دکتر موریس ستودگان
🌒 علل عمده بی خوابی و عواقب ناشی از ان؟
بیخوابی یکی از مشکلات شایع در جامعه است که میتواند تأثیرات شدیدی بر سلامت جسمانی و روانی فرد داشته باشد. بسیاری از عوامل مختلف میتوانند باعث بروز بیخوابی شوند. در اینجا، به بررسی عوامل موثر بر بیخوابی و عواقب آن پرداخته خواهد شد.
🌘 عوامل موثر بر بیخوابی:
1. استرس و اضطراب: استرس و اضطراب میتوانند باعث شروع بیخوابی شوند و در موارد شدید، باعث ادامه آن نیز میشوند.
2. مصرف مواد مخدر: مصرف مواد مخدر میتواند باعث بروز بیخوابی شود و در بلندمدت باعث ایجاد مشکلات در خوابیدن میشود.
3. مصرف الکل: مصرف الکل گرچه میتواند باعث خواب آلودگی شود اما در اثر آن، شخص به صورت تصادفی میتواند بیش از حد بیدار بماند و حتی نتواند بخاطر حال بد به خواب فرو رود. البته بخواب رفتن میتواند خطرناک باشد.
4. نورهای روشن و یا خوابیدن با صدای موزیک و در محیط ناارام: نور محیط و صدا در محیط در زمان خواب، میتواند باعث کاهش ترشح هورمونهایی مانند ملاتونین و یا ناارامی شود که باعث افزایش بیخوابی میشود.
5. مصرف قهوه و سایر محصولات حاوی کافئین: مصرف قهوه و سایر محصولات حاوی کافئین میتواند باعث افزایش بیخوابی شود.
6. ساعات کاری نامناسب: ساعات کاری غیرمناسب میتواند باعث بروز بیخوابی شود. مانند کارهای پرستاران و یا خلبانان و یا شیفت های شب.
🌒 عواقب بیخوابی:
1. کاهش عملکرد شغلی: بیخوابی میتواند باعث کاهش تمرکز و عملکرد شغلی شود و در برخی موارد می تواند باعث اشتباهات و خطاهای بیشتر در کار شود.
2. افزایش خطر بروز بیماریهای جسمانی: بیخوابی میتواند باعث کاهش سیستم ایمنی بدن شود و باعث افزایش خطر بروز بیماریهای جسمانی مانند بیماریهای قلبی، کلیوی و دیابت شود.
3. افزایش خطر بروز بیماریهای روانی: بیخوابی میتواند باعث افزایش خطر بروز بیماریهای روانی مانند افسردگی، اضطراب و کاهش توجه شود.
4. افزایش خطر بروز حوادث و تصادفات: بیخوابی میتواند باعث کاهش تمرکز و توجه شود که در اثر آن، افزایش خطر بروز حوادث و تصادفات رانندگی و دیگر فعالیتهای روزمره مانند کار با ماشینآلات و دستگاهها به وجود میآید.
5. تأثیر بر روابط: بیخوابی میتواند باعث تحریک شدن و تغییر در رفتار و حالت روحی فرد شود که باعث تأثیر منفی بر روابط فردی میشود.
در نتیجه، بیخوابی با تأثیرات شدیدی بر سلامت جسمانی و روانی فرد همراه است. برای جلوگیری از بیخوابی، لازم است که به سلامت خواب توجه کرده و عوامل موثر بر آن را کنترل کنیم.
عوامل موثر بر خواب شامل رعایت ساعات خواب مناسب، کاهش مصرف مواد مخدر و الکل، کاهش مصرف قهوه و سایر محصولات حاوی کافئین و ایجاد محیط خواب مناسب است.
1-2
🌒 علل عمده بی خوابی و عواقب ناشی از ان؟
بیخوابی یکی از مشکلات شایع در جامعه است که میتواند تأثیرات شدیدی بر سلامت جسمانی و روانی فرد داشته باشد. بسیاری از عوامل مختلف میتوانند باعث بروز بیخوابی شوند. در اینجا، به بررسی عوامل موثر بر بیخوابی و عواقب آن پرداخته خواهد شد.
🌘 عوامل موثر بر بیخوابی:
1. استرس و اضطراب: استرس و اضطراب میتوانند باعث شروع بیخوابی شوند و در موارد شدید، باعث ادامه آن نیز میشوند.
2. مصرف مواد مخدر: مصرف مواد مخدر میتواند باعث بروز بیخوابی شود و در بلندمدت باعث ایجاد مشکلات در خوابیدن میشود.
3. مصرف الکل: مصرف الکل گرچه میتواند باعث خواب آلودگی شود اما در اثر آن، شخص به صورت تصادفی میتواند بیش از حد بیدار بماند و حتی نتواند بخاطر حال بد به خواب فرو رود. البته بخواب رفتن میتواند خطرناک باشد.
4. نورهای روشن و یا خوابیدن با صدای موزیک و در محیط ناارام: نور محیط و صدا در محیط در زمان خواب، میتواند باعث کاهش ترشح هورمونهایی مانند ملاتونین و یا ناارامی شود که باعث افزایش بیخوابی میشود.
5. مصرف قهوه و سایر محصولات حاوی کافئین: مصرف قهوه و سایر محصولات حاوی کافئین میتواند باعث افزایش بیخوابی شود.
6. ساعات کاری نامناسب: ساعات کاری غیرمناسب میتواند باعث بروز بیخوابی شود. مانند کارهای پرستاران و یا خلبانان و یا شیفت های شب.
🌒 عواقب بیخوابی:
1. کاهش عملکرد شغلی: بیخوابی میتواند باعث کاهش تمرکز و عملکرد شغلی شود و در برخی موارد می تواند باعث اشتباهات و خطاهای بیشتر در کار شود.
2. افزایش خطر بروز بیماریهای جسمانی: بیخوابی میتواند باعث کاهش سیستم ایمنی بدن شود و باعث افزایش خطر بروز بیماریهای جسمانی مانند بیماریهای قلبی، کلیوی و دیابت شود.
3. افزایش خطر بروز بیماریهای روانی: بیخوابی میتواند باعث افزایش خطر بروز بیماریهای روانی مانند افسردگی، اضطراب و کاهش توجه شود.
4. افزایش خطر بروز حوادث و تصادفات: بیخوابی میتواند باعث کاهش تمرکز و توجه شود که در اثر آن، افزایش خطر بروز حوادث و تصادفات رانندگی و دیگر فعالیتهای روزمره مانند کار با ماشینآلات و دستگاهها به وجود میآید.
5. تأثیر بر روابط: بیخوابی میتواند باعث تحریک شدن و تغییر در رفتار و حالت روحی فرد شود که باعث تأثیر منفی بر روابط فردی میشود.
در نتیجه، بیخوابی با تأثیرات شدیدی بر سلامت جسمانی و روانی فرد همراه است. برای جلوگیری از بیخوابی، لازم است که به سلامت خواب توجه کرده و عوامل موثر بر آن را کنترل کنیم.
عوامل موثر بر خواب شامل رعایت ساعات خواب مناسب، کاهش مصرف مواد مخدر و الکل، کاهش مصرف قهوه و سایر محصولات حاوی کافئین و ایجاد محیط خواب مناسب است.
1-2
به علاوه مشاوره و یا ویزیت پزشک ابتدا نیز میتواند برای کنترل بیخوابی و درمان آن موثر باشد، چرا که با روشهای دارویی و غیردارویی میتوان اختلال در خواب را کنترل کرد. این شامل مصرف داروهای خواب آور، تغییرات در رژیم غذایی و انجام تمرینات ورزشی منظم است. در کل میتوان گفت تغییر سبک زندگی میتواند کاملا موثر باشد.
در کل، بیخوابی یک مسئله جدی است که نیازمند توجه و مراقبت ویژه است. با توجه به اینکه عوامل موثر بر بیخوابی بسیار متنوع هستند، لازم است که در صورت بروز بیخوابی مزمن شود لازم است راهکارهای مناسب را در این زمینه پیگیری کنید.
یک جمله در روانشناسی وجود دارد که میگوید بی خوابی مادر بسیاری از مشکلات روانیست.
منابع آلمانی
1. "Schlafstörungen – Was tun?" von Michael Feld
2. "Schlafstörungen – Ursachen und Behandlung" von Peter Henningsen
3. "Schlafstörungen – Diagnostik und Therapie" von Dieter Riemann und Kai Spiegelhalder
1. National Sleep Foundation. (2021). What causes insomnia? https://www.sleepfoundation.org/insomnia/causes
2. American Psychological Association. (2019). The connection between sleep and mental health. https://www.apa.org/topics/sleep/mental-health
3. National Institute of Mental Health. (2019). Sleep disorders. https://www.nimh.nih.gov/health/topics/sleep-disorders/index.shtml
4. Mayo Clinic. (2021). Insomnia. https://www.mayoclinic.org/diseases-conditions/insomnia/symptoms-causes/syc-20355167
2-2
در کل، بیخوابی یک مسئله جدی است که نیازمند توجه و مراقبت ویژه است. با توجه به اینکه عوامل موثر بر بیخوابی بسیار متنوع هستند، لازم است که در صورت بروز بیخوابی مزمن شود لازم است راهکارهای مناسب را در این زمینه پیگیری کنید.
یک جمله در روانشناسی وجود دارد که میگوید بی خوابی مادر بسیاری از مشکلات روانیست.
منابع آلمانی
1. "Schlafstörungen – Was tun?" von Michael Feld
2. "Schlafstörungen – Ursachen und Behandlung" von Peter Henningsen
3. "Schlafstörungen – Diagnostik und Therapie" von Dieter Riemann und Kai Spiegelhalder
1. National Sleep Foundation. (2021). What causes insomnia? https://www.sleepfoundation.org/insomnia/causes
2. American Psychological Association. (2019). The connection between sleep and mental health. https://www.apa.org/topics/sleep/mental-health
3. National Institute of Mental Health. (2019). Sleep disorders. https://www.nimh.nih.gov/health/topics/sleep-disorders/index.shtml
4. Mayo Clinic. (2021). Insomnia. https://www.mayoclinic.org/diseases-conditions/insomnia/symptoms-causes/syc-20355167
2-2
Sleep Foundation
What Causes Excessive Sleepiness?
Learn what may be causing your excessive sleepiness. It could be an underlying cause like a sleep disorder, psychiatric illness, or lifestyle factor.
دکتر موریس ستودگان
🌓 ارتباط اختلالات خواب و استفاده از داروهای روانپزشکی
اختلالات خواب و استفاده از داروها روانپزشکی دو موضوع مرتبط هستند که بر روی کیفیت زندگی فرد تاثیر می گذارند. داروهای روانشناسی، به عنوان اساس درمان اختلالات روانشناسی، ممکن است بر روی خواب فرد تاثیر مستقیم یا غیرمستقیم داشته باشند. از این رو، بررسی رابطه بین داروهای روانشناسی و اختلال خواب امری ضروری به نظر می رسد.
روش بررسی مطلب:
در جستجوی این مطلب، با استفاده از داده های علمی PubMed و Medline، مقالاتی که در مورد رابطه داروهای روانشناسی و اختلال خواب منتشر شده اند، سعی کردم به این سوال گوتاه پاسخ دهم. با استفاده از واژه های کلیدی مانند "داروهای روانشناسی"، "اختلال خواب" و "خواب"، مقالاتی بررسی شدند. پس از بررسی عناوین و چکیده ها، مقالاتی که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به رابطه بین داروهای روانشناسی و اختلال خواب اشاره دارند، انتخاب شدند.
نتیجه مطالعات در این زمینه:
بررسی چندین مقاله نشان داد که برخی از داروهای روانشناسی ممکن است اثرات جانبی بر روی خواب فرد داشته باشند. برخی از این داروها ممکن است باعث افزایش خواب آرامی شوند، در حالی که دیگر داروها ممکن است باعث بی قراری و بیداری شبانه شوند. برخی داروهای دیگر ممکن است باعث رویش خواب و خواب در طول روز شوند. همچنین، بررسی مقالات نشان داد که برخی از داروهای روانشناسی ممکن است باعث افزایش خطر ابتلا به اختلالات خواب شوند. برای مثال، استفاده بلند مدت از بنزودیازپین ها ممکن است باعث ایجاد اعتیاد و کاهش کیفیت خواب شود. همچنین، برخی داروهای ضد افسردگی ممکن است باعث افزایش خطر ابتلا به اختلالات خواب مانند بیداری شبانه شوند.
با این حال، باید توجه داشت که هر فردی به طور متفاوت به داروهای روانشناسی و اختلالات خواب واکنش نشان می دهد و برای هر فرد، نوع دارو و دوز مناسب باید توسط پزشک متخصص تعیین شود. همچنین، استفاده صحیح از داروهای روانشناسی و اختلالات خواب، به همراه تغییر سبک زندگی سالم، بهبود کیفیت خواب و روانشناسی فرد را بهبود می بخشد.
در نتیجه با توجه به اینکه داروهای روانشناسی ممکن است بر روی خواب فرد تاثیر داشته باشند و برخی از آنها ممکن است باعث اختلالات خواب شوند، پزشکان و روانشناسان و مراجعین باید به دقت نسبت به نوع و دوز داروها و نوع مشکل ممکن در دوره درمانی آگاه باشند و اطلاعات کافی کسب و به مراجعه اطلاع دهند.
همچنین، تغییر سبک زندگی سالم، به همراه استفاده صحیح از داروهای روانشناسی و اختلالات خواب، می تواند بهبود کیفیت خواب و روانشناسی فرد را بهبود بخشد.
۱-۲
🌓 ارتباط اختلالات خواب و استفاده از داروهای روانپزشکی
اختلالات خواب و استفاده از داروها روانپزشکی دو موضوع مرتبط هستند که بر روی کیفیت زندگی فرد تاثیر می گذارند. داروهای روانشناسی، به عنوان اساس درمان اختلالات روانشناسی، ممکن است بر روی خواب فرد تاثیر مستقیم یا غیرمستقیم داشته باشند. از این رو، بررسی رابطه بین داروهای روانشناسی و اختلال خواب امری ضروری به نظر می رسد.
روش بررسی مطلب:
در جستجوی این مطلب، با استفاده از داده های علمی PubMed و Medline، مقالاتی که در مورد رابطه داروهای روانشناسی و اختلال خواب منتشر شده اند، سعی کردم به این سوال گوتاه پاسخ دهم. با استفاده از واژه های کلیدی مانند "داروهای روانشناسی"، "اختلال خواب" و "خواب"، مقالاتی بررسی شدند. پس از بررسی عناوین و چکیده ها، مقالاتی که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به رابطه بین داروهای روانشناسی و اختلال خواب اشاره دارند، انتخاب شدند.
نتیجه مطالعات در این زمینه:
بررسی چندین مقاله نشان داد که برخی از داروهای روانشناسی ممکن است اثرات جانبی بر روی خواب فرد داشته باشند. برخی از این داروها ممکن است باعث افزایش خواب آرامی شوند، در حالی که دیگر داروها ممکن است باعث بی قراری و بیداری شبانه شوند. برخی داروهای دیگر ممکن است باعث رویش خواب و خواب در طول روز شوند. همچنین، بررسی مقالات نشان داد که برخی از داروهای روانشناسی ممکن است باعث افزایش خطر ابتلا به اختلالات خواب شوند. برای مثال، استفاده بلند مدت از بنزودیازپین ها ممکن است باعث ایجاد اعتیاد و کاهش کیفیت خواب شود. همچنین، برخی داروهای ضد افسردگی ممکن است باعث افزایش خطر ابتلا به اختلالات خواب مانند بیداری شبانه شوند.
با این حال، باید توجه داشت که هر فردی به طور متفاوت به داروهای روانشناسی و اختلالات خواب واکنش نشان می دهد و برای هر فرد، نوع دارو و دوز مناسب باید توسط پزشک متخصص تعیین شود. همچنین، استفاده صحیح از داروهای روانشناسی و اختلالات خواب، به همراه تغییر سبک زندگی سالم، بهبود کیفیت خواب و روانشناسی فرد را بهبود می بخشد.
در نتیجه با توجه به اینکه داروهای روانشناسی ممکن است بر روی خواب فرد تاثیر داشته باشند و برخی از آنها ممکن است باعث اختلالات خواب شوند، پزشکان و روانشناسان و مراجعین باید به دقت نسبت به نوع و دوز داروها و نوع مشکل ممکن در دوره درمانی آگاه باشند و اطلاعات کافی کسب و به مراجعه اطلاع دهند.
همچنین، تغییر سبک زندگی سالم، به همراه استفاده صحیح از داروهای روانشناسی و اختلالات خواب، می تواند بهبود کیفیت خواب و روانشناسی فرد را بهبود بخشد.
۱-۲
❤1
منابعی که میتواند به ادامه این مبحث کمک کنند.
1. American Psychiatric Association. (2013). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (5th ed.). Washington, DC: Author.
2. Baglioni, C., Battagliese, G., Feige, B., Spiegelhalder, K., Nissen, C., Voderholzer, U., Lombardo, C., & Riemann, D. (2011). Insomnia as a predictor of depression: A meta-analytic evaluation of longitudinal epidemiological studies. Journal of Affective Disorders, 135(1-3), 10-19.
3. Buysse, D. J. (2013). Insomnia. JAMA, 309(7), 706-716.
4. Krystal, A. D. (2012). Psychiatric disorders and sleep. Neurologic Clinics, 30(4), 1389-1413.
5. National Institute of Mental Health. (2018). Mental health medications. Retrieved from https://www.nimh.nih.gov/health/topics/mental-health-medications/index.shtml
6. Schutte-Rodin, S., Broch, L., Buysse, D., Dorsey, C., & Sateia, M. (2008). Clinical guideline for the evaluation and management of chronic insomnia in adults. Journal of Clinical Sleep Medicine, 4(5), 487-504.
7. Sivertsen, B., Harvey, A. G., Lundervold, A. J., & Hysing, M. (2014). Sleep problems and depression in adolescence: Results from a large population-based study of Norwegian adolescents aged 16-18 years. European Child & Adolescent Psychiatry, 23(8), 681-689.
8. Wilson, S. J., Nutt, D. J., Alford, C., Argyropoulos, S. V., Baldwin, D. S., Bateson, A. N.,... & McEvoy, J. P. (2010). British Association for Psychopharmacology consensus statement on evidence-based treatment of insomnia, parasomnias and circadian rhythm disorders. Journal of Psychopharmacology, 24(11), 1577-1601.
۲-۲
1. American Psychiatric Association. (2013). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (5th ed.). Washington, DC: Author.
2. Baglioni, C., Battagliese, G., Feige, B., Spiegelhalder, K., Nissen, C., Voderholzer, U., Lombardo, C., & Riemann, D. (2011). Insomnia as a predictor of depression: A meta-analytic evaluation of longitudinal epidemiological studies. Journal of Affective Disorders, 135(1-3), 10-19.
3. Buysse, D. J. (2013). Insomnia. JAMA, 309(7), 706-716.
4. Krystal, A. D. (2012). Psychiatric disorders and sleep. Neurologic Clinics, 30(4), 1389-1413.
5. National Institute of Mental Health. (2018). Mental health medications. Retrieved from https://www.nimh.nih.gov/health/topics/mental-health-medications/index.shtml
6. Schutte-Rodin, S., Broch, L., Buysse, D., Dorsey, C., & Sateia, M. (2008). Clinical guideline for the evaluation and management of chronic insomnia in adults. Journal of Clinical Sleep Medicine, 4(5), 487-504.
7. Sivertsen, B., Harvey, A. G., Lundervold, A. J., & Hysing, M. (2014). Sleep problems and depression in adolescence: Results from a large population-based study of Norwegian adolescents aged 16-18 years. European Child & Adolescent Psychiatry, 23(8), 681-689.
8. Wilson, S. J., Nutt, D. J., Alford, C., Argyropoulos, S. V., Baldwin, D. S., Bateson, A. N.,... & McEvoy, J. P. (2010). British Association for Psychopharmacology consensus statement on evidence-based treatment of insomnia, parasomnias and circadian rhythm disorders. Journal of Psychopharmacology, 24(11), 1577-1601.
۲-۲
National Institute of Mental Health (NIMH)
Mental Health Medications
Explore information on mental health medications, including antidepressants, anti-anxiety medications, stimulants, antipsychotics, and mood stabilizers.
دکتر موریس ستودگان
❄️ نگاهی به افسردگی و عوامل آن و همچنین گونه ها و درمان آن
افسردگی یک مشکل روانی است که با احساس ناراحتی، خمودگی، بی حوصلگی، عدم انگیزه، اضطراب، خستگی و گاهی افکار منفی همراه است. این مشکل میتواند تأثیراتی روی سلامت جسمی نیز بگذارد.
عوامل مختلفی میتوانند باعث افسردگی شوند، از جمله مشکلات شخصی و خانوادگی، فشارهای کاری، اختلالات هورمونی، مصرف برخی از داروها، از دست دادن شخصی یا چیزی، جدایی و بیماریهای کرونیک و درمانهای بلندمدتی که برای آن ها انجام میشود.
در برخی از موارد، افسردگی ممکن است به عنوان عارضه یا علامتی از بیماریهای دیگر نظیر بیماریهای قلبی، سرطان، بیماریهای تیروئید و بیماریهای مزمن تنفسی، ایجاد شود. برای مثال، بیماری پارکینسون و ام اس نیز میتوانند باعث افسردگی شوند.
درمان افسردگی معمولاً شامل مشاوره، درمانهای روانشناختی، داروها و بهبود شرایط زندگی است. درمان بیماریهای مرتبط با افسردگی نیز باید به صورت جدی پیگیری شود تا بهبودی کامل حاصل شود.
درمان افسردگی با داروها عموماً شامل مصرف آنتیدپرسانتها میشود. این داروها به منظور کاهش علائم افسردگی و بهبود وضعیت شناختی و روحی فرد استفاده میشوند. اما باید توجه داشت که مصرف داروهای ضدافسردگی باید تحت نظر پزشک باشد و باید با دقت و در شرایط مناسب مصرف شوند.
درمانهای روانشناختی نیز میتوانند برای کاهش علائم افسردگی مؤثر باشند. این درمانها شامل مشاوره روانشناختی، روشهای شناختی-رفتاری، مدیتیشن و یوگا میشوند.
همچنین، بهبود شرایط زندگی و تغییر سبک زندگی نیز میتواند در بهبود علائم افسردگی موثر باشد. بهبود رژیم غذایی، ورزش، خواب منظم و کافی و کاهش استفاده از الکل و مواد مخدر میتوانند بهبود علائم افسردگی را تسریع کنند.
در کل، باید توجه داشت که افسردگی یک مشکل تا حد اختلال جدی میتواند پیشروی کند که باید به آن توجه کنیم و بهتر است در صورت تجربه علائم افسردگی، به پزشک مراجعه کرده و درمان مناسب را با او مشاوره کنیم.
💨 انواع گوناگون افسردگی و درمان ان
همانطور که در ابتدا گفته شد افسردگی یک اختلال روانی است که با احساس ناراحتی، افسردگی، ناامیدی و کاهش انگیزه همراه است. این اختلال میتواند در انواع مختلفی رخ دهد و بر اساس شدت و نوع علائم، به دستهبندیهای مختلفی تقسیم شود. در ادامه به برخی از انواع افسردگی و دستهبندیهای آنها اشاره میکنیم:
1. افسردگی عادی (معمولی): این نوع از افسردگی، حالتی طبیعی است که ممکن است به دلیل رویدادهایی مانند از دست دادن کار، مرگ عزیزان، جدایی و... رخ دهد. این نوع افسردگی به طور معمول در چند هفته یا چند ماه اولین بار رخ میدهد و به تدریج کاهش مییابد.
2. افسردگی اساسی: این نوع افسردگی به صورت مزمن و درازمدت رخ میدهد و در عدم درمان، میتواند ناراحتی شخص را تشدید کند.
3. افسردگی در پی بیماری: این نوع افسردگی ناشی از بیماریهایی مانند بیماریهای قلبی، سرطان، مرتبط با اعضای داخلی و... است که ممکن است درمان آنها باعث کاهش علائم افسردگی شود.
4. افسردگی فصلی: این نوع از افسردگی معمولا در فصل زمستان به دلیل کمبود نور خورشید رخ میدهد و با استفاده از روشهای درمانی مانند تراپی نوری قابل درمان است.
5. افسردگی دوران بارداری: این نوع از افسردگی معمولا در دوران بارداری و پس از آن رخ میدهد و میتواند به علت تغییرات هورمونی و شرایط روانی مرتبط با بارداری باشد.
6. افسردگی اضطرابی: در این نوع افسردگی، علاوه بر علائم افسردگی، اضطراب و نگرانی همراه باشد.
7. افسردگی بیپولار: این نوع از افسردگی با دورههای دور از هم بودن وضعیت روانی شخص همراه است که شامل دورههای افسردگی شدید و دورههای هیجانزدهی و بلندمدت است.
8. افسردگی روانشناختی: این نوع از افسردگی معمولا در افرادی رخ میدهد که به علت شرایط روانشناختی نامطلوبی مانند تحمل استرس، اضطراب و فشار روانی، به افسردگی مبتلا میشوند.
همچنین، افسردگی میتواند بر اساس شدت علائم به دو دسته افسردگی شدید و افسردگی معتدل تقسیم شود. افسردگی شدید معمولا با علائم شدیدتری همراه است که ممکن است به نیاز به مراجعه به متخصص روانپزشکی اشاره کند. در هر صورت، درمان افسردگی نیازمند تشخیص و درمان درست آن است و باید با رعایت نکات پیشگیری و مراقبت از سلامت روانی، به بهبودی علائم این اختلال کمک شود.
۱-۳
❄️ نگاهی به افسردگی و عوامل آن و همچنین گونه ها و درمان آن
افسردگی یک مشکل روانی است که با احساس ناراحتی، خمودگی، بی حوصلگی، عدم انگیزه، اضطراب، خستگی و گاهی افکار منفی همراه است. این مشکل میتواند تأثیراتی روی سلامت جسمی نیز بگذارد.
عوامل مختلفی میتوانند باعث افسردگی شوند، از جمله مشکلات شخصی و خانوادگی، فشارهای کاری، اختلالات هورمونی، مصرف برخی از داروها، از دست دادن شخصی یا چیزی، جدایی و بیماریهای کرونیک و درمانهای بلندمدتی که برای آن ها انجام میشود.
در برخی از موارد، افسردگی ممکن است به عنوان عارضه یا علامتی از بیماریهای دیگر نظیر بیماریهای قلبی، سرطان، بیماریهای تیروئید و بیماریهای مزمن تنفسی، ایجاد شود. برای مثال، بیماری پارکینسون و ام اس نیز میتوانند باعث افسردگی شوند.
درمان افسردگی معمولاً شامل مشاوره، درمانهای روانشناختی، داروها و بهبود شرایط زندگی است. درمان بیماریهای مرتبط با افسردگی نیز باید به صورت جدی پیگیری شود تا بهبودی کامل حاصل شود.
درمان افسردگی با داروها عموماً شامل مصرف آنتیدپرسانتها میشود. این داروها به منظور کاهش علائم افسردگی و بهبود وضعیت شناختی و روحی فرد استفاده میشوند. اما باید توجه داشت که مصرف داروهای ضدافسردگی باید تحت نظر پزشک باشد و باید با دقت و در شرایط مناسب مصرف شوند.
درمانهای روانشناختی نیز میتوانند برای کاهش علائم افسردگی مؤثر باشند. این درمانها شامل مشاوره روانشناختی، روشهای شناختی-رفتاری، مدیتیشن و یوگا میشوند.
همچنین، بهبود شرایط زندگی و تغییر سبک زندگی نیز میتواند در بهبود علائم افسردگی موثر باشد. بهبود رژیم غذایی، ورزش، خواب منظم و کافی و کاهش استفاده از الکل و مواد مخدر میتوانند بهبود علائم افسردگی را تسریع کنند.
در کل، باید توجه داشت که افسردگی یک مشکل تا حد اختلال جدی میتواند پیشروی کند که باید به آن توجه کنیم و بهتر است در صورت تجربه علائم افسردگی، به پزشک مراجعه کرده و درمان مناسب را با او مشاوره کنیم.
💨 انواع گوناگون افسردگی و درمان ان
همانطور که در ابتدا گفته شد افسردگی یک اختلال روانی است که با احساس ناراحتی، افسردگی، ناامیدی و کاهش انگیزه همراه است. این اختلال میتواند در انواع مختلفی رخ دهد و بر اساس شدت و نوع علائم، به دستهبندیهای مختلفی تقسیم شود. در ادامه به برخی از انواع افسردگی و دستهبندیهای آنها اشاره میکنیم:
1. افسردگی عادی (معمولی): این نوع از افسردگی، حالتی طبیعی است که ممکن است به دلیل رویدادهایی مانند از دست دادن کار، مرگ عزیزان، جدایی و... رخ دهد. این نوع افسردگی به طور معمول در چند هفته یا چند ماه اولین بار رخ میدهد و به تدریج کاهش مییابد.
2. افسردگی اساسی: این نوع افسردگی به صورت مزمن و درازمدت رخ میدهد و در عدم درمان، میتواند ناراحتی شخص را تشدید کند.
3. افسردگی در پی بیماری: این نوع افسردگی ناشی از بیماریهایی مانند بیماریهای قلبی، سرطان، مرتبط با اعضای داخلی و... است که ممکن است درمان آنها باعث کاهش علائم افسردگی شود.
4. افسردگی فصلی: این نوع از افسردگی معمولا در فصل زمستان به دلیل کمبود نور خورشید رخ میدهد و با استفاده از روشهای درمانی مانند تراپی نوری قابل درمان است.
5. افسردگی دوران بارداری: این نوع از افسردگی معمولا در دوران بارداری و پس از آن رخ میدهد و میتواند به علت تغییرات هورمونی و شرایط روانی مرتبط با بارداری باشد.
6. افسردگی اضطرابی: در این نوع افسردگی، علاوه بر علائم افسردگی، اضطراب و نگرانی همراه باشد.
7. افسردگی بیپولار: این نوع از افسردگی با دورههای دور از هم بودن وضعیت روانی شخص همراه است که شامل دورههای افسردگی شدید و دورههای هیجانزدهی و بلندمدت است.
8. افسردگی روانشناختی: این نوع از افسردگی معمولا در افرادی رخ میدهد که به علت شرایط روانشناختی نامطلوبی مانند تحمل استرس، اضطراب و فشار روانی، به افسردگی مبتلا میشوند.
همچنین، افسردگی میتواند بر اساس شدت علائم به دو دسته افسردگی شدید و افسردگی معتدل تقسیم شود. افسردگی شدید معمولا با علائم شدیدتری همراه است که ممکن است به نیاز به مراجعه به متخصص روانپزشکی اشاره کند. در هر صورت، درمان افسردگی نیازمند تشخیص و درمان درست آن است و باید با رعایت نکات پیشگیری و مراقبت از سلامت روانی، به بهبودی علائم این اختلال کمک شود.
۱-۳
درمان افسردگی بستگی به نوع، سطح شدت و علائم آن دارد. درمانهای مختلفی برای افسردگی وجود دارد از جمله:
الف) رواندرمانی: این درمان شامل مشاوره و درمان رفتاری شناختی (CBT) است که به بیمار کمک میکند تا بهتر با افکار منفی خود کنار بیاید و مهارتهای مدیریت استرس و اضطراب را یاد بگیرد.
ب) درمان دارویی: درمان دارویی ممکن است شامل آنتیدپرسانتها، آنتیاضطرابیها و داروهای مزمن برای افسردگی باشد. این داروها میتوانند به کاهش علائم افسردگی کمک کنند.
در درمان افسردگی استفاده از مجموعهای از داروها و روشهای استفاده و ترکیب آنها متفاوت است و بسته به نوع و شدت افسردگی، ممکن است از داروهای مختلفی استفاده شود. برخی از دستههای دارویی که برای درمان افسردگی استفاده میشوند عبارتند از:
1. مهارکنندههای بازجذب سروتونین (SSRI)، مانند فلوکستین، سرترالین، پاروکستین، سیتالوپرام و اسکیتالوپرام
2. مهارکنندههای بازجذب سروتونین و نوراپینفرین (SNRI)، مانند ونلافاکسین، دولوکستین، و دوزاپین
3. مهارکنندههای بازجذب نوراپینفرین و دوپامین (NDRIs)، مانند بوپروپیون
4. مهارکنندههای بازجذب سروتونین و دوپامین (SDRIs)، مانند ترازودون
5. مهارکنندههای آنزیم مونوآمین اکسیداز (MAOIs)، مانند فنلزین، ایزوکاربوکسازید و سیلاژیلین
6. داروهای آنتیاکسیدانی، مانند نئوروپتین
7. آلفا-آگونیستهای اپینفرین، مانند کلونیدین
همچنین روشهای درمانی دیگری نیز برای درمان افسردگی وجود دارد که بسته به نیاز بیمار و توصیه پزشک، ممکن است مورد استفاده قرار گیرند.
در کنار درمان شناختی رفتاری (CBT) که بسیار معمول است و آموزش مهارتهای مثبت اندیشیدن، تفکر مثبت، تغییر رفتار و مدیریت خلق و خو آموزش داده میشود درمان های زیر نیز میتوانند مفید باشند.
۱. درمان الکتریکی تشدید شده (ECT): این روش شامل استفاده از جریان الکتریکی برای تحریک مغز است که به عنوان روش درمانی برای افرادی که به داروها پاسخ نمیدهند، استفاده میشود.
۲. درمان انتخابی سراتونین (SRT): این روش شامل استفاده از نورونهایی است که حاوی سراتونین هستند و به صورت مستقیم بر روی سیستم سروتونین تأثیر میگذارد.
۳. درمان مغناطیسی تحریک مغز (TMS): این روش شامل تحریک مغناطیسی بر روی قسمتهای مشخصی از مغز است که به عنوان روش درمانی برای افرادی که به داروها پاسخ نمیدهند، استفاده میشود.
۴. درمان گیاهی: برخی گیاهان مانند گیاهان معطر و گوگرد دار، به عنوان درمانهای گیاهی برای افسردگی استفاده میشوند. با این حال، باید توجه داشت که این درمانها برای همه مناسب نیستند و قبل از استفاده از آنها باید با پزشک معالج مشورت کرد.
تصمیم گیری در مورد روش درمانی مناسب برای هر فرد، باید بر اساس شدت و نوع افسردگی، بیماری
پ) درمان فیزیکی: ورزش و فعالیتهای روزانه مانند پیادهروی و دوچرخهسواری میتوانند به بهبود علائم افسردگی کمک کنند.
ج) درمان ترکیبی: درمان ترکیبی شامل ترکیب دو یا چند روش درمانی مانند درمان دارویی و رواندرمانی است.
همچنین، پیشگیری از افسردگی با توجه به سبک زندگی سالم، مراقبت از سلامت روانی، ارتباطات اجتماعی مثبت و مشارکت در فعالیتهایی که لذت بخش هستند، ممکن است کمک کننده باشد. به هر حال، در صورت وجود علائم افسردگی، بهتر است به متخصص روانپزشکی مراجعه کنید.
علاوه بر درمانهای مختلف، برخی روشهای خانگی نیز میتواند در بهبود علائم افسردگی مفید باشد. برخی از این روشها عبارتند از:
1. مراقبت از خود: مراقبت از خود شامل استراحت کافی، مراقبت از تغذیه سالم، ورزش، مدیتیشن و یوگا است که ممکن است به بهبود علائم افسردگی کمک کند.
2. رفع عوامل استرسزا: رفع عوامل استرسزا مانند شرایط کاری نامطلوب، روابط خانوادگی نامناسب و... میتواند به کاهش علائم افسردگی کمک کند.
3. مصرف مکملهای غذایی: مصرف مکملهای غذایی مانند اسید فولیک، ویتامین B12 و ویتامین D میتواند به بهبود علائم افسردگی کمک کند.
در کل، درمان افسردگی باید توسط متخصص روانپزشکی انجام شود و باید برای انتخاب روش درمانی مناسب، نوع و شدت افسردگی تشخیص داده شود. همچنین، بهتر است در صورت بروز علائم افسردگی، به متخصص روانپزشکی مراجعه کنید و تنها از داروها و روشهای درمانی تحت نظر پزشک استفاده کنید.
۲-۳
الف) رواندرمانی: این درمان شامل مشاوره و درمان رفتاری شناختی (CBT) است که به بیمار کمک میکند تا بهتر با افکار منفی خود کنار بیاید و مهارتهای مدیریت استرس و اضطراب را یاد بگیرد.
ب) درمان دارویی: درمان دارویی ممکن است شامل آنتیدپرسانتها، آنتیاضطرابیها و داروهای مزمن برای افسردگی باشد. این داروها میتوانند به کاهش علائم افسردگی کمک کنند.
در درمان افسردگی استفاده از مجموعهای از داروها و روشهای استفاده و ترکیب آنها متفاوت است و بسته به نوع و شدت افسردگی، ممکن است از داروهای مختلفی استفاده شود. برخی از دستههای دارویی که برای درمان افسردگی استفاده میشوند عبارتند از:
1. مهارکنندههای بازجذب سروتونین (SSRI)، مانند فلوکستین، سرترالین، پاروکستین، سیتالوپرام و اسکیتالوپرام
2. مهارکنندههای بازجذب سروتونین و نوراپینفرین (SNRI)، مانند ونلافاکسین، دولوکستین، و دوزاپین
3. مهارکنندههای بازجذب نوراپینفرین و دوپامین (NDRIs)، مانند بوپروپیون
4. مهارکنندههای بازجذب سروتونین و دوپامین (SDRIs)، مانند ترازودون
5. مهارکنندههای آنزیم مونوآمین اکسیداز (MAOIs)، مانند فنلزین، ایزوکاربوکسازید و سیلاژیلین
6. داروهای آنتیاکسیدانی، مانند نئوروپتین
7. آلفا-آگونیستهای اپینفرین، مانند کلونیدین
همچنین روشهای درمانی دیگری نیز برای درمان افسردگی وجود دارد که بسته به نیاز بیمار و توصیه پزشک، ممکن است مورد استفاده قرار گیرند.
در کنار درمان شناختی رفتاری (CBT) که بسیار معمول است و آموزش مهارتهای مثبت اندیشیدن، تفکر مثبت، تغییر رفتار و مدیریت خلق و خو آموزش داده میشود درمان های زیر نیز میتوانند مفید باشند.
۱. درمان الکتریکی تشدید شده (ECT): این روش شامل استفاده از جریان الکتریکی برای تحریک مغز است که به عنوان روش درمانی برای افرادی که به داروها پاسخ نمیدهند، استفاده میشود.
۲. درمان انتخابی سراتونین (SRT): این روش شامل استفاده از نورونهایی است که حاوی سراتونین هستند و به صورت مستقیم بر روی سیستم سروتونین تأثیر میگذارد.
۳. درمان مغناطیسی تحریک مغز (TMS): این روش شامل تحریک مغناطیسی بر روی قسمتهای مشخصی از مغز است که به عنوان روش درمانی برای افرادی که به داروها پاسخ نمیدهند، استفاده میشود.
۴. درمان گیاهی: برخی گیاهان مانند گیاهان معطر و گوگرد دار، به عنوان درمانهای گیاهی برای افسردگی استفاده میشوند. با این حال، باید توجه داشت که این درمانها برای همه مناسب نیستند و قبل از استفاده از آنها باید با پزشک معالج مشورت کرد.
تصمیم گیری در مورد روش درمانی مناسب برای هر فرد، باید بر اساس شدت و نوع افسردگی، بیماری
پ) درمان فیزیکی: ورزش و فعالیتهای روزانه مانند پیادهروی و دوچرخهسواری میتوانند به بهبود علائم افسردگی کمک کنند.
ج) درمان ترکیبی: درمان ترکیبی شامل ترکیب دو یا چند روش درمانی مانند درمان دارویی و رواندرمانی است.
همچنین، پیشگیری از افسردگی با توجه به سبک زندگی سالم، مراقبت از سلامت روانی، ارتباطات اجتماعی مثبت و مشارکت در فعالیتهایی که لذت بخش هستند، ممکن است کمک کننده باشد. به هر حال، در صورت وجود علائم افسردگی، بهتر است به متخصص روانپزشکی مراجعه کنید.
علاوه بر درمانهای مختلف، برخی روشهای خانگی نیز میتواند در بهبود علائم افسردگی مفید باشد. برخی از این روشها عبارتند از:
1. مراقبت از خود: مراقبت از خود شامل استراحت کافی، مراقبت از تغذیه سالم، ورزش، مدیتیشن و یوگا است که ممکن است به بهبود علائم افسردگی کمک کند.
2. رفع عوامل استرسزا: رفع عوامل استرسزا مانند شرایط کاری نامطلوب، روابط خانوادگی نامناسب و... میتواند به کاهش علائم افسردگی کمک کند.
3. مصرف مکملهای غذایی: مصرف مکملهای غذایی مانند اسید فولیک، ویتامین B12 و ویتامین D میتواند به بهبود علائم افسردگی کمک کند.
در کل، درمان افسردگی باید توسط متخصص روانپزشکی انجام شود و باید برای انتخاب روش درمانی مناسب، نوع و شدت افسردگی تشخیص داده شود. همچنین، بهتر است در صورت بروز علائم افسردگی، به متخصص روانپزشکی مراجعه کنید و تنها از داروها و روشهای درمانی تحت نظر پزشک استفاده کنید.
۲-۳
منابع گوناگونی برای مطالعه درباره گونه های افسردگی و درمان آن وجود دارد. برخی از منابع مفید برای مطالعه در این زمینه عبارتند از:
1. سایت سازمان بهداشت جهانی (WHO)، به آدرس https://www.who.int/health-topics/depression#tab=tab_1
2. سایت مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها (CDC)، به آدرس https://www.cdc.gov/depression/index.html
3. سایت انجمن روانپزشکان آمریکا (APA)، به آدرس https://www.psychiatry.org/patients-families/depression
4. سایت سازمان بهداشت و مراقبتهای پزشکی انگلستان (NHS)، به آدرس https://www.nhs.uk/conditions/clinical-depression/
5. کتاب "از افسردگی درمان شوید" اثر David D. Burns، که در آن تکنیکهای زیادی برای مدیریت و درمان افسردگی شرح داده شده است.
همچنین، با مراجعه به متخصص روانپزشکی میتوانید از منابع و منابع ارجح دیگری برای درمان افسردگی استفاده کنید.
۳-۳
1. سایت سازمان بهداشت جهانی (WHO)، به آدرس https://www.who.int/health-topics/depression#tab=tab_1
2. سایت مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها (CDC)، به آدرس https://www.cdc.gov/depression/index.html
3. سایت انجمن روانپزشکان آمریکا (APA)، به آدرس https://www.psychiatry.org/patients-families/depression
4. سایت سازمان بهداشت و مراقبتهای پزشکی انگلستان (NHS)، به آدرس https://www.nhs.uk/conditions/clinical-depression/
5. کتاب "از افسردگی درمان شوید" اثر David D. Burns، که در آن تکنیکهای زیادی برای مدیریت و درمان افسردگی شرح داده شده است.
همچنین، با مراجعه به متخصص روانپزشکی میتوانید از منابع و منابع ارجح دیگری برای درمان افسردگی استفاده کنید.
۳-۳
www.who.int
Depression
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دوستان من یک سری از مقالات و نوشته های گوناگون خودم رو که برای تدریس استفاده میکنم جمع بندی و دسته بندی و ترجمه کردم و در اختیار شما قرار میدم، ممکن هست که تکراری باشند ولی این تکرار هست که از ما استاد میسازه 😁...
اگر سوال خاصی یا منبع خاصی در این زمینه مد نظر شماست سوال بفرمایید لطفا.
دکتر موریس ستودگان
🖐روشهای درمان در روانشناسی
این روش ها به شیوههای مختلفی از جمله رواندرمانی شناختی، رواندرمانی رفتاری، رواندرمانی فردگرا و رواندرمانی گروهی و رواندرمانی سیستمی تقسیم میشوند. در ادامه به معرفی این روشها پرداخته میشود:
1. رواندرمانی شناختی: این روش بر اساس نظریهای به نام نظریه شناختی-رفتاری cbt بر پایهی این فرض که نحوه فکر کردن ما بر رفتار و حالت روحی ما تأثیر میگذارد، تمرکز دارد. در این روش، فرد با کمک روانشناس خود، به کشف و تغییر انگیزهها، باورها و افکار منفی خود میپردازد.
2. رواندرمانی رفتاری: در این روش، تمرکز به جای فکر، بر رفتار و واکنشهای فرد در برابر محیط قرار دارد. به عنوان مثال، درمان فوبیا (ترس بیش از حد) با استفاده از تمرینات تعریف و تقسیم شده (graded exposure) انجام میشود که برای کاهش ترس و اضطراب فرد نسبت به شرایطی که ترس و اضطراب را به وجود میآورد، استفاده میشود.
3. رواندرمانی فردگرا: این روش درمانی، تمرکز خود را بر روی شناخت شخصیت و نحوه تفکر و رفتار فرد میگذارد. در این روش، روانشناس با فرد برای شناسایی و تغییر الگوهای نامطلوب و نابجای شخصیتی کار میکند.
4. رواندرمانی گروهی: در این روش، روانشناس با تمرکز بر روروابط اجتماعی و ارتباطات بین فردی، با گروهی از افراد کار میکند. در این روش، اعضای گروه با یکدیگر به اشتراک مشکلات و تجربیات خود میپردازند و با کمک روانشناس، راهکارهایی برای حل مشکلات و بهبود ارتباطات و روابط بین فردی پیدا میکنند.
به علاوه، روشهای درمانی دیگری نیز وجود دارند که به طور کلی به دو دستهی درمانهای رواندرمانی و درمانهای دارویی تقسیم میشوند. درمانهای رواندرمانی عموماً در بیمارانی که با مشکلات روانی مانند افسردگی، اضطراب، فوبیا، بیماریهای روانی دیگر و یا مشکلات خانوادگی و اجتماعی روبرو هستند، مورد استفاده قرار میگیرند. درمانهای دارویی نیز برای درمان بیماریهای روانی و اعصابی مانند افسردگی، اضطراب، اختلالات خواب، اختلالات بیش فعالی و توجه (ADHD) و بیماریهای اعصابی مانند صرع مورد استفاده قرار میگیرند.
لازم به ذکر است که هر روش درمانی باید به صورت شخصی سازی شده و بر اساس نیازها و شرایط فردی فرد مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، برای درمان موثر مشکلات روانی، ممکن است نیاز به ترکیب چندین روش درمانی گاهی باشد.
۱-۲
🖐روشهای درمان در روانشناسی
این روش ها به شیوههای مختلفی از جمله رواندرمانی شناختی، رواندرمانی رفتاری، رواندرمانی فردگرا و رواندرمانی گروهی و رواندرمانی سیستمی تقسیم میشوند. در ادامه به معرفی این روشها پرداخته میشود:
1. رواندرمانی شناختی: این روش بر اساس نظریهای به نام نظریه شناختی-رفتاری cbt بر پایهی این فرض که نحوه فکر کردن ما بر رفتار و حالت روحی ما تأثیر میگذارد، تمرکز دارد. در این روش، فرد با کمک روانشناس خود، به کشف و تغییر انگیزهها، باورها و افکار منفی خود میپردازد.
2. رواندرمانی رفتاری: در این روش، تمرکز به جای فکر، بر رفتار و واکنشهای فرد در برابر محیط قرار دارد. به عنوان مثال، درمان فوبیا (ترس بیش از حد) با استفاده از تمرینات تعریف و تقسیم شده (graded exposure) انجام میشود که برای کاهش ترس و اضطراب فرد نسبت به شرایطی که ترس و اضطراب را به وجود میآورد، استفاده میشود.
3. رواندرمانی فردگرا: این روش درمانی، تمرکز خود را بر روی شناخت شخصیت و نحوه تفکر و رفتار فرد میگذارد. در این روش، روانشناس با فرد برای شناسایی و تغییر الگوهای نامطلوب و نابجای شخصیتی کار میکند.
4. رواندرمانی گروهی: در این روش، روانشناس با تمرکز بر روروابط اجتماعی و ارتباطات بین فردی، با گروهی از افراد کار میکند. در این روش، اعضای گروه با یکدیگر به اشتراک مشکلات و تجربیات خود میپردازند و با کمک روانشناس، راهکارهایی برای حل مشکلات و بهبود ارتباطات و روابط بین فردی پیدا میکنند.
به علاوه، روشهای درمانی دیگری نیز وجود دارند که به طور کلی به دو دستهی درمانهای رواندرمانی و درمانهای دارویی تقسیم میشوند. درمانهای رواندرمانی عموماً در بیمارانی که با مشکلات روانی مانند افسردگی، اضطراب، فوبیا، بیماریهای روانی دیگر و یا مشکلات خانوادگی و اجتماعی روبرو هستند، مورد استفاده قرار میگیرند. درمانهای دارویی نیز برای درمان بیماریهای روانی و اعصابی مانند افسردگی، اضطراب، اختلالات خواب، اختلالات بیش فعالی و توجه (ADHD) و بیماریهای اعصابی مانند صرع مورد استفاده قرار میگیرند.
لازم به ذکر است که هر روش درمانی باید به صورت شخصی سازی شده و بر اساس نیازها و شرایط فردی فرد مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، برای درمان موثر مشکلات روانی، ممکن است نیاز به ترکیب چندین روش درمانی گاهی باشد.
۱-۲
علاوه بر روشهای درمانی ذکر شده، در روانشناسی روشهای دیگری نیز وجود دارد که به عنوان روشهای پشتیبانی و پیشگیری از بروز مشکلات روانی مورد استفاده قرار میگیرند. به عنوان مثال:
1. روانشناسی مثبت: این روش درمانی بر این اساس است که به جای تمرکز بر مشکلات و نواقص، به سمت ارتقای کیفیت زندگی و بالا بردن روحیه فرد میرود. در این روش، فرد با کمک روانشناس خود، به تمریناتی مانند تمرینات شادی، تمرینات معنوی، تمرینات تفکر مثبت و تمرینات تحلیل رویاها، به ارتقای روحیه خود میپردازد.
2. روانشناسی کودکان: در این روش، تمرکز بر رشد و توسعه کودکان و نوجوانان است. روانشناسان کودکان با کمک تمریناتی مانند بازیهای درمانی، مشاوره خانواده و تمرینات ارتباطی، به کودکان کمک میکنند تا مشکلات روانی خود را بهبود بخشند.
3. روانشناسی سلامت: در این روش، تمرکز بر رابطه بین روان و بدن و ارتباط آن با سلامت است. در این روش، با کمک روانشناس، فرد به تمریناتی مانند تمرینات مدیتیشن، تمرینات تنفسی و تمرینات ورزشی میپردازد تا بهبودی روانی و جسمی خود را تجربه کند.
در نتیجه، روشهای درمانی و پشتیبانی در روانشناسی بسیار متنوع هستند و باید بر اساس نیازهای و شرایطهای فردی شخص سازی شوند. همچنین، برای درمان موثر مشکلات روانی، ممکن است نیاز به ترکیب چندین روش درمانی باشد. همچنین، اهمیت رعایت مسائل اخلاقی در درمان روانشناسی نیز بسیار مهم است. در برخورد با بیماران، روانشناسان باید حریم شخصیتی بیماران را رعایت کرده و به عنوان یک فرد از او احترام بگذارند.
لازم به ذکر است که درمانهای روانشناختی بر اساس شرایط و نیازهای فردی میتواند به شکل فردی و یا گروهی انجام شود. در برخی موارد، شاید درمان گروهی برای بیماران موثرتر باشد زیرا این روش به فردانیت و انزوا بیماران کمک میکند و در برقراری ارتباطات اجتماعی و بهبود روابط بین فردی بیماران نیز موثر است. در صورتی که مسئلهی روانی فرد بسیار شدید باشد، ممکن است نیاز به درمان دارویی باشد که برای این منظور، بهتر است با یک پزشک متخصص مشورت کنید.
در کل، برای انتخاب روش درمانی مناسب، بهتر است با یک روانشناس متخصص مشورت کنید و با او در مورد نیازها و شرایط فردی خودتان صحبت کنید تا بهترین روش درمانی برای شما انتخاب شود.
برای مطالعه بیشتر در مورد روشهای درمانی در روانشناسی، پیشنهاد میدهم به منابع زیر مراجعه کنید:
- Barlow, D. H., & Durand, V. M. (2015). Abnormal psychology: An integrative approach. Cengage Learning.
- Beck, J. S. (2011). Cognitive behavior therapy: Basics and beyond. Guilford Press.
- Corey, G. (2016). Theory and practice of counseling and psychotherapy. Cengage Learning.
- Kazdin, A. E. (2010). Problem-solving skills training and parent management training for oppositional defiant disorder and conduct disorder. Evidence-based psychotherapies for children and adolescents, 2, 211-226.
- McLeod, J. (2013). An introduction to counseling. Open University Press.
- Padesky, C. A., & Greenberger, D. (1995). Clinician’s guide to mind over mood. Guilford Press.
- Prochaska, J. O., & DiClemente, C. C. (1984). The transtheoretical approach: Crossing traditional boundaries of therapy. Dow Jones-Irwin.
- Seligman, M. E. (2011). Flourish: A visionary new understanding of happiness and well-being. Simon and Schuster.
- Wampold, B. E. (2015). The great psychotherapy debate: The evidence for what makes psychotherapy work. Routledge.
۲-۲
1. روانشناسی مثبت: این روش درمانی بر این اساس است که به جای تمرکز بر مشکلات و نواقص، به سمت ارتقای کیفیت زندگی و بالا بردن روحیه فرد میرود. در این روش، فرد با کمک روانشناس خود، به تمریناتی مانند تمرینات شادی، تمرینات معنوی، تمرینات تفکر مثبت و تمرینات تحلیل رویاها، به ارتقای روحیه خود میپردازد.
2. روانشناسی کودکان: در این روش، تمرکز بر رشد و توسعه کودکان و نوجوانان است. روانشناسان کودکان با کمک تمریناتی مانند بازیهای درمانی، مشاوره خانواده و تمرینات ارتباطی، به کودکان کمک میکنند تا مشکلات روانی خود را بهبود بخشند.
3. روانشناسی سلامت: در این روش، تمرکز بر رابطه بین روان و بدن و ارتباط آن با سلامت است. در این روش، با کمک روانشناس، فرد به تمریناتی مانند تمرینات مدیتیشن، تمرینات تنفسی و تمرینات ورزشی میپردازد تا بهبودی روانی و جسمی خود را تجربه کند.
در نتیجه، روشهای درمانی و پشتیبانی در روانشناسی بسیار متنوع هستند و باید بر اساس نیازهای و شرایطهای فردی شخص سازی شوند. همچنین، برای درمان موثر مشکلات روانی، ممکن است نیاز به ترکیب چندین روش درمانی باشد. همچنین، اهمیت رعایت مسائل اخلاقی در درمان روانشناسی نیز بسیار مهم است. در برخورد با بیماران، روانشناسان باید حریم شخصیتی بیماران را رعایت کرده و به عنوان یک فرد از او احترام بگذارند.
لازم به ذکر است که درمانهای روانشناختی بر اساس شرایط و نیازهای فردی میتواند به شکل فردی و یا گروهی انجام شود. در برخی موارد، شاید درمان گروهی برای بیماران موثرتر باشد زیرا این روش به فردانیت و انزوا بیماران کمک میکند و در برقراری ارتباطات اجتماعی و بهبود روابط بین فردی بیماران نیز موثر است. در صورتی که مسئلهی روانی فرد بسیار شدید باشد، ممکن است نیاز به درمان دارویی باشد که برای این منظور، بهتر است با یک پزشک متخصص مشورت کنید.
در کل، برای انتخاب روش درمانی مناسب، بهتر است با یک روانشناس متخصص مشورت کنید و با او در مورد نیازها و شرایط فردی خودتان صحبت کنید تا بهترین روش درمانی برای شما انتخاب شود.
برای مطالعه بیشتر در مورد روشهای درمانی در روانشناسی، پیشنهاد میدهم به منابع زیر مراجعه کنید:
- Barlow, D. H., & Durand, V. M. (2015). Abnormal psychology: An integrative approach. Cengage Learning.
- Beck, J. S. (2011). Cognitive behavior therapy: Basics and beyond. Guilford Press.
- Corey, G. (2016). Theory and practice of counseling and psychotherapy. Cengage Learning.
- Kazdin, A. E. (2010). Problem-solving skills training and parent management training for oppositional defiant disorder and conduct disorder. Evidence-based psychotherapies for children and adolescents, 2, 211-226.
- McLeod, J. (2013). An introduction to counseling. Open University Press.
- Padesky, C. A., & Greenberger, D. (1995). Clinician’s guide to mind over mood. Guilford Press.
- Prochaska, J. O., & DiClemente, C. C. (1984). The transtheoretical approach: Crossing traditional boundaries of therapy. Dow Jones-Irwin.
- Seligman, M. E. (2011). Flourish: A visionary new understanding of happiness and well-being. Simon and Schuster.
- Wampold, B. E. (2015). The great psychotherapy debate: The evidence for what makes psychotherapy work. Routledge.
۲-۲
دکتر موریس ستودگان
تکنیکهای روانکاوی: یک بررسی سیستماتیک
در این مقاله، تکنیکهای روانکاوی مورد بررسی و برای هر تکنیک توضیحی داده خواهد شد. این تکنیکها عبارتند از: تحلیل رویاها، روانکاوی گروهی، روانکاوی فردی، تحلیل روانی، و تحلیل رفتاری. برای هر یک از این تکنیکها، مراحل، مزایا، معایب، و کاربردهای آنها بررسی خواهد شد. در نهایت، با توجه به این بررسی، میتوان به نتیجهگیری رسید که تکنیکهای روانکاوی میتوانند به عنوان ابزارهای مؤثری در تشخیص و درمان اختلالات روانی استفاده شوند.
مقدمه:
اختلالات روانی به عنوان یکی از مهمترین مسائل سلامت جامعه، همواره مورد توجه پزشکان و روانشناسان بوده است. با گسترش روشهای مختلف تشخیصی و درمانی، تکنیکهای روانکاوی نیز به عنوان یکی از ابزارهای مؤثر در این زمینه شناخته شدهاند.در این مقاله، تکنیکهای روانکاوی مورد بررسی قرار میگیرند. این تکنیکها شامل تحلیل رویاها، روانکاوی گروهی، روانکاوی فردی، تحلیل روانی، و تحلیل رفتاری هستند. برای هر یک از این تکنیکها، مراحل، مزایا، معایب، و کاربردهای آنها بررسی میشوند.
تحلیل رویاها یکی از قدیمیترین تکنیکهای روانکاوی است که برای تحلیل و تفسیر رویاها به کار میرود. این تکنیک برای شناسایی پیامدهای ناخودآگاه و افکار نهان از رویاها استفاده میشود. مزایای این تکنیک شامل کمک به افزایش خودآگاهی، کاهش استرس، و کمک به درمان بیماریهای روانی است. اما معایب آن شامل تفسیر نادرست و خطاهای تفسیری ممکن است.
روانکاوی گروهی یکی دیگر از تکنیکهای روانکاوی است که برای تحلیل رفتار و نگرشهای گروهی به کار میرود. این تکنیک میتواند به عنوان روشی برای تشخیص و درمان اختلالات روانی در گروههای اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد. مزایای این تکنیک شامل ایجاد ارتباط بهتر در گروه، کاهش تنشها، و تقویت اعتماد به نفس است. اما معایب آن شامل عدم حریم شخصی و امکان ایجاد اختلافات بین اعضای گروه است.
روانکاوی فردی یکی دیگر از تکنیکهای روانکاوی است که برای تحلیل و درمان اختلالات روانی در فرد به کار میرود. این تکنیک شامل مصاحبه و بررسی تاریخچهی بیماری و سوابق فردی است. مزایای این تکنیک شامل تشخیص دقیقتر بیماری، توجه به نیازهای فردی، و تقویت رابطهی پزشک-بیمار است. اما معایب آن شامل احتمال ناکارآمدی در برخی موارد و هزینههای بالای درمان است.
تحلیل روانی یکی دیگر از تکنیکهای روانکاوی است که برای تحلیل شخصیت و رفتار فرد به کار میرود. این تکنیک شامل مصاحبه، تستهای روانشناسی، و بررسی سوابق فردی و خانوادگی است. مزایای این تکنیک شامل تشخیص دقیقتر اختلالات روانی، تعیین روشهای درمان مناسب، و بهبود رفتار فرد است. اما معایب آن شامل هزینههای بالا و نیاز به زمان برای تستها و مصاحبه است.
تحلیل رفتاری یکی دیگر از تکنیکهای روانکاوی است که برای تحلیل رفتار فرد به کار میرود. این تکنیک شامل بررسی رفتارهای فردی در محیطهای مختلف است. مزایای این تکنیک شامل تشخیص دقیقتر اختلالات رفتاری، تعیین روشهای درمان مناسب، و بهبود رفتار فرد است. اما معایب آن شامل نیاز به زمان و هزینههای بالای بررسی است.
با توجه به بررسی تکنیکهای روانکاوی میتوان به نتیجهگیری رسید که این تکنیکها میتوانند به عنوان ابزارهای مؤثری در تشخیص و درمان اختلالات روانی استفاده شوند. هر یک از این تکنیکها مزایا و معایب خود را دارند و انتخاب تکنیک مناسب باید بر اساس نیازهای فردی و شرایط خاص بیمار تعیین شود. همچنین، برای دستیابی به نتایج دقیق و مؤثر، تکنیکهای روانکاوی باید توسط متخصصین مجرب و متعهد انجام شوند. در ادامه به دو موضوع مهم تحلیل میپردازم.
۱-۳
تکنیکهای روانکاوی: یک بررسی سیستماتیک
در این مقاله، تکنیکهای روانکاوی مورد بررسی و برای هر تکنیک توضیحی داده خواهد شد. این تکنیکها عبارتند از: تحلیل رویاها، روانکاوی گروهی، روانکاوی فردی، تحلیل روانی، و تحلیل رفتاری. برای هر یک از این تکنیکها، مراحل، مزایا، معایب، و کاربردهای آنها بررسی خواهد شد. در نهایت، با توجه به این بررسی، میتوان به نتیجهگیری رسید که تکنیکهای روانکاوی میتوانند به عنوان ابزارهای مؤثری در تشخیص و درمان اختلالات روانی استفاده شوند.
مقدمه:
اختلالات روانی به عنوان یکی از مهمترین مسائل سلامت جامعه، همواره مورد توجه پزشکان و روانشناسان بوده است. با گسترش روشهای مختلف تشخیصی و درمانی، تکنیکهای روانکاوی نیز به عنوان یکی از ابزارهای مؤثر در این زمینه شناخته شدهاند.در این مقاله، تکنیکهای روانکاوی مورد بررسی قرار میگیرند. این تکنیکها شامل تحلیل رویاها، روانکاوی گروهی، روانکاوی فردی، تحلیل روانی، و تحلیل رفتاری هستند. برای هر یک از این تکنیکها، مراحل، مزایا، معایب، و کاربردهای آنها بررسی میشوند.
تحلیل رویاها یکی از قدیمیترین تکنیکهای روانکاوی است که برای تحلیل و تفسیر رویاها به کار میرود. این تکنیک برای شناسایی پیامدهای ناخودآگاه و افکار نهان از رویاها استفاده میشود. مزایای این تکنیک شامل کمک به افزایش خودآگاهی، کاهش استرس، و کمک به درمان بیماریهای روانی است. اما معایب آن شامل تفسیر نادرست و خطاهای تفسیری ممکن است.
روانکاوی گروهی یکی دیگر از تکنیکهای روانکاوی است که برای تحلیل رفتار و نگرشهای گروهی به کار میرود. این تکنیک میتواند به عنوان روشی برای تشخیص و درمان اختلالات روانی در گروههای اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد. مزایای این تکنیک شامل ایجاد ارتباط بهتر در گروه، کاهش تنشها، و تقویت اعتماد به نفس است. اما معایب آن شامل عدم حریم شخصی و امکان ایجاد اختلافات بین اعضای گروه است.
روانکاوی فردی یکی دیگر از تکنیکهای روانکاوی است که برای تحلیل و درمان اختلالات روانی در فرد به کار میرود. این تکنیک شامل مصاحبه و بررسی تاریخچهی بیماری و سوابق فردی است. مزایای این تکنیک شامل تشخیص دقیقتر بیماری، توجه به نیازهای فردی، و تقویت رابطهی پزشک-بیمار است. اما معایب آن شامل احتمال ناکارآمدی در برخی موارد و هزینههای بالای درمان است.
تحلیل روانی یکی دیگر از تکنیکهای روانکاوی است که برای تحلیل شخصیت و رفتار فرد به کار میرود. این تکنیک شامل مصاحبه، تستهای روانشناسی، و بررسی سوابق فردی و خانوادگی است. مزایای این تکنیک شامل تشخیص دقیقتر اختلالات روانی، تعیین روشهای درمان مناسب، و بهبود رفتار فرد است. اما معایب آن شامل هزینههای بالا و نیاز به زمان برای تستها و مصاحبه است.
تحلیل رفتاری یکی دیگر از تکنیکهای روانکاوی است که برای تحلیل رفتار فرد به کار میرود. این تکنیک شامل بررسی رفتارهای فردی در محیطهای مختلف است. مزایای این تکنیک شامل تشخیص دقیقتر اختلالات رفتاری، تعیین روشهای درمان مناسب، و بهبود رفتار فرد است. اما معایب آن شامل نیاز به زمان و هزینههای بالای بررسی است.
با توجه به بررسی تکنیکهای روانکاوی میتوان به نتیجهگیری رسید که این تکنیکها میتوانند به عنوان ابزارهای مؤثری در تشخیص و درمان اختلالات روانی استفاده شوند. هر یک از این تکنیکها مزایا و معایب خود را دارند و انتخاب تکنیک مناسب باید بر اساس نیازهای فردی و شرایط خاص بیمار تعیین شود. همچنین، برای دستیابی به نتایج دقیق و مؤثر، تکنیکهای روانکاوی باید توسط متخصصین مجرب و متعهد انجام شوند. در ادامه به دو موضوع مهم تحلیل میپردازم.
۱-۳
این دو رویکرد تحلیل روانی و تحلیل رفتاری که بیشترین استفاده را در روانکاوی دارند نزدیکتر بررسی میشوند. این دو رویکرد مهم در روانکاوی که برای تحلیل و درک رفتار و تجربه افراد به کار میروند از پایه های کار با مراجعین است.
💇تحلیل روانی:
تحلیل روانی یک رویکرد در روانکاوی است که برای درک رفتار و تجربه افراد از تجزیه و تحلیل فرآیندهای ذهنی استفاده میکند. این روش بر این اعتقاد است که رفتار و تجربه افراد تحت تأثیر عوامل نهفته و نهانی مانند نیازها، امیدها، شکوفاییها، روابط، تجربیات کودکی و دیگر عوامل مشابه قرار دارند. در این روش، برای درک این عوامل، از تکنیکهای مختلفی مانند مصاحبه، تحلیل رویاها، و تحلیل واژگانی استفاده میشود.
💇♀ تحلیل رفتاری:
تحلیل رفتاری یک رویکرد در روانکاوی است که برای درک رفتار افراد از تحلیل رفتار و واکنشهای آنها استفاده میکند. این روش بر این اعتقاد است که رفتارهای ظاهری میتوانند نشان دهنده فرآیندهای داخلی ذهنی افراد باشند. برای مثال، یک رفتار ناخواسته میتواند نشان دهنده یک اضطراب پنهان باشد. در این روش، برای تحلیل رفتار از تکنیکهای مختلفی مانند مشاهده رفتار، تحلیل فرآیندهای رفتاری و استفاده از آزمونهای روانسنجی استفاده میشود.
با توجه به اینکه هر دو رویکرد تحلیل روانی و تحلیل رفتاری در روانکاوی مهم هستند، برای تحلیل و درک بهتر رفتار و تجربه افراد، اغلب از ترکیب این دو روش استفاده میشود. به عنوان مثال، در یک مطالعه روانشناسی، پژوهشگران ممکن است از تحلیل رفتاری برای بررسی رفتارهای افراد و از تحلیل روانی برای درک عوامل نهفته در پشت این رفتارها استفاده کنند.
در کل، هدف هر دو رویکرد تحلیل روانی و تحلیل رفتاری در روانکاوی، درک بهتر رفتار و تجربه افراد و ارائه راهکارهای مناسب برای بهبود آنها است. به عنوان مثال، با دانستن نیازها و امیدهای فرد، پیشنهادهایی برای بهبود روابطش با دیگران میتوان داد و با شناخت رفتارهای آن شخص، راهکارهایی برای مدیریت اضطراب و استرس او ارائه کرد.
برای انجام تحلیل روانی یا تحلیل رفتاری، ابزارها و تکنیکهای مختلفی وجود دارد که در ادامه به برخی از آنها اشاره میکنیم:
تحلیل روانی:
- مصاحبه: در این روش، به صورت مستقیم با فرد صحبت میشود و سعی میشود تا نیازها، خواستهها، تجربیات و احساسات او شناسایی شوند.
- تحلیل رویاها: در این روش، به بررسی رویاهای شخص پرداخته میشود و سعی میشود تا عوامل نهفته در پشت این رویاها شناسایی شوند.
- تحلیل واژگانی: در این روش، به بررسی کلمات و عباراتی که شخص استفاده میکند پرداخته میشود و سعی میشود تا عوامل نهفته در پشت این کلمات و عبارات شناسایی شوند.
تحلیل رفتاری:
- مشاهده رفتار: در این روش، به بررسی رفتار شخص در شرایط مختلف و با استفاده از دستگاههای ضبط ویدیویی و صوتی پرداخته میشود.
- تحلیل فرآیندهای رفتاری: در این روش، به بررسی فرآیندهای داخلی ذهنی شخص در پشت رفتارش پرداخته میشود.
- استفاده از آزمونهای روانشناسی: در این روش، با استفاده از آزمونهایی مانند آزمونهای شخصیتی و روانشناسی، به بررسی عوامل نهفته در پشت رفتار شخص پرداخته میشود.
در کل، تحلیل روانی و تحلیل رفتاری دو روش مهم در روانکاوی هستند که بهصورت ترکیبی میتوانند به درک بهتر رفتار و تجربه افراد کمک کنند. هنگامی که یک روانشناس میخواهد از این دو روش برای تشخیص و درمان مشکلات روانی استفاده کند، معمولاً با شروع با مصاحبه اولیه با فرد، علل، نهادهها، نیازها و خواستههای آن فرد را شناسایی میکنند. سپس با مشاهده رفتار شخص، تحلیل رفتاری و فرآیندهای رفتاری او انجام میشود و نهایتاً با استفاده از آزمونهای روانشناسی و تحلیل روانی، عوامل نهفته در پشت رفتار و تجربه فرد شناسایی میشود.
استفاده از تحلیل روانی و تحلیل رفتاری در روانکاوی بسیار مهم است و به دلیل اینکه هر فرد دارای تجربه و رفتار منحصر به فردی است، این دو روش باید با توجه به وضعیت و شرایط فردی هر فرد بهصورت منحصر به فرد و با دقت و صبر انجام شوند.
۲-۳
💇تحلیل روانی:
تحلیل روانی یک رویکرد در روانکاوی است که برای درک رفتار و تجربه افراد از تجزیه و تحلیل فرآیندهای ذهنی استفاده میکند. این روش بر این اعتقاد است که رفتار و تجربه افراد تحت تأثیر عوامل نهفته و نهانی مانند نیازها، امیدها، شکوفاییها، روابط، تجربیات کودکی و دیگر عوامل مشابه قرار دارند. در این روش، برای درک این عوامل، از تکنیکهای مختلفی مانند مصاحبه، تحلیل رویاها، و تحلیل واژگانی استفاده میشود.
💇♀ تحلیل رفتاری:
تحلیل رفتاری یک رویکرد در روانکاوی است که برای درک رفتار افراد از تحلیل رفتار و واکنشهای آنها استفاده میکند. این روش بر این اعتقاد است که رفتارهای ظاهری میتوانند نشان دهنده فرآیندهای داخلی ذهنی افراد باشند. برای مثال، یک رفتار ناخواسته میتواند نشان دهنده یک اضطراب پنهان باشد. در این روش، برای تحلیل رفتار از تکنیکهای مختلفی مانند مشاهده رفتار، تحلیل فرآیندهای رفتاری و استفاده از آزمونهای روانسنجی استفاده میشود.
با توجه به اینکه هر دو رویکرد تحلیل روانی و تحلیل رفتاری در روانکاوی مهم هستند، برای تحلیل و درک بهتر رفتار و تجربه افراد، اغلب از ترکیب این دو روش استفاده میشود. به عنوان مثال، در یک مطالعه روانشناسی، پژوهشگران ممکن است از تحلیل رفتاری برای بررسی رفتارهای افراد و از تحلیل روانی برای درک عوامل نهفته در پشت این رفتارها استفاده کنند.
در کل، هدف هر دو رویکرد تحلیل روانی و تحلیل رفتاری در روانکاوی، درک بهتر رفتار و تجربه افراد و ارائه راهکارهای مناسب برای بهبود آنها است. به عنوان مثال، با دانستن نیازها و امیدهای فرد، پیشنهادهایی برای بهبود روابطش با دیگران میتوان داد و با شناخت رفتارهای آن شخص، راهکارهایی برای مدیریت اضطراب و استرس او ارائه کرد.
برای انجام تحلیل روانی یا تحلیل رفتاری، ابزارها و تکنیکهای مختلفی وجود دارد که در ادامه به برخی از آنها اشاره میکنیم:
تحلیل روانی:
- مصاحبه: در این روش، به صورت مستقیم با فرد صحبت میشود و سعی میشود تا نیازها، خواستهها، تجربیات و احساسات او شناسایی شوند.
- تحلیل رویاها: در این روش، به بررسی رویاهای شخص پرداخته میشود و سعی میشود تا عوامل نهفته در پشت این رویاها شناسایی شوند.
- تحلیل واژگانی: در این روش، به بررسی کلمات و عباراتی که شخص استفاده میکند پرداخته میشود و سعی میشود تا عوامل نهفته در پشت این کلمات و عبارات شناسایی شوند.
تحلیل رفتاری:
- مشاهده رفتار: در این روش، به بررسی رفتار شخص در شرایط مختلف و با استفاده از دستگاههای ضبط ویدیویی و صوتی پرداخته میشود.
- تحلیل فرآیندهای رفتاری: در این روش، به بررسی فرآیندهای داخلی ذهنی شخص در پشت رفتارش پرداخته میشود.
- استفاده از آزمونهای روانشناسی: در این روش، با استفاده از آزمونهایی مانند آزمونهای شخصیتی و روانشناسی، به بررسی عوامل نهفته در پشت رفتار شخص پرداخته میشود.
در کل، تحلیل روانی و تحلیل رفتاری دو روش مهم در روانکاوی هستند که بهصورت ترکیبی میتوانند به درک بهتر رفتار و تجربه افراد کمک کنند. هنگامی که یک روانشناس میخواهد از این دو روش برای تشخیص و درمان مشکلات روانی استفاده کند، معمولاً با شروع با مصاحبه اولیه با فرد، علل، نهادهها، نیازها و خواستههای آن فرد را شناسایی میکنند. سپس با مشاهده رفتار شخص، تحلیل رفتاری و فرآیندهای رفتاری او انجام میشود و نهایتاً با استفاده از آزمونهای روانشناسی و تحلیل روانی، عوامل نهفته در پشت رفتار و تجربه فرد شناسایی میشود.
استفاده از تحلیل روانی و تحلیل رفتاری در روانکاوی بسیار مهم است و به دلیل اینکه هر فرد دارای تجربه و رفتار منحصر به فردی است، این دو روش باید با توجه به وضعیت و شرایط فردی هر فرد بهصورت منحصر به فرد و با دقت و صبر انجام شوند.
۲-۳
منابع کلی در مورد روانکاوی:
American Psychological Association. (2020). Publication manual of the American Psychological Association (7th ed.).
Braun, V., & Clarke, V. (2006). Using thematic analysis in psychology. Qualitative research in psychology, 3(2), 77-101.
Creswell, J. W. (2009). Research design: Qualitative, quantitative, and mixed methods approaches. Sage publications.
Davidson, L., & Strauss, J. S. (1992). Sense of self in recovery from severe mental illness. The British Journal of Psychiatry, 161(1), 65-73.
Moran, M. E., & Diamond, R. J. (1991). Dreams and the analytic process: A developmental perspective. Psychoanalytic Quarterly, 60(2), 273-292.
Sampson, E. E. (1989). The challenge of social change for psychology: Globalization and psychology's theory of the person. American Psychologist, 44(7), 914-921.
Yalom, I. D. (1985). The theory and practice of group psychotherapy. Basic books.
برای اطلاعات بیشتر برای تحلیل روانی و تحلیل رفتاری کتابهای زیر مفید هستند
"Handbook of Psychological Assessment"، 5th Edition، edited by Gary Groth-Marnat
"The Handbook of Behavioral and Cognitive Therapies"، edited by Michel Hersen and Vincent B. Van Hasselt
"Cognitive Behavioural Therapy: A Practical Guide to Helping People Change"، by Michael J. Scott
"Theories of Psychotherapy & Counseling: Concepts and Cases"، 6th Edition، by Richard Sharf
"Psychology: An Introduction"، 11th Edition، by Benjamin B. Lahey
"Behavioral and Cognitive Psychotherapy"، by Windy Dryden
"Introduction to Clinical Psychology"، 8th Edition، by Geoffrey P. Kramer et al.
"Cognitive Behaviour Therapy: A Guide for the Practising Clinician"، by Gregoris Simos and Stefan G. Hofmann
"Theories of Psychotherapy and Counseling: Concepts and Cases"، 5th Edition، by Richard Sharf
"Handbook of Psychological Assessment in Primary Care Settings"، edited by Mark E. Maruish.
۳-۳
American Psychological Association. (2020). Publication manual of the American Psychological Association (7th ed.).
Braun, V., & Clarke, V. (2006). Using thematic analysis in psychology. Qualitative research in psychology, 3(2), 77-101.
Creswell, J. W. (2009). Research design: Qualitative, quantitative, and mixed methods approaches. Sage publications.
Davidson, L., & Strauss, J. S. (1992). Sense of self in recovery from severe mental illness. The British Journal of Psychiatry, 161(1), 65-73.
Moran, M. E., & Diamond, R. J. (1991). Dreams and the analytic process: A developmental perspective. Psychoanalytic Quarterly, 60(2), 273-292.
Sampson, E. E. (1989). The challenge of social change for psychology: Globalization and psychology's theory of the person. American Psychologist, 44(7), 914-921.
Yalom, I. D. (1985). The theory and practice of group psychotherapy. Basic books.
برای اطلاعات بیشتر برای تحلیل روانی و تحلیل رفتاری کتابهای زیر مفید هستند
"Handbook of Psychological Assessment"، 5th Edition، edited by Gary Groth-Marnat
"The Handbook of Behavioral and Cognitive Therapies"، edited by Michel Hersen and Vincent B. Van Hasselt
"Cognitive Behavioural Therapy: A Practical Guide to Helping People Change"، by Michael J. Scott
"Theories of Psychotherapy & Counseling: Concepts and Cases"، 6th Edition، by Richard Sharf
"Psychology: An Introduction"، 11th Edition، by Benjamin B. Lahey
"Behavioral and Cognitive Psychotherapy"، by Windy Dryden
"Introduction to Clinical Psychology"، 8th Edition، by Geoffrey P. Kramer et al.
"Cognitive Behaviour Therapy: A Guide for the Practising Clinician"، by Gregoris Simos and Stefan G. Hofmann
"Theories of Psychotherapy and Counseling: Concepts and Cases"، 5th Edition، by Richard Sharf
"Handbook of Psychological Assessment in Primary Care Settings"، edited by Mark E. Maruish.
۳-۳
دکتر موریس ستودگان
ویژگی های یک روانشناس حرفه ای
موارد زیر کمک میکنند تا در تشخیص یک روانشناس حرفه ای برای ارجاع مراجع و یا بالا بردن کیفیت کار خود اقدام کنیم.
1. داشتن دانش و تخصص لازم در زمینه روانشناسی و پایههای علمی آن
2. دارای مهارتهای ارتباطی و برقراری ارتباط مؤثر با مراجعه کنندگان
3. توانایی شنیدن فعال و صبر و حوصله کافی برای گوش دادن به مشکلات و نیازهای مراجعه کنندگان
4. توانایی تشخیص نیازهای مراجعه کنندگان و ارائه راهکارهای موثر برای حل مشکلات آنها
5. احترام به حریم شخصی و محرمانگی اطلاعات شخصی مراجعه کنندگان
6. توانایی تحلیل و تفسیر رفتارها، احساسات و افکار مراجعه کنندگان به صورت کامل و دقیق
7. توانایی ارائه راهکارهای مناسب و موثر برای بهبود وضعیت روانی مراجعه کنندگان
8. توانایی مدیریت و کنترل استرس و فشار کاری به منظور حفظ سلامت روانی خود و مراجعه کنندگان
9. پیگیری و مراقبت از پیشرفت مراجعه کنندگان و تحلیل نتایج درمان و ارزیابی های مربوط به آنها
10. داشتن بازخورد مثبت و حمایت از مراجعه کنندگان برای افزایش اعتماد و رضایت آنها از خدمات ارائه شده
این ویژگیها به دلیل اهمیت آنها در تأثیرگذاری مثبت بر روی روان و رفتار مراجعه کنندگان، برای یک روانشناس بسیار حائز اهمیت هستند. همچنین، یک روانشناس حرفه ای باید بتواند به مشکلات مختلف روانی و رفتاری که مراجعه کنندگان با آنها مواجه هستند، بصورت کامل و دقیق توجه کند و برای حل آنها راهکارهایی ارائه دهد. این شامل راهنماییهای مربوط به مدیریت استرس، افزایش خودآگاهی، بهبود ارتباطات، کنترل اضطراب و افزایش رضایت زندگی میشود.
علاوه بر این، یک روانشناس حرفه ای باید به روز با دانش و تکنولوژیهای جدید در زمینه روانشناسی باشد و بتواند از آنها بهره ببرد. این شامل استفاده از روشهای مختلف درمانی مانند روشهای شناختی-رفتاری، روشهای مبتنی بر مداخلههای خانوادگی، روشهای مبتنی بر ذهنآگاهی و غیره میشود.
در کل، یک روانشناس حرفه ای باید از تواناییهای لازم برای کمک به مراجعه کنندگان در بهبود وضعیت روانی آنها برخوردار باشد و بتواند با حفظ حریم شخصی و محرمانگی اطلاعات، یک محیط صمیمانه و پشتیبانی کننده برای مشاوره و درمان فراهم کند.
منابعی که در مورد ویژگیهای یک روانشناس حرفه ای و مهارتهای لازم در این حوزه وجود دارد:
1. "What Makes a Good Psychologist?" از Psychology Today
2. "10 Qualities to Look for in a Good Therapist" از Verywell Mind
3. "The Characteristics of a Good Psychologist" از The British Psychological Society
4. "Skills and Characteristics of Mental Health Professionals" از Mental Health America
5. "The Most Important Qualities of a Good Psychologist" از Talkspace
همچنین، مطالعه کتب و مقالات مرتبط با روانشناسی و مشاوره نیز میتواند به شما در درک بهتر از ویژگیهای یک روانشناس حرفه ای کمک کند.
ویژگی های یک روانشناس حرفه ای
موارد زیر کمک میکنند تا در تشخیص یک روانشناس حرفه ای برای ارجاع مراجع و یا بالا بردن کیفیت کار خود اقدام کنیم.
1. داشتن دانش و تخصص لازم در زمینه روانشناسی و پایههای علمی آن
2. دارای مهارتهای ارتباطی و برقراری ارتباط مؤثر با مراجعه کنندگان
3. توانایی شنیدن فعال و صبر و حوصله کافی برای گوش دادن به مشکلات و نیازهای مراجعه کنندگان
4. توانایی تشخیص نیازهای مراجعه کنندگان و ارائه راهکارهای موثر برای حل مشکلات آنها
5. احترام به حریم شخصی و محرمانگی اطلاعات شخصی مراجعه کنندگان
6. توانایی تحلیل و تفسیر رفتارها، احساسات و افکار مراجعه کنندگان به صورت کامل و دقیق
7. توانایی ارائه راهکارهای مناسب و موثر برای بهبود وضعیت روانی مراجعه کنندگان
8. توانایی مدیریت و کنترل استرس و فشار کاری به منظور حفظ سلامت روانی خود و مراجعه کنندگان
9. پیگیری و مراقبت از پیشرفت مراجعه کنندگان و تحلیل نتایج درمان و ارزیابی های مربوط به آنها
10. داشتن بازخورد مثبت و حمایت از مراجعه کنندگان برای افزایش اعتماد و رضایت آنها از خدمات ارائه شده
این ویژگیها به دلیل اهمیت آنها در تأثیرگذاری مثبت بر روی روان و رفتار مراجعه کنندگان، برای یک روانشناس بسیار حائز اهمیت هستند. همچنین، یک روانشناس حرفه ای باید بتواند به مشکلات مختلف روانی و رفتاری که مراجعه کنندگان با آنها مواجه هستند، بصورت کامل و دقیق توجه کند و برای حل آنها راهکارهایی ارائه دهد. این شامل راهنماییهای مربوط به مدیریت استرس، افزایش خودآگاهی، بهبود ارتباطات، کنترل اضطراب و افزایش رضایت زندگی میشود.
علاوه بر این، یک روانشناس حرفه ای باید به روز با دانش و تکنولوژیهای جدید در زمینه روانشناسی باشد و بتواند از آنها بهره ببرد. این شامل استفاده از روشهای مختلف درمانی مانند روشهای شناختی-رفتاری، روشهای مبتنی بر مداخلههای خانوادگی، روشهای مبتنی بر ذهنآگاهی و غیره میشود.
در کل، یک روانشناس حرفه ای باید از تواناییهای لازم برای کمک به مراجعه کنندگان در بهبود وضعیت روانی آنها برخوردار باشد و بتواند با حفظ حریم شخصی و محرمانگی اطلاعات، یک محیط صمیمانه و پشتیبانی کننده برای مشاوره و درمان فراهم کند.
منابعی که در مورد ویژگیهای یک روانشناس حرفه ای و مهارتهای لازم در این حوزه وجود دارد:
1. "What Makes a Good Psychologist?" از Psychology Today
2. "10 Qualities to Look for in a Good Therapist" از Verywell Mind
3. "The Characteristics of a Good Psychologist" از The British Psychological Society
4. "Skills and Characteristics of Mental Health Professionals" از Mental Health America
5. "The Most Important Qualities of a Good Psychologist" از Talkspace
همچنین، مطالعه کتب و مقالات مرتبط با روانشناسی و مشاوره نیز میتواند به شما در درک بهتر از ویژگیهای یک روانشناس حرفه ای کمک کند.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
منبع: WICK WIGNALL
ترجمه: دکتر موریس ستودگان
📍 6 اصول روانشناختی برای فرزندآوری مؤثرتر و دوست داشتنی تر
مقاله 27 مه 2019
گر چه من یک روانشناس ، نویسنده و پدر هستم، هیچ وقت درباره والدین تاکنون ننوشتم. که در واقع خنده دار است، زیرا تقریباً بیشترین درخواستی است که از خوانندگانم می گیرم, این مطلب است.
به همین دلیل ، فکر می کنم: فرزندپروری یک کار تقریباً بسیار پیچیده و دشوار است. و صادقانه بگویم ، من بیشتر از کمی ترس دارم که برای ارائه افکار و پیشنهادات خودم در مورد آن چیزی بنویسم ، زیرا می دانم به عنوان یک پدر چقدر دشوار است و وضعیت منحصر به فرد هر والدین چقدر متفاوت است. بنابراین ، من تماما اطمینان ندارم که بتوانم به هر سوالی جواب خوبی بدهم.
👈 پرورش دادن یک انسان جدا دشوار است.
با بیان این ، فکر می کنم بالاخره فهمیدم که چگونه می توانم درباره فرزندپروری بنویسم به شکلی که احساس راحتی با این موضوع دشوار داشته باشم...
در این مقاله ، من می خواهم به 6 اصول کلی روانشناسی و سلامت روان بپردازم و نشان می دهم که چگونه آنها به شیوه خاصی در مورد والدین و پرورش بچه ها اعمال می شوند.
اینها اصولی هستند که در کار خودم به عنوان یک روانشناس بالینی و درمانگر با مراجعین راهنما می باشند. اما اینها همچنین اصولی هستند که من سعی می کنم چالش های فرزندپروری ام را با انها دنبال کنم.
برای هر اصل ، من مختصری راجع به آنچه در آن است ، به عنوان مثال از تجربه شخصی خود (شخصی یا حرفه ای) استفاده می کنم تا دلیل مهم بودن آن را نشان دهم ، و سپس چند منبع برای یادگیری بیشتر یا بهبود در آن حوزه ارائه می دهم.
لطفا توجه داشته باشید: اینها اصول هستند ، نه نسخه پیچی. من همه جواب ها را با یک شلیک توپ نمیتوانم بدهم، و وضعیت والدین و نیازهای انها همیشه مشابه نیست. لطفا این اصول را کاربردی نگاه کنید.
🔺 فهرست مطالب
👈 اعتبار بخشی (تایید کردن) - به بچه های ما این اجازه را بدهیم که احساس کنند اوکی هستند, قبل از اینکه عجله کنیم برای اصلاح امور انها و اطمینان خاطرشان. انها میبایست احساس کنند و نحوه احساس خوب بودن و تاییدیه را به آنها بدهیم.
👈 تجزیه و تحلیل عملکردی - یاد بگیریم رفتار کودکان مان را مکانیکی نگاه کنیم و نه فقط اخلاقی.
👈 تقویت دیفرانسیل - تقویت رفتار سازنده بطور سیستماتیک رفتارهای ناخواسته را خنثی می کند.
👈 تحمل عاطفی - این ایده که نحوه مدیریت احساسات خودمان موثرترین روش برای کمک به فرزندانمان در مدیریت احساساتشان است.
👈 قاطعیت - وقتی که ما به عنوان والدین برای فرزندان خود الگوبرداری می کنیم خوب است که خواسته ها و نیازهای خودمان را بشناسیم.
👈- راهنمایی در کشف کردن - اعتماد سازی باعث می شود بچه های ما تلاش کنند و یاد بگیرند که چگونه خودشان کشف کنند و بیاموزند.
👈 خلاصه
👈 اصل نهایی
🔺1. اعتبار بخشی/تایید کردن
Validation
اعتبار بخشی یعنی برقراری ارتباط با شخص دیگر که نگرانی های آنها معتبر و قابل فهم است.
بیشتر ما تمایل داریم با برخی از توصیه ها یا پیشنهادی در مورد آنچه باید انجام شود به مشکلات دیگران - از جمله بچه های ما ، پاسخ دهیم:
بعد از اینکه کودکان نوپای ما زانوی خود را زمین میزند و زخمی میشود، با اطمینان به انها می گوییم مواردی از قبیل: اشکالی نداره. بگذار اشک هایت را پاک کنم. خوب خواهی شد. از هیچ چیزی نباید هراس داشته باشی - این فقط یک خراش است.
وقتی پسر نوجوان ما یک روز پس از مدرسه به خانه ناامید آمد و توضیح داد که او تازه با دوستش قهر کرده است ، ما چیزهای دلگرم کننده ای از این دست میگوییم: شما بدون او بهتر هستید. ماهی های زیادی در دریا وجود دارند. شما فقط باید حرکت کنید و شخص دیگری را پیدا کنید. فعال باش و فعال بودن بهترین راه برای برطرف کردن دلهره است.
همه این پاسخ ها دارای نیت و کاملاً طبیعی هستند؛ مهمتر از همه ، هیچ یک از ما دوست نداریم فرزندانمان رنج ببیند.
اما مشکل اینجاست: هنگامی که ما بلافاصله به سمت مشاوره دادن و رفع مشکل می گردیم ، ما به طور دقیق پیامی را به انها می دهیم که روحیه بچه های ما بد است و آنها نباید ان را احساس کنند.
این مشکل اصل است ، زیرا ، هر چقدر هم که داستان انها دردناک باشد ، احساسات مشکلی ندارند - آنها خطرناک نیستند و به این معنی نیست که مشکلی در جهان وجود ندارد. خیلی ناراحت کننده است وقتی که یک ناراحتی را تجربه کردیم ، بسیار ناراحت کننده است ، درست مثل اینکه کودک نوپای ما گریه میکند و احساس ترس دارد وقتی که زانوی خود را به جایی میکوبد و خون می بیند, احساس ترس می کند.
۱
@thinkpluswithus
ترجمه: دکتر موریس ستودگان
📍 6 اصول روانشناختی برای فرزندآوری مؤثرتر و دوست داشتنی تر
مقاله 27 مه 2019
گر چه من یک روانشناس ، نویسنده و پدر هستم، هیچ وقت درباره والدین تاکنون ننوشتم. که در واقع خنده دار است، زیرا تقریباً بیشترین درخواستی است که از خوانندگانم می گیرم, این مطلب است.
به همین دلیل ، فکر می کنم: فرزندپروری یک کار تقریباً بسیار پیچیده و دشوار است. و صادقانه بگویم ، من بیشتر از کمی ترس دارم که برای ارائه افکار و پیشنهادات خودم در مورد آن چیزی بنویسم ، زیرا می دانم به عنوان یک پدر چقدر دشوار است و وضعیت منحصر به فرد هر والدین چقدر متفاوت است. بنابراین ، من تماما اطمینان ندارم که بتوانم به هر سوالی جواب خوبی بدهم.
👈 پرورش دادن یک انسان جدا دشوار است.
با بیان این ، فکر می کنم بالاخره فهمیدم که چگونه می توانم درباره فرزندپروری بنویسم به شکلی که احساس راحتی با این موضوع دشوار داشته باشم...
در این مقاله ، من می خواهم به 6 اصول کلی روانشناسی و سلامت روان بپردازم و نشان می دهم که چگونه آنها به شیوه خاصی در مورد والدین و پرورش بچه ها اعمال می شوند.
اینها اصولی هستند که در کار خودم به عنوان یک روانشناس بالینی و درمانگر با مراجعین راهنما می باشند. اما اینها همچنین اصولی هستند که من سعی می کنم چالش های فرزندپروری ام را با انها دنبال کنم.
برای هر اصل ، من مختصری راجع به آنچه در آن است ، به عنوان مثال از تجربه شخصی خود (شخصی یا حرفه ای) استفاده می کنم تا دلیل مهم بودن آن را نشان دهم ، و سپس چند منبع برای یادگیری بیشتر یا بهبود در آن حوزه ارائه می دهم.
لطفا توجه داشته باشید: اینها اصول هستند ، نه نسخه پیچی. من همه جواب ها را با یک شلیک توپ نمیتوانم بدهم، و وضعیت والدین و نیازهای انها همیشه مشابه نیست. لطفا این اصول را کاربردی نگاه کنید.
🔺 فهرست مطالب
👈 اعتبار بخشی (تایید کردن) - به بچه های ما این اجازه را بدهیم که احساس کنند اوکی هستند, قبل از اینکه عجله کنیم برای اصلاح امور انها و اطمینان خاطرشان. انها میبایست احساس کنند و نحوه احساس خوب بودن و تاییدیه را به آنها بدهیم.
👈 تجزیه و تحلیل عملکردی - یاد بگیریم رفتار کودکان مان را مکانیکی نگاه کنیم و نه فقط اخلاقی.
👈 تقویت دیفرانسیل - تقویت رفتار سازنده بطور سیستماتیک رفتارهای ناخواسته را خنثی می کند.
👈 تحمل عاطفی - این ایده که نحوه مدیریت احساسات خودمان موثرترین روش برای کمک به فرزندانمان در مدیریت احساساتشان است.
👈 قاطعیت - وقتی که ما به عنوان والدین برای فرزندان خود الگوبرداری می کنیم خوب است که خواسته ها و نیازهای خودمان را بشناسیم.
👈- راهنمایی در کشف کردن - اعتماد سازی باعث می شود بچه های ما تلاش کنند و یاد بگیرند که چگونه خودشان کشف کنند و بیاموزند.
👈 خلاصه
👈 اصل نهایی
🔺1. اعتبار بخشی/تایید کردن
Validation
اعتبار بخشی یعنی برقراری ارتباط با شخص دیگر که نگرانی های آنها معتبر و قابل فهم است.
بیشتر ما تمایل داریم با برخی از توصیه ها یا پیشنهادی در مورد آنچه باید انجام شود به مشکلات دیگران - از جمله بچه های ما ، پاسخ دهیم:
بعد از اینکه کودکان نوپای ما زانوی خود را زمین میزند و زخمی میشود، با اطمینان به انها می گوییم مواردی از قبیل: اشکالی نداره. بگذار اشک هایت را پاک کنم. خوب خواهی شد. از هیچ چیزی نباید هراس داشته باشی - این فقط یک خراش است.
وقتی پسر نوجوان ما یک روز پس از مدرسه به خانه ناامید آمد و توضیح داد که او تازه با دوستش قهر کرده است ، ما چیزهای دلگرم کننده ای از این دست میگوییم: شما بدون او بهتر هستید. ماهی های زیادی در دریا وجود دارند. شما فقط باید حرکت کنید و شخص دیگری را پیدا کنید. فعال باش و فعال بودن بهترین راه برای برطرف کردن دلهره است.
همه این پاسخ ها دارای نیت و کاملاً طبیعی هستند؛ مهمتر از همه ، هیچ یک از ما دوست نداریم فرزندانمان رنج ببیند.
اما مشکل اینجاست: هنگامی که ما بلافاصله به سمت مشاوره دادن و رفع مشکل می گردیم ، ما به طور دقیق پیامی را به انها می دهیم که روحیه بچه های ما بد است و آنها نباید ان را احساس کنند.
این مشکل اصل است ، زیرا ، هر چقدر هم که داستان انها دردناک باشد ، احساسات مشکلی ندارند - آنها خطرناک نیستند و به این معنی نیست که مشکلی در جهان وجود ندارد. خیلی ناراحت کننده است وقتی که یک ناراحتی را تجربه کردیم ، بسیار ناراحت کننده است ، درست مثل اینکه کودک نوپای ما گریه میکند و احساس ترس دارد وقتی که زانوی خود را به جایی میکوبد و خون می بیند, احساس ترس می کند.
۱
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
اما وقتی احساسات منفی را مانند مشکلات با این توجیه کنیم که بچه های ما دیگر نباید احساس خاصی داشته باشند یا اینکه آنها مجبورند از این طریق احساس کنند که ما میگوییم ، انها انطور رفتار کنند که ما مناسب میبینیم. ما به آنها می آموزیم که احساس بد بودن نداشته باشند.
در واقع ، نکته مشترک برای افرادی که دارای مشکلات روحی هستند و در اطاق درمان من ظاهر می شوند این است که آنها در اوایل زندگی یاد گرفته اند که خوب نیست احساس بد داشته باشند. در نتیجه ، آنها انواع و اقسام استراتژی ها و عادت ها را از اضطراب تا سوء مصرف الکل امتحان میکنند تا از آنها احساس بد را دفع کند.
بنابراین ، تمام کار من به عنوان یک درمانگر این است که آنچه را که آرزو می کنم والدینشان ده ها سال به آنها خوب یاد میدادند ، آموزش دهم: فقط تایید اینکه احساس ناخوشایند داشتن ، به معنای بد بودن آن احساس نیست.
این یک چیز فوق العاده رهایی بخش و سالم است که بدانیم هرچه را که احساس می کنیم اشکالی ندارد. و هر چقدر هم که احساس بدی داشته باشم ، من هیچ مشکلی ندارم زیرا فقط احساس کنونی من اینگونه است.
از من روانشناس جدی بگیرید: بهترین راه برای کمک به فرزندتان در ایجاد اعتماد به نفس واقعی ، عزت نفس و احساسات مثبت نسبت به خود ، نشان دادن آنها از طریق تاییدیه است که هر آنچه را که احساس می کنند مناسب ان لحظه است.
🔺 مثال برای تایید کردن
برای اینکه یک ایده مشخص در مورد آنچه که ممکن است فرزندپروری معتبر به نظر برسد را با دو مثال بالا با هم نگاه کنیم;
کودک نو پا ما به خانه گریه کنان میخزد و نشان میدهد که زانوی خود را زخمی کرده است و احساس درد دارد:
عدم اعتبار بخشی احساسی: اشکالی ندارد. بگذار اشک هایت را خشک کنم. خوب خواهی شد از هیچ چیزی نباید هراس داشت - این فقط یک خراش است.
اعتبار بخشی احساسی: عزیزم ، به نظر می رسد که صدمه دیده. به من بگو چه اتفاقی افتاد. حتماً وقتی خون را دیدید ترسیدی.
پسر نوجوان ما یک روز پس از مدرسه ناامید به خانه امد و توضیح داد که او تازه با دوستش بهم زده:
عدم اعتبار بخشی: شما بهتر از او هستید. ماهی های زیادی در دریا وجود دارند. شما فقط باید حرکت کنید و شخص دیگری را پیدا کنید. فعال باش و فعال بودن بهترین راه برای برطرف کردن دلهره است.
اعتبار بخشی: متاسفم ، عزیزم - می دانم که واقعاً به او اهمیت میدادی. پسرم ، به نظر غم انگیزه ... چه خبر است؟ منم به یاد می آورم که بعد از اولین شکست چقدر من احساس بدی داشتم.
شفاف سازی سریع: اعتبار بخشی به این معنا نیست که حل مسئله و تهیه برنامه ای برای کاری که باید در پاسخ به مشکل انجام دهیم مهم نیست. این است که اگر كودك ما شریانش را بریده خونریزی می كند ، جراحت الویت دارد و باید فوراً برطرف شود. نکته این است که، وقتی مشکل در درجه اول احساسات دردناکی هستند، مهم است که در ابتدا اعتبار آن احساس را تأمین کنیم و کودک قبل از حرکت به سمت اطمینان خاطر و طرحی که مفید باشد را احساس کند.
👈 اول تایید کنیم، دوم اصلاح
🔺چگونه عمل کنیم
بهترین راه برای بهبود توانایی خود در اعتبار بخشی با احساسات و احساسات فرزندمان، تمرین هنر گوش دادن بازتابیست. بازتاب اینجا به این معناست که اینه وار آنچه که بچه های ما به ما میگویند را احساسا تکرار کنیم, این به عنوان روشی ست برای نشان دادن همدلی و تفاهم به کودکان.
تا کنون بهترین منبع برای یادگیری برای بهبود مهارت های گوش دادن بازتابی و تایید کردن ارتباطات ، کتاب بسیار خوبی است که چگونه صحبت کنیم تا بچه ها گوش دهند و گوش دادن را بیاموزند.
Book: How to talk so kids will listen and listen so kids will talk
و همچنین ، این مقاله در مورد شفاف سا زی عاطفی می تواند کمک کننده باشد.
🔺 2. تجزیه و تحلیل عملکردی
Functional Analysis
تحلیل عملکردی به معنای انتخاب نگرش مکانیکی و نه اخلاقی در مورد رفتار کودکان ماست.
اغلب اوقات ، رفتار فرزندانمان را از توسط عینک هایی که باید انجام دهند مشاهده می کنیم. و اگرچه این چیز بدی نیست ، اگر این تنها دیدگاهی باشد که ما رفتار آنها را تحت نظر می گیریم ، می تواند برای فرزندان و هم برای خودمان مسئله ساز شود.
به طور خاص ، ما به عنوان والدین به طور مزمن سترس خواهیم داشت و ناامید می شویم زیرا انتظارات ما برآورده نمی شود ، و بچه های ما به هم ریخته ، ترسو و ناراحت می شوند زیرا هرگز به نظر نمی رسد که مطابق آنچه والدینشان می خواهند عمل کنند.
🔺 مثالی برای آنالیز عملکردی
در اینجا مثال جدیدی از تحلیل عملکردی در مورد والدین از زندگی خودم آورده شده است:
۲
@thinkpluswithus
در واقع ، نکته مشترک برای افرادی که دارای مشکلات روحی هستند و در اطاق درمان من ظاهر می شوند این است که آنها در اوایل زندگی یاد گرفته اند که خوب نیست احساس بد داشته باشند. در نتیجه ، آنها انواع و اقسام استراتژی ها و عادت ها را از اضطراب تا سوء مصرف الکل امتحان میکنند تا از آنها احساس بد را دفع کند.
بنابراین ، تمام کار من به عنوان یک درمانگر این است که آنچه را که آرزو می کنم والدینشان ده ها سال به آنها خوب یاد میدادند ، آموزش دهم: فقط تایید اینکه احساس ناخوشایند داشتن ، به معنای بد بودن آن احساس نیست.
این یک چیز فوق العاده رهایی بخش و سالم است که بدانیم هرچه را که احساس می کنیم اشکالی ندارد. و هر چقدر هم که احساس بدی داشته باشم ، من هیچ مشکلی ندارم زیرا فقط احساس کنونی من اینگونه است.
از من روانشناس جدی بگیرید: بهترین راه برای کمک به فرزندتان در ایجاد اعتماد به نفس واقعی ، عزت نفس و احساسات مثبت نسبت به خود ، نشان دادن آنها از طریق تاییدیه است که هر آنچه را که احساس می کنند مناسب ان لحظه است.
🔺 مثال برای تایید کردن
برای اینکه یک ایده مشخص در مورد آنچه که ممکن است فرزندپروری معتبر به نظر برسد را با دو مثال بالا با هم نگاه کنیم;
کودک نو پا ما به خانه گریه کنان میخزد و نشان میدهد که زانوی خود را زخمی کرده است و احساس درد دارد:
عدم اعتبار بخشی احساسی: اشکالی ندارد. بگذار اشک هایت را خشک کنم. خوب خواهی شد از هیچ چیزی نباید هراس داشت - این فقط یک خراش است.
اعتبار بخشی احساسی: عزیزم ، به نظر می رسد که صدمه دیده. به من بگو چه اتفاقی افتاد. حتماً وقتی خون را دیدید ترسیدی.
پسر نوجوان ما یک روز پس از مدرسه ناامید به خانه امد و توضیح داد که او تازه با دوستش بهم زده:
عدم اعتبار بخشی: شما بهتر از او هستید. ماهی های زیادی در دریا وجود دارند. شما فقط باید حرکت کنید و شخص دیگری را پیدا کنید. فعال باش و فعال بودن بهترین راه برای برطرف کردن دلهره است.
اعتبار بخشی: متاسفم ، عزیزم - می دانم که واقعاً به او اهمیت میدادی. پسرم ، به نظر غم انگیزه ... چه خبر است؟ منم به یاد می آورم که بعد از اولین شکست چقدر من احساس بدی داشتم.
شفاف سازی سریع: اعتبار بخشی به این معنا نیست که حل مسئله و تهیه برنامه ای برای کاری که باید در پاسخ به مشکل انجام دهیم مهم نیست. این است که اگر كودك ما شریانش را بریده خونریزی می كند ، جراحت الویت دارد و باید فوراً برطرف شود. نکته این است که، وقتی مشکل در درجه اول احساسات دردناکی هستند، مهم است که در ابتدا اعتبار آن احساس را تأمین کنیم و کودک قبل از حرکت به سمت اطمینان خاطر و طرحی که مفید باشد را احساس کند.
👈 اول تایید کنیم، دوم اصلاح
🔺چگونه عمل کنیم
بهترین راه برای بهبود توانایی خود در اعتبار بخشی با احساسات و احساسات فرزندمان، تمرین هنر گوش دادن بازتابیست. بازتاب اینجا به این معناست که اینه وار آنچه که بچه های ما به ما میگویند را احساسا تکرار کنیم, این به عنوان روشی ست برای نشان دادن همدلی و تفاهم به کودکان.
تا کنون بهترین منبع برای یادگیری برای بهبود مهارت های گوش دادن بازتابی و تایید کردن ارتباطات ، کتاب بسیار خوبی است که چگونه صحبت کنیم تا بچه ها گوش دهند و گوش دادن را بیاموزند.
Book: How to talk so kids will listen and listen so kids will talk
و همچنین ، این مقاله در مورد شفاف سا زی عاطفی می تواند کمک کننده باشد.
🔺 2. تجزیه و تحلیل عملکردی
Functional Analysis
تحلیل عملکردی به معنای انتخاب نگرش مکانیکی و نه اخلاقی در مورد رفتار کودکان ماست.
اغلب اوقات ، رفتار فرزندانمان را از توسط عینک هایی که باید انجام دهند مشاهده می کنیم. و اگرچه این چیز بدی نیست ، اگر این تنها دیدگاهی باشد که ما رفتار آنها را تحت نظر می گیریم ، می تواند برای فرزندان و هم برای خودمان مسئله ساز شود.
به طور خاص ، ما به عنوان والدین به طور مزمن سترس خواهیم داشت و ناامید می شویم زیرا انتظارات ما برآورده نمی شود ، و بچه های ما به هم ریخته ، ترسو و ناراحت می شوند زیرا هرگز به نظر نمی رسد که مطابق آنچه والدینشان می خواهند عمل کنند.
🔺 مثالی برای آنالیز عملکردی
در اینجا مثال جدیدی از تحلیل عملکردی در مورد والدین از زندگی خودم آورده شده است:
۲
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
شبی ساعت سه ربع نزدیک صبح دختر 3 ساله من وارد اتاق ما شد. همسرم از رختخواب خارج شد و او را به اتاق خواب خود برد ، اما به طرز محسوسی ناامید و خسته شده بود ، تا حدودی به این دلیل که کودک دیگر 2 ساله ما نیز در اوایل شب از خواب بیدار شده بود و یک ساعت ما را بیدار نگه داشته بود.
ما همچنان به شنیدن دخترم که در اتاقش در حال حرکت بود، توجه داشتیم ، بنابراین من از خواب بلند شدم و با عصبانیت وارد اتاق او شدم. ناامیدی من به اوج رسید که دیدم او چراغ را روشن کرده است و به جای گوش دادن به مادرش و دوباره به رختخواب رفتن به بازی پرداخته بود.
هنگامی که خودم را بازتاب کردم و از خودم یک سؤال ساده پرسیدم ، وقتی در آستانه گفتن چیزی در مورد چگونگی به تخت رفتن او قرار گرفتم ، از خودم سؤال کردم: آیا دلیلی وجود دارد که او گوش نکرد و بازی را ادامه داد؟
تقریباً بلافاصله ، من به یاد کودکی خودم افتادم و از تاریکی می ترسیدم ، به خصوص وقتی که وسط شب از سر و صداهای عجیب و غریب بیدار میشدم. من به وضوح به یاد آوردم که چگونه این وضعیت ترسناک و درمانده کننده است. و بعد فوراً احساس همدردی و دلسوزی برای دخترم کردم.
فهمیدم که او احتمالاً فقط ترسیده و تمام تلاش خود را برای مدیریت ترس از طریق روشن کردن چراغ ها و منحرف کردن خود با اسباب بازی های خود انجام داده است (آیا در بزرگسالان اصولا وقتی اضطراب داریم همین کار را انجام نمی دهیم ؟!)
بنابراین من آرام شدم ، او را برداشتم و گفتم: چه شده دختر عزیزم؟
او مردد بود ، سپس مظلومانه نگاهی کرد و گفت: صدای رعد و برق شنیدم و ترسیدم!
البته قلبم ذوب شد و با خودم فکر کردم: البته شما کار خوبی کردید. بچه بودن وحشتناک است با آمدن به اتاق ما و سپس بازی کردن در اتاق خود با چراغ ها مغز کوچک 3 ساله شما ، تمام تلاش خود را برای مقابله با یک احساس بزرگ و ترسناک انجام داد. افرین
این تجزیه و تحلیل عملکردی است. به جای فکر کردن در مورد آنچه باید اتفاق می افتاد (او باید در رختخواب بماند و ما را از خواب بیدار نکند) یا آنچه باید اتفاق بیفتد (او باید به رختخواب برگردد و بخوابد) ، من توانستم در مورد آنچه در واقع اتفاق می افتد فکر کنم و چگونه این امر به ویژه از دیدگاه کوچک 3 ساله او منطقی بود.
دیدن رفتار دخترم به صورت مکانیکی (چه عملکردی در آن انجام شده است؟) به من کمک کرد تا همدلی و درک بیشتری داشته باشم. این مهم است زیرا به من کمک کرد تا تجربه و احساسات دخترم را به جای این که آن را رها کنم و از او عصبانی شوم ، تایید کنم. در نتیجه ، او (امیدوارم) یاد گرفت که ترسیدن ، درست و طبیعی است ، به جای این که فکر کند، ترسیدن بد است.
🔺چگونه عمل کنیم
آنالیز عملکردی بیشتر از یک طرز فکر است تا یک مهارت. از نظر عملی ، بهترین راه برای استفاده از آن در سبک والدین این است که شروع به توجه به عملکرد کودکانه از دید عملکردی باشد و نه تعبیر از رفتار انها. در واقع در برخورد با رفتار کودکان لازم است بسیاری از فاکتور های بایست ها در صحبت های والدین کاسته شود.
هنگامی که در مشاهده گفتگوی خود با کودک بهتر می شوید و آن تفسیرهای اخلاقی را کشف می کنید ، گفتگوها و نگاه ها میتوانند به یک طرز فکر عملی و عملکردی تبدیل شوند.
🔺 3. تقویت دیفرانسیل یا متفاوت
Differential Reinforcement
تقویت دیفرانسیل یکی دیگر از اصطلاحات روانشناسی فنی است که در واقع کاملاً ساده است: این به معنای تشویق سیستماتیک رفتار مثبت و خنثی ساختن رفتار منفی است.
مثالی برای تقویت دیفرانسیل
در اینجا مثالی از اعمال تقویت دیفرانسیل برای چالش های والدین از طرف یک مراجع من که در تلاش برای پرورش دختر 10 ساله خود برای تمیز کردن وسایل خود در اتاقش بود ، آورده شده است.
مانند اکثر ما ، استراتژی پیش فرض مراجع من برای تغییر رفتار بد دخترش در ترک کردن یک محیط درهم و برهمی در هر جایی که بازی می کندظ, این بود که به او بگویم که او باید ابتدا خودش محیطش را مرتب و پاکسازی کند. او خدا می داند که چند ساعت زمان و انرژی صرف کرده و هنوز در تلاش است تا دختر خود را متقاعد کند که مرتب کردن وسایلش بعد از هر کاری درست میباشد و این که یک بازار آشفته بعد از خود بجا میگذارد, هر بار بسیار ازار دهنده است.
و هنگامی که این استراتژی فکری ناگزیر به شکست شد ، او سپس به تهدیدهایی مانند No iPad امشب یا کارهای اضافی کلاسیک این هفته روی آورد. متأسفانه ، مراجع من معمولاً چنان خسته و بیش از حد کار کرده بود - تا حدودی به دلیل تلاش مداوم برای تغییر رفتار دخترش - که اغلب فراموش می کرد تهدیدهای خود را دنبال کند یا برای اجرای آنها خیلی خسته بود.
۳
@thinkpluswithus
ما همچنان به شنیدن دخترم که در اتاقش در حال حرکت بود، توجه داشتیم ، بنابراین من از خواب بلند شدم و با عصبانیت وارد اتاق او شدم. ناامیدی من به اوج رسید که دیدم او چراغ را روشن کرده است و به جای گوش دادن به مادرش و دوباره به رختخواب رفتن به بازی پرداخته بود.
هنگامی که خودم را بازتاب کردم و از خودم یک سؤال ساده پرسیدم ، وقتی در آستانه گفتن چیزی در مورد چگونگی به تخت رفتن او قرار گرفتم ، از خودم سؤال کردم: آیا دلیلی وجود دارد که او گوش نکرد و بازی را ادامه داد؟
تقریباً بلافاصله ، من به یاد کودکی خودم افتادم و از تاریکی می ترسیدم ، به خصوص وقتی که وسط شب از سر و صداهای عجیب و غریب بیدار میشدم. من به وضوح به یاد آوردم که چگونه این وضعیت ترسناک و درمانده کننده است. و بعد فوراً احساس همدردی و دلسوزی برای دخترم کردم.
فهمیدم که او احتمالاً فقط ترسیده و تمام تلاش خود را برای مدیریت ترس از طریق روشن کردن چراغ ها و منحرف کردن خود با اسباب بازی های خود انجام داده است (آیا در بزرگسالان اصولا وقتی اضطراب داریم همین کار را انجام نمی دهیم ؟!)
بنابراین من آرام شدم ، او را برداشتم و گفتم: چه شده دختر عزیزم؟
او مردد بود ، سپس مظلومانه نگاهی کرد و گفت: صدای رعد و برق شنیدم و ترسیدم!
البته قلبم ذوب شد و با خودم فکر کردم: البته شما کار خوبی کردید. بچه بودن وحشتناک است با آمدن به اتاق ما و سپس بازی کردن در اتاق خود با چراغ ها مغز کوچک 3 ساله شما ، تمام تلاش خود را برای مقابله با یک احساس بزرگ و ترسناک انجام داد. افرین
این تجزیه و تحلیل عملکردی است. به جای فکر کردن در مورد آنچه باید اتفاق می افتاد (او باید در رختخواب بماند و ما را از خواب بیدار نکند) یا آنچه باید اتفاق بیفتد (او باید به رختخواب برگردد و بخوابد) ، من توانستم در مورد آنچه در واقع اتفاق می افتد فکر کنم و چگونه این امر به ویژه از دیدگاه کوچک 3 ساله او منطقی بود.
دیدن رفتار دخترم به صورت مکانیکی (چه عملکردی در آن انجام شده است؟) به من کمک کرد تا همدلی و درک بیشتری داشته باشم. این مهم است زیرا به من کمک کرد تا تجربه و احساسات دخترم را به جای این که آن را رها کنم و از او عصبانی شوم ، تایید کنم. در نتیجه ، او (امیدوارم) یاد گرفت که ترسیدن ، درست و طبیعی است ، به جای این که فکر کند، ترسیدن بد است.
🔺چگونه عمل کنیم
آنالیز عملکردی بیشتر از یک طرز فکر است تا یک مهارت. از نظر عملی ، بهترین راه برای استفاده از آن در سبک والدین این است که شروع به توجه به عملکرد کودکانه از دید عملکردی باشد و نه تعبیر از رفتار انها. در واقع در برخورد با رفتار کودکان لازم است بسیاری از فاکتور های بایست ها در صحبت های والدین کاسته شود.
هنگامی که در مشاهده گفتگوی خود با کودک بهتر می شوید و آن تفسیرهای اخلاقی را کشف می کنید ، گفتگوها و نگاه ها میتوانند به یک طرز فکر عملی و عملکردی تبدیل شوند.
🔺 3. تقویت دیفرانسیل یا متفاوت
Differential Reinforcement
تقویت دیفرانسیل یکی دیگر از اصطلاحات روانشناسی فنی است که در واقع کاملاً ساده است: این به معنای تشویق سیستماتیک رفتار مثبت و خنثی ساختن رفتار منفی است.
مثالی برای تقویت دیفرانسیل
در اینجا مثالی از اعمال تقویت دیفرانسیل برای چالش های والدین از طرف یک مراجع من که در تلاش برای پرورش دختر 10 ساله خود برای تمیز کردن وسایل خود در اتاقش بود ، آورده شده است.
مانند اکثر ما ، استراتژی پیش فرض مراجع من برای تغییر رفتار بد دخترش در ترک کردن یک محیط درهم و برهمی در هر جایی که بازی می کندظ, این بود که به او بگویم که او باید ابتدا خودش محیطش را مرتب و پاکسازی کند. او خدا می داند که چند ساعت زمان و انرژی صرف کرده و هنوز در تلاش است تا دختر خود را متقاعد کند که مرتب کردن وسایلش بعد از هر کاری درست میباشد و این که یک بازار آشفته بعد از خود بجا میگذارد, هر بار بسیار ازار دهنده است.
و هنگامی که این استراتژی فکری ناگزیر به شکست شد ، او سپس به تهدیدهایی مانند No iPad امشب یا کارهای اضافی کلاسیک این هفته روی آورد. متأسفانه ، مراجع من معمولاً چنان خسته و بیش از حد کار کرده بود - تا حدودی به دلیل تلاش مداوم برای تغییر رفتار دخترش - که اغلب فراموش می کرد تهدیدهای خود را دنبال کند یا برای اجرای آنها خیلی خسته بود.
۳
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
با کمال تعجب ، رفتار دخترش بهبود نیافته بود و در واقع رو به وخامت گذاشته بود. همانطور که مراجع من در حال توضیح شرایط بود, فهمیدم که این مورد برای استفاده تقویت دیفرانسیل عالی است.
👈 برای مراجع من ، اینگونه بود:
برای هر نمونه ای - هر چقدر هم که کوچک باشد - اگاه باشد ، هر نوع رفتار پاکیزگی که دخترش انجام می دهد. به عنوان مثال ، ظرف هایش را بعد از صرف شام به سینک ظرف بریزد. و سپس با گفتن چیزی مثل ، ممنون ، عزیزم ، دختر خود را به خاطر این کار خوب به طور واقعی تایید کنید. من واقعاً از اینکه که ظروف خود را کنار می گذاری ، قدردانم.
داشتن گفتگوی غیر احساسی با دخترش در مورد رفتار ترک ظروف روی میز و آنچه در عوض انتظار دارد (تمیز کردن چیزها بلافاصله بعد از انجام کار) و چه اتفاقی می افتد اگر این کار انجام نشود (بدون استفاده از iPad برای بقیه روز )
به طور مداوم با استفاده از قوانین جدید (با کمک شوهرش) ، مهم نیست که دخترش چقدر مقاومت و در چه نبردی با خانواده است.
اکنون ، از بعضی جهات ، مراجع من سعی داشت این کار را انجام دهد (مثلاً استفاده از هیچ آیپد به عنوان مجازاتی برای رفتار بد). اما چند اشتباه مهم وجود داشت که مانع از راهبرد او شد:
اول ، در حالی که او در تلاش بود تا رفتار بد را از بین ببرد ، نمونه ای از رفتار خوب و دلخواه خود را همراه با تقویت برای دستیابی به آن نمی تواند مثال بزند.
مشکل دیگر این بود که مراجع من در اعمال عواقب و پاداش خود متناقض بود. از آنجا که او فقط امشب تهدید خود را به هیچ وجه از iPad دنبال نمی کرد ، در اصل به دخترش می آموزد که عواقب آن همه آنقدر مهم نیست که شایسته پیروی از آن باشند. و با کمال تعجب ، دختر به همین ترتیب عمل کرد.
سرانجام ، مراجع من انتظار داشت که دختر 10 ساله اش درست کار کند زیرا این کار درستی بود. اما وقتی این اتفاق نیفتاد ، او نتوانست این ایده را که باید رخ دهد ، رها کند زیرا دخترش "به اندازه کافی بزرگ بود که درک کند." چه چیز درست یا غلط است ، پس این استراتژی به سادگی کار نمی کند.
تقویت دیفرانسیل در مورد اموزش به والدین به سبک عملگرایانه است نه ایده آل گرایی. اینگونه میاموزیم که فرزندان خود را همانطور که هستند ببینیم و مطابق آن رفتار کنیم. به جای تلاش برای متقاعد کردن فرزندانمان به عملکرد خوب ، به معنای آموزش به آنها است.
البته ، صحبت کردن با بچه ها ساده تر است. اموزش دادن سخت است. به زمان ، انرژی ، پایداری و خلاقیت نیاز دارد. اما در دراز مدت ، شما و فرزندانتان بسیار شادتر و مؤثرتر خواهید بود اگر بتوانید تمام بایدها و اگرها را کنار بگذارید و درعوض ، انرژی خود را روی شکل گیری عملی که می خواهید انطور باشد, متمرکز شوید.
🔺 چگونه عمل کنیم
متأسفانه ، بیشتر والدین لازم نیست قبل از بچه دار شدن ، دوره ای را در اصول رفتار انسان و اموزش کودکان گذرانده باشند. این واقعاً خیلی بد است زیرا تعداد کمی از اصول اساسی و ساده و صریح وجود دارد که اگر تنها درک درستی از آنها داشته باشیم ، استرس زیادی را از سو مدیریت می گیرد.
به راحتی ، می توانید بسیاری از آنها را در یک کتاب کوچک عجیب و غریب به نام
Don’t Shoot the Dog
پیدا کنید ، این کار در مورد اصول اصلی رفتاری برای اصلاح موثر رفتار در دیگران (از جمله بچه های ما) است.
همچنین ، به لحاظ خاص برای تقویت دیفرانسیل ، اخیراً یک راهنمای کامل در مورد این موضوع نوشتم که می توانید بخوانید.
🔺 4- تحمل عاطفی
Emotional Tolerance
تحمل عاطفی به معنای توانایی و تمایل به درک عاطفی احساسی دشوار بدون تلاش برای از بین بردن آن است.
به عنوان والدین ، اولین چیزی که ما می خواهیم این است که بچه هایمان رنج نکشند و دچار درد نشوند. در حقیقت ، ما از نظر بیولوژیکی به هر صورت که فکر می کنیم بچه های ما حتی در کوچکترین خطر ممکن است واکنش نشان دهند ، بیولوژیکی هستیم.
و گرچه این حساسیت نسبت به پریشانی فرزندان ما وقتی همه ما غارنشین بودیم برای دفع خطر مفید بود و ممکن است همه دارهی این ویژگی حساس باشیم زیرا علیرغم آنچه در رسانه ها می شنویم ، این روزها بچه ها واقعاً از همیشه امن تر هستند.
بسیاری از علائم و نشانه هایی که از فرزندانمان دریافت می کنیم که چیزی در حال وقوع اشتباه است - گریه ، فریاد زدن ، ناله ، لگد زدن ، زمین زدن و غیره. - باعث می شوند احساس خطر قریب الوقوع باشد. اما فقط به این دلیل که بچه های ما سیگنال هایی را برای ما ارسال می کنند که باعث می شود احساس کنیم که در معرض خطر هستند به این معنی نیست که آنها در واقع در معرض خطر هستند.
اینجا مثالی از نبردهای من به عنوان والد است:
۴
@thinkpluswithus
👈 برای مراجع من ، اینگونه بود:
برای هر نمونه ای - هر چقدر هم که کوچک باشد - اگاه باشد ، هر نوع رفتار پاکیزگی که دخترش انجام می دهد. به عنوان مثال ، ظرف هایش را بعد از صرف شام به سینک ظرف بریزد. و سپس با گفتن چیزی مثل ، ممنون ، عزیزم ، دختر خود را به خاطر این کار خوب به طور واقعی تایید کنید. من واقعاً از اینکه که ظروف خود را کنار می گذاری ، قدردانم.
داشتن گفتگوی غیر احساسی با دخترش در مورد رفتار ترک ظروف روی میز و آنچه در عوض انتظار دارد (تمیز کردن چیزها بلافاصله بعد از انجام کار) و چه اتفاقی می افتد اگر این کار انجام نشود (بدون استفاده از iPad برای بقیه روز )
به طور مداوم با استفاده از قوانین جدید (با کمک شوهرش) ، مهم نیست که دخترش چقدر مقاومت و در چه نبردی با خانواده است.
اکنون ، از بعضی جهات ، مراجع من سعی داشت این کار را انجام دهد (مثلاً استفاده از هیچ آیپد به عنوان مجازاتی برای رفتار بد). اما چند اشتباه مهم وجود داشت که مانع از راهبرد او شد:
اول ، در حالی که او در تلاش بود تا رفتار بد را از بین ببرد ، نمونه ای از رفتار خوب و دلخواه خود را همراه با تقویت برای دستیابی به آن نمی تواند مثال بزند.
مشکل دیگر این بود که مراجع من در اعمال عواقب و پاداش خود متناقض بود. از آنجا که او فقط امشب تهدید خود را به هیچ وجه از iPad دنبال نمی کرد ، در اصل به دخترش می آموزد که عواقب آن همه آنقدر مهم نیست که شایسته پیروی از آن باشند. و با کمال تعجب ، دختر به همین ترتیب عمل کرد.
سرانجام ، مراجع من انتظار داشت که دختر 10 ساله اش درست کار کند زیرا این کار درستی بود. اما وقتی این اتفاق نیفتاد ، او نتوانست این ایده را که باید رخ دهد ، رها کند زیرا دخترش "به اندازه کافی بزرگ بود که درک کند." چه چیز درست یا غلط است ، پس این استراتژی به سادگی کار نمی کند.
تقویت دیفرانسیل در مورد اموزش به والدین به سبک عملگرایانه است نه ایده آل گرایی. اینگونه میاموزیم که فرزندان خود را همانطور که هستند ببینیم و مطابق آن رفتار کنیم. به جای تلاش برای متقاعد کردن فرزندانمان به عملکرد خوب ، به معنای آموزش به آنها است.
البته ، صحبت کردن با بچه ها ساده تر است. اموزش دادن سخت است. به زمان ، انرژی ، پایداری و خلاقیت نیاز دارد. اما در دراز مدت ، شما و فرزندانتان بسیار شادتر و مؤثرتر خواهید بود اگر بتوانید تمام بایدها و اگرها را کنار بگذارید و درعوض ، انرژی خود را روی شکل گیری عملی که می خواهید انطور باشد, متمرکز شوید.
🔺 چگونه عمل کنیم
متأسفانه ، بیشتر والدین لازم نیست قبل از بچه دار شدن ، دوره ای را در اصول رفتار انسان و اموزش کودکان گذرانده باشند. این واقعاً خیلی بد است زیرا تعداد کمی از اصول اساسی و ساده و صریح وجود دارد که اگر تنها درک درستی از آنها داشته باشیم ، استرس زیادی را از سو مدیریت می گیرد.
به راحتی ، می توانید بسیاری از آنها را در یک کتاب کوچک عجیب و غریب به نام
Don’t Shoot the Dog
پیدا کنید ، این کار در مورد اصول اصلی رفتاری برای اصلاح موثر رفتار در دیگران (از جمله بچه های ما) است.
همچنین ، به لحاظ خاص برای تقویت دیفرانسیل ، اخیراً یک راهنمای کامل در مورد این موضوع نوشتم که می توانید بخوانید.
🔺 4- تحمل عاطفی
Emotional Tolerance
تحمل عاطفی به معنای توانایی و تمایل به درک عاطفی احساسی دشوار بدون تلاش برای از بین بردن آن است.
به عنوان والدین ، اولین چیزی که ما می خواهیم این است که بچه هایمان رنج نکشند و دچار درد نشوند. در حقیقت ، ما از نظر بیولوژیکی به هر صورت که فکر می کنیم بچه های ما حتی در کوچکترین خطر ممکن است واکنش نشان دهند ، بیولوژیکی هستیم.
و گرچه این حساسیت نسبت به پریشانی فرزندان ما وقتی همه ما غارنشین بودیم برای دفع خطر مفید بود و ممکن است همه دارهی این ویژگی حساس باشیم زیرا علیرغم آنچه در رسانه ها می شنویم ، این روزها بچه ها واقعاً از همیشه امن تر هستند.
بسیاری از علائم و نشانه هایی که از فرزندانمان دریافت می کنیم که چیزی در حال وقوع اشتباه است - گریه ، فریاد زدن ، ناله ، لگد زدن ، زمین زدن و غیره. - باعث می شوند احساس خطر قریب الوقوع باشد. اما فقط به این دلیل که بچه های ما سیگنال هایی را برای ما ارسال می کنند که باعث می شود احساس کنیم که در معرض خطر هستند به این معنی نیست که آنها در واقع در معرض خطر هستند.
اینجا مثالی از نبردهای من به عنوان والد است:
۴
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دختران من سریع غذا می خورند. آنها اغلب قبل از من و همسرم شام های خود را به خوبی تمام می کنند. اما ما یک قاعده داریم که هیچ کس تا پایان غذا از میز بلند نمیشود. و وقتی همسرم یا من این قانون را اجرا می کنیم ، دخترانم آن را دوست ندارند.
آنها اتاقی پر از اسباب بازی را می بینند که فقط منتظر بازی کردن هستند و مجموعه ای از غذاها که پدر و مادرشان بیش از خوردن غذا صحبت می کنند ، ارام صحبت می کنند که باعث می شود آنها کمی خشمگین شوند.
پس چه کار می کنند؟ گریه می کنند ، لج و بعد التماس می کنند ، و ادعا می کنند. و هنگامی که ما با همان جواب No برگشتیم ، آنها سرگرمی های خود را رها می کنند ، گریه می کنند ، در صندلی هایشان گاه به گاه ذوب یا غرق میشوند و در صندلی های خود می چرخند.
در این مرحله ، وسوسه من و همسرم برای تسلیم شدن و استثناء از قانون فقط همین یک بار شروع میشود. ما هر دو روز طولانی داریم و فقط می خواهیم کمی در ارامش گپ بزنیم و از هم باخبر شویم.
اما حتی بیشتر از آن ، بعد از گذشت چند دقیقه که دو کودک ما با استفاده از یک استراتژی متناوب ناله کردن, اشک و حک کردن میز شام جدید با چنگالهایشان ، به ما حمله میکنند ، همسرم و من هر دو بسیار احساساتی می شویم.
بدیهی است ، ناامیدی زیادی حس میشود. اما فکر می کنم ظریف تر و قدرتمندتر این است که صدای کمی از صدای تکامل ما نجوا می کند ، ببین چقدر کودکان ناراحت هستند. خوب نیست که آنها اینقدر ناراحت و عصبانی باشند. احتمالاً شما به نوعی به روان شکننده آنها آسیب می رسانید.
اما صدای دیگر میگوید, فقط استراحت کنید و بگذارید کودکان ارامتر شوند. یکباره و ناگهان ، اضطراب در مورد پدر و مادری بد بودن (یکی از خطرناک ترین انواع اضطراب در آنجا) در ما بوجود میاید.
اینجاست که واقعاً وسوسه انگیز برای تسلیم شدن و فقط شکستن قانون به ذهن میرسد. اما چیزی که معمولاً به ما کمک می کند تا در این موقعیت استوار بمانیم ، این است که بدانیم در صورت تسلیم کردن و استثناء ، آنچه را که به فرزندان خود می آموزیم، عواقب خواهد داشت.
آنها به سرعت یک درس بازی قدرت را می آموزند: اگر کارهایی انجام دهیم که باعث ناراحتی مادر و پدر شوند ، مادر و پدر تمایل دارند آنچه را که می خواهیم به ما بدهند. (شرطی کردن)
به عبارت دیگر ، اگر من و همسرم نتوانیم ناراحتی عاطفی ناشی از ناراحتی فرزندانمان را تحمل کنیم ، در پایان به انها درسهایی را یاد می دهیم که در طولانی مدت منجر به استرس ، ناامیدی و اندوه بیشتری خواهد شد.
پایبندی به ارزش ها و اصول ما برای بزرگ کردن بچه هایمان کار سختی است زیرا احساسات ناراحت کننده به وجود میاورند. و در حالی که غالباً امتحان کردن شکستن موقت این ارزش ها و اصول کمک به کودکان نیست ، این تنها زندکی آنها در آینده سخت تر می کند.
به همین دلیل راز پرورش رفتار خوب در بچه های ما افزایش تحمل عاطفی ما در مورد سناریوهای ناراحت کننده است اما واقعاً خطرناک نیستند.
🔺 چگونه عمل کنیم
ما به عنوان والدین ، بیشتر اهداف خود را دنبال میکنیم ، زیرا ما در مدیریت پاسخ های عاطفی خودمان نسبت به فرزندان خود ، مشکل دریم. این قابل درک است زیرا ما وظیفه مستحکمی داریم که از آنها محافظت کنیم و آنها را ایمن نگه داریم. اما یادگیری تشخیص خطر واقعی از چیزهایی که احساس خطر می کنند بسیار مهم است.
بهترین منابعی که برای کمک به والدین در ایجاد تحمل عاطفی از آن می دانم ، کتاب کوچکی است با عنوان Scream Free Parenting.
در این کتاب همه چیز در مورد مهمترین درسی که می توانیم به بچه هایمان بیاموزیم; مدیریت عواطف خودمان است.
🔺 5. قاطعیت
Assertiveness
قاطعیت به معنای عمل به روشی است که همزمان با ارزشهای خودمان و احترام به دیگران نیز صادق باشد.
قاطعیت ایده ای نیست که در دنیای فرزندپروری بسیار مورد توجه واقع شود و این شرم آور است زیرا من معتقدم که این یکی از با ارزش ترین و مهم ترین درسی است که ما می توانیم به فرزندانمان انتقال دهیم - قدرت ایستادگی و عمل کردن به آنچه که آنها اعتقاد دارند. در راه صحیح و آرام باشید.
مانند اکثر دروس امیدواریم که به فرزندانمان بیاموزیم ، حتی صحبت کردن درباره چیزهای که احساس خوبی در موردش ندارند. می توانید فرزندان خود را متقاعد کنید که اشکالی ندارد که آنها بخواهند آنچه را که می خواهند بپرسند حتی اگر احساس نا مشخصی داشته و یا با اطمینان میدانندکه با گفتن ان مرزهای سیستم نقض می شود. اما در نهایت ، اگر واقعاً می خواهیم کودکان مان عزت نفس را بیاموزند ، باید خودمان را الگو کنیم - باید نشان دهیم که قاطعیت مثلا در نه گفتن مهم است. این بدان معناست که اگر می خواهیم بچه های با اعتماد به نفس بالا داشته باشیم، باید خودمان با قاطعیت برخورد کنیم.
۵
@thinkpluswithus
آنها اتاقی پر از اسباب بازی را می بینند که فقط منتظر بازی کردن هستند و مجموعه ای از غذاها که پدر و مادرشان بیش از خوردن غذا صحبت می کنند ، ارام صحبت می کنند که باعث می شود آنها کمی خشمگین شوند.
پس چه کار می کنند؟ گریه می کنند ، لج و بعد التماس می کنند ، و ادعا می کنند. و هنگامی که ما با همان جواب No برگشتیم ، آنها سرگرمی های خود را رها می کنند ، گریه می کنند ، در صندلی هایشان گاه به گاه ذوب یا غرق میشوند و در صندلی های خود می چرخند.
در این مرحله ، وسوسه من و همسرم برای تسلیم شدن و استثناء از قانون فقط همین یک بار شروع میشود. ما هر دو روز طولانی داریم و فقط می خواهیم کمی در ارامش گپ بزنیم و از هم باخبر شویم.
اما حتی بیشتر از آن ، بعد از گذشت چند دقیقه که دو کودک ما با استفاده از یک استراتژی متناوب ناله کردن, اشک و حک کردن میز شام جدید با چنگالهایشان ، به ما حمله میکنند ، همسرم و من هر دو بسیار احساساتی می شویم.
بدیهی است ، ناامیدی زیادی حس میشود. اما فکر می کنم ظریف تر و قدرتمندتر این است که صدای کمی از صدای تکامل ما نجوا می کند ، ببین چقدر کودکان ناراحت هستند. خوب نیست که آنها اینقدر ناراحت و عصبانی باشند. احتمالاً شما به نوعی به روان شکننده آنها آسیب می رسانید.
اما صدای دیگر میگوید, فقط استراحت کنید و بگذارید کودکان ارامتر شوند. یکباره و ناگهان ، اضطراب در مورد پدر و مادری بد بودن (یکی از خطرناک ترین انواع اضطراب در آنجا) در ما بوجود میاید.
اینجاست که واقعاً وسوسه انگیز برای تسلیم شدن و فقط شکستن قانون به ذهن میرسد. اما چیزی که معمولاً به ما کمک می کند تا در این موقعیت استوار بمانیم ، این است که بدانیم در صورت تسلیم کردن و استثناء ، آنچه را که به فرزندان خود می آموزیم، عواقب خواهد داشت.
آنها به سرعت یک درس بازی قدرت را می آموزند: اگر کارهایی انجام دهیم که باعث ناراحتی مادر و پدر شوند ، مادر و پدر تمایل دارند آنچه را که می خواهیم به ما بدهند. (شرطی کردن)
به عبارت دیگر ، اگر من و همسرم نتوانیم ناراحتی عاطفی ناشی از ناراحتی فرزندانمان را تحمل کنیم ، در پایان به انها درسهایی را یاد می دهیم که در طولانی مدت منجر به استرس ، ناامیدی و اندوه بیشتری خواهد شد.
پایبندی به ارزش ها و اصول ما برای بزرگ کردن بچه هایمان کار سختی است زیرا احساسات ناراحت کننده به وجود میاورند. و در حالی که غالباً امتحان کردن شکستن موقت این ارزش ها و اصول کمک به کودکان نیست ، این تنها زندکی آنها در آینده سخت تر می کند.
به همین دلیل راز پرورش رفتار خوب در بچه های ما افزایش تحمل عاطفی ما در مورد سناریوهای ناراحت کننده است اما واقعاً خطرناک نیستند.
🔺 چگونه عمل کنیم
ما به عنوان والدین ، بیشتر اهداف خود را دنبال میکنیم ، زیرا ما در مدیریت پاسخ های عاطفی خودمان نسبت به فرزندان خود ، مشکل دریم. این قابل درک است زیرا ما وظیفه مستحکمی داریم که از آنها محافظت کنیم و آنها را ایمن نگه داریم. اما یادگیری تشخیص خطر واقعی از چیزهایی که احساس خطر می کنند بسیار مهم است.
بهترین منابعی که برای کمک به والدین در ایجاد تحمل عاطفی از آن می دانم ، کتاب کوچکی است با عنوان Scream Free Parenting.
در این کتاب همه چیز در مورد مهمترین درسی که می توانیم به بچه هایمان بیاموزیم; مدیریت عواطف خودمان است.
🔺 5. قاطعیت
Assertiveness
قاطعیت به معنای عمل به روشی است که همزمان با ارزشهای خودمان و احترام به دیگران نیز صادق باشد.
قاطعیت ایده ای نیست که در دنیای فرزندپروری بسیار مورد توجه واقع شود و این شرم آور است زیرا من معتقدم که این یکی از با ارزش ترین و مهم ترین درسی است که ما می توانیم به فرزندانمان انتقال دهیم - قدرت ایستادگی و عمل کردن به آنچه که آنها اعتقاد دارند. در راه صحیح و آرام باشید.
مانند اکثر دروس امیدواریم که به فرزندانمان بیاموزیم ، حتی صحبت کردن درباره چیزهای که احساس خوبی در موردش ندارند. می توانید فرزندان خود را متقاعد کنید که اشکالی ندارد که آنها بخواهند آنچه را که می خواهند بپرسند حتی اگر احساس نا مشخصی داشته و یا با اطمینان میدانندکه با گفتن ان مرزهای سیستم نقض می شود. اما در نهایت ، اگر واقعاً می خواهیم کودکان مان عزت نفس را بیاموزند ، باید خودمان را الگو کنیم - باید نشان دهیم که قاطعیت مثلا در نه گفتن مهم است. این بدان معناست که اگر می خواهیم بچه های با اعتماد به نفس بالا داشته باشیم، باید خودمان با قاطعیت برخورد کنیم.
۵
@thinkpluswithus