Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
شناسه ناخودآگاه Id حاوی ابتدایی ترین درایوها یا امیال هستند که از بدو تولد وجود دارد. این انگیزه ها گرسنگی ، تشنگی و رابطه جنسی را هدایت می کنند. فروید معتقد بود كه id براساس آنچه او "اصل لذت" pleaseur principle مینامد، عمل می كند كه در آن id به دنبال رضایت فوری میباشد. از طریق تعامل اجتماعی با والدین و دیگران در محیط رشد کودک ، ego و superego برای کمک در کنترل id رشد می کنند. این superego با تعامل کودک با دیگران ، با یادگیری قوانین اجتماعی برای عملکرد درست و نادرست شکل میگیرد.
شخصیت به عنوان وجدان ما؛ قطب نما اخلاقی ما است که به ما می گوید چگونه باید رفتار کنیم. این یک تلاش برای کامل بودن است و رفتار ما را قضاوت می کند ، و منجر به احساس غرور در ما می شود یا - هنگامی که از ایده آل خود فاصله می گیریم - احساس گناه میکنیم.
برخلاف id تمایلات غریزی و superego مبتنی بر قانون اجتماعی، ego بخشی منطقی شخصیت ماست. این همان چیزی است که فروید خود self (همان ایگو) قلمداد می کند و بخشی از شخصیت ماست که دیگران میبینند. وظیفه ego متعادل کردن خواسته های id و superego در متن واقعیت است؛ بنابراین ، بر اساس آنچه فروید "اصل واقعیت" reality principle نامید, ego عمل می کند. Ego به شخص کمک می کند تا خواسته های خود را به روشی واقع بینانه برآورده سازد.
حال id و superego در تضاد مداوم هستند ، زیرا id بدون در نظر گرفتن عواقب ، ارضا فوری می خواهد ، اما superego می گوید که باید از راههای قابل قبول اجتماعی پیروی کنیم. بنابراین ، کار ego یافتن زمینه میانی برای این دو است. این کمک می کند خواسته های ID را به روشی منطقی برآورده کنیم و ما را به سمت احساس گناه سوق ندهد. به گفته فروید ، فردی که دارای یک ego قوی است ، و می تواند خواسته های id و superego را مدیریت و متعادل کند ، شخصیتی سالم دارد. فروید اظهار داشت كه عدم تعادل در سیستم می تواند منجر به نوروز neurosis (تمایل به احساسات منفی) ، اختلالات اضطرابی یا رفتارهای ناسالم شود. به عنوان مثال ، فردی که id بر او تسلط دارد ممکن است خودشیفتگی و تکانشی باشد. ممکن است فرد تحت کنترل superego مدام احساس گناه کند و حتی لذتهای قابل قبول اجتماعی را انکار کند. برعکس ، اگر superego ضعیف یا وجود نداشته باشد ، ممکن است فرد به یک بیمار روانی osychopath تبدیل شود. یک superego بیش از حد مسلط بر شخص ممکن است در یک فرد بیش از حد کنترل کننده دیده شود که درک عقلانی وی از واقعیت آنقدر قوی است که از نیازهای عاطفی خود غافل بماند، که عصبی neurotic بوده و بیش از حد دفاعی میباشد. (استفاده بیش از حد از مکانیسم های دفاعی)
@thinkpluswithus
2/5
شخصیت به عنوان وجدان ما؛ قطب نما اخلاقی ما است که به ما می گوید چگونه باید رفتار کنیم. این یک تلاش برای کامل بودن است و رفتار ما را قضاوت می کند ، و منجر به احساس غرور در ما می شود یا - هنگامی که از ایده آل خود فاصله می گیریم - احساس گناه میکنیم.
برخلاف id تمایلات غریزی و superego مبتنی بر قانون اجتماعی، ego بخشی منطقی شخصیت ماست. این همان چیزی است که فروید خود self (همان ایگو) قلمداد می کند و بخشی از شخصیت ماست که دیگران میبینند. وظیفه ego متعادل کردن خواسته های id و superego در متن واقعیت است؛ بنابراین ، بر اساس آنچه فروید "اصل واقعیت" reality principle نامید, ego عمل می کند. Ego به شخص کمک می کند تا خواسته های خود را به روشی واقع بینانه برآورده سازد.
حال id و superego در تضاد مداوم هستند ، زیرا id بدون در نظر گرفتن عواقب ، ارضا فوری می خواهد ، اما superego می گوید که باید از راههای قابل قبول اجتماعی پیروی کنیم. بنابراین ، کار ego یافتن زمینه میانی برای این دو است. این کمک می کند خواسته های ID را به روشی منطقی برآورده کنیم و ما را به سمت احساس گناه سوق ندهد. به گفته فروید ، فردی که دارای یک ego قوی است ، و می تواند خواسته های id و superego را مدیریت و متعادل کند ، شخصیتی سالم دارد. فروید اظهار داشت كه عدم تعادل در سیستم می تواند منجر به نوروز neurosis (تمایل به احساسات منفی) ، اختلالات اضطرابی یا رفتارهای ناسالم شود. به عنوان مثال ، فردی که id بر او تسلط دارد ممکن است خودشیفتگی و تکانشی باشد. ممکن است فرد تحت کنترل superego مدام احساس گناه کند و حتی لذتهای قابل قبول اجتماعی را انکار کند. برعکس ، اگر superego ضعیف یا وجود نداشته باشد ، ممکن است فرد به یک بیمار روانی osychopath تبدیل شود. یک superego بیش از حد مسلط بر شخص ممکن است در یک فرد بیش از حد کنترل کننده دیده شود که درک عقلانی وی از واقعیت آنقدر قوی است که از نیازهای عاطفی خود غافل بماند، که عصبی neurotic بوده و بیش از حد دفاعی میباشد. (استفاده بیش از حد از مکانیسم های دفاعی)
@thinkpluswithus
2/5
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
مکانیسم های دفاع
Defence Mechanism
فروید معتقد بود که احساس اضطراب ناشی از ناتوانی ego در واسطه درگیری میان id و superego میباشد. هنگامی که این اتفاق بیفتد ، فروید معتقد بود که ego به دنبال برقراری تعادل از طریق اقدامات مختلف محافظتی است که به عنوان مکانیسم های دفاعی شناخته می شوند. هنگامی که برخی از وقایع ، احساسات یا آرزوها باعث اضطراب فردی می شود، فرد آرزو می کند آن اضطراب را کاهش دهد. برای این کار، ذهن ناخودآگاه فرد از سازوکارهای دفاعی ego، رفتارهای محافظتی ناخودآگاه با هدف کاهش اضطراب استفاده می کند. Ego ، معمولاً آگاهانه ، به تلاشهای ناخودآگاه متوسل می شود تا خود را از اضطراب در امان نگه دارد. وقتی از سازوکارهای دفاعی استفاده می کنیم ، از عملکرد آنها غافل هستیم. علاوه بر این ، آنها به روش های مختلفی عمل می کنند که واقعیت را تحریف کنند. طبق گفته فروید ، همه ما از مکانیسم های دفاعی ego استفاده می کنیم.
( صفحه 374 فصل 11 | مبحث شخصیت AP)
در حالی که همه از مکانیسم های دفاعی استفاده می کنند ، فروید معتقد بود که استفاده بیش از حد از آنها ممکن است مشکل ساز باشد. برای مثال ، بیایید بگوییم بابک بازیکن فوتبال دبیرستانی است. در اعماق وجود, بابک گرایش جنسی را نسبت به مردان در خود احساس می کند. باور آموخته اگاه وی این است که همجنسگرا بودن غیراخلاقی است و اگر همجنسگرا باشد ، خانواده وی او را طرد می کنند و تیم فوتبال او را که همسالان او هستند نخواهند پذیذفت. بنابراین ، بین باورهای آگاهانه superego او (همجنسگرا بودن اشتباه است و منجر به طردش خواهد شد) و تقاضای ناخودآگاه id او (جذابیت برای مردها) اختلاف نظر وجود دارد. فقط این واپس رانی در بابک که او ممکن است همجنسگرا باشد, میتواند در بابک اضطراب anxiety ایجاد کند. اکنون چگونه می تواند بابک اضطراب خود را کاهش دهد؟
ممکن است بابک خودش را بسیار "ماچو" (مردسالار) جا بزند ، جوک های ضد همجنسگرا تعریف کند و به یک هم مدرسه ای که همجنسگرا است, طعنه بزند و ازارش دهد. به این ترتیب ، تکانه های ناخودآگاه بابک بیشتر میشوند.
چندین نوع مکانیسم دفاعی مختلف وجود دارد. به عنوان مثال ، در واپس رانی، خاطرات اضطراب آور از آگاهی مسدود می شوند. به عنوان یک مقایسه ، بگذارید بگوییم ماشین شما سر و صدایی عجیب دارد ، اما به دلیل اینکه پول برای رفع آن ندارید ، فقط رادیو را روشن می کنید تا دیگر صدای عجیب و غریب آن را نشنوید. سرانجام فراموشش می کنید. به طور مشابه ، در روان آدمی ، اگر یک خاطره برای مقابله با آن بیش از حد خسته کننده باشد ، ممکن است واپس رانده شود و از این رو از آگاه ما خارج شود (فروید ، 1920). این حافظه واپس رانده شده ممکن است باعث ایجاد سیمپتوم در قسمتهای دیگر شود مانند چه در روان و چه در بدن (روان تنی).
مکانیسم دفاعی دیگر شکل گیری واکنش است که در آن فرد احساسات ، افکار و رفتارهای خلاف تمایلات خود را بیان می کند. در مثال بالا ، بابک در حالی که خود جذب مردان میشود ، با یک همجنسگرای خود را سرگرم میکند. در یک بازگشت یا رگرسیون ، فرد بسیار کوچکتر از سن خود عمل می کند. به عنوان مثال ، کودک چهار ساله ای که از تولد خواهر و برادر جدید ناراحت است ، ممکن است مانند یک کودک عمل کند و به نوشیدن یک بطری بازگردد. در فرافکنی ، فرد از تصدیق احساسات ناخودآگاه خود امتناع می ورزد و در عوض آن احساسات را در شخص دیگری می بیند. سایر سازوکارهای دفاعی شامل عقلانیت یا دلیل تراشی، جابجایی و والایش است.
@thinkpluswithus
3/5
Defence Mechanism
فروید معتقد بود که احساس اضطراب ناشی از ناتوانی ego در واسطه درگیری میان id و superego میباشد. هنگامی که این اتفاق بیفتد ، فروید معتقد بود که ego به دنبال برقراری تعادل از طریق اقدامات مختلف محافظتی است که به عنوان مکانیسم های دفاعی شناخته می شوند. هنگامی که برخی از وقایع ، احساسات یا آرزوها باعث اضطراب فردی می شود، فرد آرزو می کند آن اضطراب را کاهش دهد. برای این کار، ذهن ناخودآگاه فرد از سازوکارهای دفاعی ego، رفتارهای محافظتی ناخودآگاه با هدف کاهش اضطراب استفاده می کند. Ego ، معمولاً آگاهانه ، به تلاشهای ناخودآگاه متوسل می شود تا خود را از اضطراب در امان نگه دارد. وقتی از سازوکارهای دفاعی استفاده می کنیم ، از عملکرد آنها غافل هستیم. علاوه بر این ، آنها به روش های مختلفی عمل می کنند که واقعیت را تحریف کنند. طبق گفته فروید ، همه ما از مکانیسم های دفاعی ego استفاده می کنیم.
( صفحه 374 فصل 11 | مبحث شخصیت AP)
در حالی که همه از مکانیسم های دفاعی استفاده می کنند ، فروید معتقد بود که استفاده بیش از حد از آنها ممکن است مشکل ساز باشد. برای مثال ، بیایید بگوییم بابک بازیکن فوتبال دبیرستانی است. در اعماق وجود, بابک گرایش جنسی را نسبت به مردان در خود احساس می کند. باور آموخته اگاه وی این است که همجنسگرا بودن غیراخلاقی است و اگر همجنسگرا باشد ، خانواده وی او را طرد می کنند و تیم فوتبال او را که همسالان او هستند نخواهند پذیذفت. بنابراین ، بین باورهای آگاهانه superego او (همجنسگرا بودن اشتباه است و منجر به طردش خواهد شد) و تقاضای ناخودآگاه id او (جذابیت برای مردها) اختلاف نظر وجود دارد. فقط این واپس رانی در بابک که او ممکن است همجنسگرا باشد, میتواند در بابک اضطراب anxiety ایجاد کند. اکنون چگونه می تواند بابک اضطراب خود را کاهش دهد؟
ممکن است بابک خودش را بسیار "ماچو" (مردسالار) جا بزند ، جوک های ضد همجنسگرا تعریف کند و به یک هم مدرسه ای که همجنسگرا است, طعنه بزند و ازارش دهد. به این ترتیب ، تکانه های ناخودآگاه بابک بیشتر میشوند.
چندین نوع مکانیسم دفاعی مختلف وجود دارد. به عنوان مثال ، در واپس رانی، خاطرات اضطراب آور از آگاهی مسدود می شوند. به عنوان یک مقایسه ، بگذارید بگوییم ماشین شما سر و صدایی عجیب دارد ، اما به دلیل اینکه پول برای رفع آن ندارید ، فقط رادیو را روشن می کنید تا دیگر صدای عجیب و غریب آن را نشنوید. سرانجام فراموشش می کنید. به طور مشابه ، در روان آدمی ، اگر یک خاطره برای مقابله با آن بیش از حد خسته کننده باشد ، ممکن است واپس رانده شود و از این رو از آگاه ما خارج شود (فروید ، 1920). این حافظه واپس رانده شده ممکن است باعث ایجاد سیمپتوم در قسمتهای دیگر شود مانند چه در روان و چه در بدن (روان تنی).
مکانیسم دفاعی دیگر شکل گیری واکنش است که در آن فرد احساسات ، افکار و رفتارهای خلاف تمایلات خود را بیان می کند. در مثال بالا ، بابک در حالی که خود جذب مردان میشود ، با یک همجنسگرای خود را سرگرم میکند. در یک بازگشت یا رگرسیون ، فرد بسیار کوچکتر از سن خود عمل می کند. به عنوان مثال ، کودک چهار ساله ای که از تولد خواهر و برادر جدید ناراحت است ، ممکن است مانند یک کودک عمل کند و به نوشیدن یک بطری بازگردد. در فرافکنی ، فرد از تصدیق احساسات ناخودآگاه خود امتناع می ورزد و در عوض آن احساسات را در شخص دیگری می بیند. سایر سازوکارهای دفاعی شامل عقلانیت یا دلیل تراشی، جابجایی و والایش است.
@thinkpluswithus
3/5
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
📍مراحل رشد روان جنسی Psychosexual
فروید معتقد بود که شخصیت در اوایل کودکی رشد می کند: تجربیات کودکی شخصیت های ما و همچنین رفتار ما در بزرگسالان را شکل می دهد. وی باور داشت كه ما طی دوره كودكی طی چند مرحله رشد میکنیم. هر یک از ما باید از این مراحل کودکی عبور کنیم و اگر در طی یک مرحله تربیت مناسب را تجربه نکنیم، حتی در بزرگسالی نیز در عواقب ان مرحله گیر خواهیم کرد که ان مکانیزم FIXATION نام دارد.
در هر مرحله از رشد روحی و روانی ، خواسته های لذت جویانه کودک، که از id ناشی می شود ، بر روی قسمت های گوناگون از بدن تمرکز دارد که به آن یک منطقه اروژن erogene zone گفته می شود. این مراحل به ترتیب دهانی oral ، مقعدی anal ، فالیک phallic، تاخیری latency و تناسلی genital است.
نظریه رشد روان جنسی فروید کاملاً بحث برانگیز است. برای درک ریشه های این تئوری ، خوب است که با تأثیرات سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی دوره فروید در وین در اوایل قرن بیستم آشنا شویم. در ان دوره ، جو سرکوب جنسی ، همراه با درک و آموزش محدود پیرامون تمایلات جنسی ، به شدت بر دیدگاه فروید تأثیر گذاشتند. با توجه به اینکه رابطه جنسی یک موضوع تابو بود ، فروید فرض کرد که حالات منفی عاطفی (neurose) ناشی از سرکوب فشارهای جنسی ناخودآگاه و پرخاشگرانه است. برای فروید ، یادآوری و تفسیرهایش از تجربیات و رویاهای بیماران اثبات کافی مبنی بر اینکه مراحل روان جنسی در دوران کودکی طبیعتا جهانیست, بود.
🔺جدول مراحل رشد روان جنسی فروید
👈مرحله اول: دهانی بین 0 تا 1 سالگی
ناحیه اوروژن: دهان
چالش: کودک از پذیرش پستان یا بطری خودداری می کند یا به هردلیلی که این امیال ارضا نشوند.
عواقب در بزرگسالی: جویدن ناخن, سیگار کشیدن ، پرخوری
--------------------------------#
👈مرحله دوم: مقعدی بین 1 تا 3 سالگی
ناحیه اوروژن: مقعد
چالش: آموزش توالت رفتن یا لگن نشینی یا هر چیز مربوط به ان مانند سخت گیری, کنترل, کم توجه ای به این مرحله توسط والدین یا مراقب
عواقب در بزرگسالی: مرتب بودن زیاد ، یا شلخته بودن بیش از حد. خسیس و کمالگرا
--------------------------------#
👈مرحله سوم.: فالیک بین 3 تا 6 سالگی
ناحیه اوروژن: دستگاه تناسلی
چالش: کمپلکس اودیپوس / کمپلکس الکتروا
عواقب در بزرگسالی: غرور و هیجان بیش از حد
--------------------------------#
👈مرحله چهارم.: تاخیر بین 6 تا 12 سالگی
ناحیه اوروژن: ندارد
چالش: ندارد
عواقب: ندارد
--------------------------------#
👈مرحله پنجم.: تناسلی 12 سالگی به بعد
ناحیه اوروژن: دستگاه تناسلی
چالش: ندارد
عواقب: ندارد
📍مرحله دهانی
در مرحله دهانی (از تولد 1 سال) لذت روی دهان متمرکز است. خوردن و لذت حاصل از مکیدن (نوک سینه ها ، پستانک ها و انگشتان دست) نقش مهمی در سال اول زندگی کودک دارد. در حدود یک سالگی ، نوزادان از بطری یا پستان جدا می شوند و در صورت عدم استفاده صحیح توسط والدین و مراقبین ، این روند می تواند درگیری ایجاد کند. طبق گفته فروید ، یک فرد بالغ که سیگار می کشد ، الکل می نوشد ، پرخوری می کند ، یا ناخن های خود را میجود، در مرحله دهانی از رشد روانی خود تثبیت fixation می شود. ممکن است او خیلی زود یا خیلی دیرتر از معمول از سینه یا پستانک یا شیشه شیر جدا شده باشد، در نتیجه این تمایلات تثبیت شده ، که همه به دنبال کاهش اضطراب در شخص هستند.
📍مرحله مقعد
پس از گذر از مرحله دهان ، كودكان آنچه را كه فروید مرحله مقعد (3-1 سال) نامیده است ، وارد می شوند. در این مرحله ، کودکان از حرکات روده و مثانه خود لذت می برند ، بنابراین منطقی میباشد که درگیری در این مرحله وجود خواهد دلشت, و آموزش توالت در کودکان همیشه اسان نیست. فروید اظهار داشت که موفقیت در مرحله مقعد بستگی به نحوه برخورد والدین با آموزش توالت روی دارد. والدینی که تشویق می کنند و پاداش می دهند ، نتایج مثبتی را مشاهده میکنند و می توانند به کودکان در احساس توانمندی و استقلال کمک کنند. والدینی که در آموزش توالت خشن هستند ، می تواند باعث شود کودک در مرحله مقعد تثبیت fixation شود و منجر به رشد شخصیتی مقعدی شود. شخصیت تحریک کننده مقعدی خسیس و سرسخت و کله شق است ، نیاز وسواسی به نظم و مرتب کردن دارد و ممکن است یک کمال گرا قلمداد شود. اگر والدین در آموزش توالت بیش از حد بی توجه باشند ، ممکن است کودک تثبیت fixation شود و شخصیت تحریک کننده مقعد را نشان دهد. شخصیت تحریک کننده مقعد ، کثیف ، بی دقتی ، بی نظمی و مستعد طغیان های عاطفی است.
@thinkpluswithus
4/5
فروید معتقد بود که شخصیت در اوایل کودکی رشد می کند: تجربیات کودکی شخصیت های ما و همچنین رفتار ما در بزرگسالان را شکل می دهد. وی باور داشت كه ما طی دوره كودكی طی چند مرحله رشد میکنیم. هر یک از ما باید از این مراحل کودکی عبور کنیم و اگر در طی یک مرحله تربیت مناسب را تجربه نکنیم، حتی در بزرگسالی نیز در عواقب ان مرحله گیر خواهیم کرد که ان مکانیزم FIXATION نام دارد.
در هر مرحله از رشد روحی و روانی ، خواسته های لذت جویانه کودک، که از id ناشی می شود ، بر روی قسمت های گوناگون از بدن تمرکز دارد که به آن یک منطقه اروژن erogene zone گفته می شود. این مراحل به ترتیب دهانی oral ، مقعدی anal ، فالیک phallic، تاخیری latency و تناسلی genital است.
نظریه رشد روان جنسی فروید کاملاً بحث برانگیز است. برای درک ریشه های این تئوری ، خوب است که با تأثیرات سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی دوره فروید در وین در اوایل قرن بیستم آشنا شویم. در ان دوره ، جو سرکوب جنسی ، همراه با درک و آموزش محدود پیرامون تمایلات جنسی ، به شدت بر دیدگاه فروید تأثیر گذاشتند. با توجه به اینکه رابطه جنسی یک موضوع تابو بود ، فروید فرض کرد که حالات منفی عاطفی (neurose) ناشی از سرکوب فشارهای جنسی ناخودآگاه و پرخاشگرانه است. برای فروید ، یادآوری و تفسیرهایش از تجربیات و رویاهای بیماران اثبات کافی مبنی بر اینکه مراحل روان جنسی در دوران کودکی طبیعتا جهانیست, بود.
🔺جدول مراحل رشد روان جنسی فروید
👈مرحله اول: دهانی بین 0 تا 1 سالگی
ناحیه اوروژن: دهان
چالش: کودک از پذیرش پستان یا بطری خودداری می کند یا به هردلیلی که این امیال ارضا نشوند.
عواقب در بزرگسالی: جویدن ناخن, سیگار کشیدن ، پرخوری
--------------------------------#
👈مرحله دوم: مقعدی بین 1 تا 3 سالگی
ناحیه اوروژن: مقعد
چالش: آموزش توالت رفتن یا لگن نشینی یا هر چیز مربوط به ان مانند سخت گیری, کنترل, کم توجه ای به این مرحله توسط والدین یا مراقب
عواقب در بزرگسالی: مرتب بودن زیاد ، یا شلخته بودن بیش از حد. خسیس و کمالگرا
--------------------------------#
👈مرحله سوم.: فالیک بین 3 تا 6 سالگی
ناحیه اوروژن: دستگاه تناسلی
چالش: کمپلکس اودیپوس / کمپلکس الکتروا
عواقب در بزرگسالی: غرور و هیجان بیش از حد
--------------------------------#
👈مرحله چهارم.: تاخیر بین 6 تا 12 سالگی
ناحیه اوروژن: ندارد
چالش: ندارد
عواقب: ندارد
--------------------------------#
👈مرحله پنجم.: تناسلی 12 سالگی به بعد
ناحیه اوروژن: دستگاه تناسلی
چالش: ندارد
عواقب: ندارد
📍مرحله دهانی
در مرحله دهانی (از تولد 1 سال) لذت روی دهان متمرکز است. خوردن و لذت حاصل از مکیدن (نوک سینه ها ، پستانک ها و انگشتان دست) نقش مهمی در سال اول زندگی کودک دارد. در حدود یک سالگی ، نوزادان از بطری یا پستان جدا می شوند و در صورت عدم استفاده صحیح توسط والدین و مراقبین ، این روند می تواند درگیری ایجاد کند. طبق گفته فروید ، یک فرد بالغ که سیگار می کشد ، الکل می نوشد ، پرخوری می کند ، یا ناخن های خود را میجود، در مرحله دهانی از رشد روانی خود تثبیت fixation می شود. ممکن است او خیلی زود یا خیلی دیرتر از معمول از سینه یا پستانک یا شیشه شیر جدا شده باشد، در نتیجه این تمایلات تثبیت شده ، که همه به دنبال کاهش اضطراب در شخص هستند.
📍مرحله مقعد
پس از گذر از مرحله دهان ، كودكان آنچه را كه فروید مرحله مقعد (3-1 سال) نامیده است ، وارد می شوند. در این مرحله ، کودکان از حرکات روده و مثانه خود لذت می برند ، بنابراین منطقی میباشد که درگیری در این مرحله وجود خواهد دلشت, و آموزش توالت در کودکان همیشه اسان نیست. فروید اظهار داشت که موفقیت در مرحله مقعد بستگی به نحوه برخورد والدین با آموزش توالت روی دارد. والدینی که تشویق می کنند و پاداش می دهند ، نتایج مثبتی را مشاهده میکنند و می توانند به کودکان در احساس توانمندی و استقلال کمک کنند. والدینی که در آموزش توالت خشن هستند ، می تواند باعث شود کودک در مرحله مقعد تثبیت fixation شود و منجر به رشد شخصیتی مقعدی شود. شخصیت تحریک کننده مقعدی خسیس و سرسخت و کله شق است ، نیاز وسواسی به نظم و مرتب کردن دارد و ممکن است یک کمال گرا قلمداد شود. اگر والدین در آموزش توالت بیش از حد بی توجه باشند ، ممکن است کودک تثبیت fixation شود و شخصیت تحریک کننده مقعد را نشان دهد. شخصیت تحریک کننده مقعد ، کثیف ، بی دقتی ، بی نظمی و مستعد طغیان های عاطفی است.
@thinkpluswithus
4/5
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
📍 مرحله فالیک
مرحله سوم رشد روحی و روانی فروید مرحله فالیک (3-6 سال) است ، مربوط به سنی است که کودکان از بدن خود آگاه می شوند و تفاوت های بین پسران و دختران را می شناسند. منطقه اروژن در این مرحله دستگاه تناسلی است. چالش هنگامی رخ می دهد که کودک تمایل به والد جنس مخالف و حسادت و نفرت نسبت به والد هم جنس پیدا میکند. برای پسران، این عقده ادیپ نامیده شده و شامل تمایل پسر به مادر و تلاش او برای جایگزینی مهر پدر برای مادر میباشد (احساس تملک). پسر پدرش را به عنوان رقیب میبیند. در همین زمان ، پسر از ترس پدرش به خاطر احساساتش که او را مجازات کند، اضطراب کاستراسیون یا اختگی را تجربه می کند. کمپلکس ادیپ وقتی با موفقیت تعدیل می شود که پسر پس از شروع به هویت سازی با پدر خود به عنوان راهی غیرمستقیم برای داشتن مادر شناخته می شود. عدم برطرف شدن عقده ادیپ ممکن است منجر به تثبیت و پیشرفت شخصیتی شود که بیهوده نگار و بیش از حد بلند پرواز است.
دختران در مرحله فازی - عقده Electra درگیری قابل مقایسه ای را تجربه می کنند. مجتمع Electra ، گرچه اغلب به فروید نسبت داده می شود ، در حقیقت توسط دوست فروید ، کارل یونگ پیشنهاد شد (یونگ و کرنی ، 1963). یک دختر آرزوی توجه پدرش را همیشه دارد و آرزو دارد جای مادر خود را بگیرد. یونگ همچنین گفت دختران از اینکه مادر به آنها آلت تناسلی نمی دهد از مادر خشمگین و ناراحت هستند - از این رو اصطلاح حسادت آلت تناسلی نامیده شد.
فروید در ابتدا کمپلکس Electra را به عنوان موازی با کمپلکس ادیپوس در نظر گرفت ، او بعداً آن را رد كرد ، اما هنوز هم به لطف بخشی از دانشگاهیان این حوزه ، به عنوان سنگ بنای تئوری فرویدی است (فروید ، 1931/1968 ؛ اسکات ، 2005).
📍 دوره تاخیر Latency
پیرو مرحله فالیک رشد روانی ، دوره ای است که به عنوان دوره تأخیر (6 سال تا بلوغ) شناخته می شود. این دوره مرحله ای محسوب نمی شود ، زیرا احساسات جنسی خفته است زیرا کودکان به دنبال سایر فعالیت ها ، مانند مدرسه ، دوستی ، سرگرمی و ورزش هستند. بطور کلی کودکان با همسالان همان جنس فعالیت می کنند و این به تحکیم هویت نقش جنسیتی کودک می انجامد.
📍مرحله تناسلی
مرحله آخر مرحله دستگاه تناسلی است (از بلوغ به بعد). در این مرحله ، مجدد بیداری جنسی وجود دارد زیرا محرکهای تجدید پذیر مجدداً در ظهور میکنند. فرد جوان خواسته های درونی جنسی را به سایر دوستان قابل قبول اجتماعی (که اغلب شبیه والدین جنس دیگری هستند) تغییر می دهد. افراد در این مرحله دارای علایق جنسی بالغانه هستند ، که برای فروید به معنای تمایل شدید به جنس مخالف بود. گفته می شود افرادی که مراحل قبلی را با موفقیت طی کرده اند و به مرحله تناسلی رسیده اند و هیچ گونه تثبیت fixation نشده اند ، بزرگسالان با سلامت روان و متعادل هستند.
در حالی که بسیاری از ایده های فروید در تحقیقات مدرن پشتیبانی زیادی شامل نشدند ، ما نمی توانیم از کمک های بزرگ فروید در زمینه روانشناسی چشم پوشی کنیم. این فروید بود که خاطرنشان کرد که بخش بزرگی از زندگی ذهنی ما تحت تأثیر تجربیات دوران کودکی است و خارج از آگاه ما اتفاق می افتد. باید بگوییم نظریه های زیگموند فروید راه را برای روانشناسی هموار كرد.
پایان
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
5/5
مرحله سوم رشد روحی و روانی فروید مرحله فالیک (3-6 سال) است ، مربوط به سنی است که کودکان از بدن خود آگاه می شوند و تفاوت های بین پسران و دختران را می شناسند. منطقه اروژن در این مرحله دستگاه تناسلی است. چالش هنگامی رخ می دهد که کودک تمایل به والد جنس مخالف و حسادت و نفرت نسبت به والد هم جنس پیدا میکند. برای پسران، این عقده ادیپ نامیده شده و شامل تمایل پسر به مادر و تلاش او برای جایگزینی مهر پدر برای مادر میباشد (احساس تملک). پسر پدرش را به عنوان رقیب میبیند. در همین زمان ، پسر از ترس پدرش به خاطر احساساتش که او را مجازات کند، اضطراب کاستراسیون یا اختگی را تجربه می کند. کمپلکس ادیپ وقتی با موفقیت تعدیل می شود که پسر پس از شروع به هویت سازی با پدر خود به عنوان راهی غیرمستقیم برای داشتن مادر شناخته می شود. عدم برطرف شدن عقده ادیپ ممکن است منجر به تثبیت و پیشرفت شخصیتی شود که بیهوده نگار و بیش از حد بلند پرواز است.
دختران در مرحله فازی - عقده Electra درگیری قابل مقایسه ای را تجربه می کنند. مجتمع Electra ، گرچه اغلب به فروید نسبت داده می شود ، در حقیقت توسط دوست فروید ، کارل یونگ پیشنهاد شد (یونگ و کرنی ، 1963). یک دختر آرزوی توجه پدرش را همیشه دارد و آرزو دارد جای مادر خود را بگیرد. یونگ همچنین گفت دختران از اینکه مادر به آنها آلت تناسلی نمی دهد از مادر خشمگین و ناراحت هستند - از این رو اصطلاح حسادت آلت تناسلی نامیده شد.
فروید در ابتدا کمپلکس Electra را به عنوان موازی با کمپلکس ادیپوس در نظر گرفت ، او بعداً آن را رد كرد ، اما هنوز هم به لطف بخشی از دانشگاهیان این حوزه ، به عنوان سنگ بنای تئوری فرویدی است (فروید ، 1931/1968 ؛ اسکات ، 2005).
📍 دوره تاخیر Latency
پیرو مرحله فالیک رشد روانی ، دوره ای است که به عنوان دوره تأخیر (6 سال تا بلوغ) شناخته می شود. این دوره مرحله ای محسوب نمی شود ، زیرا احساسات جنسی خفته است زیرا کودکان به دنبال سایر فعالیت ها ، مانند مدرسه ، دوستی ، سرگرمی و ورزش هستند. بطور کلی کودکان با همسالان همان جنس فعالیت می کنند و این به تحکیم هویت نقش جنسیتی کودک می انجامد.
📍مرحله تناسلی
مرحله آخر مرحله دستگاه تناسلی است (از بلوغ به بعد). در این مرحله ، مجدد بیداری جنسی وجود دارد زیرا محرکهای تجدید پذیر مجدداً در ظهور میکنند. فرد جوان خواسته های درونی جنسی را به سایر دوستان قابل قبول اجتماعی (که اغلب شبیه والدین جنس دیگری هستند) تغییر می دهد. افراد در این مرحله دارای علایق جنسی بالغانه هستند ، که برای فروید به معنای تمایل شدید به جنس مخالف بود. گفته می شود افرادی که مراحل قبلی را با موفقیت طی کرده اند و به مرحله تناسلی رسیده اند و هیچ گونه تثبیت fixation نشده اند ، بزرگسالان با سلامت روان و متعادل هستند.
در حالی که بسیاری از ایده های فروید در تحقیقات مدرن پشتیبانی زیادی شامل نشدند ، ما نمی توانیم از کمک های بزرگ فروید در زمینه روانشناسی چشم پوشی کنیم. این فروید بود که خاطرنشان کرد که بخش بزرگی از زندگی ذهنی ما تحت تأثیر تجربیات دوران کودکی است و خارج از آگاه ما اتفاق می افتد. باید بگوییم نظریه های زیگموند فروید راه را برای روانشناسی هموار كرد.
پایان
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
5/5
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
👈منبع: .Leon F Seltzer Ph.D
👈برگردان: دکتر موریس ستودگان
🔷 تکامل خود
▪️ ناخوداگاه
Subconscious
vs.
Unconscious
📍ناخودآگاه در مقابل نیمه آگاه
چگونه این تفاوت را تشخیص دهیم؟
بشر به طور ذاتی برای بقا برنامه ریزی شده است ، اما اغلب این مسئله اشتباه برداشت میشود.
این مبحث خیلی شبیه
Repression vs. Supression
سرکوب در مقابل واپس رانی میباشد. و این تضاد نسبی ارزش گسترش و تعریف را نیز داراست.
وقتی انگیزه یا خواسته ای را سرکوب می کنیم، آن را به زیر سطوح آگاه خود مجبور به جابجایی می کنیم. اما وقتی آنچه را که برای پذیرش آگاه ما حتی بیش از حد خطرناک است، ان را حتی با فشار بیشتر در پایین تر از سطح قبلی قرار می دهیم که در برخی موارد دیگر اصلا قابل تشخیص برای ما نیست و حتی دسترسی به ان ممکن نمیشود که همان سرکوب repression است.
بدانیم که این یک واکنش غیر ارادی است، و عملکرد یک مکانیسم دفاعی روانی فعال را نشان می دهد. و همه اینگونه کارهای محافظت از روان خود نیز غریزی هستند و به طور مستقل و غیر ارادی عمل می کنند و (برای بهتر یا بدتر) ما را وادار به عمل می کنند. علاوه بر این، این مکانیسم ها معمولاً وقتی هنوز ما کودک هستیم، در ما ریشه می دوانند و ان زمانیست که ظرفیت ذهنی و قضاوت ما کاملاً محدود است.
در نظر بگیرید که بشر به طور ذاتی برای بقا برنامه ریزی شده است و یا به عبارت دقیق تر، هر چیزی که در یک زمان خاص متناسب با بقا برداشت شود, در برنامه است. یعنی کاملاً به خودی خود، ذهن ما موفق می شود هر آنچه را که به عنوان یک تهدید مرگبار تجربه می کند، اعم از جسمی، روحی یا عاطفی، از اگاه به ناخوداگاه انتقال دهد.
اما در نهایت این طرح بیولوژیکی پیامدهای ناخوشایند خود را بدنبال دارد و دیر یا زود اثرات ان ظاهر میشوند. مثلا در آن زمان که با کمبود مهارت های کافی برای حل یک مشکل روبرو میشویم و یا حتی غلبه بر خطری که عمیقا احساس می کنیم ناتوان میشویم، علایمی از پیامد این طرح بیولوژیکی ماست. و گاهی حتی احساس خستگی فراوان از زندگی روزمره روتین ما، حتی ممکن است در حد فلج روانی پیش روی کنیم. در نتیجه ، دستگاه محافظ روان "از پیش برنامه ریزی شده" ما (یعنی دفاع های روانشناختی فرویدی مانند تجزیه ، انکار ، جابجایی یا فرافکنی) برای کاهش پریشانی غیر قابل تحمل ما وارد عمل میشوند. و باید اضافه شود که تمام دفاعیات ما در ذهن ناخودآگاه ما قرار دارند، که روش دیگری برای گفتن این مطلب مهم این است که آنها تحت فشار های روانی سرکوب supressed شده اند.
بنابراین ، برای درک بهتر ناخودآگاه خود، اساسی است که درک کنیم این بخشی از وجود ماست که خاطرات بسیار ناخوشایند را سرکوب می کند، یا سعی در پنهان کردن آنها از ما را دارد. همانطور که نویسنده ای میگوید، این جنبه ای از ذهن ماست که "شامل عقاید ، باورها و خواسته های غیرقابل قبول اجتماعی ، خاطرات آسیب زا و احساسات دردناکی است که سرکوب شده اند." و یک بار دیگر، در آن لحظه بحرانی که خود را تنها قلمداد می کنیم, در اثر این سرکوب هنوز توانایی مقابله موثر با آنچه تهدیدی برای بقا ما احساس میشود را پیدا نمیکنیم.
به تعبیری متناقض ، هر آنچه استعدادهای ذاتی ما برای ما انتخاب می کند می تواند به عنوان "نجات دهنده زندگی" تلقی شود ، زیرا این امکان را برای ما فراهم می کند که از هر آنچه به عنوان ناپایدار تجربه می کنیم, به فراموشی بسپاریم. و آنچه که نمی توانستیم با آن کنار بیاییم می تواند مربوط به موضوعی دردناک، شرم آور، ترسناک یا کاملاً تعارضی باشد. علاوه بر این، در سطح بالاتری meta level هر یک از این احساسات تجربه شده به مخزنی آشفته از اضطراب بی ثبات کننده destabilizing anxiety پیوند می خورند.
ادامه دارد...
1/3
@thinkpluswithus
👈برگردان: دکتر موریس ستودگان
🔷 تکامل خود
▪️ ناخوداگاه
Subconscious
vs.
Unconscious
📍ناخودآگاه در مقابل نیمه آگاه
چگونه این تفاوت را تشخیص دهیم؟
بشر به طور ذاتی برای بقا برنامه ریزی شده است ، اما اغلب این مسئله اشتباه برداشت میشود.
این مبحث خیلی شبیه
Repression vs. Supression
سرکوب در مقابل واپس رانی میباشد. و این تضاد نسبی ارزش گسترش و تعریف را نیز داراست.
وقتی انگیزه یا خواسته ای را سرکوب می کنیم، آن را به زیر سطوح آگاه خود مجبور به جابجایی می کنیم. اما وقتی آنچه را که برای پذیرش آگاه ما حتی بیش از حد خطرناک است، ان را حتی با فشار بیشتر در پایین تر از سطح قبلی قرار می دهیم که در برخی موارد دیگر اصلا قابل تشخیص برای ما نیست و حتی دسترسی به ان ممکن نمیشود که همان سرکوب repression است.
بدانیم که این یک واکنش غیر ارادی است، و عملکرد یک مکانیسم دفاعی روانی فعال را نشان می دهد. و همه اینگونه کارهای محافظت از روان خود نیز غریزی هستند و به طور مستقل و غیر ارادی عمل می کنند و (برای بهتر یا بدتر) ما را وادار به عمل می کنند. علاوه بر این، این مکانیسم ها معمولاً وقتی هنوز ما کودک هستیم، در ما ریشه می دوانند و ان زمانیست که ظرفیت ذهنی و قضاوت ما کاملاً محدود است.
در نظر بگیرید که بشر به طور ذاتی برای بقا برنامه ریزی شده است و یا به عبارت دقیق تر، هر چیزی که در یک زمان خاص متناسب با بقا برداشت شود, در برنامه است. یعنی کاملاً به خودی خود، ذهن ما موفق می شود هر آنچه را که به عنوان یک تهدید مرگبار تجربه می کند، اعم از جسمی، روحی یا عاطفی، از اگاه به ناخوداگاه انتقال دهد.
اما در نهایت این طرح بیولوژیکی پیامدهای ناخوشایند خود را بدنبال دارد و دیر یا زود اثرات ان ظاهر میشوند. مثلا در آن زمان که با کمبود مهارت های کافی برای حل یک مشکل روبرو میشویم و یا حتی غلبه بر خطری که عمیقا احساس می کنیم ناتوان میشویم، علایمی از پیامد این طرح بیولوژیکی ماست. و گاهی حتی احساس خستگی فراوان از زندگی روزمره روتین ما، حتی ممکن است در حد فلج روانی پیش روی کنیم. در نتیجه ، دستگاه محافظ روان "از پیش برنامه ریزی شده" ما (یعنی دفاع های روانشناختی فرویدی مانند تجزیه ، انکار ، جابجایی یا فرافکنی) برای کاهش پریشانی غیر قابل تحمل ما وارد عمل میشوند. و باید اضافه شود که تمام دفاعیات ما در ذهن ناخودآگاه ما قرار دارند، که روش دیگری برای گفتن این مطلب مهم این است که آنها تحت فشار های روانی سرکوب supressed شده اند.
بنابراین ، برای درک بهتر ناخودآگاه خود، اساسی است که درک کنیم این بخشی از وجود ماست که خاطرات بسیار ناخوشایند را سرکوب می کند، یا سعی در پنهان کردن آنها از ما را دارد. همانطور که نویسنده ای میگوید، این جنبه ای از ذهن ماست که "شامل عقاید ، باورها و خواسته های غیرقابل قبول اجتماعی ، خاطرات آسیب زا و احساسات دردناکی است که سرکوب شده اند." و یک بار دیگر، در آن لحظه بحرانی که خود را تنها قلمداد می کنیم, در اثر این سرکوب هنوز توانایی مقابله موثر با آنچه تهدیدی برای بقا ما احساس میشود را پیدا نمیکنیم.
به تعبیری متناقض ، هر آنچه استعدادهای ذاتی ما برای ما انتخاب می کند می تواند به عنوان "نجات دهنده زندگی" تلقی شود ، زیرا این امکان را برای ما فراهم می کند که از هر آنچه به عنوان ناپایدار تجربه می کنیم, به فراموشی بسپاریم. و آنچه که نمی توانستیم با آن کنار بیاییم می تواند مربوط به موضوعی دردناک، شرم آور، ترسناک یا کاملاً تعارضی باشد. علاوه بر این، در سطح بالاتری meta level هر یک از این احساسات تجربه شده به مخزنی آشفته از اضطراب بی ثبات کننده destabilizing anxiety پیوند می خورند.
ادامه دارد...
1/3
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
با این وجود تبعات چنین سرکوبی - گرچه از نظر روانشناختی، کاملاً ضروری در زمان خود است - بعداً می تواند هزینه های گزافی را برای ما فراهم کند. متأسفانه دفاع های ما مانند ما رشد نمی کنند. آنها از نظر زمان و مکان ثابت می مانند و با داشتن اراده و انرژی مخصوص به خود، برای ادامه محافظت از ما، هر چیزی را که در حال حاضر یادآور یک آشفتگی قبلی است، به ما نشان می دهند و باعث می شوند ما واکنش نشان دهیم درست مثل اینکه در 5 سالگی واکنش نشان می دادیم.
بعلاوه، این سیستم های دفاعی به طور تحریف شده خود را به عنوان عامل اصلی بقا می دانند، در واقع از اشفتگی ما با آنچه که در آن زمان احتمالا نمی توانستیم در خود تلفیق کنیم، جلوگیری می کنند. و بدون اجازه اگاه ما ریشه های واقعی این تجربیات دلهره آور را نمی توانیم پیدا کنیم و به خود اطمینان دهیم که به عنوان فرد بالغ که رشد کرده, اکنون از مهارت و منابع لازم برای ایجاد صلح عاطفی با آنچه قبلاً ما را تحت فشار قرار داده بود, روبرو شویم و مقابله کنیم.
بنابراین نفوذ قدرتمند ناخودآگاه و این مکانیسم های دفاعی از رده خارج شده، می توانند به طور ناخواسته، ما را به طور نامحدود معلول کند; (مثلا با ایجاد اضطراب، ما را از انجام کاری که اکنون کاملاً توانایی آن را داریم, بازدارند).
به عنوان مثال ، افرادی که از حملات هراس و پانیک رنج می برند، می توانند (معمولاً در صورت کمک توسط یک درمانگر) در نهایت حافظه "ممنوع" را به سطح اگاه آورند. و هنگامی که آنها با آن صلح نهایی می کنند، این حملات بسیار ناراحت کننده پانیک دیگر هیچ دلیلی برای "حمله" ندارند و بنابراین خود به خود ناپدید میشوند.
افتراق بین ناخودآگاه و نیمه آگاه کاری دشوار است. و در واقع توسط چندین نویسنده مشاهده شده است که در اصطلاح عامیانه آنها به جای یکدیگر استفاده کرده اند - و همچنین توسط بسیاری از نویسندگان حرفه ای نیز نابجا بکار گرفته شده است. همانطور که در تمایز بین آنچه که سرکوب شده و واپس رانده شده این اتفاق دوباره و دوباره می افتد، فکر کردن در مورد آگاهی آگاهانه مانند تصور نوک کوه یخ مفید است: این سطح بالای آب است، کاملاً قابل مشاهده است. ناخودآگاه و نیمه آگاه اگرچه در کنار هم قرار گرفته اند بسیار بزرگتر از آنچه چشم می بیند، هر دو در زیر آنچه به راحتی قابل مشاهده است وجود دارند. بنابراین تنها راه معنی دار برای جدا کردن آنها، درک غیرقابل دسترس بودن نسبی آنهاست.
به طور خلاصه ، با برخی از درون نگری ها احتمالاً می توانیم جایی که تفکر، هیجان یا انگیزه ما از نیمه آگاه مشتق شده است را تشخیص دهیم. اما با آنچه برای ما ناخودآگاه است - در قسمت انتهایی کوه یخ - تشخیص ریشه های رفتار امروزی که به معنای واقعی کلمه برای ما چندان منطقی نیست ، بسیار دشوارتر خواهد بود. به طور بالقوه ، ما می توانیم منبع آن را از طریق نوعی خود درمانی, تحلیل خواب، تداعی آزاد، تحلیل لغزش از زبان خود یا (به طور تصادفی) شاهد شخص دیگری که همان ضربه روحی ما را تجربه کرده است (به عنوان مثال آزار و اذیت در کودکی یا تعارض و تجاوز) به طور کلی، به احتمال زیاد با کمک یک متخصص رواندرمانی می توانیم با موفقیت از منشا آن رونمایی کنیم.
👈 در اینجا چند مثال برای بررسی این داده ها وجود دارد:
نیمه آگاه: کمرنگ تشخیص می دهید که نسبت به پسر نوجوان خود حسادت خاصی دارید. هنوز نمی دانید چرا و با تأمل درمورد آن، متوجه می شوید که این احساس از آنجا ناشی می شود که (نیمه آگاه) این حقیقت را درک میکنید که پسرتان دارای فرصت ها و امتیازات بسیار بیشتری نسبت به شما در همان سن است.
ناخوداگاه: از خوراک بادمجان بیزارید. حتی دیدن ان باعث حالت تهوع شما می شود. با این حال، شما کاملاً نمی دانید چرا و چونکه در شما سرکوب شده است و یا کاملا در دسترس آگاهی شما نیست. مثلا وقتی که فقط 5 ساله بودید، پدرتان اصرار داشت که این خوراک بادمجان (مقوی و سالم برای شما) را در بشقاب خود بخورید، اگرچه اعتراض کردید، زیرا بوی آن برای شما تهوع آور بود, اما از آنجا که اجازه نداشتید میز را تا زمانی که آن را نخورده اید ترک کنید، پس از یک زمان ناخوشایند, سعی کردید آن را ببلعید و شاید هم بلافاصله استفراغ کردید. حتی بدتر از آن، شما بخاطر کثیفی و بی نظمی که مرتکب شده اید, فریاد کشیدید و گفتید "متنفرم از این غذا".
ادامه دارد...
2
@thinkpluswithus
بعلاوه، این سیستم های دفاعی به طور تحریف شده خود را به عنوان عامل اصلی بقا می دانند، در واقع از اشفتگی ما با آنچه که در آن زمان احتمالا نمی توانستیم در خود تلفیق کنیم، جلوگیری می کنند. و بدون اجازه اگاه ما ریشه های واقعی این تجربیات دلهره آور را نمی توانیم پیدا کنیم و به خود اطمینان دهیم که به عنوان فرد بالغ که رشد کرده, اکنون از مهارت و منابع لازم برای ایجاد صلح عاطفی با آنچه قبلاً ما را تحت فشار قرار داده بود, روبرو شویم و مقابله کنیم.
بنابراین نفوذ قدرتمند ناخودآگاه و این مکانیسم های دفاعی از رده خارج شده، می توانند به طور ناخواسته، ما را به طور نامحدود معلول کند; (مثلا با ایجاد اضطراب، ما را از انجام کاری که اکنون کاملاً توانایی آن را داریم, بازدارند).
به عنوان مثال ، افرادی که از حملات هراس و پانیک رنج می برند، می توانند (معمولاً در صورت کمک توسط یک درمانگر) در نهایت حافظه "ممنوع" را به سطح اگاه آورند. و هنگامی که آنها با آن صلح نهایی می کنند، این حملات بسیار ناراحت کننده پانیک دیگر هیچ دلیلی برای "حمله" ندارند و بنابراین خود به خود ناپدید میشوند.
افتراق بین ناخودآگاه و نیمه آگاه کاری دشوار است. و در واقع توسط چندین نویسنده مشاهده شده است که در اصطلاح عامیانه آنها به جای یکدیگر استفاده کرده اند - و همچنین توسط بسیاری از نویسندگان حرفه ای نیز نابجا بکار گرفته شده است. همانطور که در تمایز بین آنچه که سرکوب شده و واپس رانده شده این اتفاق دوباره و دوباره می افتد، فکر کردن در مورد آگاهی آگاهانه مانند تصور نوک کوه یخ مفید است: این سطح بالای آب است، کاملاً قابل مشاهده است. ناخودآگاه و نیمه آگاه اگرچه در کنار هم قرار گرفته اند بسیار بزرگتر از آنچه چشم می بیند، هر دو در زیر آنچه به راحتی قابل مشاهده است وجود دارند. بنابراین تنها راه معنی دار برای جدا کردن آنها، درک غیرقابل دسترس بودن نسبی آنهاست.
به طور خلاصه ، با برخی از درون نگری ها احتمالاً می توانیم جایی که تفکر، هیجان یا انگیزه ما از نیمه آگاه مشتق شده است را تشخیص دهیم. اما با آنچه برای ما ناخودآگاه است - در قسمت انتهایی کوه یخ - تشخیص ریشه های رفتار امروزی که به معنای واقعی کلمه برای ما چندان منطقی نیست ، بسیار دشوارتر خواهد بود. به طور بالقوه ، ما می توانیم منبع آن را از طریق نوعی خود درمانی, تحلیل خواب، تداعی آزاد، تحلیل لغزش از زبان خود یا (به طور تصادفی) شاهد شخص دیگری که همان ضربه روحی ما را تجربه کرده است (به عنوان مثال آزار و اذیت در کودکی یا تعارض و تجاوز) به طور کلی، به احتمال زیاد با کمک یک متخصص رواندرمانی می توانیم با موفقیت از منشا آن رونمایی کنیم.
👈 در اینجا چند مثال برای بررسی این داده ها وجود دارد:
نیمه آگاه: کمرنگ تشخیص می دهید که نسبت به پسر نوجوان خود حسادت خاصی دارید. هنوز نمی دانید چرا و با تأمل درمورد آن، متوجه می شوید که این احساس از آنجا ناشی می شود که (نیمه آگاه) این حقیقت را درک میکنید که پسرتان دارای فرصت ها و امتیازات بسیار بیشتری نسبت به شما در همان سن است.
ناخوداگاه: از خوراک بادمجان بیزارید. حتی دیدن ان باعث حالت تهوع شما می شود. با این حال، شما کاملاً نمی دانید چرا و چونکه در شما سرکوب شده است و یا کاملا در دسترس آگاهی شما نیست. مثلا وقتی که فقط 5 ساله بودید، پدرتان اصرار داشت که این خوراک بادمجان (مقوی و سالم برای شما) را در بشقاب خود بخورید، اگرچه اعتراض کردید، زیرا بوی آن برای شما تهوع آور بود, اما از آنجا که اجازه نداشتید میز را تا زمانی که آن را نخورده اید ترک کنید، پس از یک زمان ناخوشایند, سعی کردید آن را ببلعید و شاید هم بلافاصله استفراغ کردید. حتی بدتر از آن، شما بخاطر کثیفی و بی نظمی که مرتکب شده اید, فریاد کشیدید و گفتید "متنفرم از این غذا".
ادامه دارد...
2
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
تمایزی که من ایجاد کردم به وضوح آکادمیک نیست. اگر می خواهیم خود و همچنین انگیزه های پنهان حاکم بر رفتارهای ناسازگار را بهتر درک کرده و بپذیریم، بسیار مهم است که به نیروهای داخلی که آنها را دیکته می کنند دسترسی پیدا کنیم. هیچ راهی وجود ندارد که بتوانیم به تمام پتانسیل خود برسیم تا زمانی که به بسیاری از موارد موجود در سطوح زیرین آگاه خود دسترسی پیدا کنیم - یعنی ناخودآگاه و ناآگاه خود را هشیار کنیم - و سرانجام ، با آنچه که ناآگاهانه سبب خرابکاریهای زندگی بوده است به توافق برسیم.
هنگامی که دفاع های پنهان ما در معرض دید و شناخت ما قرار گرفت، می توانیم آنها را تعدیل کنیم یا در نهایت به طور جمعی از آنها گذر کنیم.
برگردان: دکتر موریس ستودگان
منبع: دکتر لئون سلتزر
🔷 References
👉Bargh, J. Before you know it: The unconscious reasons we do what we do (2017). New York: Atria. Retrieved from https://www.simonandschuster.com/books/Before-You-Know-It/John-Bargh/9781501101229
👉Cherry, K. (2019). Freud’s conceptualization of the unconscious, Sept. 14. Retrieved from https://www.verywellmind.com/what-is-the-unconscious-2796004
👉Cherry, K. (2019). Repression as a defense mechanism, Sept. 05. Retrieved from https://www.verywellmind.com/repression-as-a-defense-mechanism-4586642
👉Morsella, E. (2017). The unconscious mind in everyday life, June 05. Retrieved from https://www.psychologytoday.com/us/blog/consciousness-and-the-brain/201706/the-unconscious-mind-in-everyday-life
👉Solms, M. (2017). What is “the unconscious,” and where is it located in the brain? A neuropsychoanalytic perspective. Annals of the New York Academy of Sciences, 1406 (1), 90-97. doi: 10.1111/nyas.13437. Epub 2017 Jul 31.
👉Subconscious vs. unconscious: What’s the difference? (n.a. & n.d.) Retrieved from https://writingexplained.org/subconscious-vs-unconscious-difference
👉Leon F. Seltzer, Ph.D., is a clinical psychologist and the author of Paradoxical Strategies in Psychotherapy. He holds doctorates in English and Psychology.
Psychology Today © 2020 Sussex Publishers, LLC
3
@thinkpluswithus
هنگامی که دفاع های پنهان ما در معرض دید و شناخت ما قرار گرفت، می توانیم آنها را تعدیل کنیم یا در نهایت به طور جمعی از آنها گذر کنیم.
برگردان: دکتر موریس ستودگان
منبع: دکتر لئون سلتزر
🔷 References
👉Bargh, J. Before you know it: The unconscious reasons we do what we do (2017). New York: Atria. Retrieved from https://www.simonandschuster.com/books/Before-You-Know-It/John-Bargh/9781501101229
👉Cherry, K. (2019). Freud’s conceptualization of the unconscious, Sept. 14. Retrieved from https://www.verywellmind.com/what-is-the-unconscious-2796004
👉Cherry, K. (2019). Repression as a defense mechanism, Sept. 05. Retrieved from https://www.verywellmind.com/repression-as-a-defense-mechanism-4586642
👉Morsella, E. (2017). The unconscious mind in everyday life, June 05. Retrieved from https://www.psychologytoday.com/us/blog/consciousness-and-the-brain/201706/the-unconscious-mind-in-everyday-life
👉Solms, M. (2017). What is “the unconscious,” and where is it located in the brain? A neuropsychoanalytic perspective. Annals of the New York Academy of Sciences, 1406 (1), 90-97. doi: 10.1111/nyas.13437. Epub 2017 Jul 31.
👉Subconscious vs. unconscious: What’s the difference? (n.a. & n.d.) Retrieved from https://writingexplained.org/subconscious-vs-unconscious-difference
👉Leon F. Seltzer, Ph.D., is a clinical psychologist and the author of Paradoxical Strategies in Psychotherapy. He holds doctorates in English and Psychology.
Psychology Today © 2020 Sussex Publishers, LLC
3
@thinkpluswithus
Simonandschuster
Before You Know It
Dr. John Bargh, the world’s leading expert on the unconscious mind, presents a “brilliant and convincing book” (Malcolm Gladwell) cited as an outst...
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
برگردان: دکتر موریس ستودگان
طاعون برگشته است - پشت آن چیست؟ مرگ و میر ناشی از طاعون در مغولستان به ترس دامن می زند. و نشان می دهند: طاعون یا مرگ سیاه بخشی از زندگی ماست. بسیاری فکر می کنند طاعون ریشه کن شده است و به قرون وسطی فکر می کنند. در آن زمان، این بیماری همه گیر حدود یک سوم از جمعیت اروپا را از بین برد و تقریباً 30 میلیون نفر را کشت. حتی امروزه، مردم بارها و بارها به این عامل بیماری زا آلوده می شوند، همانطور که در حال حاضر در مغولستان اتفاق می افتد. چنین حوادثی نشان می دهد: طاعون هنوز اینجاست و هنوز تحت کنترل نیست. اینها مهمترین حقایق هستند:
این علایم از برجستگی های روی گردن، زیر بغل و کشاله ران (به قطر تا چهار اینچ) می آید. آنها به دلیل خونریزی در غدد لنفاوی به رنگ آبی مایل به سیاه هستند.
طاعون پنومونی به طور کامل شناخته نشده است زیرا نسبتاً نادر است. این بیماری شدیدتر از طاعون بوبونیک است زیرا موانع دفاعی غدد لنفاوی با عفونت مستقیم ریه ها دور می زند. علائم شامل تنگی نفس، سرفه، تغییر رنگ آبی لب ها و خلط سیاه و خونی است. این منجر به ادم ریوی همراه با نارسایی گردش خون می شود که در صورت عدم درمان پس از دو تا پنج روز منجر به مرگ می شود. سپس سپسیس طاعون وجود دارد. زمانی اتفاق می افتد که باکتری وارد جریان خون می شود. این می تواند از طریق عفونت از بیرون (به عنوان مثال زخم های باز) و همچنین از طریق ترکیدن جوش های طاعون به داخل رخ دهد. پیامدهای آن تب بالا، لرز، سردرد و ضعف، شوک بعدی، خونریزی پوست و اندام است. سپسیس طاعون اگر درمان نشود تقریباً همیشه کشنده است. طاعون ناقص بی ضررترین نوع طاعون است. معمولاً فقط به صورت تب خفیف و تورم خفیف غدد لنفاوی ظاهر می شود. پس از غلبه بر عفونت، آنتی بادی هایی تشکیل می شوند که ایمنی طولانی مدت را در برابر انواع بیماری تضمین می کنند.
1
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
پایان
2
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🔠 چرا پیاده روی؟
پیاده روی یکی از بهترین ورزشها برای سلامتی است. پیاده روی به کاهش وزن، تقویت سیستم قلبی عروقی، کاهش خطر ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی، دیابت نوع ۲، سرطان و افسردگی کمک میکند. پیاده روی همچنین میتواند به بهبود کیفیت خواب، افزایش انرژی و تقویت سیستم ایمنی بدن کمک کند.
پیاده روی یک ورزش کم خرجی است که به راحتی میتوان آن را در هر سنی و هر کجا انجام داد. پیاده روی همچنین یک ورزش کمهزینه است که نیازی به تجهیزات خاصی ندارد.
🔠 هورمونها
پیاده روی باعث افزایش تولید هورمونهای ضد پیری میشود. این هورمونها عبارتند از:
*️⃣ انسولین رشد شبه هورمون (IGF-1):
این هورمون به رشد و ترمیم بافتها کمک میکند.
*️⃣ هورمون رشد انسانی (HGH): این هورمون به افزایش متابولیسم و کاهش چربی بدن کمک میکند.
*️⃣ نوراپی نفرین: این هورمون به افزایش انرژی و بهبود خلق و خو کمک میکند.
*️⃣ هورمون BDNF (عامل رشد نورونها): این هورمون به رشد و ترمیم سلولهای عصبی کمک میکند.
پیاده روی همچنین باعث کاهش تولید هورمونهای پیری میشود. این هورمونها عبارتند از:
*️⃣ کورتیزول: این هورمون باعث افزایش استرس و التهاب میشود.
*️⃣ انسولین: این هورمون باعث افزایش ذخیره چربی و افزایش خطر ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی میشود.
پیاده روی یک ورزش عالی برای افزایش طول عمر است. پیاده روی باعث افزایش تولید هورمونهای ضد پیری و کاهش تولید هورمونهای پیری میشود. پیاده روی همچنین به کاهش وزن، تقویت سیستم قلبی عروقی و کاهش خطر ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی، دیابت نوع ۲، سرطان و افسردگی کمک میکند.
🔠 شاید باور نکنید اما پیاده روی میتواند به بهبود خلق و خو، کاهش استرس و افزایش انرژی کمک کند. پیاده روی همچنین میتواند به بهبود کیفیت خواب و کاهش خطر ابتلا به افسردگی کمک کند.
۱
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
پیاده روی یکی از بهترین ورزشها برای سلامتی است. پیاده روی به کاهش وزن، تقویت سیستم قلبی عروقی، کاهش خطر ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی، دیابت نوع ۲، سرطان و افسردگی کمک میکند. پیاده روی همچنین میتواند به بهبود کیفیت خواب، افزایش انرژی و تقویت سیستم ایمنی بدن کمک کند.
پیاده روی یک ورزش کم خرجی است که به راحتی میتوان آن را در هر سنی و هر کجا انجام داد. پیاده روی همچنین یک ورزش کمهزینه است که نیازی به تجهیزات خاصی ندارد.
پیاده روی باعث افزایش تولید هورمونهای ضد پیری میشود. این هورمونها عبارتند از:
این هورمون به رشد و ترمیم بافتها کمک میکند.
پیاده روی همچنین باعث کاهش تولید هورمونهای پیری میشود. این هورمونها عبارتند از:
پیاده روی یک ورزش عالی برای افزایش طول عمر است. پیاده روی باعث افزایش تولید هورمونهای ضد پیری و کاهش تولید هورمونهای پیری میشود. پیاده روی همچنین به کاهش وزن، تقویت سیستم قلبی عروقی و کاهش خطر ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی، دیابت نوع ۲، سرطان و افسردگی کمک میکند.
۱
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
پیاده روی باعث افزایش تولید هورمونهای ضد استرس میشود. این هورمونها عبارتند از:
* نوراپی نفرین: این هورمون به افزایش هوشیاری و تمرکز کمک میکند.
پیاده روی همچنین باعث کاهش تولید هورمونهای استرس همانطور که قبلا گفتم، میشود. این هورمونها عبارتند از:
پیاده روی یک ورزش عالی برای کاهش استرس است. پیاده روی باعث افزایش تولید هورمونهای ضد استرس و کاهش تولید هورمونهای استرس میشود. پیاده روی همچنین میتواند به بهبود خلق و خو، افزایش انرژی و بهبود کیفیت خواب کمک کند.
پایان
۲
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudega
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🔠 چرا جوانان به سیگار روی می اورند؟
در بسیاری از جوامع هنوز سیگار مصرف میشود و در بعضی جوامع سیگاد نسبتا ممنوع و یا کلا ممنوع خواهد شد. مثلا در نیوزلند به عنوان توریست فقط حق داریم تا ۲ پاکت سیگار همراه ما باشد و در انجا قیمت سیگار ۲۵ دلار است. مالیات بر سیگار یا محدود کردن مناطقی برای کشیدن سیگار میتواند مصرف ان را کم کند. اما سیگار کشیدن نوجوانان دلایل مختلفی دارد و انها را در زیر کوتاه بررسی میکنیم:
🔠 فشار همسالان: نوجوانان ممکن است احساس کنند که اگر سیگار نکشند، از گروه همسالان خود طرد میشوند. نیاز به تعلق داشتن در نوجوانی بسیار حائز اهمیت است از اینرو آنان سعی دارند که با کشیدن سیگار نقطه مشترک با گروه داشته و پذیرفته شوند.
🔠 کنجکاوی: برخی از نوجوانان ممکن است به سادگی کنجکاو باشند که سیگار کشیدن چگونه است. چه طعمی دارد؟ چرا همسالان من سیگار می کشند؟ آیا نشانه ای از رشد کردن است؟
🔠 سترس: برخی از نوجوانان ممکن است سیگار را به عنوان راهی برای مقابله با سترس یا اضطراب استفاده کنند. سترس در خانه، در مدرسه، با همسالان، در اجتماع، ترس از اینده، فراوانی سیگار در خیابان، سترس تبلیغات
*🔠 افسردگی: برخی از نوجوانان ممکن است سیگار را به عنوان راهی برای مقابله با افسردگی استفاده کنند.
🔠 مشکلات خانوادگی: برخی از نوجوانان ممکن است سیگار را به عنوان راهی برای فرار از مشکلات خانوادگی استفاده کنند. و ممکن است با پیدا کردن دوستانی که مشکلات مشابه دارند (نقطه اشتراک) روی به دود بیاورند.
🔠 مشکل ژنتیک. گاهی افرادی که سالها مصرف دارند اعتیاد بروی ژنهای آنها تأثیر گذاشته و با نسلهای دیگر انتقال میدهند.
*️⃣ اگر نوجوان ما سیگار میکشد، مهم است که با او صحبت کنیم و در مورد خطرات سیگار کشیدن او را آگاه کنیم. ما همچنین میتوانیم از یک متخصص و مشاور کمک بگیریم تا به ما در حمایت از نوجوان خود در ترک سیگار کمک کند.
سیگار کشیدن نوجوانان میتواند عواقب جدی داشته باشد. برخی از این عواقب عبارتند از:
➖ افزایش خطر ابتلا به سرطان ریه، سرطان حنجره، سرطان دهان و سرطان لوزالمعده
➖ افزایش خطر ابتلا به بیماریهای قلبی و عروقی، مانند بیماری قلبی و سکته مغزی
۱
@thinkpluswithus
@Dr_morris_setudegan
در بسیاری از جوامع هنوز سیگار مصرف میشود و در بعضی جوامع سیگاد نسبتا ممنوع و یا کلا ممنوع خواهد شد. مثلا در نیوزلند به عنوان توریست فقط حق داریم تا ۲ پاکت سیگار همراه ما باشد و در انجا قیمت سیگار ۲۵ دلار است. مالیات بر سیگار یا محدود کردن مناطقی برای کشیدن سیگار میتواند مصرف ان را کم کند. اما سیگار کشیدن نوجوانان دلایل مختلفی دارد و انها را در زیر کوتاه بررسی میکنیم:
*
سیگار کشیدن نوجوانان میتواند عواقب جدی داشته باشد. برخی از این عواقب عبارتند از:
۱
@thinkpluswithus
@Dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
در روانشناسی ما از قشر خاکستری مغز که بخشی از مغز است و مسئول تصمیمگیری، کنترل تکانهها و حل مشکلات است، صحبت میکنیم. در نوجوانان، قشر خاکستری مغز هنوز در حال رشد است و این میتواند آنها را در معرض خطر بیشتری برای سیگار کشیدن قرار دهد. یعنی قوه تصمیم گیری که در قشر خاکستری قرار دارد معرض خطر قرار گیرد.
سیگار کشیدن میتواند به قشر خاکستری مغز آسیب برساند و این میتواند منجر به مشکلاتی در تصمیمگیری، کنترل تکانهها و حل مشکلات شود. همچنین، سیگار کشیدن میتواند باعث ایجاد وابستگی به نیکوتین شود، که میتواند ترک سیگار را دشوار کند.
برای مبارزه و پیشگیری از سیگار کشیدن در نوجوانان، میتوانیم اقدامات زیر را انجام دهیم:
سیگار کشیدن یک عادت خطرناک است که میتواند عواقب جدی برای سلامتی داشته باشد.
بله، والدین سیگاری بیشتر احتمال دارد که فرزندانشان سیگار بکشند. این به این دلیل است که کودکان از والدین خود الگو (همانند سازی) میگیرند و اگر والدین آنها سیگار میکشند، ممکن است آنها نیز سیگار را انتخاب کنند. چرا که کودکان به تصمیم درست والدین باور دارند و رفتارهای انها را هرگز زیر سوال نمییرند چرا که قوه بازتاب ندارند
همچنین، والدین سیگاری ممکن است در خانه سیگار بکشند، که میتواند باعث شود که فرزندان آنها در معرض دود سیگار قرار بگیرند - استعمال منفعل. دود سیگار حاوی مواد شیمیایی مضر است که میتواند به سلامت کودکان آسیب فراوان برساند.
اگر ما یک والد سیگاری هستیم، مهم است که برای ترک سیگار تلاش کنیم. این نه تنها به نفع سلامتی ما، بلکه به نفع سلامتی فرزندان ما نیز خواهد بود.
اگر شما یک نوجوان هستید و والدین شما سیگار میکشند، مهم است که با آنها در مورد سیگار کشیدن صحبت کنید. شما میتوانید به آنها بگویید که نگران سلامتی خود و انها هستید و میخواهید آنها سیگار را ترک کنند. شما همچنین میتوانید از آنها بخواهید که در خانه سیگار نکشند.
ترک سیگار یک کار دشواری است، اما میتواند به ما کمک کند تا زندگی طولانیتر و سالمتری داشته باشیم. اگر ما نیاز به کمک دارمد، میتوانید با متخصص بهداشت روان نیز مشورت کنیم.
* [سیگار کشیدن در نوجوانان
](https://www.cdc.gov/tobacco/youth/index.html)
* [سیگار کشیدن و نوجوانان
](https://www.mayoclinic.org/healthy-lifestyle/childrens-health/in-depth/teen-smoking/art-20045446)
۲
@thinkpluswithus
@Dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏2👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🔠 🔠 🔠 پیری و پیرهراسی
پیری یک فرآیند طبیعی است که همه ما در نهایت آن را تجربه خواهیم کرد. با این حال ، بسیاری از مردم از پیر شدن واهمه دارند و این می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. برخی از افراد از اینکه بدنشان ضعیف شود و نتوانند کارهایی را که قبلاً می توانستند انجام دهند ، می ترسند. برخی دیگر از اینکه از نظر اجتماعی طرد شوند یا از نظر اقتصادی ناتوان شوند ، می ترسند. و برخی دیگر از اینکه از دست دادن عزیزان خود را تجربه کنند ، می ترسند.
در حالی که پیری می تواند چالش هایی را به همراه داشته باشد ، اما همچنین می تواند فرصت هایی را برای رشد و یادگیری فراهم کند. با افزایش سن ، ما می توانیم تجربیات بیشتری کسب کنیم و درک عمیق تری از خود و جهان اطرافمان پیدا کنیم. ما همچنین می توانیم روابط عمیق تری با خانواده و دوستان خود برقرار کنیم و از آنها حمایت بیشتری دریافت کنیم.
اگر از پیر شدن واهمه دارید ، مهم است که به یاد داشته باشید که این یک فرآیند طبیعی است و همه ما در نهایت آن را تجربه خواهیم کرد. همچنین مهم است که به یاد داشته باشید که پیری می تواند فرصت هایی برای رشد و یادگیری فراهم کند. با پذیرش پیری و درک اینکه این یک بخش طبیعی از زندگی است ، می توانید از آن لذت ببرید و از آن استفاده کنید.
در ادامه به برخی از دلایلی که مردم از پیر شدن واهمه دارند ، اشاره می کنیم:
🔠 از دست دادن استقلال: بسیاری از افراد از اینکه با افزایش سن ، استقلال خود را از دست بدهند ، می ترسند. آنها ممکن است نگران این باشند که نتوانند کارهایی را که قبلاً می توانستند انجام دهند ، انجام دهند ، مانند رانندگی ، آشپزی یا مراقبت از خود. آنها همچنین ممکن است نگران این باشند که به مراقبت از دیگران وابسته شوند ، مانند فرزندان یا همسرشان.
©️ از دست دادن توانایی های شناختی: بسیاری از افراد از اینکه با افزایش سن ، توانایی های شناختی خود را از دست بدهند ، می ترسند. آنها ممکن است نگران این باشند که نتوانند به یاد داشته باشند که چیزی را انجام داده اند ، یا اینکه نتوانند چیزهای جدید را یاد بگیرند. آنها همچنین ممکن است نگران این باشند که دچار زوال عقل شوند.
🔠 از دست دادن روابط: بسیاری از افراد از اینکه با افزایش سن ، روابط خود را از دست بدهند ، می ترسند. آنها ممکن است نگران این باشند که دوستان و خانواده خود را از دست بدهند ، یا اینکه نتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند. آنها همچنین ممکن است نگران این باشند که نتوانند روابط جدیدی برقرار کنند.
🔠 از دست دادن سلامتی: بسیاری از افراد از اینکه با افزایش سن ، سلامتی خود را از دست بدهند ، می ترسند. آنها ممکن است نگران این باشند که به بیماری های مزمن مبتلا شوند ، یا اینکه نتوانند به طور مستقل از خود مراقبت کنند. آنها همچنین ممکن است نگران این باشند که بمیرند.
🔠 ترس از فقر در پیری: بسیاری از افراد نگرانند که در سنین بالا توانایی مالی آنها محدود شود و از اینرو نگرانند .
.
اینها فقط برخی از دلایلی هستند که مردم از پیر شدن واهمه دارند. با پذیرش پیری و درک اینکه این یک بخش طبیعی از زندگی است ، می توانیم از آن لذت ببریم و از آن استفاده بیشتری کنیم.
🔠 در ادامه به برخی از راه هایی که کمک میکنند تا از پیر شدن واهمه نداشته باشیم:
🔠 خودمان را بشناسیم: مهم است که خودمان را بشناسیم و بدانیم که چه چیزی برای ما مهم است. این به ما کمک می کند تا تصمیمات آگاهانه ای در مورد نحوه زندگی خود بگیریم و از پیر شدن واهمه نداشته باشیم.
🔠 به سلامتی خود اهمیت دهیم: داشتن یک سبک زندگی سالم می تواند به ما کمک کند تا در سنین بالاتر سالم بمانیم و از بیماری ها جلوگیری کنیم. این می تواند به ما کمک کند تا از پیر شدن واهمه نداشته باشیم.
©️ با دیگران ارتباط برقرار کنیم: داشتن روابط اجتماعی سالم می تواند به ما کمک کند تا در سنین بالاتر احساس تنهایی و انزوا نکنیم. این می تواند به ما کمک کند تا از پیر شدن واهمه نداشته باشیم.
🔠 به دنبال معنا و هدف در زندگی خود باشیم: داشتن معنا و هدف در زندگی می تواند به ما کمک کند تا در سنین بالاتر احساس رضایت و شادی کنیم. از بدست آورده های خود لذت ببریم و بودن و آرامش را تجربه کنیم. این می تواند به ما کمک کند تا از پیر شدن واهمه نداشته باشیم.
۱
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
پیری یک فرآیند طبیعی است که همه ما در نهایت آن را تجربه خواهیم کرد. با این حال ، بسیاری از مردم از پیر شدن واهمه دارند و این می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. برخی از افراد از اینکه بدنشان ضعیف شود و نتوانند کارهایی را که قبلاً می توانستند انجام دهند ، می ترسند. برخی دیگر از اینکه از نظر اجتماعی طرد شوند یا از نظر اقتصادی ناتوان شوند ، می ترسند. و برخی دیگر از اینکه از دست دادن عزیزان خود را تجربه کنند ، می ترسند.
در حالی که پیری می تواند چالش هایی را به همراه داشته باشد ، اما همچنین می تواند فرصت هایی را برای رشد و یادگیری فراهم کند. با افزایش سن ، ما می توانیم تجربیات بیشتری کسب کنیم و درک عمیق تری از خود و جهان اطرافمان پیدا کنیم. ما همچنین می توانیم روابط عمیق تری با خانواده و دوستان خود برقرار کنیم و از آنها حمایت بیشتری دریافت کنیم.
اگر از پیر شدن واهمه دارید ، مهم است که به یاد داشته باشید که این یک فرآیند طبیعی است و همه ما در نهایت آن را تجربه خواهیم کرد. همچنین مهم است که به یاد داشته باشید که پیری می تواند فرصت هایی برای رشد و یادگیری فراهم کند. با پذیرش پیری و درک اینکه این یک بخش طبیعی از زندگی است ، می توانید از آن لذت ببرید و از آن استفاده کنید.
در ادامه به برخی از دلایلی که مردم از پیر شدن واهمه دارند ، اشاره می کنیم:
.
اینها فقط برخی از دلایلی هستند که مردم از پیر شدن واهمه دارند. با پذیرش پیری و درک اینکه این یک بخش طبیعی از زندگی است ، می توانیم از آن لذت ببریم و از آن استفاده بیشتری کنیم.
۱
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
شناخت ما نسبت با خودمان و اهدافمان و نحوه زندگی کردن مان میتواند ما را با پیری اشتی دهد. شاید مثل انگلیسی به ان اسم جدید بدهیم مثل سالهای نقره ای و طلایی و شاید ترس از پیری اینگونه بی معنی شوند.
اما پیری می تواند با ترس از مرگ ارتباط داشته باشد. چون سنین بالا اغلب با کاهش توانایی های جسمی و ذهنی همراه است ، می تواند منجر به احساس ناتوانی و بی ارزشی در افراد شود. همچنین ،نهایتا پیری اغلب با مرگ همراه است ، که می تواند ترس از ناشناخته را ایجاد کند. در برخی موارد ، ترس از پیری می تواند به اختلالات روانی مانند پیری هراس منجر شود.
افراد زیادی از مرگ می ترسند. برخی از دلایل ترس از مرگ عبارتند از:
ترس از مرگ می تواند به اختلالات روانی مانند اختلال ترس از مرگ منجر شود. این اختلال می تواند باعث علائمی مانند اضطراب ، افسردگی ، وسواس فکری و رفتاری ، و مشکلات خواب شود. اگر از مرگ می ترسیم ، بهتر است که برای خود کمک فراهم کنیم. روانشناس می تواند به ما کمک کنند تا با معنا بخشی به زندگی با ترس خود کنار بیاییم و زندگی بهتری داشته باشیم.
۲
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
برخی از افراد کمتر از مرگ می ترسند. برخی از دلایل این امر عبارتند از:
انهایی که از پیری میترسند تصویری در ذهن خود میپرورانند. پیری به معنای برابر مرگ و ناتوانی و عجز نیست. پیری یک فرآیند طبیعی است که همه ما در نهایت از آن عبور خواهیم کرد. پیری می تواند با کاهش توانایی های جسمی و ذهنی همراه باشد ، اما این لزوما به معنای ناتوانی و عجز نیست. بسیاری از افراد مسن زندگی فعال و رضایت بخشی دارند.
این ترس می تواند باعث علائمی مانند اضطراب ، افسردگی ، وسواس فکری و رفتاری ، و مشکلات خواب شود. پیری هراس می تواند بر کیفیت زندگی فرد تأثیر بگذارد و باعث شود که آنها از فعالیت های روزمره خود اجتناب کنند.
چه افرادی بیشتر پیر هراس هستند؟
اختلال پیری هراس در افراد مختلف می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. برخی از عواملی که ممکن است خطر ابتلا به پیری هراس را افزایش دهند عبارتند از:
اگر فکر می کنید ممکن است پیری هراس داشته باشید ، مهم است که با یک متخصص روان صحبت کنید. آنها می توانند به شما کمک کنند تا با ترس خود کنار بیایید و زندگی بهتری داشته باشید. برخی از روش های درمانی که ممکن است برای درمان پیری هراس استفاده شوند عبارتند از:
۳
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM