Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
💊 ام دی ام ای (MDMA) چیست؟
یک ماده مخدر است که به عنوان یک محرک و هالوسینوژن عمل می کند. این ماده شیمیایی معمولاً به عنوان مادهای خوراکی به صورت قرص یا کپسول مصرف می شود و در محیط های رقص و موسیقی الکترونیک مصرف گسترده ای دارد.
باید یادآور شویم MDMA از نظر شیمیایی جزء خانواده آمفتامینها بوده و اثرات مشابهی با آمفتامین دارد اما نسبت به آن کمتر محرک است. اثرات اصلی MDMA شامل افزایش احساسات مثبت، افزایش انرژی، حس عشق و ارتباط انسانی عمیقتر و هالوسیناسیونهای ملایم میباشد. همچنین، مصرف MDMA میتواند به عوارض جانبی از جمله افزایش ضربان قلب، افزایش دمای بدن، خشکی دهان، اختلالات خواب، اضطراب، افسردگی و مشکلات حافظه منجر شود.
به علت اثرات خوشایندی که میتواند در افراد ایجاد کند، MDMA به عنوان یک ماده تفریحی محبوب است و در محافل جشن و رقص مصرف می شود. با این حال، باید توجه داشت که مصرف MDMA ممکن است به عوارض جدی برای سلامتی فرد منجر شود و به عنوان یک ماده مخدر غیرقانونی در بسیاری از کشورها به حساب می آید. همچنین، مصرف بلند مدت MDMA میتواند به مشکلات روانی و فیزیکی منجر شود و اعتماد به نفس، حافظه و تمرکز را تحت تأثیر قرار دهد.
🧬 قارچ جادویی چیست؟
قارچ جادویی، معروف به مجیک مشروم (Magic Mushroom) یا مجیک مشروم (Magic Truffle)، یک نوع قارچ است که دارای ترکیبات شیمیایی بنام پسیلوسیبین (Psilocybin) و پسیلوسین (Psilocin) میباشد که به عنوان مواد مخدر و روانگردان استفاده میشود.
پسیلوسیبین، یک ترکیب شیمیایی طبیعی است که در بسیاری از انواع قارچهای جادویی یافت میشود. این ترکیب به طور معمول در بدن به پسیلوسین تبدیل میشود که با تأثیر بر مغز و سیستم عصبی، تغییرات روانشناختی و تجربیات دیداری مانند تغییر در رنگها، الهامبخشی خلاقانه، تغییر در واقعیت و تجربههای معنوی را ایجاد میکند.
مصرف قارچ جادویی ممکن است تجربههای روانی و تاثیرات متفاوتی در افراد ایجاد کند. برخی از افراد ممکن است احساس خوشایندی، الهام و خلاقیت بیشتر، تجربههای معنوی و الهی، تجربه اتصال عمیقتر با محیط و دیگران و یا تغییر در ادراک زمان و فضا را داشته باشند. اما در موارد دیگر، مصرف قارچ جادویی میتواند باعث تجربههای ترسناک، اضطراب، ترشح عرق، تشویش ذهنی و تجربههای ناخوشایند شود.
مصرف قارچ جادویی در بسیاری از کشورها غیرقانونی است، و میتواند به تأثیرات جانبی و مشکلات بهداشتی ادامه مصرف قارچ جادویی میتواند به تأثیرات جانبی و مشکلات بهداشتی منجر شود. برخی از تأثیرات جانبی ممکن است شامل اضطراب، ترس، پانیک، تشنج، اختلالات خواب، تغییر در وضعیت خلقی، اختلال در تمرکز و توجه، تغییر در ضربان قلب و فشار خون، اختلال در هضم و نفسگیری باشد.
علاوه بر این، مصرف قارچ جادویی میتواند بر روابط اجتماعی و عملکرد روزمره تأثیر بگذارد. همچنین، در صورتی که قارچ جادویی با دیگر مواد مخدر مصرف شود، ممکن است تداخلات خطرناکی رخ دهد و به سلامتی فرد آسیب برساند.
مهم است که توجه داشته باشید که قارچ جادویی قدرت زیادی در تغییر و افزایش تجربههای روانی دارد و ممکن است تأثیرات قوی بر روی ذهن و روان داشته باشد. بنابراین، استفاده از قارچ جادویی باید با دقت و ضمن توجه به محیط اطراف و وضعیت فرد انجام شود.
ضروری است که بهترین راهنمایی و اطلاعات را از منابع معتبر و کارشناسان حاصل کنید و همچنین قوانین و مقررات مربوط به قارچ جادویی را بشناسید تا از مشکلات جلوگیری کنید. همچنین، در صورت داشتن هرگونه نگرانی یا مشکلات پس از مصرف قارچ جادویی، حتما قبل از هر اقدامی به پزشک مراجعه کنید.
منابع علمی و معتبر برای اطلاعات
1. "MDMA-Assisted Psychotherapy for PTSD: A Review of Preclinical and Clinical Research" - مقاله توسط Michael C. Mithoefer و Mark T. Wagner در مجله "Journal of Psychoactive Drugs" در سال 2017.
2. "MDMA (Ecstasy/Molly): What You Need to Know" - مقاله از مرکز ملی سوءمصرف مواد و مشاوره درمانی (National Institute on Drug Abuse - NIDA)، آمریکا.
3. "Effects of 3,4-methylenedioxymethamphetamine (MDMA) on serotonin transporter and vesicular monoamine transporter 2 protein and gene expression in rats: implications for MDMA neurotoxicity" - مقاله توسط Lisa L. Sharpe و همکاران در مجله "Psychopharmacology" در سال 2017.
4. "Pharmacology of MDMA in humans" - مقاله توسط Matthias E. Liechti در مجله "Annals of the New York Academy of Sciences" در سال 2006.
دوستان لطفاً توجه داشته باشید که استفاده از منابع معتبر و مطالعه تحقیقات جدید در این زمینه میتواند به دستیابی به اطلاعات دقیق و بهروز کمک بیشتری کند.
@thinkpluswithus
💊 ام دی ام ای (MDMA) چیست؟
یک ماده مخدر است که به عنوان یک محرک و هالوسینوژن عمل می کند. این ماده شیمیایی معمولاً به عنوان مادهای خوراکی به صورت قرص یا کپسول مصرف می شود و در محیط های رقص و موسیقی الکترونیک مصرف گسترده ای دارد.
باید یادآور شویم MDMA از نظر شیمیایی جزء خانواده آمفتامینها بوده و اثرات مشابهی با آمفتامین دارد اما نسبت به آن کمتر محرک است. اثرات اصلی MDMA شامل افزایش احساسات مثبت، افزایش انرژی، حس عشق و ارتباط انسانی عمیقتر و هالوسیناسیونهای ملایم میباشد. همچنین، مصرف MDMA میتواند به عوارض جانبی از جمله افزایش ضربان قلب، افزایش دمای بدن، خشکی دهان، اختلالات خواب، اضطراب، افسردگی و مشکلات حافظه منجر شود.
به علت اثرات خوشایندی که میتواند در افراد ایجاد کند، MDMA به عنوان یک ماده تفریحی محبوب است و در محافل جشن و رقص مصرف می شود. با این حال، باید توجه داشت که مصرف MDMA ممکن است به عوارض جدی برای سلامتی فرد منجر شود و به عنوان یک ماده مخدر غیرقانونی در بسیاری از کشورها به حساب می آید. همچنین، مصرف بلند مدت MDMA میتواند به مشکلات روانی و فیزیکی منجر شود و اعتماد به نفس، حافظه و تمرکز را تحت تأثیر قرار دهد.
🧬 قارچ جادویی چیست؟
قارچ جادویی، معروف به مجیک مشروم (Magic Mushroom) یا مجیک مشروم (Magic Truffle)، یک نوع قارچ است که دارای ترکیبات شیمیایی بنام پسیلوسیبین (Psilocybin) و پسیلوسین (Psilocin) میباشد که به عنوان مواد مخدر و روانگردان استفاده میشود.
پسیلوسیبین، یک ترکیب شیمیایی طبیعی است که در بسیاری از انواع قارچهای جادویی یافت میشود. این ترکیب به طور معمول در بدن به پسیلوسین تبدیل میشود که با تأثیر بر مغز و سیستم عصبی، تغییرات روانشناختی و تجربیات دیداری مانند تغییر در رنگها، الهامبخشی خلاقانه، تغییر در واقعیت و تجربههای معنوی را ایجاد میکند.
مصرف قارچ جادویی ممکن است تجربههای روانی و تاثیرات متفاوتی در افراد ایجاد کند. برخی از افراد ممکن است احساس خوشایندی، الهام و خلاقیت بیشتر، تجربههای معنوی و الهی، تجربه اتصال عمیقتر با محیط و دیگران و یا تغییر در ادراک زمان و فضا را داشته باشند. اما در موارد دیگر، مصرف قارچ جادویی میتواند باعث تجربههای ترسناک، اضطراب، ترشح عرق، تشویش ذهنی و تجربههای ناخوشایند شود.
مصرف قارچ جادویی در بسیاری از کشورها غیرقانونی است، و میتواند به تأثیرات جانبی و مشکلات بهداشتی ادامه مصرف قارچ جادویی میتواند به تأثیرات جانبی و مشکلات بهداشتی منجر شود. برخی از تأثیرات جانبی ممکن است شامل اضطراب، ترس، پانیک، تشنج، اختلالات خواب، تغییر در وضعیت خلقی، اختلال در تمرکز و توجه، تغییر در ضربان قلب و فشار خون، اختلال در هضم و نفسگیری باشد.
علاوه بر این، مصرف قارچ جادویی میتواند بر روابط اجتماعی و عملکرد روزمره تأثیر بگذارد. همچنین، در صورتی که قارچ جادویی با دیگر مواد مخدر مصرف شود، ممکن است تداخلات خطرناکی رخ دهد و به سلامتی فرد آسیب برساند.
مهم است که توجه داشته باشید که قارچ جادویی قدرت زیادی در تغییر و افزایش تجربههای روانی دارد و ممکن است تأثیرات قوی بر روی ذهن و روان داشته باشد. بنابراین، استفاده از قارچ جادویی باید با دقت و ضمن توجه به محیط اطراف و وضعیت فرد انجام شود.
ضروری است که بهترین راهنمایی و اطلاعات را از منابع معتبر و کارشناسان حاصل کنید و همچنین قوانین و مقررات مربوط به قارچ جادویی را بشناسید تا از مشکلات جلوگیری کنید. همچنین، در صورت داشتن هرگونه نگرانی یا مشکلات پس از مصرف قارچ جادویی، حتما قبل از هر اقدامی به پزشک مراجعه کنید.
منابع علمی و معتبر برای اطلاعات
1. "MDMA-Assisted Psychotherapy for PTSD: A Review of Preclinical and Clinical Research" - مقاله توسط Michael C. Mithoefer و Mark T. Wagner در مجله "Journal of Psychoactive Drugs" در سال 2017.
2. "MDMA (Ecstasy/Molly): What You Need to Know" - مقاله از مرکز ملی سوءمصرف مواد و مشاوره درمانی (National Institute on Drug Abuse - NIDA)، آمریکا.
3. "Effects of 3,4-methylenedioxymethamphetamine (MDMA) on serotonin transporter and vesicular monoamine transporter 2 protein and gene expression in rats: implications for MDMA neurotoxicity" - مقاله توسط Lisa L. Sharpe و همکاران در مجله "Psychopharmacology" در سال 2017.
4. "Pharmacology of MDMA in humans" - مقاله توسط Matthias E. Liechti در مجله "Annals of the New York Academy of Sciences" در سال 2006.
دوستان لطفاً توجه داشته باشید که استفاده از منابع معتبر و مطالعه تحقیقات جدید در این زمینه میتواند به دستیابی به اطلاعات دقیق و بهروز کمک بیشتری کند.
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
💊 ام دی ام ای (MDMA) چیست؟
یک ماده مخدر است که به عنوان یک محرک و هالوسینوژن عمل می کند. این ماده شیمیایی معمولاً به عنوان خوراکی به صورت قرص یا کپسول مصرف میشود و اثراتی مشابه آمفی تامین دارد.
@thinkpluswithus
💊 ام دی ام ای (MDMA) چیست؟
یک ماده مخدر است که به عنوان یک محرک و هالوسینوژن عمل می کند. این ماده شیمیایی معمولاً به عنوان خوراکی به صورت قرص یا کپسول مصرف میشود و اثراتی مشابه آمفی تامین دارد.
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🧬 قارچ جادویی چیست؟
قارچ جادویی، معروف به مجیک مشروم (Magic Mushroom) یا مجیک مشروم (Magic Truffle)، یک نوع قارچ است که دارای ترکیبات شیمیایی بنام پسیلوسیبین (Psilocybin) و پسیلوسین (Psilocin) میباشد که به عنوان مواد مخدر و روانگردان استفاده میشود.
@thinkpluswithus
🧬 قارچ جادویی چیست؟
قارچ جادویی، معروف به مجیک مشروم (Magic Mushroom) یا مجیک مشروم (Magic Truffle)، یک نوع قارچ است که دارای ترکیبات شیمیایی بنام پسیلوسیبین (Psilocybin) و پسیلوسین (Psilocin) میباشد که به عنوان مواد مخدر و روانگردان استفاده میشود.
@thinkpluswithus
دکتر موریس ستودگان
اصل مقاله انگلیسی اپریل ۲۰۲۱ و ترجمه در جولای ۲۰۲۳
عنوان: قدرت دگرگونکننده تکنیکهای درمان هیجان مدار (EFT) در رواندرمانی
🔻چکیده: این مقاله به بررسی اثربخشی تکنیک های هیجان مدار (EFT) به عنوان یک مداخله درمانی می پردازد. EFT یک رویکرد منحصر به فرد است که اصول طب سنتی چینی، روانشناسی و علوم اعصاب را برای رسیدگی به پریشانی عاطفی و ارتقای رفاه روانی ترکیب می کند. این مقاله از طریق بررسی جامع ادبیات موجود و شواهد تجربی، مکانیسمهای اساسی EFT، کاربردهای آن در محیطهای درمانی مختلف، و مزایای بالقوه آن برای افرادی که به دنبال بهبود عاطفی و رشد شخصی هستند را بررسی میکند. یافتهها نشان میدهد که EFT به عنوان یک ابزار درمانی مؤثر و توانمند، نویدبخش است و فرصتهایی را برای خودتنظیمی، رهایی عاطفی و تغییرات دگرگونکننده به مراجعین ارائه میدهد.
🚩کلمات کلیدی: تکنیک های درمانهیجان مدار، EFT، درمان، پریشانی عاطفی، بهزیستی روانی، خودتنظیمی، تغییر دگرگون کننده.
🔻 معرفی تکنیک های درمان هیجان مدار (EFT) به عنوان یک رویکرد درمانی نوآورانه که ریشه در ادغام طب سنتی چینی، روانشناسی و علوم اعصاب دارد، به رسمیت شناخته شده است. این مقاله به بررسی اثربخشی EFT به عنوان ابزاری برای درمان می پردازد و مکانیسم های اساسی، کاربردها و مزایای بالقوه آن را برای افرادی که به دنبال بهبود عاطفی و رشد شخصی هستند بررسی می کند.
🔻 دوم مبانی نظری EFT
🔸الف طب سنتی چینی و سیستم مریدین ( در طب چینی به موازات رگها و اعصاب سیستم مریدین وجود دارد که کانالهای انرژی و هیجان هستند) EFT از اصول طب سنتی چینی استفاده می کند و بر جریان انرژی در امتداد نقاط نصف النهار خاصی در بدن تأکید دارد. با ضربه زدن بر روی این نکات و در عین حال تمرکز بر پریشانی هیجانی، EFT قصد دارد تعادل و هماهنگی را به سیستم انرژی بدن بازگرداند.
🔸ب. تکنیک های روانشناسی EFT شامل تکنیکهایی از درمانهای شناختی و مواجهه است. با ترکیب شفاهی احساسات، چارچوببندی مجدد شناختی، و قرار گرفتن در معرض خاطرات یا تجربیات ناراحتکننده، EFT افراد را قادر میسازد تا پریشانی عاطفی را به طور موثر پردازش و رها کنند.
🔸پ. مبانی عصب شناسی تحقیقات علوم اعصاب نشان می دهد که EFT ممکن است پاسخ استرس مغز را با کاهش فعالیت در آمیگدال و افزایش عملکرد تنظیمی قشر جلوی مغز تعدیل کند. این تغییرات عصبی به تنظیم هیجانی و افزایش رفاه روانی کمک می کند.
🔻سوم کاربردهای EFT در درمان
🔹الف) اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) تحقیقات نتایج امیدوارکننده ای را در استفاده از EFT برای کاهش علائم PTSD نشان داده است. EFT یک رویکرد غیرتهاجمی و کل نگر یا سیستمی ارائه می دهد که جنبه های عاطفی و فیزیولوژیکی تروما را هدف قرار می دهد و ابزاری ایمن و مؤثر برای پردازش و رهاسازی خاطرات آسیب زا در اختیار افراد قرار می دهد.
🔹ب) اضطراب و افسردگی EFT اثربخشی خود را در کاهش علائم اضطراب و افسردگی نشان داده است. EFT با پرداختن به عوامل عاطفی زیربنایی، مانند باورهای منفی و آسیبهای حلنشده، افراد را قادر میسازد تا تجارب خود را قالببندی کنند و مکانیسمهای مقابله سالمتری ایجاد کنند.
🔹پ) فوبیا و اعتیاد EFT با موفقیت در درمان فوبیا و رفتارهای اعتیاد آور استفاده شده است. با هدف قرار دادن محرکهای عاطفی مرتبط با این شرایط، EFT به افراد کمک میکند تا حساسیتزدایی کنند و پاسخهای خود را دوباره پردازش کنند، که منجر به کاهش ترس و ولع میشود.
🔻 چهارم مزایای EFT در درمان
▪️الف خودتنظیمی و توانمندسازی EFT افراد را به مهارت های خود تنظیمی مجهز می کند و آنها را قادر می سازد تا احساسات خود را به طور موثر مدیریت کنند. این به مراجعان قدرت می دهد تا نقش فعالی در روند بهبودی خود داشته باشند و حس کنترل بر سلامت عاطفی خود را ارتقا می دهد.
▪️ب. رهایی عاطفی و کاتارسیس EFT با ایجاد یک محیط امن و حمایتی برای افراد برای بیان و پردازش احساسات خود، رهایی عاطفی و کاتارسیس را تسهیل می کند. این رهاسازی به رفع انسدادهای عاطفی و ارتقای شفای عاطفی اجازه می دهد.
1_2
@thinnkpluswithus
اصل مقاله انگلیسی اپریل ۲۰۲۱ و ترجمه در جولای ۲۰۲۳
عنوان: قدرت دگرگونکننده تکنیکهای درمان هیجان مدار (EFT) در رواندرمانی
🔻چکیده: این مقاله به بررسی اثربخشی تکنیک های هیجان مدار (EFT) به عنوان یک مداخله درمانی می پردازد. EFT یک رویکرد منحصر به فرد است که اصول طب سنتی چینی، روانشناسی و علوم اعصاب را برای رسیدگی به پریشانی عاطفی و ارتقای رفاه روانی ترکیب می کند. این مقاله از طریق بررسی جامع ادبیات موجود و شواهد تجربی، مکانیسمهای اساسی EFT، کاربردهای آن در محیطهای درمانی مختلف، و مزایای بالقوه آن برای افرادی که به دنبال بهبود عاطفی و رشد شخصی هستند را بررسی میکند. یافتهها نشان میدهد که EFT به عنوان یک ابزار درمانی مؤثر و توانمند، نویدبخش است و فرصتهایی را برای خودتنظیمی، رهایی عاطفی و تغییرات دگرگونکننده به مراجعین ارائه میدهد.
🚩کلمات کلیدی: تکنیک های درمانهیجان مدار، EFT، درمان، پریشانی عاطفی، بهزیستی روانی، خودتنظیمی، تغییر دگرگون کننده.
🔻 معرفی تکنیک های درمان هیجان مدار (EFT) به عنوان یک رویکرد درمانی نوآورانه که ریشه در ادغام طب سنتی چینی، روانشناسی و علوم اعصاب دارد، به رسمیت شناخته شده است. این مقاله به بررسی اثربخشی EFT به عنوان ابزاری برای درمان می پردازد و مکانیسم های اساسی، کاربردها و مزایای بالقوه آن را برای افرادی که به دنبال بهبود عاطفی و رشد شخصی هستند بررسی می کند.
🔻 دوم مبانی نظری EFT
🔸الف طب سنتی چینی و سیستم مریدین ( در طب چینی به موازات رگها و اعصاب سیستم مریدین وجود دارد که کانالهای انرژی و هیجان هستند) EFT از اصول طب سنتی چینی استفاده می کند و بر جریان انرژی در امتداد نقاط نصف النهار خاصی در بدن تأکید دارد. با ضربه زدن بر روی این نکات و در عین حال تمرکز بر پریشانی هیجانی، EFT قصد دارد تعادل و هماهنگی را به سیستم انرژی بدن بازگرداند.
🔸ب. تکنیک های روانشناسی EFT شامل تکنیکهایی از درمانهای شناختی و مواجهه است. با ترکیب شفاهی احساسات، چارچوببندی مجدد شناختی، و قرار گرفتن در معرض خاطرات یا تجربیات ناراحتکننده، EFT افراد را قادر میسازد تا پریشانی عاطفی را به طور موثر پردازش و رها کنند.
🔸پ. مبانی عصب شناسی تحقیقات علوم اعصاب نشان می دهد که EFT ممکن است پاسخ استرس مغز را با کاهش فعالیت در آمیگدال و افزایش عملکرد تنظیمی قشر جلوی مغز تعدیل کند. این تغییرات عصبی به تنظیم هیجانی و افزایش رفاه روانی کمک می کند.
🔻سوم کاربردهای EFT در درمان
🔹الف) اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) تحقیقات نتایج امیدوارکننده ای را در استفاده از EFT برای کاهش علائم PTSD نشان داده است. EFT یک رویکرد غیرتهاجمی و کل نگر یا سیستمی ارائه می دهد که جنبه های عاطفی و فیزیولوژیکی تروما را هدف قرار می دهد و ابزاری ایمن و مؤثر برای پردازش و رهاسازی خاطرات آسیب زا در اختیار افراد قرار می دهد.
🔹ب) اضطراب و افسردگی EFT اثربخشی خود را در کاهش علائم اضطراب و افسردگی نشان داده است. EFT با پرداختن به عوامل عاطفی زیربنایی، مانند باورهای منفی و آسیبهای حلنشده، افراد را قادر میسازد تا تجارب خود را قالببندی کنند و مکانیسمهای مقابله سالمتری ایجاد کنند.
🔹پ) فوبیا و اعتیاد EFT با موفقیت در درمان فوبیا و رفتارهای اعتیاد آور استفاده شده است. با هدف قرار دادن محرکهای عاطفی مرتبط با این شرایط، EFT به افراد کمک میکند تا حساسیتزدایی کنند و پاسخهای خود را دوباره پردازش کنند، که منجر به کاهش ترس و ولع میشود.
🔻 چهارم مزایای EFT در درمان
▪️الف خودتنظیمی و توانمندسازی EFT افراد را به مهارت های خود تنظیمی مجهز می کند و آنها را قادر می سازد تا احساسات خود را به طور موثر مدیریت کنند. این به مراجعان قدرت می دهد تا نقش فعالی در روند بهبودی خود داشته باشند و حس کنترل بر سلامت عاطفی خود را ارتقا می دهد.
▪️ب. رهایی عاطفی و کاتارسیس EFT با ایجاد یک محیط امن و حمایتی برای افراد برای بیان و پردازش احساسات خود، رهایی عاطفی و کاتارسیس را تسهیل می کند. این رهاسازی به رفع انسدادهای عاطفی و ارتقای شفای عاطفی اجازه می دهد.
1_2
@thinnkpluswithus
▪️پ. تغییر تحول آفرین و رشد شخصی EFT این پتانسیل را دارد که تغییرات دگرگون کننده را تسهیل کند و رشد شخصی را ارتقا دهد.
وEFT با پرداختن به علل ریشه ای پریشانی عاطفی، به افراد کمک می کند تا بینشی در مورد الگوها و باورهای خود به دست آورند، رشد شخصی را تقویت کرده و بهتر زیستن را افزایش دهند.
🔻 ۴. انتقادات و محدودیت ها در حالی که EFT نتایج امیدوارکننده ای را نشان داده است، اما بدون انتقاد و محدودیت نیست. برخی از منتقدان استدلال می کنند که اثربخشی EFT ممکن است به اثرات دارونما یا عوامل درمانی غیر اختصاصی نسبت داده شود. علاوه بر این، کیفیت و کمیت تحقیقات تجربی در مورد EFT هنوز در حال تکامل است، و نیاز به بررسی بیشتر برای تعیین اثربخشی و اثربخشی بلندمدت آن در جمعیتهای مختلف دارد.
🔻 ۵. نتیجه تکنیکهای هیجان مداری (EFT) با تکیه بر اصول طب سنتی چینی، روانشناسی و علوم اعصاب، یک رویکرد منحصر به فرد و یکپارچه برای درمان ارائه میدهند. EFT به عنوان یک مداخله درمانی موثر برای رسیدگی به پریشانی عاطفی و ارتقای بهتر زیستن و ارامش روانی نویدبخش است. EFT با ترکیب تکنیکهایی که سیستم مریدین، چارچوببندی مجدد شناختی و مواجهه را هدف قرار میدهند، ابزارهایی برای خودتنظیمی، رهایی عاطفی و تغییرات دگرگونکننده در اختیار افراد قرار میدهد. در حالی که تحقیقات بیشتری برای تقویت اثربخشی آن و رفع محدودیتهای بالقوه مورد نیاز است، EFT دارای پتانسیل بالایی به عنوان یک افزودنی ارزشمند برای چشمانداز درمانی است. پایان
🟤 References:
1. Church, D. (2013). Clinical EFT Handbook: A Definitive Resource for Practitioners, Scholars, Clinicians, and Researchers. Energy Psychology Press.
2. Feinstein, D. (2019). The Science of Energy Healing: A Comprehensive Summary of Biofield Science, Healing Touch, Reiki, and Therapeutic Touch. Churchill Livingstone.
3. Geronilla, L., & Hubbard, J. (2015). Emotional Freedom Techniques (EFT) as an Effective Adjunctive Treatment in the Neurotherapeutic Treatment of Severe Distressful Memories. Journal of Neurotherapy, 19(4), 294-308.
4. Karatzias, T., Power, K., Brown, K., McGoldrick, T., Begley, A., & Aspden, T. (2011). A Controlled Comparison of the Effectiveness and Efficiency of Two Psychological Therapies for Posttraumatic Stress Disorder: Eye Movement Desensitization and Reprocessing vs. Emotional Freedom Techniques. Journal of Nervous and Mental Disease, 199(6), 372-378.
5. Nelms, J. A., Castel, L. D., & Hunsinger, M. (2017). Emotional Freedom Techniques (EFT) to Reduce Exam Anxiety in Nursing Students: A Pilot Study. Nurse Educator, 42(1), 28-32.
6. Rowe, J. E., & Wells, S. (2012). The Effects of EFT on Long-Term Psychological Symptoms. Counseling and Clinical Psychology Journal, 9(2), 1-9.
7. Sebastian, B., & Nelms, J. (2016). Emotional Freedom Techniques (EFT) to Reduce Test Anxiety: A Randomized Controlled Trial in Nursing Students. Nurse Education Today, 45, 139-145.
8. Stapleton, P., Buchheld, N., & Porter, B. (2012). EFT (Emotional Freedom Techniques) and Resiliency in Veterans at Risk for PTSD: A Randomized Controlled Trial. Explore: The Journal of Science and Healing, 8(6), 335-343.
9. Wells, S., Polglase, K., Andrews, H. B., Carrington, P., & Baker, A. H. (2003). Evaluation of a Meridian-Based Intervention, Emotional Freedom Techniques (EFT), for Reducing Specific Phobias of Small Animals. Journal of Clinical Psychology, 59(9), 943-966.
10. Wells, S., & Polglase, K. (2003). A Pilot Study of Emotional Freedom Techniques (EFT) Treatment of Food Cravings in Overweight and Obese Adults. Integrative Medicine: A Clinician's Journal, 2(5), 25-29.
دکتر موریس ستودگان
2_2
@thinnkpluswithus
وEFT با پرداختن به علل ریشه ای پریشانی عاطفی، به افراد کمک می کند تا بینشی در مورد الگوها و باورهای خود به دست آورند، رشد شخصی را تقویت کرده و بهتر زیستن را افزایش دهند.
🔻 ۴. انتقادات و محدودیت ها در حالی که EFT نتایج امیدوارکننده ای را نشان داده است، اما بدون انتقاد و محدودیت نیست. برخی از منتقدان استدلال می کنند که اثربخشی EFT ممکن است به اثرات دارونما یا عوامل درمانی غیر اختصاصی نسبت داده شود. علاوه بر این، کیفیت و کمیت تحقیقات تجربی در مورد EFT هنوز در حال تکامل است، و نیاز به بررسی بیشتر برای تعیین اثربخشی و اثربخشی بلندمدت آن در جمعیتهای مختلف دارد.
🔻 ۵. نتیجه تکنیکهای هیجان مداری (EFT) با تکیه بر اصول طب سنتی چینی، روانشناسی و علوم اعصاب، یک رویکرد منحصر به فرد و یکپارچه برای درمان ارائه میدهند. EFT به عنوان یک مداخله درمانی موثر برای رسیدگی به پریشانی عاطفی و ارتقای بهتر زیستن و ارامش روانی نویدبخش است. EFT با ترکیب تکنیکهایی که سیستم مریدین، چارچوببندی مجدد شناختی و مواجهه را هدف قرار میدهند، ابزارهایی برای خودتنظیمی، رهایی عاطفی و تغییرات دگرگونکننده در اختیار افراد قرار میدهد. در حالی که تحقیقات بیشتری برای تقویت اثربخشی آن و رفع محدودیتهای بالقوه مورد نیاز است، EFT دارای پتانسیل بالایی به عنوان یک افزودنی ارزشمند برای چشمانداز درمانی است. پایان
🟤 References:
1. Church, D. (2013). Clinical EFT Handbook: A Definitive Resource for Practitioners, Scholars, Clinicians, and Researchers. Energy Psychology Press.
2. Feinstein, D. (2019). The Science of Energy Healing: A Comprehensive Summary of Biofield Science, Healing Touch, Reiki, and Therapeutic Touch. Churchill Livingstone.
3. Geronilla, L., & Hubbard, J. (2015). Emotional Freedom Techniques (EFT) as an Effective Adjunctive Treatment in the Neurotherapeutic Treatment of Severe Distressful Memories. Journal of Neurotherapy, 19(4), 294-308.
4. Karatzias, T., Power, K., Brown, K., McGoldrick, T., Begley, A., & Aspden, T. (2011). A Controlled Comparison of the Effectiveness and Efficiency of Two Psychological Therapies for Posttraumatic Stress Disorder: Eye Movement Desensitization and Reprocessing vs. Emotional Freedom Techniques. Journal of Nervous and Mental Disease, 199(6), 372-378.
5. Nelms, J. A., Castel, L. D., & Hunsinger, M. (2017). Emotional Freedom Techniques (EFT) to Reduce Exam Anxiety in Nursing Students: A Pilot Study. Nurse Educator, 42(1), 28-32.
6. Rowe, J. E., & Wells, S. (2012). The Effects of EFT on Long-Term Psychological Symptoms. Counseling and Clinical Psychology Journal, 9(2), 1-9.
7. Sebastian, B., & Nelms, J. (2016). Emotional Freedom Techniques (EFT) to Reduce Test Anxiety: A Randomized Controlled Trial in Nursing Students. Nurse Education Today, 45, 139-145.
8. Stapleton, P., Buchheld, N., & Porter, B. (2012). EFT (Emotional Freedom Techniques) and Resiliency in Veterans at Risk for PTSD: A Randomized Controlled Trial. Explore: The Journal of Science and Healing, 8(6), 335-343.
9. Wells, S., Polglase, K., Andrews, H. B., Carrington, P., & Baker, A. H. (2003). Evaluation of a Meridian-Based Intervention, Emotional Freedom Techniques (EFT), for Reducing Specific Phobias of Small Animals. Journal of Clinical Psychology, 59(9), 943-966.
10. Wells, S., & Polglase, K. (2003). A Pilot Study of Emotional Freedom Techniques (EFT) Treatment of Food Cravings in Overweight and Obese Adults. Integrative Medicine: A Clinician's Journal, 2(5), 25-29.
دکتر موریس ستودگان
2_2
@thinnkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
❄️خشم و علت ان و نحوه کنترل ان
خشم یکی از احساسات اولیه و طبیعی انسان است که به صورت یک واکنش شدید به تحریکهای خارجی یا داخلی رخ میدهد. علت خشم میتواند متنوع باشد و به اندازه و شدت متفاوتی در افراد مختلف ظاهر شود. برخی از علل متداول خشم عبارتند از:
1. تهدید به ایمنی یا امنیت شخصی: وقوع یا بروز وقایعی که احساس ایمنی یا امنیت فرد را به خطر بیندازد، میتواند باعث خشم و عصبانیت شود. به عنوان مثال، حمله فیزیکی، تهدید با سلاح و شکنجه.
2. نقض حقوق شخصی: وقوع وقایعی که به نقض حقوق شخصی یا جبران ناشده ضرر و زیان منجر میشود، میتواند علت خشم باشد. به عنوان مثال، توهین و تمسخر، سرقت، تخریب و مرتکب شدن خطا در حقوق قراردادی.
3. نارضایتی از وضعیت فعلی: نارضایتی از وضعیت اقتصادی، اجتماعی، شغلی یا رابطههای شخصی میتواند به خشم منجر شود. به عنوان مثال، عدم رضایت از شغل، ناسازگاری در رابطه عاطفی، مشکلات مالی و اقتصادی.
4. عدم توانایی در کنترل وضعیت: وقوع وقایعی که فرد نمیتواند کنترل کند یا تغییر دهد، میتواند خشم را به همراه داشته باشد. به عنوان مثال، عدم توانایی در تحقق اهداف، ناکارآمدی سیستم
5. استفاده از مواد مخدر یا الکل: مصرف مواد مخدر یا الکل میتواند بر مغز و سیستم عصبی تأثیر بگذارد و باعث تغییرات در خلق و خوی و کنترل احساسات شود. این ممکن است خشم را افزایش دهد یا به صورت ناهنجار و غیرقابل پیشبینی ظاهر شود.
6. استرس و فشارهای روزمره: فشارهای روزمره مانند مشکلات مالی، مسائل خانوادگی، فشار کاری یا تحصیلی، ممکن است باعث تجمع خشم درونی شود و در نتیجه عصبانیت و خشم بروز کند.
7. عوامل فیزیولوژیک: برخی مشکلات فیزیولوژیکی مانند درد شدید، عدم تعادل هورمونها، نارسایی خواب و اختلالات مغزی میتوانند باعث تحریک سیستم عصبی شده و خشم را القا کنند.
مهم است بهیاد داشت که خشم به تنهایی یک احساس طبیعی است و در برخی موارد ممکن است حالت مفیدی داشته باشد؛ مانند تشدید تمرکز یا انگیزه برای ایجاد تغییر. با این حال، در صورتی که خشم به صورت مداوم، ناسالم یا خطرناک ظاهر شود و به رفتارهای خشونتآمیز منجر شود، میتواند مشکلی را نشان دهد و نیاز به مشاوره و کمک حرفهای داشته باشد.
۱_۲
@thinkpluswithus
❄️خشم و علت ان و نحوه کنترل ان
خشم یکی از احساسات اولیه و طبیعی انسان است که به صورت یک واکنش شدید به تحریکهای خارجی یا داخلی رخ میدهد. علت خشم میتواند متنوع باشد و به اندازه و شدت متفاوتی در افراد مختلف ظاهر شود. برخی از علل متداول خشم عبارتند از:
1. تهدید به ایمنی یا امنیت شخصی: وقوع یا بروز وقایعی که احساس ایمنی یا امنیت فرد را به خطر بیندازد، میتواند باعث خشم و عصبانیت شود. به عنوان مثال، حمله فیزیکی، تهدید با سلاح و شکنجه.
2. نقض حقوق شخصی: وقوع وقایعی که به نقض حقوق شخصی یا جبران ناشده ضرر و زیان منجر میشود، میتواند علت خشم باشد. به عنوان مثال، توهین و تمسخر، سرقت، تخریب و مرتکب شدن خطا در حقوق قراردادی.
3. نارضایتی از وضعیت فعلی: نارضایتی از وضعیت اقتصادی، اجتماعی، شغلی یا رابطههای شخصی میتواند به خشم منجر شود. به عنوان مثال، عدم رضایت از شغل، ناسازگاری در رابطه عاطفی، مشکلات مالی و اقتصادی.
4. عدم توانایی در کنترل وضعیت: وقوع وقایعی که فرد نمیتواند کنترل کند یا تغییر دهد، میتواند خشم را به همراه داشته باشد. به عنوان مثال، عدم توانایی در تحقق اهداف، ناکارآمدی سیستم
5. استفاده از مواد مخدر یا الکل: مصرف مواد مخدر یا الکل میتواند بر مغز و سیستم عصبی تأثیر بگذارد و باعث تغییرات در خلق و خوی و کنترل احساسات شود. این ممکن است خشم را افزایش دهد یا به صورت ناهنجار و غیرقابل پیشبینی ظاهر شود.
6. استرس و فشارهای روزمره: فشارهای روزمره مانند مشکلات مالی، مسائل خانوادگی، فشار کاری یا تحصیلی، ممکن است باعث تجمع خشم درونی شود و در نتیجه عصبانیت و خشم بروز کند.
7. عوامل فیزیولوژیک: برخی مشکلات فیزیولوژیکی مانند درد شدید، عدم تعادل هورمونها، نارسایی خواب و اختلالات مغزی میتوانند باعث تحریک سیستم عصبی شده و خشم را القا کنند.
مهم است بهیاد داشت که خشم به تنهایی یک احساس طبیعی است و در برخی موارد ممکن است حالت مفیدی داشته باشد؛ مانند تشدید تمرکز یا انگیزه برای ایجاد تغییر. با این حال، در صورتی که خشم به صورت مداوم، ناسالم یا خطرناک ظاهر شود و به رفتارهای خشونتآمیز منجر شود، میتواند مشکلی را نشان دهد و نیاز به مشاوره و کمک حرفهای داشته باشد.
۱_۲
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
❄️ چگونه خشم را کنترل کنیم
کنترل خشم یک مهارت مهم است که به شما کمک میکند در مواجهه با موقعیتهای استرسزا و ناراحت کننده، بهترین تصمیمها را بگیرید. در زیر چند راهکار برای کنترل خشم آورده شده است:
۱. تشخیص علل: قبل از هر چیز، سعی کنید دلیل و علت خشم خود را تشخیص دهید. آیا خشم شما ناشی از احساس ناعادلانه بودن یا ناخشنودی شماست؟ آیا فشارهای روزمره و استرس باعث شده است؟ با تشخیص دقیق علت، میتوانید بهتر بفهمید چگونه با آن برخورد کنید.
۲. آرامش بخشهای فردی: هنگامی که خشم میآید، تمرکز خود را بر روی تنفس عمیق و آرامش بخش از دست ندهید. تنفس عمیق و کند به شما کمک میکند تا به آرامش بازگردید و تمرکز خود را به خودتان برگردانید.
۳. اندیشیدن مجدد: ممکن است اندیشیدن مجدد درباره موقعیتی که شما را عصبانی کرده است، به شما کمک کند خشم خود را کنترل کنید. سعی کنید به شیوههای متفاوتی به موضوع نگاه کنید و از دیدگاه دیگران نیز استفاده کنید.
۴. تعلیماتی برای خود: گاهی اوقات لازم است به خود تعلیمات دهید تا در مواقع خشم، بهترین واکنش را نشان دهید. میتوانید به خود بگویید که در هنگام عصبانیت، یک نفس عمیق بکشید و چند لحظه به خودتان زمان دهید تا کنترل خود را به دست آورید. همچنین، میتوانید به خود یادآوری کنید که در صحبت کردن، به کلمات و عبارات خود دقت کنید و از بیان احساسات خود با خشونت یا تهاجم خودداری کنید.
۵. تغییر روشهای تفکر: گاهی اوقات خشم ما ناشی از الگوهای منفی و غیرمؤثری است که در روش تفکرمان داریم. سعی کنید این الگوهای تفکر منفی را شناسایی کنید و به جای آنها از روشهای مثبت تر و سازنده تفکر کنید. به جای فکر کردن به اتفاقات بد یا ناعادلانه، تمرکز خود را بر روی راهحلها و رویکردهای سازنده قرار دهید.
۶. استفاده از تکنیکهای رهایی از تنش: یکی از راههای موثر برای کنترل خشم استفاده از تکنیکهای رهایی از تنش است. مثلاً، میتوانید به مکانیسمهایی مانند ورزش، مدیتیشن، یوگا، نواختن موسیقی، نوشیدن یک فنجان چای آرامشبخش یا حتی نوشتن در دفتر خود روی آورید. این فعالیتها به شما کمک میکنند تا از تنش و خشم خود رهایی یابید
۷. حفظ سطح استرس مناسب: استرس زیاد میتواند خشم را تشدید کند. بنابراین، تلاش کنید برای حفظ سطح استرس مناسب در زندگی خود. این شامل مراقبت از سلامتی خود، خواب کافی، تغذیه سالم، وقت گذرانی مفید با عزیزان و فعالیتهای آرامشبخش مانند مطالعه، پیادهروی و دستسازی است.
۸. ارتباط موثر: یکی از عوامل مهم در کنترل خشم، ارتباط موثر با دیگران است. سعی کنید در مواجهه با موقعیتهای ناراحت کننده، به جای واکنشهای تهاجمی و خشونتآمیز، با احترام با دیگران صحبت کنید و احساسات خود را به صورت مؤثر بیان کنید. یادآوری کنید که همه افراد حق دارند که به احساسات خود احترام گذاشته شود.
۹. جوانب مثبت زندگی: تمرکز بر جوانب مثبت زندگی و به دست آوردن شادی و رضایت میتواند کمک کند تا احساسات منفی مانند خشم را کنترل کنید. سعی کنید به هدفها و علاقههای خود توجه کنید، وقتی روزی خوب داشته باشید و با افراد مثبت و الهام بخش احاطه شوید.
۱۰. درخواست کمک: اگر متوجه میشوید که خشم شما قابل کنترل نیست و بر زندگی شما تأثیر منفی دارد، بهتر است به کمک یک مشاور یا روانشناس متخصص مراجعه کنید. آنها میتوانند به شما راهنمایی کنند و راهکارهای موثری را برای کنترل خشم به شما یاد بدهند.
در نهایت، لازم به ذکر است که کنترل خشم یک فرآیند است و نیاز به تمرین و صبر دارد. هیچکس کاملاً از خشم جلوگیری نمیکند، اما میتوانید به تدریج مهارتهای خود را برای مدیریت آن بهبود دهید. با تمرین مداوم و استفاده از راهکارهای مناسب، قدرت کنترل خشم شما بهبود خواهد یافت و شما قادر خواهید بود بهترین واکنشها را در مواجهه با مواقع خشمانگیز نشان دهید.
2_2
Dr. Morris Setudegan
@thinkpluswithus
کنترل خشم یک مهارت مهم است که به شما کمک میکند در مواجهه با موقعیتهای استرسزا و ناراحت کننده، بهترین تصمیمها را بگیرید. در زیر چند راهکار برای کنترل خشم آورده شده است:
۱. تشخیص علل: قبل از هر چیز، سعی کنید دلیل و علت خشم خود را تشخیص دهید. آیا خشم شما ناشی از احساس ناعادلانه بودن یا ناخشنودی شماست؟ آیا فشارهای روزمره و استرس باعث شده است؟ با تشخیص دقیق علت، میتوانید بهتر بفهمید چگونه با آن برخورد کنید.
۲. آرامش بخشهای فردی: هنگامی که خشم میآید، تمرکز خود را بر روی تنفس عمیق و آرامش بخش از دست ندهید. تنفس عمیق و کند به شما کمک میکند تا به آرامش بازگردید و تمرکز خود را به خودتان برگردانید.
۳. اندیشیدن مجدد: ممکن است اندیشیدن مجدد درباره موقعیتی که شما را عصبانی کرده است، به شما کمک کند خشم خود را کنترل کنید. سعی کنید به شیوههای متفاوتی به موضوع نگاه کنید و از دیدگاه دیگران نیز استفاده کنید.
۴. تعلیماتی برای خود: گاهی اوقات لازم است به خود تعلیمات دهید تا در مواقع خشم، بهترین واکنش را نشان دهید. میتوانید به خود بگویید که در هنگام عصبانیت، یک نفس عمیق بکشید و چند لحظه به خودتان زمان دهید تا کنترل خود را به دست آورید. همچنین، میتوانید به خود یادآوری کنید که در صحبت کردن، به کلمات و عبارات خود دقت کنید و از بیان احساسات خود با خشونت یا تهاجم خودداری کنید.
۵. تغییر روشهای تفکر: گاهی اوقات خشم ما ناشی از الگوهای منفی و غیرمؤثری است که در روش تفکرمان داریم. سعی کنید این الگوهای تفکر منفی را شناسایی کنید و به جای آنها از روشهای مثبت تر و سازنده تفکر کنید. به جای فکر کردن به اتفاقات بد یا ناعادلانه، تمرکز خود را بر روی راهحلها و رویکردهای سازنده قرار دهید.
۶. استفاده از تکنیکهای رهایی از تنش: یکی از راههای موثر برای کنترل خشم استفاده از تکنیکهای رهایی از تنش است. مثلاً، میتوانید به مکانیسمهایی مانند ورزش، مدیتیشن، یوگا، نواختن موسیقی، نوشیدن یک فنجان چای آرامشبخش یا حتی نوشتن در دفتر خود روی آورید. این فعالیتها به شما کمک میکنند تا از تنش و خشم خود رهایی یابید
۷. حفظ سطح استرس مناسب: استرس زیاد میتواند خشم را تشدید کند. بنابراین، تلاش کنید برای حفظ سطح استرس مناسب در زندگی خود. این شامل مراقبت از سلامتی خود، خواب کافی، تغذیه سالم، وقت گذرانی مفید با عزیزان و فعالیتهای آرامشبخش مانند مطالعه، پیادهروی و دستسازی است.
۸. ارتباط موثر: یکی از عوامل مهم در کنترل خشم، ارتباط موثر با دیگران است. سعی کنید در مواجهه با موقعیتهای ناراحت کننده، به جای واکنشهای تهاجمی و خشونتآمیز، با احترام با دیگران صحبت کنید و احساسات خود را به صورت مؤثر بیان کنید. یادآوری کنید که همه افراد حق دارند که به احساسات خود احترام گذاشته شود.
۹. جوانب مثبت زندگی: تمرکز بر جوانب مثبت زندگی و به دست آوردن شادی و رضایت میتواند کمک کند تا احساسات منفی مانند خشم را کنترل کنید. سعی کنید به هدفها و علاقههای خود توجه کنید، وقتی روزی خوب داشته باشید و با افراد مثبت و الهام بخش احاطه شوید.
۱۰. درخواست کمک: اگر متوجه میشوید که خشم شما قابل کنترل نیست و بر زندگی شما تأثیر منفی دارد، بهتر است به کمک یک مشاور یا روانشناس متخصص مراجعه کنید. آنها میتوانند به شما راهنمایی کنند و راهکارهای موثری را برای کنترل خشم به شما یاد بدهند.
در نهایت، لازم به ذکر است که کنترل خشم یک فرآیند است و نیاز به تمرین و صبر دارد. هیچکس کاملاً از خشم جلوگیری نمیکند، اما میتوانید به تدریج مهارتهای خود را برای مدیریت آن بهبود دهید. با تمرین مداوم و استفاده از راهکارهای مناسب، قدرت کنترل خشم شما بهبود خواهد یافت و شما قادر خواهید بود بهترین واکنشها را در مواجهه با مواقع خشمانگیز نشان دهید.
2_2
Dr. Morris Setudegan
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🔸 افسردگی دوران بارداری
افسردگی دوران بارداری یک وضعیت افسردگی است که در طول دوران بارداری رخ میدهد. این یکی از مشکلات روانشناختی شایع در زنان باردار است و تا حدی ممکن است تأثیرات منفی بر روی روحیه و سلامت عمومی آنها داشته باشد.
علایم و نشانههای افسردگی دوران بارداری میتواند شامل موارد زیر باشد:
1. احساس افسردگی مداوم، غمگینی، بیامیدی و خستگی
2. از دست دادن علاقه و لذت به فعالیتهای روزمره
3. اضطراب و نگرانی مزمن
4. خواب بیش از حد یا کمتر از حد
5. تغییرات در اشتها و وزن
6. کاهش تمرکز و مشکلات حافظه
7. کاهش انرژی و خستگی مداوم
8. افکار منفی و احساس بیارزشی
9. افزایش تعداد دردهای بدنی مانند سردرد یا درد عضلانی
10. مشکلات در تصمیمگیری و حل مسائل
عوامل مختلفی میتوانند به افسردگی دوران بارداری منجر شوند، از جمله تغییرات هورمونی، تغییرات در بدن و وزن، استرس زندگی، تغییرات در روابط خانوادگی یا اجتماعی، سابقه افسردگی یا اضطراب قبلی، و مشکلات مالی یا شغلی.
مدیریت افسردگی دوران بارداری میتواند شامل مشاوره روانشناختی، پشتیبانی از طریق خانواده و دوستان، زندگی سالم با تغذیه مناسب و ورزش منظم.
در صورت تشخیص افسردگی دوران بارداری، میتوان اقدامات زیر را انجام داد:
1. مشاوره روانشناختی: مراجعه به متخصص روانشناس یا مشاور روانشناسی که تخصص در زمینه بارداری دارد، میتواند کمک کننده باشد. این روانشناسان میتوانند راهنماییهایی درباره مدیریت استرس، تغییرات هورمونی و روابط خانوادگی ارائه دهند.
2. پشتیبانی اجتماعی: حمایت و پشتیبانی از طریق خانواده، دوستان و همسر میتواند در کاهش افسردگی و ایجاد حس انسجام و امنیت برای زن باردار موثر باشد. به اشتراک گذاشتن تجربیات و احساسات با افرادی که به شما نزدیک هستند نیز مفید است.
3. تغذیه سالم: تغذیه مناسب و متعادل میتواند روی روحیه و احساس عمومی شما تأثیر بگذارد. مصرف مواد غذایی سالم و غنی از مواد مغذی، مانند میوهها و سبزیجات، میتواند انرژی شما را افزایش داده و به بهبود خلق و خوی کمک کند.
4. ورزش منظم: فعالیتهای ورزشی سبک و مناسبی مانند پیادهروی یا یوگا، میتواند به کاهش استرس و افزایش انرژی کمک کند. قبل از شروع هر نوع فعالیت ورزشی، بهتر است با پزشک معالج خود مشورت کنید.
5. استراحت کافی: به خواب کافی و استراحت مناسب توجه کنید. استراحت در دوران بارداری لازم است.
6. مدیریت استرس: یکی از عوامل مهم در افسردگی دوران بارداری استرس است. برای کاهش استرس میتوانید از تکنیکهای آرامش مانند تنفس عمیق، مدیتیشن، یوگا یا تمرینات تمرکز استفاده کنید. همچنین، تعیین اولویتها و مدیریت زمان خود به همراه استفاده از روشهای مدیریت استرس مثل تمرینات تنفسی میتواند مفید باشد.
7. ارتباط با گروههای پشتیبانی: ارتباط با زنان دیگری که تجربه مشابهی را در طول بارداری دارند، میتواند بسیار مفید و آرامشبخش باشد. استفاده از گروههای پشتیبانی بارداری در منطقه شما یا برخورد با دیگر زنان در انجمنها و انجمنهای آنلاین میتواند فرصتی برای به اشتراک گذاشتن تجربیات و پیدا کردن حمایت در این دوران مهم بارداری باشد.
8. مداوا پزشکی: در بعضی موارد، افسردگی دوران بارداری به حدی شدید میشود که نیاز به درمان پزشکی دارد. در صورتی که علایم افسردگی شما شدید است، بهتر است با پزشک خود مشورت کنید. پزشک شما میتواند مشاوره درمانی یا داروهای مناسب را تجویز کند، اما در انتخاب داروها باید توجه داشته باشید که داروهایی که در دوران بارداری قابل استفاده هستند و بدون تأثیر مضر بر روی جنین هستند.
در نهایت، مهم است که همراهی و پشتیبانی حرفهای را دریافت کنید. همکاری با یک تیم متخصص پزشکی شامل پزشکان، ماماها و روانشناسان با تجربه در زمینه بارداری و افسردگی میتواند به شما کمک کند. آنها میتوانند شما را در تشخیص، مدیریت و درمان افسردگی دوران بارداری همراهی کنند.
همچنین، در صورتی که احساس خطر جدی برای خود یا جنین خود دارید، به شدت توصیه میشود که به پزشک خود اطلاع دهید و در مورد وضعیت خود صحبت کنید. او میتواند راهنمایی لازم را ارائه دهد و تصمیمهای مناسب را برای حفظ سلامت شما و جنینتان بگیرد.
مهمترین نکته این است که هیچگاه تنها نباشید و همواره کمک حرفهای را جستجو کنید. افسردگی دوران بارداری قابل مدیریت و درمان است و با مراقبت و پشتیبانی مناسب، میتوانید این دوران را به خوبی مدیریت و تجربه کنید.
@thinkpluswithus
🔸 افسردگی دوران بارداری
افسردگی دوران بارداری یک وضعیت افسردگی است که در طول دوران بارداری رخ میدهد. این یکی از مشکلات روانشناختی شایع در زنان باردار است و تا حدی ممکن است تأثیرات منفی بر روی روحیه و سلامت عمومی آنها داشته باشد.
علایم و نشانههای افسردگی دوران بارداری میتواند شامل موارد زیر باشد:
1. احساس افسردگی مداوم، غمگینی، بیامیدی و خستگی
2. از دست دادن علاقه و لذت به فعالیتهای روزمره
3. اضطراب و نگرانی مزمن
4. خواب بیش از حد یا کمتر از حد
5. تغییرات در اشتها و وزن
6. کاهش تمرکز و مشکلات حافظه
7. کاهش انرژی و خستگی مداوم
8. افکار منفی و احساس بیارزشی
9. افزایش تعداد دردهای بدنی مانند سردرد یا درد عضلانی
10. مشکلات در تصمیمگیری و حل مسائل
عوامل مختلفی میتوانند به افسردگی دوران بارداری منجر شوند، از جمله تغییرات هورمونی، تغییرات در بدن و وزن، استرس زندگی، تغییرات در روابط خانوادگی یا اجتماعی، سابقه افسردگی یا اضطراب قبلی، و مشکلات مالی یا شغلی.
مدیریت افسردگی دوران بارداری میتواند شامل مشاوره روانشناختی، پشتیبانی از طریق خانواده و دوستان، زندگی سالم با تغذیه مناسب و ورزش منظم.
در صورت تشخیص افسردگی دوران بارداری، میتوان اقدامات زیر را انجام داد:
1. مشاوره روانشناختی: مراجعه به متخصص روانشناس یا مشاور روانشناسی که تخصص در زمینه بارداری دارد، میتواند کمک کننده باشد. این روانشناسان میتوانند راهنماییهایی درباره مدیریت استرس، تغییرات هورمونی و روابط خانوادگی ارائه دهند.
2. پشتیبانی اجتماعی: حمایت و پشتیبانی از طریق خانواده، دوستان و همسر میتواند در کاهش افسردگی و ایجاد حس انسجام و امنیت برای زن باردار موثر باشد. به اشتراک گذاشتن تجربیات و احساسات با افرادی که به شما نزدیک هستند نیز مفید است.
3. تغذیه سالم: تغذیه مناسب و متعادل میتواند روی روحیه و احساس عمومی شما تأثیر بگذارد. مصرف مواد غذایی سالم و غنی از مواد مغذی، مانند میوهها و سبزیجات، میتواند انرژی شما را افزایش داده و به بهبود خلق و خوی کمک کند.
4. ورزش منظم: فعالیتهای ورزشی سبک و مناسبی مانند پیادهروی یا یوگا، میتواند به کاهش استرس و افزایش انرژی کمک کند. قبل از شروع هر نوع فعالیت ورزشی، بهتر است با پزشک معالج خود مشورت کنید.
5. استراحت کافی: به خواب کافی و استراحت مناسب توجه کنید. استراحت در دوران بارداری لازم است.
6. مدیریت استرس: یکی از عوامل مهم در افسردگی دوران بارداری استرس است. برای کاهش استرس میتوانید از تکنیکهای آرامش مانند تنفس عمیق، مدیتیشن، یوگا یا تمرینات تمرکز استفاده کنید. همچنین، تعیین اولویتها و مدیریت زمان خود به همراه استفاده از روشهای مدیریت استرس مثل تمرینات تنفسی میتواند مفید باشد.
7. ارتباط با گروههای پشتیبانی: ارتباط با زنان دیگری که تجربه مشابهی را در طول بارداری دارند، میتواند بسیار مفید و آرامشبخش باشد. استفاده از گروههای پشتیبانی بارداری در منطقه شما یا برخورد با دیگر زنان در انجمنها و انجمنهای آنلاین میتواند فرصتی برای به اشتراک گذاشتن تجربیات و پیدا کردن حمایت در این دوران مهم بارداری باشد.
8. مداوا پزشکی: در بعضی موارد، افسردگی دوران بارداری به حدی شدید میشود که نیاز به درمان پزشکی دارد. در صورتی که علایم افسردگی شما شدید است، بهتر است با پزشک خود مشورت کنید. پزشک شما میتواند مشاوره درمانی یا داروهای مناسب را تجویز کند، اما در انتخاب داروها باید توجه داشته باشید که داروهایی که در دوران بارداری قابل استفاده هستند و بدون تأثیر مضر بر روی جنین هستند.
در نهایت، مهم است که همراهی و پشتیبانی حرفهای را دریافت کنید. همکاری با یک تیم متخصص پزشکی شامل پزشکان، ماماها و روانشناسان با تجربه در زمینه بارداری و افسردگی میتواند به شما کمک کند. آنها میتوانند شما را در تشخیص، مدیریت و درمان افسردگی دوران بارداری همراهی کنند.
همچنین، در صورتی که احساس خطر جدی برای خود یا جنین خود دارید، به شدت توصیه میشود که به پزشک خود اطلاع دهید و در مورد وضعیت خود صحبت کنید. او میتواند راهنمایی لازم را ارائه دهد و تصمیمهای مناسب را برای حفظ سلامت شما و جنینتان بگیرد.
مهمترین نکته این است که هیچگاه تنها نباشید و همواره کمک حرفهای را جستجو کنید. افسردگی دوران بارداری قابل مدیریت و درمان است و با مراقبت و پشتیبانی مناسب، میتوانید این دوران را به خوبی مدیریت و تجربه کنید.
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🔹 افسردگی پس از زایمان
افسردگی پس از زایمان یک وضعیت روانی است که بعد از زایمان و در مدت چند هفته تا چند ماه پس از آن اتفاق میافتد. این وضعیت ناشی از تغییرات هورمونی و عوامل روانشناختی و اجتماعی میباشد. افسردگی پس از زایمان میتواند درجه های مختلفی از سبک خفیف تا شدید داشته باشد.
علل افسردگی پس از زایمان ممکن است شامل موارد زیر باشند:
1. تغییرات هورمونی: پس از زایمان، سطح هورمونهای استروژن و پروژسترون در بدن به طور ناگهانی کاهش مییابد که میتواند تأثیری بر روی حالت روحی داشته باشد.
2. تغییرات فیزیکی و شخصیتی: زایمان ممکن است با تغییرات بدنی و شخصیتی ناشی از مراقبت از نوزاد و تنظیم زندگی خانوادگی همراه باشد که میتواند استرس و نگرانی را افزایش دهد.
3. عوامل روانشناختی و اجتماعی: مسئولیت بالا در نگهداری و پرورش نوزاد، کمبود خواب، افزایش وظایف خانوادگی، ایجاد تغییرات در روابط اجتماعی و فشارهای مالی میتوانند به افسردگی پس از زایمان کمک کنند.
علائم افسردگی پس از زایمان شامل موارد زیر میشود:
1. احساس افسردگی شدید و طولانی مدت
2. کاهش علاقه به فعالیتهای روزمره و لذت بردن از آن
3. خستگی و کاهش انرژی
4. اضطراب، عصبانیت و خشم زیاد
5. کاهش تمرکز و توانایی تصمیمگیری
6. خواب نامنظم یا کمخوابی
7. افکار منفی، خودکشی یا اذیت کودک
8. اختلال در اشتها (افزایش یا کاهش)
9. احساس عزیزی نسبت به نوزاد ناکامل یا ناشایسته
10. اجتناب از تعاملات اجتماعی و انزوا
افسردگی پس از زایمان میتواند بر روی رابطه مادری-نوزادی، خانواده و کیفیت زندگی کلی تأثیر منفی بگذارد. در صورتی که این علائم برای مدت طولانی و شدید باقی بمانند و زندگی روزمره را تحت تأثیر قرار دهند، مراجعه به یک حرفهای در حوزه سلامت روانی، مانند روانشناس یا روانپزشک، توصیه میشود.
درمان افسردگی پس از زایمان ممکن است شامل ترکیبی از روشهای مختلف باشد. این شامل مشاوره روانشناختی، پشتیبانی اجتماعی، تغذیه سالم، فعالیت بدنی منظم، استراحت کافی و در موارد شدیدتر ممکن است نیاز به مصرف دارو باشد. همچنین، حمایت خانوادگی و همسر، ایجاد شبکه اجتماعی حمایتکننده و اخذ کمک از دیگران نیز میتواند در بهبود و مدیریت افسردگی پس از زایمان مؤثر باشد.
ادامه...
مهم است که زنانی که با افسردگی پس از زایمان مواجه هستند، حمایت و مراقبت مناسب را دریافت کنند. این شامل حمایت خانوادگی، همسر، دوستان و حرفهایهای حوزه بهداشت روانی است. مشاوره روانشناختی و در صورت لزوم، روشهای درمانی مانند درمان دارویی نیز میتواند مفید باشد.
همچنین، برخی اقدامات خودمراقبتی که میتوانید برای مدیریت افسردگی پس از زایمان انجام دهید عبارتند از:
1. تأمین استراحت کافی با خوابیدن و استراحت در هنگامی که نوزاد خواب است.
2. تغذیه سالم و متوازن با مصرف مواد غذایی غنی از مواد مغذی، به ویژه آهن و اسید فولیک.
3. انجام ورزش منظم و فعالیت بدنی سبک مانند پیادهروی یا یوگا.
4. ایجاد زمانهایی برای خود و تفریحاتی که لذت میبرید، مانند خواندن کتاب، گوش دادن به موسیقی، یا دیدن فیلم.
5. به اشتراک گذاشتن تجربیات و احساسات خود با افراد در شرایط مشابه و شرکت در گروههای حمایتی برای زنان پس از زایمان.
6. استفاده از روشهای آرامش بخش مانند تمرینات تنفس عمیق، مدیتیشن یا یوگا.
اگر کسی را میشناسید با افسردگی پس از زایمان مواجه هست، مهم است که حمایت لازم را ارائه دهید و از او خواستههای زیادی نداشته باشید. اینکه شما به او گوش میدهید و احساسات و تجربیاتش را میپذیرید، میتواند بهبود و روند بهبودی را تسریع کند. همچنین، تشویق او برای دریافت مشاوره حرفهای و در صورت لزوم درمان دارویی نیز بسیار مهم است.
از آنجا که افسردگی پس از زایمان یک مسئله جدی است، در صورتی که شما یا کسی که میشناسید نشانههای افسردگی شدید، افکار خودکشی یا اذیت کودک دارید، فوراً به پزشک یا متخصص روانشناسی مراجعه کنید. آنها میتوانند تشخیص دقیق را بگذارند و برنامه درمانی مناسب را تعیین کنند.
در نهایت، مهم است که به خودتان و به مادران دیگر اجازه دهید که در این مسیر زمان بگیرند و به خود مراقبت کنند. زایمان و پرورش نوزاد یک تغییر بزرگ در زندگی است و نیاز به تطبیق و تنظیم دارد. با حمایت، مشاوره و مراقبت مناسب، افسردگی پس از زایمان قابل مدیریت است و با گذر زمان بهبود خواهد یافت.
@thinkpluswithus
🔹 افسردگی پس از زایمان
افسردگی پس از زایمان یک وضعیت روانی است که بعد از زایمان و در مدت چند هفته تا چند ماه پس از آن اتفاق میافتد. این وضعیت ناشی از تغییرات هورمونی و عوامل روانشناختی و اجتماعی میباشد. افسردگی پس از زایمان میتواند درجه های مختلفی از سبک خفیف تا شدید داشته باشد.
علل افسردگی پس از زایمان ممکن است شامل موارد زیر باشند:
1. تغییرات هورمونی: پس از زایمان، سطح هورمونهای استروژن و پروژسترون در بدن به طور ناگهانی کاهش مییابد که میتواند تأثیری بر روی حالت روحی داشته باشد.
2. تغییرات فیزیکی و شخصیتی: زایمان ممکن است با تغییرات بدنی و شخصیتی ناشی از مراقبت از نوزاد و تنظیم زندگی خانوادگی همراه باشد که میتواند استرس و نگرانی را افزایش دهد.
3. عوامل روانشناختی و اجتماعی: مسئولیت بالا در نگهداری و پرورش نوزاد، کمبود خواب، افزایش وظایف خانوادگی، ایجاد تغییرات در روابط اجتماعی و فشارهای مالی میتوانند به افسردگی پس از زایمان کمک کنند.
علائم افسردگی پس از زایمان شامل موارد زیر میشود:
1. احساس افسردگی شدید و طولانی مدت
2. کاهش علاقه به فعالیتهای روزمره و لذت بردن از آن
3. خستگی و کاهش انرژی
4. اضطراب، عصبانیت و خشم زیاد
5. کاهش تمرکز و توانایی تصمیمگیری
6. خواب نامنظم یا کمخوابی
7. افکار منفی، خودکشی یا اذیت کودک
8. اختلال در اشتها (افزایش یا کاهش)
9. احساس عزیزی نسبت به نوزاد ناکامل یا ناشایسته
10. اجتناب از تعاملات اجتماعی و انزوا
افسردگی پس از زایمان میتواند بر روی رابطه مادری-نوزادی، خانواده و کیفیت زندگی کلی تأثیر منفی بگذارد. در صورتی که این علائم برای مدت طولانی و شدید باقی بمانند و زندگی روزمره را تحت تأثیر قرار دهند، مراجعه به یک حرفهای در حوزه سلامت روانی، مانند روانشناس یا روانپزشک، توصیه میشود.
درمان افسردگی پس از زایمان ممکن است شامل ترکیبی از روشهای مختلف باشد. این شامل مشاوره روانشناختی، پشتیبانی اجتماعی، تغذیه سالم، فعالیت بدنی منظم، استراحت کافی و در موارد شدیدتر ممکن است نیاز به مصرف دارو باشد. همچنین، حمایت خانوادگی و همسر، ایجاد شبکه اجتماعی حمایتکننده و اخذ کمک از دیگران نیز میتواند در بهبود و مدیریت افسردگی پس از زایمان مؤثر باشد.
ادامه...
مهم است که زنانی که با افسردگی پس از زایمان مواجه هستند، حمایت و مراقبت مناسب را دریافت کنند. این شامل حمایت خانوادگی، همسر، دوستان و حرفهایهای حوزه بهداشت روانی است. مشاوره روانشناختی و در صورت لزوم، روشهای درمانی مانند درمان دارویی نیز میتواند مفید باشد.
همچنین، برخی اقدامات خودمراقبتی که میتوانید برای مدیریت افسردگی پس از زایمان انجام دهید عبارتند از:
1. تأمین استراحت کافی با خوابیدن و استراحت در هنگامی که نوزاد خواب است.
2. تغذیه سالم و متوازن با مصرف مواد غذایی غنی از مواد مغذی، به ویژه آهن و اسید فولیک.
3. انجام ورزش منظم و فعالیت بدنی سبک مانند پیادهروی یا یوگا.
4. ایجاد زمانهایی برای خود و تفریحاتی که لذت میبرید، مانند خواندن کتاب، گوش دادن به موسیقی، یا دیدن فیلم.
5. به اشتراک گذاشتن تجربیات و احساسات خود با افراد در شرایط مشابه و شرکت در گروههای حمایتی برای زنان پس از زایمان.
6. استفاده از روشهای آرامش بخش مانند تمرینات تنفس عمیق، مدیتیشن یا یوگا.
اگر کسی را میشناسید با افسردگی پس از زایمان مواجه هست، مهم است که حمایت لازم را ارائه دهید و از او خواستههای زیادی نداشته باشید. اینکه شما به او گوش میدهید و احساسات و تجربیاتش را میپذیرید، میتواند بهبود و روند بهبودی را تسریع کند. همچنین، تشویق او برای دریافت مشاوره حرفهای و در صورت لزوم درمان دارویی نیز بسیار مهم است.
از آنجا که افسردگی پس از زایمان یک مسئله جدی است، در صورتی که شما یا کسی که میشناسید نشانههای افسردگی شدید، افکار خودکشی یا اذیت کودک دارید، فوراً به پزشک یا متخصص روانشناسی مراجعه کنید. آنها میتوانند تشخیص دقیق را بگذارند و برنامه درمانی مناسب را تعیین کنند.
در نهایت، مهم است که به خودتان و به مادران دیگر اجازه دهید که در این مسیر زمان بگیرند و به خود مراقبت کنند. زایمان و پرورش نوزاد یک تغییر بزرگ در زندگی است و نیاز به تطبیق و تنظیم دارد. با حمایت، مشاوره و مراقبت مناسب، افسردگی پس از زایمان قابل مدیریت است و با گذر زمان بهبود خواهد یافت.
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
✅امیل دورکیم و دلایل بدبختی بشر✅
امیل_دورکیم دوران بزرگسالی اش به اواخر قرن19 بر می گردد. سال های که اروپا با شوق و ذوق تمام با دنیای اقتصاد کشاورزی و بخصوص مرام و مسلک های وابسته به دوران قدیم خداحافظی می کرد.
🌀او مشهورترین کتابش یعنی « خودکشی» را در همان سال های آخر قرن ۱۹ نوشت. او متوجه شد که در کشورهای اروپا، هر چه صنعت و مدرنیته پیشرفتش بیشتر باشد درصد خودکشی بیشتر است. وی چندین دلیل را در درون اقتصاد صنعتی شناسایی کرد که بر درد، یاس و بدبختی انسان می افزاید:
1⃣ فردگرایی
از نظر امیل دورکیم، مردی که مثلا در قرن 18 به طور طبیعی و قطعی، شاگرد نانوایی پدرش بود و بر طبق قرارهای فامیل و قبیله، می بایست با دخترعمویش ازدواج کند و بعد مغازه را بگرداند و بین 5 تا 9 فرزند اشته باشد به خودی خود، سرنوشتش، در تصویر اجتماعی از پیش تعیین شده جا می گرفت.
اما مرد مهاجرت کرده به شهر بزرگ، هیچ پشتوانه و سنت و مرام پیش بینی شده ای در اختیار نداشت. او می بایست شغلش را خودش انتخاب کند. همسرش را خودش بیابد و به سئوالات اخلاقی خودش و فرزندانش پاسخ دهد. انسان جدید نویسنده سرنوشت خودش شد و همه اینها، بر دوش انسان معاصرسنگینی می کرد.
اگر همه چیز خوب پیش برود عالی می شود وگرنه از هر طرف مورد مواخذه و تنبیه قرار می گیرد که چرا در این دنیای بی حساب و کتاب، قادر نبودی به آرزوهایت دست بیابی. هیچکس به شانس و تصادف و ارث و موقعیت کودکی فرد نگاه نمی کند چون او را نمی شناسند.
2⃣ امید بیش از حد
شبانه روز در بازار، مدرسه و خانه بر سرت می کوبند که همه آرزوهایت دست یافتنی است. خواستن توانستن است و در این جین، متاسفانه هر چه بر طبل توقع افراد کوبیده می شود خطر سقوط و درهم ریختن روح و روان بشر نیز افزایش می یابد.
3⃣ – بی مرامی
به نظر امیل دورکیم، « بی مرامی» بلای اصلی بود که نصیب انسان مدرن شده است. او متوجه شد که در طی دوران تغییرات سریع اجتماعی، رسم و سوم اخلاقی و سنتی به سرعت محو می شوند. میلیونها انسانی که در شهرهای بزرگ زندگی را شروع کردند نتوانستند مرام و اخلاق مشخصی را جایگزین سنت ها کنند.. رابطه بین شهروند بودن و پیگیر منافع اجتماع بودن به « رسم» تبدیل نشده است. انسان معاصر مردد و متناقضاست و نمی داند چه چیزی را جایگزین غیرت و حسادت و خشونت کند.
4⃣ – بی خدایی
با وجود آنکه خود امیل دورکیم تمایلی به خدا و مذهب نداشت ولی معتقد بود که نقش اخلاق و وجدان سازی مذاهب، بویژه در این دوره و زمانه بیشتر از هر وقت می توانست به داد بشر برسد تا از تردید، حرص، گناه و تنهایی، فاصله بگیرد. او معتقد بود در غیبت مذهب، همراهی و دلبستگی اجتماعی کمرنگ شده است. در نبود مذهب و خدا، مسئول همه اشتباهات، خودمان هستیم و احساس شرم همیشه در زندگی مان حضور دارد.
امیل دورکیم، تبحر خارق العاد ای برای تشخیص آسیب های اجتماع بشری داشت. او به جواب مشخصی برای مشکلاتی که باعث رشد روزافزون خودکشی ها است نرسیده بود. ما ولی می توانیم بر اساس تفکر او به دلبستگی اقشار جامعه بهای بیشتری دهیم. باید به رابطه متعادلی از فردیت و منافع جمعی دست بیابیم و …
نویسنده: ونداد زمانی
امیل_دورکیم دوران بزرگسالی اش به اواخر قرن19 بر می گردد. سال های که اروپا با شوق و ذوق تمام با دنیای اقتصاد کشاورزی و بخصوص مرام و مسلک های وابسته به دوران قدیم خداحافظی می کرد.
🌀او مشهورترین کتابش یعنی « خودکشی» را در همان سال های آخر قرن ۱۹ نوشت. او متوجه شد که در کشورهای اروپا، هر چه صنعت و مدرنیته پیشرفتش بیشتر باشد درصد خودکشی بیشتر است. وی چندین دلیل را در درون اقتصاد صنعتی شناسایی کرد که بر درد، یاس و بدبختی انسان می افزاید:
1⃣ فردگرایی
از نظر امیل دورکیم، مردی که مثلا در قرن 18 به طور طبیعی و قطعی، شاگرد نانوایی پدرش بود و بر طبق قرارهای فامیل و قبیله، می بایست با دخترعمویش ازدواج کند و بعد مغازه را بگرداند و بین 5 تا 9 فرزند اشته باشد به خودی خود، سرنوشتش، در تصویر اجتماعی از پیش تعیین شده جا می گرفت.
اما مرد مهاجرت کرده به شهر بزرگ، هیچ پشتوانه و سنت و مرام پیش بینی شده ای در اختیار نداشت. او می بایست شغلش را خودش انتخاب کند. همسرش را خودش بیابد و به سئوالات اخلاقی خودش و فرزندانش پاسخ دهد. انسان جدید نویسنده سرنوشت خودش شد و همه اینها، بر دوش انسان معاصرسنگینی می کرد.
اگر همه چیز خوب پیش برود عالی می شود وگرنه از هر طرف مورد مواخذه و تنبیه قرار می گیرد که چرا در این دنیای بی حساب و کتاب، قادر نبودی به آرزوهایت دست بیابی. هیچکس به شانس و تصادف و ارث و موقعیت کودکی فرد نگاه نمی کند چون او را نمی شناسند.
2⃣ امید بیش از حد
شبانه روز در بازار، مدرسه و خانه بر سرت می کوبند که همه آرزوهایت دست یافتنی است. خواستن توانستن است و در این جین، متاسفانه هر چه بر طبل توقع افراد کوبیده می شود خطر سقوط و درهم ریختن روح و روان بشر نیز افزایش می یابد.
3⃣ – بی مرامی
به نظر امیل دورکیم، « بی مرامی» بلای اصلی بود که نصیب انسان مدرن شده است. او متوجه شد که در طی دوران تغییرات سریع اجتماعی، رسم و سوم اخلاقی و سنتی به سرعت محو می شوند. میلیونها انسانی که در شهرهای بزرگ زندگی را شروع کردند نتوانستند مرام و اخلاق مشخصی را جایگزین سنت ها کنند.. رابطه بین شهروند بودن و پیگیر منافع اجتماع بودن به « رسم» تبدیل نشده است. انسان معاصر مردد و متناقضاست و نمی داند چه چیزی را جایگزین غیرت و حسادت و خشونت کند.
4⃣ – بی خدایی
با وجود آنکه خود امیل دورکیم تمایلی به خدا و مذهب نداشت ولی معتقد بود که نقش اخلاق و وجدان سازی مذاهب، بویژه در این دوره و زمانه بیشتر از هر وقت می توانست به داد بشر برسد تا از تردید، حرص، گناه و تنهایی، فاصله بگیرد. او معتقد بود در غیبت مذهب، همراهی و دلبستگی اجتماعی کمرنگ شده است. در نبود مذهب و خدا، مسئول همه اشتباهات، خودمان هستیم و احساس شرم همیشه در زندگی مان حضور دارد.
امیل دورکیم، تبحر خارق العاد ای برای تشخیص آسیب های اجتماع بشری داشت. او به جواب مشخصی برای مشکلاتی که باعث رشد روزافزون خودکشی ها است نرسیده بود. ما ولی می توانیم بر اساس تفکر او به دلبستگی اقشار جامعه بهای بیشتری دهیم. باید به رابطه متعادلی از فردیت و منافع جمعی دست بیابیم و …
نویسنده: ونداد زمانی
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
هذیان های فرگولی و اینترمتامورفوزیس محتوای غریبی دارند و غیر متحمل می باشند. ولی هذیان های مربوط به سندرم کاپگراس، انتخاب محتملی برای اختلال هذیانی به شمار می روند.
☣ هذیانی نیست انگاری (نیهیلیستیک)
👈 سندرم کوتار
در قرن ۱۹، روانپزشک فرانسوی ژول کوتار چند بیمار را تشریح کرد که از سندرمی موسوم deَ lire de neَgation رنج می بردند. که گاه اختلال یا سندرم کوتار خوانده می شود.
🔻این سندرم نسبتاً نادر معمولا پیش درآمد دوره ی افسردگی یا اسکیزوفرنی قلمداد می شود.
🔻به علت استفاده گسترده از داروهای ضد روانپریشی، امروزه این سندرم بسیار کمتر از قبل مشاهده می گردد.
🔻شکایات بیماران مبتلا به این سندرم:
◾️از دست دادن اموال و متعلقات
◾️از دست دادن شان، مقام، قدرت و نیروی خود
◾️از دست دادن قلب، خون و روده
◾️ و همچنین معتقدند دنیا بعد از آنها به نیستی و فنا کشیده می شود.
👈 سندرم اتللو (هذیان خیانت همسر) یا حسادت مرضی بخشی از هذیان های بیماران مبتلا به Sexual jealousy in humans است. در این بیماران یک تفکر غلط دال بر خیانت همسران وجود دارد.
علل مختلفی برای ایجاد هذیان خیانت مطرح شده است از علل روانی شخصیتی و محیطی گرفته تا بیماریهای مغزی باشد. حتی محققی بنام Cobb درسال (1979) در ضمن تحقیقات خود نشان داد که حسادت هذیانی می تواند در رابطه با صدمات مغزی (مثل سکته، ضربه به سر و یا موج گرفتگی ناشی از انفجار) باشد.
کسانی که مبتلا به سندروم اتللو هستند، این فکر و خیال را دارند که همسرشان به انها خیانت می کند. و بسیار از زنان و مردان فکر می کنند با حسادت بیشتر بر روی همسرشان، مانع از خیانت همسرانشان می شوند، در حالی که این یک فکر اشتباه و غلطی است. و برخی از افراد هم فکر می کنند که به این وسیله می توانند علاقه و عشق خود را به همسرانشان نشان دهند در حالی که این روش اشتباه است و برای نشان دادن عشق و علاقه راه های دیگری هم وجود دارد. در همه دنیا افراد بسیاری به این سندروم دچار می باشند.
اما سوال این است، که وجود سندروم اتللو به چه مشکلات و بیماری های می تواند منجر شود: آیا می تواند به صورت یکباره از این سندروم رهایی پیدا کرد؟
اما انچه مهم است این است که افرادی که دچار هذیان خیانت همسر هستند زمینه ابتلا به بیمارهای مثل اسکیزوفرنی و یا بیمارهای عصبی و اختلات دوقطبی و ناتوانی جنسی و مصرف الکل را هم دارند
اما انچه مهم است این است که افرادی که دچار هذیان خیانت همسر هستند زمینه ابتلا به بیمارهای مثل اسکیزوفرنی و یا بیمارهای عصبی و اختلات دوقطبی و ناتوانی جنسی و مصرف الکل را هم دارند.
👈سندروم اروتومانیا یا کلرامبو یا اختلال فریما
یا خود معشوق پنداری و همچنین روانپریشی عاشقانه، نوعی بیماری اختلال هذیان است که اغلب در حالت هایی رخ میدهد که فرد مبتلا از نظر سطح اجتماعی (یا هر موقعیت دیگری) نسبت به فرد مورد نظرش، متوسط یا پایین تر باشد. آنگاه میل و کششی شکل می گیرد که در آن بیمار معتقد می شود که یک فرد ثروتمند، مشهور یا خاص و برجسته تر از خودش، مانند یک هنرپیشه یا ورزشکار معروف به او علاقه دارد.
1
@thinkpluswithus
☣ هذیانی نیست انگاری (نیهیلیستیک)
👈 سندرم کوتار
در قرن ۱۹، روانپزشک فرانسوی ژول کوتار چند بیمار را تشریح کرد که از سندرمی موسوم deَ lire de neَgation رنج می بردند. که گاه اختلال یا سندرم کوتار خوانده می شود.
🔻این سندرم نسبتاً نادر معمولا پیش درآمد دوره ی افسردگی یا اسکیزوفرنی قلمداد می شود.
🔻به علت استفاده گسترده از داروهای ضد روانپریشی، امروزه این سندرم بسیار کمتر از قبل مشاهده می گردد.
🔻شکایات بیماران مبتلا به این سندرم:
◾️از دست دادن اموال و متعلقات
◾️از دست دادن شان، مقام، قدرت و نیروی خود
◾️از دست دادن قلب، خون و روده
◾️ و همچنین معتقدند دنیا بعد از آنها به نیستی و فنا کشیده می شود.
👈 سندرم اتللو (هذیان خیانت همسر) یا حسادت مرضی بخشی از هذیان های بیماران مبتلا به Sexual jealousy in humans است. در این بیماران یک تفکر غلط دال بر خیانت همسران وجود دارد.
علل مختلفی برای ایجاد هذیان خیانت مطرح شده است از علل روانی شخصیتی و محیطی گرفته تا بیماریهای مغزی باشد. حتی محققی بنام Cobb درسال (1979) در ضمن تحقیقات خود نشان داد که حسادت هذیانی می تواند در رابطه با صدمات مغزی (مثل سکته، ضربه به سر و یا موج گرفتگی ناشی از انفجار) باشد.
کسانی که مبتلا به سندروم اتللو هستند، این فکر و خیال را دارند که همسرشان به انها خیانت می کند. و بسیار از زنان و مردان فکر می کنند با حسادت بیشتر بر روی همسرشان، مانع از خیانت همسرانشان می شوند، در حالی که این یک فکر اشتباه و غلطی است. و برخی از افراد هم فکر می کنند که به این وسیله می توانند علاقه و عشق خود را به همسرانشان نشان دهند در حالی که این روش اشتباه است و برای نشان دادن عشق و علاقه راه های دیگری هم وجود دارد. در همه دنیا افراد بسیاری به این سندروم دچار می باشند.
اما سوال این است، که وجود سندروم اتللو به چه مشکلات و بیماری های می تواند منجر شود: آیا می تواند به صورت یکباره از این سندروم رهایی پیدا کرد؟
اما انچه مهم است این است که افرادی که دچار هذیان خیانت همسر هستند زمینه ابتلا به بیمارهای مثل اسکیزوفرنی و یا بیمارهای عصبی و اختلات دوقطبی و ناتوانی جنسی و مصرف الکل را هم دارند
اما انچه مهم است این است که افرادی که دچار هذیان خیانت همسر هستند زمینه ابتلا به بیمارهای مثل اسکیزوفرنی و یا بیمارهای عصبی و اختلات دوقطبی و ناتوانی جنسی و مصرف الکل را هم دارند.
👈سندروم اروتومانیا یا کلرامبو یا اختلال فریما
یا خود معشوق پنداری و همچنین روانپریشی عاشقانه، نوعی بیماری اختلال هذیان است که اغلب در حالت هایی رخ میدهد که فرد مبتلا از نظر سطح اجتماعی (یا هر موقعیت دیگری) نسبت به فرد مورد نظرش، متوسط یا پایین تر باشد. آنگاه میل و کششی شکل می گیرد که در آن بیمار معتقد می شود که یک فرد ثروتمند، مشهور یا خاص و برجسته تر از خودش، مانند یک هنرپیشه یا ورزشکار معروف به او علاقه دارد.
1
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔷 علایم و نشانه های روانپزشکی بالینی
👈 هذیان جسمی (somatic hallucination)
👈 موتیسم (mutism) فقدان کارکردی یا عضوی توانائی تکلم
👈 منفیکاری (negativism) مخالفت یا مقاومت لفظی یا غیرلفظی نسبت به توصیه یا تلقین خارجی، بهطور شایعی در اسکیزوفرنی کاتاتونیک دیده میشود که در آن بیمار با هرگونه کوششی که بخواهد او را حرکت دهد مقاومت میکند یا برعکس آن چیزی را که از او خواسته شده انجام میدهد.
👈 واژهسازی (neologism) لغات یا عبارات جدیدی که ریشه و اشتقاق آنها قابل فهم نیست؛ اغلب در اسکیزوفرنی مشاهده میشود این اصطلاح همچنین در مورد لغتی که بهصورت غلطی ساخته شده اما به هر حال منشاء آن قابل فهم میباشند بهکار برده میشود (مثلاً کفش سر که منظور کلاه میباشد)، اما چنین ساختارهائی را بهتر است به شکل صحیحتری بهعنوان تقریب واژگانی (word approximations)، دانست.
👈 هذیان نیستانگاری (nihilistic delusion) هذیان افسردهگونهای که در آن دنیا و هر چیز مرتبط با آن فنا شدهاند. وسواس فکری (obsession) عقیده فکر یا تکانه پایدار و راجعهای که با استدلال یا منطق قابل رفع از هشیاری نیست افکار وسواسی غیرارادی و ناهمنوا با ایگو میباشند.
👈 توهم بویائی (otfactory hallucination) توهمی که بوها را دربرمیگیرد. در اختلالات طبی؛ بهخصوص آنهائیکه بر لوب گیجگاهی تأثیر میگذارند شایعتر است.
👈 موقعیتیابی (orientation) آگاهی از خود و پیرامون خود در ارتباط با زمان، مکان و شخص
👈 عقیده پیشبهاء داده شده (overvalued idea) باور یا عقیده غلط و غیرمنطقی که بیدلیل حفظ میشود. از هذیان شدت کمتر یا دوره کوتاهتری دارد. اما معمولاً با بیماری روانی مرتبط میباشد.
👈 پانیک (panic)حمله حاد و شدید اضطراب که مرتبط با درهمریختگی شخصیت میباشد، اضطراب شدید است و همراه با احساس هلاکت و نابودی قریبالوقوع میباشد.
هذیانهای پارانوئید (paranoid delusions) مشتمل است بر هذیانهای گزند و آسیب انتساب، کنترل و بزرگمنشی
👈 پاراپراکسیس (parapraxis)عمل ناقص، مثل لغزش زبان یا بد قرار دادن چیزی. فروید آن را به انگیزههای ناخودآگاه نسبت داد.
👈 در جا زنی (perseveration)
۱. تکرار بیمارگونه یک پاسخ به محرکهای مختلف، مانند تکرار یک پاسخ شفاهی به سؤالات گوناگون (۱مثال).
۲. تکرار مستمر کلمات یا مفاهیم معین در فرآیند گفتار. در اختلالات شناختی، اسکیزوفرنی و سایر بیماریهای روانی مشاهده میشود.
(مثال ۱) . پزشک از بیمار میپرسد: امروز چه روزی از هفته است؟ بیمار میگوید: سهشنبه؛ سپس پزشک میپرسد: اینجا کجاست؟ بیمار میگوید: سهشنبه؛ سپس پزشک سؤال میکند: فرد همراه شما کیست؟ بیمار پاسخ میدهد: سهشنبه، احتمال کدام نشانه زیر بیشتر است؟
الف ـ vebigeration
ب ـ Stereotypy
ج ـ perseveration
د ـ automatism
پاسخ: گزینه ج
👈فوبی (phobia) ترس بیمارگونه مقاوم، غیرمنطقی و شدید از یک محرک یا شیء؛ شخص فوبیک ممکن است این تشخیص را بدهد که ترس او غیرمنطقی است، اما با وجود این نمیتواند آن را از خود دور کند.
👈 فشار گفتار (pressured speech)
افزایش میزان تکلم خودانگیخته، گفتار سریع، با صدای بلند، و شتابیافته که در مانیا، اسکیزوفرنی و اختلالات شناختی رخ میدهند.
👈 آژیتتاسیون روانی - حرکتی (psychomotor agitation)
بیشفعالی روانی که معمولاً غیرسازنده و مرتبط با تنش روانی است، چنانکه در افسردگی تهییجی رخ میدهد.
👈 عاطفه محدود (restricted affect) کاهش شدت احساس به درجاتی کمتر از عاطفه کند، اما به وضوح وجود دارد.
فراموشی پسگستر (retrograde amnesia) از دست دادن خاطره رویدادها پس از شروع فراموشی.
👈 توهم جسمی (somatic delusion) توهمی که شامل ادراک تجربه جسمی میباشد.
👈 هذیان جسمی (somatic hallucination) هذیانی که با کارکرد بدن فرد ارتباط دارد.
👈 استریوتایپی (stereotypy)
تکرار ثابت و مکانیکی اعمال جسمی یا کلامی؛ در اسکیزوفرنی کاتاتونیک مشاهده میشود (مثال۱).
(مثال ۱) . بیماری مرتب بهصورت مکانیکی حرکاتی را تکرار میکند. این علامت در کدام بیماری زیر شایعتر میباشد؟ (منبع: پرانترنی اسفند ۸۰)
الف ـ اختلال خلقی دوقطبی Bp
ب ـ اسکیزوفرنی
ج ـ اختلال استرس پس از سانحه ptsd
د ـ اختلال سوماتیزاسیون
پاسخ: گزینه ب
ادامه دارد....
2
@thinkpluswithus
👈 هذیان جسمی (somatic hallucination)
👈 موتیسم (mutism) فقدان کارکردی یا عضوی توانائی تکلم
👈 منفیکاری (negativism) مخالفت یا مقاومت لفظی یا غیرلفظی نسبت به توصیه یا تلقین خارجی، بهطور شایعی در اسکیزوفرنی کاتاتونیک دیده میشود که در آن بیمار با هرگونه کوششی که بخواهد او را حرکت دهد مقاومت میکند یا برعکس آن چیزی را که از او خواسته شده انجام میدهد.
👈 واژهسازی (neologism) لغات یا عبارات جدیدی که ریشه و اشتقاق آنها قابل فهم نیست؛ اغلب در اسکیزوفرنی مشاهده میشود این اصطلاح همچنین در مورد لغتی که بهصورت غلطی ساخته شده اما به هر حال منشاء آن قابل فهم میباشند بهکار برده میشود (مثلاً کفش سر که منظور کلاه میباشد)، اما چنین ساختارهائی را بهتر است به شکل صحیحتری بهعنوان تقریب واژگانی (word approximations)، دانست.
👈 هذیان نیستانگاری (nihilistic delusion) هذیان افسردهگونهای که در آن دنیا و هر چیز مرتبط با آن فنا شدهاند. وسواس فکری (obsession) عقیده فکر یا تکانه پایدار و راجعهای که با استدلال یا منطق قابل رفع از هشیاری نیست افکار وسواسی غیرارادی و ناهمنوا با ایگو میباشند.
👈 توهم بویائی (otfactory hallucination) توهمی که بوها را دربرمیگیرد. در اختلالات طبی؛ بهخصوص آنهائیکه بر لوب گیجگاهی تأثیر میگذارند شایعتر است.
👈 موقعیتیابی (orientation) آگاهی از خود و پیرامون خود در ارتباط با زمان، مکان و شخص
👈 عقیده پیشبهاء داده شده (overvalued idea) باور یا عقیده غلط و غیرمنطقی که بیدلیل حفظ میشود. از هذیان شدت کمتر یا دوره کوتاهتری دارد. اما معمولاً با بیماری روانی مرتبط میباشد.
👈 پانیک (panic)حمله حاد و شدید اضطراب که مرتبط با درهمریختگی شخصیت میباشد، اضطراب شدید است و همراه با احساس هلاکت و نابودی قریبالوقوع میباشد.
هذیانهای پارانوئید (paranoid delusions) مشتمل است بر هذیانهای گزند و آسیب انتساب، کنترل و بزرگمنشی
👈 پاراپراکسیس (parapraxis)عمل ناقص، مثل لغزش زبان یا بد قرار دادن چیزی. فروید آن را به انگیزههای ناخودآگاه نسبت داد.
👈 در جا زنی (perseveration)
۱. تکرار بیمارگونه یک پاسخ به محرکهای مختلف، مانند تکرار یک پاسخ شفاهی به سؤالات گوناگون (۱مثال).
۲. تکرار مستمر کلمات یا مفاهیم معین در فرآیند گفتار. در اختلالات شناختی، اسکیزوفرنی و سایر بیماریهای روانی مشاهده میشود.
(مثال ۱) . پزشک از بیمار میپرسد: امروز چه روزی از هفته است؟ بیمار میگوید: سهشنبه؛ سپس پزشک میپرسد: اینجا کجاست؟ بیمار میگوید: سهشنبه؛ سپس پزشک سؤال میکند: فرد همراه شما کیست؟ بیمار پاسخ میدهد: سهشنبه، احتمال کدام نشانه زیر بیشتر است؟
الف ـ vebigeration
ب ـ Stereotypy
ج ـ perseveration
د ـ automatism
پاسخ: گزینه ج
👈فوبی (phobia) ترس بیمارگونه مقاوم، غیرمنطقی و شدید از یک محرک یا شیء؛ شخص فوبیک ممکن است این تشخیص را بدهد که ترس او غیرمنطقی است، اما با وجود این نمیتواند آن را از خود دور کند.
👈 فشار گفتار (pressured speech)
افزایش میزان تکلم خودانگیخته، گفتار سریع، با صدای بلند، و شتابیافته که در مانیا، اسکیزوفرنی و اختلالات شناختی رخ میدهند.
👈 آژیتتاسیون روانی - حرکتی (psychomotor agitation)
بیشفعالی روانی که معمولاً غیرسازنده و مرتبط با تنش روانی است، چنانکه در افسردگی تهییجی رخ میدهد.
👈 عاطفه محدود (restricted affect) کاهش شدت احساس به درجاتی کمتر از عاطفه کند، اما به وضوح وجود دارد.
فراموشی پسگستر (retrograde amnesia) از دست دادن خاطره رویدادها پس از شروع فراموشی.
👈 توهم جسمی (somatic delusion) توهمی که شامل ادراک تجربه جسمی میباشد.
👈 هذیان جسمی (somatic hallucination) هذیانی که با کارکرد بدن فرد ارتباط دارد.
👈 استریوتایپی (stereotypy)
تکرار ثابت و مکانیکی اعمال جسمی یا کلامی؛ در اسکیزوفرنی کاتاتونیک مشاهده میشود (مثال۱).
(مثال ۱) . بیماری مرتب بهصورت مکانیکی حرکاتی را تکرار میکند. این علامت در کدام بیماری زیر شایعتر میباشد؟ (منبع: پرانترنی اسفند ۸۰)
الف ـ اختلال خلقی دوقطبی Bp
ب ـ اسکیزوفرنی
ج ـ اختلال استرس پس از سانحه ptsd
د ـ اختلال سوماتیزاسیون
پاسخ: گزینه ب
ادامه دارد....
2
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👈 استوپور (stupor)
۱.حالت واکنش کاهشیافته به محرک و کاهش آگاهی شخص از محیط خود مانند اختلال در هوشیاری؛ این حالت وضعیت اغمای نسبی یا نیمهاغماء را نشان میدهد.
۲. در روانپزشکی، مترادف با موتیسم بهکار میرود و لزوماً اشاره به اختلال در هشیاری نمیکند؛ در استوپور کاتاتونیک، معمولاً بیماران از پیرامون خود، آگاه میباشند.
👈 اندیشه خودکشی (Suicidal ideation) افکاری در مورد کشتن خود
👈 تفکر مماسی (tangentiality) گفتار نادرست، انحرافیابنده یا حتی بدون ربط بهصورتی که عقیده اصلی ابراز نمیشود.
👈 پخش فکر (thought broadcasting) احساس اینکه افکار شخص در محیط پخش میشوند.
👈 اختلال تفکر (thought disorder) هرگونه اختلال در فکر که بر زبان، ارتباط، یا محتوای تفکر تأثیر میگذارد؛ کیفیت مشخص اسکیزوفرنی است. دامنه تظاهرات از انسداد ساده و حاشیهبرداری خفیف تا شل شدن عمیق تداعیها؛ بیربطی، و هذیانها را دربرمیگیرد. مشخصه آن ناکافی در پیروی از قواعد نحوی و معنائی است که با تحصیلات، هوش یا زمینه فرهنگی شخص هماهنگ نیست.
👈 کاشت فکر (thought insertion)
هذیان کاشتن افکار در ذهن شخص توسط اشخاص یا نیروهای دیگر
👈 برداشت فکر (thought disorder) هذیان بیرون کشیده شدن افکار از ذهن شخص توسط اشخاص یا نیروهای دیگر
👈 تیک (tic)
حرکت استریوتایپی اسپاسمودیک غیرارادی دستهای از عضلات کوچک؛ بهصورت عمده در لحظات استرس یا اضطراب مشاهده میشود، و بهندرت در نتیجه اختلال عضوی بهوجود میآید.
👈 خلسه (trance)
حالت شبیه خواب هوشیاری و فعالیت کاهشیافته.
👈 نشانههای نباتی (vegetative signs) در افسردگی و بهصورت نشانههای مشخصی مثل اختلال خواب (بهخصوص بیدار شدن در صبح زود)، کاهش اشتها، یبوست؛ از دست دادن وزن، و فقدان پاسخ جنسی.
👈 مکررگوئی مرضی (verbigeration) تکرار بیمعنی و استریوتایپی کلمات یا عبارات. در اسکیزوفرنی مشاهده میشود بهعنوان کاتافازیا (cataphasia) نیز معروف است.
👈 توهم بینائی (visual hallucination) توهمی که اساساً دربرگیرنده حس دیدن میباشد.
👈 انعطافپذیری مومیشکل (way flexibility) اختلالی که در آن بیماران به همان شکل که قرار گرفتهاند باقی میمانند. بهنام کاتالپسی نیز معروف است.
👈 سالاد کلمه (word salad) ترکیبی از کلمات و عبارات که نامنسجم، بیربط و اساساً غیرقابل فهم است. معمولاً در موارد پیشرفته اسکیزوفرنی دیده میشود.
(منابع: گوناگون از DSM5 و ویسنا و دیگران)
جمع اوری: ستودگان
3
@thinkpluswithus
۱.حالت واکنش کاهشیافته به محرک و کاهش آگاهی شخص از محیط خود مانند اختلال در هوشیاری؛ این حالت وضعیت اغمای نسبی یا نیمهاغماء را نشان میدهد.
۲. در روانپزشکی، مترادف با موتیسم بهکار میرود و لزوماً اشاره به اختلال در هشیاری نمیکند؛ در استوپور کاتاتونیک، معمولاً بیماران از پیرامون خود، آگاه میباشند.
👈 اندیشه خودکشی (Suicidal ideation) افکاری در مورد کشتن خود
👈 تفکر مماسی (tangentiality) گفتار نادرست، انحرافیابنده یا حتی بدون ربط بهصورتی که عقیده اصلی ابراز نمیشود.
👈 پخش فکر (thought broadcasting) احساس اینکه افکار شخص در محیط پخش میشوند.
👈 اختلال تفکر (thought disorder) هرگونه اختلال در فکر که بر زبان، ارتباط، یا محتوای تفکر تأثیر میگذارد؛ کیفیت مشخص اسکیزوفرنی است. دامنه تظاهرات از انسداد ساده و حاشیهبرداری خفیف تا شل شدن عمیق تداعیها؛ بیربطی، و هذیانها را دربرمیگیرد. مشخصه آن ناکافی در پیروی از قواعد نحوی و معنائی است که با تحصیلات، هوش یا زمینه فرهنگی شخص هماهنگ نیست.
👈 کاشت فکر (thought insertion)
هذیان کاشتن افکار در ذهن شخص توسط اشخاص یا نیروهای دیگر
👈 برداشت فکر (thought disorder) هذیان بیرون کشیده شدن افکار از ذهن شخص توسط اشخاص یا نیروهای دیگر
👈 تیک (tic)
حرکت استریوتایپی اسپاسمودیک غیرارادی دستهای از عضلات کوچک؛ بهصورت عمده در لحظات استرس یا اضطراب مشاهده میشود، و بهندرت در نتیجه اختلال عضوی بهوجود میآید.
👈 خلسه (trance)
حالت شبیه خواب هوشیاری و فعالیت کاهشیافته.
👈 نشانههای نباتی (vegetative signs) در افسردگی و بهصورت نشانههای مشخصی مثل اختلال خواب (بهخصوص بیدار شدن در صبح زود)، کاهش اشتها، یبوست؛ از دست دادن وزن، و فقدان پاسخ جنسی.
👈 مکررگوئی مرضی (verbigeration) تکرار بیمعنی و استریوتایپی کلمات یا عبارات. در اسکیزوفرنی مشاهده میشود بهعنوان کاتافازیا (cataphasia) نیز معروف است.
👈 توهم بینائی (visual hallucination) توهمی که اساساً دربرگیرنده حس دیدن میباشد.
👈 انعطافپذیری مومیشکل (way flexibility) اختلالی که در آن بیماران به همان شکل که قرار گرفتهاند باقی میمانند. بهنام کاتالپسی نیز معروف است.
👈 سالاد کلمه (word salad) ترکیبی از کلمات و عبارات که نامنسجم، بیربط و اساساً غیرقابل فهم است. معمولاً در موارد پیشرفته اسکیزوفرنی دیده میشود.
(منابع: گوناگون از DSM5 و ویسنا و دیگران)
جمع اوری: ستودگان
3
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
A103
مطلبی از اطاق تراپی
مثال دوم در مورد ترس ها:
یک مراجع زمانی که باید به خیابان برود از ترس های آگورافوبیک بسیار رنج می برد و ترجیح میداد در منزل بماند. درمانگر برای قرار گرفتن در معرض عموم به او پیشنهاد میدهد یک کالسکه کودک را به همراه خود ببرد.
درمانگر کالسکه ای را از دوستش قرض می گیرد و به همراه مراجع به خیابان میرود و از او میخواهد که کالسکه را راه ببرد و به او می گوید: اینها ترس های کودکی است که به دنیا از چشم کودکی آسیب دیده نگاه میکند. ما الان بچه (ترس) را در کالسکه می گذاریم و حالا من با شما به عنوان بزرگتر و حامی کودک با هم به خیابان شلوغ میرویم.
هرگاه احساس ترس کردی برای کودک در کالسکه داستانی خوشایند تعریف کن و تصور کن چه جیزی میتواند به یک کودک که ترسیده است اطمینان خاطر بدهد. آنزمان به داخل کالسکه نگاه کن و به صورت نمادین به کودک در کالسکه لبخندی بزن ولی اور را از کالسکه خارج نکن و مراجع را بزرگسال سالم خطاب میکند و اینگونه کودک درون کالسکه را با محیط شلوغ (مواجه سازی یا حتی غرقه سازی) روبرو کرده و خطر را آرام آرام کمرنگ میکند. در یک جایی درمانگر که احساس میکند اکنون مراجع میت اند به تنهایی به راهش ادامه دهد از او خداحافظی میکند و به راهش ادامه میدهد.
مراجع که بعد از ۳ ساعت به منزل برگشت پیامکی فرستاد و نوشت "اصلا دلم نمیخواست به خونه برگردم" کالسکه دوست خوبم شد و تشکر میکنم از اینکه همراهی کردید احساس کردم پدرم در کنارم است اما اینبار سخت نگیر نبود و مدام نمیگفت مگه خیابون ترس داره آدم به این گُندگی، چقدر متفاوت میشه احساس آدم وقتی که ادم درک میشه. یا بهتر بگم احساس من کاملا متفاوت بود وقتی از طرف شما دکتر درک شدم و چیز زیادی لازم نبود. و امروز به پدرم یک پیام دادم و بهش گفتم که چقدر خوشحالم که دکتر همراهیم کرد و این طور تونستم بعد مدتها کلی از بیرون لذت ببرم. پدرم پیام داد؛ من که گفتم ترس نداره!
ولی اینبار احساس کردم حرفش برام دیگه ارزش نداره چون نه تنها احساس منو درک نمیکنه بلکه خودش هم سالیان درازی هست از ارتفاع میترسه و من بهشمیگفتم درکش میکنم."
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
مطلبی از اطاق تراپی
مثال دوم در مورد ترس ها:
یک مراجع زمانی که باید به خیابان برود از ترس های آگورافوبیک بسیار رنج می برد و ترجیح میداد در منزل بماند. درمانگر برای قرار گرفتن در معرض عموم به او پیشنهاد میدهد یک کالسکه کودک را به همراه خود ببرد.
درمانگر کالسکه ای را از دوستش قرض می گیرد و به همراه مراجع به خیابان میرود و از او میخواهد که کالسکه را راه ببرد و به او می گوید: اینها ترس های کودکی است که به دنیا از چشم کودکی آسیب دیده نگاه میکند. ما الان بچه (ترس) را در کالسکه می گذاریم و حالا من با شما به عنوان بزرگتر و حامی کودک با هم به خیابان شلوغ میرویم.
هرگاه احساس ترس کردی برای کودک در کالسکه داستانی خوشایند تعریف کن و تصور کن چه جیزی میتواند به یک کودک که ترسیده است اطمینان خاطر بدهد. آنزمان به داخل کالسکه نگاه کن و به صورت نمادین به کودک در کالسکه لبخندی بزن ولی اور را از کالسکه خارج نکن و مراجع را بزرگسال سالم خطاب میکند و اینگونه کودک درون کالسکه را با محیط شلوغ (مواجه سازی یا حتی غرقه سازی) روبرو کرده و خطر را آرام آرام کمرنگ میکند. در یک جایی درمانگر که احساس میکند اکنون مراجع میت اند به تنهایی به راهش ادامه دهد از او خداحافظی میکند و به راهش ادامه میدهد.
مراجع که بعد از ۳ ساعت به منزل برگشت پیامکی فرستاد و نوشت "اصلا دلم نمیخواست به خونه برگردم" کالسکه دوست خوبم شد و تشکر میکنم از اینکه همراهی کردید احساس کردم پدرم در کنارم است اما اینبار سخت نگیر نبود و مدام نمیگفت مگه خیابون ترس داره آدم به این گُندگی، چقدر متفاوت میشه احساس آدم وقتی که ادم درک میشه. یا بهتر بگم احساس من کاملا متفاوت بود وقتی از طرف شما دکتر درک شدم و چیز زیادی لازم نبود. و امروز به پدرم یک پیام دادم و بهش گفتم که چقدر خوشحالم که دکتر همراهیم کرد و این طور تونستم بعد مدتها کلی از بیرون لذت ببرم. پدرم پیام داد؛ من که گفتم ترس نداره!
ولی اینبار احساس کردم حرفش برام دیگه ارزش نداره چون نه تنها احساس منو درک نمیکنه بلکه خودش هم سالیان درازی هست از ارتفاع میترسه و من بهشمیگفتم درکش میکنم."
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
A104
مطلبی از اطاق تراپی؛ تله های زندگی
پریسا مراجع خانوم ۲۹ ساله با تله زندگی یا طرحواره "عدم اطمینان و سواستفاده" یک سبک مقابله ای پرخاشگرانه منفعل با محدودیت ها زندگی میکند و در توضیحات خود از یک سیستم تربیتی والدین با سبک عدم توجه و نادیده انگاری کودک با سبک کنترلی شدید تا حد سو استفاده فیزیکی بدون احترام به مرز ها با توقع بالا از او تعریف میکند .
در برابر این پس زمینه خانوادگی، او تمایل دارد که شرایط فعلی خودش را بر اساس این الگو تفسیر کند. "مخصوصاً در مرحله قبل از پریود احساس میکنم که خمودگی و خلق پایین و تنگی درونی برایم بسیار آزار دهنده میشود و فکر میکنم که در آپارتمان حتی جا کم دارم و دلم نمیخواهد دوست پسرم در کنارم باشد، گرچه با هم زندگی میکنیم ولی همه چیز خیلی تنگ میشود، حتی درون سینه ام هم تنگ است...».
در هفته گذشته وقتی دوست پسرش به طور تصادفی در حمام به او نزدیک شد، پریسا ناخوداگاه (سبک جبران افراطی) به او ضربه ای با دست میزند و میگوید: "مرا تنها بگذار و به من دست نزن!" دوست پسرش که فقط می خواست برایش حوله بیاورد و یک شوخی کوتاه کرده باشد، با عصبانیت از حمام خارج میشود و فکر می کند: «دیگر نمی توانم تحمل کنم، او کاملاً دیوانه است!
پریسا از این برخورد خودش شوکه شد. اولین بار نبود ولی با این شدت هرگز نبود. البته پریسا قبلا گفته بود وقتی که حمام بودم یکبار ۱۴ سالگی متوجه شدم که پدرم از لای در به من خیره شده بودم ولی هرگز در موردش حرفی نزدم و این تنها بارش با این رفتارها نبود.
توضیح: «مراجع ما در نقش قربانی خود با پردازش انتخابی ادراک عاطفی در سبک مقابلهای خود واکنش ناخوداگاه نشان میدهد.
مراجع ما ممکن است برای کوتاه مدت با این رفتار در خیالش در آرامش باشد، اما در راه نابودی رابطه خود است و این را نمیتواند از منظر قربانی خود به خوبی ببیند.
با دعوت دوست پسر او در اطاق درمان، می توان آگاهی را در مورد رفتار های اینگونه واکنشها با توضیحات طرحواره با "فشار دادن دکمه خوداگاهی - سمبولیک" متقابلا افزایش داد. میتوان به هر دو نشان داد که میتوانند به یکدیگر و پریسا کمک کنند تا از عواقب منفی سبک مقابلهای او در امان بمانند. در اینجا باید دوست پسر پریسا آگاه شود که پریسا در آن لحظه اصلاً منظورش شخص او نیست، بلکه فقط فلش بک ها و طرح های فعالشده ی پریسا روی او اجرا واکنش را تسریع میکند. اگر این درک در رابطه بوجود اید به نتیجه خوبی رسیده ایم. و از آنزمان طرحواره درمانی میسر خواهد بود. چون طرحواره ها در روابط شکل میگیرند تعدیل آنها در روابط آسان تر است اگر هر دو به درک کافی برای هدف درمان برسند.
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
مطلبی از اطاق تراپی؛ تله های زندگی
پریسا مراجع خانوم ۲۹ ساله با تله زندگی یا طرحواره "عدم اطمینان و سواستفاده" یک سبک مقابله ای پرخاشگرانه منفعل با محدودیت ها زندگی میکند و در توضیحات خود از یک سیستم تربیتی والدین با سبک عدم توجه و نادیده انگاری کودک با سبک کنترلی شدید تا حد سو استفاده فیزیکی بدون احترام به مرز ها با توقع بالا از او تعریف میکند .
در برابر این پس زمینه خانوادگی، او تمایل دارد که شرایط فعلی خودش را بر اساس این الگو تفسیر کند. "مخصوصاً در مرحله قبل از پریود احساس میکنم که خمودگی و خلق پایین و تنگی درونی برایم بسیار آزار دهنده میشود و فکر میکنم که در آپارتمان حتی جا کم دارم و دلم نمیخواهد دوست پسرم در کنارم باشد، گرچه با هم زندگی میکنیم ولی همه چیز خیلی تنگ میشود، حتی درون سینه ام هم تنگ است...».
در هفته گذشته وقتی دوست پسرش به طور تصادفی در حمام به او نزدیک شد، پریسا ناخوداگاه (سبک جبران افراطی) به او ضربه ای با دست میزند و میگوید: "مرا تنها بگذار و به من دست نزن!" دوست پسرش که فقط می خواست برایش حوله بیاورد و یک شوخی کوتاه کرده باشد، با عصبانیت از حمام خارج میشود و فکر می کند: «دیگر نمی توانم تحمل کنم، او کاملاً دیوانه است!
پریسا از این برخورد خودش شوکه شد. اولین بار نبود ولی با این شدت هرگز نبود. البته پریسا قبلا گفته بود وقتی که حمام بودم یکبار ۱۴ سالگی متوجه شدم که پدرم از لای در به من خیره شده بودم ولی هرگز در موردش حرفی نزدم و این تنها بارش با این رفتارها نبود.
توضیح: «مراجع ما در نقش قربانی خود با پردازش انتخابی ادراک عاطفی در سبک مقابلهای خود واکنش ناخوداگاه نشان میدهد.
مراجع ما ممکن است برای کوتاه مدت با این رفتار در خیالش در آرامش باشد، اما در راه نابودی رابطه خود است و این را نمیتواند از منظر قربانی خود به خوبی ببیند.
با دعوت دوست پسر او در اطاق درمان، می توان آگاهی را در مورد رفتار های اینگونه واکنشها با توضیحات طرحواره با "فشار دادن دکمه خوداگاهی - سمبولیک" متقابلا افزایش داد. میتوان به هر دو نشان داد که میتوانند به یکدیگر و پریسا کمک کنند تا از عواقب منفی سبک مقابلهای او در امان بمانند. در اینجا باید دوست پسر پریسا آگاه شود که پریسا در آن لحظه اصلاً منظورش شخص او نیست، بلکه فقط فلش بک ها و طرح های فعالشده ی پریسا روی او اجرا واکنش را تسریع میکند. اگر این درک در رابطه بوجود اید به نتیجه خوبی رسیده ایم. و از آنزمان طرحواره درمانی میسر خواهد بود. چون طرحواره ها در روابط شکل میگیرند تعدیل آنها در روابط آسان تر است اگر هر دو به درک کافی برای هدف درمان برسند.
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus