Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
612 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
557 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
دکتر موریس ستودگان‌

فوبیا و انواع ان، فوبیای نادر و فوبیای فرهنگی

فوبیا یک اختلال اضطرابی است که به عنوان یک نوع از اختلالات اضطرابی شناخته می‌شود. افرادی که از فوبیا رنج می‌برند، از چیزی یا شرایطی که به طور معمول برای دیگران بی‌ضرر هستند، بسیار ترس دارند. این ترس گاهی به حدی است که ممکن است برای آنها تعقیب‌پذیر باشد و زندگی روزمره آنها را تحت تأثیر قرار دهد.

انواع فوبیا شامل:

1. فوبیای اجتماعی: ترس از برقراری ارتباط با دیگران، گفتگوی عمومی، شرکت در جمعیت و انجام کارهایی که نیاز به برقراری ارتباط با دیگران دارند.

2. فوبیای موش: ترس شدید از موش‌ها و حیوانات کوچک مرتبط با آنها.

3. فوبیای ارتفاع: ترس از ارتفاعات بلند، مانند صعود بر روی ساختمان‌های بلند، پل‌های بلند، کوه‌نوردی و پرواز با هواپیما.

4. فوبیای حشرات: ترس شدید از حشرات، مانند عنکبوت‌ها، مورچه‌ها، پروانه‌ها و زنبورها.

5. فوبیای بستر: ترس از بستر و خوابیدن در محیط‌های بسته و تاریک، مانند اتاق خواب و لولای کودک.

6. فوبیای خون و آسیب: ترس از دیدن خون، زخم و صحنه‌های خشونت‌آمیز.

7. فوبیای پوکی استخوان: ترس از دیدن استخوان‌های بدن، مانند عکس‌های پزشکی و ساز های پزشکی.

8. فوبیای بلع: ترس از بلعیدن و خفه شدن، مانند خوراکی‌های بزرگ، قرص‌های دارویی و آب.

9. فوبیای پلیس و نیروهای انتظامی: ترس از پلیس، دیدار با نیروهای انتظامی و ورود به دادگاه.

10. فوبیای هوا: ترس از طوفان‌ها، زلزله، آتش‌سوزی و سایر حوادث طبیعی.

همچنین، فوبیای خوارکی، فوبیای رانندگی، فوبیای تاریکی، فوبیای ناشی از برخورد با حیوانات بزرگ، فوبیای نویسندگی و فوبیای موسیقی نیز از دیگر انواع فوبیا هستند.

لازم به ذکر است که این فهرست تمامی انواع فوبیا را شامل نمی‌شود و دیگر انواع فوبیا نیز ممکن است وجود داشته باشد مانند فوبیاهای فرهنگی یا نادر. همچنین، برای تشخیص و درمان این اختلالات، بهتر است به متخصص رجوع شود.

فوبیاهای عجیب و غیرمعمول بسیار زیادند و ممکن است برای بسیاری حتی نامفهوم و عجیب به نظر بیایند. در زیر به برخی از فوبیاهای عجیب و غیرمعمول اشاره می کنم:

1. فوبیای Nomophobia: ترس از جدا شدن از تلفن همراه یا عدم دسترسی به آن.

2. فوبیای Anatidaephobia: ترس از اینکه همیشه یک اردک دارای نظارت بر شماست.

3. فوبیای Arachibutyrophobia: ترس از آنکه کره بادام زمینی در حین خوردن به گلو شما گیر کند.

4. فوبیای Ablutophobia: ترس از شستن و شور کردن.

5. فوبیای Chrometophobia: ترس از پولیدگی.

6. فوبیای Deipnophobia: ترس از شام خوردن در جمع.

7. فوبیای Ephebiphobia: ترس از افراد جوان.

8. فوبیای Genuphobia: ترس از زانو زدن یا دیدن زانوها.

9. فوبیای Hippopotomonstrosesquipedaliophobia: ترس از کلمات بلند و پیچیده.

10. فوبیای Pogonophobia: ترس از مردان با ریش.

البته باید توجه داشت که برخی از این فوبیاها شاید جدی به نظر نیایند اما برای افرادی که از آنها رنج می برند، می توانند مشکلات جدی و نگرانی های بزرگی ایجاد کنند.

۱-۳

@thinpluswithus
در روانشناسی گاهی از فوبیاهای نادر صحبت می‌شود که بسیاری نادر اما وجود دارند که برای بسیاری از ما عجیب و غیرقابل درک به نظر می‌آیند. در زیر به برخی از فوبیاهای نادر و غیرمعمول اشاره خواهم کرد:

1. فوبیای Aulophobia: ترس از نواختن سازهای بادی، مانند ساکسوفون و ترومپت.

2. فوبیای Bibliophobia: ترس از کتاب‌ها یا خواندن کتاب‌ها.

3. فوبیای Epistemophobia: ترس از دانش، دانشگاه و یادگیری.

4. فوبیای Heliophobia: ترس از نور خورشید یا تعرض به نور خورشید.

5. فوبیای Hylophobia: ترس از جنگل و درختان.

6. فوبیای Koinoniphobia: ترس از ملاقات افراد جدید و برقراری رابطه با آنها.

7. فوبیای Ombrophobia: ترس از باران و بارش آب.

8. فوبیای Phobophobia: ترس از داشتن فوبیا.

9. فوبیای Somniphobia: ترس از خوابیدن و خوابیدن.

10. فوبیای Triskaidekaphobia: ترس از شماره ۱۳.

برای تشخیص و درمان این اختلالات، بهتر است با یک روانپزشک صحبت شود.‌


و اما فوبیای فرهنگی، به ترس و نگرانی از موارد و مفاهیم مرتبط با فرهنگ و تمدن مربوط می‌شود. در زیر به برخی از فوبیاهای فرهنگی رایج اشاره می کنم:

1. فوبیای Xenophobia: ترس و نفرت از افراد و فرهنگ‌های دیگر.

2. فوبیای Islamophobia: ترس و نگرانی از اسلام و افراد مسلمان.

3. فوبیای Anti-Semitism: ترس و نگرانی از یهودیان و فرهنگ یهودی.

4. فوبیای Homophobia: ترس و نگرانی از افراد همجنس‌گرایی.

5. فوبیای Misogyny: ترس و نگرانی از زنان و فرهنگ زنانی.

6. فوبیای Fatphobia: ترس و نگرانی از چاقی و فرهنگ چاقی.

7. فوبیای Ableism: ترس و نگرانی از افراد معلول.

8. فوبیای Transphobia: ترس و نگرانی از افراد ترنس جنسیت.

9. فوبیای Racism: ترس و نگرانی از افراد و فرهنگ‌های دیگر به دلیل نژاد، قومیت یا اصل‌گرایی.

10. فوبیای Nationalism: ترس و نگرانی از فرهنگ و تمدن دیگران و دفاع از فرهنگ و تمدن خود.

لازم به ذکر است که دیگر فوبیاهای فرهنگی نیز ممکن است وجود داشته باشد.

فوبیا به عنوان یکی از اختلالات اضطرابی در حوزه روانشناسی بسیار حائز اهمیت است. افرادی که از فوبیا رنج می‌برند، از چیزی یا شرایطی که به طور معمول برای دیگران بی‌ضرر هستند، بسیار ترس دارند. این ترس گاهی به حدی است که ممکن است برای آنها تعقیب‌پذیر باشد و زندگی روزمره آنها را تحت تأثیر قرار دهد.

در حوزه روانشناسی، فوبیا به عنوان یکی از اختلالات اضطرابی شناخته می‌شود و معمولاً با درمان‌های روان‌شناختی مانند روش‌های شناختی-رفتاری و روش‌های پذیرش و تعهد، درمان می‌شود. هدف درمان فوبیا، تسهیل در برخورد با شرایط و اشیاء ترسناک و کاهش حدت نگرانی و ترس افراد است.

درمان فوبیا ممکن است شامل تمرینات تنفسی، تمرینات مربوط به مدیریت استرس، تمرینات مربوط به توجه به حس و احساسات، تغییر رفتارهای نامناسب و تمرینات مربوط به تعامل با شرایط ترسناک باشد. همچنین، ممکن است داروهای ضد اضطراب نیز به منظور کاهش نگرانی و ترس درمان فوبیا استفاده شود.

در کل، درمان فوبیا نیازمند تلاش و همکاری فرد مبتلا و تلاش پزشک و متخصص روانشناسی است تا با استفاده از روش‌های مختلف و هماهنگی مناسب، به کاهش نگرانی و ترس فرد بپردازند.

۲-۳

@thinpluswithus
منابع برای تحقیق بیشتر :

1. The American Psychiatric Association: This organization publishes the Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (DSM), which is widely recognized as the authoritative guide to mental health disorders, including phobias.

2. The National Institute of Mental Health: This government agency provides information on various mental health conditions, including phobias, and offers resources for finding treatment.

3. The Anxiety and Depression Association of America: This nonprofit organization focuses on raising awareness and providing resources for individuals with anxiety disorders, including phobias.

4. The Mayo Clinic: This renowned medical organization provides comprehensive information on various health conditions, including phobias, and offers resources for finding treatment.

در ادامه، چند نمونه از کتاب‌هایی که می‌توانند برای مطالعه در این زمینه مفید باشند، ذکر شده است:

1. "The Anxiety and Phobia Workbook" نوشته Edmund J. Bourne: این کتاب یکی از محبوب‌ترین منابع برای مدیریت اضطراب و فوبیاهای مختلف است. در این کتاب، راه‌حل‌های پزشکی و غیرپزشکی برای مدیریت فوبیاها ارائه می‌شود.

2. "Overcoming Anxiety, Phobias, and Panic" نوشته دکتر James Gardner: در این کتاب، راه‌کارهای عملی و گام‌به‌گام برای مدیریت و درمان اضطراب، فوبیا و حملات پانیک شرح داده شده است.

3. "Anxiety and Phobia Workbook for Teens" نوشته Jennifer Shannon: این کتاب برای جوانانی که با فوبیا و اضطراب مواجه هستند، طراحی شده است. در این کتاب، نکات مهمی برای درک بهتر از فوبیاها و ارائه راه‌کارهایی برای مدیریت آن‌ها به شیوه‌هایی که جوانان می‌توانند درک کنند، آورده شده است.

4. "The Mindfulness and Acceptance Workbook for Anxiety" نوشته John P. Forsyth و Georg H. Eifert: این کتاب از ابزارهای مبتنی بر ذهن‌آگاهی و پذیرش برای مدیریت اضطراب و فوبیا استفاده می‌کند. در این کتاب، مطالبی درباره تمرینات ذهن‌آگاهی و رویکردهای پذیرش برای کمک به مدیریت اضطراب و فوبیا آورده شده است

۳-۳

@thinpluswithus
دکتر موریس ستودگان

نگاهی به هورمونهای شادی و سترس و غم و عملکرد و تاثیر آن‌ها



هورمون هایی که در زمان شادی ترشح می‌شوند عبارتند از:

- سروتونین (Serotonin)
- دوپامین (Dopamine)
- اِندورفین (Endorphins)
- اکسی توسین (Oxytocin)

عواملی که بر ترشح این هورمون ها تاثیر می‌گذارند عبارتند از:

- فعالیت بدنی و ورزش
- خوردن غذاهای سالم و متنوع
- تغذیه‌ی مناسب
- خواب کافی و به موقع
- کاهش استرس و اضطراب
- روابط اجتماعی و ارتباطات مثبت با دیگران
- مدیتیشن و تمرین ذهنی
- گوش دادن به موسیقی، خواندن کتاب و فعالیت های مورد علاقه‌ی شخص

در ضمن باید توجه داشت که عدم تولید کافی این هورمون ها ممکن است باعث بروز بیماری‌های روانی مانند افسردگی و اضطراب شود. بنابراین حفظ سلامت روانی و فیزیکی با کنترل عوامل مذکور بسیار مهم است.

عوامل دیگری که می‌توانند بر ترشح ابن چهار هورمون‌ تاثیر گذار باشند عبارتند از:

- نور خورشید: برخورد با نور خورشید باعث افزایش سطح سروتونین در بدن می‌شود، بنابراین برای حفظ سلامت روحی و روانی می‌توانید در فضای باز حضور پیدا کنید و به آفتاب بیشتر برسید.

- رنگ‌های روشن و شاد: رنگ‌های روشن و شاد، مانند زرد، صورتی، نارنجی و سبز روشن، می‌توانند به شما کمک کنند تا خلق و خویتان را بهتر کنید و باعث افزایش سطح سروتونین در بدن شما شوند.

- مصرف فراوان مواد قندی: مصرف مواد قندی، مانند شکلات، میوه‌های شیرین، برنج و غیره، می‌تواند باعث افزایش سطح سروتونین در بدن شما شود. اما باید توجه داشت که مصرف بیش از حد مواد قندی ممکن است باعث افزایش وزن و بروز بیماری‌های مرتبط با آن شود.

- تمرینات استراحتی مانند یوگا، تنفس عمیق و آرامش بخش: تمرینات استراحتی می‌توانند باعث کاهش استرس و اضطراب و افزایش سطح سروتونین و اندورفین در بدن شما شوند.

برای حفظ سلامت روانی و روحی، باید به سلامت فیزیکی نیز توجه فراوان شود و عواملی که بر سلامت ذهنی تاثیر می‌گذارند به کمک روانشناس برای بالا بردن کیفیت زندگی و بهینه سازی سبک زندگی قابل مدیریت میباشند.

منابع مورد استفاده برای پاسخ به این سوال عبارتند از:

- "Happy hormones: what are they and how do they work?"، Medical News Today.

- "8 Natural Ways to Increase Your "Feel Good" Hormones", Healthline.

- "10 Natural Ways to Boost Your Brain Chemicals and Feel Good", Psychology Today.

۱-۳

@thinpluswithus
هورمون‌هایی که به طور مستقیم با وضعیت روحی و عاطفی ارتباط دارند، شامل هورمون‌های استرس مانند کورتیزول و هورمون‌های خلق و خوی مانند سروتونین و دوپامین هستند.

کورتیزول یک هورمون استرس است که توسط بخش‌هایی از مغز و غده فوق کلیوی ترشح می‌شود. در شرایط استرس ذهنی و جسمی، سطح کورتیزول در بدن بالا می‌رود. این هورمون تاثیراتی بر روی بدن و سلامتی شخص دارد، از جمله:

۱.افزایش ضربان قلب و فشار خون

۲.افزایش قند خون و کاهش حساسیت به انسولین

۳.کاهش عملکرد سیستم ایمنی بدن

۴.افزایش رشد مو و ناخن

۵.افزایش تولید چربی در بدن

سروتونین و دوپامین دو هورمون خلق و خوی هستند که تاثیرات مثبتی بر روحیه و عاطفه افراد دارند. سروتونین به عنوان یک هورمون ضد اضطراب شناخته می‌شود و باعث کاهش تنش و اضطراب می‌شود. دوپامین هم به عنوان یک هورمون خوشحالی شناخته می‌شود و باعث افزایش حالت خوشحالی و احساس انگیزش می‌شود.

بنابراین، هورمون‌های مختلفی در بدن وجود دارند که به طور مستقیم با وضعیت روحی و عاطفی فرد ارتباط دارند و تاثیرات مختلفی بر بدن و سلامتی دارند. در حالت‌هایی که استرس، اضطراب و تنش روحی بالاست، سطح هورمون کورتیزول نیز بالا می‌رود و می‌تواند به طور مستقیم باعث شدید شدن این حالت‌ها شود. به همین دلیل، مدیریت استرس و اضطراب بسیار مهم است و می‌تواند بهبود سلامتی فرد را تضمین کند.

روش‌های مختلفی برای کاهش استرس و تنش روحی وجود دارد، از جمله:

- ورزش و فعالیت بدنی منظم
- مدیتیشن و تمرین ذهنی
- خواب کافی و به موقع
- مصرف مواد مغذی سالم و از جمله غذاهایی که حاوی ویتامین‌های گروه ب، ماگنزیم و اسیدفولیک هستند
- محدود کردن مصرف مواد محرک مانند قهوه و تنباکو
- ارتباط موثر با دوستان و خانواده و حمایت از دیگران

در کل، هورمون‌هایی که به طور مستقیم با وضعیت روحی و عاطفی ارتباط دارند، تاثیرات بسیار زیادی بر بدن و سلامتی دارند. به همین دلیل، مدیریت استرس و اضطراب بسیار مهم است و می‌تواند بهبود سلامتی روانی و فیزیکی فرد را تضمین کند.

منابع متعددی در این زمینه وجود دارد، اما در کل می‌توان به مقالات و کتاب‌های مرتبط با علوم روانشناسی، علوم تغذیه و علوم پزشکی اشاره کرد. در ادامه چند منبع مرجع برای مطالعه بیشتر در این زمینه ارائه میشود:

- McEwen, B. S. (2003). Mood disorders and allostatic load. Biological psychiatry, 54(3), 200-207.

- Chrousos, G. P. (2009). Stress and disorders of the stress system. Nature Reviews Endocrinology, 5(7), 374-381.

- Segerstrom, S. C., & Miller, G. E. (2004). Psychological stress and the human immune system: a meta-analytic study of 30 years of inquiry. Psychological bulletin, 130(4), 601-630.

- Epel, E. S., McEwen, B., Seeman, T., Matthews, K., Castellazzo, G., Brownell, K. D., ... & Ickovics, J. R. (2000). Stress and body shape: stress-induced cortisol secretion is consistently greater among women with central fat. Psychosomatic Medicine, 62(5), 623-632.

- Kiecolt-Glaser, J. K., McGuire, L., Robles, T. F., & Glaser, R. (2002). Psychoneuroimmunology: psychological influences on immune function and health. Journal of consulting and clinical psychology, 70(3), 537.

- Smith, S. M., Vale, W. W., & The Role of the Hypothalamic-Pituitary-Adrenal Axis in Neuroendocrine Responses to Stress (2006). Handbook of stress and the brain, 77-92.

- Harvard Health Publishing. (2021). Understanding the stress response. Retrieved from https://www.health.harvard.edu/stress/understanding-the-stress-response

- Mayo Clinic. (2021). Stress management. Retrieved from https://www.mayoclinic.org/healthy-lifestyle/stress-management/basics/stress-basics/hlv-20049495

۲-۳

@thinpluswithus
اکنون به بررسی انواع سترس در این زمینه میپردازیم چرا که در زمان سترس هورمونهای فراوانی ترشح می‌شوند. گرچه زمینه هورمون سازی گاهی خود سترس بیرونی میباشد ولی تداوم ترشح هورمون ها می‌تواند بر سترس بیفزاید.

سترس یک واکنش طبیعی و فیزیولوژیکی برای مواجهه با تهدیدات و فشارهای مختلف و مراقبت از موجودات زنده است. هر چیزی که باعث تغییر هموستار (تعادل بدن چه فیزیکی چه روانی) گردد سترس نامیده می‌شود. در زمان سترس بدن آدرنالین تولید می‌کند و سبب افزایش متابولیسم بدن می‌شود.

گرچه eustress یا سترس مثبت برای بدن لازم است مثلا اشتیاق هنگام دیدن کسی ولی کلا سترس بد این واکنش در شرایطی که مانند خطر، تلاش برای رسیدن به هدف، نیاز به تصمیم گیری در شرایط دشوار و غیره بروز می کند. با این‌ حال، سترس در صورتی که بیش از حد باشد، می تواند به مشکلات سلامتی مانند استرس مزمن‌ تبدیل شوند.
سردرد
عدم توانایی در تمرکز یا انجام کارها
بیماری های مکرر
بدن درد
خلق و خوی بد
بیخوابی
تغییر در اشتها (کم خوری یا پرخوری)


انواع سترس ها:

1- سترس اجتماعی: در این نوع سترس، فرد با مواجه شدن با مسائل اجتماعی مانند صحبت کردن در جمع، ارائه نظر و غیره، احساس تنش و نگرانی می کند.

2- سترس عمومی: این نوع سترس به معنی ترس از آینده و نامعلوم است و می تواند باعث نگرانی و استرس شدید شود.

3- سترس پست تروماتیک: این نوع سترس بعد از تجربه یک حادثه ناگوار مانند تصادف، زلزله، جنگ و غیره رخ می دهد.

4- سترس از شیوع بیماری: این روزها، با شیوع بیماری های مانند کووید-19، بسیاری از افراد با این نوع سترس مواجه شده اند و این می تواند باعث بروز نگرانی، اضطراب و استرس شدید شود.

اثرات سترس بر سلامت

1- افزایش خطر بروز بیماری های قلبی: استرس مزمن می تواند باعث افزایش فشار خون، افزایش ضربان قلب و افزایش خطر بروز بیماری های قلبی
2- تأثیرات بر روی سیستم ایمنی: استرس می تواند باعث کاهش عملکرد سیستم ایمنی شود و باعث افزایش خطر بروز بیماری های عفونی یا التهابی شود.

3- اختلالات خواب: استرس می تواند باعث اختلال در خواب شود و باعث بروز مشکلات خواب مانند بیدار شدن در شب، دشواری در خوابیدن و غیره شود.

4- مشکلات عاطفی: استرس می تواند باعث بروز اضطراب، افسردگی، خشم و تنش شود.

5- مشکلات گوارشی: استرس می تواند باعث بروز مشکلات گوارشی مانند درد شکم، دل درد، اسهال یا یبوست شود.

6- تأثیرات بر روی رفتار: استرس می تواند باعث تغییر در رفتار فرد شود و باعث بروز مشکلات اجتماعی، خودکشی، سوء مصرف مواد و غیره شود.

در کل، استرس در صورتی که بیش از حد باشد و به مدت طولانی ادامه پیدا کند، می تواند باعث بروز مشکلات جدی سلامتی شود. بنابراین، بهتر است در صورت بروز استرس، اقداماتی مانند تمرینات تنفسی، یوگا، ماساژ و استفاده از روش های مدیریت استرس مانند مدیتیشن، مشاوره روانشناسی و مصرف داروهای معتبر تحت نظارت پزشک متخصص انجام شود..
همانطور که گفتیم، سترس در واقع یک واکنش طبیعی و فیزیولوژیکی برای مواجهه با تهدیدات و فشارهای مختلف است، که برای بقا و برخورد با وضعیت های مختلف، ضروری است. در واقع، اگر انسان ها از هیچگونه استرسی برای مواجهه با تهدیدات استفاده نکنند، ممکن است در برابر مواقع خطرناک وحشت زده شده و نتوانند به خوبی واکنش نشان دهند.

بنابراین، سترس در واقع به عنوان یک واکنش طبیعی و سلامتی برای مواجهه با تهدیدات و فشارهای مختلف، مفید است. به عنوان مثال، در مواقعی که فرد باید تصمیمات مهمی را بگیرد، استفاده از سترس می تواند به فرد کمک کند تا بهترین تصمیم را بگیرد و پاسخ مناسبی به وضعیت نشان دهد.

با این حال، باید توجه داشت که استرس بیش از حد می تواند به مشکلات سلامتی منجر شود. به عنوان مثال، استرس مزمن می تواند باعث افزایش خطر بروز بیماری های قلبی، کاهش عملکرد سیستم ایمنی، اختلال در خواب، اضطراب و افسردگی شود. بنابراین، استرس باید در حد متعادل خودش به کار گرفته شود و در صورت بروز استرس بیش از حد، باید از روش های مدیریت استرس مانند مدیتیشن، تمرینات تنفسی و مشاوره روانشناسی استفاده کرد.

منابع:

- American Psychological Association. (2019). Stress: The different kinds of stress. https://www.apa.org/topics/stress/types

- National Institute of Mental Health. (2020). 5 things you should know about stress. https://www.nimh.nih.gov/health/publications/stress/index.shtml

- Selye, H. (1950). Stress and the general adaptation syndrome. British Medical Journal, 1(4667), 1383-1392. https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC2038169/

- Lazarus, R. S., & Folkman, S. (1984). Stress, appraisal, and coping. Springer Publishing Company.

۳-۳

@thinpluswithus
دکتر موریس ستودگان

شاخص های درون گرا، برون گرا و میان گرا

اسرار زیادی در مورد شخصیت های درون گرا و یا برون‌ گرا وجود دارد. اما امروزه روانشناسی پی به دسته سوم افراد با شخصیت میانگرا نیز برده اند. در اینجا بررسی کوناهی از این عوامل و اثرات ان بر روابط،را بررسی میکنیم.

۱. عوامل مهم در روانشناسی رفتار برای افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند:


1. پایداری هیجانی
(Emotional Stability)
این عامل به میزان تغییرپذیری هیجانی فرد اشاره دارد. افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند، تمایل دارند که حساسیت و اضطراب بیشتری داشته باشند، بنابراین پایداری هیجانی برای آن‌ها بسیار مهم است.

2. هوش هیجانی
(Emotional Intelligence)
این عامل به توانایی فرد در شناخت، تفسیر و مدیریت هیجانات خود و دیگران اشاره دارد. افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند، ممکن است دشواری در بیان هیجانات خود داشته باشند، بنابراین هوش هیجانی برای آن‌ها بسیار مهم است.

3. تمایل به تجربه‌پذیری (Openness to Experience)
این عامل به توانایی فرد در پذیرش تجربه‌های جدید و تغییرات اشاره دارد. افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند، ممکن است به تجربه‌های جدید تردید کنند و ترس از تغییر داشته باشند، بنابراین تمایل به تجربه‌پذیری برای آن‌ها بسیار مهم است.

4. اعتماد به نفس (Self-Confidence)
این عامل به اعتماد به نفس و اعتماد به توانایی‌های فرد اشاره دارد. افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند، ممکن است دشواری در ابراز اعتماد به نفس خود داشته باشند، بنابراین اعتماد به نفس برای آن‌ها بسیار مهم است.

همچنین، برای افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند، عوامل دیگری هم می‌تواند مهم باشد مانند:

5. انعطاف‌پذیری (Flexibility)
این عامل به توانایی فرد در تغییر و تطبیق با شرایط مختلف اشاره دارد. افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند، ممکن است به تغییرات و تحولات سختی بکشند، بنابراین انعطاف‌پذیری برای آن‌ها بسیار مهم است.

6. احساس مسئولیت پذیری
(Sense of Responsibility)
این عامل به توانایی فرد در پذیرش و انجام وظایف و مسئولیت‌های خود اشاره دارد. افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند، ممکن است دشواری در پذیرش مسئولیت‌های بزرگ داشته باشند، بنابراین احساس مسئولیت پذیری برای آن‌ها بسیار مهم است.

7. تمرکز (Concentration)
این عامل به توانایی فرد در تمرکز بر یک وظیفه خاص به طور مداوم اشاره دارد. افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند، ممکن است دشواری در حفظ تمرکز برای طولانی مدت داشته باشند، بنابراین تمرکز برای آن‌ها بسیار مهم است.

8. صبر (Patience)
این عامل به توانایی فرد در صبر و پایداری در مواجهه با مشکلات و تحدیدها اشاره دارد. افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند، ممکن است به سختی صبر کنند و در مواجهه با مشکلات ناامید شوند، بنابراین صبر برای آن‌ها بسیار مهم است.

در کل، برای افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند، برخی عواملی که در روانشناسی رفتار بسیار مهم هستند، می‌تواند به عنوان نقاط قوت و ضعف آن‌ها شناخته شوند. با داشتن این شناخت، افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند، می‌توانند بهبود خودشناسی خود و ارتقای کیفیت زندگی خود بپردازند.

به طور کلی، برای هر فردی، شناخت و بررسی عوامل مهم در روانشناسی رفتار و نقاط قوت و ضعف شخصیتی خود می‌تواند بهبود خودشناسی و ارتقای کیفیت زندگی کمک کند. در قسمت دوم به شاخص های برون گرایی و اثرات آن بروی روابط میپردازیم.


۱-۳

@thinpluswithus
۲. عوامل مهم در روانشناسی رفتار برای افراد بیشتر برون‌گرا

1. هماهنگی: این عامل به میزان توانایی فرد در تنظیم و هماهنگ کردن رفتار و واکنش‌هایش با محیط و افراد دیگر اشاره دارد. بیشتر برون‌گرایان معمولاً به دنبال این هستند که با دیگران در ارتباط باشند و با محیط پیرامون خود هماهنگی داشته باشند.

2. قطعیت: بیشتر برون‌گرایان معمولاً تمایل دارند به قطعیت و اطمینان در رفتار و تصمیم‌گیری داشته باشند. این عامل به میزان توانایی فرد در تصمیم‌گیری و اتخاذ تصمیمات قاطع و قطعی اشاره دارد.

3. رقابت: بیشتر برون‌گرایان معمولاً تمایل دارند به رقابت و مقابله با دیگران در محیط خود. این عامل به میزان توانایی فرد در مقابله با فشارها و رقابت با دیگران اشاره دارد.

4. انگیزش: بیشتر برون‌گرایان معمولاً تمایل دارند به انگیزش و تحریک شدن توسط محیط خود. این عامل به میزان توانایی فرد در تحریک شدن و انگیزش پیدا کردن برای انجام دادن کارها و دستیابی به اهداف اشاره دارد.

5. خلاقیت: بیشتر برون‌گرایان معمولاً دارای خلاقیت و توانایی در پیدا کردن راه‌های جدید و نوآورانه برای حل مشکلات هستند. این عامل به میزان توانایی فرد در پیدا کردن راه‌حل‌های خلاقانه و نوآورانه برای مشکلات اشاره دارد.

6. ارتباطات اجتماعی: بیشتر برون‌گرایان معمولاً از ارتباطات اجتماعی بیشتری برخوردارند و تمایل دارند که با افراد دیگر در ارتباط باشند. این عامل به میزان توانایی فرد در برقراری ارتباطات اجتماعی و تعامل با دیگران اشاره دارد.

7. تفکر خلاق: بیشتر برون‌گرایان معمولاً دارای قابلیت تفکر خلاق هستند و توانایی در پیدا کردن راه حل‌های جدید و نوآورانه دارند. این عامل به میزان توانایی فرد در تفکر خلاق و پیدا کردن راه‌حل‌های نوآورانه اشاره دارد.

8. تجربه جدید: بیشتر برون‌گرایان معمولاً دارای تمایل به تجربه‌ی جدید و کاوش هستند. این عامل به میزان توانایی فرد در تجربه کردن تجربه‌های جدید و اکتشافات برای گسترش دانش و تجربه‌ی خود اشاره دارد.

این عوامل به طور کلی به بیشتر برون‌گرایان اشاره دارند، اما می‌توان گفت که هر فردی می‌تواند با توجه به شخصیت، تربیت و تجربیات خود، برای خود عوامل مهمی را شناسایی کند که در روانشناسی رفتار برای او مهم هستند. همچنین، افراد ممکن است در طول زمان تغییراتی در این عوامل داشته باشند و بسته به شرایط محیطی و تجربیاتشان، ترجیحات و رفتارهایشان نیز تغییر کند.

در هر صورت، شناخت و فهم عوامل مهم در روانشناسی رفتار برای هر فردی می‌تواند در توسعه و بهبود ارتباطات، تصمیم‌گیری‌های درست و پایدار، و دستیابی به اهداف شخصی و حرفه‌ای موثر باشد.

۲-۳

@thinpluswithus
۳. عوامل مهم در روانشناسی رفتار برای افراد میان گرا

رفتار میانگرایی یکی از مهمترین موضوعاتی است که در روانشناسی مورد بررسی قرار می‌گیرد. چهار عامل مهم در روانشناسی رفتار برای افرادی که بیشتر میانگرا هستند عبارتند از:

1. توجه به جزئیات: افراد میانگرا به جزئیات رویدادها و اطراف خود توجه زیادی دارند و به طور معمول سعی می‌کنند تا بیشترین اطلاعات ممکن را درباره چیزها بدست آورند.

2. احساسات شخصی: افراد میانگرا احساسات خود را به شدت تجربه می‌کنند و در زمان‌هایی که با شخصیت‌های دیگر برخورد می‌کنند، اغلب احساسات آن‌ها را متوجه می‌شوند و به آن‌ها واکنش نشان می‌دهند.

3. اجتناب از خطر: افراد میانگرا به دنبال اجتناب از خطرات هستند و در مواجهه با شرایطی که ممکن است خطرناک باشند، به طور عمده از آن‌ها فرار می‌کنند.

4. تمرکز بر دیدگاه‌های دیگران: افراد میانگرا به دیدگاه‌های دیگران اهمیت زیادی می‌دهند و در مواجهه با مسائل، سعی می‌کنند تا به دیدگاه‌های دیگران گوش کنند و با آن‌ها هماهنگی داشته باشند.

این چهار عامل مهم در روانشناسی رفتار برای افرادی که بیشتر میانگرا هستند، می‌تواند تأثیرات متنوعی بر رفتار آن‌ها داشته باشد. به عنوان مثال، توجه به جزئیات می‌تواند باعث شود که افراد میانگرا در تصمیم‌گیری‌هایشان دقت بیشتری داشته باشند و در مواجهه با مسائل پیچیده، بهترین تصمیم را بگیرند. اما در عین حال، برای این افراد می‌تواند سخت باشد تا به راحتی از جزئیات خارج شوند و به چشم انداز کلی نگاه کنند.

احساسات شخصی نیز می‌تواند باعث شود که افراد میانگرا در برخورد با شخصیت‌های دیگر بهترین واکنش‌های خود را نشان دهند و با افراد دیگر به راحتی ارتباط برقرار کنند. ولی اگر این احساسات به شدت تجربه شوند، ممکن است باعث اضطراب و استرس شدید در افراد میانگرا شود.

اجتناب از خطر نیز می‌تواند برای افراد میانگرا در برخورد با موقعیت‌های خطرناک مفید باشد، اما در برخی موارد ممکن است باعث شود که این افراد به خطرات کوچکی هم پاسخ دهند و از مواجهه با مسائل و چالش‌های مختلف اجتناب کنند.

تمرکز بر دیدگاه‌های دیگران نیز می‌تواند باعث شود که افراد میانگرا در برخورد با دیگران، بهترین رفتار را نشان دهند و در برخورد با مسائل، به دیدگاهای دیگران گوش کنند و با آن‌ها هماهنگی داشته باشند. این می‌تواند در برخی موارد باعث شود که افراد میانگرا به راحتی به نظرات دیگران تکیه کنند و از قضاوت خودداری کنند، اما در عین حال ممکن است باعث شود که آن‌ها نتوانند به طور مستقل تصمیم‌گیری کنند و به سختی در مواجهه با نظرات مخالف ایستادگی کنند.

در کل، این چهار عامل مهم در روانشناسی رفتار برای افرادی که بیشتر میانگرا هستند، نشان دهنده ویژگی‌های مختلفی از شخصیت و رفتار آن‌ها هستند. درک این ویژگی‌ها می‌تواند به شناخت بهتری از افراد میانگرا کمک کند و در برخورد با آن‌ها بهترین رفتار را به خود نشان داد.

برای تحقیق بیشتر اطلاعات ارائه شده میتوان از منابع متعدد استفاده کرد. این منابع شامل کتاب‌ها، مقالات و منابع اینترنتی معتبر در زمینه روانشناسی می‌شوند. یکی از منابعی که در اینجا به آن اشاره می‌کنیم، کتاب
"Introduction to Personality: Toward an Integrative Science of the Person"
نوشته Walter Mischel است. این کتاب در مورد ویژگی‌های شخصیتی مختلفی که در رفتار افراد نقش دارند، بحث می‌کند و به صورت جامع به موضوعات مختلفی از جمله رفتار میانگرایی می‌پردازد.

منابع متعددی در زمینه عوامل مهم در روانشناسی رفتار برای افراد درون‌گرا وجود دارد. یکی از منابعی که می‌توان به آن اشاره کرد،
کتاب "Personality Psychology: Domains of Knowledge About Human Nature" به قلم Randy J. Larsen و David M. Buss است که در سال 2017 توسط McGraw-Hill Education منتشر شده است. همچنین، کتاب "The Psychology of Personality: Viewpoints, Research, and Applications" به قلم Bernardo J. Carducci و Stephanie M. Carducci نیز یکی از منابع مفید در این زمینه است که در سال 2017 توسط Wiley منتشر شده است.


۳-۳

@thinpluswithus
دکتر موریس ستودگان

❄️ شخصیت و اختلال شخصیت

در روانشناسی، شخصیت به عنوان مجموعه‌ای از ویژگی‌های رفتاری، شناختی و عاطفی که هر انسان دارای آنهاست، تعریف می‌شود. شخصیت عاملی است که ما را از دیگران متمایز می‌کند و سبب می‌شود که در روابط اجتماعی، درگیری‌های فردی، شغل و حتی سلامت روانی خود تأثیر گذار باشیم.

اختلال شخصیت‌ها به طور کلی به سه دسته (کلاستر) اصلی تقسیم می‌شوند:

1. اختلال شخصیت‌های گروه A: شامل اختلال شخصیت آنتی‌ (ضد)اجتماعی، اختلال شخصیت نارسیسیستیک و اختلال شخصیت پارانوئیدی است.

2. اختلال شخصیت‌های گروه B: شامل اختلال شخصیت هیستریونیک، اختلال شخصیت نرسیستیک، اختلال شخصیت مرزی و اختلال شخصیت اعتیادی است.

3. اختلال شخصیت‌های گروه C: شامل اختلال شخصیت اجتنابی، اختلال شخصیت وابسته و اختلال شخصیت اوتیستیک است.

👈 ویژگیهای خاص در اختلال شخصیت


هر یک از این اختلالات شخصیت، با ویژگی‌های خاص خود همراه است و ممکن است بر روی زندگی اجتماعی، شغلی و حتی سلامت روانی فرد تأثیر منفی بگذارد. هر نوع اختلال شخصیت، ویژگی‌های خاص و متفاوتی دارد که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شود:

1. اختلال شخصیت آنتی‌اجتماعی: افرادی که این نوع اختلال را دارند، ممکن است از حقوق دیگران بی‌احترامی کنند و به طور مداوم دروغ بگویند. آنها عموماً بی‌احساس هستند و از دیگران به سود خود استفاده می‌کنند.

2. اختلال شخصیت نارسیسیستیک: افرادی که این نوع اختلال را دارند، باور دارند که آنها با همه دیگران در تمام جوانب برابری دارند. آنها به طور مداوم به تحسین نیاز دارند و به دیگران برتری خود را نشان می‌دهند.

3. اختلال شخصیت پارانوئیدی: افرادی که این نوع اختلال را دارند، ممکن است از ارتباط با دیگران خودداری کنند و به ترس از آنها دچار باشند. آنها ممکن است از نقشه‌های توطئه‌ای گوناگونی برای خودشان و برخی دیگران پیروی کنند.

4. اختلال شخصیت هیستریونیک: افرادی که این نوع اختلال را دارند، ممکن است به تمایل به توجه بیش از حد دیگران داشته باشند و به طور مداوم نیاز به تأیید دیگران داشته باشند. آنها ممکن است بر روی رفتارهای خود تمرکز کمی داشته باشند و از دیگران خواسته‌های غیرمعقول داشته باشند.

5. اختلال شخصیت نارسیستیک: افرادی که این نوع اختلال را دارند، باور دارند که آنها باید به عنوان برتر و منحصر به فرد در نظر گرفته شوند. آنها به طور مداوم به تحسین خود نیاز دارند و از دیگران انتظار دارند که برای آنها خدماتی ارائه کنند.

6. اختلال شخصیت مرزی: افرادی که این نوع اختلال را دارند، ممکن است به تمایل به تغییرات شدید در روابط داشته باشند و دچار ترس از رهایی و ترک شدن شوند. آنها ممکن است به طور مداوم به دنبال توجه دیگران و احساس خالی بودن باشند.

7. اختلال شخصیت اعتیادی: افرادی که این نوع اختلال را دارند، ممکن است به تمایل به مصرف مواد مخدر و الکل داشته باشند و به طور مداوم به دنبال تجربه تحرکات و حس‌های قوی باشند. آنها ممکن است به طور مداوم به دنبال شیفتگی و وابستگی باشند.

8. اختلال شخصیت اجتنابی: افرادی که این نوع اختلال را دارند، ممکن است به تمایل به خودپندارهای منفی و از دست دادن فرصت‌های مختلف داشته باشند. آنها ممکن است به ترس از احساس شرم و ناراحتی دچار باشند و از روابط اجتناب کنند.

9. اختلال شخصیت وابسته: افرادی که این نوع اختلال را دارند، ممکن است به تمایل به رابطه بر اساس وابستگی و تأثیرگذاری داشته باشن. آنها ممکن است به طور مداوم به دنبال پذیرش و تأیید دیگران باشند و در صورت فقدان این پذیرش، دچار اضطراب شوند.

10. اختلال شخصیت اوتیستیک: افرادی که این نوع اختلال را دارند، ممکن است دشواری در برقراری روابط اجتماعی داشته باشند و به تمایل به تکرار رفتارها و علاقه‌مندی‌های خود داشته باشند. آنها ممکن است دشواری در فهم عواطف دیگران و بیان عواطف خود داشته باشند.

شایان ذکر است که هر نوع اختلال شخصیت، با ویژگی‌های دیگری نیز همراه است که در مجموعه‌ای از شاخص‌های تشخیصی برای تشخیص و درمان این اختلالات استفاده می‌شوند.
۱-۲
@thinpluswithus
👈 ویژگی‌های بارز اختلال شخصیت ها

هر نوع اختلال شخصیت دارای ویژگی‌های خاصی است که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شود:

1. اختلال شخصیت آنتی‌اجتماعی:
- نظریه‌پردازی دروغین و تقلب در روابط اجتماعی
- عدم احترام به حقوق دیگران
- عدم توجه به نگرانی‌ها و درد دیگران
- رفتارهای خشن و خطرناک

2. اختلال شخصیت نارسیسیستیک:
- خودپرستی و افراطی در احساس برتری و تحسین خود
- عدم توجه به نیازهای دیگران
- استفاده از دیگران برای رسیدن به هدف‌های شخصی
- نارضایتی و نفرت در صورت عملکرد پایین تر از انتظارات خود

3. اختلال شخصیت پارانوئیدی:
- ترس از شکنجه و توطئه دیگران
- تفسیرهای افراطی از رفتارهای دیگران
- عدم اعتماد به دیگران و شک به صداقت آنها
- رفتارهای دفاعی و خشونت‌آمیز در مواجهه با دیگران

4. اختلال شخصیت هیستریونیک:
- تمایل برای جلب توجه دیگران
- عدم توانایی در ابراز احساسات به صورت مناسب
- متقاعد کردن دیگران به پشتیبانی از خود
- رفتارهای پرخاشگرانه و درخواست‌های غیرمعقول

5. اختلال شخصیت نرجسیستیک:
- خودپرستی و افراطی در احساس برتری و تحسین خود
- عدم توجه به نیازهای دیگران
- استفاده از دیگران برای رسیدن به هدف‌های شخصی
- انتظار داشتن از دیگران برای تأیید خود
- رفتارهای بدون احترام و بی‌توجه به احساسات دیگران

6. اختلال شخصیت مرزی:
- عدم پایبندی به هویت و افکار ثابت
- ترس از رهایی و ترک شدن
- رفتارهای خطرناک و خودکشی
- عدم پایبندی به قوانین و مسئولیت‌های اجتماعی

7. اختلال شخصیت اعتیادی:
- تمایل به مصرف مواد مخدر و الکل
- به دنبال تجربه تحرکات و حس‌های قوی
- رفتارهای پرخطر و مؤثر بر سلامت جسمی و روانی
- وابستگی به دیگران و تلاش برای فرار از واقعیت

8. اختلال شخصیت اجتنابی:
- احساس شرم و ناراحتی در روابط اجتماعی
- عدم پذیرش فرصت‌های مختلف
- ترس از بیان عواطف و دلایل برای این ترس
- رفتارهای اجتنابی در مواجهه با مسئولیت‌های اجتماعی

9. اختلال شخصیت وابسته:
- تمایل به وابستگی و تأثیرگذاری
- نیاز به پذیرش و تأیید دیگران
- ترس از رهایی و ترک شدن
- رفتارهای بدون اعتماد به نفس و تردید در تصمیم‌گیری

10. اختلال شخصیت اوتیستیک:
- دشواری در برقراری روابط اجتماعی
- تکرار رفتارها و علاقه‌مندی‌های خود
- دشواری در فهم عواطف دیگران و بیان عواطف خود
- تمایل به علاقه‌مندی‌های محدود و عدم توانایی در تطبیق با موقعیت‌های جدید

شایان ذکر است که این ویژگی‌ها تنها برخی از ویژگی‌های اختلالات شخصیت هستند و هر اختلال شخصیت دارای ویژگی‌های دیگری نیز است. همچنین، باید توجه داشت که برای تشخیص این اختلالات، لازم است که تحت نظر یک متخصص روانشناسی یا روانپزشک قرار گیرید و این تشخیص تنها بر اساس دیدارهای مشاوره و تست‌های روانشناسی معتبر قابل تأیید است. همچنین، درمان این اختلالات نیز به صورت مشاوره روانشناسی یا روانپزشکی و با استفاده از روش‌های متنوعی از جمله درمان شناختی رفتاری، درمان دارویی و درمان گروهی انجام می‌شود.

برای به‌روزرسانی اطلاعات و مطالعه بیشتر در مورد اختلالات شخصیت، می‌توانید به منابع و مؤسسات معتبر در زمینه روانشناسی و روان‌پزشکی مراجعه کنید. برخی از منابع مفید به شرح زیر هستند:

- آمریکن پسیکیاتریک اسوسیتیشن (American Psychiatric Association)
وبسایت: https://www.psychiatry.org/
- مؤسسه ملی روان‌پزشکی آمریکا (National Institute of Mental Health)
وبسایت: https://www.nimh.nih.gov/
- مؤسسه روانپزشکی رویال کلج لندن (Royal College of Psychiatrists)
وبسایت: https://www.rcpsych.ac.uk/
- انجمن روانشناسی آمریکا (American Psychological Association)
وبسایت: https://www.apa.org/
- مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های آمریکا (Centers for Disease Control and Prevention)
وبسایت: https://www.cdc.gov/mentalhealth/
- سازمان بهداشت جهانی (World Health Organization)
وبسایت: https://www.who.int/mental_health/en/

لازم به ذکر است که این فهرست تنها چند نمونه از منابع موجود در این زمینه است و برای دسترسی به منابع بیشتر می‌توانید به جستجوی اینترنتی و مراجعه به کتابخانه‌ها و مراکز معتبر در زمینه روانشناسی و روان‌پزشکی نیز اقدام کنید.
۲-۲

@thinkpluswithus
دکتر موریس‌ستودگان

🖐 چرا افراد انتقاد پذیر یا انتقاد پذیر نیستند!


👈انتقاد پذیری افراد به عوامل مختلفی بستگی دارد، برخی از این عوامل عبارتند از:

1. رشد شخصیتی: افرادی که شخصیت قوی‌تری دارند و از مهمترین خصوصیات آنها قابلیت مقابله با تنش‌ها و تغییرات است، احتمالاً به انتقاد پذیری بیشتری دست پیدا می‌کنند.

2. ارتباطات موثر: افرادی که در ارتباط با دیگران موثر هستند و مهارت‌های ارتباطی خوبی دارند، ممکن است به راحتی از نظرات دیگران استفاده کنند و به انتقادات پذیری بیشتری دست پیدا کنند.

3. تعامل با افراد مختلف: افرادی که با افراد مختلف در ارتباط هستند و تجربه‌ی کار با افراد مختلفی را داشته‌اند، ممکن است به انتقادات پذیری بیشتری دست پیدا کنند.

4. اطلاعات و دانش: افرادی که دارای اطلاعات و دانش کافی در مورد مسائل مختلف هستند، احتمالاً به انتقاد پذیری بیشتری دست پیدا می‌کنند زیرا می‌توانند بهتر ارزیابی کنند که انتقادات دیگران درست هستند یا نه.

5. داشتن روحیه بازتر: افراد با روحیه بازتر، ممکن است به انتقادات پذیری بیشتری دست پیدا کنند چرا که به دنبال یادگیری و پیشرفت هستند و از دیدگاه‌های دیگران استفاده می‌کنند.

به طور کلی، انتقاد پذیر شدن به عواملی مانند شخصیت، مهارت‌های ارتباطی، تجربه، دانش، و روحیه بازتری که فرد دارد، بستگی دارد. همچنین، شیوه ارائه انتقاد نیز می‌تواند برای افراد مهم باشد. به عنوان مثال، ارائه انتقاد به شیوه‌ای که به نوعی سازنده و با احترام باشد، ممکن است افراد را برای پذیرش انتقادات بهتر از شیوه‌هایی که به نوعی تند و بدون احترام باشند، ترغیب کند.

همچنین، موقعیت‌های مختلف نیز می‌تواند تأثیرگذار باشد. برای مثال، اگر فرد در موقعیتی باشد که نیاز به عملکرد بهتری دارد، ممکن است برای پذیرش انتقادات بیشتر تلاش کند. به عنوان مثال، در سازمان‌ها، فرهنگ سازمانی می‌تواند نقش مهمی در پذیرش انتقادات داشته باشد. اگر فرهنگ سازمانی بر پایه انتقاد پذیری و یادگیری باشد، احتمالاً اعضای سازمان بهترین نتیجه را از انتقادات بدست خواهند آورد.

در نهایت، باید به این نکته توجه داشت که انتقاد پذیری یک مهارت است که می‌توان آن را با تمرین و تلاش تقویت کرد. بهترین راه برای پذیرش انتقادات، تمرین و مرور انتقادات گذشته و پیشنهادات ارائه شده توسط دیگران است.

دلایلی برای عدم انتقاد پذیری افراد وجود دارد که شامل موارد زیر می‌شود:

1. احساس تهدید شدن: برای برخی افراد، انتقادات می‌تواند احساس تهدید کننده و تأثیرگذار باشد و این باعث می‌شود که این افراد به سختی انتقادات را پذیرا باشند.

2. عدم اعتماد به نفس: برخی افراد به دلیل عدم اعتماد به نفس و عدم اطمینان به خود، به سختی انتقادات را پذیرا می‌شوند.

3. انکار واقعیت: برخی افراد به دلیل اینکه نمی‌خواهند واقعیت را به روی خود بپذیرند، به سختی انتقادات را پذیرا می‌شوند.

4. شکست خورده در گذشته: افرادی که در گذشته تجربه شکست داشته‌اند، ممکن است به سختی انتقادات را پذیرا باشند و از احساس شکست و شرمندگی دوباره تجربه کنند.

5. افتخار پذیری بالا: برخی افراد به دلیل داشتن افتخار پذیری بالا و احساس اینکه هیچ‌گاه اشتباه نمی‌کنند، به سختی انتقادات را پذیرا می‌شوند.

6. عدم تمایل به تغییر: برخی افراد به دلیل عدم تمایل به تغییر و ترس از تغییر، به سختی انتقادات را پذیرا می‌شوند.

@thinpluswithus
👈چرا گاهی افراد انتقاد پذیر نیستند؟

دلایلی برای عدم انتقاد پذیری افراد وجود دارد که شامل موارد زیر می‌شود:

1. احساس تهدید شدن: برای برخی افراد، انتقادات می‌تواند احساس تهدید کننده و تأثیرگذار باشد و این باعث می‌شود که این افراد به سختی انتقادات را پذیرا باشند.

2. عدم اعتماد به نفس: برخی افراد به دلیل عدم اعتماد به نفس و عدم اطمینان به خود، به سختی انتقادات را پذیرا می‌شوند.

3. انکار واقعیت: برخی افراد به دلیل اینکه نمی‌خواهند واقعیت را به روی خود بپذیرند، به سختی انتقادات را پذیرا می‌شوند.

4. شکست خورده در گذشته: افرادی که در گذشته تجربه شکست داشته‌اند، ممکن است به سختی انتقادات را پذیرا باشند و از احساس شکست و شرمندگی دوباره تجربه کنند.

5. افتخار پذیری بالا: برخی افراد به دلیل داشتن افتخار پذیری بالا و احساس اینکه هیچ‌گاه اشتباه نمی‌کنند، به سختی انتقادات را پذیرا می‌شوند.

6. عدم تمایل به تغییر: برخی افراد به دلیل عدم تمایل به تغییر و ترس از تغییر، به سختی انتقادات را پذیرا می‌شوند.

در کل، دلایلی برای عدم انتقاد پذیری افراد وجود دارد که می‌تواند به خصوصیات شخصیتی، تجربه و موقعیت فرد وابسته باشد.

همچنین، ممکن است نحوه ارائه انتقاد نیز برای عدم انتقاد پذیری افراد مؤثر باشد. اگر انتقادات به شیوه‌ای ارائه شوند که به نوعی تند و بدون احترام باشند، ممکن است فرد به سختی انتقادات را پذیرا باشد. به عنوان مثال، اگر یک انتقاد به شیوه‌ای ارائه شود که به نوعی منحرف کننده یا غلط باشد، فرد ممکن است به سختی انتقاد را پذیرا باشد.

همچنین، موقعیت‌های مختلف نیز می‌تواند تأثیرگذار باشد. برای مثال، اگر فرد در موقعیتی باشد که نیاز به اثبات خود دارد، ممکن است به سختی انتقادات را پذیرا باشد. به عنوان مثال، در محیط کار، فرهنگ سازمانی و ارزش‌های سازمانی می‌تواند برای پذیرش انتقادات مؤثر باشد. اگر ارزش‌های سازمانی بر پایه انتقاد پذیری و یادگیری باشد، اعضای سازمان بهترین نتیجه را از انتقادات بدست خواهند آورد.

در نهایت، باید به این نکته توجه داشت که انتقاد پذیری یک مهارت است که می‌توان آن را با تمرین و تلاش تقویت کرد. بهترین راه برای پذیرش انتقادات، تمرین و مرور انتقادات گذشته و پیشنهادات ارائه شده توسط دیگران است.

@thinpluswithus
منابع

منابع فراوان و گوناگونی در مورد انتقاد پذیری و عوامل مؤثر بر آن وجود دارد.

1. "The Art of Possibility" نوشته Rosamund Stone Zander و Benjamin Zander

2. "Crucial Conversations: Tools for Talking When Stakes Are High" نوشته Al Switzler، Joseph Grenny، Ron McMillan و Laura Roppe

3. "Thanks for the Feedback: The Science and Art of Receiving Feedback Well" نوشته Douglas Stone و Sheila Heen

4. "Radical Candor: Be a Kick-Ass Boss Without Losing Your Humanity" نوشته Kim Scott

5. "The Five Dysfunctions of a Team: A Leadership Fable" نوشته Patrick Lencioni

6. "Leaders Eat Last: Why Some Teams Pull Together and Others Don't" نوشته Simon Sinek

برخی از منابع معتبر در مورد عدم انتقاد پذیری و دلایل آن را نیز در اینجا نام برده ایم.

1. "Thanks for the Feedback: The Science and Art of Receiving Feedback Well" نوشته Douglas Stone و Sheila Heen

2. "Crucial Conversations: Tools for Talking When Stakes Are High" نوشته Al Switzler، Joseph Grenny، Ron McMillan و Laura Roppe

3. "Difficult Conversations: How to Discuss What Matters Most" نوشته Douglas Stone، Bruce Patton و Sheila Heen

4. "Radical Candor: Be a Kick-Ass Boss Without Losing Your Humanity" نوشته Kim Scott

5. "The Five Dysfunctions of a Team: A Leadership Fable" نوشته Patrick Lencioni

6. "Leadership and Self-Deception: Getting Out of the Box" نوشته The Arbinger Institute

همچنین، پژوهش‌های متعددی نیز انجام شده‌اند که به دلایل عدم انتقاد پذیری افراد می‌پردازند.

@thinpluswithus
دکتر موریس ستودگان

🖐 مروری بر اهمیت آسیب شناسی و تاریخچه آن

آسیب شناسی روانی یکی از حوزه‌های مهم در روانشناسی است که به بررسی و تشخیص اختلالات روانی می‌پردازد. این حوزه به دنبال شناسایی علل و عواملی است که باعث بروز اختلالات روانی می‌شوند، و راهکارهایی را ارائه می‌دهد تا این اختلالات را درمان کند. با توجه به اهمیت آسیب شناسی روانی، در این مقاله به بررسی این حوزه و نقش آن در بهبود سلامت روانی افراد پرداخته می‌شود.

👈 تاریخچه

آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه در روانشناسی، دارای تاریخچه طولانی است. در ادامه به برخی از مهمترین رویدادهای تاریخی در این حوزه اشاره خواهیم کرد:

- در اوایل قرن بیستم، سیگموند فروید، پدر تحلیل رویا، نظریه‌هایی را درباره نحوه تشکیل شخصیت و رابطه آن با اختلالات روانی ارائه داد.

- در دهه 1930، کارل یونگ، روانشناس سوئیسی، تئوری ارشادی را برای درمان اختلالات روانی ایجاد کرد.

- در دهه 1950، آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه جداگانه در روانشناسی شناخته شد و در این دهه، روش‌هایی مانند مصاحبه کلینیکی و تست‌های روانشناسی برای تشخیص اختلالات روانی استفاده شد.

- در دهه 1960، حوزه آسیب شناسی روانی به دلیل رشد سریع در دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی، به یکی از حوزه‌های پربازده و مهم در روانشناسی تبدیل شد.

- در دهه 1970، برخی از روش‌های نوین مانند تحلیل رفتاری و روان‌درمانی شناختی در درمان اختلالات روانی مورد استفاده قرار گرفت.

- در دهه 1980، تحقیقات بسیاری در زمینه اختلالات روانی و روش‌های درمان آنها انجام شد.

- از دهه 1990 به بعد، روش‌های جدیدی مانند درمان شناختی-رفتاری، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، و درماناعتیاد به این حوزه افزوده شد.

همچنین، در دهه‌های اخیر، با پیشرفت تکنولوژی و ابزارهای روان‌سنجی، از جمله روش‌های تصویرسازی مغزی، مطالعات جدیدی در زمینه آسیب شناسی روانی انجام شده است.

به طور خلاصه، آسیب شناسی روانی به مرور زمان به یکی از حوزه‌های پربازده و مهم در روانشناسی تبدیل شده است که به شناسایی و درمان اختلالات روانی، بهبود سلامت روانی افراد و توسعه دانش در این حوزه می‌پردازد. در حال حاضر، این حوزه شامل روش‌ها و تکنیک‌های متنوعی است که با استفاده از آن‌ها می‌توان به تشخیص و درمان اختلالات روانی کمک کرد و بهبود سلامت روانی افراد را به هدف قرار داد.


۱-۳

@thinkpluseithus
👈 آسیب شناسی در روانشناسی

آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه در روانشناسی، مفاهیم و تئوری‌های متعددی را شامل می‌شود. یکی از مباحث مهم در این حوزه، تشخیص اختلالات روانی است. برای تشخیص این اختلالات، از ابزارهای مختلفی مانند مصاحبه کلینیکی، پرسشنامه‌های روانشناسی و تست‌های روانشناسی استفاده می‌شود.

همچنین، آسیب شناسی روانی به بررسی علل و عواملی که باعث بروز اختلالات روانی می‌شوند، می‌پردازد. برای مثال، برخی از علل بروز اختلالات روانی شامل عوامل ژنتیکی، فرهنگی، اجتماعی، روانی و محیطی هستند. در این حوزه، تئوری‌های مختلفی نیز مطرح شده است، که از جمله آنها می‌توان به تئوری پردازش اطلاعات، تئوری ارتباطات بین فردی و تئوری رفتاری اشارکرد.

در آسیب شناسی روانی، برای درمان اختلالات روانی از روش‌های مختلفی استفاده می‌شود. برای مثال، درمان دارویی، روان‌درمانی، تحلیل رویا و روش‌های رفتاری از جمله این روش‌ها هستند. همچنین، در این حوزه، فرایند ارزیابی و پیش‌بینی اختلالات روانی نیز انجام می‌شود.

نتایج تحقیقات نشان داده است که آسیب شناسی روانی می‌تواند بهبود سلامت روانی افراد را به دنبال داشته باشد. به طور مثال، یک تحقیق بر روی افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی نشان داد که درمان با روش‌های روان‌درمانی بهبود قابل توجهی در شدت این اختلال داشته است.

نتیجه‌گیری

آسیب شناسی روانی به بررسی و تشخیص اختلالات روانی، شناسایی علل و عواملی که باعث بروز این اختلالات می‌شوند، و درمان این اختلالات می‌پردازد. نتایج تحقیقات نشان داده است که این حوزه می‌تواند بهبود سلامت روانی افراد را به دنبال داشته باشد. برای افزایش دقت در تشخیص و درمان اختلالات روانی، استفاده از ابزارهای روان‌سنجی و بررسی علل و عوامل مختلف موثر است. با توجه به اهمیت آسیب شناسی روانی، توسعه روش‌های بهبود و درمان این اختلالات می‌تواند به بهبود سلامت روانی جامعه کمک کند.


👈 اهمیت آسیب شناسی

آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه مهم در روانشناسی، اهمیت بسیاری دارد. در زندگی روزمره، افراد ممکن است با مشکلات روانی مختلفی مواجه شوند که می‌تواند به شدت تاثیرگذار باشد. به عنوان مثال، اختلالات اضطرابی، افسردگی، بیماری‌های روانی و اختلالات خوردنی می‌تواند به شدت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد و باعث کاهش کیفیت زندگی و افزایش خطرات سلامتی شود.

با توجه به اهمیت سلامت روانی در زندگی افراد، آسیب شناسی روانی به شناسایی و درمان اختلالات روانی می‌پردازد و بهبود سلامت روانی افراد را به هدف خود قرار می‌دهد. این حوزه با استفاده از ابزارهای مختلفی مانند مصاحبه کلینیکی، پرسشنامه‌های روانشناسی و تست‌های روانشناسی، به تشخیص اختلالات روانی کمک می‌کند و روش‌های درمانی مناسب را برای هر نوع اختلال روانی ارائه می‌دهد.

همچنین، آسیب شناسی روانی به بررسی علل و عواملی که باعث بروز اختلالات روانی می‌شوند، می‌پردازد. با شناسایی علل این اختلالات، می‌توان به پیشگیری از بروز این اختلالات کمک کرد و از این راه، سلامت روانی جامعه را بهبود بخشید.

با توجه به اینکه سلامت روانی برای افراد بسیار مهم است و بیماری‌های روانی می‌تواند به شدت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد، آسیب شناسی روانی باعث بهبود سلامت روانی افراد می‌شود و از طریق استفاده از روش‌های درمانی مختلف، می‌توان به کاهش شدت اختلالات روانی و بهبود کیفیت زندگی افراد کمک کرد.

همچنین، آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه پژوهشی و آموزشی نیز اهمیت دارد. با توسعه روش‌های بهبود و درمان اختلالات روانی، می‌توان به بهبود سلامت روانی جامعه کمک کرد. همچنین، بهبود دانش و آگاهی درباره این حوزه، بهبود درک و شناخت اختلالات روانی و راهکارهای درمانی آنها را فراهم می‌کند.

با توجه به اینکه سلامت روانی افراد برای جامعه بسیار مهم است، توسعه آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه حرفه‌ای و مهارتی، اهمیت بسیاری دارد. این حوزه به دانشمندان، متخصصان روانشناسی و مشاوران روانشناسی این امکان را می‌دهد که با استفاده از روش‌های پیشرفته و متنوع، برای بهبود سلامت روانی افراد کار کنند.


۲-۳

@thinkpluswithus
برخی از منابع معتبر و جدید در حوزه آسیب شناسی روانی به شرح زیر می‌باشند:

- American Psychiatric Association. (2013). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (5th ed.). Arlington, VA: American Psychiatric Publishing.

- Barlow, D. H., & Durand, V. M. (2015). Abnormal psychology: An integrative approach (7th ed.). Boston, MA: Cengage Learning.

- Comer, R. J. (2019). Abnormal psychology (10th ed.). New York, NY: Worth Publishers.

- Davison, G. C., Neale, J. M., & Blankstein, K. R. (2018). Abnormal psychology (13th ed.). Hoboken, NJ: Wiley.

- Hunsley, J., & Mash, E. J. (2018). A guide to assessments that work. Oxford University Press.

- Kazdin, A. E. (2017). Evidence-based psychotherapies for children and adolescents (3rd ed.). New York, NY: Guilford Press.

- Oltmanns, T. F., & Emery, R. E. (2019). Abnormal psychology (9th ed.). Upper Saddle River, NJ: Pearson.

- Sadock, B. J., Sadock, V. A., & Ruiz, P. (2017). Kaplan & Sadock's synopsis of psychiatry: Behavioral sciences/clinical psychiatry (11th ed.). Philadelphia, PA: Wolters Kluwer.

- Stricker, G., & Gold, J. (Eds.). (2018). A casebook of psychotherapy integration (2nd ed.). Washington, DC: American Psychological Association.

این منابع می‌توانند به عنوان منابع معتبر و جدید در حوزه آسیب شناسی روانی مورد استفاده قرار گیرند.

۳-۳

@thinkpluswithus
دکتر موریس ستودگان

❄️ مهمترین هورمونهای بدن و اثرات مستقیم آنها بر خلق و خوی انسان

بدن انسان بیش از 50 هورمون مختلف دارد، اما برخی از مهمترین هورمون‌ها و اثرات آن‌ها بر روی خلق و خو عبارتند از:

1. اپینفرین و نوراپینفرین: این هورمون‌ها تاثیر مستقیم بر روی سیستم عصبی دارند و باعث افزایش فشار خون، ضربان قلب و افزایش سطح انرژی در بدن می‌شوند.

2. سروتونین: این هورمون مسئول کنترل خلق و خو و تعادل روحی است. سطح پایین این هورمون باعث افسردگی و اضطراب می‌شود.

3. کورتیزول: این هورمون در واکنش به استرس ترشح می‌شود و باعث افزایش سطح قند خون، فشار خون و تحریک سیستم ایمنی می‌شود. افزایش طولانی‌مدت سطح این هورمون ممکن است باعث افسردگی و اضطراب شود.

4. تستوسترون: این هورمون در مردان تولید می‌شود و مسئول تنظیم عملکرد جنسی، رشد عضلات و استحکام استخوان‌ها است. در زنان نیز تولید این هورمون در اندکی میزان انجام می‌شود.

5. استروژن: این هورمون در زنان تولید می‌شود و مسئول کنترل دوره قاعدگی، حفظ سلامت استخوان‌ها و افزایش سطح انرژی است.

6. ملاتونین: این هورمون مسئول کنترل روز و شب در بدن است و تاثیر بسیاری در کنترل موقعیت خواب دارد.

به طور کلی، تعادل در سطح هورمون‌های بدن برای حفظ سلامت روحی و جسمی بسیار است. برای نمونه، می‌توان گفت که سطح بالای کورتیزول در بدن ممکن است باعث افزایش استرس، اضطراب، افسردگی، خستگی، افزایش وزن، مشکلات خواب و سایر مشکلات روحی و جسمی شود. به همین دلیل، حفظ تعادل در سطح هورمون‌های بدن از اهمیت بسیاری برخوردار است.

همچنین، تعدادی از هورمون‌های دیگری مانند اینسولین، گلوکاگون، آدیپونکتین، لپتین، آندروژن‌ها و استروژن‌های دیگر نیز در کنترل سطح قند خون، میزان چربی بدن، کنترل اشتها، رشد و توسعه جنین و سایر عملکردهای بدنی نقش دارند.

به طور کلی، هورمون‌های بدن با تاثیر در سطح فعالیت‌های فیزیولوژیکی، شناختی و رفتاری، بر خلق و خو و سلامتی فرد تاثیر می‌گذارند. به همین دلیل، حفظ تعادل در سطح هورمون‌های بدن با توجه به سبک زندگی و شرایط فردی، بسیار مهم است.

چگونه می‌توانیم به تنظیم هورمونها کمک کنیم

تنظیم سطح هورمون‌های بدن می‌تواند از طریق تغذیه، ورزش، استراحت، کاهش استرس و سبک زندگی سالم انجام شود. در ادامه به برخی از روش‌هایی که به تنظیم هورمون‌ها کمک می‌کنند، اشاره می‌کنم:

1. تغذیه سالم: مصرف غذاهای سالم و متنوع باعث تأمین ترکیبی مناسب از ویتامین‌ها، مواد معدنی و نیازهای غذایی بدن می‌شود. مصرف برخی مواد غذایی خاص مانند سبزیجات، میوه‌ها، ماهی، مواد غذایی با فیبر بالا و مواد غذایی با پروتئین بالا، به تنظیم سطح هورمون‌ها کمک می‌کند.

2. ورزش: ورزش منظم به تنظیم سطح هورمون‌های بدن کمک می‌کند. ورزش می‌تواند باعث افزایش سطح تستوسترون و سروتونین، کاهش سطح کورتیزول و بهبود تعادل هورمونی در بدن شود.

3. استراحت: استراحت و خواب کافی به تنظیم هورمون‌ها کمک می‌کند. در واقع، خواب کافی باعث تولید ملاتونین، هورمونی که به تنظیم روز و شب در بدن کمک می‌کند، می‌شود.

4. کاهش استرس: کاهش استرس و رسیدگی به مشکلات روحی و جسمی می‌تواند به تنظیم سطح هورمون‌های بدن کمک کند. فعالیت‌هایی مانند مدیتیشن، یوگا و تنفس عمیق می‌تواند به کاهش استرس و افزایش سطح سروتونین کمک کند.

5. سبک زندگی سالم: سبک زندگی سالم شامل کاهش مصرف الکل و دخانیات، از دست دادن وزن اضافی، کاهش مصرف قند و چربی‌های اشباع شده، استفاده از محصولات غذایی سالم و طبیعی و کاهش مصرف مواد افزودنی و شیمیایی است. این سبک زندگی می‌تواند به تنظیم سطح هورمون‌های بدن کمک کند.

6. مصرف مکمل هورمونی: در برخی موارد، مصرف مکمل هورمونی مانند هورمون رشد، تستوسترون و استروژن ممکن است به تنظیم سطح هورمون‌های بدن کمک کند. اما برای استفاده از این مکمل‌ها، بهتر است با یک پزشک یا متخصص تغذیه مشورت کنید.

به طور خلاصه، تنظیم سطح هورمون‌های بدن می‌تواند از طریق یک سبک زندگی سالم، تغذیه مناسب، ورزش منظم، استراحت کافی، کاهش استرس و در برخی موارد مصرف مکمل هورمونی انجام شود. با این حال، در صورتی که مشکلاتی با سطح هورمون‌های بدن دارید، بهتر است با پزشک خود مشورت کنید و از روش‌های درست و مناسب برای تنظیم هورمون‌های بدن استفاده کنید.

۱-۲

@thinkpluswithus
👈مهمترین ارتباط هورمونولوژی و روانشناسی

ارتباط هورمونولوژی و روانشناسی بسیار مهم است. هورمون‌ها در کنترل خلق و خو و رفتار انسان نقش بسیار مهمی دارند. هرگونه تغییر در سطح هورمون‌های بدن می‌تواند تأثیر بسیار زیادی بر روی روانشناسی و رفتار فرد داشته باشد. به طور کلی، هورمون‌ها در دو راستایی انرژی و تعادل تأثیر دارند و تعادل بین آن‌ها برای داشتن روحیه سالم و خلق و خوی بهتر بسیار مهم است.

به عنوان مثال، تغییرات سطح سروتونین می‌تواند تأثیر بسیار زیادی بر روی خلق و خوی فرد داشته باشد. سطح پایین این هورمون ممکن است باعث افسردگی و اضطراب شود. به همین ترتیب، تغییرات در سطح هورمون‌های استروژن و تستوسترون در زنان و مردان ممکن است باعث تغییرات در رفتار و خلق و خو شود.

همچنین، کاهش سطح کورتیزول (هورمون استرس) می‌تواند باعث کاهش استرس و اضطراب شود، در حالی که سطح بالای این هورمون ممکن است باعث افسردگی و اضطراب شود.

در کل، ارتباط هورمون‌ها و روانشناسی بسیار پیچیده است و تأثیر آن‌ها بر روی خلق و خو و رفتار فرد به تعداد زیادی عوامل، از جمله جنسیت، سن، سلامت جسمی، شرایط زندگی و محیط اجتماعی، بستگی دارد. به همین دلیل، برای مطالعه و درک بهتر این ارتباط، نیاز به مطالع‌بینی و تحلیل عوامل مختلف داریم. با این حال، می‌توان با رعایت سبک زندگی سالم، تغذیه مناسب، ورزش منظم و کاهش استرس، به تنظیم سطح هورمون‌ها و کاهش اثرات منفی آن‌ها بر روی روانشناسی کمک کرد.

در برخی موارد، مصرف مکمل‌های هورمونی مانند هورمون رشد، تستوسترون و استروژن نیز می‌تواند به تنظیم سطح هورمون‌های بدن کمک کند، اما برای استفاده از این مکمل‌ها بهتر است با پزشک یا متخصص تغذیه مشورت کنید.

در کل، ارتباط هورمون‌ها و روانشناسی بسیار پیچیده است و تأثیر آن‌ها بر روی خلق و خو و رفتار فرد به تعداد زیادی عوامل بستگی دارد. به همین دلیل، برای درک بهتر این ارتباط و تنظیم سطح هورمون‌های بدن، بهتر است با پزشک خود مشورت کنید و از روش‌های درست و مناسب برای تنظیم هورمون‌های بدن استفاده کنید.

👈 نقش غده تیروئید در خلق انسان
غده تیروئید یکی از غده‌های اندوکرین بدن است که در تولید هورمون‌هایی مانند تیروکسین (T4) و تری‌یودوتیرونین (T3) نقش دارد. هورمون‌های تولید شده توسط غده تیروئید تأثیری بسیار زیاد بر روی سلامت جسمی و روانشناسی انسان دارند.

نقش غده تیروئید در تنظیم میزان انرژی و حرکت بدن، تنظیم فعالیت سیستم عصبی و تأثیر بر روی تمامی بافت‌های بدن بسیار مهم است. عدم تولید مقدار کافی این هورمون‌ها می‌تواند باعث افزایش وزن، خستگی، افسردگی و اختلالات دیگر در سلامت جسمی و روانی شود.

به عنوان مثال، کاهش سطح هورمون‌های تیروئید در بدن می‌تواند باعث افزایش وزن، کاهش تمرکز و توجه، افسردگی، خستگی و کاهش فعالیت جنسی شود. به همین ترتیب، درمان افرادی که با اختلالات تیروئیدی مواجه هستند، می‌تواند بهبود علائم روانی و فیزیکی آن‌ها را به دنبال داشته باشد.


منابع مفید برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تنظیم هورمون‌های بدن:

1. کتاب "The Hormone Cure" نوشته Sara Gottfried

2. مقالات و پژوهش‌های علمی در زمینه هورمون‌های بدن و تنظیم سطح آن‌ها

3. سایت‌های معتبر و متخصص در زمینه سلامت و تنظیم هورمون‌ها مانند WebMD، Healthline و Mayo Clinic

برای مطالعه عمیقتر در مورد نقش غده تیروئید در خلق انسان، می‌توانید به منابع زیر مراجعه کنید:

1. "Thyroid Hormone and the Brain"، مقاله نوشته شده توسط Mary J. Shomon و منتشر شده در سایت Verywell Health

2. "The Thyroid and the Mind and Emotions/Thyroid Dysfunction and Mental Disorders"، مقاله نوشته شده توسط Richard Shames و Karilee Shames و منتشر شده در سایت Thyroid Power

3. "The Role of Thyroid Hormones in Depression"
نقش هورمون تیروئید در افسردگی.
در این مورد در یک پست جدا با تیتر افسردگی و نقش هورمون‌ها در think پلاس مطلب ارائه شده است.

۲-۲

@thinkpluswithus
دکتر موریس ستودگان‌

📍اهمیت نظریه دلبستگی

نطریه دلبستگی یا نظریه پیوستگی (Attachment theory )، نظریه‌ای در روان‌شناسی است که سعی در بررسی رابطه فرزند – والدین و وابستگی‌های اجتماعی – عاطفی انسان‌ها به یکدیگر دارد. این اصطلاح برای اشاره به روابط اجتماعی-عاطفی محکم و دائمی به کار می‌رود. از نگاه روانشناسی نظریه دلبستگی یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین نظریه‌های روانشناسی است که برای درک رفتار انسان‌ها و روابط بین افراد به کار می‌رود. این نظریه از سال‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ توسط جان بولبی، محقق و روان‌شناس آمریکایی، توسعه یافت.

به طور کلی، نظریه دلبستگی بیان می‌کند که دلبستگی یکی از نیازهای اساسی انسان است و افراد با توجه به نوع دلبستگی خود به دیگران، رفتارهای خاصی را نشان می‌دهند. این نظریه به دو قسمت تقسیم می‌شود:
الف) دلبستگی امن (Secure Attachment)
ب) و دلبستگی ناامن (Insecure Attachment)
دلبستگی امن به وجود می‌آید زمانی که یک کودک در دوران کودکی به خوبی با والدین خود ارتباط برقرار کرده باشد و احساس امنیت و آرامش داشته باشد. به عبارت دیگر، کودکانی که دلبستگی امن دارند، به آسانی احساس اعتماد به نفس و امنیت می‌کنند و در روابطشان با دیگران، رفتارهای سالم و سازنده را انجام می‌دهند.

از سوی دیگر، دلبستگی ناامن به دو دسته‌ی دیگر تقسیم می‌شود:
۱) دلبستگی اجتنابی
(Avoidant Attachment)
۲) دلبستگی امبی والنت یا مقاوم (Ambivalent Attachment)
در دلبستگی اجتنابی، فرد به دلیل تجربه‌های منفی در رابطه با والدین خود یا دیگران، احساس ناامنی و ترس از نزدیک شدن به دیگران دارد و به سمت فاصله‌گری و اجتناب می‌رود. در دلبستگی مقاوم، فرد به دلیل تجربه‌های ناموفق در برقراری روابط، به دیگران وابسته و احساس ناامنی و نگرانی بیش از حد نسبت به رابطه با دیگران دارد.

به طور کلی، نظریه دلبستگی با توجه به تأثیرات کودکی و تجربیات زود هنگام بر روی رفتار افراد، بسیار مهم بوده و درک بهتر این نظریه می‌تواند در بهبود روابط بین افراد و احساس رضایت در زندگی کمک کند.
نظریه دلبستگی در روابط عاطفی نیز بسیار مهم است و به عنوان یکی از اصول اساسی درک روابط بین دو نفر به کار می‌رود. به طور کلی، افرادی که دلبستگی امن دارند، به راحتی به روابط عاطفی پایبندند و بتوانند در آن‌ها به طور بهتری احساس رضایت و رضایت شخصی داشته باشند. اما افرادی که دلبستگی ناامن دارند، ممکن است دچار مشکلات در روابط عاطفی شوند، از جمله عدم اعتماد به دیگران، ترس از رد شدن و نگرانی‌های بیش از حد در مورد رابطه با دیگران.

همچنین، نظریه دلبستگی در درمان روان‌شناختی نیز به کار می‌رود. درمان‌هایی که بر اساس این نظریه طراحی شده‌اند، به فرد کمک می‌کنند تا بتواند رفتارهای ناشی از دلبستگی ناامن را شناسایی کند و با تمرین‌های مشخص، رفتارهای سالم و سازنده برای بهبود روابط با دیگران را یاد بگیرد.

در نهایت، نظریه دلبستگی به عنوان یکی از مهمترین نظریه‌های روانشناسی، درک بهتری از رفتارهای افراد و روابط بین آن‌ها به ما می‌دهد و می‌تواند در بهبود روابط شخصی و اجتماعی کمک کند.

۱-۳

@thinkpluswithus