Forwarded from Dr. Morris Setudegan
در روانشناسی ما از قشر خاکستری مغز که بخشی از مغز است و مسئول تصمیمگیری، کنترل تکانهها و حل مشکلات است، صحبت میکنیم. در نوجوانان، قشر خاکستری مغز هنوز در حال رشد است و این میتواند آنها را در معرض خطر بیشتری برای سیگار کشیدن قرار دهد. یعنی قوه تصمیم گیری که در قشر خاکستری قرار دارد معرض خطر قرار گیرد.
سیگار کشیدن میتواند به قشر خاکستری مغز آسیب برساند و این میتواند منجر به مشکلاتی در تصمیمگیری، کنترل تکانهها و حل مشکلات شود. همچنین، سیگار کشیدن میتواند باعث ایجاد وابستگی به نیکوتین شود، که میتواند ترک سیگار را دشوار کند.
برای مبارزه و پیشگیری از سیگار کشیدن در نوجوانان، میتوانیم اقدامات زیر را انجام دهیم:
سیگار کشیدن یک عادت خطرناک است که میتواند عواقب جدی برای سلامتی داشته باشد.
بله، والدین سیگاری بیشتر احتمال دارد که فرزندانشان سیگار بکشند. این به این دلیل است که کودکان از والدین خود الگو (همانند سازی) میگیرند و اگر والدین آنها سیگار میکشند، ممکن است آنها نیز سیگار را انتخاب کنند. چرا که کودکان به تصمیم درست والدین باور دارند و رفتارهای انها را هرگز زیر سوال نمییرند چرا که قوه بازتاب ندارند
همچنین، والدین سیگاری ممکن است در خانه سیگار بکشند، که میتواند باعث شود که فرزندان آنها در معرض دود سیگار قرار بگیرند - استعمال منفعل. دود سیگار حاوی مواد شیمیایی مضر است که میتواند به سلامت کودکان آسیب فراوان برساند.
اگر ما یک والد سیگاری هستیم، مهم است که برای ترک سیگار تلاش کنیم. این نه تنها به نفع سلامتی ما، بلکه به نفع سلامتی فرزندان ما نیز خواهد بود.
اگر شما یک نوجوان هستید و والدین شما سیگار میکشند، مهم است که با آنها در مورد سیگار کشیدن صحبت کنید. شما میتوانید به آنها بگویید که نگران سلامتی خود و انها هستید و میخواهید آنها سیگار را ترک کنند. شما همچنین میتوانید از آنها بخواهید که در خانه سیگار نکشند.
ترک سیگار یک کار دشواری است، اما میتواند به ما کمک کند تا زندگی طولانیتر و سالمتری داشته باشیم. اگر ما نیاز به کمک دارمد، میتوانید با متخصص بهداشت روان نیز مشورت کنیم.
* [سیگار کشیدن در نوجوانان
](https://www.cdc.gov/tobacco/youth/index.html)
* [سیگار کشیدن و نوجوانان
](https://www.mayoclinic.org/healthy-lifestyle/childrens-health/in-depth/teen-smoking/art-20045446)
۲
@thinkpluswithus
@Dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏2👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🔠 🔠 🔠 پیری و پیرهراسی
پیری یک فرآیند طبیعی است که همه ما در نهایت آن را تجربه خواهیم کرد. با این حال ، بسیاری از مردم از پیر شدن واهمه دارند و این می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. برخی از افراد از اینکه بدنشان ضعیف شود و نتوانند کارهایی را که قبلاً می توانستند انجام دهند ، می ترسند. برخی دیگر از اینکه از نظر اجتماعی طرد شوند یا از نظر اقتصادی ناتوان شوند ، می ترسند. و برخی دیگر از اینکه از دست دادن عزیزان خود را تجربه کنند ، می ترسند.
در حالی که پیری می تواند چالش هایی را به همراه داشته باشد ، اما همچنین می تواند فرصت هایی را برای رشد و یادگیری فراهم کند. با افزایش سن ، ما می توانیم تجربیات بیشتری کسب کنیم و درک عمیق تری از خود و جهان اطرافمان پیدا کنیم. ما همچنین می توانیم روابط عمیق تری با خانواده و دوستان خود برقرار کنیم و از آنها حمایت بیشتری دریافت کنیم.
اگر از پیر شدن واهمه دارید ، مهم است که به یاد داشته باشید که این یک فرآیند طبیعی است و همه ما در نهایت آن را تجربه خواهیم کرد. همچنین مهم است که به یاد داشته باشید که پیری می تواند فرصت هایی برای رشد و یادگیری فراهم کند. با پذیرش پیری و درک اینکه این یک بخش طبیعی از زندگی است ، می توانید از آن لذت ببرید و از آن استفاده کنید.
در ادامه به برخی از دلایلی که مردم از پیر شدن واهمه دارند ، اشاره می کنیم:
🔠 از دست دادن استقلال: بسیاری از افراد از اینکه با افزایش سن ، استقلال خود را از دست بدهند ، می ترسند. آنها ممکن است نگران این باشند که نتوانند کارهایی را که قبلاً می توانستند انجام دهند ، انجام دهند ، مانند رانندگی ، آشپزی یا مراقبت از خود. آنها همچنین ممکن است نگران این باشند که به مراقبت از دیگران وابسته شوند ، مانند فرزندان یا همسرشان.
©️ از دست دادن توانایی های شناختی: بسیاری از افراد از اینکه با افزایش سن ، توانایی های شناختی خود را از دست بدهند ، می ترسند. آنها ممکن است نگران این باشند که نتوانند به یاد داشته باشند که چیزی را انجام داده اند ، یا اینکه نتوانند چیزهای جدید را یاد بگیرند. آنها همچنین ممکن است نگران این باشند که دچار زوال عقل شوند.
🔠 از دست دادن روابط: بسیاری از افراد از اینکه با افزایش سن ، روابط خود را از دست بدهند ، می ترسند. آنها ممکن است نگران این باشند که دوستان و خانواده خود را از دست بدهند ، یا اینکه نتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند. آنها همچنین ممکن است نگران این باشند که نتوانند روابط جدیدی برقرار کنند.
🔠 از دست دادن سلامتی: بسیاری از افراد از اینکه با افزایش سن ، سلامتی خود را از دست بدهند ، می ترسند. آنها ممکن است نگران این باشند که به بیماری های مزمن مبتلا شوند ، یا اینکه نتوانند به طور مستقل از خود مراقبت کنند. آنها همچنین ممکن است نگران این باشند که بمیرند.
🔠 ترس از فقر در پیری: بسیاری از افراد نگرانند که در سنین بالا توانایی مالی آنها محدود شود و از اینرو نگرانند .
.
اینها فقط برخی از دلایلی هستند که مردم از پیر شدن واهمه دارند. با پذیرش پیری و درک اینکه این یک بخش طبیعی از زندگی است ، می توانیم از آن لذت ببریم و از آن استفاده بیشتری کنیم.
🔠 در ادامه به برخی از راه هایی که کمک میکنند تا از پیر شدن واهمه نداشته باشیم:
🔠 خودمان را بشناسیم: مهم است که خودمان را بشناسیم و بدانیم که چه چیزی برای ما مهم است. این به ما کمک می کند تا تصمیمات آگاهانه ای در مورد نحوه زندگی خود بگیریم و از پیر شدن واهمه نداشته باشیم.
🔠 به سلامتی خود اهمیت دهیم: داشتن یک سبک زندگی سالم می تواند به ما کمک کند تا در سنین بالاتر سالم بمانیم و از بیماری ها جلوگیری کنیم. این می تواند به ما کمک کند تا از پیر شدن واهمه نداشته باشیم.
©️ با دیگران ارتباط برقرار کنیم: داشتن روابط اجتماعی سالم می تواند به ما کمک کند تا در سنین بالاتر احساس تنهایی و انزوا نکنیم. این می تواند به ما کمک کند تا از پیر شدن واهمه نداشته باشیم.
🔠 به دنبال معنا و هدف در زندگی خود باشیم: داشتن معنا و هدف در زندگی می تواند به ما کمک کند تا در سنین بالاتر احساس رضایت و شادی کنیم. از بدست آورده های خود لذت ببریم و بودن و آرامش را تجربه کنیم. این می تواند به ما کمک کند تا از پیر شدن واهمه نداشته باشیم.
۱
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
پیری یک فرآیند طبیعی است که همه ما در نهایت آن را تجربه خواهیم کرد. با این حال ، بسیاری از مردم از پیر شدن واهمه دارند و این می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. برخی از افراد از اینکه بدنشان ضعیف شود و نتوانند کارهایی را که قبلاً می توانستند انجام دهند ، می ترسند. برخی دیگر از اینکه از نظر اجتماعی طرد شوند یا از نظر اقتصادی ناتوان شوند ، می ترسند. و برخی دیگر از اینکه از دست دادن عزیزان خود را تجربه کنند ، می ترسند.
در حالی که پیری می تواند چالش هایی را به همراه داشته باشد ، اما همچنین می تواند فرصت هایی را برای رشد و یادگیری فراهم کند. با افزایش سن ، ما می توانیم تجربیات بیشتری کسب کنیم و درک عمیق تری از خود و جهان اطرافمان پیدا کنیم. ما همچنین می توانیم روابط عمیق تری با خانواده و دوستان خود برقرار کنیم و از آنها حمایت بیشتری دریافت کنیم.
اگر از پیر شدن واهمه دارید ، مهم است که به یاد داشته باشید که این یک فرآیند طبیعی است و همه ما در نهایت آن را تجربه خواهیم کرد. همچنین مهم است که به یاد داشته باشید که پیری می تواند فرصت هایی برای رشد و یادگیری فراهم کند. با پذیرش پیری و درک اینکه این یک بخش طبیعی از زندگی است ، می توانید از آن لذت ببرید و از آن استفاده کنید.
در ادامه به برخی از دلایلی که مردم از پیر شدن واهمه دارند ، اشاره می کنیم:
.
اینها فقط برخی از دلایلی هستند که مردم از پیر شدن واهمه دارند. با پذیرش پیری و درک اینکه این یک بخش طبیعی از زندگی است ، می توانیم از آن لذت ببریم و از آن استفاده بیشتری کنیم.
۱
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
شناخت ما نسبت با خودمان و اهدافمان و نحوه زندگی کردن مان میتواند ما را با پیری اشتی دهد. شاید مثل انگلیسی به ان اسم جدید بدهیم مثل سالهای نقره ای و طلایی و شاید ترس از پیری اینگونه بی معنی شوند.
اما پیری می تواند با ترس از مرگ ارتباط داشته باشد. چون سنین بالا اغلب با کاهش توانایی های جسمی و ذهنی همراه است ، می تواند منجر به احساس ناتوانی و بی ارزشی در افراد شود. همچنین ،نهایتا پیری اغلب با مرگ همراه است ، که می تواند ترس از ناشناخته را ایجاد کند. در برخی موارد ، ترس از پیری می تواند به اختلالات روانی مانند پیری هراس منجر شود.
افراد زیادی از مرگ می ترسند. برخی از دلایل ترس از مرگ عبارتند از:
ترس از مرگ می تواند به اختلالات روانی مانند اختلال ترس از مرگ منجر شود. این اختلال می تواند باعث علائمی مانند اضطراب ، افسردگی ، وسواس فکری و رفتاری ، و مشکلات خواب شود. اگر از مرگ می ترسیم ، بهتر است که برای خود کمک فراهم کنیم. روانشناس می تواند به ما کمک کنند تا با معنا بخشی به زندگی با ترس خود کنار بیاییم و زندگی بهتری داشته باشیم.
۲
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
برخی از افراد کمتر از مرگ می ترسند. برخی از دلایل این امر عبارتند از:
انهایی که از پیری میترسند تصویری در ذهن خود میپرورانند. پیری به معنای برابر مرگ و ناتوانی و عجز نیست. پیری یک فرآیند طبیعی است که همه ما در نهایت از آن عبور خواهیم کرد. پیری می تواند با کاهش توانایی های جسمی و ذهنی همراه باشد ، اما این لزوما به معنای ناتوانی و عجز نیست. بسیاری از افراد مسن زندگی فعال و رضایت بخشی دارند.
این ترس می تواند باعث علائمی مانند اضطراب ، افسردگی ، وسواس فکری و رفتاری ، و مشکلات خواب شود. پیری هراس می تواند بر کیفیت زندگی فرد تأثیر بگذارد و باعث شود که آنها از فعالیت های روزمره خود اجتناب کنند.
چه افرادی بیشتر پیر هراس هستند؟
اختلال پیری هراس در افراد مختلف می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. برخی از عواملی که ممکن است خطر ابتلا به پیری هراس را افزایش دهند عبارتند از:
اگر فکر می کنید ممکن است پیری هراس داشته باشید ، مهم است که با یک متخصص روان صحبت کنید. آنها می توانند به شما کمک کنند تا با ترس خود کنار بیایید و زندگی بهتری داشته باشید. برخی از روش های درمانی که ممکن است برای درمان پیری هراس استفاده شوند عبارتند از:
۳
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🔠 افسردگی پس از زایمان در مردان
این یک پدیده واقعی است، اگرچه کمتر از افسردگی پس از زایمان در زنان شناخته شده است. در حالی که افسردگی پس از زایمان در زنان ناشی از تغییرات هورمونی است، افسردگی پس از زایمان در مردان ناشی از تعدادی از عوامل از جمله تغییرات هورمونی، استرس و اضطراب ناشی از پدر شدن، تغییر و کسب هویت جدید در کوتاه مدت، و کمبود خواب و سترس تامین رفاه و امنیت کودک و مادر است. علائم افسردگی پس از زایمان در مردان مشابه علائم افسردگی پس از زایمان در زنان است و می تواند شامل موارد زیر باشد:
🔠 احساس غم و اندوه، ناامیدی یا پوچی
🔠 از دست دادن علاقه یا لذت در فعالیت هایی که قبلاً از آنها لذت می بردید
🔠 مشکل در خوابیدن یا خوابیدن بیش از حد
🔠 مشکل در غذا خوردن یا پرخوری
🔠 مشکل در تمرکز یا تصمیم گیری
🔠 احساس بی قراری، تحریک پذیری یا عصبانیت
🔠 افکار خودکشی یا آسیب رساندن به خود
اگر فکر می کنید ممکن است افسردگی پس از زایمان داشته باشید، مهم است که به دنبال کمک باشید. درمان افسردگی پس از زایمان در مردان می تواند شامل موارد زیر باشد:
🔠 دارو درمانی
🔠 روان درمانی
🔠 گروه های حمایتی نوپدران
🔠 تغییرات سبک زندگی و باورها
با درمان مناسب، افسردگی پس از زایمان در مردان هم نیز قابل درمان است.
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
این یک پدیده واقعی است، اگرچه کمتر از افسردگی پس از زایمان در زنان شناخته شده است. در حالی که افسردگی پس از زایمان در زنان ناشی از تغییرات هورمونی است، افسردگی پس از زایمان در مردان ناشی از تعدادی از عوامل از جمله تغییرات هورمونی، استرس و اضطراب ناشی از پدر شدن، تغییر و کسب هویت جدید در کوتاه مدت، و کمبود خواب و سترس تامین رفاه و امنیت کودک و مادر است. علائم افسردگی پس از زایمان در مردان مشابه علائم افسردگی پس از زایمان در زنان است و می تواند شامل موارد زیر باشد:
اگر فکر می کنید ممکن است افسردگی پس از زایمان داشته باشید، مهم است که به دنبال کمک باشید. درمان افسردگی پس از زایمان در مردان می تواند شامل موارد زیر باشد:
با درمان مناسب، افسردگی پس از زایمان در مردان هم نیز قابل درمان است.
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🅰️ سن کودکی چه زمانی پایان میابد
طبیعتا ما نیاز داریم از جنبه های گوناگون به معنی و مفهوم کودک بپردازیم. نه تنها از نگاه پدر و مادر و تربیت فرزندان بلکه از دیدگاه فیزیک جسمانی و رشد عقلانی (پزشکی)، فرهنگی و حقوقی ، اجتماعی و روانشناسی باید به آن نگاه کنیم. اینجا یک نگاه کوتاه به این ابعاد می اندازیم. در واقع کودکان در این سه چیز بیشترین هویت را پیدا می کنند و باید دانست که ممکن است یک کودک در سنین بالا همچنان کودک باقی بماند. چرا؟
🅱️ تعریف کودک از لحاظ فرهنگی- حقوقی در اکثر کشورهای جهان ( دختر و پسر) یک فاکتور سنی در نظر گرفته می شود. در حال حاضر در بیشتر کشورهای جهان وقتی شخصی که هنوز به سن ۱۸ سالگی کامل نرسیده است کودک نامیده میشود. این نوع طبقه بندی به دلیل قوانین و سیاست های کشور، مانند تربیت والدین، مخارج تحصیل و حق ازدواج (اروپا و کانادا عمدتا ۱۸ سالگی و امریکا و برخی کشورها هنوز سن مشخصی معلوم نشده) ، حق رای (عمدتا ۱۸ سالگی)، حق ارث، حق رانندگی (USA از ۱۶سالگی و اروپا ۱۸ سالگی)، چون این سن برای برخورداری از یک سری حقوق در نظر گرفته شده است. البته در کشورهای اسلامی گاهی با بحث فقه و دین قوانین تغییر میکنند. از لحاظ فقه پسر در ۱۵ سالگی و دختر در ۹ سالگی دیگر کودک نیستند. این تعریف بر بلوغ جنسی کودک عمدتا نظاره میکند. از این طبقه بندی سنی به عنوان سن قانونی (مخصوصا برای ازدواج) در بسیار از کشورها سو استفاده میشود.
اما از نگاه روانشناسی تعریف متفاوت تری برای کودک لحاظ میشود.
©️ یک کودک از لحاظ روانشناسی یعنی فردی که هنوز هوش هیجانی کافی برای برخی از مهارت های زندگی را به دست نیاورده و به زبان ساده تر به ما در دوران کودکی یک سری از مهارت های رفتاری ، اخلاقی و اجتماعی را آموزش می دهند که هوش و تفکر ما را برای آینده شکل دهند . به هر اندازه این مهارت ها بهتر، بیشتر و سریعتر یادگیری شوند ما زودتر از دوران کودکی خارج می شویم.
مثلا یک فرد ۱۰ ساله ممکن است با یادگیری فاکتورهای هوش هیجانی دوران کودکی را پایان دهد. در واقع یادگیری این مهارت ها است که فاکتور اصلی تفکیک خیلی از انسان ها حتی در سنین بالاتر می شود.
مثلا در جوامع پیشرفته که امکانات آموزشی و فرهنگی کشور براساس معیارهای جهانی بسیار بالاست و کودکان از رفاه اجتماعی بالایی برخوردار هستند ، کودکی در سنین پایینتر پایان می یابد و بر عکس در کشورهایی که از نظر رفاه اجتماعی و اموزشی در وضعیت مناسبی قرار ندارند و یا مناطق دورافتاده طبیعی است که حتی ممکن است اشخاصی حتی با سن بالای ۲۰ یا ۲۵ سال همچنان به رشد مناسب هوش هیجانی نرسیده باشند. در روانشناسی انها همچنان کودک محسوب می شوند. رشد کامل قشرهای هیپوتالاموس و بخصوص لپ فرونتال یعنی در واقع رشد فکری، ذهنی، امکان تشخیص، انتخاب و تصمیم گیری، جهانبینی ،بینش و تفکر انتقادی، خودپردازه و اینگونه مباحث است که انسان را از لحاظ روانشناسی از کودکی خارج می کند.
نمونه هایی که می توان برای رشد هوش هیجانی کودک با چند مثال ساده مورد بررسی قرار داد:
🔠 خودپنداره سالم/ تصویر واقعی از خود (من می توانم این کار را انجام دهم ولی این کار در حد توانم نیست)
🔠 برآورد صحیح از توانایی های خود (میدانم در این کار میتوانم موفق شوم و برای ان کار باید بیشتر تلاش کنم)
🔠 شناختن مرزهای خود و دیگران (ممکن است با این کار به خودم و خانواده ام اسیب برسانم)
🔠 آگاهی پیدا کردن به احساسات خویش (چرا این اتفاق معمولا مرا غمگین میکند؟)
🔠 شناخت و درک احساسات دیگران، همدلی و امپاتی (برای عدم موفقیت تو من هم متاسفم؟)
🔠 نحوه بیان احساسات خود به دیگران (من دلم میخواست تو هم، کاش ما با هم، خوب میشد که...)
🔠 شناختن نیازهای مهم خود و اهمیت دادن به انها (احساس میکنم که به این فعلا احتیاج ندارم، دلم اینو بیشتر میخواد...)
🔠 مهارت حساس شدن/بودن در برابر افکار خود و دیگران (افکار انتفادی) (چرا امروز معلم استثنا قائل شد؟ چرا من این اشتباه رو مرتکب شدم؟)
🔠 پرسیدن، شناخت و درک دلایل اتفاق هایی که در اطرافش رخ می دهند ( برای مثال چرا علی با لیلا مشکل پیدا کرده؟، امروز مامان متفاوت با بابا صحبت کرد)
🔠 مهارت انعطاف پذیری و درک کردن نگاه دیگران (شما رو درک میکنم ولی...)
🔠 مهارت شناخت و درک درست از روابط (به نظرم دوستی ما میتونه...)
🔠 مهارت حل کردن مشکلات مختلف (بیا با هم یک راه چاره پیدا کنیم)
۱
@thinkpluswithus
@dr_morris_setudegan
طبیعتا ما نیاز داریم از جنبه های گوناگون به معنی و مفهوم کودک بپردازیم. نه تنها از نگاه پدر و مادر و تربیت فرزندان بلکه از دیدگاه فیزیک جسمانی و رشد عقلانی (پزشکی)، فرهنگی و حقوقی ، اجتماعی و روانشناسی باید به آن نگاه کنیم. اینجا یک نگاه کوتاه به این ابعاد می اندازیم. در واقع کودکان در این سه چیز بیشترین هویت را پیدا می کنند و باید دانست که ممکن است یک کودک در سنین بالا همچنان کودک باقی بماند. چرا؟
اما از نگاه روانشناسی تعریف متفاوت تری برای کودک لحاظ میشود.
مثلا یک فرد ۱۰ ساله ممکن است با یادگیری فاکتورهای هوش هیجانی دوران کودکی را پایان دهد. در واقع یادگیری این مهارت ها است که فاکتور اصلی تفکیک خیلی از انسان ها حتی در سنین بالاتر می شود.
مثلا در جوامع پیشرفته که امکانات آموزشی و فرهنگی کشور براساس معیارهای جهانی بسیار بالاست و کودکان از رفاه اجتماعی بالایی برخوردار هستند ، کودکی در سنین پایینتر پایان می یابد و بر عکس در کشورهایی که از نظر رفاه اجتماعی و اموزشی در وضعیت مناسبی قرار ندارند و یا مناطق دورافتاده طبیعی است که حتی ممکن است اشخاصی حتی با سن بالای ۲۰ یا ۲۵ سال همچنان به رشد مناسب هوش هیجانی نرسیده باشند. در روانشناسی انها همچنان کودک محسوب می شوند. رشد کامل قشرهای هیپوتالاموس و بخصوص لپ فرونتال یعنی در واقع رشد فکری، ذهنی، امکان تشخیص، انتخاب و تصمیم گیری، جهانبینی ،بینش و تفکر انتقادی، خودپردازه و اینگونه مباحث است که انسان را از لحاظ روانشناسی از کودکی خارج می کند.
نمونه هایی که می توان برای رشد هوش هیجانی کودک با چند مثال ساده مورد بررسی قرار داد:
۱
@thinkpluswithus
@dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
در نهایت میتوانم بگویم که ما کودک را از یک نقطه نظر روانشناسی بیشتر بررسی میکنیم. اما در اینجا طبقه بندی و فاکتورهای مانند تقسیم بندی فروید و پیاژه و کلاین و دیگران رو اسم نبردم. همه میدانیم که در طبقه بندی سنی نیازها و برداشت ها و رفتار در محیط ، تجربه ارگانیزمی راجرز و غیره گوناگون هستند. در کودکانی که تروماهای جنگ و تجاوز و مهاجرت و مرگ والدین و خشونت خانگی و غیره را تجربه میکنند، این سیکل های توسعه و رشد شخصی و شکل گیری شخصیت و هویت متفاوت است. اگر رشد فکری و روانی کودک مبنا و معیار تعریف باشد، پس زمینه مناسب رشد باید فراهم گردد.
۲
@thinkpluswithus
@dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🔠 در مورد آشفتگی از نگاه راجرز
راجرز میگوید "وقتی ناهمخوانی بین خودپنداره و تجربه ارگانیزمی افراد به قدری واضح یا به قدری ناگهانی باشد که نتوانند آن را انکار یا تحریف کنند رفتارشان آشفته میشود."
🔠 خودپنداره چیست؟
خودپنداره در روانشناسی، تصویری ذهنی self-concept یا selbstbild است که فرد از خود دارد. این تصویر شامل افکار، احساسات و باورهایی است که فرد درباره خود دارد. خودپنداره بر اساس تجربیات، تعاملات و بازخوردهایی که فرد از دیگران دریافت می کند، شکل می گیرد. خودپنداره می تواند مثبت یا منفی باشد و بر عزت نفس، اعتماد به نفس و رفتار فرد تأثیر بگذارد. کارل راجرز، روانشناس انسان گرا، معتقد بود که خودپنداره هسته اصلی شخصیت است. او معتقد بود که خودپنداره بر اساس تجربیات، تعاملات و بازخوردهایی که فرد از دیگران دریافت می کند، شکل می گیرد. راجرز همچنین معتقد بود که خودپنداره می تواند مثبت یا منفی باشد و بر عزت نفس، اعتماد به نفس و رفتار فرد تأثیر بگذارد.
©️ تجربه ارگانیزمی راجرز چیست؟
تجربیات ارگانیزمی راجرز
Carl Rogers' organismic valuing experiences
اصطلاحی است که کارل راجرز، روانشناس آمریکایی، برای توصیف تجربیاتی به کار برد که در آن فرد احساس می کند که به طور کامل زنده است و در لحظه حال حضور دارد. راجرز معتقد بود که این تجربیات برای رشد و شکوفایی روانی ضروری هستند.
تجربیات ارگانیزمی راجرز شامل موارد زیر است:
*️⃣ احساس امنیت و پذیرش
*️⃣ احساس آزادی برای بیان خود
*️⃣ احساس توانایی برای تأثیرگذاری بر جهان
*️⃣ احساس هدفمندی و جهت گیری
*️⃣ احساس قدردانی از زیبایی و شگفتی زندگی
راجرز معتقد بود که تجربیات ارگانیزمی برای رشد و شکوفایی روانی ضروری هستند زیرا به فرد کمک می کنند تا احساس کند که به طور کامل زنده است و در لحظه حال حضور دارد. این تجربیات همچنین به فرد کمک می کنند تا خود را بهتر بشناسد و به توانایی های خود پی ببرد.
🔠 نتیجه گیری با یک مثال
راجرز معتقد بود که تجربیات ارگانیزمی راجرز را می توان از طریق درمان و سایر اشکال رشد شخصی به دست آورد. او معتقد بود که با ایجاد فضایی امن و پذیرنده، درمانگران می توانند به مراجعان خود در این زمینه کمک کنند تا تجربیات ارگانیزمی از ظن راجرز را داشته باشند تا مشکلات خود را حل کنند و به رشد و شکوفایی برسند.
اکنون اگر به این دو تعریف نگاه کنیم خواهیم دید که چرا آشفتگی براحتی برای شخص قابل تجربه میشود زمانی که فردی بر اثر سترس محیطی باورهای فرد نسبت خود (خودپنداره) را از دست داده و همزمان احساس امنیت، آرامش و یا حتی پذیرش (تجربه ارگانیزمی) نداشته و احتمالا دسترسی به احساس بودن در حال را در خود نمیابد آشفته میشود.
اگر ما زمانی را که خود آشفته شده ایم مانند جدایی از یک رابطه، از دست دادن همسر یا قطع رابطه ای، یا حتی نرسیدن به هدف خاصی بیاد بیاوریم، براحتی نظریه آشفتگی راجرز را میتوانیم در موقعیت خود درک کنیم. به عنوان مثال برای یک رابطه ما اهدافی را در سر میپرورانیم (تجربیات ارگانیزمی: امیدواریم که نیاز به تعلق را تجربه کنیم و شاید دراز مدت در رابطه بمانیم) و برای خود تصاویری از رابطه با آن شخص میسازیم (تصویر سازی خودپنداره: من لایق این رابطه هستم و من امنیت و ارامش را تجربه خواهم کرد). زمانیکه رابطه پایان میابد، تحت هر عنوانی، تمام تصاویر ما از این رابطه و خود در هم ریخته و و تصاویر ما از رابطه امن ناگهان به تزلزل در آمده و طبیعتا آشفتگی در ما ایجاد خواهد شد، چرا که بر اثر تجربیات ما و شاید ترس از دست دادن، یا طرحواره های گذشته تریگر هایی میشوند که امنیت و آرامش را سلب کرده و ایجاد آشفتگی میکند.
#آشفتگی #خودپنداره #تجربه_ارگانیزمی_راجرز
پایان
🔠 منبع:
*️⃣ Rogers, C. R. (1959). A theory of therapy, personality, and interpersonal relationships. In S. Koch (Ed.), Psychology: A study of a science. Vol. 3: Formulations of the person and the social context. New York: McGraw-Hill.
@thinkpluswithus
@dr_morris_setudegan
راجرز میگوید "وقتی ناهمخوانی بین خودپنداره و تجربه ارگانیزمی افراد به قدری واضح یا به قدری ناگهانی باشد که نتوانند آن را انکار یا تحریف کنند رفتارشان آشفته میشود."
خودپنداره در روانشناسی، تصویری ذهنی self-concept یا selbstbild است که فرد از خود دارد. این تصویر شامل افکار، احساسات و باورهایی است که فرد درباره خود دارد. خودپنداره بر اساس تجربیات، تعاملات و بازخوردهایی که فرد از دیگران دریافت می کند، شکل می گیرد. خودپنداره می تواند مثبت یا منفی باشد و بر عزت نفس، اعتماد به نفس و رفتار فرد تأثیر بگذارد. کارل راجرز، روانشناس انسان گرا، معتقد بود که خودپنداره هسته اصلی شخصیت است. او معتقد بود که خودپنداره بر اساس تجربیات، تعاملات و بازخوردهایی که فرد از دیگران دریافت می کند، شکل می گیرد. راجرز همچنین معتقد بود که خودپنداره می تواند مثبت یا منفی باشد و بر عزت نفس، اعتماد به نفس و رفتار فرد تأثیر بگذارد.
تجربیات ارگانیزمی راجرز
Carl Rogers' organismic valuing experiences
اصطلاحی است که کارل راجرز، روانشناس آمریکایی، برای توصیف تجربیاتی به کار برد که در آن فرد احساس می کند که به طور کامل زنده است و در لحظه حال حضور دارد. راجرز معتقد بود که این تجربیات برای رشد و شکوفایی روانی ضروری هستند.
تجربیات ارگانیزمی راجرز شامل موارد زیر است:
راجرز معتقد بود که تجربیات ارگانیزمی برای رشد و شکوفایی روانی ضروری هستند زیرا به فرد کمک می کنند تا احساس کند که به طور کامل زنده است و در لحظه حال حضور دارد. این تجربیات همچنین به فرد کمک می کنند تا خود را بهتر بشناسد و به توانایی های خود پی ببرد.
راجرز معتقد بود که تجربیات ارگانیزمی راجرز را می توان از طریق درمان و سایر اشکال رشد شخصی به دست آورد. او معتقد بود که با ایجاد فضایی امن و پذیرنده، درمانگران می توانند به مراجعان خود در این زمینه کمک کنند تا تجربیات ارگانیزمی از ظن راجرز را داشته باشند تا مشکلات خود را حل کنند و به رشد و شکوفایی برسند.
اکنون اگر به این دو تعریف نگاه کنیم خواهیم دید که چرا آشفتگی براحتی برای شخص قابل تجربه میشود زمانی که فردی بر اثر سترس محیطی باورهای فرد نسبت خود (خودپنداره) را از دست داده و همزمان احساس امنیت، آرامش و یا حتی پذیرش (تجربه ارگانیزمی) نداشته و احتمالا دسترسی به احساس بودن در حال را در خود نمیابد آشفته میشود.
اگر ما زمانی را که خود آشفته شده ایم مانند جدایی از یک رابطه، از دست دادن همسر یا قطع رابطه ای، یا حتی نرسیدن به هدف خاصی بیاد بیاوریم، براحتی نظریه آشفتگی راجرز را میتوانیم در موقعیت خود درک کنیم. به عنوان مثال برای یک رابطه ما اهدافی را در سر میپرورانیم (تجربیات ارگانیزمی: امیدواریم که نیاز به تعلق را تجربه کنیم و شاید دراز مدت در رابطه بمانیم) و برای خود تصاویری از رابطه با آن شخص میسازیم (تصویر سازی خودپنداره: من لایق این رابطه هستم و من امنیت و ارامش را تجربه خواهم کرد). زمانیکه رابطه پایان میابد، تحت هر عنوانی، تمام تصاویر ما از این رابطه و خود در هم ریخته و و تصاویر ما از رابطه امن ناگهان به تزلزل در آمده و طبیعتا آشفتگی در ما ایجاد خواهد شد، چرا که بر اثر تجربیات ما و شاید ترس از دست دادن، یا طرحواره های گذشته تریگر هایی میشوند که امنیت و آرامش را سلب کرده و ایجاد آشفتگی میکند.
#آشفتگی #خودپنداره #تجربه_ارگانیزمی_راجرز
پایان
@thinkpluswithus
@dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
دکتر موریس ستودگان
یک پیام کارآمدی برای مراجعین مقاوم
©️ بدبینی به روانشناسی می تواند دلایل مختلفی داشته باشد، چگونه با آن برخورد کنیم.
برخی از این دلایل عبارتند از:
*️⃣ مراجع ممکن است پارانویید باشد.
*️⃣ تجربیات منفی قبلی با روانشناسان یا سایر متخصصان بهداشت روان.
*️⃣ باورهای منفی در مورد روانشناسی، مانند اینکه روانشناسی یک علم نیست یا اینکه روانشناسان نمی توانند به آنها کمک کنند.
*️⃣ ترس از اینکه روانشناس ممکن است آنها را قضاوت کند یا به آنها برچسب بزند.
*️⃣ نگرانی در مورد حفظ حریم خصوصی یا محرمانه بودن.
*️⃣ هزینه بالای روان درمانی.
در صورتی که مراجع به روانشناسی بدبین باشد، روانشناس می تواند با انجام موارد زیر به او کمک کند:
🔠 ایجاد رابطه درمانی قوی و مبتنی بر اعتماد.
🔠 توضیح اینکه روانشناسی یک علم است و روانشناسان از روش های مبتنی بر شواهد برای کمک به مراجعان استفاده می کنند.
🔠 اجتناب از قضاوت یا برچسب زدن به مراجع.
🔠 احترام به حریم خصوصی و محرمانه بودن مراجع.
🔠 ارائه گزینه های مقرون به صرفه برای روان درمانی.
با انجام این کارها، یک روانشناس می تواند به مراجع کمک کند تا بر بدبینی خود غلبه کند و از روان درمانی بهره مند شود.
🔠 صبور و درک کننده باشیم.
🔠 به خاطر داشته باشیم که بدبینی مراجع ممکن است ناشی از تجربیات منفی قبلی یا باورهای منفی در مورد روانشناسی باشد. برای ایجاد اعتماد و رابطه درمانی قوی، مهم است که صبور و درک کننده باشیم.
🔠 شفاف و صادق باشیم.
🔠 در مورد فرآیند روان درمانی و آنچه مراجع می تواند از آن انتظار داشته باشد، شفاف و صادق باشیم. این به مراجع کمک می کند تا احساس امنیت و اطمینان بیشتری داشته باشد.
🔠 به مراجع اجازه دهیم تا کنترل داشته باشد.
🔠 به مراجع اجازه دهیم تا در مورد روند روان درمانی خود تصمیم گیری کند. این به او کمک می کند تا احساس قدرت و کنترل بیشتری داشته باشد.
🔠 از بازخورد مراجع استقبال کنیم.
🔠 از مراجع بخواهیم تا بازخورد خود را در مورد روان درمانی به ما بگوید. این به ما کمک می کند تا بفهمیم که چه چیزی برای مراجع مفید است و چه چیزی نیست.
🔠 در صورت لزوم، مراجع را به یک روانشناس دیگر ارجاع دهیم.
🔠 اگر احساس می کنیم که نمی توانیم به مراجع کمک کنیم، او را به یک روانشناس دیگر ارجاع دهیم. این به مراجع کمک می کند تا روانشناسی را پیدا کند که برای او مناسب تر است.
🔠 اما مهم است
🔠 از خودمان مراقبت کنیم.
کار با مراجعان بدبین می تواند از نظر احساسی فرساینده باشد. بنابراین، مهم است که از خودمان مراقبت کنیم و از فرسودگی شغلی جلوگیری کنیم. این کار را می توانیم با انجام فعالیت هایی مانند ورزش، مدیتیشن، گذراندن وقت با عزیزان و غیره انجام دهیم.
🔠 با یک همکار یا سرپرست مشورت کنیم.
اگر در مورد نحوه برخورد با یک مراجع بدبین مطمئن نیستیم، با یک همکار یا سرپرست مشورت کنیم. آنها می توانند به ما کمک کنند تا یک برنامه درمانی مناسب برای مراجع ایجاد کنیم و از ما حمایت کنند.
🔠 به یاد داشته باشیم که ما تنها نیستیم.
بسیاری از روانشناسان با مراجعان بدبین مواجه شده اند. به یاد داشته باشیم که ما تنها نیستیم و می توانیم از تجربیات دیگران یاد بگیریم.
امیدوارم این نکات به شما در کنار آمدن با مراجعان بدبین به روانشناسی کمک کند.
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
یک پیام کارآمدی برای مراجعین مقاوم
برخی از این دلایل عبارتند از:
در صورتی که مراجع به روانشناسی بدبین باشد، روانشناس می تواند با انجام موارد زیر به او کمک کند:
با انجام این کارها، یک روانشناس می تواند به مراجع کمک کند تا بر بدبینی خود غلبه کند و از روان درمانی بهره مند شود.
کار با مراجعان بدبین می تواند از نظر احساسی فرساینده باشد. بنابراین، مهم است که از خودمان مراقبت کنیم و از فرسودگی شغلی جلوگیری کنیم. این کار را می توانیم با انجام فعالیت هایی مانند ورزش، مدیتیشن، گذراندن وقت با عزیزان و غیره انجام دهیم.
اگر در مورد نحوه برخورد با یک مراجع بدبین مطمئن نیستیم، با یک همکار یا سرپرست مشورت کنیم. آنها می توانند به ما کمک کنند تا یک برنامه درمانی مناسب برای مراجع ایجاد کنیم و از ما حمایت کنند.
بسیاری از روانشناسان با مراجعان بدبین مواجه شده اند. به یاد داشته باشیم که ما تنها نیستیم و می توانیم از تجربیات دیگران یاد بگیریم.
امیدوارم این نکات به شما در کنار آمدن با مراجعان بدبین به روانشناسی کمک کند.
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🔠 توصیه های استفاده از رسانه های اجتماعی
مشاوره سلامت APA در مورد استفاده از رسانه های اجتماعی در نوجوانی موارد زیر را توصیه کرده و این توصیه ها مبتنی بر شواهد علمی تحقیق شده تا به امروز میباشند:
🔠 ۱. جوانان با استفاده از رسانه های اجتماعی باید تشویق شوند تا از امکاناتی که ایجاد میشود، استفاده کنند تا فرصت هایی جدید برای حمایت از روابط اجتماعی، همراهی آنلاین و صمیمیت عاطفی که می تواند جامعه پذیری سالم را ترویج کند، را بیاموزند.
🔠 ۲. استفاده از رسانه های اجتماعی، عملکرد، و مجوزها/رضایت باید متناسب با قابلیتهای رشدی جوانان باشد. این بدین معناست که طرحهایی که برای بزرگسالان طراحی میشوند، ممکن است مناسب برای کودکان و نوجوانان نبوده و در دراز مدت اسیب زا باشند.
🔠 ۳. در اوایل نوجوانی (یعنی معمولاً ۱۰ تا ۱۴ سالگی)، نظارت بزرگسالان (به عنوان الگو، مداوم بررسی کردن، بحث و گفتگو در مورد سایت ها، و مربیگری در مورد محتوای رسانه های اجتماعی) برای اکثر خانواده ها توصیه می شود. استفاده از رسانه های اجتماعی برای استقلال مفید بوده و استقلال جوانان ممکن است به تدریج با افزایش سن بیشتر شود و اگر سن نوجوانان افزایش یابد، مهارت های سواد دیجیتال را بیشتر به دست خواهند آورد. با این حال نظارت بر استفاده جوانان از رسانه ها باید متعادل با سن جوانان و متناسب نیازهایشان برای حفظ حریم خصوصی آنها باشد.
🔠 ۴. برای کاهش خطرات آسیب روانی، مواجهه نوجوانان با محتوا در رسانه های اجتماعی که رفتار غیرقانونی یا ناسازگار روانی را به تصویر می کشد، از جمله محتوایی که جوانان را به انجام رفتارهای مخاطرهآمیز هدایت یا تشویق میکند، محدود شده و کلیپ های آسیب زا که به عنوان آسیب رساندن به خود (مانند خود بریدن یا خودکشی)، آسیب رساندن به دیگران، یا کسانی که اختلال در غذا خوردن را تشویق می کنند، محدود شود. اموزش رفتارهای ناهنجار مغایر با سنین (مانند اختلال در غذا خوردن و محدود کردن تغذیه و اختلال در ان و یا ورزش های بیش از حد خطرناک) باید محدود، گزارش و حذف شوند. علاوه بر این، فناوری نباید با محتوی سازی نادرست کاربران را به سمتی غیر هنجار و غیر اخلاقی سوق دهد.
🔠 ۵. برای به حداقل رساندن آسیب روانی، لازم است قرار گرفتن نوجوانان در معرض "نفرت پراکنی سایبری" تبعیض آنلاین، تعصب، نفرت، یا آزار و اذیت سایبری به ویژه به سمت یک گروه به حاشیه رانده شده (به عنوان مثال، نژادی، قومیت، جنسیت، جنسی، مذهبی، وضعیت توانایی)، یا نسبت به یک فرد به دلیل هویت یا همبستگی آنها با گروهی به حاشیه رانده شده است، به حداقل رسانده و محدود شوند.
🔠 ۶. نوجوانان باید به طور معمول برای علائم «شبکه های اجتماعی مشکل ساز» غربالگری شوند و از شبکه هایی که استفاده می کنند خطر بالا بردن اختلال در توانایی آنها در نقش ها و کارهای روزمره شناسایی شوند و ممکن است خطر آسیب های روانی جدی تری را در طول زمان تجربه کنند.
🔠 ۷. استفاده از رسانه های اجتماعی باید محدود شود تا تداخلی با خواب و فعالیت های بدنی نوجوانان ایجاد نشود.
🔠 ۸. نوجوانان باید استفاده از رسانه های اجتماعی را برای مقایسه پیرامون محتوای مرتبط با زیبایی یا ظاهر خود محدود کنند.
🔠 ۹. استفاده نوجوانان از رسانه های اجتماعی باید مقدم بر آموزش سواد باشد. برای اطمینان از اینکه کاربران شایستگی های روانشناختی را توسعه داده و مهارت هایی که شانس ایجاد روابط و مهارت های اجتماعی متعادل، ایمن و معنادار را به حداکثر می رساند را با استفاده از رسانه ها امکان پذیر کنند.
🔠 ۱۰. منابع قابل توجهی باید برای بررسی علمی ادامه دار فراهم شود تا اثرات مثبت و منفی رسانه های اجتماعی بر رشد نوجوانان تحقیق، توصیه و شفاف سازی شوند.
برای خواندن کل مطلب و دلایل علمی آن رجوع کنید به لینک زیر؛
www.apa.org/topics social-media-internet/health-advisory-adolescent-social-media-use
منبع:
APA; MONITOR ON PSYCHOLOGY SEPTEMBER 2023 51
@thinkpluswithus
@dr_morris_setudegan
مشاوره سلامت APA در مورد استفاده از رسانه های اجتماعی در نوجوانی موارد زیر را توصیه کرده و این توصیه ها مبتنی بر شواهد علمی تحقیق شده تا به امروز میباشند:
برای خواندن کل مطلب و دلایل علمی آن رجوع کنید به لینک زیر؛
www.apa.org/topics social-media-internet/health-advisory-adolescent-social-media-use
منبع:
APA; MONITOR ON PSYCHOLOGY SEPTEMBER 2023 51
@thinkpluswithus
@dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نواح هراری در مورد علم
👏2
دکتر موریس ستودگان
🚩 🚩 نگاهی کوتاه به "سه گانه تاریک" یا dark triad
در روانشناسی تا سال ۲۰۰۲، مفهوم "سهگانه تاریک" به معنای سه ویژگی یا ویژگیهای اصلی در شخصیت انسان اشاره داشت، که معمولاً با اختلالات روانی و مشکلات رفتاری مرتبط میشوند. این سه ویژگی عبارتند از:
*️⃣ 1️⃣ . مصرف مواد مخدر و الکل: افرادی که دارای مصرف مفرط مواد مخدر و الکل هستند، ممکن است با مشکلاتی نظیر اعتیاد و اختلالات روانی مواجه شوند.
*️⃣ 2️⃣ . اختلالات رفتاری: شامل مشکلاتی نظیر تجاوز به حقوق دیگران، خشونت و نقض قوانین اجتماعی میشود.
*️⃣ 3️⃣ . اختلالات شخصیتی: شامل ویژگیهای نامناسب در شخصیت افراد مانند عدم توانایی در کنترل عصبانیت، نقص احترام به حقوق دیگران و عدم تطابق با مقررات اجتماعی است.
این سه ویژگی به عنوان "سهگانه تاریک" شناخته میشد، زیرا معمولاً با مشکلات جدی در زندگی افراد و اجتماعی همراه هستند.
❗️ اما در سال ۲۰۰۲ تعریف جدیدی از سه گانه تاریک توسط دانشگاه بریتیش کلمبیا در روانشناسی ارائه شد که به سه ویژگی شخصیتی منفی و به هم پیوسته اطلاق می شود که عبارتند از: ماکیاولیسم، خودشیفتگی و روان پریشی. این سه ویژگی، با تمایل به استثمار و آسیب رساندن به دیگران، عدم همدلی و فقدان وجدان مشخص می شوند. افراد مبتلا به سه گانه تاریک، اغلب دست به رفتارهای ضد اجتماعی و مجرمانه می زنند و در روابط بین فردی خود نیز مشکل دارند.
این تعریف در فرم جدید خود اولین بار توسط پروفسور دانیل جونز و همکارانش در دانشگاه بریتیش کلمبیا در سال 2002 شناسایی و به ثبت رسید. آنها دریافتند که این سه ویژگی شخصیتی، با هم همبستگی بالایی دارند و تمایل دارند که با هم در یک فرد وجود داشته باشند. آنها همچنین دریافتند که سه گانه تاریک، با تعدادی از پیامدهای منفی، از جمله افزایش پرخاشگری، خشونت، رفتارهای ضد اجتماعی و مشکلات در روابط بین فردی عمدتا مرتبط است.
از آن زمان، تحقیقات زیادی در مورد سه گانه تاریک انجام شده است و مشخص شده است که این سه ویژگی شخصیتی، با تعدادی از عوامل دیگر، از جمله
🔠 ژنتیک،
🔠 محیط و
🔠 تجربیات دوران کودکی
مرتبط هستند. همچنین مشخص شده است که سه گانه تاریک، با تعدادی از اختلالات روانی، از جمله اختلال شخصیت ضد اجتماعی، اختلال شخصیت خودشیفته و اختلال شخصیت پارانوئید همپوشانی دارد.
سه گانه تاریک، یک مفهوم نسبتاً جدید در روانشناسی است و هنوز تحقیقات زیادی در مورد آن در حال انجام است. با این حال، شواهد موجود نشان می دهد که سه گانه تاریک، یک پدیده مهم است که می تواند پیامدهای منفی قابل توجهی برای افراد و جامعه داشته باشد.
گرچه سه گانه تاریک، یک مفهوم کاملا بحث برانگیز است اما برخی از محققان معتقدند که این سه ویژگی شخصیتی، لزوماً منفی نیستند. آنها استدلال می کنند که ماکیاولیسم می تواند به افراد کمک کند تا در موقعیت های اجتماعی پیچیده، دست بالا را داشته باشند، خودشیفتگی می تواند به افراد کمک کند تا اعتماد به نفس و عزت نفس بالایی داشته باشند، و روان پریشی می تواند به افراد کمک کند تا خلاق و نوآور باشند.
با این حال، اکثر محققان معتقدند که سه گانه تاریک، یک پدیده منفی است که می تواند پیامدهای جدی برای افراد و جامعه داشته باشد. آنها استدلال می کنند که افراد مبتلا به سه گانه تاریک، بیشتر در معرض خطر ابتلا به اختلالات روانی، رفتارهای ضد اجتماعی و مجرمانه هستند و در روابط بین فردی خود نیز مشکل دارند.
تحقیقات در مورد سه گانه تاریک، همچنان در حال انجام است و هنوز چیزهای زیادی در مورد این پدیده وجود دارد که نمی دانیم. با این حال، شواهد موجود نشان می دهد که سه گانه تاریک، یک مفهوم مهم است که باید بیشتر بررسی و تحقیق شود.
1
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
در روانشناسی تا سال ۲۰۰۲، مفهوم "سهگانه تاریک" به معنای سه ویژگی یا ویژگیهای اصلی در شخصیت انسان اشاره داشت، که معمولاً با اختلالات روانی و مشکلات رفتاری مرتبط میشوند. این سه ویژگی عبارتند از:
این سه ویژگی به عنوان "سهگانه تاریک" شناخته میشد، زیرا معمولاً با مشکلات جدی در زندگی افراد و اجتماعی همراه هستند.
این تعریف در فرم جدید خود اولین بار توسط پروفسور دانیل جونز و همکارانش در دانشگاه بریتیش کلمبیا در سال 2002 شناسایی و به ثبت رسید. آنها دریافتند که این سه ویژگی شخصیتی، با هم همبستگی بالایی دارند و تمایل دارند که با هم در یک فرد وجود داشته باشند. آنها همچنین دریافتند که سه گانه تاریک، با تعدادی از پیامدهای منفی، از جمله افزایش پرخاشگری، خشونت، رفتارهای ضد اجتماعی و مشکلات در روابط بین فردی عمدتا مرتبط است.
از آن زمان، تحقیقات زیادی در مورد سه گانه تاریک انجام شده است و مشخص شده است که این سه ویژگی شخصیتی، با تعدادی از عوامل دیگر، از جمله
مرتبط هستند. همچنین مشخص شده است که سه گانه تاریک، با تعدادی از اختلالات روانی، از جمله اختلال شخصیت ضد اجتماعی، اختلال شخصیت خودشیفته و اختلال شخصیت پارانوئید همپوشانی دارد.
سه گانه تاریک، یک مفهوم نسبتاً جدید در روانشناسی است و هنوز تحقیقات زیادی در مورد آن در حال انجام است. با این حال، شواهد موجود نشان می دهد که سه گانه تاریک، یک پدیده مهم است که می تواند پیامدهای منفی قابل توجهی برای افراد و جامعه داشته باشد.
گرچه سه گانه تاریک، یک مفهوم کاملا بحث برانگیز است اما برخی از محققان معتقدند که این سه ویژگی شخصیتی، لزوماً منفی نیستند. آنها استدلال می کنند که ماکیاولیسم می تواند به افراد کمک کند تا در موقعیت های اجتماعی پیچیده، دست بالا را داشته باشند، خودشیفتگی می تواند به افراد کمک کند تا اعتماد به نفس و عزت نفس بالایی داشته باشند، و روان پریشی می تواند به افراد کمک کند تا خلاق و نوآور باشند.
با این حال، اکثر محققان معتقدند که سه گانه تاریک، یک پدیده منفی است که می تواند پیامدهای جدی برای افراد و جامعه داشته باشد. آنها استدلال می کنند که افراد مبتلا به سه گانه تاریک، بیشتر در معرض خطر ابتلا به اختلالات روانی، رفتارهای ضد اجتماعی و مجرمانه هستند و در روابط بین فردی خود نیز مشکل دارند.
تحقیقات در مورد سه گانه تاریک، همچنان در حال انجام است و هنوز چیزهای زیادی در مورد این پدیده وجود دارد که نمی دانیم. با این حال، شواهد موجود نشان می دهد که سه گانه تاریک، یک مفهوم مهم است که باید بیشتر بررسی و تحقیق شود.
1
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
شاید در اینجا لازمباشد کوتاه به سه ضلع "سه گانه تاریک" و مجموعهای از سه ویژگی شخصیتی که اشاره دارد و عمدتا با رفتارها و ویژگیهای منفی و نامطلوب اجتماعی مرتبط هستند، نگاهی بیاندازیم.
1️⃣ نارسیسیسم: خلاصه این ویژگی شامل احساس بیش از حد اهمیت شخصی، نیاز به تحسین بیش از حد و عدم همدردی با دیگران میشود. افراد با سطح بالایی از نارسیسیسم معمولاً خودمحور و باور به تفوق خود بر دیگران هستند. نارسیسم یا خودشیفتگی حالتی است که فرد احساس خودبزرگ بینی، نیاز به تحسین مداوم و همدلی کم دارد. افراد خودشیفته اغلب به عنوان مغرور، متکبر و مغرور توصیف می شوند. آنها ممکن است نیاز شدیدی به تحسین داشته باشند و در برابر انتقاد بسیار حساس باشند. افراد خودشیفته همچنین ممکن است فاقد همدلی باشند، به این معنی که آنها قادر به درک احساسات و دیدگاه های دیگران نیستند.
خودشیفتگی می تواند یک اختلال شخصیت باشد که به عنوان اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) شناخته می شود. NPD یک اختلال روانی است که با الگوی فراگیر خودبزرگ بینی، نیاز به تحسین و فقدان همدلی مشخص می شود. افراد مبتلا به NPD اغلب در روابط خود مشکل دارند و ممکن است در محل کار یا مدرسه و زندگی مشترک با مشکلات بزرگی مواجه شوند. متاسفانه تاکنون هیچ درمان واحدی برای خودشیفتگی وجود ندارد، اما درمان می تواند به افراد مبتلا به NPD کمک کند تا علائم خود را مدیریت کنند و روابط خود را بهبود بخشند.
2️⃣ . ماکیاولیسم: این ویژگی به تزلزل، حیلهگری و آمادگی برای بهرهبرداری از دیگران به منظور بهرهمندی شخصی اشاره دارد. افراد با سطح بالای ماکیاولیسم معمولاً در تعاملات خود منطقی و مرتبک واکنش نشان میدهند. شخصیت ماکیاولیسم عمدتا با دستکاری، تاثیرگذاری، حقایق را به نفع خود تغییر دادن، و استثمار دیگران برای منافع شخصی مشخص می شود. ماکیاولیست ها اغلب به عنوان حیله گر، فریبکار و بی وجدان توصیف می شوند. آنها ممکن است از جذابیت، چاپلوسی و ارعاب برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنند. ماکیاولیسم می تواند یک ویژگی مفید در تجارت و سیاست باشد، اما همچنین می تواند به روابط شخصی و شهرت فرد آسیب برساند.
در روانشناسی، ماکیاولیسم با تعدادی از پیامدهای منفی مرتبط است، از جمله:
➖ افزایش خطر ابتلا به اختلالات شخصیت ضد اجتماعی و خودشیفته
➖ افزایش پرخاشگری و خشونت
➖ کاهش همدلی و دلسوزی
➖ افزایش احتمال درگیری در رفتارهای مجرمانه
➖ کاهش رضایت از زندگی و شادی
3️⃣ . روانپریشی: روانپاتی یا روان پریشی شامل ویژگیهایی چون عدم افتراق و همدردی، احساسات کمعمق و سطحی و تمایل به رفتارهای ترسناک و ضداجتماعی است. روانپاتها معمولاً حقوق دیگران را نادیده میگیرند و این به آن دلیل آیت که روانپریشی یک وضعیت ناهنجاری روانی است که با تغییرات در تفکر، حالتهای عاطفی، رفتار، و تعاملات اجتماعی فرد همراه است. این وضعیت ممکن است به صورت موقت یا مزمن اتفاق بیفتد و میتواند از خفیف و شایع تا شدید و نادر باشد.
علایم روانپریشی میتواند شامل افکار تندروی، افسردگی، اضطراب، وسواس، توهم، هلوسیونها، تغییرات در خواب و اشتها، انزوا، ترسهای نامعقول، و مشکلات اجتماعی و شغلی باشد. روانپریشی میتواند به علت عوامل ژنتیکی، شیمیایی مثل مشرف دارو، محیطی، یا ترکیبی از این عوامل ایجاد شود.
درمان روانپریشی معمولاً شامل مشاوره روانشناختی، مصرف داروها (اگر لازم باشد)، و تغییرات در سبک زندگی میشود. درمان میتواند به بهبود علائم و بهبود کیفیت زندگی فرد کمک کند.
علت اینکه این ویژگیها که به طور جمعی به عنوان "سه گانه تاریک" شناخته میشوند، این است که این افراد با رفتارها و نگرشهای میتوانند برای دیگران و نهایتا خود اسیب زا باشند و اغلب رفتارهای انها مغایر با مطلوب ها و هنجارهای اجتماعیست. محققان این ویژگیها را برای بهتر درک تأثیر آنها بر رفتار افراد و روابط بینافراد مورد مطالعه قرار دادهاند.
2
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
خودشیفتگی می تواند یک اختلال شخصیت باشد که به عنوان اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) شناخته می شود. NPD یک اختلال روانی است که با الگوی فراگیر خودبزرگ بینی، نیاز به تحسین و فقدان همدلی مشخص می شود. افراد مبتلا به NPD اغلب در روابط خود مشکل دارند و ممکن است در محل کار یا مدرسه و زندگی مشترک با مشکلات بزرگی مواجه شوند. متاسفانه تاکنون هیچ درمان واحدی برای خودشیفتگی وجود ندارد، اما درمان می تواند به افراد مبتلا به NPD کمک کند تا علائم خود را مدیریت کنند و روابط خود را بهبود بخشند.
در روانشناسی، ماکیاولیسم با تعدادی از پیامدهای منفی مرتبط است، از جمله:
علایم روانپریشی میتواند شامل افکار تندروی، افسردگی، اضطراب، وسواس، توهم، هلوسیونها، تغییرات در خواب و اشتها، انزوا، ترسهای نامعقول، و مشکلات اجتماعی و شغلی باشد. روانپریشی میتواند به علت عوامل ژنتیکی، شیمیایی مثل مشرف دارو، محیطی، یا ترکیبی از این عوامل ایجاد شود.
درمان روانپریشی معمولاً شامل مشاوره روانشناختی، مصرف داروها (اگر لازم باشد)، و تغییرات در سبک زندگی میشود. درمان میتواند به بهبود علائم و بهبود کیفیت زندگی فرد کمک کند.
علت اینکه این ویژگیها که به طور جمعی به عنوان "سه گانه تاریک" شناخته میشوند، این است که این افراد با رفتارها و نگرشهای میتوانند برای دیگران و نهایتا خود اسیب زا باشند و اغلب رفتارهای انها مغایر با مطلوب ها و هنجارهای اجتماعیست. محققان این ویژگیها را برای بهتر درک تأثیر آنها بر رفتار افراد و روابط بینافراد مورد مطالعه قرار دادهاند.
2
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM