمی توانیم مسئولیت کار خود را بر عهده بگیریم، ما در معرض رنج قرار می گیریم. آدم با ناسازگاری به زمین می آید که این یک نوع محکومیت است. بنابراین آدم و حوا از خدای ترسناک فرار کردند، اما از ناراحتی و درد وجدان و احساس گناه رنج می بردند. شاید رنج انسان بلافاصله شروع شد.
اما اگر رنج ما را بیشتر بررسی کنیم تا ببینیم از کجا ناشی می شود، ما متوجه می شویم که ممکن است از اجتناب از چیزهای ترسناک باشد. این ممکن است درست باشد اگر ما فقط به جلو حرکت میکردیم و با این موضوع ترسناک مواجه نمیشدیم زندگی بهتر میشد. ممکن است ما از چیز ترسناک اجتناب کنیم، اما در ذهن ما رنجور است. هنگامی که این الگو در زندگی مدرن ما تشدید می شود، ما تمایل به تجربه های بیشتر و درد عمیق تر داریم.
اجازه دهید یک نسل دیگر را بنگریم. هابیل و قابیل. شما همچنین ممکن است با این داستان آشنا باشید.این دو هر دو اطاعت خدا را انجام دادند، اما با یک خطا. در واقع فقط برادر جوانتر هابیل.
چه اتفاقی برای قابیل افتاد؟ او ناراحت شد. عصبانی و حسادت. چنین خشم و حسادت باعث می شود که یک فرد نابود شود.
از آنجا که او خیلی عصبانی و حسود بود، برادر کوچکترش را به قتل رساند. بعد چه اتفاقی افتاد؟ این نوع از ضرب و شتم و کشتن چیست؟
عمل کردن بدون تفکر. قابیل بر اساس احساسات عمل کرد. و سپس احساس گناه کرد. و چون او نمیتواند گناه خود را تحمل کند، بقیه عمرش را در رنج و مشقت زندگی کرد.
گر چه اینها داستانی بیش نیستند اما حقایق روانشناسی را در بر دارند.
به همین ترتیب، درد ذهن ما به نظر می رسد که از مدت ها قبل بار سنگینی بوده است. با آغاز داستان انسان درد با او متولد شد.
دکتر موریس ستودگان
۲
در اینجا متوجه می شویم که درد ذهن وجود دارد وقتی عزیزی را از دست میدهیم و رنج باید تحمل شود وقتی که پزشک میگوید این بیماری شما ناعلاج است و کسی نمی تواند با ثروت مادی مشکل را حل کند. رنج و درد مانند شادی بخشی از زندگی ماست و پذیرش این اصل پایه ایست برای مشاوره.
👈در اینجا همچنین مفهوم ذهن سالم از بدن سالم متمایز می شود.
اجازه بدهید توضیح دهم که چرا من در مورد این صحبت می کنم. به نظر می رسد درد و رنج های زیادی در زندگی ما وجود دارد. همانطور که گفتم، برخی از مسائل ذهن از فقر مادی یا بیماری جسمی ناشی نمی شود و ممکن است ارزشمند باشد که به طور جداگانه درباره این مشکلات ذهنی صحبت کنیم.
به طور عملی، مشاوره می تواند به عنوان متد یکی از تلاش های متفاوت برای مقابله با مشکلات ذهن و مقابله با درد و رنج ذهن باشد.
وقتی من این بخش را تهیه کردم، از خودم پرسیدم که این درد و رنج های ذهنی در تاریخ انسانی در حال تغییر هستند. البته من فقط می توانم حدس بزنم. اما من فکر می کنم که آن زمان به داستان آدم و حوا برمی گردد. من مطمئن هستم که بسیاری از شما داستان آدم و حوا را می دانید. اگر به دقت به این داستان نگاه کنیم، این همان چیزی است که اتفاق افتاده است.
دو نفر با خوشحالی در ابتدا زندگی را اغاز کردند. سپس ماری ظاهر می شود.
مار گفت: سیب چیزی است که به نام میوه خوب و بد نامیده شده است، و اگر شما آن را بخورید، به بهشت میروید. حوا توسط این فریب خورد و میوه را خورد. تا اینجای داستان خیلی خوب است, اما بعد از آن حوا چه کار کرد؟
بسیاری از شما مخاطبان زن ممکن است احساس گناه کنید، اما به یاد داشته باشید این فقط یک داستان است. حوا نه تنها سیب را خورد، بلکه به آدم هم نیز داد.
آدم می توانست بگوید: "نه، من این را نخواهم خورد." اما جذابیت حوا قوی بود.
درخواست رد به خواهش همسر بسیار دسوار است. من مطمئن هستم همه شما موافق هستید. و به دنبال سخنان حوا، در واقع راه به شادی باز شد.
بنابراین آدم فکر کرد حوا خوشحال خواهد شد و سیب را همراه با حوا میخورد.
هنوز هم قابل تحمل است اما چه اتفاقی می افتد؟ خداوند در تعقیب آدم میشود .
می پرسد: "آیا شما میوه بدی را خوردید؟"
❗️این زمانی است که ذهن ادم ناراحت می شود! اولین رنج بشر!
و خدا ناگهان ترسناک به نظر رسید.
سپس یک نیاز به دروغ از طرف آدم از روی ترس حس شد.
آدم مانده بود، چه باید بکنم؟ و برای خودنمایی کردن و فرار از مشکلات، او مسئولیت خود را با بیان اینکه "من نمیخواستم بخورم، اما حوا به من گفت،" ادامه داد.
ادم می توانست به سادگی بگوید: متاسفم، خوردم.
و این می تواند تمام رنج انسان را به پایان برساند. اما کسی نمی داند. مرد درد را آفرید. چون مسیولیت نپذیرفت.
این داستان است اما بخشی از حقیقت انسان.
به جای یک پایان شاد، آدم گفت: "حوا به من گفت, بخور." هر دو با هم به زمین پرت شدند.
ما در مورد این بیشتر صحبت خواهیم کرد، اما زمانی که ما نمی توانیم مسئولیت کار خود را بر عهده بگیریم، ما در معرض رنج قرار می گیریم. آدم با ناسازگاری به زمین می آید که این یک نوع محکومیت است. بنابراین آدم و حوا از خدای ترسناک فرار کردند، اما از ناراحتی و درد وجدان و احساس گناه رنج می بردند. شاید رنج انسان بلافاصله شروع شد.
اما اگر رنج ما را بیشتر بررسی کنیم تا ببینیم از کجا ناشی می شود، ما متوجه می شویم که ممکن است از اجتناب از چیزهای ترسناک باشد. این ممکن است درست باشد اگر ما فقط به جلو حرکت میکردیم و با این موضوع ترسناک مواجه نمیشدیم زندگی بهتر میشد. ممکن است ما از چیز ترسناک اجتناب کنیم، اما در ذهن ما رنجور است. هنگامی که این الگو در زندگی مدرن ما تشدید می شود، ما تمایل به تجربه های بیشتر و درد عمیق تر داریم.
اجازه دهید یک نسل دیگر را بنگریم. هابیل و قابیل. شما همچنین ممکن است با این داستان آشنا باشید.این دو هر دو اطاعت خدا را انجام دادند، اما با یک خطا. در واقع فقط برادر جوانتر هابیل.
چه اتفاقی برای قابیل افتاد؟ او ناراحت شد. عصبانی و حسادت. چنین خشم و حسادت باعث می شود که یک فرد نابود شود.
از آنجا که او خیلی عصبانی و حسود بود، برادر کوچکترش را به قتل رساند. بعد چه اتفاقی افتاد؟ این نوع از ضرب و شتم و کشتن چیست؟
عمل کردن بدون تفکر. قابیل بر اساس احساسات عمل کرد. و سپس احساس گناه کرد. و چون او نمیتواند گناه خود را تحمل کند، بقیه عمرش را در رنج و مشقت زندگی کرد.
گر چه اینها داستانی بیش نیستند اما حقایق روانشناسی را در بر دارند.
به همین ترتیب، درد ذهن ما به نظر می رسد که از مدت ها قبل بار سنگینی بوده است. با آغاز داستان انسان درد با او متولد شد.
دکتر موریس ستودگان
۲
همچنین برای یک داستان مشابه که کمی بعد در صده ما اتفاق افتاد، جستجو کردم. شما احتمالا با آن آشنا هستید. این مک بت از شکسپیر است. من اطمینان دارم که داستانهای زیادی وجود دارند که با آزار ذهن ارتباط دارند. اما من به نوعی در Mac Beth فرود آمدم. در MacBeth، یک صحنه وجود دارد که میگوید:
👈"او را درمان کنید از آن درد".👉
آیا می توانید ذهن بیمار را درمان کنید؟
خاطرات خود را از غم و اندوه بزدایید؟ از بعضی مواد مخدر برای پاک کردن افکار ناراحت کننده از مغز خود استفاده کنید و درد او را کم کنید؟ پزشکی به چه دردی میخورد؟ من چیزی برای انجام این کار ندارم. "
باز هم، این ها صحنه های نمایش هستند، از مک بت که درد بشر را به نمایش میگذارد!
شاید داستان برای ما خیلی مهم نیست، اما من می خواهم به چند چیز اشاره کنم.
بیماری ذهن ناخودآگاه.
در MacBeth به نظر می رسید که از این واقعیت که بیماری ذهن با روش های پزشکی در دسترس قابل درمان نیست، صحبت میکند.
👈در واقع، درد و رنج ذهن وجود دارد.
از دید شما در حال حاضر، مردم به راحتی تسلیم درد و رنج می شوند؟
خیر، مردم می خواهند با آنها مقابله کنند.
بیایید نگاهی به نحوه برخورد مردم با درد و رنج در ذهن آنها داشته باشیم.
مدت زمانی پیش، مردم از معانی ماورای طبیعی استفاده می کردند. خوب، نه تنها مدتها پیش, هنوز هم امروزه اتفاق می افتد.
شامانیسم, تقدیر گرایان یا شیطان پرستان نمونه هایی از باورهای فراطبیعی هستند. آنها به فردیت فوق العاده باور دارند. به شیطان و نیروهای منفی و به ارواح. بنابراین، هنگامی که کسی از بیماری ذهنی و خلقی رنج می برد، گفته می شد که او دمدمی و ملانخولی میباشد یا دیوانه است. این در گذشته بسیار رایج بود و امروز هم در بعضی نقاط مطرح است. گاهی میبینیم که مردم سراغ یک جنگیر میروند یا احضار روح می روند تا روح شیاطین از انان خارج گردد.
البته برخی از مردم به خدا تکیه می کنند. این افراد از دعا برای مبارزه با درد و رنج های مختلف استفاده می کنند. من این گونه از مقابله با درد و مشقت را "روش مرسوم" می نامم. هنوز عده زیادی بر این باورند. باور داشتن به خودی خود میتواند کمک بزرگی باشد.
گاهی خواندن داستان های خوب می تواند به ما برای غلبه بر درد و رنج کمک کند. من برخی از گفته های بزرگان را در طول این جلسات به اشتراک می گذارم.
نیچه میگوید؛ برای ماندن, رنج لازم است و برای زنده ماندن یافتن معنا در رنج مهم است. "
چقدر رنج و ضعف ما باید داشته باشیم که ما نمیتوانیم آنها را از بین ببریم و برای یافتن معنی از درون برای مقابله با آنها تلاش کنیم؟
👈اما اگر ما در پیدا کردن معنی رنج تلاش کنیم، می توانیم بر آنها غلبه کنیم.
گفته بعدی از خلیل جبران، داستان سرای شناخته شده میباشد. پیشنهاد میکنم از او بخوانید.
"از درد و رنج قویترین انسانها ظهور کرده اند." یا
"شخصیت های عظیم با زخم ها روبرو می شوند. "
حال نگاه دقیقتری بیندازیم. او می گوید ما درد و رنج در زندگی را تجربه می کنیم. چه اتفاقی می افتد وقتی که بر آنها غلبه کنیم؟
👈ما یک شخص قویتری میشویم!
آیا فکر نمی کنید ارزش امتحان داشته باشد؟
سویسیها میگویند "هر دردی تو را نکشت, تو را مطمینا قویتر میکند."
👈با این نوع امید ما میتوانیم به مشکلات مختلف غلبه کنیم.
👈گاهی اوقات، طنز به ما کمک می کند تا مقابله کنیم.
وودی آلن, همه ما او را به عنوان یک هنرمند باهوش میشناسیم.
"زندگی پر از بدبختی، تنهایی و رنج است و غلبه بر انها بزودی ممکن است. "
آیا این یک خوش شانسی نیست؟
زندگی پر از درد است، اما به سرعت در حال پیشرفت است. ما این موارد را اغلب می گوییم. زندگی خیلی کوتاه است. پس نگران نباش زندگی کوتاه است. پر از درد، اما کوتاه است. ما لازم نیست نگران باشیم در این زمان کوتاه!
به این ترتیب میبینیم، انسان ها سعی در غلبه بر درد و رنج های مختلف دارند.
👈در حال حاضر، راه های حرفه ای و علمی بیشتر به عنوان تلاش های جایگزین برای غلبه بر درد و رنج در مشاوره وجود دارد.
👈آموزش و آگاه سازی، روان درمانی، داروها و مشاوره همه روش ها و تلاش های مربوطه در این زمینه برای آرامش ذهن و غلبه بر درد و رنج هستند.
بنابراین خلاصه کنیم:
❗️زندگی با درد، رنج و تلاش برای غلبه بر آنها معماری شده است.
❗️در میان درد و رنج های مختلف، نوعی است که از قلمرو فیزیکی یا مادی نیست.
❗️ما رنج ذهن را تجربه می کنیم و این از دیگر دردها قابل تشخیص است.
❗️راه های متعددی برای غلبه بر درد و رنج ذهن وجود داشته و اخیرا تلاش های علمی و حرفه ای بیشتری صورت گرفته است. چنین تلاش هایی نشان دهنده مکانیزم های حرفه ای برای به دست آوردن یک ذهن سالم و شاد میباشند.
❗️در نتیجه، مشاوره و روان درمانی به عنوان راه های جدید برای غلبه بر درد و رنج تحقیق و ساخته شد.
پایان ۱.۳
دکتر موریس ستودگان
۳
👈"او را درمان کنید از آن درد".👉
آیا می توانید ذهن بیمار را درمان کنید؟
خاطرات خود را از غم و اندوه بزدایید؟ از بعضی مواد مخدر برای پاک کردن افکار ناراحت کننده از مغز خود استفاده کنید و درد او را کم کنید؟ پزشکی به چه دردی میخورد؟ من چیزی برای انجام این کار ندارم. "
باز هم، این ها صحنه های نمایش هستند، از مک بت که درد بشر را به نمایش میگذارد!
شاید داستان برای ما خیلی مهم نیست، اما من می خواهم به چند چیز اشاره کنم.
بیماری ذهن ناخودآگاه.
در MacBeth به نظر می رسید که از این واقعیت که بیماری ذهن با روش های پزشکی در دسترس قابل درمان نیست، صحبت میکند.
👈در واقع، درد و رنج ذهن وجود دارد.
از دید شما در حال حاضر، مردم به راحتی تسلیم درد و رنج می شوند؟
خیر، مردم می خواهند با آنها مقابله کنند.
بیایید نگاهی به نحوه برخورد مردم با درد و رنج در ذهن آنها داشته باشیم.
مدت زمانی پیش، مردم از معانی ماورای طبیعی استفاده می کردند. خوب، نه تنها مدتها پیش, هنوز هم امروزه اتفاق می افتد.
شامانیسم, تقدیر گرایان یا شیطان پرستان نمونه هایی از باورهای فراطبیعی هستند. آنها به فردیت فوق العاده باور دارند. به شیطان و نیروهای منفی و به ارواح. بنابراین، هنگامی که کسی از بیماری ذهنی و خلقی رنج می برد، گفته می شد که او دمدمی و ملانخولی میباشد یا دیوانه است. این در گذشته بسیار رایج بود و امروز هم در بعضی نقاط مطرح است. گاهی میبینیم که مردم سراغ یک جنگیر میروند یا احضار روح می روند تا روح شیاطین از انان خارج گردد.
البته برخی از مردم به خدا تکیه می کنند. این افراد از دعا برای مبارزه با درد و رنج های مختلف استفاده می کنند. من این گونه از مقابله با درد و مشقت را "روش مرسوم" می نامم. هنوز عده زیادی بر این باورند. باور داشتن به خودی خود میتواند کمک بزرگی باشد.
گاهی خواندن داستان های خوب می تواند به ما برای غلبه بر درد و رنج کمک کند. من برخی از گفته های بزرگان را در طول این جلسات به اشتراک می گذارم.
نیچه میگوید؛ برای ماندن, رنج لازم است و برای زنده ماندن یافتن معنا در رنج مهم است. "
چقدر رنج و ضعف ما باید داشته باشیم که ما نمیتوانیم آنها را از بین ببریم و برای یافتن معنی از درون برای مقابله با آنها تلاش کنیم؟
👈اما اگر ما در پیدا کردن معنی رنج تلاش کنیم، می توانیم بر آنها غلبه کنیم.
گفته بعدی از خلیل جبران، داستان سرای شناخته شده میباشد. پیشنهاد میکنم از او بخوانید.
"از درد و رنج قویترین انسانها ظهور کرده اند." یا
"شخصیت های عظیم با زخم ها روبرو می شوند. "
حال نگاه دقیقتری بیندازیم. او می گوید ما درد و رنج در زندگی را تجربه می کنیم. چه اتفاقی می افتد وقتی که بر آنها غلبه کنیم؟
👈ما یک شخص قویتری میشویم!
آیا فکر نمی کنید ارزش امتحان داشته باشد؟
سویسیها میگویند "هر دردی تو را نکشت, تو را مطمینا قویتر میکند."
👈با این نوع امید ما میتوانیم به مشکلات مختلف غلبه کنیم.
👈گاهی اوقات، طنز به ما کمک می کند تا مقابله کنیم.
وودی آلن, همه ما او را به عنوان یک هنرمند باهوش میشناسیم.
"زندگی پر از بدبختی، تنهایی و رنج است و غلبه بر انها بزودی ممکن است. "
آیا این یک خوش شانسی نیست؟
زندگی پر از درد است، اما به سرعت در حال پیشرفت است. ما این موارد را اغلب می گوییم. زندگی خیلی کوتاه است. پس نگران نباش زندگی کوتاه است. پر از درد، اما کوتاه است. ما لازم نیست نگران باشیم در این زمان کوتاه!
به این ترتیب میبینیم، انسان ها سعی در غلبه بر درد و رنج های مختلف دارند.
👈در حال حاضر، راه های حرفه ای و علمی بیشتر به عنوان تلاش های جایگزین برای غلبه بر درد و رنج در مشاوره وجود دارد.
👈آموزش و آگاه سازی، روان درمانی، داروها و مشاوره همه روش ها و تلاش های مربوطه در این زمینه برای آرامش ذهن و غلبه بر درد و رنج هستند.
بنابراین خلاصه کنیم:
❗️زندگی با درد، رنج و تلاش برای غلبه بر آنها معماری شده است.
❗️در میان درد و رنج های مختلف، نوعی است که از قلمرو فیزیکی یا مادی نیست.
❗️ما رنج ذهن را تجربه می کنیم و این از دیگر دردها قابل تشخیص است.
❗️راه های متعددی برای غلبه بر درد و رنج ذهن وجود داشته و اخیرا تلاش های علمی و حرفه ای بیشتری صورت گرفته است. چنین تلاش هایی نشان دهنده مکانیزم های حرفه ای برای به دست آوردن یک ذهن سالم و شاد میباشند.
❗️در نتیجه، مشاوره و روان درمانی به عنوان راه های جدید برای غلبه بر درد و رنج تحقیق و ساخته شد.
پایان ۱.۳
دکتر موریس ستودگان
۳
معرفی جدیدترین کتاب ها در زمینه مشاوره به انگلیسی. همه کتابها به صورت آنلاین موجود هستند. 👇👇👇
۱.۴ میکرو مهارت های مشاور Micro Skills of Counselor
👈گوش دادن به طور فعال Listen Actively
"نحوه گوش دادن به طور فعال"
🔺مراجعین را آنگونه که هستند قبول کنیم
🔺گوش دادن به آنچه که مراجع می گوید و چگونه آنرا بیان میکند. توجه داشته باشیم که تن صدا، صورت و ژست مراجع گاهی مهمتر از گفته اوست.
🔺گاهی اوقات ساکت باشیم. مراجع خود را به فکر کردن دعوت کنیم، بپرسیم. راحت بنشینیم و حوصله مند باشیم.
🔺هنگام صحبت کردن به طور مستقیم به مراجع نگاه کنیم، نه به مقالات و پنجره های خود.
🔺اطمینان حاصل کنیم که ما به طور مداوم در گفتگو با "ذهن خود و تکان دادن سر به عنوان تایید و یا با صدا با گفتن بله یا که متوجه ام"
🔶 طبق گفته متخصص ارتباطات: تنها 10٪ ارتباطات ما با کلمات بیان میشوند. 30٪ توسط صداهای ما و تکان دادن سر با گفتن کلمه ای بهعنوان تایید یا تعجب (با حداقل کلام) انجام میشود و 60٪ نشان داده شده که توسط زبان بدن (به عنوان مثال تماس چشمی، زبان بدن و ژستهای و غیره) صورت میگیرد.
🔺هنگامی که مشاور احساس می کند که مراجع را درک میکند, می تواند با کلمات روشن و ساده به او بگوید که او درک می کند. این 🗂 متد یا ابزار مشاوره به عنوان "بازتاب احساس" یا «Reflecting Feeling» نامیده می شود.
🗂هنر و علت پرسش Questioning
🔺از مراجع آنقدر سوال بپرسیم که به وضوح مشکل یا نگرانی او را درک کنیم تا به مراجع کمک کنیم تا آگاهی و یا بینش خود را نسبت به ارزش های خود عمیق تر کند (بازتاب).
🔺🗂سوال باز Open Ended Question در مورد نگرانی های مراجع و متمرکز شدن بروی سوالهای باز. سوال باز سوالی هست که مراجع باید توضیح دهد.
مثال: شما در روابط خود از نظر خشونت چگونه هستید؟ این سوال به مراجع امکان فکر میدهد.
🔺🗂 سوال بسته Closed Ended Question به سوالی گفته میشود که مراجع با بله یا خیر میتواند پاسخ دهد که در مشاوره میبایست کمتر بکار گرفت.
مثال: شما در رابطه خود خشن نیستید؟ جواب بله خیر اینجا کافییت! اطلاعات زیادی کسب نمیکنیم.
🔺🗂 سوال هادی Leading Question میتواند در خود پاسخی را مخفی داشته باشد.
مثال: شما در روابط خود خشن هستید اینطور نیست؟ این سوال به مراجع میگوید مشاور انتظار دارد شما خیر بگویید.
در زمان پرسیدن سوال: به یاد داشته باشیم
🔺یک سوال در یک زمان و کوتاه بپرسیم
🔺به مراجع نگاه کنیم
🔺 شفاف باشیم
🔺بپرسیم که برای رسیدن به اهداف مراجع کمک کنیم
🔺از سوال استفاده کنیم که مراجع را قادر می سازد تا در مورد احساسات و رفتار خودصحبت کند.
🔺از پرسش برای بررسی و درک مسائل استفاده کنیم و نه به جمع آوری مطالب بی فایده برای وقتگذرانی و کنجکاوی نامورد.
🔺بپرسیم اما با هدف
🔺سوال بی ربط به هدف ممنوع
🔺بیش از حد سوال کردن در یک زمان شکل بازجویی به خود میگیرد
🗂استفاده از سکوت Using Silence
🔺به مراجع وقت بدهیم تا درباره آنچه که بعدا می گویید فکر کند.
🔺فضایی برای تجربه مثبت مشاوره برای مراجع فراهم کنیم.
🔺به مشتری اجازه دهیم تا سرعت خود را انتخاب کند, بدون سترس.
🔺به مراجعه آزادی انتخاب را که آیا با مشاوره ادامه خواهد داد یا خیر را بدهید.
🗂رفتار غیر کلامی Non-Verbal Behaviour
🔺ان چیزی که شما می گویید مهم است و انکه چگونه می گویید مهم تر است.
🔺بخش بزرگی از مشاوره غیر کلامی میباشد.
🔺زبان بدن مراجع گاهی شبیه آنچه که میگوید نیست, این میتواند در ابتدا منجر به سردرگمی / اشتباه تفسیر کلامی شود.
🔺مشاور حرفه ای حساس به اثر ارتباط غیر کلامی نیز آگاه میباشد.
مثال برای ارتباط غیر کلامی یا زبان بدن: حرکات پا و دست، بیان صورت، حالت ابرو ها، تماس با چشم، ضربه زدن با انگشتان، تغییر در زمینه صدا و حرکت سر و روان بودن صدای و تن صدا و مکث ها...
🗂همدلی مناسب Accurate Empathy
🔺همدلی به معنی شناخت و درک مراجع و افکار و احساسات اوست.
🔺این مشخصه یک مشاور همدل است که توانایی قرار دادن خود در کفش های مراجع را دارد، یعنی نقطه نظر دیگران را همزمان در درون خودش تجربه می کند.
🗂 خلاصه و تکرار کردن/ آینه شدن پارافراسی Paraphrasing
🔺مشاور در کلمات خود تکرار می کند که مراجع چه گفته است تا نشان دهد که گفته او درک شده است. این عمل در یک مشاوره موثر چندین بار صورت خواهد گرفت.
مثلاً: درست فهمیدم که شما گفتید....
اگر درست منظور شما را فهمیده باشم، میگویید که...
🔺مشاور با انتخاب چند کلمه هدفمند که می تواند خلاصه ای از گفته های مراجع را تکرار کند را بازگو میکند.
دکتر موریس ستودگان
پایان ۱.۴
تمام متن به انگلیسی موجود میباشد. در صورت نیاز پیام بدهید.
👈گوش دادن به طور فعال Listen Actively
"نحوه گوش دادن به طور فعال"
🔺مراجعین را آنگونه که هستند قبول کنیم
🔺گوش دادن به آنچه که مراجع می گوید و چگونه آنرا بیان میکند. توجه داشته باشیم که تن صدا، صورت و ژست مراجع گاهی مهمتر از گفته اوست.
🔺گاهی اوقات ساکت باشیم. مراجع خود را به فکر کردن دعوت کنیم، بپرسیم. راحت بنشینیم و حوصله مند باشیم.
🔺هنگام صحبت کردن به طور مستقیم به مراجع نگاه کنیم، نه به مقالات و پنجره های خود.
🔺اطمینان حاصل کنیم که ما به طور مداوم در گفتگو با "ذهن خود و تکان دادن سر به عنوان تایید و یا با صدا با گفتن بله یا که متوجه ام"
🔶 طبق گفته متخصص ارتباطات: تنها 10٪ ارتباطات ما با کلمات بیان میشوند. 30٪ توسط صداهای ما و تکان دادن سر با گفتن کلمه ای بهعنوان تایید یا تعجب (با حداقل کلام) انجام میشود و 60٪ نشان داده شده که توسط زبان بدن (به عنوان مثال تماس چشمی، زبان بدن و ژستهای و غیره) صورت میگیرد.
🔺هنگامی که مشاور احساس می کند که مراجع را درک میکند, می تواند با کلمات روشن و ساده به او بگوید که او درک می کند. این 🗂 متد یا ابزار مشاوره به عنوان "بازتاب احساس" یا «Reflecting Feeling» نامیده می شود.
🗂هنر و علت پرسش Questioning
🔺از مراجع آنقدر سوال بپرسیم که به وضوح مشکل یا نگرانی او را درک کنیم تا به مراجع کمک کنیم تا آگاهی و یا بینش خود را نسبت به ارزش های خود عمیق تر کند (بازتاب).
🔺🗂سوال باز Open Ended Question در مورد نگرانی های مراجع و متمرکز شدن بروی سوالهای باز. سوال باز سوالی هست که مراجع باید توضیح دهد.
مثال: شما در روابط خود از نظر خشونت چگونه هستید؟ این سوال به مراجع امکان فکر میدهد.
🔺🗂 سوال بسته Closed Ended Question به سوالی گفته میشود که مراجع با بله یا خیر میتواند پاسخ دهد که در مشاوره میبایست کمتر بکار گرفت.
مثال: شما در رابطه خود خشن نیستید؟ جواب بله خیر اینجا کافییت! اطلاعات زیادی کسب نمیکنیم.
🔺🗂 سوال هادی Leading Question میتواند در خود پاسخی را مخفی داشته باشد.
مثال: شما در روابط خود خشن هستید اینطور نیست؟ این سوال به مراجع میگوید مشاور انتظار دارد شما خیر بگویید.
در زمان پرسیدن سوال: به یاد داشته باشیم
🔺یک سوال در یک زمان و کوتاه بپرسیم
🔺به مراجع نگاه کنیم
🔺 شفاف باشیم
🔺بپرسیم که برای رسیدن به اهداف مراجع کمک کنیم
🔺از سوال استفاده کنیم که مراجع را قادر می سازد تا در مورد احساسات و رفتار خودصحبت کند.
🔺از پرسش برای بررسی و درک مسائل استفاده کنیم و نه به جمع آوری مطالب بی فایده برای وقتگذرانی و کنجکاوی نامورد.
🔺بپرسیم اما با هدف
🔺سوال بی ربط به هدف ممنوع
🔺بیش از حد سوال کردن در یک زمان شکل بازجویی به خود میگیرد
🗂استفاده از سکوت Using Silence
🔺به مراجع وقت بدهیم تا درباره آنچه که بعدا می گویید فکر کند.
🔺فضایی برای تجربه مثبت مشاوره برای مراجع فراهم کنیم.
🔺به مشتری اجازه دهیم تا سرعت خود را انتخاب کند, بدون سترس.
🔺به مراجعه آزادی انتخاب را که آیا با مشاوره ادامه خواهد داد یا خیر را بدهید.
🗂رفتار غیر کلامی Non-Verbal Behaviour
🔺ان چیزی که شما می گویید مهم است و انکه چگونه می گویید مهم تر است.
🔺بخش بزرگی از مشاوره غیر کلامی میباشد.
🔺زبان بدن مراجع گاهی شبیه آنچه که میگوید نیست, این میتواند در ابتدا منجر به سردرگمی / اشتباه تفسیر کلامی شود.
🔺مشاور حرفه ای حساس به اثر ارتباط غیر کلامی نیز آگاه میباشد.
مثال برای ارتباط غیر کلامی یا زبان بدن: حرکات پا و دست، بیان صورت، حالت ابرو ها، تماس با چشم، ضربه زدن با انگشتان، تغییر در زمینه صدا و حرکت سر و روان بودن صدای و تن صدا و مکث ها...
🗂همدلی مناسب Accurate Empathy
🔺همدلی به معنی شناخت و درک مراجع و افکار و احساسات اوست.
🔺این مشخصه یک مشاور همدل است که توانایی قرار دادن خود در کفش های مراجع را دارد، یعنی نقطه نظر دیگران را همزمان در درون خودش تجربه می کند.
🗂 خلاصه و تکرار کردن/ آینه شدن پارافراسی Paraphrasing
🔺مشاور در کلمات خود تکرار می کند که مراجع چه گفته است تا نشان دهد که گفته او درک شده است. این عمل در یک مشاوره موثر چندین بار صورت خواهد گرفت.
مثلاً: درست فهمیدم که شما گفتید....
اگر درست منظور شما را فهمیده باشم، میگویید که...
🔺مشاور با انتخاب چند کلمه هدفمند که می تواند خلاصه ای از گفته های مراجع را تکرار کند را بازگو میکند.
دکتر موریس ستودگان
پایان ۱.۴
تمام متن به انگلیسی موجود میباشد. در صورت نیاز پیام بدهید.
۱.۵ مراحل مشاوره
👈گزارش سازی
👈ارزیابی و تحلیل مشکل
👈پیش بینی چگونگی مشاوره موثر
👈تعیین هدف
👈مداخله مشاوره
👈پایان و پیگیری و ارزیابی
🔶 Stages of counseling
Rapport-building
Assessment and analysis of the problem
Provision of ongoing supportive counseling
Goal setting
Counselling intervention
Termination and follow-up
ادامه دارد
دکتر موریس ستودگان
👈گزارش سازی
👈ارزیابی و تحلیل مشکل
👈پیش بینی چگونگی مشاوره موثر
👈تعیین هدف
👈مداخله مشاوره
👈پایان و پیگیری و ارزیابی
🔶 Stages of counseling
Rapport-building
Assessment and analysis of the problem
Provision of ongoing supportive counseling
Goal setting
Counselling intervention
Termination and follow-up
ادامه دارد
دکتر موریس ستودگان
💫💫💫
دوستان عزیز لطفاً پیشنهادات و انتقادات خودتون رو برام بفرستید تا کیفیت مطالب و نحوه ارایه و ارسال رو بهتر کنم . همفکری شما همیشه کمک بزرگی بوده.
در انتهای هر مطلب کلمه پایان به معنای ویرایش نهایی آن مطلب است.
سپاس ستودگان
دوستان عزیز لطفاً پیشنهادات و انتقادات خودتون رو برام بفرستید تا کیفیت مطالب و نحوه ارایه و ارسال رو بهتر کنم . همفکری شما همیشه کمک بزرگی بوده.
در انتهای هر مطلب کلمه پایان به معنای ویرایش نهایی آن مطلب است.
سپاس ستودگان
۱.۵ ساختار راپورت یا رابطه
🔺راپورت یا برقراری یک ارتباط موثر فقط با واقعی و حقیقی بودن مشاور و ارایه احساس گرم به مراجع ممکن است.
🔺معرفی خود و سازمان خود به مراجع
🔺اطمینان از محرمانه بودن مشاوره
🔺فرایند مشاوره با مراجع مانند محتوای ان، مدت زمان، گزینه های تست و روش باید شرح داده شود
🔺تسهیل مشاوره توسط برقراری فضای مناسب، حفظ حریم خصوصی مراجع، تنظیم صندلی و ایجاد تماس چشم با مراجع
۱.۶ ارزیابی و تحلیل مشکل
🔺تعریف مشکل و تمرکز مخصوصا بر روی مشکل
🔺شناسایی و ارزیابی گرانش مشکل مراجع
🔺ارزیابی تاثیر این مشکل بر زندگی مراجع
🔺بررسی منابع و پشتیبانی موجود برای مراجع
🔺ارائه مشاوره مستمر
👁🗨یک نمونه در اینجا در مورد HIV:
🔻اطلاع به افراد مبتلا به HIV مثبت در مورد خطر ابتلا به بیماری سل (TB).
🔻آموزش افراد مبتلا به اچ آی وی در مورد علائم و نشانه های سل.
🔻اطمینان از اینکه هر فردی که در VCTC در معرض سرفه بیش از سه هفته قرار دارد به مرکز میکروسکوپی تعیین شده مراجعه کند.
🔻اهمیت معاینه خلط در تشخیص سل را بگویید.
🔻اطمینان حاصل کنید که آنها می توانند از طریق درمان منظم و کامل و بدون هزینه در مراکز بهداشت دولتی درمان سل درمان شوند.
🔻تأیید کنید که بیماران مبتلا به بیماری TB تحت درمان با RNTCP قرار می گیرند و بیماران مبتلا به HIV / TB با داروهای مورد نیاز تحت نظارت مستمر قرار میگیرند.
🔻تاکید بر اهمیت درمان مستقیم مشاهده شده (DOT).
🔻تأکید بر تمام بیماران با تست مثبت که اهمیت تماس گرفتن آنها با مرکز درمان ضروری میباشد.
۱.۷ تعیین هدف (در مثال بالا)
🔻نمونه هایی از مشاوره قبل از HIV / ایدز
🔻انجام آزمایش
🔻اگر آزمایش نکنند، آنها را تشویق کنید و از آنها بخواهید که آن را انجام دهند.
🔻مراجع را برای هر نوع نتیجه تست IQ منفی / مثبت آماده کنید.
۱.۸ مداخله در مشاوره (در نمونه بالا)
🔶 عوامل کلیدی در مشاوره بعد از تست
🔻نتیجه را با مراجع بررسی کنید.
🔻 نتیجه را به صورت شخصی فقط به مراجع ارائه دهید.
🔻 از مراجع بپرسید که آخرین بار چه چیزی در مشاوره مورد بحث قرار گرفت.
۱.۹ پایان مشاوره و پیگیری (در نمونه بالا)
🔻مشاوره اچ آی وی با تشخیص بیماری ویروسی HIV پایان نمی یابد.
🔻از مراجع بخواهید که با همسرش برای مشاوره بیاید.
🔻ارایه مشاوره به اعضای خانواده مراجع که پذیرش بیماری مراجع و موقعیت مراجع به عنوان بخشی از اعضای خانواده و به آنها در زندگی برای بهتر پذیرش موقعیت زندگی کمک کنید.
🔻آگاهی از نتایج آزمایش HIV نه تنها به یک فرد مبتلا مربوط میشود بلکه چندین ناحیه آسیب دیده در محیط شخص وجود دارد که با رضایت و همکاری نزدیک با مراجع آنها را برای پذیرش آماده میکنید.
پایان
دکتر موریس ستودگان
🔺راپورت یا برقراری یک ارتباط موثر فقط با واقعی و حقیقی بودن مشاور و ارایه احساس گرم به مراجع ممکن است.
🔺معرفی خود و سازمان خود به مراجع
🔺اطمینان از محرمانه بودن مشاوره
🔺فرایند مشاوره با مراجع مانند محتوای ان، مدت زمان، گزینه های تست و روش باید شرح داده شود
🔺تسهیل مشاوره توسط برقراری فضای مناسب، حفظ حریم خصوصی مراجع، تنظیم صندلی و ایجاد تماس چشم با مراجع
۱.۶ ارزیابی و تحلیل مشکل
🔺تعریف مشکل و تمرکز مخصوصا بر روی مشکل
🔺شناسایی و ارزیابی گرانش مشکل مراجع
🔺ارزیابی تاثیر این مشکل بر زندگی مراجع
🔺بررسی منابع و پشتیبانی موجود برای مراجع
🔺ارائه مشاوره مستمر
👁🗨یک نمونه در اینجا در مورد HIV:
🔻اطلاع به افراد مبتلا به HIV مثبت در مورد خطر ابتلا به بیماری سل (TB).
🔻آموزش افراد مبتلا به اچ آی وی در مورد علائم و نشانه های سل.
🔻اطمینان از اینکه هر فردی که در VCTC در معرض سرفه بیش از سه هفته قرار دارد به مرکز میکروسکوپی تعیین شده مراجعه کند.
🔻اهمیت معاینه خلط در تشخیص سل را بگویید.
🔻اطمینان حاصل کنید که آنها می توانند از طریق درمان منظم و کامل و بدون هزینه در مراکز بهداشت دولتی درمان سل درمان شوند.
🔻تأیید کنید که بیماران مبتلا به بیماری TB تحت درمان با RNTCP قرار می گیرند و بیماران مبتلا به HIV / TB با داروهای مورد نیاز تحت نظارت مستمر قرار میگیرند.
🔻تاکید بر اهمیت درمان مستقیم مشاهده شده (DOT).
🔻تأکید بر تمام بیماران با تست مثبت که اهمیت تماس گرفتن آنها با مرکز درمان ضروری میباشد.
۱.۷ تعیین هدف (در مثال بالا)
🔻نمونه هایی از مشاوره قبل از HIV / ایدز
🔻انجام آزمایش
🔻اگر آزمایش نکنند، آنها را تشویق کنید و از آنها بخواهید که آن را انجام دهند.
🔻مراجع را برای هر نوع نتیجه تست IQ منفی / مثبت آماده کنید.
۱.۸ مداخله در مشاوره (در نمونه بالا)
🔶 عوامل کلیدی در مشاوره بعد از تست
🔻نتیجه را با مراجع بررسی کنید.
🔻 نتیجه را به صورت شخصی فقط به مراجع ارائه دهید.
🔻 از مراجع بپرسید که آخرین بار چه چیزی در مشاوره مورد بحث قرار گرفت.
۱.۹ پایان مشاوره و پیگیری (در نمونه بالا)
🔻مشاوره اچ آی وی با تشخیص بیماری ویروسی HIV پایان نمی یابد.
🔻از مراجع بخواهید که با همسرش برای مشاوره بیاید.
🔻ارایه مشاوره به اعضای خانواده مراجع که پذیرش بیماری مراجع و موقعیت مراجع به عنوان بخشی از اعضای خانواده و به آنها در زندگی برای بهتر پذیرش موقعیت زندگی کمک کنید.
🔻آگاهی از نتایج آزمایش HIV نه تنها به یک فرد مبتلا مربوط میشود بلکه چندین ناحیه آسیب دیده در محیط شخص وجود دارد که با رضایت و همکاری نزدیک با مراجع آنها را برای پذیرش آماده میکنید.
پایان
دکتر موریس ستودگان
1.5 Rapport building
Establishing a rapport by being genuine and extend warm welcome to the client.
Give introduction and orient the client.
Assure confidentiality of the issue.
Outline the counselling process of the client like content, duration, testing options and procedure.
Facilitated by good atmosphere, adequate privacy, seating arrangement and establishing eye contact with the client.
1.6 Assessment and analysis of the problem:
Defining and focusing specially on the problem.
Identifying and assessing the gravity of the client’s problem.
Assessing the impact of the problem on the client’s life
Exploring the resources and support available to the client
🔝 Sample.
Provision of ongoing supportive counselling
Informing HIV-positive persons about the risks of developing tuberculosis (TB) disease.
Educating HIV-positive persons about the symptoms and signs of TB
Ensuring that each and every person attending the VCTC with cough of more than three weeks’ duration is referred to the designated microscopy centre.
Tell the importance of sputum examination in the diagnosis of TB.
Ensure them TB can be cured through regular and complete treatment and free of cost at government health centres.
Confirm patients diagnosed with TB are put on treatment under the RNTCP and patients with HIV/TB take the required drugs regularly under direct supervision.
Emphasizing the importance of directly observed treatment (DOT).
Emphasizing to all sputum-positive patients the importance of getting their contact screened.
1.7 Goal setting
Examples: pretest counselling of HIV/AIDS
To get the test done.
If not undergone test, encourage them and ask them to come when they are prepared.
Prepare the client for any type of test result i.e negative/positive.
1.8 Counselling intervention
🔶 Key factors during post test counselling
Cross check the result with the client.
Provide result to the client in person.
Ask the client to summarize what was discussed last time.
1.9 Termination and follow-up
HIV counselling doesnot ends with the diagnosis of the client HIV status.
Ask the client to come with his/her partner.
Counsel their family members to accept them as a part of family member and help them to live comfortable life.
Knowledge of HIV test results identifies not just one infected person but several affected areas who are their close associates
Establishing a rapport by being genuine and extend warm welcome to the client.
Give introduction and orient the client.
Assure confidentiality of the issue.
Outline the counselling process of the client like content, duration, testing options and procedure.
Facilitated by good atmosphere, adequate privacy, seating arrangement and establishing eye contact with the client.
1.6 Assessment and analysis of the problem:
Defining and focusing specially on the problem.
Identifying and assessing the gravity of the client’s problem.
Assessing the impact of the problem on the client’s life
Exploring the resources and support available to the client
🔝 Sample.
Provision of ongoing supportive counselling
Informing HIV-positive persons about the risks of developing tuberculosis (TB) disease.
Educating HIV-positive persons about the symptoms and signs of TB
Ensuring that each and every person attending the VCTC with cough of more than three weeks’ duration is referred to the designated microscopy centre.
Tell the importance of sputum examination in the diagnosis of TB.
Ensure them TB can be cured through regular and complete treatment and free of cost at government health centres.
Confirm patients diagnosed with TB are put on treatment under the RNTCP and patients with HIV/TB take the required drugs regularly under direct supervision.
Emphasizing the importance of directly observed treatment (DOT).
Emphasizing to all sputum-positive patients the importance of getting their contact screened.
1.7 Goal setting
Examples: pretest counselling of HIV/AIDS
To get the test done.
If not undergone test, encourage them and ask them to come when they are prepared.
Prepare the client for any type of test result i.e negative/positive.
1.8 Counselling intervention
🔶 Key factors during post test counselling
Cross check the result with the client.
Provide result to the client in person.
Ask the client to summarize what was discussed last time.
1.9 Termination and follow-up
HIV counselling doesnot ends with the diagnosis of the client HIV status.
Ask the client to come with his/her partner.
Counsel their family members to accept them as a part of family member and help them to live comfortable life.
Knowledge of HIV test results identifies not just one infected person but several affected areas who are their close associates
❗️Bibliography استفاده از منابع
Bentler, L. (2000). David and Goliath: When empirical and clinical standards of practice meet. American Psychologist, 55, 997-1009.
Fishman, D. (1999). The case for pragmatic psychology. New York, NY: University Press.
Frank, J., & Frank, J. (1991). Persuasion and healing a comparative study of psychotherapy (3rd ed.).
Baltimore: John Hopkins University Press.
Hubble, M., Duncan, B., & Miller, S. (1999). The heart and soul of psychotherapy: What works in
psychotherapy. Washington, DC: American Psychologists Association.
Ilardi, S. S., & Craighead, W. E. (1994). The role of non-specific factors in cognitive-behavioral therapy for depression. Clinical Psychology: Science and Practice, 1, 138-156.
Lambert, M. J. (1992). Implications of outcome research for psychotherapy integration. In N.J. Norcross & M.R. Goldfried (Eds.) Handbook of psychotherapy integration (pp. 94-129). New York: Basic Books.
Najavitis, L., & Strupp, H. (1994). Differences in the effectiveness of psychodynamic therapists: A
process-outcome study. Psychotherapy, 31.
Prochaska, J. O., & DiClemente, C. C. (1984). The trans-theoretical approach: Crossing the traditional boundaries of psychotherapy. Homewood, IL: Dow Jones Irwin.
Snyder, C. R., Micheal, S. T., & Cheavens, J. S. (1999). Hope as a psychotherapeutic foundation of common factors, placebo, and expectancies.
In M. A. Hubble, B. L. Duncan, & S. D. Miller (Eds.). The heart and soul of change: What works in therapy. Washington, DC: American Psychological Association.
Walmpold, B. E. (2001). The great psychotherapy debate – models, methods and findings.
Mahwah, NJ: Lawrence Erlbaum Associates. Wilkins, W. (1984). Psychotherapy: The powerful placebo. Journal of Consulting and Clinical Psychology.
Wolfe, B.E. (1989). Phobias, panic, and psychotherapy integration. Journal of Integrative and Eclectic
Psychotherapy.
Bentler, L. (2000). David and Goliath: When empirical and clinical standards of practice meet. American Psychologist, 55, 997-1009.
Fishman, D. (1999). The case for pragmatic psychology. New York, NY: University Press.
Frank, J., & Frank, J. (1991). Persuasion and healing a comparative study of psychotherapy (3rd ed.).
Baltimore: John Hopkins University Press.
Hubble, M., Duncan, B., & Miller, S. (1999). The heart and soul of psychotherapy: What works in
psychotherapy. Washington, DC: American Psychologists Association.
Ilardi, S. S., & Craighead, W. E. (1994). The role of non-specific factors in cognitive-behavioral therapy for depression. Clinical Psychology: Science and Practice, 1, 138-156.
Lambert, M. J. (1992). Implications of outcome research for psychotherapy integration. In N.J. Norcross & M.R. Goldfried (Eds.) Handbook of psychotherapy integration (pp. 94-129). New York: Basic Books.
Najavitis, L., & Strupp, H. (1994). Differences in the effectiveness of psychodynamic therapists: A
process-outcome study. Psychotherapy, 31.
Prochaska, J. O., & DiClemente, C. C. (1984). The trans-theoretical approach: Crossing the traditional boundaries of psychotherapy. Homewood, IL: Dow Jones Irwin.
Snyder, C. R., Micheal, S. T., & Cheavens, J. S. (1999). Hope as a psychotherapeutic foundation of common factors, placebo, and expectancies.
In M. A. Hubble, B. L. Duncan, & S. D. Miller (Eds.). The heart and soul of change: What works in therapy. Washington, DC: American Psychological Association.
Walmpold, B. E. (2001). The great psychotherapy debate – models, methods and findings.
Mahwah, NJ: Lawrence Erlbaum Associates. Wilkins, W. (1984). Psychotherapy: The powerful placebo. Journal of Consulting and Clinical Psychology.
Wolfe, B.E. (1989). Phobias, panic, and psychotherapy integration. Journal of Integrative and Eclectic
Psychotherapy.
❗️۲. ویژگی های اصلی مبحث مشاوره
ما در اینجا مشاوره را در زمینه دنیای دانشگاهی بررسی خواهیم کرد و ویژگی های آن را شناسایی خواهیم کرد.
📍آیا مشاوره در مورد بدن یا ذهن است؟
👈همانطور که قبلا ذکر شد، مشاوره درباره ذهن, آگاهی و تغییر سوژه های ذهنی است.
دستیابی به آسایش ذهنی فقط از طریق مادیات ممکن نیست, همانطور که بهبود روان فقط از طریق دارو ممکن نیست. یکبار دیگر قابل یاداوری میباشد که مشاوره انطوریکه ما آن را بررسی میکنیم, یك نوع حمایت اقتصادی یا مادی از مراجع نیست و بلکه یک گزینه در درمان و تغییر موقعیت مراجع و آگاهی ذهن او میباشد. واقعیت بعدی این است که مشاوره از دید روانشناسی یک درمان دارویی نیست که این نشان می دهد ما روانپزشک نیستیم، درست است؟ بلکه میتواند یک مکمل درمانی در کنار دارو-درمانی باشد.
👈 در مشاوره در واقع از محرک های اجتماعی قوی به جای دارو استفاده می کنیم.
👈 در مشاوره، رابطه مشاوره و مراجع بسیار مهم است.
👈 مشاوره با جهت گیری نظری متفاوت است. مشاوره فقط تئوری نیست بلکه نیاز به تمرین فراوان دارد.
❗️در هر صورت، مشاوره، فرایند پیگیری بهبود ذهنی از طریق محرک اجتماعی و یادگیری و تمرین آموخته ها به مقدار فراوان است. این یادگیری ها بقولی «زیست شناسی» اجتماعی یا چگونه زیستن در اجتماع کوچک و بزرگ و یادگیری و همچنین تمرین در شرایط مختلف، از قبیل رابطه مشاوره، تعامل در مشاوره، پذیرش، تصدیق، تشویق به بازتاب، تسهیل بینش و غیره بیان شده است.
بعدا در بخش های دیگر در اینده نظریه های گوناگونی را می گذرانیم، اما نکته اصلی خواهد ماند که در مشاوره ما حق تجویز دارو نداریم و در مورد تغییر دارو و استفاده آن ترجیحا به پزشک ارجاع خواهیم داد.
در مشاوره از رابطه های بین افراد استفاده می کنیم. ما از دستورالعمل ها و تیوربها و آموخته ها به بهترین نوع ان برای کمک به مراجعین برای یادگیری و تمرین استفاده می کنیم. مشاوره در واقع هنر صحبت و بازتاب است. ما هنوز در پی تعریف مشاوره هستیم.
همانطور که قبلاً گفتم ما در مشاوره در واقع تنها از کلمات استفاده نمی کنیم. تعامل غیر کلامی بهمراه تعامل کلامی خود بخود روی میدهد. حال چرا وقتی با مراجع ملاقات می کنیم، سعی در امپاتی داریم؟ این یک نشان از درک، پذیرش و احترام به مراجع است، درست است؟
در مشاوره تلاش می کنیم تا با استفاده از متد های متفاوت مثل بازی، هنر و فعالیت های جسمانی در افراد تغییر ایجاد کنیم. پس در نتیجه، مشاوره یک فرایند یک بعدی نیست بلکه نتیجه ان تغییر در رفتار، تفکر و روابط مراجع میباشد. با محرک های اجتماعی قوی و تمرین، تغییرات در رفتار، تفکر، روابط و نگرش ایجاد می کنیم. با این تغییرات، ما امیدواریم حتی تغییرات شیمیایی هورمونی در مغز مراجع شکل گیرد و این تغییر توسط محققان ثابت شده است.
در نهایت، تغییرات در مراجع و روابط او و در زندگی و سیستم او و همچنین در فیزیک او رخ می دهد. من کمی بیشتر در مورد این نکته خواهم گفت.
ما معمولا در مورد دو تغییر اول بیشتر فکر می کنیم. سعی می کنیم از طریق مداخله مشاوره ای به این برسیم. ما می گوییم ما می خواهیم رفتار، افکار، روابط و نگرش ها را تغییر دهیم. شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد مشاوره در واقع این تغییرات را به ارمغان می آورد.
و هنگامی که این تغییرات در بلند مدت ادامه می یابد، ما حتی می توانیم تغییرات در عملکرد و وضعیت شیمیایی مغز مراجع را با آزمایش نشان دهیم.
اما ما باید اهمیت ارزش های خود را درباره زندگی و مشاوره به یاد داشته باشیم. یک داستان کوتاه: مردی به نام Oliver Sacks که شاید کتابش را خوانده باشید. «مردی که از همسرش برای کلاهبرداری استفاده کرد».
اگر آن را تاکنون نخوانده اید، آن را بخوانید. آموزنده است. این مرد در سال گذشته ۲.۱۷ فوت کرد. در اینجا چیزی است که او به یادگار گفت.
"هر یک از ما یک روایت منحصر به فرد است، که به طور مداوم، ناخودآگاه، از طرق گوناگون، در ما ساخته شده است."
شاید شما چیزی مشابه این اینجا و آنجا شنیده اید. اما دوباره، "هر یک از ما یک روایت منحصر به فرد است.
من درباره یک شخص دیگر صحبت خواهم کرد. کای جیمسون کتابی به نام "انسانی ذهنی" نوشت.
«اختلال دوقطبی: مهم این است که چگونه من آن را برطرف کردم» این عنوان ترجمه در المانی است. شاید فارسی هم پیدا کنید. مطالب این کتاب خوب به ما می گوید که او اختلال دوقطبی داشته است. اما او توضیح می دهد که دارو و روان درمانی برای او به طور جداگانه ارائه شده بود. داروها به پیشگیری از حالت مانیک، بستری شدن و خودکشی کمک می کرد. او مینویسد از آنجا که دارو به تنهایی کمک نمیکرد و سبب اختلال در زندگی من میشد, برای روان درمانی طولانی مدت اقدام کردم.
او میخواهد به عبارت دیگر بگوید، دارو به فرد کمک می کند تا قدرت خود را برای رفتن به بیمارستان یا مرکز مشاوره صرف کند.
۱
ما در اینجا مشاوره را در زمینه دنیای دانشگاهی بررسی خواهیم کرد و ویژگی های آن را شناسایی خواهیم کرد.
📍آیا مشاوره در مورد بدن یا ذهن است؟
👈همانطور که قبلا ذکر شد، مشاوره درباره ذهن, آگاهی و تغییر سوژه های ذهنی است.
دستیابی به آسایش ذهنی فقط از طریق مادیات ممکن نیست, همانطور که بهبود روان فقط از طریق دارو ممکن نیست. یکبار دیگر قابل یاداوری میباشد که مشاوره انطوریکه ما آن را بررسی میکنیم, یك نوع حمایت اقتصادی یا مادی از مراجع نیست و بلکه یک گزینه در درمان و تغییر موقعیت مراجع و آگاهی ذهن او میباشد. واقعیت بعدی این است که مشاوره از دید روانشناسی یک درمان دارویی نیست که این نشان می دهد ما روانپزشک نیستیم، درست است؟ بلکه میتواند یک مکمل درمانی در کنار دارو-درمانی باشد.
👈 در مشاوره در واقع از محرک های اجتماعی قوی به جای دارو استفاده می کنیم.
👈 در مشاوره، رابطه مشاوره و مراجع بسیار مهم است.
👈 مشاوره با جهت گیری نظری متفاوت است. مشاوره فقط تئوری نیست بلکه نیاز به تمرین فراوان دارد.
❗️در هر صورت، مشاوره، فرایند پیگیری بهبود ذهنی از طریق محرک اجتماعی و یادگیری و تمرین آموخته ها به مقدار فراوان است. این یادگیری ها بقولی «زیست شناسی» اجتماعی یا چگونه زیستن در اجتماع کوچک و بزرگ و یادگیری و همچنین تمرین در شرایط مختلف، از قبیل رابطه مشاوره، تعامل در مشاوره، پذیرش، تصدیق، تشویق به بازتاب، تسهیل بینش و غیره بیان شده است.
بعدا در بخش های دیگر در اینده نظریه های گوناگونی را می گذرانیم، اما نکته اصلی خواهد ماند که در مشاوره ما حق تجویز دارو نداریم و در مورد تغییر دارو و استفاده آن ترجیحا به پزشک ارجاع خواهیم داد.
در مشاوره از رابطه های بین افراد استفاده می کنیم. ما از دستورالعمل ها و تیوربها و آموخته ها به بهترین نوع ان برای کمک به مراجعین برای یادگیری و تمرین استفاده می کنیم. مشاوره در واقع هنر صحبت و بازتاب است. ما هنوز در پی تعریف مشاوره هستیم.
همانطور که قبلاً گفتم ما در مشاوره در واقع تنها از کلمات استفاده نمی کنیم. تعامل غیر کلامی بهمراه تعامل کلامی خود بخود روی میدهد. حال چرا وقتی با مراجع ملاقات می کنیم، سعی در امپاتی داریم؟ این یک نشان از درک، پذیرش و احترام به مراجع است، درست است؟
در مشاوره تلاش می کنیم تا با استفاده از متد های متفاوت مثل بازی، هنر و فعالیت های جسمانی در افراد تغییر ایجاد کنیم. پس در نتیجه، مشاوره یک فرایند یک بعدی نیست بلکه نتیجه ان تغییر در رفتار، تفکر و روابط مراجع میباشد. با محرک های اجتماعی قوی و تمرین، تغییرات در رفتار، تفکر، روابط و نگرش ایجاد می کنیم. با این تغییرات، ما امیدواریم حتی تغییرات شیمیایی هورمونی در مغز مراجع شکل گیرد و این تغییر توسط محققان ثابت شده است.
در نهایت، تغییرات در مراجع و روابط او و در زندگی و سیستم او و همچنین در فیزیک او رخ می دهد. من کمی بیشتر در مورد این نکته خواهم گفت.
ما معمولا در مورد دو تغییر اول بیشتر فکر می کنیم. سعی می کنیم از طریق مداخله مشاوره ای به این برسیم. ما می گوییم ما می خواهیم رفتار، افکار، روابط و نگرش ها را تغییر دهیم. شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد مشاوره در واقع این تغییرات را به ارمغان می آورد.
و هنگامی که این تغییرات در بلند مدت ادامه می یابد، ما حتی می توانیم تغییرات در عملکرد و وضعیت شیمیایی مغز مراجع را با آزمایش نشان دهیم.
اما ما باید اهمیت ارزش های خود را درباره زندگی و مشاوره به یاد داشته باشیم. یک داستان کوتاه: مردی به نام Oliver Sacks که شاید کتابش را خوانده باشید. «مردی که از همسرش برای کلاهبرداری استفاده کرد».
اگر آن را تاکنون نخوانده اید، آن را بخوانید. آموزنده است. این مرد در سال گذشته ۲.۱۷ فوت کرد. در اینجا چیزی است که او به یادگار گفت.
"هر یک از ما یک روایت منحصر به فرد است، که به طور مداوم، ناخودآگاه، از طرق گوناگون، در ما ساخته شده است."
شاید شما چیزی مشابه این اینجا و آنجا شنیده اید. اما دوباره، "هر یک از ما یک روایت منحصر به فرد است.
من درباره یک شخص دیگر صحبت خواهم کرد. کای جیمسون کتابی به نام "انسانی ذهنی" نوشت.
«اختلال دوقطبی: مهم این است که چگونه من آن را برطرف کردم» این عنوان ترجمه در المانی است. شاید فارسی هم پیدا کنید. مطالب این کتاب خوب به ما می گوید که او اختلال دوقطبی داشته است. اما او توضیح می دهد که دارو و روان درمانی برای او به طور جداگانه ارائه شده بود. داروها به پیشگیری از حالت مانیک، بستری شدن و خودکشی کمک می کرد. او مینویسد از آنجا که دارو به تنهایی کمک نمیکرد و سبب اختلال در زندگی من میشد, برای روان درمانی طولانی مدت اقدام کردم.
او میخواهد به عبارت دیگر بگوید، دارو به فرد کمک می کند تا قدرت خود را برای رفتن به بیمارستان یا مرکز مشاوره صرف کند.
۱
در اینجا یک نقل قول دیگر از کای جیمسون در مورد رواندرمانی: "اما، بی تملق، روان درمانی بهبود میبخشد! و این احساس سردرگمی را به وجود می آورد، در بین افکار و احساسات وحشتناک قرار میدهد، و درهای کنترل خود و امید و امکان یادگیری از آن را باز می کند. "
"دارو به ما این امکان را نمی دهد که به راحتی به واقعیت بازگردیم و توانایی این کار را هم به تنهایی ندارد."
👈زمانی وجود دارد که مراجع واقعا نیاز به دارو دارد. و وقتی احساس می کنیم که مشاوره به تنهایی نمی تواند کمک کند، مراجع ما را به یک روانپزشک و یا کلینیک ارجاع می دهیم. اما ما همچنین باید به خاطر داشته باشیم که مواردی وجود دارد که نمی توان با دارو حل و درمان کرد. شاید داروی بسیار زیادی مصرف کنیم، اما این باعث نمی شود که ما بتوانیم داستان زندگی خودمان را بنویسیم. بلکه مشاوره محرک آن خواهد شد.
"گاهی من نمیتوانم بفهمم که چه شخصیتی من هستم. هنگامی که ما به نحوی رفتار می کنیم، مشاور واکنش نشان می دهد، اظهار نظر مثبت می کند، توجه میبخشد و با ما موافق است. ما به آنچه می گویند گوش می دهیم و ما شروع به نوشتن داستان هایی درباره خودمان می کنیم." اما دارو نمی تواند داستان را بنویسد. این نظر کندل نویسنده معروف در مورد مشاوره است.
او به طور همزمان در کنفرانس ها صحبت می کرد و از تجربیات خود مینوشت. نام کامل او Eric Kandel است، و تا اوایل اوایل دهه 40، او یک روانکاو بود. اما دوستانش به او گفتند: "شما بهتر است تحقیق کنید تا روانکاوی." احتمالا این به این خاطر نبود که او روانکاو بدی بود. من فکر می کنم این نوع تشویق در مورد توانایی او برای تحقیق بخاطر نبود محقق خوب در این زمینه بود.
بنابراین کاندل در 40 سالگی به فرانسه رفت و در مورد ابزارهای تحقیق مطالعه و تحصیل کرد. او همچنین در مورد پروسه ها و روش های تحقیق تحصیل کرد. او همچنین آموخت که چگونه تحقیق را با استفاده از Aplysia californica انجام دهد. بنابراین او اول یک روانکاو بود، اما در نهایت تحقیق درباره حافظه و یادگیری جایزه نوبل دریافت کرد.
این داستان یک شخصی است که جایزه نوبل را برای کشف فرآیند ساخت حافظه و کشف مکانیسم واکنش شیمیایی خاص در آن فرایند دریافت کرد.
هنگامی که شما کتاب او را می خوانید متوجه می شوید که او مزایای مشاوره و دارو را درک می کند. او بین مشاوره و دارو تعمق میکند، اما تعادل بزرگ بین این دو را حفظ می کند.
وی گفت: "آنچه که من در مورد جیمسون بسیار جذاب می بینم، دیدگاه او از روان درمانی است، به عنوان یک تجربه یادگیری که به او اجازه می دهد که رشته های تجربیات خود را با داستان زندگی اش را با هم بتند."
کندل می گوید که ما باید روایت های خودمان را که ما خودمان را و زندگی ما را ساخته است را کارگردانی کنیم. این روایت ها معمولا به شکلی در حافظه باقی میماند.
پس بیایید برگردیم به مزایای مشاوره. پس ببینیم مشاوره سعی در دستیابی چه چیزی با محرک های اجتماعی قوی و یادگیری و تمرین دارد؟
میتوانیم اینجا بگوییم تغییر در :
🔻 رفتار،
🔻تفکر،
🔻ذهنیت،
🔻نگرش و
🔻روابط.
👈همچنین مشاوره تلاش می کند تا تغییراتی در حالت های بیولوژیکی و شیمیایی را سبب گردد.
👈و در نهایت مشاوره یاری میکند، یک داستان جامع در مورد زندگی و خود فرد نوشته و یا ساخته شود.
👈داروها احتمالا به نتایج اول و دوم کمک می کنند ولی بیشتر برای دومین مورد. اما ❗️نتیجه سوم سخت است که از طریق دارو به دست آید بلکه از طریق بازتاب و تغییر پیامد آن ممکن میگردد.
❗️بنابراین من باور دارم که این نتیجه سوم یک تخصص ویژه برای مشاوره است.
✏️ایا مشاوره علمیست و یا غیر علمی؟
من معتقدم مشاوره علم است و باید علمی بماند. انجام آن به عنوان دلسوزی ممکن است تبدیل به چیزی نزدیک به عمه/عمو درمانی گردد. .
اگر این روش تحقیق علمی نداشته باشد، مردم می پرسند: "فرق مشاوره با رمالی چیست؟"
ما باید بسیار مراقب باشیم. ما باید از گفته های غیر علمی خلاص شویم. ما باید خرافات، تعصبات، اعتقادات و پندار جادویی را از بین ببریم.
🔑ویژگی های روش علمی چیست؟ این روش مانند دیواری است خرافات و دانش واقعی را متمایز میکند.
علمی پیش برویم. اینطور عمل نکنیم. من با مراجعم ارتباط برقرار کردم، بنابراین همه چیز خوب است. ما کلیک کردیم، بنابراین لازم نیست که ارزیابی کنیم.
خیر. من فکر نمی کنم این روش علمی باشد. مشاوره مراحل دارد.
مشاوره برای زنده ماندن، باید به عنوان یک رشته دانشگاهی باقی بماند. باید تحقیقات علمی صورت گیرد. اگر نه، برای زنده ماندن دشوار مبشود.
👈وقتی می گوییم مشاوره مداخله ی خاص موثری است، ما باید ثابت کنیم که این چنین است. ما باید از روشی برای جمع آوری تحقیق علمی استفاده کنیم.
به عبارت دیگر ما باید از روش مشاهدات، تحقیق، توسعه فرضیه ها، آزمایش فرضیه ها و تایید ان پیروی کنیم.
۲
"دارو به ما این امکان را نمی دهد که به راحتی به واقعیت بازگردیم و توانایی این کار را هم به تنهایی ندارد."
👈زمانی وجود دارد که مراجع واقعا نیاز به دارو دارد. و وقتی احساس می کنیم که مشاوره به تنهایی نمی تواند کمک کند، مراجع ما را به یک روانپزشک و یا کلینیک ارجاع می دهیم. اما ما همچنین باید به خاطر داشته باشیم که مواردی وجود دارد که نمی توان با دارو حل و درمان کرد. شاید داروی بسیار زیادی مصرف کنیم، اما این باعث نمی شود که ما بتوانیم داستان زندگی خودمان را بنویسیم. بلکه مشاوره محرک آن خواهد شد.
"گاهی من نمیتوانم بفهمم که چه شخصیتی من هستم. هنگامی که ما به نحوی رفتار می کنیم، مشاور واکنش نشان می دهد، اظهار نظر مثبت می کند، توجه میبخشد و با ما موافق است. ما به آنچه می گویند گوش می دهیم و ما شروع به نوشتن داستان هایی درباره خودمان می کنیم." اما دارو نمی تواند داستان را بنویسد. این نظر کندل نویسنده معروف در مورد مشاوره است.
او به طور همزمان در کنفرانس ها صحبت می کرد و از تجربیات خود مینوشت. نام کامل او Eric Kandel است، و تا اوایل اوایل دهه 40، او یک روانکاو بود. اما دوستانش به او گفتند: "شما بهتر است تحقیق کنید تا روانکاوی." احتمالا این به این خاطر نبود که او روانکاو بدی بود. من فکر می کنم این نوع تشویق در مورد توانایی او برای تحقیق بخاطر نبود محقق خوب در این زمینه بود.
بنابراین کاندل در 40 سالگی به فرانسه رفت و در مورد ابزارهای تحقیق مطالعه و تحصیل کرد. او همچنین در مورد پروسه ها و روش های تحقیق تحصیل کرد. او همچنین آموخت که چگونه تحقیق را با استفاده از Aplysia californica انجام دهد. بنابراین او اول یک روانکاو بود، اما در نهایت تحقیق درباره حافظه و یادگیری جایزه نوبل دریافت کرد.
این داستان یک شخصی است که جایزه نوبل را برای کشف فرآیند ساخت حافظه و کشف مکانیسم واکنش شیمیایی خاص در آن فرایند دریافت کرد.
هنگامی که شما کتاب او را می خوانید متوجه می شوید که او مزایای مشاوره و دارو را درک می کند. او بین مشاوره و دارو تعمق میکند، اما تعادل بزرگ بین این دو را حفظ می کند.
وی گفت: "آنچه که من در مورد جیمسون بسیار جذاب می بینم، دیدگاه او از روان درمانی است، به عنوان یک تجربه یادگیری که به او اجازه می دهد که رشته های تجربیات خود را با داستان زندگی اش را با هم بتند."
کندل می گوید که ما باید روایت های خودمان را که ما خودمان را و زندگی ما را ساخته است را کارگردانی کنیم. این روایت ها معمولا به شکلی در حافظه باقی میماند.
پس بیایید برگردیم به مزایای مشاوره. پس ببینیم مشاوره سعی در دستیابی چه چیزی با محرک های اجتماعی قوی و یادگیری و تمرین دارد؟
میتوانیم اینجا بگوییم تغییر در :
🔻 رفتار،
🔻تفکر،
🔻ذهنیت،
🔻نگرش و
🔻روابط.
👈همچنین مشاوره تلاش می کند تا تغییراتی در حالت های بیولوژیکی و شیمیایی را سبب گردد.
👈و در نهایت مشاوره یاری میکند، یک داستان جامع در مورد زندگی و خود فرد نوشته و یا ساخته شود.
👈داروها احتمالا به نتایج اول و دوم کمک می کنند ولی بیشتر برای دومین مورد. اما ❗️نتیجه سوم سخت است که از طریق دارو به دست آید بلکه از طریق بازتاب و تغییر پیامد آن ممکن میگردد.
❗️بنابراین من باور دارم که این نتیجه سوم یک تخصص ویژه برای مشاوره است.
✏️ایا مشاوره علمیست و یا غیر علمی؟
من معتقدم مشاوره علم است و باید علمی بماند. انجام آن به عنوان دلسوزی ممکن است تبدیل به چیزی نزدیک به عمه/عمو درمانی گردد. .
اگر این روش تحقیق علمی نداشته باشد، مردم می پرسند: "فرق مشاوره با رمالی چیست؟"
ما باید بسیار مراقب باشیم. ما باید از گفته های غیر علمی خلاص شویم. ما باید خرافات، تعصبات، اعتقادات و پندار جادویی را از بین ببریم.
🔑ویژگی های روش علمی چیست؟ این روش مانند دیواری است خرافات و دانش واقعی را متمایز میکند.
علمی پیش برویم. اینطور عمل نکنیم. من با مراجعم ارتباط برقرار کردم، بنابراین همه چیز خوب است. ما کلیک کردیم، بنابراین لازم نیست که ارزیابی کنیم.
خیر. من فکر نمی کنم این روش علمی باشد. مشاوره مراحل دارد.
مشاوره برای زنده ماندن، باید به عنوان یک رشته دانشگاهی باقی بماند. باید تحقیقات علمی صورت گیرد. اگر نه، برای زنده ماندن دشوار مبشود.
👈وقتی می گوییم مشاوره مداخله ی خاص موثری است، ما باید ثابت کنیم که این چنین است. ما باید از روشی برای جمع آوری تحقیق علمی استفاده کنیم.
به عبارت دیگر ما باید از روش مشاهدات، تحقیق، توسعه فرضیه ها، آزمایش فرضیه ها و تایید ان پیروی کنیم.
۲
مطالعه تحقیقات، توسعه فرضیه کمک میکند تا در آزمایش آن موفق شویم. و بعد ببینیم آیا این درست است و نتیجه آن ثابت شده است، آن را بیشتر به یک قاعده و یا یک مدل کوچک برای مشاوره توسعه دهیم.
دانش در مورد مکانیسم چگونگی تغییر مردم توسط یک به یک مشاوره ها انباشته شده است. اگر خلاف یک فرضیه ثابت شود، پس ما به عقب برمیگردیم. فرضیه را تغییر میدهیم یا آن را با استفاده از روش دیگری آزمایش میکنیم.
👈اگر این روش علمی را دنبال نکنیم، چه اتفاقی می افتد؟
بعضی از ما ممکن است فارغ التحصیل شویم و از این موضوع متنفر باشیم. اما ما باید به دنبال رویه های علمی باشیم تا انگیزه ایجاد شود.
ما ممکن است بگوئیم: "اگر من بتوانم با مراجعین خوب کار کنم، اوکی است."
بله، خوب است اگر با مراجعین خود خوب کار کنید. شما برای جامعه خود به خوبی کار می کنید و می توانید به دیگران کمک کنید.
اما اگر شخصی به شما بگوید، "اما شما چگونه یک مشاور حرفه ای شدید؟"
اگر بگویید "من نمی دانم، من فقط آن را انجام دادم"، پس ما ارزش کار خود را در بازار مشاوره از دست می دهیم.
🔻نکته سوم تفاوت علم پایه و علم کاربردی میباشد.
بین این دو، من فکر می کنم مشاوره به علوم کاربردی تعلق داشته باشد. علم پایه تلاش می کند حقیقت را بیابد و پدیده ها را درک کند. علم کاربردی به دنبال استفاده از آن حقیقت است و به نوعی ان را کاربردی ارائه می دهد.
👈از دید من علم کاربردی بیشتر به دنبال تغییر است و تحقیق آن در زمینه کاربرد علمی آن میباشد. به این معنا که، مشاوره در علوم کاربردی بهتر امکان رشد پیدا میکند.
🔺آیا علم کاربردی در کیفیت علمی از علم پایه رتبه پایین تری دارد؟ من فکر نمی کنم اینطور باشد و این نباید مقایسه شود. در هر دو رشته ما درجات علمی پست دکترات داریم.
درست است ریاضیات، فیزیک، شیمی همه متعلق به علم پایه هستند. اما مهندسی، پزشکی، تجارت، آموزش و پرورش، علم کاربردی در نظر گرفته می شوند. مشاوره احتمالا به علم کاربردی نزدیکتر است، اما تقسیم دو نوع همه جا و کاملا واضح نیست.
👈هدف از تحقیقات مشاوره در نهایت بهبود کارآیی مشاوره است، اما ما ابتدا باید مکانیسم ها را کشف کنیم.
🔺مطالعات ساده یا مطالعات پیچیده؟ من فکر می کنم مشاوره بیشتر از فقط یک مطالعه پیچیده است.
روانشناسی به مشاوره بسیار نزدیک است، اما روانشناسی بیشتر از یک مطالعه تنها است. اما روانشناسی نیز قطعات بسیار پیچیده ای دارد. آنچه که من می خواهم در اینجا بگویم این است که روانشناسی یک موضوع واحد بسیار خاص است که در آن شناخت، رفتار و احساسات فرد مورد هدف قرار می گیرد. همچنین، علی رغم زمینه های مختلف روانشناسی، هنوز در میان حوزه ها یک تشابه بزرگی وجود دارد.
📍اما مشاوره چیست؟ اگر ما دامنه ان را به مشاوره روانشناختی یا مشاوره زن و شوهر یا خانواده محدود کنیم، این موضوع کاملا یکبعدی است. اما اگر شامل سیستم های مختلف مشاوره ای و اداری باشد، مشاوره نیز می تواند یک مطالعه بسیار پیچیده باشد. و اگر ما از مشاوره کودک و نوجوان، مشاوره مدرسه و مشاوره کالج و دانشگاه و تحصیل و غیره شروع کنیم، نشانه ی مشترک در میان این تقسیم ها کوچکتر و کوچکتر خواهد شد.
برای مقایسه بهتر، بیایید علوم طبیعی را در نظر بگیریم. مشاوره پیچیده تر از علوم طبیعی است (ریاضی)، درست است؟
من هنوز هم فکر می کنم که مشاوره پیچیده تر از روانشناسی است. بنابراین برای خلاصه کردن، مشاوره بیشتر در مورد ذهن از بدن است. مشاوران برای ذهن و نه فیزیک مداخله می کنند. به جای استفاده از مواد یا دارو، مشاوران از گفتار و جستار و محرک های اجتماعی قوی استفاده می کنند. بعد، مشاوران امیدوارند که دانش علمی ایجاد کرده و نتایجی به دست آورند. ما سعی می کنیم به جای اسطوره ها یا باورها در این زمینه به روش های علمی بپردازیم و پی ببریم.
👈بنابراین مشاوره احتمالا متعلق به علم کاربردی از علوم پایه است و بیشتر یک مطالعه پیچیده تا یک مطالعه ساده است.
پایان
دکتر موریس ستودگان
۳
دانش در مورد مکانیسم چگونگی تغییر مردم توسط یک به یک مشاوره ها انباشته شده است. اگر خلاف یک فرضیه ثابت شود، پس ما به عقب برمیگردیم. فرضیه را تغییر میدهیم یا آن را با استفاده از روش دیگری آزمایش میکنیم.
👈اگر این روش علمی را دنبال نکنیم، چه اتفاقی می افتد؟
بعضی از ما ممکن است فارغ التحصیل شویم و از این موضوع متنفر باشیم. اما ما باید به دنبال رویه های علمی باشیم تا انگیزه ایجاد شود.
ما ممکن است بگوئیم: "اگر من بتوانم با مراجعین خوب کار کنم، اوکی است."
بله، خوب است اگر با مراجعین خود خوب کار کنید. شما برای جامعه خود به خوبی کار می کنید و می توانید به دیگران کمک کنید.
اما اگر شخصی به شما بگوید، "اما شما چگونه یک مشاور حرفه ای شدید؟"
اگر بگویید "من نمی دانم، من فقط آن را انجام دادم"، پس ما ارزش کار خود را در بازار مشاوره از دست می دهیم.
🔻نکته سوم تفاوت علم پایه و علم کاربردی میباشد.
بین این دو، من فکر می کنم مشاوره به علوم کاربردی تعلق داشته باشد. علم پایه تلاش می کند حقیقت را بیابد و پدیده ها را درک کند. علم کاربردی به دنبال استفاده از آن حقیقت است و به نوعی ان را کاربردی ارائه می دهد.
👈از دید من علم کاربردی بیشتر به دنبال تغییر است و تحقیق آن در زمینه کاربرد علمی آن میباشد. به این معنا که، مشاوره در علوم کاربردی بهتر امکان رشد پیدا میکند.
🔺آیا علم کاربردی در کیفیت علمی از علم پایه رتبه پایین تری دارد؟ من فکر نمی کنم اینطور باشد و این نباید مقایسه شود. در هر دو رشته ما درجات علمی پست دکترات داریم.
درست است ریاضیات، فیزیک، شیمی همه متعلق به علم پایه هستند. اما مهندسی، پزشکی، تجارت، آموزش و پرورش، علم کاربردی در نظر گرفته می شوند. مشاوره احتمالا به علم کاربردی نزدیکتر است، اما تقسیم دو نوع همه جا و کاملا واضح نیست.
👈هدف از تحقیقات مشاوره در نهایت بهبود کارآیی مشاوره است، اما ما ابتدا باید مکانیسم ها را کشف کنیم.
🔺مطالعات ساده یا مطالعات پیچیده؟ من فکر می کنم مشاوره بیشتر از فقط یک مطالعه پیچیده است.
روانشناسی به مشاوره بسیار نزدیک است، اما روانشناسی بیشتر از یک مطالعه تنها است. اما روانشناسی نیز قطعات بسیار پیچیده ای دارد. آنچه که من می خواهم در اینجا بگویم این است که روانشناسی یک موضوع واحد بسیار خاص است که در آن شناخت، رفتار و احساسات فرد مورد هدف قرار می گیرد. همچنین، علی رغم زمینه های مختلف روانشناسی، هنوز در میان حوزه ها یک تشابه بزرگی وجود دارد.
📍اما مشاوره چیست؟ اگر ما دامنه ان را به مشاوره روانشناختی یا مشاوره زن و شوهر یا خانواده محدود کنیم، این موضوع کاملا یکبعدی است. اما اگر شامل سیستم های مختلف مشاوره ای و اداری باشد، مشاوره نیز می تواند یک مطالعه بسیار پیچیده باشد. و اگر ما از مشاوره کودک و نوجوان، مشاوره مدرسه و مشاوره کالج و دانشگاه و تحصیل و غیره شروع کنیم، نشانه ی مشترک در میان این تقسیم ها کوچکتر و کوچکتر خواهد شد.
برای مقایسه بهتر، بیایید علوم طبیعی را در نظر بگیریم. مشاوره پیچیده تر از علوم طبیعی است (ریاضی)، درست است؟
من هنوز هم فکر می کنم که مشاوره پیچیده تر از روانشناسی است. بنابراین برای خلاصه کردن، مشاوره بیشتر در مورد ذهن از بدن است. مشاوران برای ذهن و نه فیزیک مداخله می کنند. به جای استفاده از مواد یا دارو، مشاوران از گفتار و جستار و محرک های اجتماعی قوی استفاده می کنند. بعد، مشاوران امیدوارند که دانش علمی ایجاد کرده و نتایجی به دست آورند. ما سعی می کنیم به جای اسطوره ها یا باورها در این زمینه به روش های علمی بپردازیم و پی ببریم.
👈بنابراین مشاوره احتمالا متعلق به علم کاربردی از علوم پایه است و بیشتر یک مطالعه پیچیده تا یک مطالعه ساده است.
پایان
دکتر موریس ستودگان
۳