Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
612 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
557 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
۳. عوامل مهم در روانشناسی رفتار برای افراد میان گرا

رفتار میانگرایی یکی از مهمترین موضوعاتی است که در روانشناسی مورد بررسی قرار می‌گیرد. چهار عامل مهم در روانشناسی رفتار برای افرادی که بیشتر میانگرا هستند عبارتند از:

1. توجه به جزئیات: افراد میانگرا به جزئیات رویدادها و اطراف خود توجه زیادی دارند و به طور معمول سعی می‌کنند تا بیشترین اطلاعات ممکن را درباره چیزها بدست آورند.

2. احساسات شخصی: افراد میانگرا احساسات خود را به شدت تجربه می‌کنند و در زمان‌هایی که با شخصیت‌های دیگر برخورد می‌کنند، اغلب احساسات آن‌ها را متوجه می‌شوند و به آن‌ها واکنش نشان می‌دهند.

3. اجتناب از خطر: افراد میانگرا به دنبال اجتناب از خطرات هستند و در مواجهه با شرایطی که ممکن است خطرناک باشند، به طور عمده از آن‌ها فرار می‌کنند.

4. تمرکز بر دیدگاه‌های دیگران: افراد میانگرا به دیدگاه‌های دیگران اهمیت زیادی می‌دهند و در مواجهه با مسائل، سعی می‌کنند تا به دیدگاه‌های دیگران گوش کنند و با آن‌ها هماهنگی داشته باشند.

این چهار عامل مهم در روانشناسی رفتار برای افرادی که بیشتر میانگرا هستند، می‌تواند تأثیرات متنوعی بر رفتار آن‌ها داشته باشد. به عنوان مثال، توجه به جزئیات می‌تواند باعث شود که افراد میانگرا در تصمیم‌گیری‌هایشان دقت بیشتری داشته باشند و در مواجهه با مسائل پیچیده، بهترین تصمیم را بگیرند. اما در عین حال، برای این افراد می‌تواند سخت باشد تا به راحتی از جزئیات خارج شوند و به چشم انداز کلی نگاه کنند.

احساسات شخصی نیز می‌تواند باعث شود که افراد میانگرا در برخورد با شخصیت‌های دیگر بهترین واکنش‌های خود را نشان دهند و با افراد دیگر به راحتی ارتباط برقرار کنند. ولی اگر این احساسات به شدت تجربه شوند، ممکن است باعث اضطراب و استرس شدید در افراد میانگرا شود.

اجتناب از خطر نیز می‌تواند برای افراد میانگرا در برخورد با موقعیت‌های خطرناک مفید باشد، اما در برخی موارد ممکن است باعث شود که این افراد به خطرات کوچکی هم پاسخ دهند و از مواجهه با مسائل و چالش‌های مختلف اجتناب کنند.

تمرکز بر دیدگاه‌های دیگران نیز می‌تواند باعث شود که افراد میانگرا در برخورد با دیگران، بهترین رفتار را نشان دهند و در برخورد با مسائل، به دیدگاهای دیگران گوش کنند و با آن‌ها هماهنگی داشته باشند. این می‌تواند در برخی موارد باعث شود که افراد میانگرا به راحتی به نظرات دیگران تکیه کنند و از قضاوت خودداری کنند، اما در عین حال ممکن است باعث شود که آن‌ها نتوانند به طور مستقل تصمیم‌گیری کنند و به سختی در مواجهه با نظرات مخالف ایستادگی کنند.

در کل، این چهار عامل مهم در روانشناسی رفتار برای افرادی که بیشتر میانگرا هستند، نشان دهنده ویژگی‌های مختلفی از شخصیت و رفتار آن‌ها هستند. درک این ویژگی‌ها می‌تواند به شناخت بهتری از افراد میانگرا کمک کند و در برخورد با آن‌ها بهترین رفتار را به خود نشان داد.

برای تحقیق بیشتر اطلاعات ارائه شده میتوان از منابع متعدد استفاده کرد. این منابع شامل کتاب‌ها، مقالات و منابع اینترنتی معتبر در زمینه روانشناسی می‌شوند. یکی از منابعی که در اینجا به آن اشاره می‌کنیم، کتاب
"Introduction to Personality: Toward an Integrative Science of the Person"
نوشته Walter Mischel است. این کتاب در مورد ویژگی‌های شخصیتی مختلفی که در رفتار افراد نقش دارند، بحث می‌کند و به صورت جامع به موضوعات مختلفی از جمله رفتار میانگرایی می‌پردازد.

منابع متعددی در زمینه عوامل مهم در روانشناسی رفتار برای افراد درون‌گرا وجود دارد. یکی از منابعی که می‌توان به آن اشاره کرد،
کتاب "Personality Psychology: Domains of Knowledge About Human Nature" به قلم Randy J. Larsen و David M. Buss است که در سال 2017 توسط McGraw-Hill Education منتشر شده است. همچنین، کتاب "The Psychology of Personality: Viewpoints, Research, and Applications" به قلم Bernardo J. Carducci و Stephanie M. Carducci نیز یکی از منابع مفید در این زمینه است که در سال 2017 توسط Wiley منتشر شده است.


۳-۳

@thinpluswithus
دکتر موریس ستودگان

❄️ شخصیت و اختلال شخصیت

در روانشناسی، شخصیت به عنوان مجموعه‌ای از ویژگی‌های رفتاری، شناختی و عاطفی که هر انسان دارای آنهاست، تعریف می‌شود. شخصیت عاملی است که ما را از دیگران متمایز می‌کند و سبب می‌شود که در روابط اجتماعی، درگیری‌های فردی، شغل و حتی سلامت روانی خود تأثیر گذار باشیم.

اختلال شخصیت‌ها به طور کلی به سه دسته (کلاستر) اصلی تقسیم می‌شوند:

1. اختلال شخصیت‌های گروه A: شامل اختلال شخصیت آنتی‌ (ضد)اجتماعی، اختلال شخصیت نارسیسیستیک و اختلال شخصیت پارانوئیدی است.

2. اختلال شخصیت‌های گروه B: شامل اختلال شخصیت هیستریونیک، اختلال شخصیت نرسیستیک، اختلال شخصیت مرزی و اختلال شخصیت اعتیادی است.

3. اختلال شخصیت‌های گروه C: شامل اختلال شخصیت اجتنابی، اختلال شخصیت وابسته و اختلال شخصیت اوتیستیک است.

👈 ویژگیهای خاص در اختلال شخصیت


هر یک از این اختلالات شخصیت، با ویژگی‌های خاص خود همراه است و ممکن است بر روی زندگی اجتماعی، شغلی و حتی سلامت روانی فرد تأثیر منفی بگذارد. هر نوع اختلال شخصیت، ویژگی‌های خاص و متفاوتی دارد که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شود:

1. اختلال شخصیت آنتی‌اجتماعی: افرادی که این نوع اختلال را دارند، ممکن است از حقوق دیگران بی‌احترامی کنند و به طور مداوم دروغ بگویند. آنها عموماً بی‌احساس هستند و از دیگران به سود خود استفاده می‌کنند.

2. اختلال شخصیت نارسیسیستیک: افرادی که این نوع اختلال را دارند، باور دارند که آنها با همه دیگران در تمام جوانب برابری دارند. آنها به طور مداوم به تحسین نیاز دارند و به دیگران برتری خود را نشان می‌دهند.

3. اختلال شخصیت پارانوئیدی: افرادی که این نوع اختلال را دارند، ممکن است از ارتباط با دیگران خودداری کنند و به ترس از آنها دچار باشند. آنها ممکن است از نقشه‌های توطئه‌ای گوناگونی برای خودشان و برخی دیگران پیروی کنند.

4. اختلال شخصیت هیستریونیک: افرادی که این نوع اختلال را دارند، ممکن است به تمایل به توجه بیش از حد دیگران داشته باشند و به طور مداوم نیاز به تأیید دیگران داشته باشند. آنها ممکن است بر روی رفتارهای خود تمرکز کمی داشته باشند و از دیگران خواسته‌های غیرمعقول داشته باشند.

5. اختلال شخصیت نارسیستیک: افرادی که این نوع اختلال را دارند، باور دارند که آنها باید به عنوان برتر و منحصر به فرد در نظر گرفته شوند. آنها به طور مداوم به تحسین خود نیاز دارند و از دیگران انتظار دارند که برای آنها خدماتی ارائه کنند.

6. اختلال شخصیت مرزی: افرادی که این نوع اختلال را دارند، ممکن است به تمایل به تغییرات شدید در روابط داشته باشند و دچار ترس از رهایی و ترک شدن شوند. آنها ممکن است به طور مداوم به دنبال توجه دیگران و احساس خالی بودن باشند.

7. اختلال شخصیت اعتیادی: افرادی که این نوع اختلال را دارند، ممکن است به تمایل به مصرف مواد مخدر و الکل داشته باشند و به طور مداوم به دنبال تجربه تحرکات و حس‌های قوی باشند. آنها ممکن است به طور مداوم به دنبال شیفتگی و وابستگی باشند.

8. اختلال شخصیت اجتنابی: افرادی که این نوع اختلال را دارند، ممکن است به تمایل به خودپندارهای منفی و از دست دادن فرصت‌های مختلف داشته باشند. آنها ممکن است به ترس از احساس شرم و ناراحتی دچار باشند و از روابط اجتناب کنند.

9. اختلال شخصیت وابسته: افرادی که این نوع اختلال را دارند، ممکن است به تمایل به رابطه بر اساس وابستگی و تأثیرگذاری داشته باشن. آنها ممکن است به طور مداوم به دنبال پذیرش و تأیید دیگران باشند و در صورت فقدان این پذیرش، دچار اضطراب شوند.

10. اختلال شخصیت اوتیستیک: افرادی که این نوع اختلال را دارند، ممکن است دشواری در برقراری روابط اجتماعی داشته باشند و به تمایل به تکرار رفتارها و علاقه‌مندی‌های خود داشته باشند. آنها ممکن است دشواری در فهم عواطف دیگران و بیان عواطف خود داشته باشند.

شایان ذکر است که هر نوع اختلال شخصیت، با ویژگی‌های دیگری نیز همراه است که در مجموعه‌ای از شاخص‌های تشخیصی برای تشخیص و درمان این اختلالات استفاده می‌شوند.
۱-۲
@thinpluswithus
👈 ویژگی‌های بارز اختلال شخصیت ها

هر نوع اختلال شخصیت دارای ویژگی‌های خاصی است که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شود:

1. اختلال شخصیت آنتی‌اجتماعی:
- نظریه‌پردازی دروغین و تقلب در روابط اجتماعی
- عدم احترام به حقوق دیگران
- عدم توجه به نگرانی‌ها و درد دیگران
- رفتارهای خشن و خطرناک

2. اختلال شخصیت نارسیسیستیک:
- خودپرستی و افراطی در احساس برتری و تحسین خود
- عدم توجه به نیازهای دیگران
- استفاده از دیگران برای رسیدن به هدف‌های شخصی
- نارضایتی و نفرت در صورت عملکرد پایین تر از انتظارات خود

3. اختلال شخصیت پارانوئیدی:
- ترس از شکنجه و توطئه دیگران
- تفسیرهای افراطی از رفتارهای دیگران
- عدم اعتماد به دیگران و شک به صداقت آنها
- رفتارهای دفاعی و خشونت‌آمیز در مواجهه با دیگران

4. اختلال شخصیت هیستریونیک:
- تمایل برای جلب توجه دیگران
- عدم توانایی در ابراز احساسات به صورت مناسب
- متقاعد کردن دیگران به پشتیبانی از خود
- رفتارهای پرخاشگرانه و درخواست‌های غیرمعقول

5. اختلال شخصیت نرجسیستیک:
- خودپرستی و افراطی در احساس برتری و تحسین خود
- عدم توجه به نیازهای دیگران
- استفاده از دیگران برای رسیدن به هدف‌های شخصی
- انتظار داشتن از دیگران برای تأیید خود
- رفتارهای بدون احترام و بی‌توجه به احساسات دیگران

6. اختلال شخصیت مرزی:
- عدم پایبندی به هویت و افکار ثابت
- ترس از رهایی و ترک شدن
- رفتارهای خطرناک و خودکشی
- عدم پایبندی به قوانین و مسئولیت‌های اجتماعی

7. اختلال شخصیت اعتیادی:
- تمایل به مصرف مواد مخدر و الکل
- به دنبال تجربه تحرکات و حس‌های قوی
- رفتارهای پرخطر و مؤثر بر سلامت جسمی و روانی
- وابستگی به دیگران و تلاش برای فرار از واقعیت

8. اختلال شخصیت اجتنابی:
- احساس شرم و ناراحتی در روابط اجتماعی
- عدم پذیرش فرصت‌های مختلف
- ترس از بیان عواطف و دلایل برای این ترس
- رفتارهای اجتنابی در مواجهه با مسئولیت‌های اجتماعی

9. اختلال شخصیت وابسته:
- تمایل به وابستگی و تأثیرگذاری
- نیاز به پذیرش و تأیید دیگران
- ترس از رهایی و ترک شدن
- رفتارهای بدون اعتماد به نفس و تردید در تصمیم‌گیری

10. اختلال شخصیت اوتیستیک:
- دشواری در برقراری روابط اجتماعی
- تکرار رفتارها و علاقه‌مندی‌های خود
- دشواری در فهم عواطف دیگران و بیان عواطف خود
- تمایل به علاقه‌مندی‌های محدود و عدم توانایی در تطبیق با موقعیت‌های جدید

شایان ذکر است که این ویژگی‌ها تنها برخی از ویژگی‌های اختلالات شخصیت هستند و هر اختلال شخصیت دارای ویژگی‌های دیگری نیز است. همچنین، باید توجه داشت که برای تشخیص این اختلالات، لازم است که تحت نظر یک متخصص روانشناسی یا روانپزشک قرار گیرید و این تشخیص تنها بر اساس دیدارهای مشاوره و تست‌های روانشناسی معتبر قابل تأیید است. همچنین، درمان این اختلالات نیز به صورت مشاوره روانشناسی یا روانپزشکی و با استفاده از روش‌های متنوعی از جمله درمان شناختی رفتاری، درمان دارویی و درمان گروهی انجام می‌شود.

برای به‌روزرسانی اطلاعات و مطالعه بیشتر در مورد اختلالات شخصیت، می‌توانید به منابع و مؤسسات معتبر در زمینه روانشناسی و روان‌پزشکی مراجعه کنید. برخی از منابع مفید به شرح زیر هستند:

- آمریکن پسیکیاتریک اسوسیتیشن (American Psychiatric Association)
وبسایت: https://www.psychiatry.org/
- مؤسسه ملی روان‌پزشکی آمریکا (National Institute of Mental Health)
وبسایت: https://www.nimh.nih.gov/
- مؤسسه روانپزشکی رویال کلج لندن (Royal College of Psychiatrists)
وبسایت: https://www.rcpsych.ac.uk/
- انجمن روانشناسی آمریکا (American Psychological Association)
وبسایت: https://www.apa.org/
- مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های آمریکا (Centers for Disease Control and Prevention)
وبسایت: https://www.cdc.gov/mentalhealth/
- سازمان بهداشت جهانی (World Health Organization)
وبسایت: https://www.who.int/mental_health/en/

لازم به ذکر است که این فهرست تنها چند نمونه از منابع موجود در این زمینه است و برای دسترسی به منابع بیشتر می‌توانید به جستجوی اینترنتی و مراجعه به کتابخانه‌ها و مراکز معتبر در زمینه روانشناسی و روان‌پزشکی نیز اقدام کنید.
۲-۲

@thinkpluswithus
دکتر موریس‌ستودگان

🖐 چرا افراد انتقاد پذیر یا انتقاد پذیر نیستند!


👈انتقاد پذیری افراد به عوامل مختلفی بستگی دارد، برخی از این عوامل عبارتند از:

1. رشد شخصیتی: افرادی که شخصیت قوی‌تری دارند و از مهمترین خصوصیات آنها قابلیت مقابله با تنش‌ها و تغییرات است، احتمالاً به انتقاد پذیری بیشتری دست پیدا می‌کنند.

2. ارتباطات موثر: افرادی که در ارتباط با دیگران موثر هستند و مهارت‌های ارتباطی خوبی دارند، ممکن است به راحتی از نظرات دیگران استفاده کنند و به انتقادات پذیری بیشتری دست پیدا کنند.

3. تعامل با افراد مختلف: افرادی که با افراد مختلف در ارتباط هستند و تجربه‌ی کار با افراد مختلفی را داشته‌اند، ممکن است به انتقادات پذیری بیشتری دست پیدا کنند.

4. اطلاعات و دانش: افرادی که دارای اطلاعات و دانش کافی در مورد مسائل مختلف هستند، احتمالاً به انتقاد پذیری بیشتری دست پیدا می‌کنند زیرا می‌توانند بهتر ارزیابی کنند که انتقادات دیگران درست هستند یا نه.

5. داشتن روحیه بازتر: افراد با روحیه بازتر، ممکن است به انتقادات پذیری بیشتری دست پیدا کنند چرا که به دنبال یادگیری و پیشرفت هستند و از دیدگاه‌های دیگران استفاده می‌کنند.

به طور کلی، انتقاد پذیر شدن به عواملی مانند شخصیت، مهارت‌های ارتباطی، تجربه، دانش، و روحیه بازتری که فرد دارد، بستگی دارد. همچنین، شیوه ارائه انتقاد نیز می‌تواند برای افراد مهم باشد. به عنوان مثال، ارائه انتقاد به شیوه‌ای که به نوعی سازنده و با احترام باشد، ممکن است افراد را برای پذیرش انتقادات بهتر از شیوه‌هایی که به نوعی تند و بدون احترام باشند، ترغیب کند.

همچنین، موقعیت‌های مختلف نیز می‌تواند تأثیرگذار باشد. برای مثال، اگر فرد در موقعیتی باشد که نیاز به عملکرد بهتری دارد، ممکن است برای پذیرش انتقادات بیشتر تلاش کند. به عنوان مثال، در سازمان‌ها، فرهنگ سازمانی می‌تواند نقش مهمی در پذیرش انتقادات داشته باشد. اگر فرهنگ سازمانی بر پایه انتقاد پذیری و یادگیری باشد، احتمالاً اعضای سازمان بهترین نتیجه را از انتقادات بدست خواهند آورد.

در نهایت، باید به این نکته توجه داشت که انتقاد پذیری یک مهارت است که می‌توان آن را با تمرین و تلاش تقویت کرد. بهترین راه برای پذیرش انتقادات، تمرین و مرور انتقادات گذشته و پیشنهادات ارائه شده توسط دیگران است.

دلایلی برای عدم انتقاد پذیری افراد وجود دارد که شامل موارد زیر می‌شود:

1. احساس تهدید شدن: برای برخی افراد، انتقادات می‌تواند احساس تهدید کننده و تأثیرگذار باشد و این باعث می‌شود که این افراد به سختی انتقادات را پذیرا باشند.

2. عدم اعتماد به نفس: برخی افراد به دلیل عدم اعتماد به نفس و عدم اطمینان به خود، به سختی انتقادات را پذیرا می‌شوند.

3. انکار واقعیت: برخی افراد به دلیل اینکه نمی‌خواهند واقعیت را به روی خود بپذیرند، به سختی انتقادات را پذیرا می‌شوند.

4. شکست خورده در گذشته: افرادی که در گذشته تجربه شکست داشته‌اند، ممکن است به سختی انتقادات را پذیرا باشند و از احساس شکست و شرمندگی دوباره تجربه کنند.

5. افتخار پذیری بالا: برخی افراد به دلیل داشتن افتخار پذیری بالا و احساس اینکه هیچ‌گاه اشتباه نمی‌کنند، به سختی انتقادات را پذیرا می‌شوند.

6. عدم تمایل به تغییر: برخی افراد به دلیل عدم تمایل به تغییر و ترس از تغییر، به سختی انتقادات را پذیرا می‌شوند.

@thinpluswithus
👈چرا گاهی افراد انتقاد پذیر نیستند؟

دلایلی برای عدم انتقاد پذیری افراد وجود دارد که شامل موارد زیر می‌شود:

1. احساس تهدید شدن: برای برخی افراد، انتقادات می‌تواند احساس تهدید کننده و تأثیرگذار باشد و این باعث می‌شود که این افراد به سختی انتقادات را پذیرا باشند.

2. عدم اعتماد به نفس: برخی افراد به دلیل عدم اعتماد به نفس و عدم اطمینان به خود، به سختی انتقادات را پذیرا می‌شوند.

3. انکار واقعیت: برخی افراد به دلیل اینکه نمی‌خواهند واقعیت را به روی خود بپذیرند، به سختی انتقادات را پذیرا می‌شوند.

4. شکست خورده در گذشته: افرادی که در گذشته تجربه شکست داشته‌اند، ممکن است به سختی انتقادات را پذیرا باشند و از احساس شکست و شرمندگی دوباره تجربه کنند.

5. افتخار پذیری بالا: برخی افراد به دلیل داشتن افتخار پذیری بالا و احساس اینکه هیچ‌گاه اشتباه نمی‌کنند، به سختی انتقادات را پذیرا می‌شوند.

6. عدم تمایل به تغییر: برخی افراد به دلیل عدم تمایل به تغییر و ترس از تغییر، به سختی انتقادات را پذیرا می‌شوند.

در کل، دلایلی برای عدم انتقاد پذیری افراد وجود دارد که می‌تواند به خصوصیات شخصیتی، تجربه و موقعیت فرد وابسته باشد.

همچنین، ممکن است نحوه ارائه انتقاد نیز برای عدم انتقاد پذیری افراد مؤثر باشد. اگر انتقادات به شیوه‌ای ارائه شوند که به نوعی تند و بدون احترام باشند، ممکن است فرد به سختی انتقادات را پذیرا باشد. به عنوان مثال، اگر یک انتقاد به شیوه‌ای ارائه شود که به نوعی منحرف کننده یا غلط باشد، فرد ممکن است به سختی انتقاد را پذیرا باشد.

همچنین، موقعیت‌های مختلف نیز می‌تواند تأثیرگذار باشد. برای مثال، اگر فرد در موقعیتی باشد که نیاز به اثبات خود دارد، ممکن است به سختی انتقادات را پذیرا باشد. به عنوان مثال، در محیط کار، فرهنگ سازمانی و ارزش‌های سازمانی می‌تواند برای پذیرش انتقادات مؤثر باشد. اگر ارزش‌های سازمانی بر پایه انتقاد پذیری و یادگیری باشد، اعضای سازمان بهترین نتیجه را از انتقادات بدست خواهند آورد.

در نهایت، باید به این نکته توجه داشت که انتقاد پذیری یک مهارت است که می‌توان آن را با تمرین و تلاش تقویت کرد. بهترین راه برای پذیرش انتقادات، تمرین و مرور انتقادات گذشته و پیشنهادات ارائه شده توسط دیگران است.

@thinpluswithus
منابع

منابع فراوان و گوناگونی در مورد انتقاد پذیری و عوامل مؤثر بر آن وجود دارد.

1. "The Art of Possibility" نوشته Rosamund Stone Zander و Benjamin Zander

2. "Crucial Conversations: Tools for Talking When Stakes Are High" نوشته Al Switzler، Joseph Grenny، Ron McMillan و Laura Roppe

3. "Thanks for the Feedback: The Science and Art of Receiving Feedback Well" نوشته Douglas Stone و Sheila Heen

4. "Radical Candor: Be a Kick-Ass Boss Without Losing Your Humanity" نوشته Kim Scott

5. "The Five Dysfunctions of a Team: A Leadership Fable" نوشته Patrick Lencioni

6. "Leaders Eat Last: Why Some Teams Pull Together and Others Don't" نوشته Simon Sinek

برخی از منابع معتبر در مورد عدم انتقاد پذیری و دلایل آن را نیز در اینجا نام برده ایم.

1. "Thanks for the Feedback: The Science and Art of Receiving Feedback Well" نوشته Douglas Stone و Sheila Heen

2. "Crucial Conversations: Tools for Talking When Stakes Are High" نوشته Al Switzler، Joseph Grenny، Ron McMillan و Laura Roppe

3. "Difficult Conversations: How to Discuss What Matters Most" نوشته Douglas Stone، Bruce Patton و Sheila Heen

4. "Radical Candor: Be a Kick-Ass Boss Without Losing Your Humanity" نوشته Kim Scott

5. "The Five Dysfunctions of a Team: A Leadership Fable" نوشته Patrick Lencioni

6. "Leadership and Self-Deception: Getting Out of the Box" نوشته The Arbinger Institute

همچنین، پژوهش‌های متعددی نیز انجام شده‌اند که به دلایل عدم انتقاد پذیری افراد می‌پردازند.

@thinpluswithus
دکتر موریس ستودگان

🖐 مروری بر اهمیت آسیب شناسی و تاریخچه آن

آسیب شناسی روانی یکی از حوزه‌های مهم در روانشناسی است که به بررسی و تشخیص اختلالات روانی می‌پردازد. این حوزه به دنبال شناسایی علل و عواملی است که باعث بروز اختلالات روانی می‌شوند، و راهکارهایی را ارائه می‌دهد تا این اختلالات را درمان کند. با توجه به اهمیت آسیب شناسی روانی، در این مقاله به بررسی این حوزه و نقش آن در بهبود سلامت روانی افراد پرداخته می‌شود.

👈 تاریخچه

آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه در روانشناسی، دارای تاریخچه طولانی است. در ادامه به برخی از مهمترین رویدادهای تاریخی در این حوزه اشاره خواهیم کرد:

- در اوایل قرن بیستم، سیگموند فروید، پدر تحلیل رویا، نظریه‌هایی را درباره نحوه تشکیل شخصیت و رابطه آن با اختلالات روانی ارائه داد.

- در دهه 1930، کارل یونگ، روانشناس سوئیسی، تئوری ارشادی را برای درمان اختلالات روانی ایجاد کرد.

- در دهه 1950، آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه جداگانه در روانشناسی شناخته شد و در این دهه، روش‌هایی مانند مصاحبه کلینیکی و تست‌های روانشناسی برای تشخیص اختلالات روانی استفاده شد.

- در دهه 1960، حوزه آسیب شناسی روانی به دلیل رشد سریع در دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی، به یکی از حوزه‌های پربازده و مهم در روانشناسی تبدیل شد.

- در دهه 1970، برخی از روش‌های نوین مانند تحلیل رفتاری و روان‌درمانی شناختی در درمان اختلالات روانی مورد استفاده قرار گرفت.

- در دهه 1980، تحقیقات بسیاری در زمینه اختلالات روانی و روش‌های درمان آنها انجام شد.

- از دهه 1990 به بعد، روش‌های جدیدی مانند درمان شناختی-رفتاری، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، و درماناعتیاد به این حوزه افزوده شد.

همچنین، در دهه‌های اخیر، با پیشرفت تکنولوژی و ابزارهای روان‌سنجی، از جمله روش‌های تصویرسازی مغزی، مطالعات جدیدی در زمینه آسیب شناسی روانی انجام شده است.

به طور خلاصه، آسیب شناسی روانی به مرور زمان به یکی از حوزه‌های پربازده و مهم در روانشناسی تبدیل شده است که به شناسایی و درمان اختلالات روانی، بهبود سلامت روانی افراد و توسعه دانش در این حوزه می‌پردازد. در حال حاضر، این حوزه شامل روش‌ها و تکنیک‌های متنوعی است که با استفاده از آن‌ها می‌توان به تشخیص و درمان اختلالات روانی کمک کرد و بهبود سلامت روانی افراد را به هدف قرار داد.


۱-۳

@thinkpluseithus
👈 آسیب شناسی در روانشناسی

آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه در روانشناسی، مفاهیم و تئوری‌های متعددی را شامل می‌شود. یکی از مباحث مهم در این حوزه، تشخیص اختلالات روانی است. برای تشخیص این اختلالات، از ابزارهای مختلفی مانند مصاحبه کلینیکی، پرسشنامه‌های روانشناسی و تست‌های روانشناسی استفاده می‌شود.

همچنین، آسیب شناسی روانی به بررسی علل و عواملی که باعث بروز اختلالات روانی می‌شوند، می‌پردازد. برای مثال، برخی از علل بروز اختلالات روانی شامل عوامل ژنتیکی، فرهنگی، اجتماعی، روانی و محیطی هستند. در این حوزه، تئوری‌های مختلفی نیز مطرح شده است، که از جمله آنها می‌توان به تئوری پردازش اطلاعات، تئوری ارتباطات بین فردی و تئوری رفتاری اشارکرد.

در آسیب شناسی روانی، برای درمان اختلالات روانی از روش‌های مختلفی استفاده می‌شود. برای مثال، درمان دارویی، روان‌درمانی، تحلیل رویا و روش‌های رفتاری از جمله این روش‌ها هستند. همچنین، در این حوزه، فرایند ارزیابی و پیش‌بینی اختلالات روانی نیز انجام می‌شود.

نتایج تحقیقات نشان داده است که آسیب شناسی روانی می‌تواند بهبود سلامت روانی افراد را به دنبال داشته باشد. به طور مثال، یک تحقیق بر روی افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی نشان داد که درمان با روش‌های روان‌درمانی بهبود قابل توجهی در شدت این اختلال داشته است.

نتیجه‌گیری

آسیب شناسی روانی به بررسی و تشخیص اختلالات روانی، شناسایی علل و عواملی که باعث بروز این اختلالات می‌شوند، و درمان این اختلالات می‌پردازد. نتایج تحقیقات نشان داده است که این حوزه می‌تواند بهبود سلامت روانی افراد را به دنبال داشته باشد. برای افزایش دقت در تشخیص و درمان اختلالات روانی، استفاده از ابزارهای روان‌سنجی و بررسی علل و عوامل مختلف موثر است. با توجه به اهمیت آسیب شناسی روانی، توسعه روش‌های بهبود و درمان این اختلالات می‌تواند به بهبود سلامت روانی جامعه کمک کند.


👈 اهمیت آسیب شناسی

آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه مهم در روانشناسی، اهمیت بسیاری دارد. در زندگی روزمره، افراد ممکن است با مشکلات روانی مختلفی مواجه شوند که می‌تواند به شدت تاثیرگذار باشد. به عنوان مثال، اختلالات اضطرابی، افسردگی، بیماری‌های روانی و اختلالات خوردنی می‌تواند به شدت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد و باعث کاهش کیفیت زندگی و افزایش خطرات سلامتی شود.

با توجه به اهمیت سلامت روانی در زندگی افراد، آسیب شناسی روانی به شناسایی و درمان اختلالات روانی می‌پردازد و بهبود سلامت روانی افراد را به هدف خود قرار می‌دهد. این حوزه با استفاده از ابزارهای مختلفی مانند مصاحبه کلینیکی، پرسشنامه‌های روانشناسی و تست‌های روانشناسی، به تشخیص اختلالات روانی کمک می‌کند و روش‌های درمانی مناسب را برای هر نوع اختلال روانی ارائه می‌دهد.

همچنین، آسیب شناسی روانی به بررسی علل و عواملی که باعث بروز اختلالات روانی می‌شوند، می‌پردازد. با شناسایی علل این اختلالات، می‌توان به پیشگیری از بروز این اختلالات کمک کرد و از این راه، سلامت روانی جامعه را بهبود بخشید.

با توجه به اینکه سلامت روانی برای افراد بسیار مهم است و بیماری‌های روانی می‌تواند به شدت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد، آسیب شناسی روانی باعث بهبود سلامت روانی افراد می‌شود و از طریق استفاده از روش‌های درمانی مختلف، می‌توان به کاهش شدت اختلالات روانی و بهبود کیفیت زندگی افراد کمک کرد.

همچنین، آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه پژوهشی و آموزشی نیز اهمیت دارد. با توسعه روش‌های بهبود و درمان اختلالات روانی، می‌توان به بهبود سلامت روانی جامعه کمک کرد. همچنین، بهبود دانش و آگاهی درباره این حوزه، بهبود درک و شناخت اختلالات روانی و راهکارهای درمانی آنها را فراهم می‌کند.

با توجه به اینکه سلامت روانی افراد برای جامعه بسیار مهم است، توسعه آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه حرفه‌ای و مهارتی، اهمیت بسیاری دارد. این حوزه به دانشمندان، متخصصان روانشناسی و مشاوران روانشناسی این امکان را می‌دهد که با استفاده از روش‌های پیشرفته و متنوع، برای بهبود سلامت روانی افراد کار کنند.


۲-۳

@thinkpluswithus
برخی از منابع معتبر و جدید در حوزه آسیب شناسی روانی به شرح زیر می‌باشند:

- American Psychiatric Association. (2013). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (5th ed.). Arlington, VA: American Psychiatric Publishing.

- Barlow, D. H., & Durand, V. M. (2015). Abnormal psychology: An integrative approach (7th ed.). Boston, MA: Cengage Learning.

- Comer, R. J. (2019). Abnormal psychology (10th ed.). New York, NY: Worth Publishers.

- Davison, G. C., Neale, J. M., & Blankstein, K. R. (2018). Abnormal psychology (13th ed.). Hoboken, NJ: Wiley.

- Hunsley, J., & Mash, E. J. (2018). A guide to assessments that work. Oxford University Press.

- Kazdin, A. E. (2017). Evidence-based psychotherapies for children and adolescents (3rd ed.). New York, NY: Guilford Press.

- Oltmanns, T. F., & Emery, R. E. (2019). Abnormal psychology (9th ed.). Upper Saddle River, NJ: Pearson.

- Sadock, B. J., Sadock, V. A., & Ruiz, P. (2017). Kaplan & Sadock's synopsis of psychiatry: Behavioral sciences/clinical psychiatry (11th ed.). Philadelphia, PA: Wolters Kluwer.

- Stricker, G., & Gold, J. (Eds.). (2018). A casebook of psychotherapy integration (2nd ed.). Washington, DC: American Psychological Association.

این منابع می‌توانند به عنوان منابع معتبر و جدید در حوزه آسیب شناسی روانی مورد استفاده قرار گیرند.

۳-۳

@thinkpluswithus
دکتر موریس ستودگان

❄️ مهمترین هورمونهای بدن و اثرات مستقیم آنها بر خلق و خوی انسان

بدن انسان بیش از 50 هورمون مختلف دارد، اما برخی از مهمترین هورمون‌ها و اثرات آن‌ها بر روی خلق و خو عبارتند از:

1. اپینفرین و نوراپینفرین: این هورمون‌ها تاثیر مستقیم بر روی سیستم عصبی دارند و باعث افزایش فشار خون، ضربان قلب و افزایش سطح انرژی در بدن می‌شوند.

2. سروتونین: این هورمون مسئول کنترل خلق و خو و تعادل روحی است. سطح پایین این هورمون باعث افسردگی و اضطراب می‌شود.

3. کورتیزول: این هورمون در واکنش به استرس ترشح می‌شود و باعث افزایش سطح قند خون، فشار خون و تحریک سیستم ایمنی می‌شود. افزایش طولانی‌مدت سطح این هورمون ممکن است باعث افسردگی و اضطراب شود.

4. تستوسترون: این هورمون در مردان تولید می‌شود و مسئول تنظیم عملکرد جنسی، رشد عضلات و استحکام استخوان‌ها است. در زنان نیز تولید این هورمون در اندکی میزان انجام می‌شود.

5. استروژن: این هورمون در زنان تولید می‌شود و مسئول کنترل دوره قاعدگی، حفظ سلامت استخوان‌ها و افزایش سطح انرژی است.

6. ملاتونین: این هورمون مسئول کنترل روز و شب در بدن است و تاثیر بسیاری در کنترل موقعیت خواب دارد.

به طور کلی، تعادل در سطح هورمون‌های بدن برای حفظ سلامت روحی و جسمی بسیار است. برای نمونه، می‌توان گفت که سطح بالای کورتیزول در بدن ممکن است باعث افزایش استرس، اضطراب، افسردگی، خستگی، افزایش وزن، مشکلات خواب و سایر مشکلات روحی و جسمی شود. به همین دلیل، حفظ تعادل در سطح هورمون‌های بدن از اهمیت بسیاری برخوردار است.

همچنین، تعدادی از هورمون‌های دیگری مانند اینسولین، گلوکاگون، آدیپونکتین، لپتین، آندروژن‌ها و استروژن‌های دیگر نیز در کنترل سطح قند خون، میزان چربی بدن، کنترل اشتها، رشد و توسعه جنین و سایر عملکردهای بدنی نقش دارند.

به طور کلی، هورمون‌های بدن با تاثیر در سطح فعالیت‌های فیزیولوژیکی، شناختی و رفتاری، بر خلق و خو و سلامتی فرد تاثیر می‌گذارند. به همین دلیل، حفظ تعادل در سطح هورمون‌های بدن با توجه به سبک زندگی و شرایط فردی، بسیار مهم است.

چگونه می‌توانیم به تنظیم هورمونها کمک کنیم

تنظیم سطح هورمون‌های بدن می‌تواند از طریق تغذیه، ورزش، استراحت، کاهش استرس و سبک زندگی سالم انجام شود. در ادامه به برخی از روش‌هایی که به تنظیم هورمون‌ها کمک می‌کنند، اشاره می‌کنم:

1. تغذیه سالم: مصرف غذاهای سالم و متنوع باعث تأمین ترکیبی مناسب از ویتامین‌ها، مواد معدنی و نیازهای غذایی بدن می‌شود. مصرف برخی مواد غذایی خاص مانند سبزیجات، میوه‌ها، ماهی، مواد غذایی با فیبر بالا و مواد غذایی با پروتئین بالا، به تنظیم سطح هورمون‌ها کمک می‌کند.

2. ورزش: ورزش منظم به تنظیم سطح هورمون‌های بدن کمک می‌کند. ورزش می‌تواند باعث افزایش سطح تستوسترون و سروتونین، کاهش سطح کورتیزول و بهبود تعادل هورمونی در بدن شود.

3. استراحت: استراحت و خواب کافی به تنظیم هورمون‌ها کمک می‌کند. در واقع، خواب کافی باعث تولید ملاتونین، هورمونی که به تنظیم روز و شب در بدن کمک می‌کند، می‌شود.

4. کاهش استرس: کاهش استرس و رسیدگی به مشکلات روحی و جسمی می‌تواند به تنظیم سطح هورمون‌های بدن کمک کند. فعالیت‌هایی مانند مدیتیشن، یوگا و تنفس عمیق می‌تواند به کاهش استرس و افزایش سطح سروتونین کمک کند.

5. سبک زندگی سالم: سبک زندگی سالم شامل کاهش مصرف الکل و دخانیات، از دست دادن وزن اضافی، کاهش مصرف قند و چربی‌های اشباع شده، استفاده از محصولات غذایی سالم و طبیعی و کاهش مصرف مواد افزودنی و شیمیایی است. این سبک زندگی می‌تواند به تنظیم سطح هورمون‌های بدن کمک کند.

6. مصرف مکمل هورمونی: در برخی موارد، مصرف مکمل هورمونی مانند هورمون رشد، تستوسترون و استروژن ممکن است به تنظیم سطح هورمون‌های بدن کمک کند. اما برای استفاده از این مکمل‌ها، بهتر است با یک پزشک یا متخصص تغذیه مشورت کنید.

به طور خلاصه، تنظیم سطح هورمون‌های بدن می‌تواند از طریق یک سبک زندگی سالم، تغذیه مناسب، ورزش منظم، استراحت کافی، کاهش استرس و در برخی موارد مصرف مکمل هورمونی انجام شود. با این حال، در صورتی که مشکلاتی با سطح هورمون‌های بدن دارید، بهتر است با پزشک خود مشورت کنید و از روش‌های درست و مناسب برای تنظیم هورمون‌های بدن استفاده کنید.

۱-۲

@thinkpluswithus
👈مهمترین ارتباط هورمونولوژی و روانشناسی

ارتباط هورمونولوژی و روانشناسی بسیار مهم است. هورمون‌ها در کنترل خلق و خو و رفتار انسان نقش بسیار مهمی دارند. هرگونه تغییر در سطح هورمون‌های بدن می‌تواند تأثیر بسیار زیادی بر روی روانشناسی و رفتار فرد داشته باشد. به طور کلی، هورمون‌ها در دو راستایی انرژی و تعادل تأثیر دارند و تعادل بین آن‌ها برای داشتن روحیه سالم و خلق و خوی بهتر بسیار مهم است.

به عنوان مثال، تغییرات سطح سروتونین می‌تواند تأثیر بسیار زیادی بر روی خلق و خوی فرد داشته باشد. سطح پایین این هورمون ممکن است باعث افسردگی و اضطراب شود. به همین ترتیب، تغییرات در سطح هورمون‌های استروژن و تستوسترون در زنان و مردان ممکن است باعث تغییرات در رفتار و خلق و خو شود.

همچنین، کاهش سطح کورتیزول (هورمون استرس) می‌تواند باعث کاهش استرس و اضطراب شود، در حالی که سطح بالای این هورمون ممکن است باعث افسردگی و اضطراب شود.

در کل، ارتباط هورمون‌ها و روانشناسی بسیار پیچیده است و تأثیر آن‌ها بر روی خلق و خو و رفتار فرد به تعداد زیادی عوامل، از جمله جنسیت، سن، سلامت جسمی، شرایط زندگی و محیط اجتماعی، بستگی دارد. به همین دلیل، برای مطالعه و درک بهتر این ارتباط، نیاز به مطالع‌بینی و تحلیل عوامل مختلف داریم. با این حال، می‌توان با رعایت سبک زندگی سالم، تغذیه مناسب، ورزش منظم و کاهش استرس، به تنظیم سطح هورمون‌ها و کاهش اثرات منفی آن‌ها بر روی روانشناسی کمک کرد.

در برخی موارد، مصرف مکمل‌های هورمونی مانند هورمون رشد، تستوسترون و استروژن نیز می‌تواند به تنظیم سطح هورمون‌های بدن کمک کند، اما برای استفاده از این مکمل‌ها بهتر است با پزشک یا متخصص تغذیه مشورت کنید.

در کل، ارتباط هورمون‌ها و روانشناسی بسیار پیچیده است و تأثیر آن‌ها بر روی خلق و خو و رفتار فرد به تعداد زیادی عوامل بستگی دارد. به همین دلیل، برای درک بهتر این ارتباط و تنظیم سطح هورمون‌های بدن، بهتر است با پزشک خود مشورت کنید و از روش‌های درست و مناسب برای تنظیم هورمون‌های بدن استفاده کنید.

👈 نقش غده تیروئید در خلق انسان
غده تیروئید یکی از غده‌های اندوکرین بدن است که در تولید هورمون‌هایی مانند تیروکسین (T4) و تری‌یودوتیرونین (T3) نقش دارد. هورمون‌های تولید شده توسط غده تیروئید تأثیری بسیار زیاد بر روی سلامت جسمی و روانشناسی انسان دارند.

نقش غده تیروئید در تنظیم میزان انرژی و حرکت بدن، تنظیم فعالیت سیستم عصبی و تأثیر بر روی تمامی بافت‌های بدن بسیار مهم است. عدم تولید مقدار کافی این هورمون‌ها می‌تواند باعث افزایش وزن، خستگی، افسردگی و اختلالات دیگر در سلامت جسمی و روانی شود.

به عنوان مثال، کاهش سطح هورمون‌های تیروئید در بدن می‌تواند باعث افزایش وزن، کاهش تمرکز و توجه، افسردگی، خستگی و کاهش فعالیت جنسی شود. به همین ترتیب، درمان افرادی که با اختلالات تیروئیدی مواجه هستند، می‌تواند بهبود علائم روانی و فیزیکی آن‌ها را به دنبال داشته باشد.


منابع مفید برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تنظیم هورمون‌های بدن:

1. کتاب "The Hormone Cure" نوشته Sara Gottfried

2. مقالات و پژوهش‌های علمی در زمینه هورمون‌های بدن و تنظیم سطح آن‌ها

3. سایت‌های معتبر و متخصص در زمینه سلامت و تنظیم هورمون‌ها مانند WebMD، Healthline و Mayo Clinic

برای مطالعه عمیقتر در مورد نقش غده تیروئید در خلق انسان، می‌توانید به منابع زیر مراجعه کنید:

1. "Thyroid Hormone and the Brain"، مقاله نوشته شده توسط Mary J. Shomon و منتشر شده در سایت Verywell Health

2. "The Thyroid and the Mind and Emotions/Thyroid Dysfunction and Mental Disorders"، مقاله نوشته شده توسط Richard Shames و Karilee Shames و منتشر شده در سایت Thyroid Power

3. "The Role of Thyroid Hormones in Depression"
نقش هورمون تیروئید در افسردگی.
در این مورد در یک پست جدا با تیتر افسردگی و نقش هورمون‌ها در think پلاس مطلب ارائه شده است.

۲-۲

@thinkpluswithus
دکتر موریس ستودگان‌

📍اهمیت نظریه دلبستگی

نطریه دلبستگی یا نظریه پیوستگی (Attachment theory )، نظریه‌ای در روان‌شناسی است که سعی در بررسی رابطه فرزند – والدین و وابستگی‌های اجتماعی – عاطفی انسان‌ها به یکدیگر دارد. این اصطلاح برای اشاره به روابط اجتماعی-عاطفی محکم و دائمی به کار می‌رود. از نگاه روانشناسی نظریه دلبستگی یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین نظریه‌های روانشناسی است که برای درک رفتار انسان‌ها و روابط بین افراد به کار می‌رود. این نظریه از سال‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ توسط جان بولبی، محقق و روان‌شناس آمریکایی، توسعه یافت.

به طور کلی، نظریه دلبستگی بیان می‌کند که دلبستگی یکی از نیازهای اساسی انسان است و افراد با توجه به نوع دلبستگی خود به دیگران، رفتارهای خاصی را نشان می‌دهند. این نظریه به دو قسمت تقسیم می‌شود:
الف) دلبستگی امن (Secure Attachment)
ب) و دلبستگی ناامن (Insecure Attachment)
دلبستگی امن به وجود می‌آید زمانی که یک کودک در دوران کودکی به خوبی با والدین خود ارتباط برقرار کرده باشد و احساس امنیت و آرامش داشته باشد. به عبارت دیگر، کودکانی که دلبستگی امن دارند، به آسانی احساس اعتماد به نفس و امنیت می‌کنند و در روابطشان با دیگران، رفتارهای سالم و سازنده را انجام می‌دهند.

از سوی دیگر، دلبستگی ناامن به دو دسته‌ی دیگر تقسیم می‌شود:
۱) دلبستگی اجتنابی
(Avoidant Attachment)
۲) دلبستگی امبی والنت یا مقاوم (Ambivalent Attachment)
در دلبستگی اجتنابی، فرد به دلیل تجربه‌های منفی در رابطه با والدین خود یا دیگران، احساس ناامنی و ترس از نزدیک شدن به دیگران دارد و به سمت فاصله‌گری و اجتناب می‌رود. در دلبستگی مقاوم، فرد به دلیل تجربه‌های ناموفق در برقراری روابط، به دیگران وابسته و احساس ناامنی و نگرانی بیش از حد نسبت به رابطه با دیگران دارد.

به طور کلی، نظریه دلبستگی با توجه به تأثیرات کودکی و تجربیات زود هنگام بر روی رفتار افراد، بسیار مهم بوده و درک بهتر این نظریه می‌تواند در بهبود روابط بین افراد و احساس رضایت در زندگی کمک کند.
نظریه دلبستگی در روابط عاطفی نیز بسیار مهم است و به عنوان یکی از اصول اساسی درک روابط بین دو نفر به کار می‌رود. به طور کلی، افرادی که دلبستگی امن دارند، به راحتی به روابط عاطفی پایبندند و بتوانند در آن‌ها به طور بهتری احساس رضایت و رضایت شخصی داشته باشند. اما افرادی که دلبستگی ناامن دارند، ممکن است دچار مشکلات در روابط عاطفی شوند، از جمله عدم اعتماد به دیگران، ترس از رد شدن و نگرانی‌های بیش از حد در مورد رابطه با دیگران.

همچنین، نظریه دلبستگی در درمان روان‌شناختی نیز به کار می‌رود. درمان‌هایی که بر اساس این نظریه طراحی شده‌اند، به فرد کمک می‌کنند تا بتواند رفتارهای ناشی از دلبستگی ناامن را شناسایی کند و با تمرین‌های مشخص، رفتارهای سالم و سازنده برای بهبود روابط با دیگران را یاد بگیرد.

در نهایت، نظریه دلبستگی به عنوان یکی از مهمترین نظریه‌های روانشناسی، درک بهتری از رفتارهای افراد و روابط بین آن‌ها به ما می‌دهد و می‌تواند در بهبود روابط شخصی و اجتماعی کمک کند.

۱-۳

@thinkpluswithus
💔 رابطه دلبستگی های ناایمن و اختلالات

رابطه دلبستگی ناامن و اختلالات روانی بسیار مورد بررسی و توجه قرار گرفته است. تحقیقات نشان می‌دهد که دلبستگی ناامن در کودکی و دوران نوجوانی با احتمال بیشتری از اختلالات روانی در دوران بزرگسالی مرتبط است.

در افرادی که دلبستگی ناامن دارند، احتمال بروز اختلالات روانی مختلف از جمله افسردگی، اضطراب، اختلالات خوردن، اختلالات شخصیتی و اختلالات وسواسی-اجباری بیشتر است. همچنین، در برخی مطالعات، مشاهده شده است که دلبستگی ناامن در بیمارانی با اختلالات روانی مانند اختلال اضطراب عمده، اختلالات خلقی و اختلالات شخصیتی برجسته است.

دلبستگی ناامن می‌تواند تأثیرات منفی بر روی توانایی فرد در برقراری روابط سالم و پایدار داشته باشد و باعث شود که فرد به دیگران اعتماد نکند یا در روابط ناپایدار باشد. برعکس، داشتن دلبستگی امن می‌تواند به فرد کمک کند تا روابط سالم و پایداری با دیگران برقرار کند و باعث افزایش عملکرد روانی و احساس رضایت شخصی شود.

با توجه به اینکه دلبستگی ناامن می‌تواند به عنوان یکی از عوامل مؤثر در بروز اختلالات روانی در دوران بزرگسالی محسوب می‌شود، شناسایی و درمان دلبستگی ناامن می‌تواند در پیشگیری از بروز اختلالات روانی و بهبود کیفیت زندگی افراد مؤثر باشد. درمان‌هایی که بر اساس نظریه دلبستگی طراحی شده‌اند، به فرد کمک می‌کنند تا رفتارهای ناشی از دلبستگی ناامن را شناسایی کند و با تمرین‌های مشخص، رفتارهای سالم و سازنده برای بهبود روابط با دیگران را یاد بگیرد.

❤️‍🩹 درمان دلبستگی ناامن

درمان دلبستگی ناامن باید بر اساس نوع دلبستگی ناامن و ویژگی‌های فردی هر فرد به صورت شخصی‌سازی شده و طراحی شود. با این حال، درمان‌هایی که بر اساس نظریه دلبستگی طراحی شده‌اند، به عنوان یک راه حل مؤثر برای بهبود دلبستگی ناامن مورد استفاده قرار می‌گیرند. در زیر به برخی از روش‌های درمانی برای دلبستگی ناامن اشاره می‌کنیم:

1. روش‌های شناختی-رفتاری: این روش‌ها بیشتر بر روی شناخت و تغییر رفتارهای ناپسند و افکار منفی تمرکز دارند. در این روش‌ها، فرد با استفاده از تمرینات و فعالیت‌های مشخص، به شناخت بهتر از رفتارهای خود می‌پردازد و رفتارهای جایگزین سالم و سازنده را یاد می‌گیرد.

2. روش‌های پیوستاری: در این روش، به دلیل اینکه دلبستگی ناامن بیشتر در روابط اجتماعی بیان می‌شود، فرد با استفاده از فعالیت‌های گروهی و روابط پیوستاری، با دیگران در ارتباط است و به شناخت بهتر از رفتارهای خود و روابط با دیگران می‌پردازد.

3. روش‌های ارتباطی: در این روش، تمرکز بیشتر بر روی بهبود روابط با دیگران و به دست آوردن روابط امن و پایدار است. این روش‌ها به فرد کمک می‌کنند تا نحوه برقراری روابط با دیگران را بهبود بخشد و رفتارهای سالم و سازنده را در روابط با دیگران یاد بگیرد.

4. روش‌های پرسشنامه‌ای: برای شناسایی و تشخیص نوع دلبستگی ناامن، استفاده از پرسشنامه‌های مناسب می‌تواند مؤثر باشد. پرسشنامه‌هایی مانند پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان (Adult Attachment Questionnaire) و پرسشنامه دلبستگی کودکی (Childhood Attachment Questionnaire) به منظور شناسایی و تشخیص نوع دلبستگی ناامن استفاده می‌شوند.

در کل، درمان دلبستگی ناامن باید بر اساس نوع دلبستگی ناامن و ویژگی‌های فردی هر فرد به صورت شخصی‌سازی شده و طراحی شود. با توجه به اینکه دلبستگی ناامن می‌تواند عوارض جدی برای فرد داشته باشد، توصیه می‌شود که در صورت داشتن دلبستگی ناامن، به یک روان‌شناس مراجعه کند تا درمان مناسب برای خود را شروع کند. همچنین، برای افرادی که با افرادی با دلبستگی ناامن روبرو می‌شوند، مانند همسران، دوستان و همکاران، آگاهی از دلبستگی ناامن و رفتارهای مربوط به آن می‌تواند به کاهش تنش‌ها و بهبود روابط کمک کند.

به طور کلی، درمان دلبستگی ناامن شامل شناخت بهتر از رفتارهای خود و روابط با دیگران، تغییر رفتارهای ناپسند و یادگیری رفتارهای سالم و سازنده است. درمان دلبستگی ناامن به دلیل تأثیرات بالینی و اجتماعی آن، می‌تواند در بهبود روابط شخصی و اجتماعی کمک کند و بهبود کیفیت زندگی فرد را بهبود بخشد.
۲-۳

@thinkpluswithus
برخی منابع مرتبط با نظریه دلبستگی و رابطه آن با اختلالات روانی و درمان آن عبارتند از:

1. Bowlby, J. (1969). Attachment and Loss: Vol. 1. Attachment. Basic Books.

2. Cassidy, J., & Shaver, P. R. (Eds.). (2016). Handbook of attachment: Theory, research, and clinical applications (3rd ed.). Guilford Press.

3. Mikulincer, M., & Shaver, P. R. (2016). Attachment in adulthood: Structure, dynamics, and change (2nd ed.). Guilford Press.

4. Levy, K. N., Ellison, W. D., Scott, L. N., Bernecker, S. L., & Johnson, B. N. (2019). Attachment theory. In Handbook of psychodynamic approaches to psychopathology (pp. 145-170). Guilford Press.

5. Fonagy, P., & Bateman, A. W. (2016). Attachment theory and mentalization: An overview. Psychodynamic Psychiatry, 44(3), 377-397.

6. Johnson, S. M. (2019). Attachment theory in practice: Emotionally focused therapy (EFT) with individuals, couples, and families. Guilford Press.

7. Wallin, D. J. (2018). Attachment in psychotherapy. Guilford Press.

8. Holmes, J. (2018). The attachment revolution: Can what we know about attachment help us to resolve the crisis in psychotherapy?. Routledge.

9. Mallinckrodt, B., & Wei, M. (2019). Attachment theory and research in counseling psychology: An integration with relational cultural theory. Journal of Counseling Psychology, 66(3), 263-277.

10. Dixon-Gordon, K. L., & Chapman, A. L. (2019). Attachment and personality disorders. Current Opinion in Psychology, 25, 21-25.

۳-۳

@thinkpluswithus
دکتر موریس ستودگان

🧠 مهارت های زندگی و نحوه آموختن آنها

در روانشناسی، مهارت‌های زندگی به عنوان مجموعه‌ای از مهارت‌های عملی شناخته می‌شوند که به فرد کمک می‌کنند تا در برابر چالش‌های زندگی بهتر عمل کند و در زندگی روزمره خود موفقیت بیشتری داشته باشد. برخی از مهمترین مهارت‌های زندگی در روانشناسی عبارتند از:

👈1. مهارت‌های ارتباطی: مهارت‌های ارتباطی شامل مهارت‌هایی همچون شنیداری فعال، ارتباط غیرفعال، بیان خودآگاه، ارتباطات بین فرهنگی و تفکر انتقادی هستند. این مهارت‌ها به فرد کمک می‌کنند تا بهتر درک کند که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند و به طور موثر با آن‌ها ارتباط برقرار کند.

👈 2. مهارت‌های حل مسئله: مهارت‌های حل مسئله شامل مهارت‌هایی همچون تحلیل مسئله، تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی، اجرا و ارزیابی هستند. این مهارت‌ها به فرد کمک می‌کنند تا چالش‌های زندگی را بهتر مدیریت کند و به دنبال راه‌حل‌های بهتر برای مسائل خود باشد.

👈3. مهارت‌های خودشناسی: مهارت‌های خودشناسی شامل مهارت‌هایی همچون تحلیل خود، تعریف هدف، ایجاد اعتماد به نفس، تعامل با احساسات و تنظیم احساسات هستند. این مهارت‌ها به فرد کمک می‌کننند تا درک بهتری از خود داشته باشد و با توجه به نقاط قوت و ضعف خود، بهبود آن‌ها را هدف قرار دهد و به دنبال رسیدن به هدف‌های خود با اعتماد به نفس بیشتری باشد.

👈 4. مهارت‌های مدیریت استرس: مهارت‌های مدیریت استرس شامل مهارت‌هایی همچون شناخت علائم استرس، تمرینات تنفسی، تمرینات مدیتیشن و تمرینات تفکر مثبت هستند. این مهارت‌ها به فرد کمک می‌کنند تا بهتر با استرس‌های روزمره خود مقابله کند و احساس رضایت و آرامش بیشتری داشته باشد.

👈 5. مهارت‌های همکاری و تعامل: مهارت‌های همکاری و تعامل شامل مهارت‌هایی همچون هم‌احساسی، هم‌دلی، همکاری و توانایی کار در گروه هستند. این مهارت‌ها به فرد کمک می‌کنند تا بهتر با دیگران همکاری کند و در کار یا زندگی اجتماعی خود بهبود بخشد.

👈6. مهارت‌های تحمل و انعطاف‌پذیری: مهارت‌های تحمل و انعطاف‌پذیری شامل مهارت‌هایی همچون تحمل خود، تحمل ناامیدی، تحمل ناموفقیت‌ها، انعطاف‌پذیری و توانایی تطبیق با تغییرات هستند. این مهارت‌ها به فرد کمک می‌کنند تا در مواجهه با چالش‌های زندگی همیشه شجاعانه باشد و به دنبال راه‌حل‌های جدید باشد.

همه این مهارت‌ها به فرد کمک می‌کنند تا زندگی روزمره خود را بهتر مدیریت کند، با مشکلات و چالش‌های زندگی بهتر روبرو شود و به دنبال رسیدن به اهداف خود با موفقیت بیشتری باشد. علاوه بر این، این مهارت‌ها به فرد کمک می‌کنند تا ارتباطات اجتماعی خود را بهبود بخشد، در محیط کار یا تحصیلی بهتر عمل کند و از زندگی خود لذت بیشتری ببرد. بنابراین، آموزش و تقویت این مهارت‌های زندگی در طول زندگی می‌تواند بهبود قابل توجهی در کیفیت زندگی فرد و افراد اطراف او داشته باشد.

💼 کجا این‌مهارتها را بیاموزیم

مهارت‌های زندگی می‌تواند از طریق مدارس، دوره‌های آموزشی، کلاس‌های آنلاین، کتاب‌ها، ویدئوها، وب سایت‌ها و مراکز مشاوره و روانشناسی آموزش داده شود. همچنین، فعالیت‌های روزمره می‌تواند به عنوان یک موقعیت آموزشی برای تقویت مهارت‌های زندگی استفاده شود.

🤼 برای مثال، برای آموزش مهارت‌های ارتباطی، می‌توانید به دوره‌های آموزشی ارتباطی رفته، کتاب‌هایی را در مورد مهارت‌های ارتباطی مطالعه کنید یا با دوستان و خانواده خود بهترین راه برای برقراری ارتباط موثر را تمرین کنید.

🧘‍♂ برای مهارت‌های حل مسئله، می‌توانید با حل مسائل ساده آغاز کنید و به تدریج به مسائل پیچیده‌تر بپردازید. همچنین، می‌توانید با مشاهده ویدئوها و خواندن کتاب‌هایی در مورد روش‌های حل مسئله، این مهارت را بهبود ببخشید.

🏋برای مهارت‌های خودشناسی، می‌توانید با تحلیل خود آغاز کنید و به شناخت نقاط قوت و ضعف خود بپردازید. همچنین، می‌توانید با مشاهده ویدئوها و خواندن کتاب‌هایی در مورد روش‌های خودشناسی، این مهارت را بهبود ببخشید.

🤸‍♂برای مهارت‌های مدیریت استرس، می‌توانید با تمرین تنفس عمیق و مدیتیشن آغاز کنید و همچنین از تمرینات فیزیکی مانند ورزش برای کاهش استرس استفاده کنید. همچنین، می‌توانید با مشاهده ویدئوها و خواندن کتاب‌هایی در مورد روش‌های مدیریت استرس، این مهارت را بهبود ببخشید.

🧗 برای مهارت‌های همکاری و تعامل، می‌توانید با کار در گروه‌ها و تیم‌ها آغاز کنید و با دیگران به اشتراک گذاری نظرات، ایده‌ها و تجربیات خود، این مهارت را بهبود بخشید. همچنین، می‌توانید با مشاهده ویدئوها و خواندن کتاب‌هایی در مورد روش‌های همکاری و تعامل، این مهارت را بهبود ببخشید.

🚵‍♀ برای مهارت‌های تحمل و انعطاف‌پذیری، می‌توانید با تمرین تحمل در مواجهه با مشکلات کوچک آغاز کنید و به تدریج به مواجهه با مشکلات بزرگ‌تر پرداخته و با تجربه‌های پیچیده روبرو شوید.

۱-۲
@thinkpluswithus
👍1
همچنین، می‌توانید با مشاهده ویدئوها و خواندن کتاب‌هایی در مورد روش‌های تحمل و انعطاف‌پذیری، این مهارت را بهبود ببخشید.

در نهایت، برای بهبود مهارت‌های زندگی خود، نیاز است که به صورت دائمی و مداوم به تمرین آن‌ها بپردازید و بهترین روش برای یادگیری این مهارت‌ها، تمرین و تکرار آن‌ها در موقعیت‌های واقعی است.


📚منابع جدید
منابع بروز در مورد مهارت‌های زندگی در حوزه روانشناسی متنوع است و ممکن است شامل کتاب‌ها، مقالات، ویدئوها، پادکست‌ها و منابع دیگری باشد. در زیر، چند منبع بروز در این حوزه آورده شده است:

- کتاب "مهارت‌های زندگی" اثر مارک مانسون (Mark Manson)

- کتاب "مهارت‌های ارتباطی" اثر مایکل هالبروک (Michael Hallbrook)

- کتاب "مهارت‌های حل مسئله" اثر رایان لی (Ryan Holiday)

- کتاب "تفکر انتقادی: مهارت‌های تفکر پویا برای موفقیت در دنیای امروز" اثر راجر مارتین (Roger Martin)

- کتاب "راه‌های بهبود خودشناسی" اثر مارک اپلمن (Mark Epstein)

- کتاب "مدیریت استرس: چگونه با استرس زندگی کنیم" اثر ریچارد لازاروس (Richard Lazarus)

- کتاب "همکاری و تعامل در کار" اثر جیمز ری (James Rie)

- کتاب "تحمل و انعطاف‌پذیری: چگونه با مشکلات زندگی کنیم" اثر سیداهمد رضوی (Seyyed Ahmad Rezavi)

همچنین، وب سایت های مرتبط با روانشناسی و بهبود کیفیت زندگی مثل Psychology Today، Verywell Mind و Greater Good Magazine، منابع فوق العاده برای دستیابی به مطالب جدید در این زمینه می‌باشند.

همچنین، پادکست‌هایی مانند
The Happiness Lab،
The School of Greatness و The Tim Ferriss Show نیز در حوزه بهبود کیفیت زندگی و مهارت‌های زندگی به صورت جدی پیگیری می‌شوند و به عنوان منابع بروز مورد توصیه قرار می‌گیرند.

لازم به ذکر است که بهتر است قبل از استفاده از هر یک از منابع فوق، از معتبر بودن و منبع آن اطمینان حاصل کنید و همچنین، برای بهبود مهارت‌های زندگی خود، بهتر است به صورت مداوم و پیوسته به تمرین آن‌ها بپردازید و در صورت لزوم، با روانشناس یا مشاور مشورت کنید.

۲-۲

@thinkpluswithus
این شابلون برای پست قبلی در مورد اهمیت نظریه دلبستگی و انواع و تأثیر آن بر رابطه جمع بندی شده.

@thinkpluswithus
دکتر موریس ستودگان

مصاحبه با یک رادیو نوجوان در سویس ۲۰۰۶

🖐 اهمیت نه گفتن و چگونه میتوانیم نه بگوییم


نه گفتن در برخی مواقع ممکن است برای شخص مورد نظر مشکلاتی ایجاد کند. به طور کلی، نه گفتن می‌تواند به دو دلیل مهم باشد:

1. تعهدات زیاد: اگر ما به دلیل نه گفتن به دیگران، تعهدات زیادی را بر عهده بگیریم، ممکن است به محض اینکه نتوانیم به همه این تعهدات بپردازیم، با مشکلاتی مواجه شویم. بهتر است در زمان درخواست کاری، با دقت و بر اساس ظرفیت و زمان خود، تعهدات خود را بپذیریم - [قانون اول فکر بعد پاسخ!] .

2. خودداری از پیشرفت: نه گفتن به فرصت‌های جدید و یادگیری در موقعیت‌های جدید می‌تواند مانع رشد ما شود. اگر به دلیل نه گفتن به فرصت‌های جدید از دست مان بروند، می‌توانیم به طور غیرمستقیم از توسعه شغلی و شخصی خود بازبمانیم - [قانون اول فکر بعد پاسخ!] .

بنابراین، بهتر است در هر زمان که می‌توانیم، با دقت به درخواست‌های دیگران در هر زمینه ای فکر کنیم و پاسخ دهیم و البته فقط به موقع و با توجه به ظرفیت خودمان، به درخواست‌های دیگران پاسخ می دهیم - [قانون اول فکر بعد پاسخ!]

بسیاری با نه نگفتن هنوز مشکل خواهند داشت، ولی چرا؟

😐 چرا بعضی ها با نه گفتن مشکل دارند

نه گفتن یک امر کاملا فرهنگیست. ما ممکن است با نه گفتن به دیگران مشکل داشته باشیم. دلایل این مشکلات می‌تواند متنوع باشد، اما در زیر برخی از دلایل شایع برای این مشکلات را کوتاه عنوان می‌کنم:

1. ناراحتی دیگران: بعضی افراد نگران ناراحتی دیگران هستند، بنابراین از نه گفتن خودداری می‌کنند تا دیگران ناراحت نشوند. این ممکن است به دلیل ترس از پذیرفته نشدن و یا ترس از تأثیر منفی بر روابط شخصی باشد.

2. ناتوانی در مدیریت زمان: بعضی افراد به دلیل ناتوانی در مدیریت زمان، به درخواست‌های بیش از حد پاسخ می‌دهند و نه گفتن را نمی‌توانند تحمل کنند. این ممکن است به دلیل نداشتن مرزهای مشخص و تعیین نکردن اولویت‌ها باشد.

3. ناتوانی در مقابله با تنش‌ها: بعضی افراد نمی‌توانند با تنش‌های روابطی که ممکن است از نه گفتن به دیگران به وجود بیاید، مقابله کنند. این ممکن است به دلیل ترس از طرد شدن در روابط و یا ترس از تحریک دیگران باشد.

در نهایت، این مسئله بستگی به فرهنگ، شخصیت، تجربه و شرایط شخص دارد. اما معمولا با تمرین و توانمندی در مدیریت زمان و روابط، افراد می‌توانند به نه گفتن بدون تنش و مشکلات بیشتر عادت کنند.

😌 چگونه نه بگوییم

نه گفتن یک مهارت است که همه باید به آن عادت کنیم. اما نه گفتن همچنان می‌تواند در برخی موارد ناراحتی برای شخصی که دارای درخواست از ماست، ایجاد کند. در زیر چند روش برای نه گفتن به دیگران را بیان می‌کنم:

۱. شروع با یک ارزیابی: درخواست را دقیق بررسی کنیم و از خودمان بپرسیم که آیا می‌توانیم این درخواست را انجام دهیم یا خیر؟ اگر پاسخ ما خیر است، به آرامی و با احترام به فردی که درخواست داده است، نه خود را بگوییم.

۲. استفاده از عبارات مهارتمندانه: برای نه گفتن به دیگران، از عباراتی استفاده کنیم که احترام به درخواست کننده را نشان دهند و در عین حال نه ما را به شکل رسمی و محترم بیان کند. به عنوان مثال ، می‌توانیم بگوییم: "بله، متأسفانه در حال حاضر نمی‌توانم به درخواست شما پاسخ مثبتی بدهم" یا "ممکن است در یک زمان دیگر بتوانم به درخواست شما پاسخ بدهم".

۳. توضیح مناسب شرایط: در برخی موارد، توضیح دادن به دیگران در مورد دلایل خود برای نه گفتن، می‌تواند به شخص مقابل کمک کند تا بهتر موقعیت ما را درک کند که چرا ما نمی‌توانیم به درخواست او پاسخ مثبتی بدهیم. در این حالت، می‌توانیم به آرامی و با احترام به فردی که درخواست داده است، دلیل خود برای نه گفتن را بیان کنیم.

۴. ارائه راه حل دیگر: در برخی موارد، ممکن است ما نتوانیم به درخواست خاصی پاسخ مثبتی بدهیم، اما می‌توانیم یک راه حل دیگر را به فردی که درخواست داده است، پیشنهاد دهیم. به عنوان مثال، ما ممکن است نتوانیم‌ در یک پروژه کاری شرکت کنیم، اما شاید بتوانیم یک فرد دیگر را معرفی کنیم که می‌تواند مفید باشد.‌

۵. قطعی بودن: در برخی موارد، بهتر است به طور قطعی و بدون تردید نه بگوییم. به عنوان مثال، به جای استفاده از عباراتی مانند "ممکن است نتوانم"، از عبارات مانند "نمی‌توانم" یا "از انجام آن معذور هستم" استفاده کنید.

۶. پایان با احترام: پایان بحث با احترام به فردی که درخواست داده است، بسیار مهم است. بهتر است با ابراز تاسف خود به او و تشکر از اینکه به ما فرصت داده است، به مبحث پایان دهیم.

به طور کلی، برای نه گفتن به دیگران باید با احترام و محترمانه عمل کرد و از عباراتی استفاده کرد که به مخاطب بی احترامی نشده، اما در عین حال نه ما را به شکل قطعی و واضح بیان کند.


۱-۳

@thinkpluswithus
🥹 علل ترس از نه گفتن

ترس از نه گفتن یک مسئله رایج است که ممکن است برای برخی افراد ناراحتی و استرس ایجاد کند. در روانشناسی، برخی از علل احتمالی ترس از نه گفتن عبارتند از:

1. ترس از پذیرفته نشدن: گاهی ما ناخوداگاه نگران هستیم که با نه گفتن، دیگران از رفتار ما ناراضی شوند یا احساس طرد شدن کنیم. این ترس ممکن است به دلیل تجربه‌های قبلی از طرد شدن و یا کم اعتمادی به خود باشد.

2. ترس از ایجاد تنش: گاهی ما ممکن است نگران باشیم که با نه گفتن ما، تنش‌های روابطی را ایجاد کنیم. این ممکن است به دلیل نداشتن مهارت‌های لازم برای مدیریت روابط، یا ترس از تحریک دیگران باشد.

3. ترس از از دست دادن فرصت‌ها: گاهی ما ممکن است نگران نه گفتن شویم، چرا که نمیخواهیم فرصت‌ها را از دست بدهیم. و این دشوارترین قدم در نه گفتن هست. این ممکن است به دلیل نداشتن اعتماد به نفس و خودانگیختگی کافی برای به دست آوردن فرصت‌های جدید باشد.

4. ترس از تأثیر منفی بر روابط شخصی: گاهی ممکن است ما نگران نه گفتن خود باشیم، چون از تأثیر منفی بر روابط شخصی خود می‌ترسیم. این ممکن است به دلیل ترس از از دست دادن رابطه با کسی که دوستش داریم و یا ترس از تأثیر منفی بر سلامت روابط ما باشد.

در نهایت، ترس از نه گفتن می‌تواند بر اساس تربیت ها، مهارت های حل مشکل، مهارت انتقاد پذیری و شخصیت و همچنین تجربه شخص از دوران کودکی با نه گفتن متفاوت باشد. با این حال، با تمرین و توسعه مهارت‌های زندگی، مدیریت زمان و روابط، می توانیم به نه گفتن بدون تنش و مشکلات بیشتر عادت کنیم. به عنوان مثال، می‌توانیم با تمرین در مدیریت زمان، مرزها و اولویت‌های خود را بهتر تعیین کنیم و با تمرین در مدیریت روابط، مهارت‌های لازم برای مدیریت تنش‌های روابطی خود را بهبود بخشیم.

همچنین، اگر ما با ترس از نه گفتن مواجه هستیم، می‌توانیم‌ با مشاوره و یک روانشناس، به دنبال راهکارهایی برای مدیریت ترس خود و توسعه مهارت‌های مورد نیاز برای نه گفتن باشیم.

😗 روانشناسی چه پیشنهادی برای نه گفتن دارد؟

در روانشناسی، برای کمک به افراد در نه گفتن، پیشنهادهای مختلفی وجود دارد که می‌توان به آن‌ها توجه کرد. در زیر چند پیشنهاد برای نه گفتن را اسم میبرم:

1. تمرین کردن: یکی از روش‌های مؤثر برای مدیریت ترس از نه گفتن، تمرین مستمر است. با تمرین در مواجهه با درخواست‌ها و نه گفتن به دیگران، می‌توانیم خود را به طور آرام و با اعتماد به نفس در برابر درخواست‌های نامناسب قرار دهیم. می‌توانیم از خانواده خوداغاز کنیم.

2. توجه به دلایل و نیازهای خود: برای کمک به خود در نه گفتن، بهتر است به نیاز و دلایل خود برای نه گفتن توجه کنیم. با بررسی نیازهای خود، می‌توانیم برای خودمان اعتماد به نفس بیشتری ایجاد کنیم و به راحتی به درخواست‌های نامناسب نه خود را بگوییم. [جمله معتبر؛ اول نیاز من بعد نیاز دیگران!] یا [ارضا نیاز من سلامتی مرا تضمین می کند و سرکوب انها سبب بیماری میشود. ]

3. تمرکز بر روابط سالم: این امر بسیار مهم است. کسی که برای ما ارزش قایل است، می تواند نه ما را بپذیرد‌. برای ما که ترس از نه گفتن داریم، تمرکز بر روابط سالم می‌تواند بسیار کمک کننده باشد. با توجه به اینکه نه گفتن در برخی موارد ممکن است تنش‌های روابطی را ایجاد کند، اما بهتر است روابط سالم و مثبت را با افرادی که مهم هستند، تقویت کنیم تا نیازها ما دیده شود.

4. استفاده از تکنیک‌های تنظیم احساسات: برخی تکنیک‌های تنظیم احساسات می‌تواند به کمک ما در نه گفتن بشتابد. به عنوان مثال، می‌توانیم از تکنیک تنفس عمیق استفاده کنیم که می‌تواند به ما کمک مکند تا بهتر متمرکز شویم و احساسات خود را کنترل کنیم. همچنین، می‌توانیم از تکنیک‌های دیگری مانند تصویرسازی مثبت و تمرین تفکر مثبت استفاده کنیم که به ما در مدیریت ترس از نه گفتن کمک بزرگی خواهند کرد.

5. توسعه مهارت‌های ارتباطی: توسعه مهارت‌های ارتباطی می‌تواند به ما در نه گفتن به دیگران کمک کند. با توسعه مهارت‌های ارتباطی، می‌توانیم بهتر در مواجهه با درخواست‌های نامناسب عمل کنیم و به آرامی و با اعتماد به نفس، نه خود را بگوییم.

6. درک مؤثر از نیاز خود: برای کمک به خود در نه گفتن، بهتر است درک مؤثری از خود داشته باشیم. با شناخت خود و نقاط قوت و ضعف خود، می‌توانیم بهتر در مواجهه با درخواست‌های نامناسب عمل کنیم و به آرامی و با اعتماد به نفس، نه خود را بگوییم.

7. درمان ترس از نه گفتن: اگر ترس از نه گفتن ما به حدی شدید است که به طور قابل توجهی زندگی ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بهتر است به دنبال کمک حرفه‌ای درمانی باشیم.

۲-۳

@thinkpluswithus
📚 منابع

کتابهایی که میتوانند در "نه گفتن" در زمینه‌های گوناگون زندگی، از جمله روابط شخصی و روابط حرفه‌ای ما، کارآمدی داشته باشند.

به زبان آلمانی

۱. "Nein sagen und trotzdem erfolgreich verhandeln" نوشته‌ی Ilona Bürgel

این کتاب به شما کمک می‌کند تا بتوانید به‌طور موثری نه بگویید و همچنین در مذاکرات موفق عمل کنید.

۲. "Nein! Ich geh nicht mit, ich kenn dich nicht!" نوشته‌ی Gudrun Pausewang

این کتاب برای کودکان و نوجوانان نوشته شده است و درباره‌ی موضوع رد کردن درخواست‌های ناشناخته صحبت می‌کند.

۳. "Das kleine Nein" نوشته‌ی Brigitte Weninger

این کتاب نیز برای کودکان نوشته شده است و درباره‌ی اینکه چگونه بتوانند به‌طور موثری نه بگویند، صحبت می‌کند.

۴. "Nein sagen. Das will gelernt sein." نوشته‌ی Eva Gesine Baur

این کتاب به شما کمک می‌کند تا بتوانید با اعتماد به نفس و به‌طور موثری نه بگویید و خود را از این ترس و استرس آزاد کنید.

۵. "Nein! Ich will keinen Seniorenteller" نوشته‌ی Stephanie Kirchner

این کتاب به شما کمک می‌کند تا بتوانید به‌طور موثری در موقعیت‌های مختلفی نه بگویید و به خودتان احترام بگذارید.

امیدوارم که این کتاب‌ها به شما کمک کنند تا در زندگی روزمره‌تان به‌طور موثری نه بگویید.

به زبان انگلیسی

1. "The Power of No: Because One Little Word Can Bring Health, Abundance, and Happiness" نوشته James Altucher و Claudia Azula Altucher

2. "The Art of Saying NO: How to Stand Your Ground, Reclaim Your Time and Energy, and Refuse to Be Taken for Granted" نوشته Damon Zahariades

3. "The Courage to Be Disliked: How to Free Yourself, Change Your Life, and Achieve Real Happiness" نوشته Ichiro Kishimi و Fumitake Koga

4. "The Science of Saying No: How to Stand Your Ground and Reclaim Your Time" نوشته Patrick King

5. "Boundaries: When to Say Yes, How to Say No To Take Control of Your Life" نوشته Henry Cloud و John Townsend

کتابهای فارسی ترجمه شده مفید

۱. "نه‌گویی آسان" اثر ویلیام اوریون

۲. "چگونه بگوییم که نگوئیم" اثر دیک مایرز

۳. "فن و هنر نه گفتن" اثر ویلیام اوریون

از جمله کتاب‌هایی هستند که در زمینه‌ی نه گفتن و ارتباطات بین‌افراد می‌توانند مفید باشند. همچنین کتاب "چگونه بله بگوییم

۴. چگونه نه بگوییم" اثر رابرت کورسینا

۵. و "نه گفتن به دیگران: چگونه از روابط مضر خلاص شویم و زندگی خود را کنترل کنیم" اثر شرنی وودبری

هم در این راستا می‌توانند مفید باشند.

۳-۳

@thinkpluswithus