Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍گذر از اضطراب با تکنیک ساده تنفس شکمی
وقتی احساس کنیم که ذهن ما آرام نیست و نگرانیم, دراز کشیده یا نشسته با کمر صاف با باز دم شروع می کنیم و تا جای ممکن عمیقا عمل بازدم انجام داده و تمامی هوای موجود در ریه های خود را اگاهانه خارج می کنیم. با این برون ریزی احساسات ما نیز از ذهن ما خارج میشوند، زیرا همه چیز با تنفس ما در ارتباط است (PHخون بخاطر تنفس درست تغییر میکند).
پس از این بازدم عمیق هنگامی که شکم ما به سمت داخل مثل عکس بالا کشیده شده است تا 6 میشماریم، مثلا 4 ثانیه حبس بازدم داشته و صبر کرده و بعد از آن عمل دم را به طور عمیق انجام داده تا 6 می شماریم. دوباره برای چند ثانیه حبس دم داشته و صبر می کنیم. مدت زمان توقف میان دم و بازدم در این تکنیک باید مساوی باشد 6-4-6. به همین ترتیب دم و بازدم خود را ادامه می دهیم و از تنفس خود اگاهانه یک ریتم می سازیم.
پس از چند دقیقه احساس خواهیم کرد تمامی تن و روان ما تغییر کرده و حالت مضطرب گونه و سترس قبلی ما ناپدید شده. ما احساس و حال جدیدی را تجربه می کنیم. در این حالت آرامش میتوانیم ماهیچه های خود با ریلکسیشن تقویت کنیم.
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
وقتی احساس کنیم که ذهن ما آرام نیست و نگرانیم, دراز کشیده یا نشسته با کمر صاف با باز دم شروع می کنیم و تا جای ممکن عمیقا عمل بازدم انجام داده و تمامی هوای موجود در ریه های خود را اگاهانه خارج می کنیم. با این برون ریزی احساسات ما نیز از ذهن ما خارج میشوند، زیرا همه چیز با تنفس ما در ارتباط است (PHخون بخاطر تنفس درست تغییر میکند).
پس از این بازدم عمیق هنگامی که شکم ما به سمت داخل مثل عکس بالا کشیده شده است تا 6 میشماریم، مثلا 4 ثانیه حبس بازدم داشته و صبر کرده و بعد از آن عمل دم را به طور عمیق انجام داده تا 6 می شماریم. دوباره برای چند ثانیه حبس دم داشته و صبر می کنیم. مدت زمان توقف میان دم و بازدم در این تکنیک باید مساوی باشد 6-4-6. به همین ترتیب دم و بازدم خود را ادامه می دهیم و از تنفس خود اگاهانه یک ریتم می سازیم.
پس از چند دقیقه احساس خواهیم کرد تمامی تن و روان ما تغییر کرده و حالت مضطرب گونه و سترس قبلی ما ناپدید شده. ما احساس و حال جدیدی را تجربه می کنیم. در این حالت آرامش میتوانیم ماهیچه های خود با ریلکسیشن تقویت کنیم.
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
✅ گرسنگی (عطش) لمس چیست؟ علائم، علت و درمان
گرسنگی لمس به حس اشتیاق لمس یا تماس جسمی با سایر موجودات زنده اشاره دارد؛ علت – علائم و روش های درمان عطش لمس را بخوانید.
گرسنگی یا عطش لمس (Touch starved) به اشتیاق لمس یا تماس جسمی با سایر موجودات زنده اشاره دارد. این امر معمولا زمانی رخ می دهد که فرد برای مدت زمان طولانی تماس فیزیکی کم و یا عدم تماس را تجربه کند.
انسان ها عمدتا موجوداتی اجتماعی هستند و بعضی از تحقیقات نشان می دهند که بسیاری از افراد با تماس جسمی احساس راحتی، امنیت و رضایت می کنند. محرومیت از تماس جسمی می تواند منجر به احساسات منفی مانند پوچی و تنهایی در افراد شود.
ممکن است به دلیل همه گیری جهانی کووید 19، تعداد فزاینده ای از افراد دچار عطش لمس شوند. فاصله جسمی و محدودیت های اجتماعی برای محدود کردن شیوع ویروس SARS-CoV-2، قرار گرفتن در کنار افراد دیگر و تماس فیزیکی بین انسان ها را کاهش داده است.
همچنین ممکن است افراد گرسنگی لمس را با عنوان های افسردگی لمسی، کمبود لمس، کمبود محبت، تشنگی لمس یا گرسنگی پوستی بشناسند.
در این مقاله در مورد گرسنگی لمس، علت، علائم، عوارض بالقوه روانشناختی آن و بعضی از روش های پیشگیری از آن بحث می کنیم.
🔺گرسنگی لمس چه معنی دارد؟
گرسنگی لمس به تمایل به تماس فیزیکی گفته می شود که ممکن است افراد پس از مدتی تعامل جسمی کم یا عدم ارتباط با دیگران، آن را تجربه کنند. ممکن است بعضی از افراد آن را با میل به غذا در هنگام گرسنگی مقایسه کنند.
تحقیقات نشان می دهند که لمس در ارتباط با احساسات و حفظ روابط انسانی، مهم است. بسیاری از مطالعات بر اهمیت لمس اجتماعی در رشد انسان تاکید دارند.
لمس می تواند نواحی خاصی از مغز را فعال کند و ممکن است بر روندهای فکری، واکنش ها و واکنش های فیزیولوژیکی تاثیر بگذارد.
برای نمونه، تحقیقات نشان می دهند که لمس عاطفی قشر پیش پیشانی (Orbitofrontal) مغز را فعال می کند. این ناحیه از مغز با رفتارهای عاطفی و اجتماعی و همچنین یادگیری و تصمیم گیری درگیر است.
همچنین لمس برای افرادی که دچار پریشانی هستند، می تواند باعث آرامش خاطر و اطمینان شود. یک مطالعه در سال 2017 اشاره کرد که در آغوش گرفتن و نوازش کودکان در حالت پریشانی، اثرات تسکین دهنده ای دارد. حتی یک مطالعه در سال 2015 نشان داد که لمس انسان می تواند به مبارزه با عفونت کمک کند. بنابراین عدم تماس فیزیکی می تواند منجر به تجربه عطش لمس شود.
🔺علت گرسنگی لمس
گرسنگی لمس می تواند احساس استرس، افسردگی و اضطراب را افزایش دهد. این امر می تواند باعث ایجاد انواع اثرات منفی فیزیولوژیکی شود.
برای نمونه، بدن برای مقابله با استرس، هورمون های کورتیزول آزاد می کند. این هورمون ها می توانند ضربان قلب، فشار خون، تنفس و تنش عضلانی را افزایش دهند و سیستم هضم و سیستم ایمنی بدن را سرکوب کنند که همین امر منجر به افزایش خطر عفونت می شود.
یک مطالعه در سال 2018 خاطرنشان کرد که پوست می تواند محرک های لمس مثبت و منفی را به اعصاب حسی منتقل کند که حس لامسه را به مغز منتقل می کنند. بدن در واکنش به تحریک پوست با شدت کم مانند لمس یا نوازش، اکسی توسین آزاد می کند که بعضی از افراد آن را هورمون عشق می نامند.
اکسی توسین فواید بالقوه بسیاری دارد که از جمله می توان به کمک به تندرستی و کاهش استرس اشاره کرد. بنابراین لمس منظم به حفظ تندرستی کمک می کند و کمبود تماس بدنی اثرات منفی روانی و فیزیولوژیکی خواهد داشت.
🔺علائم گرسنگی لمس
ممکن است اطلاع از گرسنگی برای لمس سخت باشد. به طور معمول یکی از علائم شایع در وضعیت گرسنگی لمس، احساس تنهایی بیش از حد است.
همچنین افراد در هنگام گرسنگی لمس علائم زیر را تجربه می کنند:
استرس
اضطراب
احساس افسردگی
رضایت کم
مشکل خوابیدن
خستگی (Fatigue)
علاوه بر این، ممکن است افراد رفتاری نشان دهند که سعی در شبیه سازی لمس داشته باشند. این امر می تواند شامل حمام کردن طولانی، پیچیدن پتو دور خود یا نوازش حیوانات خانگی و کوسن ها باشد.
🔺عوارض روانشناختی
احساس تنهایی و انزوایی که همراه با عطش لمس رخ می دهد، احتمالا عوارض روانی نامطلوبی به همراه خواهد داشت. برای نمونه، عدم تماس بدنی می تواند احساس استرس، اضطراب و افسردگی را افزایش دهد.
یک مطالعه در سال 2017 نشان داد که لمس با مهربانی، تندرستی روانشناختی را ارتقا می دهد. بنابراین ممکن است کمبود تماس، سلامت روحی و روانی افراد را به خطر بیاندازد.
یک مطالعه در سال 2020 خاطرنشان کرد که لمس می تواند احساس تنهایی را نیز کاهش دهد. بنابراین کمبود تماس بدنی می تواند باعث ایجاد یا بدتر شدن تنهایی در بعضی از افراد شود.
1
@thinkpluswithus
گرسنگی لمس به حس اشتیاق لمس یا تماس جسمی با سایر موجودات زنده اشاره دارد؛ علت – علائم و روش های درمان عطش لمس را بخوانید.
گرسنگی یا عطش لمس (Touch starved) به اشتیاق لمس یا تماس جسمی با سایر موجودات زنده اشاره دارد. این امر معمولا زمانی رخ می دهد که فرد برای مدت زمان طولانی تماس فیزیکی کم و یا عدم تماس را تجربه کند.
انسان ها عمدتا موجوداتی اجتماعی هستند و بعضی از تحقیقات نشان می دهند که بسیاری از افراد با تماس جسمی احساس راحتی، امنیت و رضایت می کنند. محرومیت از تماس جسمی می تواند منجر به احساسات منفی مانند پوچی و تنهایی در افراد شود.
ممکن است به دلیل همه گیری جهانی کووید 19، تعداد فزاینده ای از افراد دچار عطش لمس شوند. فاصله جسمی و محدودیت های اجتماعی برای محدود کردن شیوع ویروس SARS-CoV-2، قرار گرفتن در کنار افراد دیگر و تماس فیزیکی بین انسان ها را کاهش داده است.
همچنین ممکن است افراد گرسنگی لمس را با عنوان های افسردگی لمسی، کمبود لمس، کمبود محبت، تشنگی لمس یا گرسنگی پوستی بشناسند.
در این مقاله در مورد گرسنگی لمس، علت، علائم، عوارض بالقوه روانشناختی آن و بعضی از روش های پیشگیری از آن بحث می کنیم.
🔺گرسنگی لمس چه معنی دارد؟
گرسنگی لمس به تمایل به تماس فیزیکی گفته می شود که ممکن است افراد پس از مدتی تعامل جسمی کم یا عدم ارتباط با دیگران، آن را تجربه کنند. ممکن است بعضی از افراد آن را با میل به غذا در هنگام گرسنگی مقایسه کنند.
تحقیقات نشان می دهند که لمس در ارتباط با احساسات و حفظ روابط انسانی، مهم است. بسیاری از مطالعات بر اهمیت لمس اجتماعی در رشد انسان تاکید دارند.
لمس می تواند نواحی خاصی از مغز را فعال کند و ممکن است بر روندهای فکری، واکنش ها و واکنش های فیزیولوژیکی تاثیر بگذارد.
برای نمونه، تحقیقات نشان می دهند که لمس عاطفی قشر پیش پیشانی (Orbitofrontal) مغز را فعال می کند. این ناحیه از مغز با رفتارهای عاطفی و اجتماعی و همچنین یادگیری و تصمیم گیری درگیر است.
همچنین لمس برای افرادی که دچار پریشانی هستند، می تواند باعث آرامش خاطر و اطمینان شود. یک مطالعه در سال 2017 اشاره کرد که در آغوش گرفتن و نوازش کودکان در حالت پریشانی، اثرات تسکین دهنده ای دارد. حتی یک مطالعه در سال 2015 نشان داد که لمس انسان می تواند به مبارزه با عفونت کمک کند. بنابراین عدم تماس فیزیکی می تواند منجر به تجربه عطش لمس شود.
🔺علت گرسنگی لمس
گرسنگی لمس می تواند احساس استرس، افسردگی و اضطراب را افزایش دهد. این امر می تواند باعث ایجاد انواع اثرات منفی فیزیولوژیکی شود.
برای نمونه، بدن برای مقابله با استرس، هورمون های کورتیزول آزاد می کند. این هورمون ها می توانند ضربان قلب، فشار خون، تنفس و تنش عضلانی را افزایش دهند و سیستم هضم و سیستم ایمنی بدن را سرکوب کنند که همین امر منجر به افزایش خطر عفونت می شود.
یک مطالعه در سال 2018 خاطرنشان کرد که پوست می تواند محرک های لمس مثبت و منفی را به اعصاب حسی منتقل کند که حس لامسه را به مغز منتقل می کنند. بدن در واکنش به تحریک پوست با شدت کم مانند لمس یا نوازش، اکسی توسین آزاد می کند که بعضی از افراد آن را هورمون عشق می نامند.
اکسی توسین فواید بالقوه بسیاری دارد که از جمله می توان به کمک به تندرستی و کاهش استرس اشاره کرد. بنابراین لمس منظم به حفظ تندرستی کمک می کند و کمبود تماس بدنی اثرات منفی روانی و فیزیولوژیکی خواهد داشت.
🔺علائم گرسنگی لمس
ممکن است اطلاع از گرسنگی برای لمس سخت باشد. به طور معمول یکی از علائم شایع در وضعیت گرسنگی لمس، احساس تنهایی بیش از حد است.
همچنین افراد در هنگام گرسنگی لمس علائم زیر را تجربه می کنند:
استرس
اضطراب
احساس افسردگی
رضایت کم
مشکل خوابیدن
خستگی (Fatigue)
علاوه بر این، ممکن است افراد رفتاری نشان دهند که سعی در شبیه سازی لمس داشته باشند. این امر می تواند شامل حمام کردن طولانی، پیچیدن پتو دور خود یا نوازش حیوانات خانگی و کوسن ها باشد.
🔺عوارض روانشناختی
احساس تنهایی و انزوایی که همراه با عطش لمس رخ می دهد، احتمالا عوارض روانی نامطلوبی به همراه خواهد داشت. برای نمونه، عدم تماس بدنی می تواند احساس استرس، اضطراب و افسردگی را افزایش دهد.
یک مطالعه در سال 2017 نشان داد که لمس با مهربانی، تندرستی روانشناختی را ارتقا می دهد. بنابراین ممکن است کمبود تماس، سلامت روحی و روانی افراد را به خطر بیاندازد.
یک مطالعه در سال 2020 خاطرنشان کرد که لمس می تواند احساس تنهایی را نیز کاهش دهد. بنابراین کمبود تماس بدنی می تواند باعث ایجاد یا بدتر شدن تنهایی در بعضی از افراد شود.
1
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
همچنین تحقیقات خاطر نشان می کنند که افرادی که احساس تنهایی را گزارش می کنند، عملکرد شناختی کمتری داشته و احتمال بیشتری برای تجربه بیماری های بهداشت روان مانند اضطراب و افسردگی خواهند داشت.
🔺درمان گرسنگی لمس
بعضی از روش هایی که افراد می توانند برای درمان حس گرسنگی لمس یا کاهش آن انجام دهند، شامل موارد زیر است:
استفاده از پتو: ممکن است افراد با پیچیدن خود در یک پتو احساس راحتی داشته باشند. همچنین افراد می توانند از پتوهای سنگین تر استفاده کنند. استفاده از آنها احساس در آغوش گرفته شدن را تقلید کرده و به افراد کمک می کند تا آرامش داشته باشند.
ماساژ خود: افراد می توانند ماساژ خود را برای کاهش تشنه لمس بودن انجام دهند. برای نمونه، افراد می توانند گردن خود را ماساژ دهند تا عصب واگ را تحریک کرده و به کاهش استرس کمک کنند.
واکنش ارادی اوج گیری حسی (ASMR): این امر به احساس دلپذیری اشاره دارد که بعضی از افراد در هنگام گوش دادن به فیلم های ASMR تجربه می کنند. این صداها ناحیه ای از مغز که لمس را پردازش می کند را فعال کرده و به آرامش افراد کمک می کنند.
یادآوری تماس های قبلی: تحقیقات نشان می دهند که لمس در حافظه نقش دارد. ممکن است افراد بتوانند لمس های قبلی را به یاد آورده و برای احیای شرایط بر حواس خود تمرکز کنند.
استفاده از بالش های بدن: استفاده از بالش های بدن می تواند به بعضی از افراد کمک کند تا خواب راحت تری داشته باشند. همچنین این امر می تواند احساس نوازش را تقلید کند.
در آغوش گرفتن: تحقیقات نشان می دهند که حتی در آغوش گرفتن یک جسم بی جان مانند بالش می تواند به کاهش استرس کمک کند. افراد در صورت امکان می توانند حیوانات خانگی خود را نیز در آغوش بگیرند. در واقع تحقیقات خاطرنشان کردند که همراهی با حیوانات می تواند ناراحتی و تنهایی را کاهش دهد.
ارتباطات: در صورت امکان سعی کنید با خانواده، دوستان و سایر عزیزان خود در تماس مداوم باشید. این امر می تواند از طریق پیام های متنی، تماس تلفنی یا تماس ویدیویی انجام شود.
تحقیقات حاکی از ارتباط بین برقراری تماس های ویدیویی و کاهش احساس تنهایی و انزوای اجتماعی است.
ورزش: فعالیت بدنی می تواند به بهبود عملکرد شناختی و تندرستی کمک کند. همچنین می تواند به کاهش احساس استرس و افسردگی و بهبود خواب کمک کند.
🔺زمان دریافت کمک
اگر فردی علائم منفی بهداشت روانی را تجربه کند، باید درخواست کمک داشته باشد. اگر افراد به علت گرسنگی لمس دچار عوارض جانبی سلامت روان شوند، باید به دنبال کمک باشند زیرا در این وضعیت سلامت روان به طور قابل توجهی بدتر شده و کیفیت زندگی افراد تحت تاثیر قرار می گیرد.
با این حال مهم است که افراد فاصله اجتماعی را رعایت کرده و سلامتی خود و افراد دیگر را به خطر نیاندازند.
در صورتی که افراد قادر به دریافت کمک به صورت حضوری نباشند، می توانند تله تراپی یا دور درمانی را امتحان کنند. این نوع درمان از راه دور از فناوری برای برقراری ارتباط درمانگر و فرد استفاده می کند. این روش شامل جلسات درمانی از طریق تلفن، تماس ویدیویی یا پیام رسان ها است.
📍خلاصه
عطش لمس به حس اشتیاق برای تماس بدنی اشاره دارد. انسان موجودی اجتماعی است و لمس در توسعه و ارتباطات نقش مهمی دارد. محرومیت از لمس برای بعضی از افراد منجر به اثرات منفی سلامت روان خواهد شد.
افراد می توانند روش های مختلفی را برای تقلید احساس تماس با انسان یا روش های دیگر برای ارتقا سلامت روان مانند ورزش و برقراری ارتباط منظم با عزیزان خود را امتحان کنند.
اگر افراد به علت گرسنگی لمس دچار عوارض جانبی سلامت روان شوند، باید به دنبال کمک باشند.
منبع: سایت اویرو مگ
2
@thinkpluswithus
🔺درمان گرسنگی لمس
بعضی از روش هایی که افراد می توانند برای درمان حس گرسنگی لمس یا کاهش آن انجام دهند، شامل موارد زیر است:
استفاده از پتو: ممکن است افراد با پیچیدن خود در یک پتو احساس راحتی داشته باشند. همچنین افراد می توانند از پتوهای سنگین تر استفاده کنند. استفاده از آنها احساس در آغوش گرفته شدن را تقلید کرده و به افراد کمک می کند تا آرامش داشته باشند.
ماساژ خود: افراد می توانند ماساژ خود را برای کاهش تشنه لمس بودن انجام دهند. برای نمونه، افراد می توانند گردن خود را ماساژ دهند تا عصب واگ را تحریک کرده و به کاهش استرس کمک کنند.
واکنش ارادی اوج گیری حسی (ASMR): این امر به احساس دلپذیری اشاره دارد که بعضی از افراد در هنگام گوش دادن به فیلم های ASMR تجربه می کنند. این صداها ناحیه ای از مغز که لمس را پردازش می کند را فعال کرده و به آرامش افراد کمک می کنند.
یادآوری تماس های قبلی: تحقیقات نشان می دهند که لمس در حافظه نقش دارد. ممکن است افراد بتوانند لمس های قبلی را به یاد آورده و برای احیای شرایط بر حواس خود تمرکز کنند.
استفاده از بالش های بدن: استفاده از بالش های بدن می تواند به بعضی از افراد کمک کند تا خواب راحت تری داشته باشند. همچنین این امر می تواند احساس نوازش را تقلید کند.
در آغوش گرفتن: تحقیقات نشان می دهند که حتی در آغوش گرفتن یک جسم بی جان مانند بالش می تواند به کاهش استرس کمک کند. افراد در صورت امکان می توانند حیوانات خانگی خود را نیز در آغوش بگیرند. در واقع تحقیقات خاطرنشان کردند که همراهی با حیوانات می تواند ناراحتی و تنهایی را کاهش دهد.
ارتباطات: در صورت امکان سعی کنید با خانواده، دوستان و سایر عزیزان خود در تماس مداوم باشید. این امر می تواند از طریق پیام های متنی، تماس تلفنی یا تماس ویدیویی انجام شود.
تحقیقات حاکی از ارتباط بین برقراری تماس های ویدیویی و کاهش احساس تنهایی و انزوای اجتماعی است.
ورزش: فعالیت بدنی می تواند به بهبود عملکرد شناختی و تندرستی کمک کند. همچنین می تواند به کاهش احساس استرس و افسردگی و بهبود خواب کمک کند.
🔺زمان دریافت کمک
اگر فردی علائم منفی بهداشت روانی را تجربه کند، باید درخواست کمک داشته باشد. اگر افراد به علت گرسنگی لمس دچار عوارض جانبی سلامت روان شوند، باید به دنبال کمک باشند زیرا در این وضعیت سلامت روان به طور قابل توجهی بدتر شده و کیفیت زندگی افراد تحت تاثیر قرار می گیرد.
با این حال مهم است که افراد فاصله اجتماعی را رعایت کرده و سلامتی خود و افراد دیگر را به خطر نیاندازند.
در صورتی که افراد قادر به دریافت کمک به صورت حضوری نباشند، می توانند تله تراپی یا دور درمانی را امتحان کنند. این نوع درمان از راه دور از فناوری برای برقراری ارتباط درمانگر و فرد استفاده می کند. این روش شامل جلسات درمانی از طریق تلفن، تماس ویدیویی یا پیام رسان ها است.
📍خلاصه
عطش لمس به حس اشتیاق برای تماس بدنی اشاره دارد. انسان موجودی اجتماعی است و لمس در توسعه و ارتباطات نقش مهمی دارد. محرومیت از لمس برای بعضی از افراد منجر به اثرات منفی سلامت روان خواهد شد.
افراد می توانند روش های مختلفی را برای تقلید احساس تماس با انسان یا روش های دیگر برای ارتقا سلامت روان مانند ورزش و برقراری ارتباط منظم با عزیزان خود را امتحان کنند.
اگر افراد به علت گرسنگی لمس دچار عوارض جانبی سلامت روان شوند، باید به دنبال کمک باشند.
منبع: سایت اویرو مگ
2
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🌒 علل عمده بی خوابی و عواقب ناشی از ان؟
بیخوابی یکی از مشکلات شایع در جامعه است که میتواند تأثیرات شدیدی بر سلامت جسمانی و روانی فرد داشته باشد. بسیاری از عوامل مختلف میتوانند باعث بروز بیخوابی شوند. در اینجا، به بررسی عوامل موثر بر بیخوابی و عواقب آن پرداخته خواهد شد.
🌘 عوامل موثر بر بیخوابی:
1. استرس و اضطراب: استرس و اضطراب میتوانند باعث شروع بیخوابی شوند و در موارد شدید، باعث ادامه آن نیز میشوند.
2. مصرف مواد مخدر: مصرف مواد مخدر میتواند باعث بروز بیخوابی شود و در بلندمدت باعث ایجاد مشکلات در خوابیدن میشود.
3. مصرف الکل: مصرف الکل گرچه میتواند باعث خواب آلودگی شود اما در اثر آن، شخص به صورت تصادفی میتواند بیش از حد بیدار بماند و حتی نتواند بخاطر حال بد به خواب فرو رود. البته بخواب رفتن میتواند خطرناک باشد.
4. نورهای روشن و یا خوابیدن با صدای موزیک و در محیط ناارام: نور محیط و صدا در محیط در زمان خواب، میتواند باعث کاهش ترشح هورمونهایی مانند ملاتونین و یا ناارامی شود که باعث افزایش بیخوابی میشود.
5. مصرف قهوه و سایر محصولات حاوی کافئین: مصرف قهوه و سایر محصولات حاوی کافئین میتواند باعث افزایش بیخوابی شود.
6. ساعات کاری نامناسب: ساعات کاری غیرمناسب میتواند باعث بروز بیخوابی شود. مانند کارهای پرستاران و یا خلبانان و یا شیفت های شب.
🌒 عواقب بیخوابی:
1. کاهش عملکرد شغلی: بیخوابی میتواند باعث کاهش تمرکز و عملکرد شغلی شود و در برخی موارد می تواند باعث اشتباهات و خطاهای بیشتر در کار شود.
2. افزایش خطر بروز بیماریهای جسمانی: بیخوابی میتواند باعث کاهش سیستم ایمنی بدن شود و باعث افزایش خطر بروز بیماریهای جسمانی مانند بیماریهای قلبی، کلیوی و دیابت شود.
3. افزایش خطر بروز بیماریهای روانی: بیخوابی میتواند باعث افزایش خطر بروز بیماریهای روانی مانند افسردگی، اضطراب و کاهش توجه شود.
4. افزایش خطر بروز حوادث و تصادفات: بیخوابی میتواند باعث کاهش تمرکز و توجه شود که در اثر آن، افزایش خطر بروز حوادث و تصادفات رانندگی و دیگر فعالیتهای روزمره مانند کار با ماشینآلات و دستگاهها به وجود میآید.
5. تأثیر بر روابط: بیخوابی میتواند باعث تحریک شدن و تغییر در رفتار و حالت روحی فرد شود که باعث تأثیر منفی بر روابط فردی میشود.
در نتیجه، بیخوابی با تأثیرات شدیدی بر سلامت جسمانی و روانی فرد همراه است. برای جلوگیری از بیخوابی، لازم است که به سلامت خواب توجه کرده و عوامل موثر بر آن را کنترل کنیم.
عوامل موثر بر خواب شامل رعایت ساعات خواب مناسب، کاهش مصرف مواد مخدر و الکل، کاهش مصرف قهوه و سایر محصولات حاوی کافئین و ایجاد محیط خواب مناسب است.
1-2
🌒 علل عمده بی خوابی و عواقب ناشی از ان؟
بیخوابی یکی از مشکلات شایع در جامعه است که میتواند تأثیرات شدیدی بر سلامت جسمانی و روانی فرد داشته باشد. بسیاری از عوامل مختلف میتوانند باعث بروز بیخوابی شوند. در اینجا، به بررسی عوامل موثر بر بیخوابی و عواقب آن پرداخته خواهد شد.
🌘 عوامل موثر بر بیخوابی:
1. استرس و اضطراب: استرس و اضطراب میتوانند باعث شروع بیخوابی شوند و در موارد شدید، باعث ادامه آن نیز میشوند.
2. مصرف مواد مخدر: مصرف مواد مخدر میتواند باعث بروز بیخوابی شود و در بلندمدت باعث ایجاد مشکلات در خوابیدن میشود.
3. مصرف الکل: مصرف الکل گرچه میتواند باعث خواب آلودگی شود اما در اثر آن، شخص به صورت تصادفی میتواند بیش از حد بیدار بماند و حتی نتواند بخاطر حال بد به خواب فرو رود. البته بخواب رفتن میتواند خطرناک باشد.
4. نورهای روشن و یا خوابیدن با صدای موزیک و در محیط ناارام: نور محیط و صدا در محیط در زمان خواب، میتواند باعث کاهش ترشح هورمونهایی مانند ملاتونین و یا ناارامی شود که باعث افزایش بیخوابی میشود.
5. مصرف قهوه و سایر محصولات حاوی کافئین: مصرف قهوه و سایر محصولات حاوی کافئین میتواند باعث افزایش بیخوابی شود.
6. ساعات کاری نامناسب: ساعات کاری غیرمناسب میتواند باعث بروز بیخوابی شود. مانند کارهای پرستاران و یا خلبانان و یا شیفت های شب.
🌒 عواقب بیخوابی:
1. کاهش عملکرد شغلی: بیخوابی میتواند باعث کاهش تمرکز و عملکرد شغلی شود و در برخی موارد می تواند باعث اشتباهات و خطاهای بیشتر در کار شود.
2. افزایش خطر بروز بیماریهای جسمانی: بیخوابی میتواند باعث کاهش سیستم ایمنی بدن شود و باعث افزایش خطر بروز بیماریهای جسمانی مانند بیماریهای قلبی، کلیوی و دیابت شود.
3. افزایش خطر بروز بیماریهای روانی: بیخوابی میتواند باعث افزایش خطر بروز بیماریهای روانی مانند افسردگی، اضطراب و کاهش توجه شود.
4. افزایش خطر بروز حوادث و تصادفات: بیخوابی میتواند باعث کاهش تمرکز و توجه شود که در اثر آن، افزایش خطر بروز حوادث و تصادفات رانندگی و دیگر فعالیتهای روزمره مانند کار با ماشینآلات و دستگاهها به وجود میآید.
5. تأثیر بر روابط: بیخوابی میتواند باعث تحریک شدن و تغییر در رفتار و حالت روحی فرد شود که باعث تأثیر منفی بر روابط فردی میشود.
در نتیجه، بیخوابی با تأثیرات شدیدی بر سلامت جسمانی و روانی فرد همراه است. برای جلوگیری از بیخوابی، لازم است که به سلامت خواب توجه کرده و عوامل موثر بر آن را کنترل کنیم.
عوامل موثر بر خواب شامل رعایت ساعات خواب مناسب، کاهش مصرف مواد مخدر و الکل، کاهش مصرف قهوه و سایر محصولات حاوی کافئین و ایجاد محیط خواب مناسب است.
1-2
به علاوه مشاوره و یا ویزیت پزشک ابتدا نیز میتواند برای کنترل بیخوابی و درمان آن موثر باشد، چرا که با روشهای دارویی و غیردارویی میتوان اختلال در خواب را کنترل کرد. این شامل مصرف داروهای خواب آور، تغییرات در رژیم غذایی و انجام تمرینات ورزشی منظم است. در کل میتوان گفت تغییر سبک زندگی میتواند کاملا موثر باشد.
در کل، بیخوابی یک مسئله جدی است که نیازمند توجه و مراقبت ویژه است. با توجه به اینکه عوامل موثر بر بیخوابی بسیار متنوع هستند، لازم است که در صورت بروز بیخوابی مزمن شود لازم است راهکارهای مناسب را در این زمینه پیگیری کنید.
یک جمله در روانشناسی وجود دارد که میگوید بی خوابی مادر بسیاری از مشکلات روانیست.
منابع آلمانی
1. "Schlafstörungen – Was tun?" von Michael Feld
2. "Schlafstörungen – Ursachen und Behandlung" von Peter Henningsen
3. "Schlafstörungen – Diagnostik und Therapie" von Dieter Riemann und Kai Spiegelhalder
1. National Sleep Foundation. (2021). What causes insomnia? https://www.sleepfoundation.org/insomnia/causes
2. American Psychological Association. (2019). The connection between sleep and mental health. https://www.apa.org/topics/sleep/mental-health
3. National Institute of Mental Health. (2019). Sleep disorders. https://www.nimh.nih.gov/health/topics/sleep-disorders/index.shtml
4. Mayo Clinic. (2021). Insomnia. https://www.mayoclinic.org/diseases-conditions/insomnia/symptoms-causes/syc-20355167
2-2
در کل، بیخوابی یک مسئله جدی است که نیازمند توجه و مراقبت ویژه است. با توجه به اینکه عوامل موثر بر بیخوابی بسیار متنوع هستند، لازم است که در صورت بروز بیخوابی مزمن شود لازم است راهکارهای مناسب را در این زمینه پیگیری کنید.
یک جمله در روانشناسی وجود دارد که میگوید بی خوابی مادر بسیاری از مشکلات روانیست.
منابع آلمانی
1. "Schlafstörungen – Was tun?" von Michael Feld
2. "Schlafstörungen – Ursachen und Behandlung" von Peter Henningsen
3. "Schlafstörungen – Diagnostik und Therapie" von Dieter Riemann und Kai Spiegelhalder
1. National Sleep Foundation. (2021). What causes insomnia? https://www.sleepfoundation.org/insomnia/causes
2. American Psychological Association. (2019). The connection between sleep and mental health. https://www.apa.org/topics/sleep/mental-health
3. National Institute of Mental Health. (2019). Sleep disorders. https://www.nimh.nih.gov/health/topics/sleep-disorders/index.shtml
4. Mayo Clinic. (2021). Insomnia. https://www.mayoclinic.org/diseases-conditions/insomnia/symptoms-causes/syc-20355167
2-2
Sleep Foundation
What Causes Excessive Sleepiness?
Learn what may be causing your excessive sleepiness. It could be an underlying cause like a sleep disorder, psychiatric illness, or lifestyle factor.
دکتر موریس ستودگان
🌓 ارتباط اختلالات خواب و استفاده از داروهای روانپزشکی
اختلالات خواب و استفاده از داروها روانپزشکی دو موضوع مرتبط هستند که بر روی کیفیت زندگی فرد تاثیر می گذارند. داروهای روانشناسی، به عنوان اساس درمان اختلالات روانشناسی، ممکن است بر روی خواب فرد تاثیر مستقیم یا غیرمستقیم داشته باشند. از این رو، بررسی رابطه بین داروهای روانشناسی و اختلال خواب امری ضروری به نظر می رسد.
روش بررسی مطلب:
در جستجوی این مطلب، با استفاده از داده های علمی PubMed و Medline، مقالاتی که در مورد رابطه داروهای روانشناسی و اختلال خواب منتشر شده اند، سعی کردم به این سوال گوتاه پاسخ دهم. با استفاده از واژه های کلیدی مانند "داروهای روانشناسی"، "اختلال خواب" و "خواب"، مقالاتی بررسی شدند. پس از بررسی عناوین و چکیده ها، مقالاتی که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به رابطه بین داروهای روانشناسی و اختلال خواب اشاره دارند، انتخاب شدند.
نتیجه مطالعات در این زمینه:
بررسی چندین مقاله نشان داد که برخی از داروهای روانشناسی ممکن است اثرات جانبی بر روی خواب فرد داشته باشند. برخی از این داروها ممکن است باعث افزایش خواب آرامی شوند، در حالی که دیگر داروها ممکن است باعث بی قراری و بیداری شبانه شوند. برخی داروهای دیگر ممکن است باعث رویش خواب و خواب در طول روز شوند. همچنین، بررسی مقالات نشان داد که برخی از داروهای روانشناسی ممکن است باعث افزایش خطر ابتلا به اختلالات خواب شوند. برای مثال، استفاده بلند مدت از بنزودیازپین ها ممکن است باعث ایجاد اعتیاد و کاهش کیفیت خواب شود. همچنین، برخی داروهای ضد افسردگی ممکن است باعث افزایش خطر ابتلا به اختلالات خواب مانند بیداری شبانه شوند.
با این حال، باید توجه داشت که هر فردی به طور متفاوت به داروهای روانشناسی و اختلالات خواب واکنش نشان می دهد و برای هر فرد، نوع دارو و دوز مناسب باید توسط پزشک متخصص تعیین شود. همچنین، استفاده صحیح از داروهای روانشناسی و اختلالات خواب، به همراه تغییر سبک زندگی سالم، بهبود کیفیت خواب و روانشناسی فرد را بهبود می بخشد.
در نتیجه با توجه به اینکه داروهای روانشناسی ممکن است بر روی خواب فرد تاثیر داشته باشند و برخی از آنها ممکن است باعث اختلالات خواب شوند، پزشکان و روانشناسان و مراجعین باید به دقت نسبت به نوع و دوز داروها و نوع مشکل ممکن در دوره درمانی آگاه باشند و اطلاعات کافی کسب و به مراجعه اطلاع دهند.
همچنین، تغییر سبک زندگی سالم، به همراه استفاده صحیح از داروهای روانشناسی و اختلالات خواب، می تواند بهبود کیفیت خواب و روانشناسی فرد را بهبود بخشد.
۱-۲
🌓 ارتباط اختلالات خواب و استفاده از داروهای روانپزشکی
اختلالات خواب و استفاده از داروها روانپزشکی دو موضوع مرتبط هستند که بر روی کیفیت زندگی فرد تاثیر می گذارند. داروهای روانشناسی، به عنوان اساس درمان اختلالات روانشناسی، ممکن است بر روی خواب فرد تاثیر مستقیم یا غیرمستقیم داشته باشند. از این رو، بررسی رابطه بین داروهای روانشناسی و اختلال خواب امری ضروری به نظر می رسد.
روش بررسی مطلب:
در جستجوی این مطلب، با استفاده از داده های علمی PubMed و Medline، مقالاتی که در مورد رابطه داروهای روانشناسی و اختلال خواب منتشر شده اند، سعی کردم به این سوال گوتاه پاسخ دهم. با استفاده از واژه های کلیدی مانند "داروهای روانشناسی"، "اختلال خواب" و "خواب"، مقالاتی بررسی شدند. پس از بررسی عناوین و چکیده ها، مقالاتی که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به رابطه بین داروهای روانشناسی و اختلال خواب اشاره دارند، انتخاب شدند.
نتیجه مطالعات در این زمینه:
بررسی چندین مقاله نشان داد که برخی از داروهای روانشناسی ممکن است اثرات جانبی بر روی خواب فرد داشته باشند. برخی از این داروها ممکن است باعث افزایش خواب آرامی شوند، در حالی که دیگر داروها ممکن است باعث بی قراری و بیداری شبانه شوند. برخی داروهای دیگر ممکن است باعث رویش خواب و خواب در طول روز شوند. همچنین، بررسی مقالات نشان داد که برخی از داروهای روانشناسی ممکن است باعث افزایش خطر ابتلا به اختلالات خواب شوند. برای مثال، استفاده بلند مدت از بنزودیازپین ها ممکن است باعث ایجاد اعتیاد و کاهش کیفیت خواب شود. همچنین، برخی داروهای ضد افسردگی ممکن است باعث افزایش خطر ابتلا به اختلالات خواب مانند بیداری شبانه شوند.
با این حال، باید توجه داشت که هر فردی به طور متفاوت به داروهای روانشناسی و اختلالات خواب واکنش نشان می دهد و برای هر فرد، نوع دارو و دوز مناسب باید توسط پزشک متخصص تعیین شود. همچنین، استفاده صحیح از داروهای روانشناسی و اختلالات خواب، به همراه تغییر سبک زندگی سالم، بهبود کیفیت خواب و روانشناسی فرد را بهبود می بخشد.
در نتیجه با توجه به اینکه داروهای روانشناسی ممکن است بر روی خواب فرد تاثیر داشته باشند و برخی از آنها ممکن است باعث اختلالات خواب شوند، پزشکان و روانشناسان و مراجعین باید به دقت نسبت به نوع و دوز داروها و نوع مشکل ممکن در دوره درمانی آگاه باشند و اطلاعات کافی کسب و به مراجعه اطلاع دهند.
همچنین، تغییر سبک زندگی سالم، به همراه استفاده صحیح از داروهای روانشناسی و اختلالات خواب، می تواند بهبود کیفیت خواب و روانشناسی فرد را بهبود بخشد.
۱-۲
❤1
منابعی که میتواند به ادامه این مبحث کمک کنند.
1. American Psychiatric Association. (2013). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (5th ed.). Washington, DC: Author.
2. Baglioni, C., Battagliese, G., Feige, B., Spiegelhalder, K., Nissen, C., Voderholzer, U., Lombardo, C., & Riemann, D. (2011). Insomnia as a predictor of depression: A meta-analytic evaluation of longitudinal epidemiological studies. Journal of Affective Disorders, 135(1-3), 10-19.
3. Buysse, D. J. (2013). Insomnia. JAMA, 309(7), 706-716.
4. Krystal, A. D. (2012). Psychiatric disorders and sleep. Neurologic Clinics, 30(4), 1389-1413.
5. National Institute of Mental Health. (2018). Mental health medications. Retrieved from https://www.nimh.nih.gov/health/topics/mental-health-medications/index.shtml
6. Schutte-Rodin, S., Broch, L., Buysse, D., Dorsey, C., & Sateia, M. (2008). Clinical guideline for the evaluation and management of chronic insomnia in adults. Journal of Clinical Sleep Medicine, 4(5), 487-504.
7. Sivertsen, B., Harvey, A. G., Lundervold, A. J., & Hysing, M. (2014). Sleep problems and depression in adolescence: Results from a large population-based study of Norwegian adolescents aged 16-18 years. European Child & Adolescent Psychiatry, 23(8), 681-689.
8. Wilson, S. J., Nutt, D. J., Alford, C., Argyropoulos, S. V., Baldwin, D. S., Bateson, A. N.,... & McEvoy, J. P. (2010). British Association for Psychopharmacology consensus statement on evidence-based treatment of insomnia, parasomnias and circadian rhythm disorders. Journal of Psychopharmacology, 24(11), 1577-1601.
۲-۲
1. American Psychiatric Association. (2013). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (5th ed.). Washington, DC: Author.
2. Baglioni, C., Battagliese, G., Feige, B., Spiegelhalder, K., Nissen, C., Voderholzer, U., Lombardo, C., & Riemann, D. (2011). Insomnia as a predictor of depression: A meta-analytic evaluation of longitudinal epidemiological studies. Journal of Affective Disorders, 135(1-3), 10-19.
3. Buysse, D. J. (2013). Insomnia. JAMA, 309(7), 706-716.
4. Krystal, A. D. (2012). Psychiatric disorders and sleep. Neurologic Clinics, 30(4), 1389-1413.
5. National Institute of Mental Health. (2018). Mental health medications. Retrieved from https://www.nimh.nih.gov/health/topics/mental-health-medications/index.shtml
6. Schutte-Rodin, S., Broch, L., Buysse, D., Dorsey, C., & Sateia, M. (2008). Clinical guideline for the evaluation and management of chronic insomnia in adults. Journal of Clinical Sleep Medicine, 4(5), 487-504.
7. Sivertsen, B., Harvey, A. G., Lundervold, A. J., & Hysing, M. (2014). Sleep problems and depression in adolescence: Results from a large population-based study of Norwegian adolescents aged 16-18 years. European Child & Adolescent Psychiatry, 23(8), 681-689.
8. Wilson, S. J., Nutt, D. J., Alford, C., Argyropoulos, S. V., Baldwin, D. S., Bateson, A. N.,... & McEvoy, J. P. (2010). British Association for Psychopharmacology consensus statement on evidence-based treatment of insomnia, parasomnias and circadian rhythm disorders. Journal of Psychopharmacology, 24(11), 1577-1601.
۲-۲
National Institute of Mental Health (NIMH)
Mental Health Medications
Explore information on mental health medications, including antidepressants, anti-anxiety medications, stimulants, antipsychotics, and mood stabilizers.
دکتر موریس ستودگان
❄️ نگاهی به افسردگی و عوامل آن و همچنین گونه ها و درمان آن
افسردگی یک مشکل روانی است که با احساس ناراحتی، خمودگی، بی حوصلگی، عدم انگیزه، اضطراب، خستگی و گاهی افکار منفی همراه است. این مشکل میتواند تأثیراتی روی سلامت جسمی نیز بگذارد.
عوامل مختلفی میتوانند باعث افسردگی شوند، از جمله مشکلات شخصی و خانوادگی، فشارهای کاری، اختلالات هورمونی، مصرف برخی از داروها، از دست دادن شخصی یا چیزی، جدایی و بیماریهای کرونیک و درمانهای بلندمدتی که برای آن ها انجام میشود.
در برخی از موارد، افسردگی ممکن است به عنوان عارضه یا علامتی از بیماریهای دیگر نظیر بیماریهای قلبی، سرطان، بیماریهای تیروئید و بیماریهای مزمن تنفسی، ایجاد شود. برای مثال، بیماری پارکینسون و ام اس نیز میتوانند باعث افسردگی شوند.
درمان افسردگی معمولاً شامل مشاوره، درمانهای روانشناختی، داروها و بهبود شرایط زندگی است. درمان بیماریهای مرتبط با افسردگی نیز باید به صورت جدی پیگیری شود تا بهبودی کامل حاصل شود.
درمان افسردگی با داروها عموماً شامل مصرف آنتیدپرسانتها میشود. این داروها به منظور کاهش علائم افسردگی و بهبود وضعیت شناختی و روحی فرد استفاده میشوند. اما باید توجه داشت که مصرف داروهای ضدافسردگی باید تحت نظر پزشک باشد و باید با دقت و در شرایط مناسب مصرف شوند.
درمانهای روانشناختی نیز میتوانند برای کاهش علائم افسردگی مؤثر باشند. این درمانها شامل مشاوره روانشناختی، روشهای شناختی-رفتاری، مدیتیشن و یوگا میشوند.
همچنین، بهبود شرایط زندگی و تغییر سبک زندگی نیز میتواند در بهبود علائم افسردگی موثر باشد. بهبود رژیم غذایی، ورزش، خواب منظم و کافی و کاهش استفاده از الکل و مواد مخدر میتوانند بهبود علائم افسردگی را تسریع کنند.
در کل، باید توجه داشت که افسردگی یک مشکل تا حد اختلال جدی میتواند پیشروی کند که باید به آن توجه کنیم و بهتر است در صورت تجربه علائم افسردگی، به پزشک مراجعه کرده و درمان مناسب را با او مشاوره کنیم.
💨 انواع گوناگون افسردگی و درمان ان
همانطور که در ابتدا گفته شد افسردگی یک اختلال روانی است که با احساس ناراحتی، افسردگی، ناامیدی و کاهش انگیزه همراه است. این اختلال میتواند در انواع مختلفی رخ دهد و بر اساس شدت و نوع علائم، به دستهبندیهای مختلفی تقسیم شود. در ادامه به برخی از انواع افسردگی و دستهبندیهای آنها اشاره میکنیم:
1. افسردگی عادی (معمولی): این نوع از افسردگی، حالتی طبیعی است که ممکن است به دلیل رویدادهایی مانند از دست دادن کار، مرگ عزیزان، جدایی و... رخ دهد. این نوع افسردگی به طور معمول در چند هفته یا چند ماه اولین بار رخ میدهد و به تدریج کاهش مییابد.
2. افسردگی اساسی: این نوع افسردگی به صورت مزمن و درازمدت رخ میدهد و در عدم درمان، میتواند ناراحتی شخص را تشدید کند.
3. افسردگی در پی بیماری: این نوع افسردگی ناشی از بیماریهایی مانند بیماریهای قلبی، سرطان، مرتبط با اعضای داخلی و... است که ممکن است درمان آنها باعث کاهش علائم افسردگی شود.
4. افسردگی فصلی: این نوع از افسردگی معمولا در فصل زمستان به دلیل کمبود نور خورشید رخ میدهد و با استفاده از روشهای درمانی مانند تراپی نوری قابل درمان است.
5. افسردگی دوران بارداری: این نوع از افسردگی معمولا در دوران بارداری و پس از آن رخ میدهد و میتواند به علت تغییرات هورمونی و شرایط روانی مرتبط با بارداری باشد.
6. افسردگی اضطرابی: در این نوع افسردگی، علاوه بر علائم افسردگی، اضطراب و نگرانی همراه باشد.
7. افسردگی بیپولار: این نوع از افسردگی با دورههای دور از هم بودن وضعیت روانی شخص همراه است که شامل دورههای افسردگی شدید و دورههای هیجانزدهی و بلندمدت است.
8. افسردگی روانشناختی: این نوع از افسردگی معمولا در افرادی رخ میدهد که به علت شرایط روانشناختی نامطلوبی مانند تحمل استرس، اضطراب و فشار روانی، به افسردگی مبتلا میشوند.
همچنین، افسردگی میتواند بر اساس شدت علائم به دو دسته افسردگی شدید و افسردگی معتدل تقسیم شود. افسردگی شدید معمولا با علائم شدیدتری همراه است که ممکن است به نیاز به مراجعه به متخصص روانپزشکی اشاره کند. در هر صورت، درمان افسردگی نیازمند تشخیص و درمان درست آن است و باید با رعایت نکات پیشگیری و مراقبت از سلامت روانی، به بهبودی علائم این اختلال کمک شود.
۱-۳
❄️ نگاهی به افسردگی و عوامل آن و همچنین گونه ها و درمان آن
افسردگی یک مشکل روانی است که با احساس ناراحتی، خمودگی، بی حوصلگی، عدم انگیزه، اضطراب، خستگی و گاهی افکار منفی همراه است. این مشکل میتواند تأثیراتی روی سلامت جسمی نیز بگذارد.
عوامل مختلفی میتوانند باعث افسردگی شوند، از جمله مشکلات شخصی و خانوادگی، فشارهای کاری، اختلالات هورمونی، مصرف برخی از داروها، از دست دادن شخصی یا چیزی، جدایی و بیماریهای کرونیک و درمانهای بلندمدتی که برای آن ها انجام میشود.
در برخی از موارد، افسردگی ممکن است به عنوان عارضه یا علامتی از بیماریهای دیگر نظیر بیماریهای قلبی، سرطان، بیماریهای تیروئید و بیماریهای مزمن تنفسی، ایجاد شود. برای مثال، بیماری پارکینسون و ام اس نیز میتوانند باعث افسردگی شوند.
درمان افسردگی معمولاً شامل مشاوره، درمانهای روانشناختی، داروها و بهبود شرایط زندگی است. درمان بیماریهای مرتبط با افسردگی نیز باید به صورت جدی پیگیری شود تا بهبودی کامل حاصل شود.
درمان افسردگی با داروها عموماً شامل مصرف آنتیدپرسانتها میشود. این داروها به منظور کاهش علائم افسردگی و بهبود وضعیت شناختی و روحی فرد استفاده میشوند. اما باید توجه داشت که مصرف داروهای ضدافسردگی باید تحت نظر پزشک باشد و باید با دقت و در شرایط مناسب مصرف شوند.
درمانهای روانشناختی نیز میتوانند برای کاهش علائم افسردگی مؤثر باشند. این درمانها شامل مشاوره روانشناختی، روشهای شناختی-رفتاری، مدیتیشن و یوگا میشوند.
همچنین، بهبود شرایط زندگی و تغییر سبک زندگی نیز میتواند در بهبود علائم افسردگی موثر باشد. بهبود رژیم غذایی، ورزش، خواب منظم و کافی و کاهش استفاده از الکل و مواد مخدر میتوانند بهبود علائم افسردگی را تسریع کنند.
در کل، باید توجه داشت که افسردگی یک مشکل تا حد اختلال جدی میتواند پیشروی کند که باید به آن توجه کنیم و بهتر است در صورت تجربه علائم افسردگی، به پزشک مراجعه کرده و درمان مناسب را با او مشاوره کنیم.
💨 انواع گوناگون افسردگی و درمان ان
همانطور که در ابتدا گفته شد افسردگی یک اختلال روانی است که با احساس ناراحتی، افسردگی، ناامیدی و کاهش انگیزه همراه است. این اختلال میتواند در انواع مختلفی رخ دهد و بر اساس شدت و نوع علائم، به دستهبندیهای مختلفی تقسیم شود. در ادامه به برخی از انواع افسردگی و دستهبندیهای آنها اشاره میکنیم:
1. افسردگی عادی (معمولی): این نوع از افسردگی، حالتی طبیعی است که ممکن است به دلیل رویدادهایی مانند از دست دادن کار، مرگ عزیزان، جدایی و... رخ دهد. این نوع افسردگی به طور معمول در چند هفته یا چند ماه اولین بار رخ میدهد و به تدریج کاهش مییابد.
2. افسردگی اساسی: این نوع افسردگی به صورت مزمن و درازمدت رخ میدهد و در عدم درمان، میتواند ناراحتی شخص را تشدید کند.
3. افسردگی در پی بیماری: این نوع افسردگی ناشی از بیماریهایی مانند بیماریهای قلبی، سرطان، مرتبط با اعضای داخلی و... است که ممکن است درمان آنها باعث کاهش علائم افسردگی شود.
4. افسردگی فصلی: این نوع از افسردگی معمولا در فصل زمستان به دلیل کمبود نور خورشید رخ میدهد و با استفاده از روشهای درمانی مانند تراپی نوری قابل درمان است.
5. افسردگی دوران بارداری: این نوع از افسردگی معمولا در دوران بارداری و پس از آن رخ میدهد و میتواند به علت تغییرات هورمونی و شرایط روانی مرتبط با بارداری باشد.
6. افسردگی اضطرابی: در این نوع افسردگی، علاوه بر علائم افسردگی، اضطراب و نگرانی همراه باشد.
7. افسردگی بیپولار: این نوع از افسردگی با دورههای دور از هم بودن وضعیت روانی شخص همراه است که شامل دورههای افسردگی شدید و دورههای هیجانزدهی و بلندمدت است.
8. افسردگی روانشناختی: این نوع از افسردگی معمولا در افرادی رخ میدهد که به علت شرایط روانشناختی نامطلوبی مانند تحمل استرس، اضطراب و فشار روانی، به افسردگی مبتلا میشوند.
همچنین، افسردگی میتواند بر اساس شدت علائم به دو دسته افسردگی شدید و افسردگی معتدل تقسیم شود. افسردگی شدید معمولا با علائم شدیدتری همراه است که ممکن است به نیاز به مراجعه به متخصص روانپزشکی اشاره کند. در هر صورت، درمان افسردگی نیازمند تشخیص و درمان درست آن است و باید با رعایت نکات پیشگیری و مراقبت از سلامت روانی، به بهبودی علائم این اختلال کمک شود.
۱-۳
درمان افسردگی بستگی به نوع، سطح شدت و علائم آن دارد. درمانهای مختلفی برای افسردگی وجود دارد از جمله:
الف) رواندرمانی: این درمان شامل مشاوره و درمان رفتاری شناختی (CBT) است که به بیمار کمک میکند تا بهتر با افکار منفی خود کنار بیاید و مهارتهای مدیریت استرس و اضطراب را یاد بگیرد.
ب) درمان دارویی: درمان دارویی ممکن است شامل آنتیدپرسانتها، آنتیاضطرابیها و داروهای مزمن برای افسردگی باشد. این داروها میتوانند به کاهش علائم افسردگی کمک کنند.
در درمان افسردگی استفاده از مجموعهای از داروها و روشهای استفاده و ترکیب آنها متفاوت است و بسته به نوع و شدت افسردگی، ممکن است از داروهای مختلفی استفاده شود. برخی از دستههای دارویی که برای درمان افسردگی استفاده میشوند عبارتند از:
1. مهارکنندههای بازجذب سروتونین (SSRI)، مانند فلوکستین، سرترالین، پاروکستین، سیتالوپرام و اسکیتالوپرام
2. مهارکنندههای بازجذب سروتونین و نوراپینفرین (SNRI)، مانند ونلافاکسین، دولوکستین، و دوزاپین
3. مهارکنندههای بازجذب نوراپینفرین و دوپامین (NDRIs)، مانند بوپروپیون
4. مهارکنندههای بازجذب سروتونین و دوپامین (SDRIs)، مانند ترازودون
5. مهارکنندههای آنزیم مونوآمین اکسیداز (MAOIs)، مانند فنلزین، ایزوکاربوکسازید و سیلاژیلین
6. داروهای آنتیاکسیدانی، مانند نئوروپتین
7. آلفا-آگونیستهای اپینفرین، مانند کلونیدین
همچنین روشهای درمانی دیگری نیز برای درمان افسردگی وجود دارد که بسته به نیاز بیمار و توصیه پزشک، ممکن است مورد استفاده قرار گیرند.
در کنار درمان شناختی رفتاری (CBT) که بسیار معمول است و آموزش مهارتهای مثبت اندیشیدن، تفکر مثبت، تغییر رفتار و مدیریت خلق و خو آموزش داده میشود درمان های زیر نیز میتوانند مفید باشند.
۱. درمان الکتریکی تشدید شده (ECT): این روش شامل استفاده از جریان الکتریکی برای تحریک مغز است که به عنوان روش درمانی برای افرادی که به داروها پاسخ نمیدهند، استفاده میشود.
۲. درمان انتخابی سراتونین (SRT): این روش شامل استفاده از نورونهایی است که حاوی سراتونین هستند و به صورت مستقیم بر روی سیستم سروتونین تأثیر میگذارد.
۳. درمان مغناطیسی تحریک مغز (TMS): این روش شامل تحریک مغناطیسی بر روی قسمتهای مشخصی از مغز است که به عنوان روش درمانی برای افرادی که به داروها پاسخ نمیدهند، استفاده میشود.
۴. درمان گیاهی: برخی گیاهان مانند گیاهان معطر و گوگرد دار، به عنوان درمانهای گیاهی برای افسردگی استفاده میشوند. با این حال، باید توجه داشت که این درمانها برای همه مناسب نیستند و قبل از استفاده از آنها باید با پزشک معالج مشورت کرد.
تصمیم گیری در مورد روش درمانی مناسب برای هر فرد، باید بر اساس شدت و نوع افسردگی، بیماری
پ) درمان فیزیکی: ورزش و فعالیتهای روزانه مانند پیادهروی و دوچرخهسواری میتوانند به بهبود علائم افسردگی کمک کنند.
ج) درمان ترکیبی: درمان ترکیبی شامل ترکیب دو یا چند روش درمانی مانند درمان دارویی و رواندرمانی است.
همچنین، پیشگیری از افسردگی با توجه به سبک زندگی سالم، مراقبت از سلامت روانی، ارتباطات اجتماعی مثبت و مشارکت در فعالیتهایی که لذت بخش هستند، ممکن است کمک کننده باشد. به هر حال، در صورت وجود علائم افسردگی، بهتر است به متخصص روانپزشکی مراجعه کنید.
علاوه بر درمانهای مختلف، برخی روشهای خانگی نیز میتواند در بهبود علائم افسردگی مفید باشد. برخی از این روشها عبارتند از:
1. مراقبت از خود: مراقبت از خود شامل استراحت کافی، مراقبت از تغذیه سالم، ورزش، مدیتیشن و یوگا است که ممکن است به بهبود علائم افسردگی کمک کند.
2. رفع عوامل استرسزا: رفع عوامل استرسزا مانند شرایط کاری نامطلوب، روابط خانوادگی نامناسب و... میتواند به کاهش علائم افسردگی کمک کند.
3. مصرف مکملهای غذایی: مصرف مکملهای غذایی مانند اسید فولیک، ویتامین B12 و ویتامین D میتواند به بهبود علائم افسردگی کمک کند.
در کل، درمان افسردگی باید توسط متخصص روانپزشکی انجام شود و باید برای انتخاب روش درمانی مناسب، نوع و شدت افسردگی تشخیص داده شود. همچنین، بهتر است در صورت بروز علائم افسردگی، به متخصص روانپزشکی مراجعه کنید و تنها از داروها و روشهای درمانی تحت نظر پزشک استفاده کنید.
۲-۳
الف) رواندرمانی: این درمان شامل مشاوره و درمان رفتاری شناختی (CBT) است که به بیمار کمک میکند تا بهتر با افکار منفی خود کنار بیاید و مهارتهای مدیریت استرس و اضطراب را یاد بگیرد.
ب) درمان دارویی: درمان دارویی ممکن است شامل آنتیدپرسانتها، آنتیاضطرابیها و داروهای مزمن برای افسردگی باشد. این داروها میتوانند به کاهش علائم افسردگی کمک کنند.
در درمان افسردگی استفاده از مجموعهای از داروها و روشهای استفاده و ترکیب آنها متفاوت است و بسته به نوع و شدت افسردگی، ممکن است از داروهای مختلفی استفاده شود. برخی از دستههای دارویی که برای درمان افسردگی استفاده میشوند عبارتند از:
1. مهارکنندههای بازجذب سروتونین (SSRI)، مانند فلوکستین، سرترالین، پاروکستین، سیتالوپرام و اسکیتالوپرام
2. مهارکنندههای بازجذب سروتونین و نوراپینفرین (SNRI)، مانند ونلافاکسین، دولوکستین، و دوزاپین
3. مهارکنندههای بازجذب نوراپینفرین و دوپامین (NDRIs)، مانند بوپروپیون
4. مهارکنندههای بازجذب سروتونین و دوپامین (SDRIs)، مانند ترازودون
5. مهارکنندههای آنزیم مونوآمین اکسیداز (MAOIs)، مانند فنلزین، ایزوکاربوکسازید و سیلاژیلین
6. داروهای آنتیاکسیدانی، مانند نئوروپتین
7. آلفا-آگونیستهای اپینفرین، مانند کلونیدین
همچنین روشهای درمانی دیگری نیز برای درمان افسردگی وجود دارد که بسته به نیاز بیمار و توصیه پزشک، ممکن است مورد استفاده قرار گیرند.
در کنار درمان شناختی رفتاری (CBT) که بسیار معمول است و آموزش مهارتهای مثبت اندیشیدن، تفکر مثبت، تغییر رفتار و مدیریت خلق و خو آموزش داده میشود درمان های زیر نیز میتوانند مفید باشند.
۱. درمان الکتریکی تشدید شده (ECT): این روش شامل استفاده از جریان الکتریکی برای تحریک مغز است که به عنوان روش درمانی برای افرادی که به داروها پاسخ نمیدهند، استفاده میشود.
۲. درمان انتخابی سراتونین (SRT): این روش شامل استفاده از نورونهایی است که حاوی سراتونین هستند و به صورت مستقیم بر روی سیستم سروتونین تأثیر میگذارد.
۳. درمان مغناطیسی تحریک مغز (TMS): این روش شامل تحریک مغناطیسی بر روی قسمتهای مشخصی از مغز است که به عنوان روش درمانی برای افرادی که به داروها پاسخ نمیدهند، استفاده میشود.
۴. درمان گیاهی: برخی گیاهان مانند گیاهان معطر و گوگرد دار، به عنوان درمانهای گیاهی برای افسردگی استفاده میشوند. با این حال، باید توجه داشت که این درمانها برای همه مناسب نیستند و قبل از استفاده از آنها باید با پزشک معالج مشورت کرد.
تصمیم گیری در مورد روش درمانی مناسب برای هر فرد، باید بر اساس شدت و نوع افسردگی، بیماری
پ) درمان فیزیکی: ورزش و فعالیتهای روزانه مانند پیادهروی و دوچرخهسواری میتوانند به بهبود علائم افسردگی کمک کنند.
ج) درمان ترکیبی: درمان ترکیبی شامل ترکیب دو یا چند روش درمانی مانند درمان دارویی و رواندرمانی است.
همچنین، پیشگیری از افسردگی با توجه به سبک زندگی سالم، مراقبت از سلامت روانی، ارتباطات اجتماعی مثبت و مشارکت در فعالیتهایی که لذت بخش هستند، ممکن است کمک کننده باشد. به هر حال، در صورت وجود علائم افسردگی، بهتر است به متخصص روانپزشکی مراجعه کنید.
علاوه بر درمانهای مختلف، برخی روشهای خانگی نیز میتواند در بهبود علائم افسردگی مفید باشد. برخی از این روشها عبارتند از:
1. مراقبت از خود: مراقبت از خود شامل استراحت کافی، مراقبت از تغذیه سالم، ورزش، مدیتیشن و یوگا است که ممکن است به بهبود علائم افسردگی کمک کند.
2. رفع عوامل استرسزا: رفع عوامل استرسزا مانند شرایط کاری نامطلوب، روابط خانوادگی نامناسب و... میتواند به کاهش علائم افسردگی کمک کند.
3. مصرف مکملهای غذایی: مصرف مکملهای غذایی مانند اسید فولیک، ویتامین B12 و ویتامین D میتواند به بهبود علائم افسردگی کمک کند.
در کل، درمان افسردگی باید توسط متخصص روانپزشکی انجام شود و باید برای انتخاب روش درمانی مناسب، نوع و شدت افسردگی تشخیص داده شود. همچنین، بهتر است در صورت بروز علائم افسردگی، به متخصص روانپزشکی مراجعه کنید و تنها از داروها و روشهای درمانی تحت نظر پزشک استفاده کنید.
۲-۳
منابع گوناگونی برای مطالعه درباره گونه های افسردگی و درمان آن وجود دارد. برخی از منابع مفید برای مطالعه در این زمینه عبارتند از:
1. سایت سازمان بهداشت جهانی (WHO)، به آدرس https://www.who.int/health-topics/depression#tab=tab_1
2. سایت مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها (CDC)، به آدرس https://www.cdc.gov/depression/index.html
3. سایت انجمن روانپزشکان آمریکا (APA)، به آدرس https://www.psychiatry.org/patients-families/depression
4. سایت سازمان بهداشت و مراقبتهای پزشکی انگلستان (NHS)، به آدرس https://www.nhs.uk/conditions/clinical-depression/
5. کتاب "از افسردگی درمان شوید" اثر David D. Burns، که در آن تکنیکهای زیادی برای مدیریت و درمان افسردگی شرح داده شده است.
همچنین، با مراجعه به متخصص روانپزشکی میتوانید از منابع و منابع ارجح دیگری برای درمان افسردگی استفاده کنید.
۳-۳
1. سایت سازمان بهداشت جهانی (WHO)، به آدرس https://www.who.int/health-topics/depression#tab=tab_1
2. سایت مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها (CDC)، به آدرس https://www.cdc.gov/depression/index.html
3. سایت انجمن روانپزشکان آمریکا (APA)، به آدرس https://www.psychiatry.org/patients-families/depression
4. سایت سازمان بهداشت و مراقبتهای پزشکی انگلستان (NHS)، به آدرس https://www.nhs.uk/conditions/clinical-depression/
5. کتاب "از افسردگی درمان شوید" اثر David D. Burns، که در آن تکنیکهای زیادی برای مدیریت و درمان افسردگی شرح داده شده است.
همچنین، با مراجعه به متخصص روانپزشکی میتوانید از منابع و منابع ارجح دیگری برای درمان افسردگی استفاده کنید.
۳-۳
www.who.int
Depression
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دوستان من یک سری از مقالات و نوشته های گوناگون خودم رو که برای تدریس استفاده میکنم جمع بندی و دسته بندی و ترجمه کردم و در اختیار شما قرار میدم، ممکن هست که تکراری باشند ولی این تکرار هست که از ما استاد میسازه 😁...
اگر سوال خاصی یا منبع خاصی در این زمینه مد نظر شماست سوال بفرمایید لطفا.
دکتر موریس ستودگان
🖐روشهای درمان در روانشناسی
این روش ها به شیوههای مختلفی از جمله رواندرمانی شناختی، رواندرمانی رفتاری، رواندرمانی فردگرا و رواندرمانی گروهی و رواندرمانی سیستمی تقسیم میشوند. در ادامه به معرفی این روشها پرداخته میشود:
1. رواندرمانی شناختی: این روش بر اساس نظریهای به نام نظریه شناختی-رفتاری cbt بر پایهی این فرض که نحوه فکر کردن ما بر رفتار و حالت روحی ما تأثیر میگذارد، تمرکز دارد. در این روش، فرد با کمک روانشناس خود، به کشف و تغییر انگیزهها، باورها و افکار منفی خود میپردازد.
2. رواندرمانی رفتاری: در این روش، تمرکز به جای فکر، بر رفتار و واکنشهای فرد در برابر محیط قرار دارد. به عنوان مثال، درمان فوبیا (ترس بیش از حد) با استفاده از تمرینات تعریف و تقسیم شده (graded exposure) انجام میشود که برای کاهش ترس و اضطراب فرد نسبت به شرایطی که ترس و اضطراب را به وجود میآورد، استفاده میشود.
3. رواندرمانی فردگرا: این روش درمانی، تمرکز خود را بر روی شناخت شخصیت و نحوه تفکر و رفتار فرد میگذارد. در این روش، روانشناس با فرد برای شناسایی و تغییر الگوهای نامطلوب و نابجای شخصیتی کار میکند.
4. رواندرمانی گروهی: در این روش، روانشناس با تمرکز بر روروابط اجتماعی و ارتباطات بین فردی، با گروهی از افراد کار میکند. در این روش، اعضای گروه با یکدیگر به اشتراک مشکلات و تجربیات خود میپردازند و با کمک روانشناس، راهکارهایی برای حل مشکلات و بهبود ارتباطات و روابط بین فردی پیدا میکنند.
به علاوه، روشهای درمانی دیگری نیز وجود دارند که به طور کلی به دو دستهی درمانهای رواندرمانی و درمانهای دارویی تقسیم میشوند. درمانهای رواندرمانی عموماً در بیمارانی که با مشکلات روانی مانند افسردگی، اضطراب، فوبیا، بیماریهای روانی دیگر و یا مشکلات خانوادگی و اجتماعی روبرو هستند، مورد استفاده قرار میگیرند. درمانهای دارویی نیز برای درمان بیماریهای روانی و اعصابی مانند افسردگی، اضطراب، اختلالات خواب، اختلالات بیش فعالی و توجه (ADHD) و بیماریهای اعصابی مانند صرع مورد استفاده قرار میگیرند.
لازم به ذکر است که هر روش درمانی باید به صورت شخصی سازی شده و بر اساس نیازها و شرایط فردی فرد مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، برای درمان موثر مشکلات روانی، ممکن است نیاز به ترکیب چندین روش درمانی گاهی باشد.
۱-۲
🖐روشهای درمان در روانشناسی
این روش ها به شیوههای مختلفی از جمله رواندرمانی شناختی، رواندرمانی رفتاری، رواندرمانی فردگرا و رواندرمانی گروهی و رواندرمانی سیستمی تقسیم میشوند. در ادامه به معرفی این روشها پرداخته میشود:
1. رواندرمانی شناختی: این روش بر اساس نظریهای به نام نظریه شناختی-رفتاری cbt بر پایهی این فرض که نحوه فکر کردن ما بر رفتار و حالت روحی ما تأثیر میگذارد، تمرکز دارد. در این روش، فرد با کمک روانشناس خود، به کشف و تغییر انگیزهها، باورها و افکار منفی خود میپردازد.
2. رواندرمانی رفتاری: در این روش، تمرکز به جای فکر، بر رفتار و واکنشهای فرد در برابر محیط قرار دارد. به عنوان مثال، درمان فوبیا (ترس بیش از حد) با استفاده از تمرینات تعریف و تقسیم شده (graded exposure) انجام میشود که برای کاهش ترس و اضطراب فرد نسبت به شرایطی که ترس و اضطراب را به وجود میآورد، استفاده میشود.
3. رواندرمانی فردگرا: این روش درمانی، تمرکز خود را بر روی شناخت شخصیت و نحوه تفکر و رفتار فرد میگذارد. در این روش، روانشناس با فرد برای شناسایی و تغییر الگوهای نامطلوب و نابجای شخصیتی کار میکند.
4. رواندرمانی گروهی: در این روش، روانشناس با تمرکز بر روروابط اجتماعی و ارتباطات بین فردی، با گروهی از افراد کار میکند. در این روش، اعضای گروه با یکدیگر به اشتراک مشکلات و تجربیات خود میپردازند و با کمک روانشناس، راهکارهایی برای حل مشکلات و بهبود ارتباطات و روابط بین فردی پیدا میکنند.
به علاوه، روشهای درمانی دیگری نیز وجود دارند که به طور کلی به دو دستهی درمانهای رواندرمانی و درمانهای دارویی تقسیم میشوند. درمانهای رواندرمانی عموماً در بیمارانی که با مشکلات روانی مانند افسردگی، اضطراب، فوبیا، بیماریهای روانی دیگر و یا مشکلات خانوادگی و اجتماعی روبرو هستند، مورد استفاده قرار میگیرند. درمانهای دارویی نیز برای درمان بیماریهای روانی و اعصابی مانند افسردگی، اضطراب، اختلالات خواب، اختلالات بیش فعالی و توجه (ADHD) و بیماریهای اعصابی مانند صرع مورد استفاده قرار میگیرند.
لازم به ذکر است که هر روش درمانی باید به صورت شخصی سازی شده و بر اساس نیازها و شرایط فردی فرد مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، برای درمان موثر مشکلات روانی، ممکن است نیاز به ترکیب چندین روش درمانی گاهی باشد.
۱-۲
علاوه بر روشهای درمانی ذکر شده، در روانشناسی روشهای دیگری نیز وجود دارد که به عنوان روشهای پشتیبانی و پیشگیری از بروز مشکلات روانی مورد استفاده قرار میگیرند. به عنوان مثال:
1. روانشناسی مثبت: این روش درمانی بر این اساس است که به جای تمرکز بر مشکلات و نواقص، به سمت ارتقای کیفیت زندگی و بالا بردن روحیه فرد میرود. در این روش، فرد با کمک روانشناس خود، به تمریناتی مانند تمرینات شادی، تمرینات معنوی، تمرینات تفکر مثبت و تمرینات تحلیل رویاها، به ارتقای روحیه خود میپردازد.
2. روانشناسی کودکان: در این روش، تمرکز بر رشد و توسعه کودکان و نوجوانان است. روانشناسان کودکان با کمک تمریناتی مانند بازیهای درمانی، مشاوره خانواده و تمرینات ارتباطی، به کودکان کمک میکنند تا مشکلات روانی خود را بهبود بخشند.
3. روانشناسی سلامت: در این روش، تمرکز بر رابطه بین روان و بدن و ارتباط آن با سلامت است. در این روش، با کمک روانشناس، فرد به تمریناتی مانند تمرینات مدیتیشن، تمرینات تنفسی و تمرینات ورزشی میپردازد تا بهبودی روانی و جسمی خود را تجربه کند.
در نتیجه، روشهای درمانی و پشتیبانی در روانشناسی بسیار متنوع هستند و باید بر اساس نیازهای و شرایطهای فردی شخص سازی شوند. همچنین، برای درمان موثر مشکلات روانی، ممکن است نیاز به ترکیب چندین روش درمانی باشد. همچنین، اهمیت رعایت مسائل اخلاقی در درمان روانشناسی نیز بسیار مهم است. در برخورد با بیماران، روانشناسان باید حریم شخصیتی بیماران را رعایت کرده و به عنوان یک فرد از او احترام بگذارند.
لازم به ذکر است که درمانهای روانشناختی بر اساس شرایط و نیازهای فردی میتواند به شکل فردی و یا گروهی انجام شود. در برخی موارد، شاید درمان گروهی برای بیماران موثرتر باشد زیرا این روش به فردانیت و انزوا بیماران کمک میکند و در برقراری ارتباطات اجتماعی و بهبود روابط بین فردی بیماران نیز موثر است. در صورتی که مسئلهی روانی فرد بسیار شدید باشد، ممکن است نیاز به درمان دارویی باشد که برای این منظور، بهتر است با یک پزشک متخصص مشورت کنید.
در کل، برای انتخاب روش درمانی مناسب، بهتر است با یک روانشناس متخصص مشورت کنید و با او در مورد نیازها و شرایط فردی خودتان صحبت کنید تا بهترین روش درمانی برای شما انتخاب شود.
برای مطالعه بیشتر در مورد روشهای درمانی در روانشناسی، پیشنهاد میدهم به منابع زیر مراجعه کنید:
- Barlow, D. H., & Durand, V. M. (2015). Abnormal psychology: An integrative approach. Cengage Learning.
- Beck, J. S. (2011). Cognitive behavior therapy: Basics and beyond. Guilford Press.
- Corey, G. (2016). Theory and practice of counseling and psychotherapy. Cengage Learning.
- Kazdin, A. E. (2010). Problem-solving skills training and parent management training for oppositional defiant disorder and conduct disorder. Evidence-based psychotherapies for children and adolescents, 2, 211-226.
- McLeod, J. (2013). An introduction to counseling. Open University Press.
- Padesky, C. A., & Greenberger, D. (1995). Clinician’s guide to mind over mood. Guilford Press.
- Prochaska, J. O., & DiClemente, C. C. (1984). The transtheoretical approach: Crossing traditional boundaries of therapy. Dow Jones-Irwin.
- Seligman, M. E. (2011). Flourish: A visionary new understanding of happiness and well-being. Simon and Schuster.
- Wampold, B. E. (2015). The great psychotherapy debate: The evidence for what makes psychotherapy work. Routledge.
۲-۲
1. روانشناسی مثبت: این روش درمانی بر این اساس است که به جای تمرکز بر مشکلات و نواقص، به سمت ارتقای کیفیت زندگی و بالا بردن روحیه فرد میرود. در این روش، فرد با کمک روانشناس خود، به تمریناتی مانند تمرینات شادی، تمرینات معنوی، تمرینات تفکر مثبت و تمرینات تحلیل رویاها، به ارتقای روحیه خود میپردازد.
2. روانشناسی کودکان: در این روش، تمرکز بر رشد و توسعه کودکان و نوجوانان است. روانشناسان کودکان با کمک تمریناتی مانند بازیهای درمانی، مشاوره خانواده و تمرینات ارتباطی، به کودکان کمک میکنند تا مشکلات روانی خود را بهبود بخشند.
3. روانشناسی سلامت: در این روش، تمرکز بر رابطه بین روان و بدن و ارتباط آن با سلامت است. در این روش، با کمک روانشناس، فرد به تمریناتی مانند تمرینات مدیتیشن، تمرینات تنفسی و تمرینات ورزشی میپردازد تا بهبودی روانی و جسمی خود را تجربه کند.
در نتیجه، روشهای درمانی و پشتیبانی در روانشناسی بسیار متنوع هستند و باید بر اساس نیازهای و شرایطهای فردی شخص سازی شوند. همچنین، برای درمان موثر مشکلات روانی، ممکن است نیاز به ترکیب چندین روش درمانی باشد. همچنین، اهمیت رعایت مسائل اخلاقی در درمان روانشناسی نیز بسیار مهم است. در برخورد با بیماران، روانشناسان باید حریم شخصیتی بیماران را رعایت کرده و به عنوان یک فرد از او احترام بگذارند.
لازم به ذکر است که درمانهای روانشناختی بر اساس شرایط و نیازهای فردی میتواند به شکل فردی و یا گروهی انجام شود. در برخی موارد، شاید درمان گروهی برای بیماران موثرتر باشد زیرا این روش به فردانیت و انزوا بیماران کمک میکند و در برقراری ارتباطات اجتماعی و بهبود روابط بین فردی بیماران نیز موثر است. در صورتی که مسئلهی روانی فرد بسیار شدید باشد، ممکن است نیاز به درمان دارویی باشد که برای این منظور، بهتر است با یک پزشک متخصص مشورت کنید.
در کل، برای انتخاب روش درمانی مناسب، بهتر است با یک روانشناس متخصص مشورت کنید و با او در مورد نیازها و شرایط فردی خودتان صحبت کنید تا بهترین روش درمانی برای شما انتخاب شود.
برای مطالعه بیشتر در مورد روشهای درمانی در روانشناسی، پیشنهاد میدهم به منابع زیر مراجعه کنید:
- Barlow, D. H., & Durand, V. M. (2015). Abnormal psychology: An integrative approach. Cengage Learning.
- Beck, J. S. (2011). Cognitive behavior therapy: Basics and beyond. Guilford Press.
- Corey, G. (2016). Theory and practice of counseling and psychotherapy. Cengage Learning.
- Kazdin, A. E. (2010). Problem-solving skills training and parent management training for oppositional defiant disorder and conduct disorder. Evidence-based psychotherapies for children and adolescents, 2, 211-226.
- McLeod, J. (2013). An introduction to counseling. Open University Press.
- Padesky, C. A., & Greenberger, D. (1995). Clinician’s guide to mind over mood. Guilford Press.
- Prochaska, J. O., & DiClemente, C. C. (1984). The transtheoretical approach: Crossing traditional boundaries of therapy. Dow Jones-Irwin.
- Seligman, M. E. (2011). Flourish: A visionary new understanding of happiness and well-being. Simon and Schuster.
- Wampold, B. E. (2015). The great psychotherapy debate: The evidence for what makes psychotherapy work. Routledge.
۲-۲
دکتر موریس ستودگان
تکنیکهای روانکاوی: یک بررسی سیستماتیک
در این مقاله، تکنیکهای روانکاوی مورد بررسی و برای هر تکنیک توضیحی داده خواهد شد. این تکنیکها عبارتند از: تحلیل رویاها، روانکاوی گروهی، روانکاوی فردی، تحلیل روانی، و تحلیل رفتاری. برای هر یک از این تکنیکها، مراحل، مزایا، معایب، و کاربردهای آنها بررسی خواهد شد. در نهایت، با توجه به این بررسی، میتوان به نتیجهگیری رسید که تکنیکهای روانکاوی میتوانند به عنوان ابزارهای مؤثری در تشخیص و درمان اختلالات روانی استفاده شوند.
مقدمه:
اختلالات روانی به عنوان یکی از مهمترین مسائل سلامت جامعه، همواره مورد توجه پزشکان و روانشناسان بوده است. با گسترش روشهای مختلف تشخیصی و درمانی، تکنیکهای روانکاوی نیز به عنوان یکی از ابزارهای مؤثر در این زمینه شناخته شدهاند.در این مقاله، تکنیکهای روانکاوی مورد بررسی قرار میگیرند. این تکنیکها شامل تحلیل رویاها، روانکاوی گروهی، روانکاوی فردی، تحلیل روانی، و تحلیل رفتاری هستند. برای هر یک از این تکنیکها، مراحل، مزایا، معایب، و کاربردهای آنها بررسی میشوند.
تحلیل رویاها یکی از قدیمیترین تکنیکهای روانکاوی است که برای تحلیل و تفسیر رویاها به کار میرود. این تکنیک برای شناسایی پیامدهای ناخودآگاه و افکار نهان از رویاها استفاده میشود. مزایای این تکنیک شامل کمک به افزایش خودآگاهی، کاهش استرس، و کمک به درمان بیماریهای روانی است. اما معایب آن شامل تفسیر نادرست و خطاهای تفسیری ممکن است.
روانکاوی گروهی یکی دیگر از تکنیکهای روانکاوی است که برای تحلیل رفتار و نگرشهای گروهی به کار میرود. این تکنیک میتواند به عنوان روشی برای تشخیص و درمان اختلالات روانی در گروههای اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد. مزایای این تکنیک شامل ایجاد ارتباط بهتر در گروه، کاهش تنشها، و تقویت اعتماد به نفس است. اما معایب آن شامل عدم حریم شخصی و امکان ایجاد اختلافات بین اعضای گروه است.
روانکاوی فردی یکی دیگر از تکنیکهای روانکاوی است که برای تحلیل و درمان اختلالات روانی در فرد به کار میرود. این تکنیک شامل مصاحبه و بررسی تاریخچهی بیماری و سوابق فردی است. مزایای این تکنیک شامل تشخیص دقیقتر بیماری، توجه به نیازهای فردی، و تقویت رابطهی پزشک-بیمار است. اما معایب آن شامل احتمال ناکارآمدی در برخی موارد و هزینههای بالای درمان است.
تحلیل روانی یکی دیگر از تکنیکهای روانکاوی است که برای تحلیل شخصیت و رفتار فرد به کار میرود. این تکنیک شامل مصاحبه، تستهای روانشناسی، و بررسی سوابق فردی و خانوادگی است. مزایای این تکنیک شامل تشخیص دقیقتر اختلالات روانی، تعیین روشهای درمان مناسب، و بهبود رفتار فرد است. اما معایب آن شامل هزینههای بالا و نیاز به زمان برای تستها و مصاحبه است.
تحلیل رفتاری یکی دیگر از تکنیکهای روانکاوی است که برای تحلیل رفتار فرد به کار میرود. این تکنیک شامل بررسی رفتارهای فردی در محیطهای مختلف است. مزایای این تکنیک شامل تشخیص دقیقتر اختلالات رفتاری، تعیین روشهای درمان مناسب، و بهبود رفتار فرد است. اما معایب آن شامل نیاز به زمان و هزینههای بالای بررسی است.
با توجه به بررسی تکنیکهای روانکاوی میتوان به نتیجهگیری رسید که این تکنیکها میتوانند به عنوان ابزارهای مؤثری در تشخیص و درمان اختلالات روانی استفاده شوند. هر یک از این تکنیکها مزایا و معایب خود را دارند و انتخاب تکنیک مناسب باید بر اساس نیازهای فردی و شرایط خاص بیمار تعیین شود. همچنین، برای دستیابی به نتایج دقیق و مؤثر، تکنیکهای روانکاوی باید توسط متخصصین مجرب و متعهد انجام شوند. در ادامه به دو موضوع مهم تحلیل میپردازم.
۱-۳
تکنیکهای روانکاوی: یک بررسی سیستماتیک
در این مقاله، تکنیکهای روانکاوی مورد بررسی و برای هر تکنیک توضیحی داده خواهد شد. این تکنیکها عبارتند از: تحلیل رویاها، روانکاوی گروهی، روانکاوی فردی، تحلیل روانی، و تحلیل رفتاری. برای هر یک از این تکنیکها، مراحل، مزایا، معایب، و کاربردهای آنها بررسی خواهد شد. در نهایت، با توجه به این بررسی، میتوان به نتیجهگیری رسید که تکنیکهای روانکاوی میتوانند به عنوان ابزارهای مؤثری در تشخیص و درمان اختلالات روانی استفاده شوند.
مقدمه:
اختلالات روانی به عنوان یکی از مهمترین مسائل سلامت جامعه، همواره مورد توجه پزشکان و روانشناسان بوده است. با گسترش روشهای مختلف تشخیصی و درمانی، تکنیکهای روانکاوی نیز به عنوان یکی از ابزارهای مؤثر در این زمینه شناخته شدهاند.در این مقاله، تکنیکهای روانکاوی مورد بررسی قرار میگیرند. این تکنیکها شامل تحلیل رویاها، روانکاوی گروهی، روانکاوی فردی، تحلیل روانی، و تحلیل رفتاری هستند. برای هر یک از این تکنیکها، مراحل، مزایا، معایب، و کاربردهای آنها بررسی میشوند.
تحلیل رویاها یکی از قدیمیترین تکنیکهای روانکاوی است که برای تحلیل و تفسیر رویاها به کار میرود. این تکنیک برای شناسایی پیامدهای ناخودآگاه و افکار نهان از رویاها استفاده میشود. مزایای این تکنیک شامل کمک به افزایش خودآگاهی، کاهش استرس، و کمک به درمان بیماریهای روانی است. اما معایب آن شامل تفسیر نادرست و خطاهای تفسیری ممکن است.
روانکاوی گروهی یکی دیگر از تکنیکهای روانکاوی است که برای تحلیل رفتار و نگرشهای گروهی به کار میرود. این تکنیک میتواند به عنوان روشی برای تشخیص و درمان اختلالات روانی در گروههای اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد. مزایای این تکنیک شامل ایجاد ارتباط بهتر در گروه، کاهش تنشها، و تقویت اعتماد به نفس است. اما معایب آن شامل عدم حریم شخصی و امکان ایجاد اختلافات بین اعضای گروه است.
روانکاوی فردی یکی دیگر از تکنیکهای روانکاوی است که برای تحلیل و درمان اختلالات روانی در فرد به کار میرود. این تکنیک شامل مصاحبه و بررسی تاریخچهی بیماری و سوابق فردی است. مزایای این تکنیک شامل تشخیص دقیقتر بیماری، توجه به نیازهای فردی، و تقویت رابطهی پزشک-بیمار است. اما معایب آن شامل احتمال ناکارآمدی در برخی موارد و هزینههای بالای درمان است.
تحلیل روانی یکی دیگر از تکنیکهای روانکاوی است که برای تحلیل شخصیت و رفتار فرد به کار میرود. این تکنیک شامل مصاحبه، تستهای روانشناسی، و بررسی سوابق فردی و خانوادگی است. مزایای این تکنیک شامل تشخیص دقیقتر اختلالات روانی، تعیین روشهای درمان مناسب، و بهبود رفتار فرد است. اما معایب آن شامل هزینههای بالا و نیاز به زمان برای تستها و مصاحبه است.
تحلیل رفتاری یکی دیگر از تکنیکهای روانکاوی است که برای تحلیل رفتار فرد به کار میرود. این تکنیک شامل بررسی رفتارهای فردی در محیطهای مختلف است. مزایای این تکنیک شامل تشخیص دقیقتر اختلالات رفتاری، تعیین روشهای درمان مناسب، و بهبود رفتار فرد است. اما معایب آن شامل نیاز به زمان و هزینههای بالای بررسی است.
با توجه به بررسی تکنیکهای روانکاوی میتوان به نتیجهگیری رسید که این تکنیکها میتوانند به عنوان ابزارهای مؤثری در تشخیص و درمان اختلالات روانی استفاده شوند. هر یک از این تکنیکها مزایا و معایب خود را دارند و انتخاب تکنیک مناسب باید بر اساس نیازهای فردی و شرایط خاص بیمار تعیین شود. همچنین، برای دستیابی به نتایج دقیق و مؤثر، تکنیکهای روانکاوی باید توسط متخصصین مجرب و متعهد انجام شوند. در ادامه به دو موضوع مهم تحلیل میپردازم.
۱-۳
این دو رویکرد تحلیل روانی و تحلیل رفتاری که بیشترین استفاده را در روانکاوی دارند نزدیکتر بررسی میشوند. این دو رویکرد مهم در روانکاوی که برای تحلیل و درک رفتار و تجربه افراد به کار میروند از پایه های کار با مراجعین است.
💇تحلیل روانی:
تحلیل روانی یک رویکرد در روانکاوی است که برای درک رفتار و تجربه افراد از تجزیه و تحلیل فرآیندهای ذهنی استفاده میکند. این روش بر این اعتقاد است که رفتار و تجربه افراد تحت تأثیر عوامل نهفته و نهانی مانند نیازها، امیدها، شکوفاییها، روابط، تجربیات کودکی و دیگر عوامل مشابه قرار دارند. در این روش، برای درک این عوامل، از تکنیکهای مختلفی مانند مصاحبه، تحلیل رویاها، و تحلیل واژگانی استفاده میشود.
💇♀ تحلیل رفتاری:
تحلیل رفتاری یک رویکرد در روانکاوی است که برای درک رفتار افراد از تحلیل رفتار و واکنشهای آنها استفاده میکند. این روش بر این اعتقاد است که رفتارهای ظاهری میتوانند نشان دهنده فرآیندهای داخلی ذهنی افراد باشند. برای مثال، یک رفتار ناخواسته میتواند نشان دهنده یک اضطراب پنهان باشد. در این روش، برای تحلیل رفتار از تکنیکهای مختلفی مانند مشاهده رفتار، تحلیل فرآیندهای رفتاری و استفاده از آزمونهای روانسنجی استفاده میشود.
با توجه به اینکه هر دو رویکرد تحلیل روانی و تحلیل رفتاری در روانکاوی مهم هستند، برای تحلیل و درک بهتر رفتار و تجربه افراد، اغلب از ترکیب این دو روش استفاده میشود. به عنوان مثال، در یک مطالعه روانشناسی، پژوهشگران ممکن است از تحلیل رفتاری برای بررسی رفتارهای افراد و از تحلیل روانی برای درک عوامل نهفته در پشت این رفتارها استفاده کنند.
در کل، هدف هر دو رویکرد تحلیل روانی و تحلیل رفتاری در روانکاوی، درک بهتر رفتار و تجربه افراد و ارائه راهکارهای مناسب برای بهبود آنها است. به عنوان مثال، با دانستن نیازها و امیدهای فرد، پیشنهادهایی برای بهبود روابطش با دیگران میتوان داد و با شناخت رفتارهای آن شخص، راهکارهایی برای مدیریت اضطراب و استرس او ارائه کرد.
برای انجام تحلیل روانی یا تحلیل رفتاری، ابزارها و تکنیکهای مختلفی وجود دارد که در ادامه به برخی از آنها اشاره میکنیم:
تحلیل روانی:
- مصاحبه: در این روش، به صورت مستقیم با فرد صحبت میشود و سعی میشود تا نیازها، خواستهها، تجربیات و احساسات او شناسایی شوند.
- تحلیل رویاها: در این روش، به بررسی رویاهای شخص پرداخته میشود و سعی میشود تا عوامل نهفته در پشت این رویاها شناسایی شوند.
- تحلیل واژگانی: در این روش، به بررسی کلمات و عباراتی که شخص استفاده میکند پرداخته میشود و سعی میشود تا عوامل نهفته در پشت این کلمات و عبارات شناسایی شوند.
تحلیل رفتاری:
- مشاهده رفتار: در این روش، به بررسی رفتار شخص در شرایط مختلف و با استفاده از دستگاههای ضبط ویدیویی و صوتی پرداخته میشود.
- تحلیل فرآیندهای رفتاری: در این روش، به بررسی فرآیندهای داخلی ذهنی شخص در پشت رفتارش پرداخته میشود.
- استفاده از آزمونهای روانشناسی: در این روش، با استفاده از آزمونهایی مانند آزمونهای شخصیتی و روانشناسی، به بررسی عوامل نهفته در پشت رفتار شخص پرداخته میشود.
در کل، تحلیل روانی و تحلیل رفتاری دو روش مهم در روانکاوی هستند که بهصورت ترکیبی میتوانند به درک بهتر رفتار و تجربه افراد کمک کنند. هنگامی که یک روانشناس میخواهد از این دو روش برای تشخیص و درمان مشکلات روانی استفاده کند، معمولاً با شروع با مصاحبه اولیه با فرد، علل، نهادهها، نیازها و خواستههای آن فرد را شناسایی میکنند. سپس با مشاهده رفتار شخص، تحلیل رفتاری و فرآیندهای رفتاری او انجام میشود و نهایتاً با استفاده از آزمونهای روانشناسی و تحلیل روانی، عوامل نهفته در پشت رفتار و تجربه فرد شناسایی میشود.
استفاده از تحلیل روانی و تحلیل رفتاری در روانکاوی بسیار مهم است و به دلیل اینکه هر فرد دارای تجربه و رفتار منحصر به فردی است، این دو روش باید با توجه به وضعیت و شرایط فردی هر فرد بهصورت منحصر به فرد و با دقت و صبر انجام شوند.
۲-۳
💇تحلیل روانی:
تحلیل روانی یک رویکرد در روانکاوی است که برای درک رفتار و تجربه افراد از تجزیه و تحلیل فرآیندهای ذهنی استفاده میکند. این روش بر این اعتقاد است که رفتار و تجربه افراد تحت تأثیر عوامل نهفته و نهانی مانند نیازها، امیدها، شکوفاییها، روابط، تجربیات کودکی و دیگر عوامل مشابه قرار دارند. در این روش، برای درک این عوامل، از تکنیکهای مختلفی مانند مصاحبه، تحلیل رویاها، و تحلیل واژگانی استفاده میشود.
💇♀ تحلیل رفتاری:
تحلیل رفتاری یک رویکرد در روانکاوی است که برای درک رفتار افراد از تحلیل رفتار و واکنشهای آنها استفاده میکند. این روش بر این اعتقاد است که رفتارهای ظاهری میتوانند نشان دهنده فرآیندهای داخلی ذهنی افراد باشند. برای مثال، یک رفتار ناخواسته میتواند نشان دهنده یک اضطراب پنهان باشد. در این روش، برای تحلیل رفتار از تکنیکهای مختلفی مانند مشاهده رفتار، تحلیل فرآیندهای رفتاری و استفاده از آزمونهای روانسنجی استفاده میشود.
با توجه به اینکه هر دو رویکرد تحلیل روانی و تحلیل رفتاری در روانکاوی مهم هستند، برای تحلیل و درک بهتر رفتار و تجربه افراد، اغلب از ترکیب این دو روش استفاده میشود. به عنوان مثال، در یک مطالعه روانشناسی، پژوهشگران ممکن است از تحلیل رفتاری برای بررسی رفتارهای افراد و از تحلیل روانی برای درک عوامل نهفته در پشت این رفتارها استفاده کنند.
در کل، هدف هر دو رویکرد تحلیل روانی و تحلیل رفتاری در روانکاوی، درک بهتر رفتار و تجربه افراد و ارائه راهکارهای مناسب برای بهبود آنها است. به عنوان مثال، با دانستن نیازها و امیدهای فرد، پیشنهادهایی برای بهبود روابطش با دیگران میتوان داد و با شناخت رفتارهای آن شخص، راهکارهایی برای مدیریت اضطراب و استرس او ارائه کرد.
برای انجام تحلیل روانی یا تحلیل رفتاری، ابزارها و تکنیکهای مختلفی وجود دارد که در ادامه به برخی از آنها اشاره میکنیم:
تحلیل روانی:
- مصاحبه: در این روش، به صورت مستقیم با فرد صحبت میشود و سعی میشود تا نیازها، خواستهها، تجربیات و احساسات او شناسایی شوند.
- تحلیل رویاها: در این روش، به بررسی رویاهای شخص پرداخته میشود و سعی میشود تا عوامل نهفته در پشت این رویاها شناسایی شوند.
- تحلیل واژگانی: در این روش، به بررسی کلمات و عباراتی که شخص استفاده میکند پرداخته میشود و سعی میشود تا عوامل نهفته در پشت این کلمات و عبارات شناسایی شوند.
تحلیل رفتاری:
- مشاهده رفتار: در این روش، به بررسی رفتار شخص در شرایط مختلف و با استفاده از دستگاههای ضبط ویدیویی و صوتی پرداخته میشود.
- تحلیل فرآیندهای رفتاری: در این روش، به بررسی فرآیندهای داخلی ذهنی شخص در پشت رفتارش پرداخته میشود.
- استفاده از آزمونهای روانشناسی: در این روش، با استفاده از آزمونهایی مانند آزمونهای شخصیتی و روانشناسی، به بررسی عوامل نهفته در پشت رفتار شخص پرداخته میشود.
در کل، تحلیل روانی و تحلیل رفتاری دو روش مهم در روانکاوی هستند که بهصورت ترکیبی میتوانند به درک بهتر رفتار و تجربه افراد کمک کنند. هنگامی که یک روانشناس میخواهد از این دو روش برای تشخیص و درمان مشکلات روانی استفاده کند، معمولاً با شروع با مصاحبه اولیه با فرد، علل، نهادهها، نیازها و خواستههای آن فرد را شناسایی میکنند. سپس با مشاهده رفتار شخص، تحلیل رفتاری و فرآیندهای رفتاری او انجام میشود و نهایتاً با استفاده از آزمونهای روانشناسی و تحلیل روانی، عوامل نهفته در پشت رفتار و تجربه فرد شناسایی میشود.
استفاده از تحلیل روانی و تحلیل رفتاری در روانکاوی بسیار مهم است و به دلیل اینکه هر فرد دارای تجربه و رفتار منحصر به فردی است، این دو روش باید با توجه به وضعیت و شرایط فردی هر فرد بهصورت منحصر به فرد و با دقت و صبر انجام شوند.
۲-۳
منابع کلی در مورد روانکاوی:
American Psychological Association. (2020). Publication manual of the American Psychological Association (7th ed.).
Braun, V., & Clarke, V. (2006). Using thematic analysis in psychology. Qualitative research in psychology, 3(2), 77-101.
Creswell, J. W. (2009). Research design: Qualitative, quantitative, and mixed methods approaches. Sage publications.
Davidson, L., & Strauss, J. S. (1992). Sense of self in recovery from severe mental illness. The British Journal of Psychiatry, 161(1), 65-73.
Moran, M. E., & Diamond, R. J. (1991). Dreams and the analytic process: A developmental perspective. Psychoanalytic Quarterly, 60(2), 273-292.
Sampson, E. E. (1989). The challenge of social change for psychology: Globalization and psychology's theory of the person. American Psychologist, 44(7), 914-921.
Yalom, I. D. (1985). The theory and practice of group psychotherapy. Basic books.
برای اطلاعات بیشتر برای تحلیل روانی و تحلیل رفتاری کتابهای زیر مفید هستند
"Handbook of Psychological Assessment"، 5th Edition، edited by Gary Groth-Marnat
"The Handbook of Behavioral and Cognitive Therapies"، edited by Michel Hersen and Vincent B. Van Hasselt
"Cognitive Behavioural Therapy: A Practical Guide to Helping People Change"، by Michael J. Scott
"Theories of Psychotherapy & Counseling: Concepts and Cases"، 6th Edition، by Richard Sharf
"Psychology: An Introduction"، 11th Edition، by Benjamin B. Lahey
"Behavioral and Cognitive Psychotherapy"، by Windy Dryden
"Introduction to Clinical Psychology"، 8th Edition، by Geoffrey P. Kramer et al.
"Cognitive Behaviour Therapy: A Guide for the Practising Clinician"، by Gregoris Simos and Stefan G. Hofmann
"Theories of Psychotherapy and Counseling: Concepts and Cases"، 5th Edition، by Richard Sharf
"Handbook of Psychological Assessment in Primary Care Settings"، edited by Mark E. Maruish.
۳-۳
American Psychological Association. (2020). Publication manual of the American Psychological Association (7th ed.).
Braun, V., & Clarke, V. (2006). Using thematic analysis in psychology. Qualitative research in psychology, 3(2), 77-101.
Creswell, J. W. (2009). Research design: Qualitative, quantitative, and mixed methods approaches. Sage publications.
Davidson, L., & Strauss, J. S. (1992). Sense of self in recovery from severe mental illness. The British Journal of Psychiatry, 161(1), 65-73.
Moran, M. E., & Diamond, R. J. (1991). Dreams and the analytic process: A developmental perspective. Psychoanalytic Quarterly, 60(2), 273-292.
Sampson, E. E. (1989). The challenge of social change for psychology: Globalization and psychology's theory of the person. American Psychologist, 44(7), 914-921.
Yalom, I. D. (1985). The theory and practice of group psychotherapy. Basic books.
برای اطلاعات بیشتر برای تحلیل روانی و تحلیل رفتاری کتابهای زیر مفید هستند
"Handbook of Psychological Assessment"، 5th Edition، edited by Gary Groth-Marnat
"The Handbook of Behavioral and Cognitive Therapies"، edited by Michel Hersen and Vincent B. Van Hasselt
"Cognitive Behavioural Therapy: A Practical Guide to Helping People Change"، by Michael J. Scott
"Theories of Psychotherapy & Counseling: Concepts and Cases"، 6th Edition، by Richard Sharf
"Psychology: An Introduction"، 11th Edition، by Benjamin B. Lahey
"Behavioral and Cognitive Psychotherapy"، by Windy Dryden
"Introduction to Clinical Psychology"، 8th Edition، by Geoffrey P. Kramer et al.
"Cognitive Behaviour Therapy: A Guide for the Practising Clinician"، by Gregoris Simos and Stefan G. Hofmann
"Theories of Psychotherapy and Counseling: Concepts and Cases"، 5th Edition، by Richard Sharf
"Handbook of Psychological Assessment in Primary Care Settings"، edited by Mark E. Maruish.
۳-۳
دکتر موریس ستودگان
ویژگی های یک روانشناس حرفه ای
موارد زیر کمک میکنند تا در تشخیص یک روانشناس حرفه ای برای ارجاع مراجع و یا بالا بردن کیفیت کار خود اقدام کنیم.
1. داشتن دانش و تخصص لازم در زمینه روانشناسی و پایههای علمی آن
2. دارای مهارتهای ارتباطی و برقراری ارتباط مؤثر با مراجعه کنندگان
3. توانایی شنیدن فعال و صبر و حوصله کافی برای گوش دادن به مشکلات و نیازهای مراجعه کنندگان
4. توانایی تشخیص نیازهای مراجعه کنندگان و ارائه راهکارهای موثر برای حل مشکلات آنها
5. احترام به حریم شخصی و محرمانگی اطلاعات شخصی مراجعه کنندگان
6. توانایی تحلیل و تفسیر رفتارها، احساسات و افکار مراجعه کنندگان به صورت کامل و دقیق
7. توانایی ارائه راهکارهای مناسب و موثر برای بهبود وضعیت روانی مراجعه کنندگان
8. توانایی مدیریت و کنترل استرس و فشار کاری به منظور حفظ سلامت روانی خود و مراجعه کنندگان
9. پیگیری و مراقبت از پیشرفت مراجعه کنندگان و تحلیل نتایج درمان و ارزیابی های مربوط به آنها
10. داشتن بازخورد مثبت و حمایت از مراجعه کنندگان برای افزایش اعتماد و رضایت آنها از خدمات ارائه شده
این ویژگیها به دلیل اهمیت آنها در تأثیرگذاری مثبت بر روی روان و رفتار مراجعه کنندگان، برای یک روانشناس بسیار حائز اهمیت هستند. همچنین، یک روانشناس حرفه ای باید بتواند به مشکلات مختلف روانی و رفتاری که مراجعه کنندگان با آنها مواجه هستند، بصورت کامل و دقیق توجه کند و برای حل آنها راهکارهایی ارائه دهد. این شامل راهنماییهای مربوط به مدیریت استرس، افزایش خودآگاهی، بهبود ارتباطات، کنترل اضطراب و افزایش رضایت زندگی میشود.
علاوه بر این، یک روانشناس حرفه ای باید به روز با دانش و تکنولوژیهای جدید در زمینه روانشناسی باشد و بتواند از آنها بهره ببرد. این شامل استفاده از روشهای مختلف درمانی مانند روشهای شناختی-رفتاری، روشهای مبتنی بر مداخلههای خانوادگی، روشهای مبتنی بر ذهنآگاهی و غیره میشود.
در کل، یک روانشناس حرفه ای باید از تواناییهای لازم برای کمک به مراجعه کنندگان در بهبود وضعیت روانی آنها برخوردار باشد و بتواند با حفظ حریم شخصی و محرمانگی اطلاعات، یک محیط صمیمانه و پشتیبانی کننده برای مشاوره و درمان فراهم کند.
منابعی که در مورد ویژگیهای یک روانشناس حرفه ای و مهارتهای لازم در این حوزه وجود دارد:
1. "What Makes a Good Psychologist?" از Psychology Today
2. "10 Qualities to Look for in a Good Therapist" از Verywell Mind
3. "The Characteristics of a Good Psychologist" از The British Psychological Society
4. "Skills and Characteristics of Mental Health Professionals" از Mental Health America
5. "The Most Important Qualities of a Good Psychologist" از Talkspace
همچنین، مطالعه کتب و مقالات مرتبط با روانشناسی و مشاوره نیز میتواند به شما در درک بهتر از ویژگیهای یک روانشناس حرفه ای کمک کند.
ویژگی های یک روانشناس حرفه ای
موارد زیر کمک میکنند تا در تشخیص یک روانشناس حرفه ای برای ارجاع مراجع و یا بالا بردن کیفیت کار خود اقدام کنیم.
1. داشتن دانش و تخصص لازم در زمینه روانشناسی و پایههای علمی آن
2. دارای مهارتهای ارتباطی و برقراری ارتباط مؤثر با مراجعه کنندگان
3. توانایی شنیدن فعال و صبر و حوصله کافی برای گوش دادن به مشکلات و نیازهای مراجعه کنندگان
4. توانایی تشخیص نیازهای مراجعه کنندگان و ارائه راهکارهای موثر برای حل مشکلات آنها
5. احترام به حریم شخصی و محرمانگی اطلاعات شخصی مراجعه کنندگان
6. توانایی تحلیل و تفسیر رفتارها، احساسات و افکار مراجعه کنندگان به صورت کامل و دقیق
7. توانایی ارائه راهکارهای مناسب و موثر برای بهبود وضعیت روانی مراجعه کنندگان
8. توانایی مدیریت و کنترل استرس و فشار کاری به منظور حفظ سلامت روانی خود و مراجعه کنندگان
9. پیگیری و مراقبت از پیشرفت مراجعه کنندگان و تحلیل نتایج درمان و ارزیابی های مربوط به آنها
10. داشتن بازخورد مثبت و حمایت از مراجعه کنندگان برای افزایش اعتماد و رضایت آنها از خدمات ارائه شده
این ویژگیها به دلیل اهمیت آنها در تأثیرگذاری مثبت بر روی روان و رفتار مراجعه کنندگان، برای یک روانشناس بسیار حائز اهمیت هستند. همچنین، یک روانشناس حرفه ای باید بتواند به مشکلات مختلف روانی و رفتاری که مراجعه کنندگان با آنها مواجه هستند، بصورت کامل و دقیق توجه کند و برای حل آنها راهکارهایی ارائه دهد. این شامل راهنماییهای مربوط به مدیریت استرس، افزایش خودآگاهی، بهبود ارتباطات، کنترل اضطراب و افزایش رضایت زندگی میشود.
علاوه بر این، یک روانشناس حرفه ای باید به روز با دانش و تکنولوژیهای جدید در زمینه روانشناسی باشد و بتواند از آنها بهره ببرد. این شامل استفاده از روشهای مختلف درمانی مانند روشهای شناختی-رفتاری، روشهای مبتنی بر مداخلههای خانوادگی، روشهای مبتنی بر ذهنآگاهی و غیره میشود.
در کل، یک روانشناس حرفه ای باید از تواناییهای لازم برای کمک به مراجعه کنندگان در بهبود وضعیت روانی آنها برخوردار باشد و بتواند با حفظ حریم شخصی و محرمانگی اطلاعات، یک محیط صمیمانه و پشتیبانی کننده برای مشاوره و درمان فراهم کند.
منابعی که در مورد ویژگیهای یک روانشناس حرفه ای و مهارتهای لازم در این حوزه وجود دارد:
1. "What Makes a Good Psychologist?" از Psychology Today
2. "10 Qualities to Look for in a Good Therapist" از Verywell Mind
3. "The Characteristics of a Good Psychologist" از The British Psychological Society
4. "Skills and Characteristics of Mental Health Professionals" از Mental Health America
5. "The Most Important Qualities of a Good Psychologist" از Talkspace
همچنین، مطالعه کتب و مقالات مرتبط با روانشناسی و مشاوره نیز میتواند به شما در درک بهتر از ویژگیهای یک روانشناس حرفه ای کمک کند.